صفیقلی اشرفی
| صفیقلی اشرفی | |
|---|---|
![]() صفیقلی اشرفی، بنیانگذار و رهبر نهضت عیاران | |
| زادروز | ۱۳۴۰ سرخهحصار کرج، ایران |
| درگذشت | ۸ بهمن ۱۳۶۷ زمین ورزشی سرخهحصار کرج |
| علت مرگ | اعدام در ملأعام با دار |
| آرامگاه | گورستان بیبی سکینه، کرج |
| محل زندگی | سرخهحصار کرج |
| ملیت | ایرانی |
| نامهای دیگر | صفیقلیخان اشرفی؛ مهدی |
| تابعیت | ایرانی |
| تحصیلات | دانشجو |
| از دانشگاه | دانشگاه تهران |
| پیشه | مدیر فعالیتهای تعاونی، فعال اجتماعی و سیاسی |
| سالهای فعالیت | ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ |
| نهاد | نهضت عیاران |
| شناختهشده برای | رهبری پیروان اهل حق در سرخهحصار، بنیانگذاری گروه عیاران و هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران |
| نقشهای برجسته | بنیانگذار و رهبر نهضت عیاران |
| تأثیرگذاران | سازمان مجاهدین خلق ایران، مسعود رجوی |
| تأثیرپذیرفتگان | اعضا و جوانان نهضت عیاران |
| شهر خانگی | سرخهحصار کرج |
| لقب | پیر و رهبر گروهی از پیروان اهل حق |
| پس از | محمدولی اشرفی |
| جنبش | مقاومت ایران |
| مخالفان | جمهوری اسلامی ایران |
| دین | اهل حق |
| مذهب | یارسان |
| اتهامها | هواداری از سازمان مجاهدین، نگهداری سلاح و فعالیت علیه جمهوری اسلامی؛ اتهامهای اعلامشدهٔ حکومتی: سرقت مسلحانه و جرایم غیرسیاسی |
| مجازاتها | اعدام |
| آثار | سازماندهی فعالیتهای اجتماعی، تعاونی و گروه عیاران |
| والدین | محمدولی اشرفی |
صفیقلی اشرفی یا صفیقلیخان اشرفی (۱۳۴۰ – ۸ بهمن ۱۳۶۷)، دانشجو، فعال اجتماعی و سیاسی، از پیروان اهل حق و بنیانگذار و رهبر نهضت عیاران در سرخهحصار کرج بود. او در جریان انقلاب ۱۳۵۷ با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و پس از انقلاب، شماری از جوانان و خانوادههای اهل حق منطقه را به هواداری از این سازمان و شرکت در فعالیتهای سیاسی، آموزشی و اجتماعی هدایت کرد.[۱]
اشرفی در فاصلهٔ سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ شبکهای از گروههای جوانان را در سرخهحصار تشکیل داد که در ساخت خانه، ایجاد تعاونی، آبادسازی محله و راهاندازی امکانات عمومی و ورزشی مشارکت داشتند. پس از سرکوب هواداران مجاهدین در سال ۱۳۶۰ و اعدام غلامحسین رشیدی در بهار ۱۳۶۲، او همراهانش را در تشکلی مخفی با عنوان «گروه عیاران» سازمان داد.
در اواخر سال ۱۳۶۴ صفیقلی اشرفی همراه با حدود ۶۰ نفر از یارانش بازداشت شد. مأموران حکومت کوشیدند او را در برابر مردم سرخهحصار به اعلام ندامت و برائت از سازمان مجاهدین وادار کنند، اما او از فعالیتهای خود دفاع کرد و مسئولیت اقدامات گروه را شخصاً پذیرفت.[۱]
صفیقلی اشرفی در ۸ بهمن ۱۳۶۷ همراه با روحالله اشرفیان و احمد زنگی در زمین ورزشی سرخهحصار در ملأعام به دار آویخته شد. همزمان ۹ عضو دیگر گروه عیاران در زندان اعدام شدند. رسانههای جمهوری اسلامی آنان را اعضای یک باند سرقت مسلحانه و قاچاق معرفی کردند؛ ادعایی که سازمان مجاهدین آن را پوششی برای پنهانکردن ماهیت سیاسی اعدامها و جلوگیری از اعتراض مردم منطقه میداند.[۲]
خانواده و دوران کودکی
صفیقلی اشرفی در سال ۱۳۴۰ در سرخهحصار کرج متولد شد. پدرش، محمدولی اشرفی، «پیر» و رهبر گروهی از پیروان طریقت اهل حق بود. خانوادهٔ اشرفی از جایگاه مذهبی و اجتماعی شناختهشدهای در میان پیروان اهل حق منطقه برخوردار بود.[۱]
صفیقلی از نوجوانی در ارتباط با مردم سرخهحصار و خانوادههایی قرار داشت که برای حل مسائل اجتماعی و مذهبی خود به پدرش مراجعه میکردند. این ارتباط موجب آشنایی او با وضعیت اقتصادی و اجتماعی کارگران، کشاورزان و خانوادههای کمدرآمد منطقه شد.
اطلاعات تفصیلی دربارهٔ دوران تحصیل ابتدایی و متوسطهٔ او منتشر نشده است. در جریان انقلاب ۱۳۵۷، صفیقلی دانشجوی دانشگاه تهران بود و در فعالیتهای سیاسی و اعتراضی مشارکت داشت.
اختلاف منابع دربارهٔ سال و محل تولد
در منابع سازمان مجاهدین دربارهٔ سال و محل تولد صفیقلی اشرفی اختلافهایی وجود دارد. مقالهٔ تفصیلی «صفیقلی اشرفی و گروه عیاران» سال تولد او را ۱۳۴۰ و محل تولدش را سرخهحصار کرج ذکر کرده است.[۱]
در مقابل، بانک اطلاعات جانباختگان سازمان مجاهدین، محل تولد او را تهران و سنش را هنگام مرگ ۲۹ سال ثبت کرده است؛ اطلاعاتی که سال تولد را حدود ۱۳۳۸ نشان میدهد.[۳]
گزارش سالگرد اعدام گروه عیاران نیز او را هنگام اعدام ۲۷ ساله معرفی میکند که با تولد در سال ۱۳۴۰ سازگار است.[۲] با توجه به تفصیلیبودن زندگینامهٔ گروه عیاران، در این مقاله سال ۱۳۴۰ و سرخهحصار کرج بهعنوان اطلاعات اصلی در نظر گرفته شده است، اما اختلاف منابع همچنان نیازمند بررسی اسناد هویتی است.
جانشینی پدر و رهبری مذهبی
محمدولی اشرفی، پدر صفیقلی، از رهبران مذهبی پیروان اهل حق بود. صفیقلی از تابستان ۱۳۵۷، در دورهٔ بیماری یا پس از درگذشت پدر، مسئولیت هدایت بخشی از پیروان او را برعهده گرفت.
او با وجود سن کم، بهدلیل جایگاه خانوادگی و ارتباط نزدیک با مردم، در میان پیروان پدرش پذیرفته شد. با این حال، رهبری او تنها به امور آیینی محدود نماند. صفیقلی مسائل اقتصادی، اشتغال، مسکن، بهداشت، ورزش و آموزش جوانان را نیز در برنامههای خود قرار داد.
نخستین اقدام سازمانی او تشکیل گروهی با نام «رنجر» بود. اعضای این گروه از میان اقشار مختلف پیروان انتخاب شدند و وظیفه داشتند او را از وضعیت خانوادهها، نیازهای اجتماعی و مسائل محلی آگاه کنند.
گروه رنجر
صفیقلی اشرفی چند ماه پیش از انتقال کامل مسئولیتهای پدرش، کار با اعضای گروه رنجر را آغاز کرد. او با برگزاری نشستهای منظم، گفتوگوهای فردی و سفرهای گروهی، تواناییها و ویژگیهای اعضا را بررسی میکرد تا مسئولیتهای مناسب را به آنان واگذار کند.
گروه رنجر در آغاز ماهیتی مذهبی و اجتماعی داشت. اعضای آن میان صفیقلی و خانوادههای پیرو اهل حق ارتباط برقرار میکردند، مشکلات مردم را گزارش میدادند و در اجرای تصمیمهای جمعی مشارکت داشتند.
این گروه بعدها به یکی از هستههای اولیهٔ شبکهای تبدیل شد که گروههای دوازدهگانهٔ جوانان و سرانجام نهضت عیاران از دل آن شکل گرفت.
فعالیت در انقلاب ۱۳۵۷
صفیقلی اشرفی در دوران دانشجویی در انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ شرکت داشت. در همین دوره با سازمان مجاهدین خلق ایران و دیدگاههای آن آشنا شد.
بر اساس گزارش سازمان مجاهدین، او پس از سقوط حکومت پهلوی با جمعآوری سلاحهایی که مردم از پادگانها به دست آورده بودند مخالفت کرد و مانع بازپسگیری بخشی از آنها شد.[۱] این اقدام بعدها در پروندهٔ سیاسی و امنیتی او مورد توجه قرار گرفت.
اشرفی انقلاب ۱۳۵۷ را پایان مبارزه نمیدانست. او در سالهای نخست پس از انقلاب، نسبت به تمرکز قدرت در دست روحالله خمینی و نهادهای وابسته به او موضع مخالف گرفت و فعالیت خود را به حمایت از سازمان مجاهدین گسترش داد.
آشنایی با سازمان مجاهدین
آشنایی صفیقلی اشرفی با سازمان مجاهدین در دانشگاه تهران صورت گرفت. پس از انقلاب، او به معرفی دیدگاهها و برنامههای سازمان در میان جوانان و خانوادههای اهل حق سرخهحصار پرداخت.
اشرفی همراه با چهرههایی چون دکتر صدرالله سیاهمنصوری و دکتر غلامحسین رشیدی در کلاسهای تبیین جهان شرکت میکرد. این کلاسها در سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ به تدریس مسعود رجوی در دانشگاه صنعتی شریف برگزار میشد.[۱]
مباحث تبیین جهان به موضوعاتی چون شناخت، تکامل، جامعه، تاریخ، توحید، اختیار و مسئولیت انسان میپرداخت. صفیقلی بخشی از این آموزشها را به جوانان و اعضای شبکهٔ محلی منتقل میکرد.
توزیع نشریهٔ مجاهد، شرکت در فعالیتهای علنی هواداری و دعوت جوانان به جلسات آموزشی از دیگر فعالیتهای او بود.
رابطهٔ جایگاه مذهبی با سازمان مجاهدین
صفیقلی اشرفی با وجود آنکه خود رهبر مذهبی گروهی از پیروان اهل حق بود، جایگاه شخصیاش را مانعی برای ارتباط آنان با سازمان مجاهدین نمیدانست. او هوادارانش را به شناخت مستقیم سازمان و آموزش سیاسی تشویق میکرد.
در یکی از سخنرانیهای منسوب به او، رابطهٔ حرکت محلی خود با سازمان مجاهدین را چنین توضیح داده است:
«اگر هدف نهایی کرج باشد، ممکن است ما از اتوبان زودتر به آنجا برسیم، ولی سازمان مجاهدین از جادهٔ مخصوص به همانجا خواهد رسید و هدف یکی است.»
این سخن بیانگر آن بود که اشرفی میان هویت مذهبی اهل حق و آرمان سیاسی موردنظر مجاهدین تعارضی نمیدید. در نگاه او، هر دو مسیر به جامعهای عاری از استثمار و تبعیض منتهی میشدند.
نام مستعار او در ارتباطهای تشکیلاتی و محلی «مهدی» بود.
مهاجرت و اسکان در سرخهحصار
از سال ۱۳۵۸ تا حدود سال ۱۳۵۹، شماری از پیروان اهل حق به سرخهحصار کرج مهاجرت کردند. صفیقلی اشرفی این مهاجرت را بخشی از برنامهای برای ایجاد یک جامعهٔ تعاونی و برابریخواه میدانست.
بیشتر مهاجران از میان کارگران، کشاورزان و خانوادههای کمدرآمد بودند. آنان با مشارکت جمعی به ساخت خانه، ایجاد تعاونی و تأسیسات عمومی و ساماندهی فعالیتهای اقتصادی پرداختند.
در روایت اعضای این جامعه، هدف ایجاد نمونهای محلی از «جامعهٔ بیطبقهٔ توحیدی» بود؛ مفهومی که با ادبیات سیاسی و ایدئولوژیک آن دورهٔ سازمان مجاهدین نیز ارتباط داشت.
تشکیل گروههای دوازدهگانه
صفیقلی اشرفی پس از استقرار مهاجران در سرخهحصار، حدود دوازده گروه از جوانان تشکیل داد. هر گروه دارای مسئول مشخص و وظایف اجتماعی و اجرایی بود.
اعضای این گروهها در فعالیتهایی چون ورزش صبحگاهی، ساخت خانه، آبادسازی معابر، ایجاد زمین ورزشی، کشاورزی، جمعآوری زباله و کمک به خانوادههای تهیدست مشارکت میکردند.
برنامهٔ ورزش صبحگاهی زیر نظر صدرالله سیاهمنصوری برگزار میشد. مسئولان گروهها موظف بودند اعضای خود را پیش از آغاز ساعت کار بیدار کنند و گزارش حضور آنان را ارائه دهند.
این ساختار گروهی، افزون بر اجرای پروژههای اجتماعی، موجب گسترش انضباط، کار جمعی و تقسیم مسئولیت در میان جوانان شد. شماری از همین جوانان بعدها به گروه عیاران پیوستند.
فعالیتهای اجتماعی و عمرانی
صفیقلی اشرفی فعالیت اجتماعی را بخش جداییناپذیر مسئولیت مذهبی و سیاسی خود میدانست. مهمترین پروژههای منسوب به شبکهٔ تحت رهبری او عبارت بودند از:
- احداث یا تکمیل مسجد صاحبالزمان؛
- ایجاد تعاونی مصرف محلی؛
- ساخت غسالخانه برای استفادهٔ عمومی؛
- جدولبندی، درختکاری و آسفالت معابر؛
- ساخت خانه برای خانوادههای تهیدست؛
- ایجاد استخر و زمین ورزشی؛
- ساخت دیوار پیرامون استادیوم سرخهحصار؛
- پرورش و نگهداری زمین چمن؛
- جمعآوری هفتگی زبالههای محله؛
- سازماندهی کار داوطلبانه در فعالیتهای کشاورزی؛
- ایجاد کارگاههای فنی و تولیدی.
بهگفتهٔ منابع سازمان مجاهدین، کمک به مردم محروم و اجرای پروژههای عمومی موجب افزایش محبوبیت اشرفی و یارانش در سرخهحصار، قلعهحسنخان، شهریار و بخشهایی از کرج شده بود.[۲]
پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و آغاز سرکوب گستردهٔ اعضا و هواداران سازمان مجاهدین، ارتباط مستقیم صفیقلی اشرفی و یارانش با سازمان قطع شد. آنان با وجود این قطع ارتباط، به فعالیت و تلاش برای برقراری مجدد تماس ادامه دادند.[۱]
در این دوره، فعالیت علنی هواداری جای خود را به ارتباطهای محدود و مخفی داد. برخی اعضای شبکه به حمایت از هواداران تحت تعقیب، درمان مجروحان و نگهداری امکانات پرداختند.
دکتر غلامحسین رشیدی از اعضای نزدیک این شبکه بود. در مقالهٔ قدیمی نهضت عیاران آمده است که او شماری از مجروحان تظاهرات ۳۰ خرداد را در سرخهحصار درمان کرد.
بازداشت و اعدام غلامحسین رشیدی
غلامحسین رشیدی در اواخر سال ۱۳۶۰ بازداشت شد. بنا بر گزارش سازمان مجاهدین، او در زندان زیر شکنجه قرار گرفت، اما اطلاعات مرتبط با یاران خود را فاش نکرد.[۱]
رشیدی چند بار به دادگاه انقلاب کرج انتقال یافت. در آخرین جلسه اعلام کرد حاضر نیست با جمهوری اسلامی همکاری کند. او در روزهای پایانی بهار ۱۳۶۲ اعدام شد.
اعدام رشیدی با واکنش مردم منطقه روبهرو شد و مراسم بزرگداشتی برای او برگزار گردید. منابع مجاهدین میگویند حکومت بهدلیل نگرانی از گسترش اعتراضها نتوانست از برگزاری مراسم جلوگیری کند.
اعدام رشیدی نقطهٔ عطفی در فعالیت صفیقلی اشرفی بود. پس از این واقعه، او یاران باقیمانده را در ساختاری مخفیتر با عنوان «گروه عیاران» سازمان داد.
بنیانگذاری نهضت عیاران
گروه عیاران ادامهٔ شبکههای اجتماعی و جوانانی بود که از سال ۱۳۵۸ زیر نظر اشرفی فعالیت میکردند، اما پس از سال ۱۳۶۲ ماهیتی مخفی و سیاسیتر یافت.
عنوان «عیاران» با سنت جوانمردی، کمک به محرومان و ایستادگی در برابر ستم ارتباط داشت. این نام با فعالیتهای اجتماعی اعضا و هدف سیاسی آنان تناسب داشت.
صفیقلی اشرفی رهبر و تصمیمگیرندهٔ اصلی گروه بود. غلامحسین رشیدی، صدرالله سیاهمنصوری، امانالله سیاهمنصوری، روحالله اشرفیان و احمد زنگی از چهرههای شناختهشدهٔ مرتبط با آن بودند.
گروه عیاران از نظر تشکیلاتی سازمانی مستقل و محلی بود، اما خود را هوادار سازمان مجاهدین میدانست. منابع موجود آن را بخشی رسمی از ساختار سازمان مجاهدین معرفی نکردهاند.
شرکت میثاق همدان
صفیقلی اشرفی و یارانش برای تأمین منابع مالی و ایجاد پوششی برای فعالیتهای خود، یک مجموعهٔ کشاورزی و تولیدی با نام «شرکت میثاق» در مسیر همدان ـ ساوه تأسیس کردند.
بر اساس گزارش سازمان مجاهدین، این مجموعه در حدود ۷۰ کیلومتری مسیر همدان ـ ساوه قرار داشت و دارای زمینهای کشاورزی گستردهای بود. مزرعه علاوه بر تولید محصولات و تأمین هزینههای گروه، برای آموزش و نگهداری امکانات نیز مورد استفاده قرار میگرفت.[۱]
در منابع مختلف ارقام متفاوتی برای مساحت شرکت ذکر شده است. گزارش سازمان مجاهدین مساحت آن را ۱۵هزار هکتار نوشته، در حالی که روایتهای محلی ارقام ۱۵۶ و ۱۵۴۵۰ هکتار را نیز ذکر کردهاند. نبود سند ثبتی منتشرشده مانع تعیین قطعی مساحت مجموعه است.
فعالیتهای اقتصادی
شرکت میثاق در زمینههای زیر فعالیت داشت:
- کشت گندم، جو، یونجه، شبدر، ذرت، سیبزمینی، گوجهفرنگی و محصولات جالیزی؛
- دامداری و دامپروری؛
- تراشکاری؛
- آهنگری و ساخت در و پنجره؛
- ساخت مخازن و تانکرهای آب و سوخت؛
- کابینتسازی؛
- چوببری و خشککردن چوب.
اعضای خانوادهها، از جمله زنان، در مراحل کاشت، داشت و برداشت محصولات مشارکت میکردند. صدرالله سیاهمنصوری نیز در زمینهٔ اصلاح نژاد و افزایش زایش دام فعالیت داشت.
فعالیتهای مقاومت
منابع سازمان مجاهدین میگویند گروه عیاران در کنار فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی، سلاح نگهداری میکرد و اعضای خود را برای مبارزه با جمهوری اسلامی آموزش میداد.[۱]
در گزارش سالگرد گروه، از انجام عملیات علیه مراکز حکومتی و «مصادرهٔ چند بانک» سخن گفته شده است.[۲] جزئیات این عملیاتها، از جمله تاریخ، محل، میزان خسارت و افراد شرکتکننده، در منابع در دسترس بهطور کامل منتشر نشده است.
اشرفی و همراهانش از طریق امانالله سیاهمنصوری با اعضای سازمان مجاهدین ارتباط برقرار کردند. آنان همچنین با گوشدادن به رادیو صدای مجاهد، مواضع و آموزشهای سازمان را دنبال میکردند.
بازداشت
در اواخر سال ۱۳۶۴، صفیقلی اشرفی همراه با حدود ۶۰ نفر از پیروان و یارانش بازداشت شد. زمینها، فعالیتهای اقتصادی و شبکهٔ ارتباطی گروه نیز زیر کنترل نهادهای امنیتی قرار گرفت.[۱]
اشرفی و تعدادی از اعضای اصلی بیش از دو سال در زندان نگهداری و بازجویی شدند. منابع سازمان مجاهدین میگویند آنان زیر شکنجه قرار داشتند و بازجویان در پی کشف سلاحها، ارتباطهای بیرونی و ساختار گروه بودند.
صفیقلی مدتی در زندان گوهردشت نگهداری شد. بانک اطلاعات جانباختگان سازمان مجاهدین نیز زندان او را گوهردشت ثبت کرده است.[۳]
تلاش برای گرفتن ندامت علنی
محبوبیت اجتماعی صفیقلی اشرفی موجب شد مأموران حکومت تنها به محاکمهٔ مخفیانهٔ او بسنده نکنند. آنان تصمیم گرفتند او را در برابر مردم منطقه قرار دهند تا از فعالیتهای خود اظهار ندامت کند.
جمعیتی که منابع سازمان مجاهدین شمار آن را حدود ۱۰هزار نفر ذکر کردهاند، در زمین ورزشی سرخهحصار گرد آورده شد. بسیاری از حاضران نمیدانستند هدف حکومت از این گردهمایی چیست.[۱]
مأموران انتظار داشتند اشرفی از سازمان مجاهدین اعلام برائت و پیروانش را به کنارگذاشتن مقاومت دعوت کند. او در مقابل، از فعالیتهای خود دفاع و مسئولیت اقدامات یارانش را شخصاً برعهده گرفت.
وقتی از او پرسیدند سلاحها برای چه هدفی تهیه شده بود، گفت:
«ما آنها را برای مبارزه با خمینی و سرنگونی رژیم نامشروع او تهیه کرده بودیم.»[۱]
او سپس دربارهٔ انتخاب سیاسی خود گفت:
«من از روز اولی که پا به میدان این مبارزه گذاشتم، میدانستم عاقبتش چیست. حالا هم تا آخرین قطرهٔ خونم در راهی که آگاهانه برگزیدهام، استوارم.»[۱]
پس از این سخنان، مأموران او را به زندان بازگرداندند.
محاکمه و اتهامها
اطلاعات دقیقی دربارهٔ زمان، محل و روند دادگاه صفیقلی اشرفی منتشر نشده است. منابع موجود نشان میدهند پروندهٔ او و اعضای عیاران در دادگاه انقلاب کرج بررسی و حکم اعدام پس از تأیید شورای عالی قضایی اجرا شد.[۴]
حکومت اعضای گروه را به قتل، سرقت مسلحانه، ایجاد رعب و وحشت و جرایم مرتبط با قاچاق متهم کرد. رسانههای رسمی وابستگی سیاسی آنان به سازمان مجاهدین را در خبر اعدام برجسته نکردند.
سازمان مجاهدین این پرونده را سیاسی میداند و معتقد است اتهامهای عادی برای پنهانکردن اعدام هواداران یک سازمان مخالف و اعضای اقلیت مذهبی اهل حق مطرح شد.
اعدام در ملأعام
صفیقلی اشرفی در ۸ بهمن ۱۳۶۷ همراه با روحالله اشرفیان و احمد زنگی به زمین ورزشی سرخهحصار منتقل و در برابر مردم به دار آویخته شد. در همان روز ۹ عضو دیگر گروه عیاران در زندان حلقآویز شدند.[۱]
روزنامهٔ اطلاعات در ۱۰ بهمن ۱۳۶۷ از اعدام ۲۶ نفر در چهار شهر خبر داد و دوازده تن را اعضای «باند عیاران» معرفی کرد. در گزارش حکومتی، آنان بهعنوان مجرمان عادی و سارقان مسلح معرفی شدند.[۴]
سازمان مجاهدین نام صفیقلی اشرفی را در شمار زندانیان سیاسی و جانباختگان سال ۱۳۶۷ ثبت کرده است.[۵]
ارتباط با قتلعام سال ۱۳۶۷
اعدام صفیقلی اشرفی و اعضای عیاران حدود پنج ماه پس از آغاز قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ انجام شد. بانک اطلاعات سازمان مجاهدین او را در ارتباط با زندان گوهردشت و جانباختگان سال ۱۳۶۷ ثبت کرده است.[۳]
با این حال، اعدام اعضای عیاران از نظر زمان و نحوهٔ اجرا با موج اصلی قتلعام تفاوت داشت. سه عضو گروه در بهمن ۱۳۶۷ در ملأعام و ۹ تن دیگر همزمان در زندان اعدام شدند. بنابراین، این اعدامها را میتوان ادامهٔ سیاست حذف زندانیان و مخالفان سیاسی در سال ۱۳۶۷ دانست، هرچند در موج اصلی اعدامهای مرداد و شهریور انجام نشد.
سیاست طرح اتهامهای غیرسیاسی
سازمان مجاهدین پروندهٔ صفیقلی اشرفی را یکی از نمونههای اعدام مخالفان سیاسی با اتهام قاچاق یا جرایم عادی معرفی کرده است. در گزارشهای این سازمان، نام او در کنار افرادی قرار دارد که وابستگی سیاسی آنان هنگام اعدام پنهان شده بود.[۶]
در برنامهای که سایت مجاهدین دربارهٔ سالگرد عیاران منتشر کرده، سخنانی منسوب به یکی از مأموران پیشین حکومت با نام «پاسدار ناصح» نقل شده است. او گفته بود عیاران در میان مردم محروم و پیروان اهل حق حومهٔ کرج نفوذ داشتند و اعدام آنان با عنوان هواداران مجاهدین میتوانست اعتراض گستردهای ایجاد کند. به همین دلیل، حکومت پرونده را با عناوین اقتصادی و جنایی ارائه کرد.[۲]
اعدام یاران
یازده تن از یاران صفیقلی اشرفی در ۸ بهمن ۱۳۶۷ همراه یا همزمان با او اعدام شدند:
| نام | سن یا مشخصات | پیشه |
|---|---|---|
| امانالله سیاهمنصوری | ۲۳ ساله؛ فرزند احمدعلی | کشاورز |
| احمد زنگی | ۲۵ ساله | دارای دیپلم |
| روحالله اشرفیان | ۳۴ ساله | کارمند بانک مرکزی |
| سیدحیدر نوری | ۳۵ ساله | افسر پیشین هوانیروز |
| بهرام تیموری | ۲۷ ساله؛ فرزند یوسفعلی | دارای دیپلم |
| قربانعلی درویش | ۲۹ ساله | شغل آزاد |
| صدرالله سیاهمنصوری | در بانک اطلاعات مجاهدین ۳۹ ساله | دارای مدرک دکترا و شاغل در دانشگاه تهران |
| غلامعلی تیموری | فرزند قریبعلی | دارای دیپلم |
| درویشعلی تیموری | فرزند قریبعلی | کشاورز |
| حیدر تیموری | ۳۵ ساله؛ فرزند نظرعلی | راننده |
| یحیی تیموری | ۳۷ ساله؛ فرزند ایاز | کشاورز |
حیدر سیاهمنصوری حدود یک ماه پس از این گروه اعدام شد. غلامحسین رشیدی نیز پیشتر، در بهار ۱۳۶۲، اعدام شده بود.[۱]
جایگاه در روایت مقاومت ایران
در روایت سازمان مجاهدین، صفیقلی اشرفی نمونهای از رهبران محلی و مذهبی است که جایگاه اجتماعی خود را در خدمت مقاومت سیاسی و سازماندهی مردم قرار داد.
چند ویژگی در این روایت برجسته شده است:
- پیوند جایگاه مذهبی اهل حق با مبارزه برای آزادی و برابری؛
- هدایت پیروان به آموزش سیاسی و شناخت سازمان مجاهدین؛
- توجه همزمان به فعالیت سیاسی و رفع نیازهای اجتماعی مردم؛
- ایجاد ساختارهای تعاونی و کار جمعی؛
- خودداری از اعلام ندامت در زندان و در برابر مردم؛
- پذیرش مسئولیت فعالیتهای گروه برای حفاظت از یاران.
نهضت عیاران پس از اعدام اشرفی و کادرهای اصلی آن عملاً فعالیت سازمانیافتهٔ خود را از دست داد، اما نام او و همراهانش در میان جانباختگان مقاومت و پیروان اهل حق باقی ماند.
گاهشمار زندگی
| سال یا تاریخ | رویداد |
|---|---|
| ۱۳۴۰ | تولد در سرخهحصار کرج، بنا بر زندگینامهٔ تفصیلی گروه عیاران |
| تابستان ۱۳۵۷ | برعهدهگرفتن بخشی از مسئولیت هدایت پیروان پدر و تشکیل گروه رنجر |
| ۱۳۵۷ | تحصیل در دانشگاه تهران، شرکت در انقلاب و آشنایی با سازمان مجاهدین |
| ۱۳۵۸ | آغاز فعالیت گسترده در میان جوانان و پیروان اهل حق سرخهحصار |
| ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ | شرکت در کلاسهای تبیین جهان و تشکیل گروههای جوانان |
| ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ | سازماندهی فعالیتهای عمرانی، تعاونی و اجتماعی در سرخهحصار |
| ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ | آغاز سرکوب گسترده و قطع ارتباط مستقیم با سازمان مجاهدین |
| اواخر ۱۳۶۰ | بازداشت غلامحسین رشیدی |
| بهار ۱۳۶۲ | اعدام غلامحسین رشیدی |
| پس از بهار ۱۳۶۲ | سازماندهی یاران با عنوان گروه یا نهضت عیاران |
| دههٔ ۱۳۶۰ | تأسیس شرکت میثاق همدان و ادامهٔ فعالیتهای اجتماعی و مقاومت |
| اواخر ۱۳۶۴ | بازداشت همراه با حدود ۶۰ تن از یاران و پیروان |
| ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ | زندان، بازجویی و تلاش حکومت برای گرفتن ندامت علنی |
| پیش از اعدام | حضور در برابر مردم سرخهحصار و دفاع علنی از فعالیتهای خود |
| ۸ بهمن ۱۳۶۷ | اعدام در ملأعام همراه با روحالله اشرفیان و احمد زنگی |
| ۱۰ بهمن ۱۳۶۷ | انتشار خبر اعدام عیاران با اتهامهای غیرسیاسی در رسانههای حکومتی |
جستارهای وابسته
- نهضت عیاران
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- غلامحسین رشیدی
- صدرالله سیاهمنصوری
- اهل حق
- یارسان
- مسعود رجوی
- تبیین جهان
- رادیو صدای مجاهد
- تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰
- قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
- زندان گوهردشت
- گورستان بیبی سکینه
- کانونهای شورشی
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ سازمان مجاهدین خلق ایران، صفیقلی اشرفی و گروه عیاران، ۱۴ تیر ۱۳۹۳.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ سازمان مجاهدین خلق ایران، هشتم بهمن ۶۷؛ سالگرد شهادت اعضای گروه عیاران.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ سازمان مجاهدین خلق ایران، با یاد مجاهد شهید صفیقلیخان اشرفی.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، اعدام در رژیم آخوندی؛ اعدام مخالفان سیاسی با اتهامهای غیرسیاسی.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، قتلعام زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷، مدخل صفیقلیخان اشرفی.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، اعدام؛ ابزار حاکمیت ملایان، بخش اعدام زندانیان سیاسی با عناوین غیرسیاسی.
- اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران
- هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران
- اعضای نهضت عیاران
- پیروان اهل حق
- فعالان سیاسی اهل ایران
- فعالان اجتماعی اهل ایران
- زندانیان سیاسی اهل ایران
- قربانیان قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷
- اعدامشدگان در ملأعام
- اعدامشدگان با طناب دار
- اعدامشدگان دهه ۱۳۶۰
- زندانیان زندان گوهردشت
- دانشجویان دانشگاه تهران
- زادگان ۱۳۴۰
- درگذشتگان ۱۳۶۷
- اهالی کرج
