انقلاب مکزیک

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
انقلاب مکزیک
انقلاب ۱۹۱۰ مکزیک، انقلاب مکزیکی
عاملان نیروهای انقلابی و سیاسی مختلف از جمله هواداران فرانسیسکو مادرو، زاپاتیست‌ها به رهبری امیلیانو زاپاتا، نیروهای پانچو ویلا، مشروطه‌خواهان به رهبری ونوستیانو کارانسا و آلوارو اوبرگون؛ در برابر حکومت پورفیریو دیاس و سپس حکومت ویکتوریانو اوئرتا و در مراحل بعد در جنگ با یکدیگر
مکان مکزیک
زمان ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ تا ۳۰ نوامبر ۱۹۲۰
نتیجه سقوط حکومت طولانی پورفیریو دیاس؛ پایان حکومت ویکتوریانو اوئرتا؛ جنگ داخلی میان جناح‌های انقلابی؛ تصویب قانون اساسی ۱۹۱۷؛ گسترش اصول اصلاحات ارضی و حقوق کار؛ پیروزی نیروهای آلوارو اوبرگون و شکل‌گیری نظم سیاسی جدید در مکزیک

انقلاب مکزیک (به اسپانیایی: Revolución Mexicana) مجموعه‌ای از قیام‌ها، جنگ‌های داخلی و تحولات سیاسی و اجتماعی بود که از سال ۱۹۱۰ آغاز شد و طی یک دهه ساختار سیاسی و اجتماعی مکزیک را دگرگون کرد. انقلاب با مبارزه علیه حکومت طولانی پورفیریو دیاس آغاز شد، اما پس از سقوط او به مجموعه‌ای از منازعات میان نیروهای انقلابی با اهداف متفاوت تبدیل شد. فرانسیسکو مادرو، امیلیانو زاپاتا، پانچو ویلا، ونوستیانو کارانسا و آلوارو اوبرگون از مهم‌ترین شخصیت‌های این دوره بودند.[۱]

آغاز نمادین انقلاب معمولاً ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ دانسته می‌شود؛ تاریخی که مادرو در «طرح سن لوئیس پوتوسی» مردم مکزیک را به قیام علیه دیاس فراخوانده بود. شورش‌های مسلحانه در شمال و جنوب کشور گسترش یافتند و در مه ۱۹۱۱ دیاس پس از بیش از سه دهه تسلط بر سیاست مکزیک از قدرت کناره‌گیری کرد. مادرو به ریاست‌جمهوری رسید، اما نتوانست مطالبات متضاد نیروهای انقلاب را برآورده کند. زاپاتا خواستار بازگرداندن زمین‌های روستاییان بود، در حالی که نیروهای محافظه‌کار و بخش‌هایی از ارتش نیز با دولت جدید مخالفت می‌کردند.[۲]

در فوریهٔ ۱۹۱۳ مادرو در کودتایی که به «ده روز تراژیک» شهرت یافت سرنگون شد و سپس همراه معاونش خوسه ماریا پینو سوارس به قتل رسید. ژنرال ویکتوریانو اوئرتا قدرت را در دست گرفت. حکومت او با مقاومت نیروهای مختلف انقلابی روبه‌رو شد و در سال ۱۹۱۴ سقوط کرد. پس از آن، نیروهایی که علیه اوئرتا متحد شده بودند بر سر آیندهٔ کشور با یکدیگر وارد جنگ شدند. مهم‌ترین رویارویی میان مشروطه‌خواهان کارانسا و اوبرگون از یک سو و نیروهای ویلا و زاپاتا از سوی دیگر شکل گرفت.[۳]

یکی از مهم‌ترین نتایج انقلاب، تصویب قانون اساسی ۱۹۱۷ بود. این قانون اصولی دربارهٔ اصلاحات ارضی، مالکیت ملی منابع زیرزمینی، آموزش سکولار، حقوق کارگران، حداقل دستمزد، روز کاری هشت‌ساعته، حق سازمان‌یابی و اعتصاب را دربر گرفت. بسیاری از این اصول در زمان تصویب بلافاصله اجرا نشدند، اما چارچوب حقوقی و اجتماعی دولت مکزیک در دهه‌های بعد را شکل دادند.[۴]

اگرچه برخی تاریخ‌نگاران تصویب قانون اساسی ۱۹۱۷ را نقطهٔ اوج یا پایان مرحلهٔ اصلی انقلاب می‌دانند، جنگ و کشمکش سیاسی چند سال دیگر ادامه یافت. زاپاتا در ۱۹۱۹ کشته شد؛ کارانسا در ۱۹۲۰ در پی شورش نیروهای اوبرگون سقوط کرد و کشته شد؛ و آلوارو اوبرگون در همان سال به ریاست‌جمهوری رسید. به همین دلیل، دورهٔ ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ معمولاً به‌عنوان دورهٔ اصلی انقلاب مکزیک شناخته می‌شود.[۵]

مکزیک پیش از انقلاب

ریشه‌های انقلاب مکزیک را باید در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دوران حکومت پورفیریو دیاس جست‌وجو کرد.

دیاس نخست در سال ۱۸۷۶ به قدرت رسید و به‌جز یک دورهٔ کوتاه، تا سال ۱۹۱۱ بر سیاست مکزیک مسلط ماند.

دورهٔ حکومت او در تاریخ مکزیک با عنوان «پورفیریاتو» (Porfiriato) شناخته می‌شود.

در این دوره، دولت مرکزی قدرتمند شد، راه‌آهن و شبکه‌های ارتباطی گسترش یافتند، سرمایه‌گذاری خارجی افزایش یافت و بخش‌هایی از اقتصاد رشد کردند.

اما توسعهٔ اقتصادی با تمرکز قدرت سیاسی، محدودشدن رقابت انتخاباتی و نابرابری اجتماعی همراه بود.[۶]

پورفیریو دیاس

پورفیریو دیاس نظامی و سیاستمداری بود که در جنگ‌های داخلی و مبارزه علیه مداخلهٔ فرانسه در مکزیک شهرت یافته بود.

او در ۱۸۷۶ علیه حکومت وقت قیام کرد و به قدرت رسید.

دیاس در آغاز با انتخاب مجدد رؤسای جمهوری مخالفت می‌کرد، اما بعدها خود بارها به ریاست‌جمهوری انتخاب شد.

حکومت او بر ائتلافی از ارتش، نخبگان اقتصادی، مالکان بزرگ، مدیران دولتی و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی استوار بود.

شعار غیررسمی نظام او «نظم و پیشرفت» بود.

توسعهٔ اقتصادی در دوران دیاس

دوران دیاس با نوسازی اقتصادی قابل توجهی همراه بود.

شبکهٔ راه‌آهن به‌شدت گسترش یافت و مناطق مختلف کشور را به یکدیگر و به بازار ایالات متحده متصل کرد.

سرمایه‌گذاری خارجی در معادن، نفت، راه‌آهن، کشاورزی و صنایع افزایش یافت.

تولید صادراتی رشد کرد و شهرهای مختلف توسعه یافتند.

اما منافع این رشد اقتصادی به‌طور مساوی توزیع نشد.

بخش بزرگی از زمین و ثروت در اختیار گروه محدودی قرار گرفت و بسیاری از روستاییان مالکیت یا دسترسی سنتی خود به زمین را از دست دادند.

مسئلهٔ زمین

مسئلهٔ زمین یکی از مهم‌ترین ریشه‌های اجتماعی انقلاب بود.

در دوران پورفیریاتو، گسترش مزارع بزرگ یا haciendas با از دست رفتن زمین‌های بسیاری از جوامع روستایی و بومی همراه شد.

قوانین مربوط به اندازه‌گیری و ثبت زمین و توسعهٔ کشاورزی تجاری امکان انتقال زمین‌های عمومی یا روستایی به مالکان بزرگ و شرکت‌ها را فراهم کرد.

در مناطقی مانند مورلوس، گسترش مزارع نیشکر فشار شدیدی بر زمین و منابع آب روستاها وارد کرد.

همین مسئله بعدها محور اصلی جنبش زاپاتا شد.[۷]

دهقانان و جوامع روستایی

بخش بزرگی از جمعیت مکزیک در آغاز سدهٔ بیستم در مناطق روستایی زندگی می‌کرد.

شرایط آنان در مناطق مختلف متفاوت بود، اما از دست رفتن زمین‌های اشتراکی، بدهکاری، وابستگی به مالکان بزرگ و محدودیت دسترسی به آب از مشکلات مهم بسیاری از جوامع بود.

برای بخشی از دهقانان، انقلاب پیش از آنکه مبارزه‌ای نظری دربارهٔ ساختار حکومت باشد، مبارزه‌ای برای زمین، آب و استقلال جوامع محلی بود.

این ویژگی به‌ویژه در جنبش زاپاتیستی آشکار شد.

کارگران

رشد معادن، راه‌آهن و صنایع جدید به شکل‌گیری طبقهٔ کارگر شهری و صنعتی کمک کرد.

کارگران با مشکلاتی مانند دستمزد پایین، ساعات طولانی کار و محدودیت تشکل‌های مستقل روبه‌رو بودند.

اعتصاب معدنچیان کانانئا در سال ۱۹۰۶ و اعتصاب کارگران نساجی ریو بلانکو در ۱۹۰۷ از مشهورترین اعتراض‌های کارگری پیش از انقلاب بودند.

سرکوب این اعتراض‌ها نارضایتی از حکومت دیاس را افزایش داد.

سرمایه‌گذاری خارجی

در دوران پورفیریاتو، سرمایهٔ آمریکایی، بریتانیایی و دیگر کشورهای خارجی نقش مهمی در اقتصاد مکزیک پیدا کرد.

دولت دیاس سرمایه‌گذاری خارجی را وسیله‌ای برای توسعهٔ اقتصادی می‌دانست.

اما منتقدان معتقد بودند که وابستگی گسترده به سرمایهٔ خارجی، کنترل بخش‌هایی از منابع و زیرساخت‌های کشور را از دست مکزیکی‌ها خارج کرده است.

مسئلهٔ مالکیت خارجی بعدها در جریان انقلاب و به‌ویژه در قانون اساسی ۱۹۱۷ اهمیت پیدا کرد.

ساختار سیاسی پورفیریاتو

در ظاهر، مکزیک دارای قانون اساسی، انتخابات و نهادهای جمهوری بود.

اما در عمل، حکومت دیاس رقابت سیاسی را محدود می‌کرد و فرمانداران ایالتی و مقامات محلی غالباً تحت نفوذ دولت مرکزی قرار داشتند.

انتخابات معمولاً رقابتی واقعی ایجاد نمی‌کردند.

مخالفان سیاسی با فشار، زندان، تبعید یا سانسور روبه‌رو می‌شدند.

این وضعیت سبب شد مسئلهٔ «انتخابات آزاد» و مخالفت با انتخاب مجدد رئیس‌جمهوری به یکی از محورهای نخستین مرحلهٔ انقلاب تبدیل شود.

مصاحبهٔ کریلمن

در سال ۱۹۰۸، دیاس در مصاحبه‌ای با خبرنگار آمریکایی جیمز کریلمن اعلام کرد که مکزیک برای دموکراسی آماده است و احتمال داد که در انتخابات آینده کنار برود.

انتشار این مصاحبه در مکزیک فعالیت سیاسی مخالفان را افزایش داد.[۸]

یکی از افرادی که از این فضای جدید استفاده کرد فرانسیسکو مادرو بود.

فرانسیسکو مادرو

فرانسیسکو مادرو از خانواده‌ای ثروتمند در ایالت کواویلا بود.

او با ادامهٔ حکومت دیاس و انتخاب مجدد رئیس‌جمهوری مخالفت کرد.

مادرو در سال ۱۹۰۸ کتاب جانشینی ریاست‌جمهوری در ۱۹۱۰ را منتشر کرد و خواستار انتخابات آزاد و رقابت سیاسی شد.

او حزب ضدانتخاب مجدد را تشکیل داد و در انتخابات ۱۹۱۰ به رقیب اصلی دیاس تبدیل شد.[۹]

انتخابات ۱۹۱۰

محبوبیت مادرو در جریان مبارزات انتخاباتی افزایش یافت.

حکومت دیاس او را پیش از انتخابات بازداشت کرد.

دیاس بار دیگر پیروز انتخابات اعلام شد.

مادرو پس از آزادی با وثیقه به ایالات متحده گریخت.

او در آنجا سندی سیاسی تهیه کرد که به «طرح سن لوئیس پوتوسی» شهرت یافت.

طرح سن لوئیس پوتوسی

در «طرح سن لوئیس پوتوسی» (Plan de San Luis Potosí)، مادرو انتخابات ۱۹۱۰ را نامعتبر اعلام کرد و مردم مکزیک را فراخواند که در ساعت ۶ بعدازظهر روز ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ علیه حکومت دیاس قیام کنند.[۱۰]

این طرح همچنین مسئلهٔ بازگرداندن برخی زمین‌هایی را که به‌طور غیرقانونی از روستاها گرفته شده بود مطرح می‌کرد.

قیام دقیقاً مطابق برنامه در سراسر کشور آغاز نشد، اما در هفته‌ها و ماه‌های بعد شورش‌های مسلحانه در مناطق مختلف گسترش یافتند.

آغاز انقلاب

در شمال مکزیک، رهبرانی مانند پاسکوال اوروسکو و پانچو ویلا به شورش مادرو پیوستند.

در جنوب، امیلیانو زاپاتا نیروهای روستایی مورلوس را بسیج کرد.

این جنبش‌ها اهداف کاملاً یکسانی نداشتند.

مادرو بیش از همه بر دموکراسی سیاسی و پایان انتخاب مجدد تأکید داشت.

زاپاتا مسئلهٔ زمین را در مرکز مبارزه قرار داده بود.

ویلا و نیروهای شمالی نیز دارای پایگاه‌ها و مطالبات منطقه‌ای خاص خود بودند.

پانچو ویلا

پانچو ویلا با نام اصلی خوسه دوروتئو آرانگو آرامبولا، یکی از مشهورترین فرماندهان انقلاب مکزیک بود.

او در شمال مکزیک فعالیت داشت و در مراحل مختلف انقلاب با مادرو، کارانسا و سپس علیه کارانسا همکاری یا مبارزه کرد.

ویلا بعدها فرمانده «لشکر شمال» (División del Norte) شد که در مقطعی یکی از قدرتمندترین ارتش‌های انقلاب بود.

توانایی او در بسیج سواره‌نظام و جذب نیرو از طبقات فرودست شمال مکزیک، جایگاه مهمی برای او ایجاد کرد.

امیلیانو زاپاتا

امیلیانو زاپاتا در ایالت مورلوس رشد کرد؛ منطقه‌ای که در آن توسعهٔ مزارع بزرگ نیشکر موجب منازعات گسترده بر سر زمین و آب شده بود.

او پیش از انقلاب نیز در مبارزات محلی برای بازگرداندن زمین‌های روستایی مشارکت داشت و در سال ۱۹۰۹ به ریاست شورای روستای خود انتخاب شد.[۱۱]

زاپاتا پس از آغاز قیام مادرو نیرویی مسلح تشکیل داد و در مه ۱۹۱۱ شهر کوائوتلا را تصرف کرد.

سقوط پورفیریو دیاس

نیروهای انقلابی در ماه‌های نخست ۱۹۱۱ موفقیت‌های مهمی به دست آوردند.

تصرف سیوداد خوارس توسط نیروهای اوروسکو و ویلا در مه ۱۹۱۱ موقعیت حکومت را به‌شدت تضعیف کرد.

در پی مذاکرات، توافقی برای کناره‌گیری دیاس حاصل شد.

پورفیریو دیاس در ۲۵ مه ۱۹۱۱ از ریاست‌جمهوری استعفا کرد و کشور را ترک گفت.[۱۲]

بدین ترتیب، نخستین هدف سیاسی انقلاب تحقق یافت، اما سقوط دیاس پایان انقلاب نبود.

ریاست‌جمهوری مادرو

مادرو در انتخابات ۱۹۱۱ به ریاست‌جمهوری رسید.

او تلاش کرد حکومت قانون اساسی و انتخابات رقابتی را احیا کند.

اما دولتش میان نیروهای متضاد قرار گرفت.

محافظه‌کاران و بخش‌هایی از نخبگان او را بیش از حد اصلاح‌طلب می‌دانستند، در حالی که بسیاری از انقلابیون معتقد بودند اصلاحات او بسیار کند است.

یکی از مهم‌ترین اختلاف‌ها بر سر مسئلهٔ زمین شکل گرفت.

اختلاف مادرو و زاپاتا

زاپاتا انتظار داشت دولت جدید به سرعت زمین‌های روستاییان را بازگرداند.

اما مادرو بر اجرای تدریجی اصلاحات از طریق نهادهای قانونی تأکید داشت و از نیروهای انقلابی خواست سلاح‌های خود را تحویل دهند.

زاپاتا این سیاست را ناکافی دانست و از خلع سلاح نیروهایش خودداری کرد.

اختلاف میان دو رهبر به شورش زاپاتیست‌ها علیه دولت مادرو انجامید.

طرح آیالا

در نوامبر ۱۹۱۱، زاپاتا و اوتیلیو مونتانیو «طرح آیالا» (Plan de Ayala) را منتشر کردند.

این سند یکی از رادیکال‌ترین اسناد انقلاب مکزیک بود.

طرح آیالا مادرو را متهم می‌کرد که به اهداف انقلاب خیانت کرده است و خواستار بازگرداندن زمین‌های گرفته‌شده از روستاها و مصادرهٔ بخشی از املاک بزرگ برای توزیع میان جوامع فاقد زمین بود.[۱۳]

شعار مشهور «زمین و آزادی» (Tierra y Libertad) بعدها با جنبش زاپاتیستی پیوند خورد.

شورش پاسکوال اوروسکو

مادرو با مخالفت متحدان سابق دیگری نیز روبه‌رو شد.

پاسکوال اوروسکو در سال ۱۹۱۲ علیه دولت قیام کرد.

مادرو برای سرکوب او از ارتش فدرال استفاده کرد.

ژنرال ویکتوریانو اوئرتا فرماندهی عملیات را بر عهده داشت و نیروهای اوروسکو را شکست داد.

اما همین ژنرال کمتر از یک سال بعد علیه مادرو کودتا کرد.

ده روز تراژیک

در فوریهٔ ۱۹۱۳، مکزیکوسیتی شاهد مجموعه‌ای از درگیری‌ها و توطئه‌های نظامی شد که به «ده روز تراژیک» (La Decena Trágica) معروف است.

ژنرال‌های مخالف دولت و نیروهای شورشی در پایتخت وارد نبرد شدند.

اوئرتا که ظاهراً مسئول دفاع از دولت بود، در نهایت علیه مادرو توطئه کرد.

سفیر ایالات متحده، هنری لین ویلسون، نیز در مذاکراتی که به انتقال قدرت کمک کرد نقش داشت.[۱۴]

کودتای اوئرتا

در ۱۸ فوریهٔ ۱۹۱۳، مادرو و معاون رئیس‌جمهور خوسه ماریا پینو سوارس بازداشت شدند.

اوئرتا کنترل حکومت را به دست گرفت.

چهار روز بعد، مادرو و پینو سوارس هنگام انتقال از زندان کشته شدند.[۱۵]

حکومت جدید اعلام کرد آنان هنگام تلاش برای فرار کشته شده‌اند، اما قتلشان به نمادی از کودتا و سرکوب سیاسی تبدیل شد.

حکومت ویکتوریانو اوئرتا

ویکتوریانو اوئرتا تلاش کرد حکومت مرکزی را با اتکا به ارتش بازسازی کند.

او کنگره را منحل کرد و مخالفان را سرکوب کرد.

اما حکومتش با مقاومت نیروهای مختلف انقلابی روبه‌رو شد.

در شمال، کارانسا، اوبرگون و ویلا علیه او جنگیدند.

در جنوب، زاپاتا مبارزهٔ خود را ادامه داد.

به این ترتیب، نیروهایی با اهداف متفاوت برای مدتی در مخالفت با اوئرتا دارای دشمن مشترک شدند.

ونوستیانو کارانسا

ونوستیانو کارانسا، فرماندار ایالت کواویلا، حکومت اوئرتا را غیرقانونی دانست.

او در مارس ۱۹۱۳ «طرح گوادالوپه» را منتشر کرد و تشکیل ارتش مشروطه‌خواه را اعلام کرد.

کارانسا خود را «رئیس اول» نیروهای مشروطه‌خواه نامید.

هدف اولیهٔ این جنبش برکناری اوئرتا و بازگرداندن نظم قانون اساسی بود.

فرماندهانی مانند آلوارو اوبرگون و پانچو ویلا در مراحل مختلف با این جبهه همکاری کردند.

آلوارو اوبرگون

آلوارو اوبرگون کشاورز و فرمانده‌ای از ایالت سونورا بود که پس از کودتای اوئرتا به نیروهای مشروطه‌خواه پیوست.

او استعداد نظامی قابل توجهی نشان داد و به یکی از مهم‌ترین فرماندهان کارانسا تبدیل شد.

اوبرگون در سال ۱۹۱۵ با استفاده از تاکتیک‌های دفاعی، سنگرها، سیم خاردار و مسلسل توانست حملات سواره‌نظام ویلا را در نبردهای سلایا شکست دهد.[۱۶]

پیروزی‌های او نقش تعیین‌کننده‌ای در برتری مشروطه‌خواهان داشت.

لشکر شمال

پانچو ویلا در شمال نیروی بزرگی با عنوان «لشکر شمال» تشکیل داد.

این ارتش شامل سواره‌نظام، پیاده‌نظام، توپخانه و قطارهای نظامی بود.

ویلا توانست شهرهای مهمی را تصرف کند و در سال ۱۹۱۴ زاکاتکاس را به دست آورد.

پیروزی در زاکاتکاس ضربهٔ بزرگی به ارتش اوئرتا وارد کرد و راه سقوط حکومت را هموار ساخت.

زاپاتیست‌ها در جنوب

هم‌زمان، نیروهای زاپاتا در مورلوس و مناطق پیرامونی گسترش یافتند.

برخلاف بسیاری از ارتش‌های شمالی، جنبش زاپاتا پیوند عمیقی با روستاها و مسئلهٔ مالکیت جمعی زمین داشت.

زاپاتیست‌ها خواستار اجرای طرح آیالا بودند.

ساختار جنبش آنان نسبتاً غیرمتمرکز بود و فرماندهان محلی ارتباط نزدیکی با جوامع روستایی داشتند.

ایالات متحده و اوئرتا

روی کار آمدن وودرو ویلسون در ایالات متحده هم‌زمان با حکومت اوئرتا بود.

ویلسون از شناسایی رسمی حکومت اوئرتا خودداری کرد.

دولت آمریکا به‌تدریج از مخالفان او حمایت کرد.

اما سیاست ایالات متحده صرفاً حمایت از انقلاب نبود؛ واشینگتن همچنین در پی حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود و جلوگیری از بی‌ثباتی در مرز جنوبی بود.

اشغال وراکروز

در آوریل ۱۹۱۴ نیروهای ایالات متحده بندر وراکروز را اشغال کردند.

این اقدام در پی تنش دیپلماتیک با حکومت اوئرتا و ماجرای بازداشت کوتاه‌مدت ملوانان آمریکایی در تامپیکو صورت گرفت.

اشغال وراکروز با مقاومت مکزیکی‌ها روبه‌رو شد و احساسات ضدآمریکایی را در میان جناح‌های مختلف افزایش داد.

نیروهای آمریکا تا نوامبر ۱۹۱۴ در وراکروز باقی ماندند.[۱۷]

سقوط اوئرتا

پیشروی نیروهای انقلابی و شکست ارتش فدرال سرانجام حکومت اوئرتا را فروپاشاند.

او در ژوئیهٔ ۱۹۱۴ از ریاست‌جمهوری استعفا کرد و مکزیک را ترک گفت.

با سقوط او، دشمن مشترک نیروهای انقلابی از میان رفت.

تقریباً بلافاصله اختلاف‌های سیاسی، اجتماعی و شخصی میان جناح‌های پیروز آشکار شد.

این مرحله آغاز یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های جنگ داخلی مکزیک بود.

اختلاف میان انقلابیون

کارانسا خواستار رهبری دولت جدید بود.

ویلا با رهبری او مخالفت داشت.

زاپاتا نیز برنامهٔ ارضی کارانسا را ناکافی می‌دانست.

برای حل اختلاف‌ها، نمایندگان نیروهای مختلف در سال ۱۹۱۴ در مجمعی گرد آمدند که به کنوانسیون آگواسکالینتس شهرت یافت.

کنوانسیون نتوانست وحدت انقلاب را حفظ کند.

کنوانسیون آگواسکالینتس

کنوانسیون در اکتبر و نوامبر ۱۹۱۴ تشکیل شد.

نمایندگان گروه‌های مختلف دربارهٔ آیندهٔ حکومت و ارتش بحث کردند.

کنوانسیون خود را دارای حاکمیت اعلام کرد و ائولالیو گوتیرس را به ریاست موقت کشور برگزید.

کارانسا تصمیم‌های کنوانسیون را نپذیرفت.

ویلا و زاپاتا از کنوانسیون حمایت کردند.

در نتیجه، انقلاب به دو ائتلاف اصلی تقسیم شد: مشروطه‌خواهان کارانسا و اوبرگون، و کنوانسیونیست‌های ویلا و زاپاتا.[۱۸]

اتحاد ویلا و زاپاتا

ویلا و زاپاتا در دسامبر ۱۹۱۴ در مکزیکوسیتی با یکدیگر دیدار کردند.

تصاویر مشهور حضور این دو رهبر در کاخ ملی به نمادی از انقلاب تبدیل شد.

با وجود اتحاد سیاسی، جنبش‌های آنان تفاوت‌های زیادی داشتند.

زاپاتا عمدتاً بر اصلاحات ارضی در جنوب تمرکز داشت.

ویلا پایگاه اصلی خود را در شمال داشت و برنامهٔ سیاسی و اقتصادی متفاوتی دنبال می‌کرد.

ائتلاف آنان نتوانست یک دولت مرکزی پایدار ایجاد کند.

جنگ داخلی ۱۹۱۵

سال ۱۹۱۵ برای تعیین توازن قدرت در انقلاب سرنوشت‌ساز بود.

نیروهای ویلا و کارانسا در چند نبرد بزرگ با یکدیگر روبه‌رو شدند.

آلوارو اوبرگون فرمانده اصلی ارتش مشروطه‌خواه بود.

در نبردهای سلایا در آوریل ۱۹۱۵، اوبرگون حملات نیروهای ویلا را دفع کرد.

تاکتیک‌های او از تجربهٔ جنگ‌های مدرن و استفاده از مواضع دفاعی، مسلسل و سیم خاردار بهره می‌گرفت.

شکست‌های سلایا قدرت نظامی ویلا را به‌شدت کاهش داد.[۱۹]

برتری مشروطه‌خواهان

پس از شکست ویلا، نیروهای کارانسا و اوبرگون کنترل بخش بزرگی از کشور را به دست گرفتند.

زاپاتا همچنان در مورلوس قدرت داشت، اما نتوانست نفوذ خود را به شمال کشور گسترش دهد.

ایالات متحده در اکتبر ۱۹۱۵ حکومت کارانسا را به‌عنوان حکومت عملی مکزیک به رسمیت شناخت.[۲۰]

این تصمیم موقعیت کارانسا را تقویت کرد.

حملهٔ ویلا به کلمبوس

پانچو ویلا از به‌رسمیت‌شناختن کارانسا توسط آمریکا خشمگین شد.

در ۹ مارس ۱۹۱۶ نیروهای او به شهر کلمبوس، نیومکزیکو در خاک ایالات متحده حمله کردند.

در این حمله شماری از سربازان و غیرنظامیان آمریکایی کشته شدند.[۲۱]

این واقعه به مداخلهٔ نظامی دیگری از سوی ایالات متحده انجامید.

عملیات پرشینگ

رئیس‌جمهور وودرو ویلسون ژنرال جان جی. پرشینگ را مأمور کرد با نیروهای آمریکایی وارد شمال مکزیک شود و ویلا را پیدا کند.

عملیات از مارس ۱۹۱۶ آغاز شد.

نیروهای آمریکایی ماه‌ها در مکزیک فعالیت کردند، اما نتوانستند ویلا را دستگیر کنند.[۲۲]

حضور ارتش آمریکا تنش با دولت کارانسا را افزایش داد و حتی در مواردی به درگیری میان نیروهای دو کشور انجامید.

نیروهای پرشینگ در اوایل ۱۹۱۷ از مکزیک خارج شدند.

قانون اساسی ۱۹۱۷

در اواخر ۱۹۱۶، کارانسا برای تدوین قانون اساسی جدید مجلسی در شهر کرتارو تشکیل داد.

کارانسا در ابتدا انتظار داشت اصلاحاتی محدود در قانون اساسی ۱۸۵۷ صورت گیرد، اما گروهی از نمایندگان خواستار تغییرات اجتماعی گسترده‌تر شدند.

قانون اساسی جدید در ۵ فوریهٔ ۱۹۱۷ تصویب شد.[۲۳]

این قانون یکی از مهم‌ترین میراث‌های انقلاب مکزیک شد.

اصل سوم قانون اساسی

اصل سوم به آموزش مربوط بود.

قانون اساسی بر آموزش عمومی سکولار تأکید کرد و نقش کلیسا در نظام آموزشی را محدود ساخت.

این اصل ادامهٔ سنت سکولاریسم دولت مکزیک از دورهٔ اصلاحات لیبرال سدهٔ نوزدهم بود.

اجرای سیاست‌های ضدروحانیت در سال‌های بعد به یکی از مسائل مناقشه‌برانگیز سیاست مکزیک تبدیل شد.

اصل ۲۷

اصل ۲۷ یکی از مهم‌ترین بخش‌های قانون اساسی بود.

این اصل مالکیت اولیهٔ زمین و منابع زیرزمینی را متعلق به ملت اعلام کرد و به دولت اختیار داد مالکیت خصوصی را در راستای منافع عمومی تنظیم کند.

همچنین چارچوبی برای بازگرداندن زمین به جوامع روستایی و ایجاد اراضی اشتراکی یا ejidos فراهم کرد.[۲۴]

اصل ۲۷ بعدها مبنای اصلاحات ارضی گسترده، به‌ویژه در دوران لازارو کاردناس، قرار گرفت.

اصل ۱۲۳

اصل ۱۲۳ قانون اساسی حقوق مهمی برای کارگران تعیین کرد.

این اصل روز کاری هشت‌ساعته، حداقل دستمزد و حق سازمان‌یابی و اعتصاب را به رسمیت شناخت.

همچنین مقرراتی دربارهٔ شرایط کار و جبران حوادث کاری وضع کرد.[۲۵]

وجود چنین مقرراتی قانون اساسی مکزیک را در زمان خود به یکی از اسناد پیشرو در زمینهٔ حقوق اجتماعی تبدیل کرد.

کارانسا رئیس‌جمهور

پس از تصویب قانون اساسی، کارانسا در انتخابات ۱۹۱۷ به ریاست‌جمهوری رسید.

او تلاش کرد دولت مرکزی را تثبیت و کشور را پس از سال‌ها جنگ بازسازی کند.

اما بخش‌هایی از قانون اساسی، به‌ویژه اصلاحات اجتماعی، در دوران او به‌طور محدود اجرا شدند.

زاپاتا همچنان در جنوب مقاومت می‌کرد و ویلا نیز در شمال فعال بود.

اختلاف کارانسا با فرماندهان سابق خود نیز افزایش یافت.

قتل امیلیانو زاپاتا

کارانسا و فرماندهانش زاپاتا را تهدیدی جدی می‌دانستند.

در سال ۱۹۱۹، سرهنگ خسوس گواخاردو وانمود کرد که قصد دارد به زاپاتا بپیوندد.

زاپاتا برای دیدار با او به هاسیندا چینامکا رفت.

در ۱۰ آوریل ۱۹۱۹ نیروهای دولتی در کمین او را کشتند.[۲۶]

مرگ زاپاتا به جنبش او ضربه زد، اما او به یکی از پایدارترین نمادهای مبارزهٔ دهقانی و اصلاحات ارضی در مکزیک تبدیل شد.

بحران جانشینی کارانسا

با نزدیک‌شدن انتخابات ۱۹۲۰، آلوارو اوبرگون نامزدی خود را برای ریاست‌جمهوری اعلام کرد.

کارانسا از نامزدی او حمایت نکرد و تلاش کرد فرد دیگری را جانشین خود کند.

این مسئله به اختلاف شدید میان کارانسا و فرماندهان ایالت سونورا انجامید.

اوبرگون و متحدانش در آوریل ۱۹۲۰ «طرح آگوا پریتا» را اعلام و علیه کارانسا قیام کردند.

سقوط و مرگ کارانسا

شورش آگوا پریتا به‌سرعت گسترش یافت.

بخش بزرگی از ارتش حمایت خود را از کارانسا پس گرفت.

کارانسا مکزیکوسیتی را ترک کرد و تلاش کرد به وراکروز برسد.

او در ۲۰ مه ۱۹۲۰ در ایالت پوئبلا کشته شد.[۲۷]

با سقوط کارانسا، نیروهای سونورا کنترل دولت را در دست گرفتند.

آلوارو اوبرگون و پایان مرحلهٔ مسلحانه

آلوارو اوبرگون در اکتبر ۱۹۲۰ به ریاست‌جمهوری انتخاب شد و در ۳۰ نوامبر همان سال کار خود را آغاز کرد.

کتابخانهٔ کنگره این انتقال قدرت را پایان دورهٔ اصلی انقلاب مکزیک در گاه‌شمار خود معرفی می‌کند.[۲۸]

با این حال، خشونت سیاسی و شورش‌های مسلحانه در مکزیک پس از ۱۹۲۰ نیز ادامه یافتند.

سرنوشت پانچو ویلا

پس از سقوط کارانسا، دولت جدید با ویلا مذاکره کرد.

ویلا در سال ۱۹۲۰ سلاح را کنار گذاشت و در ملکی در ایالت دورانگو مستقر شد.

او در ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۲۳ در پارال، ایالت چی‌واوا، در یک کمین مسلحانه کشته شد.

هویت و انگیزهٔ همهٔ عوامل پشت قتل او همچنان موضوع بحث تاریخی است.

زنان در انقلاب مکزیک

زنان نقش گسترده‌ای در انقلاب داشتند.

آنان به‌عنوان پرستار، آشپز، پیام‌رسان، جاسوس، سازمان‌دهنده و در مواردی جنگجو فعالیت می‌کردند.

زنانی که همراه ارتش‌های انقلابی حرکت می‌کردند غالباً با عنوان soldaderas شناخته می‌شدند.

برخی زنان مستقیماً اسلحه به دست گرفتند و در نبردها شرکت کردند.

نقش آنان برای تأمین غذا، مراقبت از مجروحان و حفظ شبکه‌های پشتیبانی ارتش‌ها اهمیت اساسی داشت.[۲۹]

آدلیتا

«آدلیتا» به یکی از نمادهای فرهنگی زنان انقلاب تبدیل شد.

این نام از یک corrido یا ترانهٔ روایی مشهور انقلابی گرفته شده است.

در فرهنگ عمومی مکزیک، تصویر آدلیتا به زنانی اشاره دارد که در کنار نیروهای انقلابی حضور داشتند.

با این حال، واقعیت تاریخی زنان انقلاب بسیار متنوع‌تر از تصویر رمانتیک آدلیتا بود.

مردم بومی

جوامع بومی در مناطق مختلف مکزیک به شکل‌های متفاوتی در انقلاب مشارکت داشتند.

برای بسیاری از آنان، مالکیت جمعی زمین، منابع آب و استقلال جوامع محلی مسائل اصلی بودند.

جنبش زاپاتا در مورلوس ارتباط نزدیکی با سنت‌های مالکیت اشتراکی روستاها داشت.

اما جوامع بومی یک نیروی سیاسی واحد نبودند و بسته به شرایط محلی از جناح‌های متفاوت حمایت می‌کردند.

ارتش‌های انقلاب

یکی از ویژگی‌های انقلاب مکزیک تعدد ارتش‌ها و نیروهای مسلح بود.

ارتش فدرال، ارتش مشروطه‌خواه، لشکر شمال ویلا، ارتش آزادی‌بخش جنوب زاپاتا و ده‌ها نیروی منطقه‌ای در دوره‌های مختلف فعالیت داشتند.

ائتلاف میان این نیروها دائماً تغییر می‌کرد.

فرمانده‌ای که در یک مرحله متحد گروهی بود ممکن بود چند ماه بعد علیه همان گروه وارد جنگ شود.

همین امر انقلاب را به فرایندی بسیار پیچیده‌تر از نبرد میان «حکومت» و «انقلابیون» تبدیل کرد.

راه‌آهن و انقلاب

راه‌آهن نقشی اساسی در جنگ داشت.

ارتش‌های انقلاب از قطارها برای انتقال هزاران سرباز، اسب، توپخانه، مهمات و مواد غذایی استفاده می‌کردند.

کنترل خطوط راه‌آهن می‌توانست سرنوشت عملیات نظامی را تعیین کند.

تصاویر قطارهای مملو از سربازان و soldaderas بعدها به بخشی از حافظهٔ تصویری انقلاب تبدیل شدند.

سلاح‌های مدرن

انقلاب مکزیک در دوره‌ای رخ داد که فناوری نظامی به‌سرعت در حال تغییر بود.

مسلسل، توپخانه، سیم خاردار، راه‌آهن و حتی هواپیما در جنگ مورد استفاده قرار گرفتند.

نبردهای سلایا در ۱۹۱۵ نشان دادند که حملات گستردهٔ سواره‌نظام در برابر مواضع مجهز به مسلسل و سیم خاردار آسیب‌پذیرند.

این تجربه با تحولاتی که هم‌زمان در جنگ جهانی اول رخ می‌داد شباهت‌هایی داشت.

ایالات متحده و انقلاب مکزیک

روابط مکزیک و ایالات متحده یکی از ابعاد مهم انقلاب بود.

مرز طولانی دو کشور امکان انتقال سلاح، پول، پناهندگان و نیروهای سیاسی را فراهم می‌کرد.

دولت آمریکا در دوره‌های مختلف از بازیگران متفاوت حمایت یا با آنان مخالفت کرد.

واشینگتن همچنین دو بار به شکل مستقیم در مکزیک مداخلهٔ نظامی کرد: اشغال وراکروز در ۱۹۱۴ و عملیات پرشینگ در ۱۹۱۶–۱۹۱۷.[۳۰]

انقلاب و جنگ جهانی اول

بخشی از انقلاب مکزیک هم‌زمان با جنگ جهانی اول رخ داد.

موقعیت جغرافیایی مکزیک در همسایگی ایالات متحده اهمیت بین‌المللی آن را افزایش می‌داد.

مشهورترین نمونه، تلگرام زیمرمان در سال ۱۹۱۷ بود که در آن دولت آلمان پیشنهاد کرده بود در صورت جنگ مکزیک با ایالات متحده، از بازپس‌گیری برخی سرزمین‌های ازدست‌رفته حمایت کند.

دولت کارانسا این پیشنهاد را نپذیرفت.

تلفات انقلاب

تعیین شمار دقیق قربانیان انقلاب دشوار است.

سرشماری‌ها و برآوردهای جمعیتی نشان‌دهندهٔ کاهش شدید جمعیت مورد انتظار مکزیک در دههٔ ۱۹۱۰ هستند.

اما همهٔ این کاهش را نمی‌توان به کشته‌شدگان مستقیم جنگ نسبت داد.

نبرد، قحطی، بیماری، کاهش زاد و ولد و مهاجرت همگی نقش داشتند.

همه‌گیری آنفلوانزای ۱۹۱۸ نیز تلفات سنگینی بر جای گذاشت.

به همین دلیل، برآوردهای تاریخی دربارهٔ تلفات انقلاب متفاوت است و باید میان کشته‌شدگان مستقیم و کل کاهش جمعیتی تمایز گذاشت.

مهاجرت و پناهندگی

خشونت انقلاب باعث مهاجرت گستردهٔ مردم شد.

بسیاری از مکزیکی‌ها برای فرار از جنگ به ایالات متحده رفتند.

برخی از رهبران سیاسی نیز در دوره‌های مختلف در آمریکا اقامت کردند یا از خاک آن کشور فعالیت سیاسی داشتند.

مهاجرت ناشی از انقلاب در رشد جمعیت مکزیکی‌تبار ایالات متحده، به‌ویژه در ایالت‌های جنوب غربی، نقش داشت.[۳۱]

اصلاحات ارضی

زمین یکی از مهم‌ترین مطالبات اجتماعی انقلاب بود.

اما اصلاحات ارضی بلافاصله پس از انقلاب به شکل کامل اجرا نشد.

اصل ۲۷ قانون اساسی زمینهٔ حقوقی بازتوزیع زمین را فراهم کرد.

دولت‌های پس از انقلاب در دوره‌های مختلف زمین‌هایی را توزیع کردند.

گسترده‌ترین مرحلهٔ اصلاحات ارضی در دههٔ ۱۹۳۰ و در دوران ریاست‌جمهوری لازارو کاردناس انجام شد.

اِخیدو

یکی از نهادهای مهم اصلاحات ارضی مکزیک «اِخیدو» (ejido) بود.

در این نظام، زمین در اختیار یک جامعهٔ روستایی قرار می‌گرفت و اعضا حق استفاده از آن را داشتند.

ریشه‌های این شکل مالکیت به سنت‌های جمعی روستاها بازمی‌گشت.

قانون اساسی ۱۹۱۷ زمینهٔ احیای این نظام را فراهم کرد.

اِخیدو در بخش بزرگی از سدهٔ بیستم یکی از ارکان ساختار روستایی مکزیک بود.

جنبش کارگری پس از انقلاب

قانون اساسی ۱۹۱۷ حقوق گسترده‌ای برای کارگران به رسمیت شناخت.

در دهه‌های پس از انقلاب، اتحادیه‌های کارگری به بازیگران مهم سیاست مکزیک تبدیل شدند.

دولت‌های انقلابی و پس از انقلاب تلاش کردند بخش‌هایی از جنبش کارگری را در ساختار سیاسی جدید ادغام کنند.

این رابطه هم فرصت‌هایی برای گسترش حقوق کار ایجاد کرد و هم استقلال برخی اتحادیه‌ها از دولت را محدود ساخت.

انقلاب و کلیسای کاتولیک

قانون اساسی ۱۹۱۷ محدودیت‌هایی بر نقش کلیسای کاتولیک وضع کرد.

مناقشه میان دولت سکولار و کلیسا ریشه در اصلاحات لیبرال سدهٔ نوزدهم داشت.

اجرای شدیدتر مواد ضدروحانیت در دههٔ ۱۹۲۰ به بحران بزرگی انجامید.

این بحران سرانجام به جنگ کریسترو در سال‌های ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۹ منجر شد.

بنابراین، برخی منازعات ناشی از انقلاب سال‌ها پس از پایان جنگ اصلی ادامه یافتند.

انقلاب و دولت مرکزی

یکی از نتایج متناقض انقلاب این بود که جنبشی علیه تمرکز اقتدار پورفیریو دیاس در نهایت زمینهٔ ایجاد دولت مرکزی قدرتمند دیگری را فراهم کرد.

دولت جدید تلاش کرد ارتش‌های منطقه‌ای را مهار، نظام مالیاتی را بازسازی و سازمان‌های کارگری و دهقانی را در ساختار سیاسی ادغام کند.

این فرایند طی چند دهه ادامه یافت و به شکل‌گیری نظام سیاسی خاص مکزیک در سدهٔ بیستم انجامید.

شکل‌گیری نظم سیاسی پس از انقلاب

نیروهای پیروز انقلاب برای جلوگیری از بازگشت جنگ‌های نظامی بر سر ریاست‌جمهوری به‌تدریج سازوکارهای سیاسی جدیدی ایجاد کردند.

در سال ۱۹۲۹ «حزب ملی انقلابی» تشکیل شد.

این حزب در دوره‌های بعد تغییر نام داد و سرانجام به حزب انقلابی نهادی (PRI) تبدیل شد.

PRI برای بخش عمده‌ای از سدهٔ بیستم نیروی مسلط سیاست مکزیک بود.

نظام ایجادشده ثبات سیاسی بیشتری نسبت به دههٔ انقلاب ایجاد کرد، اما در عین حال با تمرکز قدرت و محدودیت رقابت سیاسی نیز همراه بود.

لازارو کاردناس و میراث انقلاب

لازارو کاردناس که از ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۰ رئیس‌جمهور بود، بسیاری از اصلاحات اجتماعی پیش‌بینی‌شده در انقلاب و قانون اساسی را گسترش داد.

او میلیون‌ها هکتار زمین را در قالب اصلاحات ارضی توزیع کرد، اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های دهقانی را تقویت کرد و در سال ۱۹۳۸ صنعت نفت را ملی کرد.

بسیاری از پژوهشگران دوران کاردناس را یکی از مراحل اصلی تحقق برنامهٔ اجتماعی انقلاب می‌دانند.

ملی‌شدن نفت

اصل ۲۷ قانون اساسی حاکمیت ملت بر منابع زیرزمینی را به رسمیت شناخته بود.

این اصل در مناقشات بعدی با شرکت‌های نفتی خارجی اهمیت یافت.

در سال ۱۹۳۸، دولت کاردناس صنعت نفت را ملی کرد.

این اقدام یکی از مشهورترین جلوه‌های ملی‌گرایی اقتصادی برآمده از انقلاب شد.

انقلاب اجتماعی

انقلاب مکزیک صرفاً جابه‌جایی رئیس‌جمهور نبود.

ساختار مالکیت زمین، حقوق کار، رابطهٔ دولت و کلیسا، جایگاه ارتش، نقش دولت در اقتصاد و مفهوم حقوق اجتماعی تحت تأثیر آن قرار گرفت.

البته بسیاری از تغییرات وعده‌داده‌شده در سال‌های جنگ عملی نشدند و تحقق برخی اصلاحات چند دهه طول کشید.

از این منظر، انقلاب مکزیک را باید فرایندی طولانی دانست که پیامدهای آن پس از پایان نبردهای اصلی نیز ادامه یافت.

انقلاب دهقانی

نقش دهقانان یکی از موضوعات اصلی تاریخ‌نگاری انقلاب است.

جنبش زاپاتا آشکارترین نمونهٔ انقلاب دهقانی بود.

در شمال نیز بسیاری از سربازان ویلا از میان روستاییان، کارگران فصلی، معدنچیان و دیگر گروه‌های فرودست آمده بودند.

با این حال، اهداف دهقانان در سراسر مکزیک یکسان نبود.

ساختار مالکیت و روابط اجتماعی از منطقه‌ای به منطقهٔ دیگر تفاوت داشت.

انقلاب و طبقهٔ متوسط

بخش‌هایی از طبقهٔ متوسط نیز نقش مهمی در انقلاب داشتند.

مادرو خود از خانواده‌ای ثروتمند بود، اما جنبش سیاسی او حمایت وکلا، معلمان، روزنامه‌نگاران، بازرگانان و متخصصان ناراضی از انحصار قدرت سیاسی را جلب کرد.

بسیاری از رهبران مشروطه‌خواه نیز از طبقات متوسط و نخبگان منطقه‌ای برخاسته بودند.

به همین دلیل، انقلاب مکزیک را نمی‌توان صرفاً شورشی دهقانی دانست.

انقلاب و ملی‌گرایی

انقلاب به رشد ملی‌گرایی مکزیکی کمک کرد.

مسئلهٔ مالکیت خارجی، مداخلات ایالات متحده و کنترل منابع طبیعی بر این گرایش تأثیر گذاشتند.

اصل ۲۷ قانون اساسی بیان حقوقی مهمی از این ملی‌گرایی اقتصادی بود.

در دهه‌های بعد، دولت‌های مکزیک انقلاب را بخشی از هویت ملی کشور معرفی کردند.

فرهنگ انقلاب

انقلاب تأثیر عمیقی بر ادبیات، موسیقی، نقاشی، سینما و حافظهٔ جمعی مکزیک گذاشت.

تصاویر زاپاتا، ویلا و زنان مبارز به نمادهای فرهنگی تبدیل شدند.

ترانه‌های روایی موسوم به corridos داستان نبردها، فرماندهان و زندگی مردم را روایت می‌کردند.

پس از انقلاب، نقاشان دیواری نیز تاریخ انقلاب را در آثار عمومی بازنمایی کردند.[۳۲]

نقاشی دیواری مکزیک

جنبش نقاشی دیواری مکزیک در دههٔ ۱۹۲۰ با حمایت دولت گسترش یافت.

هنرمندانی چون دیه‌گو ریورا، خوسه کلمنته اوروسکو و داوید آلفارو سیکِیروس تاریخ مکزیک، انقلاب، دهقانان، کارگران و مردم بومی را در آثار خود بازنمایی کردند.

دیوارنگاری به یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگی مکزیک پس از انقلاب تبدیل شد.

ادبیات انقلاب

انقلاب ژانر مهمی در ادبیات مکزیک ایجاد کرد که به «رمان انقلاب مکزیک» معروف شد.

یکی از مشهورترین آثار این جریان زیر دست‌ها (Los de abajo) نوشتهٔ ماریانو آزوئلا است.

آزوئلا که خود تجربهٔ انقلاب را داشت، تصویری پیچیده و گاه تلخ از جنگ، خشونت و سرنوشت انقلابیون ارائه کرد.

این آثار به شکل‌گیری حافظهٔ فرهنگی انقلاب کمک کردند.

تصویر زاپاتا

زاپاتا پس از مرگ به یکی از پایدارترین نمادهای انقلاب تبدیل شد.

شعارهای مربوط به زمین و تصویر او با سبیل، لباس روستایی و اسلحه در هنر و فرهنگ سیاسی مکزیک بارها بازتولید شده است.

جنبش‌های دهقانی و بومی بعدی نیز به میراث او استناد کرده‌اند.

ارتش آزادی‌بخش ملی زاپاتیستا که در سال ۱۹۹۴ در چیاپاس قیام کرد، نام خود را از زاپاتا گرفت.

تصویر پانچو ویلا

ویلا نیز در فرهنگ عمومی به چهره‌ای افسانه‌ای تبدیل شد.

برای برخی، او قهرمان فقرا و مبارزی علیه حکومت‌های سرکوبگر بود.

برای دیگران، فرمانده‌ای خشن و اقتدارگرا محسوب می‌شد.

ترکیب واقعیت تاریخی، روایت‌های شفاهی، فیلم‌ها و ترانه‌ها سبب شده است تفکیک ویلا به‌عنوان شخصیت تاریخی از «ویلا»ی اسطوره‌ای در فرهنگ عمومی همیشه آسان نباشد.

عکاسی و انقلاب

انقلاب مکزیک یکی از نخستین انقلاب‌هایی بود که به‌طور گسترده عکاسی شد.

عکاسان حرفه‌ای و خبری هزاران تصویر از فرماندهان، سربازان، زنان، قطارها، اعدام‌ها و زندگی روزمره ثبت کردند.

رسانه‌های آمریکا و اروپا نیز تصاویر انقلاب را منتشر می‌کردند.

به همین دلیل، انقلاب مکزیک دارای یکی از غنی‌ترین آرشیوهای تصویری در میان انقلاب‌های آغاز سدهٔ بیستم است.

سینما و انقلاب

دوربین‌های فیلم‌برداری نیز در میدان‌های نبرد حضور داشتند.

پانچو ویلا به اهمیت رسانه آگاه بود و فعالیت‌های او توجه فیلم‌برداران آمریکایی را جلب کرد.

تصاویر جنگ به مخاطبان خارج از مکزیک امکان دادند انقلاب را تقریباً هم‌زمان با وقوع آن مشاهده کنند.

این پیوند میان انقلاب، عکاسی و سینما بر شکل‌گیری تصویر عمومی رهبران انقلاب تأثیر گذاشت.

مسئلهٔ تاریخ پایان انقلاب

دربارهٔ تاریخ دقیق پایان انقلاب اتفاق نظر کامل وجود ندارد.

کتابخانهٔ کنگره تصویب قانون اساسی ۱۹۱۷ را «نقطهٔ اوج» انقلاب معرفی می‌کند، زیرا بسیاری از مطالبات اجتماعی انقلاب در آن صورت حقوقی یافتند.[۳۳]

اما جنگ مسلحانه پس از ۱۹۱۷ ادامه یافت.

زاپاتا در ۱۹۱۹ کشته شد و کارانسا در ۱۹۲۰ سقوط کرد.

آغاز ریاست‌جمهوری اوبرگون در ۳۰ نوامبر ۱۹۲۰ معمولاً پایان مرحلهٔ اصلی جنگ انقلابی دانسته می‌شود.[۳۴]

برخی تاریخ‌نگاران مفهوم انقلاب را تا سال‌های بعد و دورهٔ تثبیت دولت جدید امتداد می‌دهند.

آیا انقلاب به اهداف خود رسید؟

پاسخ به این پرسش به هدف مورد بررسی بستگی دارد.

حکومت طولانی دیاس پایان یافت و اصل انتخاب مجدد نامحدود رئیس‌جمهوری کنار گذاشته شد.

قانون اساسی حقوق اجتماعی گسترده‌ای را به رسمیت شناخت.

اصلاحات ارضی و حقوق کار در دهه‌های بعد گسترش یافتند.

در مقابل، همهٔ اهداف نیروهای انقلاب تحقق نیافتند.

زاپاتا پیش از اجرای گستردهٔ برنامهٔ ارضی خود کشته شد و نظام سیاسی پس از انقلاب نیز به‌تدریج قدرت زیادی را در یک ساختار حزبی متمرکز کرد.

از این رو، تاریخ‌نگاران میان «آرمان‌های انقلاب»، «نتایج جنگ» و «نظام پس از انقلاب» تمایز قائل می‌شوند.

تاریخ‌نگاری انقلاب

تفسیر انقلاب مکزیک طی سدهٔ بیستم تغییر کرده است.

روایت رسمی دولت برای دهه‌ها انقلاب را جنبشی ملی و یکپارچه معرفی می‌کرد که به تشکیل دولت جدید انجامیده است.

پژوهش‌های بعدی بر تنوع منطقه‌ای، تعارض اهداف و نقش مستقل دهقانان، کارگران، زنان و جوامع بومی تأکید کردند.

آلن نایت، فریدریش کاتز، جان ووماک و دیگر پژوهشگران نشان داده‌اند که انقلاب مجموعه‌ای از جنبش‌های محلی و ملی بود که اهداف آنها همیشه با یکدیگر سازگار نبودند.[۳۵]

انقلاب مکزیک و دیگر انقلاب‌ها

انقلاب مکزیک پیش از انقلاب روسیه ۱۹۱۷ رخ داد و از نخستین انقلاب‌های اجتماعی بزرگ سدهٔ بیستم بود.

برخلاف انقلاب روسیه، یک حزب ایدئولوژیک واحد رهبری انقلاب مکزیک را در اختیار نداشت.

نیروهای متعدد منطقه‌ای، سیاسی و اجتماعی در آن مشارکت داشتند.

همچنین برخلاف انقلاب کوبا، پیروزی نظامی یک جنبش واحد به تشکیل حکومت منجر نشد؛ بلکه جناح‌های پیروز پس از سقوط حکومت پیشین چند سال با یکدیگر جنگیدند.

انقلاب مکزیک و انقلاب کوبا

هر دو انقلاب تأثیر عمیقی بر آمریکای لاتین گذاشتند، اما ساختار آنها متفاوت بود.

انقلاب مکزیک شبکه‌ای از قیام‌های منطقه‌ای، ارتش‌های دهقانی، جنبش‌های سیاسی و جنگ‌های داخلی بود.

انقلاب کوبا در مرحلهٔ نهایی بیشتر حول جنبش ۲۶ ژوئیه و رهبری فیدل کاسترو متمرکز شد.

در مکزیک، قانون اساسی ۱۹۱۷ چارچوب اصلی نظم جدید را ایجاد کرد؛ در کوبا، ساختار سیاسی پس از پیروزی ۱۹۵۹ طی چند سال به نظام سوسیالیستی تک‌حزبی تحول یافت.

انقلاب مکزیک و مسئلهٔ دموکراسی

نخستین مرحلهٔ انقلاب با خواست انتخابات آزاد و پایان انتخاب مجدد دیاس آغاز شد.

شعار مادرو «حق رأی مؤثر، عدم انتخاب مجدد» بود.

اما جنگ داخلی سبب شد مسئلهٔ دموکراسی انتخاباتی با مطالبات اجتماعی و منازعات نظامی درهم آمیزد.

نظام پس از انقلاب توانست انتقال قدرت را سازمان‌یافته‌تر کند، اما برای دهه‌ها رقابت سیاسی در شرایط سلطهٔ یک حزب صورت می‌گرفت.

بنابراین میراث دموکراتیک انقلاب موضوعی پیچیده در تاریخ سیاسی مکزیک است.

میراث اجتماعی

یکی از پایدارترین میراث‌های انقلاب، پذیرش این اصل بود که دولت مسئولیتی در قبال عدالت اجتماعی دارد.

حقوق کار، مالکیت زمین، آموزش عمومی و کنترل منابع طبیعی به موضوعات قانون اساسی تبدیل شدند.

این نگرش بر سیاست اجتماعی مکزیک در بخش بزرگی از سدهٔ بیستم اثر گذاشت.

قانون اساسی ۱۹۱۷ از نخستین قوانین اساسی جهان بود که مجموعه‌ای گسترده از حقوق اجتماعی و کار را به‌صورت صریح به رسمیت شناخت.[۳۶]

میراث سیاسی

انقلاب ارتش و ساختار سیاسی دوران پورفیریاتو را درهم شکست.

اما ایجاد ثبات پس از یک دهه جنگ نیازمند ساخت نهادهای جدید بود.

رهبران پس از انقلاب تلاش کردند رقابت میان فرماندهان و گروه‌های سیاسی را از میدان جنگ به درون نهادهای حکومتی منتقل کنند.

این روند در نهایت به ایجاد نظامی انجامید که برای چند دهه ثبات سیاسی قابل توجهی داشت، اما هم‌زمان قدرت سیاسی را به‌شدت متمرکز کرد.

میراث ارضی

مطالبهٔ «زمین» از ماندگارترین عناصر انقلاب بود.

اگرچه زاپاتا در ۱۹۱۹ کشته شد، برنامهٔ اصلاحات ارضی از دستور کار سیاسی حذف نشد.

دولت‌های بعدی میلیون‌ها هکتار زمین را میان جوامع روستایی توزیع کردند.

در دوران کاردناس، اصلاحات ارضی به گسترده‌ترین مرحلهٔ خود رسید.

بدین ترتیب، بخشی از برنامه‌ای که جنبش زاپاتا در طرح آیالا مطرح کرده بود سال‌ها پس از مرگ رهبر آن تحقق یافت.

اهمیت تاریخی

انقلاب مکزیک یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ آمریکای لاتین و از نخستین انقلاب‌های بزرگ سدهٔ بیستم بود.

انقلاب با اعتراض به حکومت طولانی و اقتدارگرای پورفیریو دیاس آغاز شد، اما به‌سرعت از مسئلهٔ جانشینی سیاسی فراتر رفت و مطالباتی دربارهٔ زمین، حقوق کارگران، استقلال اقتصادی، قدرت جوامع محلی و ساختار دولت را دربر گرفت.

پیچیدگی انقلاب از آنجا ناشی می‌شد که نیروهای شرکت‌کننده برنامه‌ای واحد نداشتند. مادرو بیش از همه خواستار دموکراسی سیاسی بود؛ زاپاتا اصلاحات ارضی و بازگرداندن زمین روستاها را در مرکز برنامهٔ خود قرار داد؛ ویلا نمایندهٔ ائتلافی متنوع در شمال بود؛ و کارانسا و اوبرگون در پی ایجاد دولت ملی و نظم مشروطهٔ جدید بودند.

قانون اساسی ۱۹۱۷ یکی از مهم‌ترین نتایج این فرایند بود. اصول مربوط به مالکیت ملی منابع زیرزمینی، اصلاحات ارضی، حقوق کار و آموزش سکولار نشان می‌داد که انقلاب مفهوم قانون اساسی را از تنظیم صرف ساختار حکومت به حوزهٔ حقوق اجتماعی گسترش داده است.[۳۷]

انقلاب همچنین ساختار قدرت در مکزیک را برای دهه‌ها تغییر داد. نظامی که پس از آن شکل گرفت توانست بسیاری از فرماندهان، اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های دهقانی را در ساختار سیاسی جدید ادغام کند. این نظام ثبات بیشتری نسبت به سال‌های انقلاب ایجاد کرد، اما به تمرکز طولانی قدرت در ساختار حزبی نیز انجامید.

میراث انقلاب در فرهنگ مکزیک نیز بسیار گسترده است. زاپاتا، ویلا، soldaderas، ترانه‌های corrido و دیوارنگاری‌های پس از انقلاب به بخشی از حافظهٔ ملی تبدیل شدند. مفاهیمی چون «زمین و آزادی» نیز از محدودهٔ انقلاب فراتر رفتند و در جنبش‌های اجتماعی بعدی دوباره ظاهر شدند.

از این رو، انقلاب مکزیک را نمی‌توان صرفاً یک کودتا، جنگ داخلی یا قیام دهقانی دانست. این رویداد مجموعه‌ای از انقلاب سیاسی، جنگ اجتماعی، مبارزهٔ ارضی و فرایند طولانی تشکیل دولت بود که مکزیک سدهٔ بیستم را شکل داد.

گاه‌شمار کوتاه

  • ۱۸۷۶ ـ آغاز تسلط سیاسی پورفیریو دیاس.
  • ۱۹۰۶ ـ اعتصاب معدنچیان کانانئا.
  • ۱۹۰۷ ـ اعتصاب ریو بلانکو.
  • ۱۹۰۸ ـ انتشار مصاحبهٔ کریلمن با دیاس.
  • ۱۹۱۰ ـ نامزدی فرانسیسکو مادرو و بازداشت او پیش از انتخابات.
  • اکتبر ۱۹۱۰ ـ تدوین طرح سن لوئیس پوتوسی.
  • ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ ـ تاریخ اعلام‌شده برای آغاز قیام علیه دیاس.
  • مارس ۱۹۱۱ ـ گسترش قیام زاپاتا در مورلوس.
  • ۱۰ مه ۱۹۱۱ ـ تصرف سیوداد خوارس توسط نیروهای اوروسکو و ویلا.
  • ۲۵ مه ۱۹۱۱ ـ استعفای پورفیریو دیاس.
  • نوامبر ۱۹۱۱ ـ مادرو رئیس‌جمهور شد؛ زاپاتا طرح آیالا را منتشر کرد.
  • ۱۹۱۲ ـ شورش پاسکوال اوروسکو علیه مادرو.
  • فوریهٔ ۱۹۱۳ ـ «ده روز تراژیک»، کودتای اوئرتا و قتل مادرو و پینو سوارس.
  • مارس ۱۹۱۳ ـ آغاز جنبش مشروطه‌خواه به رهبری کارانسا.
  • آوریل ۱۹۱۴ ـ اشغال وراکروز توسط نیروهای ایالات متحده.
  • ژوئیهٔ ۱۹۱۴ ـ سقوط حکومت ویکتوریانو اوئرتا.
  • اکتبر ۱۹۱۴ ـ تشکیل کنوانسیون آگواسکالینتس.
  • دسامبر ۱۹۱۴ ـ ورود نیروهای ویلا و زاپاتا به مکزیکوسیتی.
  • آوریل ۱۹۱۵ ـ شکست نیروهای ویلا در نبردهای سلایا.
  • اکتبر ۱۹۱۵ ـ به‌رسمیت‌شناختن حکومت کارانسا توسط ایالات متحده.
  • ۹ مارس ۱۹۱۶ ـ حملهٔ ویلا به کلمبوس در نیومکزیکو.
  • مارس ۱۹۱۶ ـ ورود نیروهای پرشینگ به مکزیک.
  • ۵ فوریهٔ ۱۹۱۷ ـ تصویب قانون اساسی جدید مکزیک.
  • ۱۰ آوریل ۱۹۱۹ ـ کشته‌شدن امیلیانو زاپاتا.
  • آوریل ۱۹۲۰ ـ شورش اوبرگون و متحدانش علیه کارانسا.
  • ۲۰ مه ۱۹۲۰ ـ کشته‌شدن ونوستیانو کارانسا.
  • اکتبر ۱۹۲۰ ـ انتخاب آلوارو اوبرگون به ریاست‌جمهوری.
  • ۳۰ نوامبر ۱۹۲۰ ـ آغاز ریاست‌جمهوری اوبرگون و پایان متعارف مرحلهٔ اصلی انقلاب.[۳۸]

جستارهای وابسته

منابع

  1. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States in the Collections of the Library of Congress: Overview.
  2. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline; Library of Congress, Mexico During the Porfiriato.
  3. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Overview.
  4. Library of Congress, The Constitution of 1917, The Mexican Revolution and the United States.
  5. Library of Congress, The End of the Revolution and its Consequences; Library of Congress, Mexican Revolution: Topics in Chronicling America.
  6. Library of Congress, Mexico During the Porfiriato, The Mexican Revolution and the United States.
  7. Library of Congress, Mexico During the Porfiriato, section on Emiliano Zapata.
  8. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  9. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Overview.
  10. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  11. Library of Congress, Mexico During the Porfiriato, section “Emiliano Zapata.”
  12. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  13. Library of Congress, Mexico During the Porfiriato, section “Emiliano Zapata.”
  14. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Overview.
  15. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  16. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Civil War – Constitutionalist Viewpoint.
  17. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  18. Library of Congress, Civil War: Constitutionalist Viewpoint.
  19. Library of Congress, Civil War: Constitutionalist Viewpoint.
  20. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  21. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  22. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  23. Library of Congress, The Constitution of 1917.
  24. Library of Congress, The Constitution of 1917.
  25. Library of Congress, The Constitution of 1917.
  26. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  27. Library of Congress, The End of the Revolution and its Consequences; Library of Congress, Timeline.
  28. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  29. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States, materials on Women in the Revolution.
  30. Library of Congress, Mexican Revolution: Topics in Chronicling America.
  31. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Overview.
  32. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Overview.
  33. Library of Congress, The Constitution of 1917.
  34. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.
  35. Alan Knight, The Mexican Revolution, 2 vols. (Cambridge: Cambridge University Press, 1986); John Womack Jr., Zapata and the Mexican Revolution (New York: Alfred A. Knopf, 1969); Friedrich Katz, The Life and Times of Pancho Villa (Stanford: Stanford University Press, 1998).
  36. Library of Congress, The Constitution of 1917.
  37. Library of Congress, The Constitution of 1917.
  38. Library of Congress, The Mexican Revolution and the United States: Timeline.