کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مقاله جدید
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
|نام رویداد=دومین اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر - آذر ۱۴۰۴
| نام = آندره مالرو
|تصویر=اجلاس دو پارلمان اروپا - ۱۹آذر ۱۴۰۴.jpg
| تصویر = آندره مالرو.jpg
|عرض تصویر=
| توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
|عناوین دیگر=اجلاس پارلمان اروپا: حقوق بشر در ایران، پاسخگویی رژیم و نقش اتحادیه اروپا
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو
|عاملان=استرون استیونسون، استیون جی. رَپ، دورین روکماکر، کومی نایدو، مریم رجوی، نمایندگان و شخصیت‌های سابق پارلمان اروپا و سازمان‌های حقوق بشری
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
|مکان=پارلمان اروپا، بروکسل، بلژیک
| ملیت = فرانسوی
|زمان=۱۹ آذر ۱۴۰۴ – ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ (روز جهانی حقوق بشر)
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
|نتیجه=تأکید بر جنایت علیه بشریت بودن اقدامات رژیم از جمله قتل‌عام ۱۳۶۷ و موج اعدام‌ها، مطالبه شناسایی سپاه پاسداران به عنوان سازمان تروریستی، ایجاد مکانیسم‌های پاسخگویی بین‌المللی و دادگاه ویژه سازمان ملل، حمایت از طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای جمهوری دموکراتیک، توقف مماشات و حمایت از جنبش مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران
| محل تولد = پاریس، فرانسه
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
| علت مرگ = آمبولی ریوی
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
| وبگاه =
| امضا = André Malraux signature.svg
}}
}}
'''دومین اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر'''، اجلاسی است که در ۱۹ آذر ۱۴۰۴ مصادف با روز جهانی حقوق بشر در پارلمان اروپا در بروکسل برگزار شد. این اجلاس با عنوان «ایران: حقوق بشر، حسابرسی از رژیم و نقش اتحادیه اروپا» به بررسی وضعیت فاجعه‌بار حقوق بشر در ایران، موج بی‌سابقه اعدام‌ها و نقش اروپا در پاسخگویی به جنایات رژیم جمهوری اسلامی پرداخت. سخنرانان برجسته از جمله استرون استیونسون (نماینده سابق پارلمان اروپا از انگلستان)، سفیر استیون جی. رَپ (سفیر پیشین آمریکا برای عدالت کیفری جهانی)، دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند) و کومی نایدو (دبیرکل سابق عفو بین‌الملل) به همراه [[مریم رجوی]] به عنوان مهمان ویژه، رژیم را دیکتاتوری آخوندی توصیف کردند که با اعدام، شکنجه و سرکوب سیستماتیک، جامعه را ارعاب می‌کند. آنها آمار اعدام‌ها را بیش از ۱۹۳۲ مورد در سال ۱۴۰۴ و ۳۳۵ مورد تنها در ماه نوامبر ذکر کردند و این اقدامات را جنایت علیه بشریت خواندند. سخنرانان بر کشتار ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ تأکید کردند و خواستار شناسایی سپاه پاسداران به عنوان سازمان تروریستی، ایجاد دادگاه ویژه سازمان ملل، مستندسازی جنایات و حمایت از آلترناتیو دموکراتیک مبتنی بر طرح ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت ایران شدند. اجلاس سقوط رژیم را اجتناب‌ناپذیر دانست و اروپا را به توقف مماشات و ایستادن در کنار مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته فراخواند.
'''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.
 
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== زندگی اولیه و جوانی ==
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.
 
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.
 
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.
 
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
 
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.
 
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


این اجلاس در روز جهانی حقوق بشر، بر بحران عمیق حقوق بشر در ایران تمرکز داشت و نظام ولایت فقیه را مسئول جنایات سیستماتیک از جمله اعدام‌های گسترده، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و مجازات‌های قرون‌وسطایی دانست. استرون استیونسون به سرکوب ۴۶ ساله رژیم اشاره کرد و آمار اعدام‌ها را ۱۹۳۲ مورد تا آن تاریخ در سال ۱۴۰۴ و ۳۳۵ مورد در نوامبر توصیف کرد که نشان‌دهنده ترس رژیم از جنبش مقاومت است. او طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی را برای جمهوری دموکراتیک با جدایی دین و دولت، لغو اعدام و برابری جنسیتی ستود و خواستار بسته شدن سفارتخانه‌های رژیم، اخراج عوامل آن و شناسایی سپاه به عنوان تروریستی شد. سفیر استیون جی. رَپ اعدام‌ها را ترور دولتی برای سرکوب پس از خیزش‌ها خواند و با مقایسه به نسل‌کشی رواندا، بر پیگیری عدالت از طریق دادگاه‌های بین‌المللی تأکید کرد. او حمایت از اپوزیسیون مانند سازمان مجاهدین خلق را ضروری دانست. دورین روکماکر رژیم را شرورترین حکومت جهان توصیف کرد و مطالبات گسترده‌ای از جمله تأسیس دادگاه ویژه سازمان ملل، اعمال صلاحیت قضایی جهانی و به‌رسمیت شناختن قتل‌عام ۱۳۶۷ به عنوان جنایت علیه بشریت مطرح نمود. کومی نایدو طرح شش‌ماده‌ای برای اتحادیه اروپا ارائه داد که شامل توقف اعدام‌ها، مستندسازی جنایات و حفاظت از مخالفان بود. او سرکوب زنان را نشانه ضعف رژیم دانست و از مقاومت آنها الهام گرفت. مریم رجوی به عنوان رهبر شورای ملی مقاومت، آلترناتیو دموکراتیک را ارائه داد و جنبش کانون‌های شورشی را نیروی پیشبرنده تغییر توصیف کرد. اجلاس اجماعی بر رد مماشات، حمایت از تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران و پاسخگویی قضایی مقامات رژیم ایجاد کرد و امید به سقوط دیکتاتوری و برقراری دموکراسی را تقویت نمود.<ref>[https://www.iranntv.com/959754-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 دومین اجلاس در پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق‌بشر - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴]</ref> (چکیده حدود ۵۰۰ کلمه)
== زمینه برگزاری و بحران حقوق بشر در ایران ==
اجلاس دوم در پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر، در شرایطی برگزار شد که رژیم جمهوری اسلامی با موج بی‌سابقه اعدام‌ها و سرکوب گسترده روبرو است. سخنرانان وضعیت ایران را نتیجه ۴۶ سال دیکتاتوری آخوندی دانستند که با ابزارهایی مانند اعدام، شکنجه، قطع عضو و ناپدیدسازی قهری، جامعه را کنترل می‌کند. استرون استیونسون به بحران اقتصادی اشاره کرد: تورم نزدیک ۴۰ درصد، سقوط ارزش ریال و فقر سه‌چهارم جمعیت، در حالی که رژیم میلیاردها دلار صرف گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله و حوثی‌ها می‌کند. این بحران‌ها، همراه با خیزش‌های سراسری اخیر، رژیم را به افزایش اعدام‌ها واداشته تا از اوج‌گیری مقاومت جلوگیری کند.
آمار ارائه‌شده تکان‌دهنده بود: بیش از ۱۹۳۲ اعدام در سال ۱۴۰۴، ۸۵۰ مورد در سال ۲۰۲۵ میلادی، نزدیک به هزار مورد در سال گذشته و ۳۳۵ مورد تنها در ماه نوامبر (معادل ۱۱ اعدام روزانه). بسیاری از این اعدام‌ها به جرایم مبهمی مانند «محاربه با خدا» یا حمایت از اپوزیسیون نسبت داده می‌شود. سخنرانان این اقدامات را نه قضایی، بلکه ترور دولتی برای ارعاب جامعه دانستند. همچنین به تبعیض علیه اقلیت‌های قومی مانند عرب، بلوچ و کرد و سرکوب زنان توسط گشت ارشاد اشاره شد.<ref>[https://www.iranntv.com/959754-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 زمینه و آمار بحران حقوق بشر]</ref>
== سخنرانی استرون استیونسون و محکومیت دیکتاتوری آخوندی ==
استرون استیونسون، نماینده سابق پارلمان اروپا و مسئول کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت، رژیم را دیکتاتوری آخوندی خواند که ۴۶ سال با وحشیگری شهروندان را سرکوب کرده است. او کشتار ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ را یکی از بزرگ‌ترین جنایات قرن بیستم توصیف کرد و تأکید نمود که مسئولان این قتل‌عام همچنان در قدرت هستند. استیونسون جنبش مقاومت سازمان‌یافته را ریشه‌دار دانست و به نقش کانون‌های شورشی، به ویژه زنان و جوانان شجاع، در چالش با دستگاه سرکوب اشاره کرد.
او طرح ۱۰ ماده‌ای [[مریم رجوی]] را ستود که شامل جمهوری دموکراتیک، جدایی دین و دولت، لغو اعدام، برابری جنسیتی، حفاظت از اقلیت‌ها و انتخابات آزاد است. استیونسون خواستار اقدامات عملی اروپا شد: بسته شدن سفارتخانه‌های رژیم، اخراج عوامل اطلاعاتی آن، شناسایی [[سپاه پاسداران]] به عنوان سازمان تروریستی و حمایت از تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران.<ref>[https://www.iranntv.com/959754-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 سخنرانی استرون استیونسون]</ref>
== دیدگاه سفیر استیون جی. رَپ در مورد جنایات علیه بشریت ==
سفیر استیون جی. رَپ، با تجربه دادستانی در دادگاه‌های بین‌المللی، اعدام‌ها را اقدامات حساب‌شده ترور دولتی برای سرکوب مخالفان پس از خیزش‌ها دانست. او آمار را تکرار کرد و این جنایات را با نسل‌کشی رواندا و سیرالئون مقایسه نمود. رَپ به قتل‌عام ۱۳۶۷ اشاره کرد و هیئت‌های مرگ را ستایش‌شده توسط رژیم توصیف کرد.
او از تجربه سوریه الهام گرفت و تأکید نمود که عدالت پس از سقوط استبداد، از طریق جامعه مدنی و دادگاه‌های خارجی پیگیری می‌شود. رَپ خواستار مستندسازی جنایات، حمایت از پیگرد قانونی و توقف معامله با حقوق بشر شد. او سیاست مماشات را بی‌ثمر دانست و حمایت از اپوزیسیون مانند [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] را ضروری خواند.<ref>[https://www.iranntv.com/959754-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 سخنرانی استیون جی. رَپ]</ref>
== موضع دورین روکماکر و مطالبات گسترده از اتحادیه اروپا ==
دورین روکماکر رژیم را شنیع‌ترین و بی‌رحم‌ترین حکومت جهان خواند و به اعدام نزدیک ۱۸۰۰ نفر در ۲۰۲۳ و هزاران نفر در انتظار اعدام اشاره کرد. او رژیم را در آستانه فروپاشی به دلیل بحران‌های اقتصادی و نارضایتی عمومی دانست.
روکماکر لیست بلندبالایی از مطالبات ارائه داد: اعمال صلاحیت قضایی جهانی، تأسیس دادگاه ویژه سازمان ملل، ایجاد مکانیسم پاسخگویی، دسترسی هیأت‌های حقیقت‌یاب، مشروط کردن روابط به توقف اعدام، شناسایی سپاه تروریستی، حمایت از تغییر دموکراتیک و تأیید طرح ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت. او همه گرایش‌ها را به اتحاد برای کمک به مردم ایران فراخواند.<ref>[https://www.iranntv.com/959754-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 سخنرانی دورین روکماکر]</ref>
== طرح کومی نایدو و نقش زنان در مقاومت ==
کومی نایدو، دبیرکل سابق عفو بین‌الملل، طرح شش‌ماده‌ای ارائه داد: توقف اعدام‌ها، فرایند مستندسازی جنایات تحت رهبری سازمان ملل، حمایت از جامعه مدنی، حفاظت از مخالفان در اروپا، سازوکار تحقیقی برای قتل‌عام ۱۳۶۷ و مشروط کردن دیپلماسی به حقوق بشر.
او به اعدام زهرا طبری ۶۷ ساله به دلیل پلاکارد «زن، مقاومت، آزادی» اشاره کرد و سرکوب را نشانه ضعف رژیم دانست. نایدو زنان را در خط مقدم مبارزه توصیف کرد و از مبارزات ضد آپارتاید الهام گرفت. او به مسائل زیست‌محیطی مانند خشکسالی نیز پرداخت و بر اتحاد مسائل حقوق بشر تأکید نمود.<ref>[https://www.iranntv.com/959754-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 سخنرانی کومی نایدو]</ref>
== آلترناتیو دموکراتیک ==
مریم رجوی به عنوان مهمان ویژه، طرح ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت را ارائه داد که چشم‌انداز جمهوری دموکراتیک، غیراتمی، با جدایی دین و دولت و لغو اعدام را ترسیم می‌کند. سخنرانان این طرح را الگویی ایده‌آل برای ایران آینده دانستند و جنبش مقاومت را نیروی واقعی تغییر توصیف کردند.
== نتیجه‌گیری اجلاس و چشم‌انداز آینده ==
اجلاس بر اجتناب‌ناپذیر بودن سقوط رژیم و ضرورت حمایت اروپا از مردم ایران اجماع داشت. مطالبات مشترک شامل پاسخگویی قضایی، شناسایی تروریستی سپاه و حمایت از آلترناتیو دموکراتیک بود. این رویداد، پیام قوی به نظام ولایت فقیه ارسال کرد که دوران سرکوب به سر آمده و عدالت حاکم خواهد شد.
== منابع ==
== منابع ==
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۱

آندره مالرو

آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
نام اصلی ژرژ-آندره مالرو
زمینهٔ کاری رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
زادروز ۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳)
پاریس، فرانسه
مرگ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال)
کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
ملیت فرانسوی
علت مرگ آمبولی ریوی
جایگاه خاکسپاری پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
پیشه نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
سال‌های نویسندگی ۱۹۲۱–۱۹۷۶
سبک نوشتاری اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
کتاب‌ها وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
همسر(ها) کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
فرزندان سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
دلیل سرشناسی رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
اثرگذاشته بر نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
اثرپذیرفته از فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
امضا پرونده:André Malraux signature.svg

آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.

در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]

زندگی اولیه و جوانی

آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.

در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.[۲]

ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه

دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.

در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]

آثار ادبی و رمان‌های انقلابی

آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.

رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]

در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.

نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی

پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند. کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]

وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه

در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.

او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]

زندگی شخصی، مرگ و میراث

مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]

منابع

  1. "André Malraux: The art of being human". The Guardian. 2001-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  2. "Andre Malraux". Encyclopedia.com. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "The many lives of André Malraux". Apollo Magazine. 2020-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "The Best André Malraux Books". Five Books. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Malraux at Large". The Paris Review. 2016-11-23. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "Malraux, André". Dictionary of Art Historians. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "André Malraux (1959-1969)". French Ministry of Culture. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "André Malraux". France Culture. Retrieved 2025-12-26.