مهدی خداییصفت
| مهدی خداییصفت | |
|---|---|
مهدی خداییصفت | |
| محل زندگی | ایران، فرانسه، عراق و آلبانی |
| ملیت | ایرانی |
| تابعیت | ایرانی |
| تحصیلات | دانشکده بازرگانی |
| پیشه | فعال سیاسی، نویسنده و پژوهشگر |
| سالهای فعالیت | ۱۳۴۸ تاکنون |
| نهاد | سازمان مجاهدین خلق ایران؛ شورای ملی مقاومت ایران |
| شناختهشده برای | عضویت در نسل نخست سازمان مجاهدین، زندانی سیاسی حکومت پهلوی و تألیف آثاری درباره انقلاب ۱۳۵۷ و مقاومت ایران |
| نقشهای برجسته | از مسئولان سازمان مجاهدین و از دبیران شورای ملی مقاومت ایران |
| تأثیرگذاران | محمد حنیفنژاد، محمود عسگریزاده، رضا رضایی و مسعود رجوی |
| حزب سیاسی | سازمان مجاهدین خلق ایران |
| جنبش | مقاومت ایران |
| مخالفان | حکومت پهلوی؛ جمهوری اسلامی ایران |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| اتهامها | عضویت و فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ایران |
| مجازاتها | ۱۵ سال حبس در حکومت پهلوی؛ محاکمهٔ غیابی در جمهوری اسلامی |
| آثار | انقلاب؛ طلوع یا غروب؟؛ آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران؛ زنان در مقاومت ایران |
| خویشاوندان | علی خداییصفت |
مهدی خداییصفت فعال سیاسی، نویسنده، از اعضای نسل نخست سازمان مجاهدین خلق ایران و از دبیران شورای ملی مقاومت ایران است. او در سال ۱۳۴۸، هنگامی که دانشجوی دانشکدهٔ بازرگانی بود، از طریق محمود عسگریزاده با سازمان مجاهدین ارتباط برقرار کرد و توسط محمد حنیفنژاد، از بنیانگذاران سازمان، عضوگیری شد.[۱]
خداییصفت در شهریور ۱۳۵۰، همزمان با موج گستردهٔ بازداشت اعضای سازمان مجاهدین توسط ساواک، دستگیر شد. او پس از بازجویی و شکنجه به ۱۵ سال زندان محکوم گردید و تا دی ۱۳۵۷ در زندانهای اوین، قصر و قزلحصار زندانی بود.[۲] او در دورهٔ زندان از اعضای تشکیلات مجاهدین در زندان بود و بعدها خاطرات و مشاهدات خود از شیوههای ارتباط میان زندانیان، شکنجههای ساواک، آموزشهای درون زندان و فعالیتهای مسعود رجوی و دیگر مسئولان سازمان را بازگو کرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، خداییصفت فعالیت خود را در سازمان مجاهدین ادامه داد. منابع وابسته به مقاومت ایران از او بهعنوان یکی از مسئولان سازمان و از دبیران شورای ملی مقاومت یاد کردهاند. او همچنین کتابها و مقالههایی دربارهٔ انقلاب ۱۳۵۷، تاریخ سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت، مشارکت زنان در مقاومت ایران و تحولات سیاسی ایران نوشته است.[۱]
در سال ۱۴۰۲، نام مهدی خداییصفت در فهرست ۱۰۴ عضو سازمان مجاهدین و مقاومت ایران قرار گرفت که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محاکمهٔ غیابی آنان را آغاز کرد. سازمان مجاهدین این محاکمه را فاقد اعتبار قضایی و بخشی از کارزار سیاسی و امنیتی حکومت علیه مخالفان خود توصیف کرده است.[۳]
زندگی و دوران جوانی
اطلاعات منتشرشده دربارهٔ تاریخ تولد و سالهای نخست زندگی مهدی خداییصفت محدود است. بر اساس روایت شخصی او، دوران کودکی و جوانیاش در خانوادهای کمدرآمد سپری شد. مشاهدهٔ فقر در جامعه، در کنار آگاهی از منابع و ثروتهای ایران، از عواملی بود که او را به مسائل اجتماعی علاقهمند کرد.[۱]
خداییصفت بعدها دو خواستهٔ اصلی دوران نوجوانی خود را رفع فقر و دستیابی به آزادی توصیف کرد. او پیش از ورود به دانشگاه با قرآن، نهجالبلاغه و برخی تفاسیر مذهبی آشنا بود و در محافل مذهبی و سیاسی شرکت میکرد.[۴]
تجربهٔ قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
خداییصفت آغاز توجه جدی خود به سیاست را با وقایع قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مرتبط دانسته است. او در گفتوگویی با رادیو مجاهد گفت که هنگام رفتن به جلسهٔ امتحان، استقرار تانکها و نیروهای نظامی در خیابانهای تهران را مشاهده کرد.
به روایت او، در نزدیکی میدان شاه، که بعدها میدان انقلاب نام گرفت، چند تن از معترضان در نزدیکی محل حضورش هدف تیراندازی قرار گرفتند. این واقعه و سرکوب اعتراضهای مردمی در شکلگیری نگرش سیاسی او تأثیر گذاشت.[۱]
تحصیلات و فعالیت دانشجویی
خداییصفت در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۴۰ در دانشکدهٔ بازرگانی تحصیل میکرد. او در این دانشکده با محمود عسگریزاده همکلاس بود. عسگریزاده از اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین بود و در ۴ خرداد ۱۳۵۱ همراه با بنیانگذاران سازمان توسط حکومت پهلوی تیرباران شد.
خداییصفت و عسگریزاده در فعالیتهای سیاسی و دانشجویی همکاری داشتند. خداییصفت بهتدریج دریافت که همکلاسیاش با یک جریان سیاسی سازمانیافته ارتباط دارد و از او خواست که امکان پیوستنش به آن جریان را فراهم کند.[۱]
پیوستن به سازمان مجاهدین خلق ایران
مهدی خداییصفت در پاییز ۱۳۴۸ از طریق محمود عسگریزاده به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. به گفتهٔ او، عسگریزاده پیش از برقراری ارتباط تشکیلاتی، مدتی فعالیتها و آمادگی او برای مبارزهٔ حرفهای را ارزیابی کرده بود.[۱]
نخستین ملاقات تشکیلاتی خداییصفت با محمد حنیفنژاد برگزار شد. او بعدها از این دیدار بهعنوان یکی از نقاط تعیینکنندهٔ زندگی خود یاد کرد. خداییصفت گفته است که در نخستین جلسات، حنیفنژاد دیدگاه سازمان دربارهٔ تکامل، مسئولیت انسان، مبارزهٔ اجتماعی و ضرورت تأسیس یک تشکیلات انقلابی را برای او توضیح داد.[۴]
مسئولان تشکیلاتی خداییصفت در دورههای مختلف پیش از ضربهٔ شهریور ۱۳۵۰ عبارت بودند از:
خداییصفت در توصیف این دوره، مسئولیتپذیری و تربیت کادرهای چندجانبه را از ویژگیهای مورد تأکید بنیانگذاران سازمان دانسته است.[۴]
ضربهٔ شهریور ۱۳۵۰ و بازداشت
در شهریور ۱۳۵۰، ساواک شبکهٔ سازمان مجاهدین را شناسایی کرد و شمار زیادی از اعضا و کادرهای آن را بازداشت نمود. این رویداد در منابع سازمان مجاهدین با عنوان ضربه اول شهریور ۱۳۵۰ شناخته میشود.
مهدی خداییصفت نیز در جریان این موج بازداشت شد و مستقیماً به زندان اوین انتقال یافت. او دربارهٔ نخستین دورهٔ بازداشت گفته است که بازجوییها در سلولهای انفرادی انجام میشد و زندانیان برای برقراری ارتباط با یکدیگر از شیوههایی مانند ضربهزدن به دیوار، مورس و جاسازی پیام استفاده میکردند.[۲]
بر اساس روایت خداییصفت، محمود عسگریزاده پس از بازداشت و از طریق شبکهٔ ارتباطی داخل زندان، چگونگی شناسایی و دستگیری او را اطلاع داد. این ارتباطها برای انتقال اطلاعات بازجویی و جلوگیری از افشای بیشتر تشکیلات به کار میرفت.[۲]
بازجویی و شکنجه
خداییصفت در نوشتهها و گفتوگوهای خود از شکنجه و نگهداری در سلول انفرادی در بازداشتگاه اوین سخن گفته است. به روایت او، هدف اعضای بازداشتشده در مرحلهٔ بازجویی، مقاومت در برابر شکنجه و جلوگیری از انتقال اطلاعات به ساواک بود.[۱]
او همچنین از سردردها و آسیبهای جسمی برخی زندانیان بر اثر شکنجه یاد کرده و فضای بازداشتگاه اوین در سال ۱۳۵۰ را تحت کنترل کامل بازجویان ساواک توصیف کرده است.
خداییصفت یکی از ۱۳۱ زندانی سیاسی دورهٔ پهلوی است که در بیانیهای جمعی، دربارهٔ شکنجهها و نقش پرویز ثابتی و ادارهٔ امنیت داخلی ساواک شهادت دادهاند.[۵]
محاکمه و محکومیت
دادگاه نظامی حکومت پهلوی، مهدی خداییصفت را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. منابع سازمان مجاهدین اتهام او را عضویت و ارتباط با این سازمان و مطالعه و نگهداری آثار سیاسی معرفی کردهاند.[۱]
او از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ در زندانهای زیر نگهداری شد:
اطلاعات منتشرشده دربارهٔ تاریخ انتقال او میان این زندانها کامل نیست.
فعالیت تشکیلاتی در زندان
خداییصفت در دوران زندان در تشکیلات زندانیان مجاهد فعالیت داشت. او برقراری ارتباط میان سلولها و بندها، انتقال گزارش بازجوییها، آموزش اعضا و رساندن جزوهها به دیگر زندانها را از فعالیتهای این تشکیلات معرفی کرده است.[۲]
به روایت او، اعضای سازمان حتی در سلول انفرادی برای ورزش، مطالعه، استراحت و طراحی راههای ارتباطی برنامهٔ روزانه داشتند. پس از انتقال به بندهای عمومی، کلاسهای آموزشی سیاسی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی برگزار میشد.[۱]
خداییصفت در خاطرات خود به نقش مسعود رجوی در بازسازی تشکیلات سازمان در زندان و تدوین آموزشهای ایدئولوژیک و سیاسی اشاره کرده است. او همچنین از موسی خیابانی، محمدرضا سعادتی و دیگر اعضای سازمان در تشکیلات زندان یاد کرده است.
مقابله با تغییر ایدئولوژی سال ۱۳۵۴
در سال ۱۳۵۴، بخشی از رهبری سازمان در خارج از زندان تغییر ایدئولوژی خود را اعلام کرد. سازمان مجاهدین از این تحول با عنوان ضربه اپورتونیستی چپنما یاد میکند.
خداییصفت که در آن زمان زندانی بود، در نوشتههای خود به اختلافها و آشفتگیهای ناشی از این رویداد در میان زندانیان اشاره کرده است. به روایت او، مسعود رجوی بر حفظ هویت اسلامی و انقلابی سازمان، بازسازی تشکیلات و عضویت مجدد افراد بر مبنای پذیرش اصول سازمان تأکید داشت.[۲]
خداییصفت این موضعگیری و سازماندهی دوبارهٔ اعضا در زندان را از عوامل حفظ سازمان مجاهدین در برابر انشعاب سال ۱۳۵۴ دانسته است.
آزادی از زندان
مهدی خداییصفت تا ماههای پایانی حکومت پهلوی در زندان بود. با گسترش انقلاب ۱۳۵۷، آزادی زندانیان سیاسی به یکی از خواستههای اصلی تظاهرات و اعتصابهای عمومی تبدیل شد.
آخرین گروه زندانیان سیاسی در ۳۰ دی ۱۳۵۷، چهار روز پس از خروج محمدرضا شاه از ایران، آزاد شدند. خداییصفت در نوشتهها و مصاحبههای خود از این رویداد بهعنوان یکی از دستاوردهای مهم انقلاب ضدسلطنتی یاد کرده است.[۲]
فعالیت پس از انقلاب ۱۳۵۷
خداییصفت پس از آزادی فعالیت خود را در سازمان مجاهدین ادامه داد. با آغاز دورهٔ فعالیت علنی پس از انقلاب، سازمان مجاهدین به انتشار نشریه، تشکیل انجمنها، برگزاری گردهماییها و فعالیت در میان دانشجویان، کارگران و دیگر اقشار جامعه پرداخت.
اطلاعات تفصیلی دربارهٔ مسئولیتهای خداییصفت در فاصلهٔ بهمن ۱۳۵۷ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در منابع رسمی سازمان محدود است. منابع مجاهدین از او بهعنوان یکی از مسئولان باسابقهٔ سازمان یاد کردهاند.[۱]
پس از تشدید سرکوب اعضا و هواداران سازمان و ورود مبارزه میان مجاهدین و جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه، خداییصفت نیز فعالیت خود را در تشکیلات سازمان ادامه داد. او در سالهای بعد در حوزههای سیاسی، آموزشی، پژوهشی و روابط مقاومت ایران فعالیت داشت.
فعالیت در شورای ملی مقاومت ایران
مهدی خداییصفت از اعضای شورای ملی مقاومت ایران و از دبیران این شورا بوده است. نام او در اسناد، مصوبات و بیانیههای اعضای شورا آمده است.[۶]
او در سال ۱۳۷۳ کتاب آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران را گردآوری کرد. در معرفی کتاب، از خداییصفت با عنوان «از دبیران شورا» یاد شده است. این اثر به معرفی تاریخچه، ساختار، برنامهها، مصوبات و روابط درونی شورای ملی مقاومت اختصاص دارد.
خداییصفت در مقالههای خود شورای ملی مقاومت را ائتلافی کثرتگرا و جایگزینی برای جمهوری اسلامی معرفی کرده است. نوشتههای او دربارهٔ شورا بر موضوعاتی مانند تصمیمگیری جمعی، تصویب مصوبات با اتفاق آرا، استقلال اعضا و ضرورت همبستگی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی متمرکز است.[۷]
نویسندگی و پژوهش
بخش مهمی از فعالیتهای مهدی خداییصفت به نگارش کتاب، مقاله و تحلیلهای سیاسی اختصاص داشته است. موضوع نوشتههای او عمدتاً تاریخ معاصر ایران، انقلاب ۱۳۵۷، سازمان مجاهدین، زندانهای دورهٔ پهلوی، شورای ملی مقاومت و نقش زنان در مقاومت ایران است.
او علاوه بر کتابهای مستقل، مقالههای متعددی در رسانههای وابسته به سازمان مجاهدین منتشر کرده است. این مقالهها هم شامل خاطرات تاریخی و هم تحلیل تحولات سیاسی معاصر ایران هستند.
انقلاب؛ طلوع یا غروب؟
خداییصفت کتاب انقلاب؛ طلوع یا غروب؟ را در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ نوشت.[۱] این اثر به زمینهها، روند و پیامدهای انقلاب ۱۳۵۷ میپردازد.
نویسنده در این کتاب میان انقلاب مردم علیه سلطنت و استقرار حکومت ولایت فقیه تمایز قائل میشود. او انقلاب را نتیجهٔ مبارزات و اعتراضهای مردم میداند و استقرار جمهوری اسلامی را حاصل تصرف رهبری انقلاب توسط روحالله خمینی و نیروهای روحانی معرفی میکند.
خداییصفت در این اثر رخدادهایی مانند سرکوب ۱۵ خرداد، شکلگیری مبارزهٔ مسلحانه، گسترش اعتراضهای سال ۱۳۵۷، آزادی زندانیان سیاسی، خروج شاه و بازگشت خمینی را بررسی کرده است.
آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران
کتاب آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران به گردآوری مهدی خداییصفت در خرداد ۱۳۷۳ توسط انتشارات ایرانکتاب منتشر شد. این اثر به معرفی شورای ملی مقاومت، اعضا، ساختار تشکیلاتی، برنامهٔ دولت موقت و مصوبات آن اختصاص دارد.
کتاب همچنین دیدگاه شورا دربارهٔ آزادیهای سیاسی، حقوق زنان، خودمختاری کردستان، جدایی دین و دولت، سیاست خارجی و انتقال حاکمیت به مردم را توضیح میدهد.
زنان در مقاومت ایران
زنان در مقاومت ایران از دیگر آثار مهدی خداییصفت است.[۱] موضوع این کتاب حضور و نقش زنان در سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت و مبارزه با جمهوری اسلامی است.
این اثر تحول جایگاه زنان در ساختار رهبری سازمان مجاهدین و مشارکت آنان در فعالیتهای سیاسی، تشکیلاتی و نظامی را بررسی میکند.
مقالهها و خاطرات تاریخی
از نوشتهها و برنامههای منتشرشدهٔ مهدی خداییصفت میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- «با مسعود، از بند قصر و اوین تا بند سین»
- «از رازهای ۳۰ دی»
- «۳۰ دی، یک لحظهٔ دورانساز»
- «هدیهٔ ماندگار مسعود»
- «در کجا ایستادهایم؟ چشمانداز و وظایف پیش رو»
- «برای آنچه آفریدی»
- «تبلور شرف یک خلق؛ نسلی که سد زمان را شکست»
- مجموعهگفتوگوهای «کنتراست» و «هماورد»
- برنامهٔ «من آنجا بودم»
مقالهٔ «با مسعود، از بند قصر و اوین تا بند سین» به خاطرات خداییصفت از تشکیلات زندان و فعالیتهای مسعود رجوی در زندانهای قصر و اوین اختصاص دارد.[۸]
مقالهٔ «تبلور شرف یک خلق» نیز به روند شکلگیری سازمان، دیدگاههای محمد حنیفنژاد و نقش نسلهای جوان در ادامهٔ مقاومت میپردازد.[۹]
دیدگاهها
انقلاب ۱۳۵۷
خداییصفت انقلاب ۱۳۵۷ را نتیجهٔ انباشت نارضایتیهای سیاسی و اجتماعی، سرکوب حکومت پهلوی و فعالیت طولانی نیروهای مبارز میداند. او نظریهٔ پیدایش ناگهانی انقلاب را رد میکند و مبارزات سیاسی، اعتصابها، تظاهرات و فعالیت سازمانهای پیشتاز را زمینههای انقلاب معرفی میکند.
در دیدگاه او، سرنگونی سلطنت با استقرار یک نظام دموکراتیک همراه نشد؛ زیرا خمینی و نیروهای روحانی با قبضهکردن قدرت، دستاوردهای انقلاب را به نظام ولایت فقیه تبدیل کردند.
مبارزهٔ سازمانیافته
یکی از موضوعات تکرارشونده در نوشتههای خداییصفت، ضرورت سازمان و تشکیلات برای مبارزهٔ سیاسی است. او تأسیس سازمان مجاهدین توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان را پاسخی به شکست شیوههای اصلاحطلبانه پس از سرکوب ۱۵ خرداد میداند.[۴]
شورای ملی مقاومت
خداییصفت شورای ملی مقاومت را مهمترین ائتلاف سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و چارچوبی برای انتقال حاکمیت به مردم توصیف میکند. او ماندگاری این شورا را حاصل پایبندی اعضا به اصول جمعی، استقلال و تحمل اختلافنظرها میداند.[۷]
محاکمهٔ غیابی در جمهوری اسلامی
در سال ۱۴۰۲، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محاکمهٔ غیابی ۱۰۴ تن از اعضا و مسئولان سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت را آغاز کرد. نام مهدی خداییصفت نیز در فهرست متهمان این پرونده قرار گرفت.
رسانههای حکومتی اتهامهایی دربارهٔ عضویت و مسئولیتهای او در سازمان مجاهدین مطرح کردهاند. این اتهامها در دادگاهی رسیدگی میشود که متهمان و وکلای انتخابی آنان در آن حضور ندارند.
سازمان مجاهدین این فرایند را «محاکمهٔ غیابی مقاومت ایران» نامیده و آن را اقدامی تبلیغاتی، امنیتی و زمینهساز فشار، تعقیب و تروریسم علیه اعضای اپوزیسیون در خارج از ایران معرفی کرده است.[۳] سخنگوی سازمان مجاهدین اعلام کرده است که اتهام مبارزه و شورش علیه دو دیکتاتوری سلطنتی و دینی را افتخار اعضای این سازمان میداند، اما صلاحیت و مشروعیت قضایی دادگاه جمهوری اسلامی را بهرسمیت نمیشناسد.
جایگاه در سازمان مجاهدین
منابع سازمان مجاهدین، خداییصفت را از مسئولان باسابقه و اعضای نسل نخست این سازمان معرفی کردهاند. سابقهٔ او مراحل مختلف تاریخ سازمان را دربرمیگیرد:
- پیوستن به سازمان پیش از ضربهٔ سال ۱۳۵۰؛
- ارتباط مستقیم با بنیانگذاران سازمان؛
- تحمل بیش از هفت سال زندان در حکومت پهلوی؛
- فعالیت در تشکیلات زندانیان مجاهد؛
- مقابله با تغییر ایدئولوژی سال ۱۳۵۴؛
- ادامهٔ فعالیت پس از انقلاب ۱۳۵۷؛
- عضویت در شورای ملی مقاومت ایران؛
- فعالیت در حوزهٔ آموزش، پژوهش و تدوین تاریخ مقاومت؛
- نگارش کتابها و مقالههای سیاسی و تاریخی.
بخش عمدهٔ شناخت عمومی از زندگی خداییصفت مبتنی بر مصاحبهها، خاطرات و نوشتههای خود او و منابع وابسته به سازمان مجاهدین است. اطلاعات مستقلی دربارهٔ تاریخ تولد، زندگی خانوادگی و جزئیات همهٔ مسئولیتهای تشکیلاتی او منتشر نشده است.
آثار
| عنوان | گونه | موضوع | زمان انتشار |
|---|---|---|---|
| انقلاب؛ طلوع یا غروب؟ | کتاب | زمینهها، روند و سرنوشت انقلاب ۱۳۵۷ | نگارش در سالهای ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ |
| آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران | کتاب و مجموعهٔ اسناد | تاریخچه، ساختار، برنامهها و مصوبات شورای ملی مقاومت | خرداد ۱۳۷۳ |
| زنان در مقاومت ایران | کتاب | نقش زنان در سازمان مجاهدین و مقاومت ایران | نامشخص |
| «با مسعود، از بند قصر و اوین تا بند سین» | مقاله و خاطرات | تشکیلات مجاهدین در زندانهای حکومت پهلوی | ۱۳۹۲ |
| «از رازهای ۳۰ دی» | مقاله | آزادی زندانیان سیاسی در ۳۰ دی ۱۳۵۷ | ۱۳۹۴ |
| «در کجا ایستادهایم؟» | مقالهٔ سیاسی | وضعیت جمهوری اسلامی و مقاومت سازمانیافته | ۱۴۰۰ |
| «هدیهٔ ماندگار مسعود» | مقاله | تشکیل و مناسبات شورای ملی مقاومت | ۱۴۰۱ |
| «۳۰ دی، یک لحظهٔ دورانساز» | مقاله | آزادی آخرین گروه زندانیان سیاسی حکومت پهلوی | ۱۴۰۱ |
| «برای آنچه آفریدی» | یادداشت سیاسی | تاریخ و رهبری مقاومت ایران | ۱۴۰۴ |
| «تبلور شرف یک خلق؛ نسلی که سد زمان را شکست» | مقاله | تاریخ سازمان و پیوستن نسلهای جوان | ۱۴۰۵ |
گاهشمار زندگی
| سال یا تاریخ | رویداد |
|---|---|
| ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ | مشاهدهٔ سرکوب اعتراضهای تهران؛ از عوامل گرایش او به فعالیت سیاسی |
| نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۴۰ | تحصیل در دانشکدهٔ بازرگانی و فعالیت دانشجویی |
| پاییز ۱۳۴۸ | پیوستن به سازمان مجاهدین از طریق محمود عسگریزاده و محمد حنیفنژاد |
| شهریور ۱۳۵۰ | بازداشت توسط ساواک و انتقال به زندان اوین |
| پس از بازداشت | محکومیت به ۱۵ سال زندان در دادگاه نظامی حکومت پهلوی |
| ۱۳۵۰–۱۳۵۷ | حبس در زندانهای اوین، قصر و قزلحصار و فعالیت در تشکیلات زندانیان مجاهد |
| ۱۳۵۴ | مقابله با تغییر ایدئولوژی بخشی از سازمان و ادامهٔ فعالیت در تشکیلات مجاهدین زندان |
| ۳۰ دی ۱۳۵۷ | آزادی زندانیان سیاسی در آستانهٔ سقوط سلطنت |
| پس از انقلاب ۱۳۵۷ | ادامهٔ فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ایران |
| دههٔ ۱۳۶۰ | ادامهٔ فعالیت سیاسی و تشکیلاتی در مقاومت ایران |
| ۱۳۷۳ | انتشار کتاب آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران |
| ۱۳۷۳–۱۳۷۴ | نگارش کتاب انقلاب؛ طلوع یا غروب؟ |
| دهههای ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ | فعالیت بهعنوان عضو و از دبیران شورای ملی مقاومت و انتشار آثار سیاسی و تاریخی |
| ۱۴۰۲ | قرارگرفتن نام او در فهرست متهمان محاکمهٔ غیابی ۱۰۴ تن از اعضای مجاهدین و مقاومت ایران |
| ۱۴۰۵ | ادامهٔ انتشار مقالهها دربارهٔ تاریخ سازمان و مقاومت ایران |
جستارهای وابسته
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- شورای ملی مقاومت ایران
- محمد حنیفنژاد
- محمود عسگریزاده
- مسعود رجوی
- رضا رضایی
- ضربه اول شهریور ۱۳۵۰
- ضربه اپورتونیستی چپنما
- زندان اوین
- زندان قصر
- ساواک
- ۳۰ دی ۱۳۵۷
- انقلاب ضدسلطنتی
- زندانیان سیاسی دوره پهلوی
- محاکمه غیابی اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ رادیو صدای مجاهد، گفتوگو با مهدی خداییصفت، برنامهٔ کنتراست ۱۴، ۷ آذر ۱۳۹۸.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ سازمان مجاهدین خلق ایران، آخرین امید در اولین سنگر؛ ۳۰ دی ۱۳۵۷، ۳۰ دی ۱۳۹۴.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، چهلوششمین جلسهٔ محاکمهٔ غیابی ۱۰۴ تن از مجاهدین و مقاومت ایران، ۱۴۰۴.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ سازمان مجاهدین خلق ایران، رمز عبور؛ گفتوگو با مهدی خداییصفت، ۱۵ شهریور ۱۳۹۷.
- ↑ سیمای آزادی، گواهی ۱۳۱ تن از زندانیان سیاسی مجاهد دربارهٔ پرویز ثابتی و شکنجهگاههای ساواک، ۱۴۰۲.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، اطلاعیهٔ جلسهٔ میاندورهای شورای ملی مقاومت ایران، خرداد ۱۳۹۲.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ مهدی خداییصفت، هدیهٔ ماندگار مسعود، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۴۰۱.
- ↑ مهدی خداییصفت، با مسعود، از بند قصر و اوین تا بند سین، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۲۹ دی ۱۳۹۲.
- ↑ مهدی خداییصفت، تبلور شرف یک خلق؛ نسلی که سد زمان را شکست، ۱۷ شهریور ۱۴۰۵.