کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = آندره مالرو
| عنوان =  
| تصویر = آندره مالرو.jpg
| عنوان ۲ = نخستین رئیس‌جمهور اندونزی
| توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
| نام = احمد سوکارنو
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو
| تصویر = احمد سوکارنو.jpg
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| ملیت = فرانسوی
| عنوان تصویر = احمد سوکارنو، رئیس‌جمهور اندونزی، حدود دهه ۱۹۶۰
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| زادروز = ۶ ژوئن ۱۹۰۱
| محل تولد = پاریس، فرانسه
| زادگاه = سورابایا، جاوا شرقی، هند شرقی هلند
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| تاریخ مرگ = ۲۱ ژوئن ۱۹۷۰ (۶۹ سال)
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
| مکان مرگ = جاکارتا، اندونزی
| علت مرگ = آمبولی ریوی
| علت مرگ = نارسایی کلیه (در حبس خانگی)
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
| آرامگاه = بليتار، جاوا شرقی، اندونزی
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
| محل زندگی = سورابایا • باندونگ • جاکارتا • بنگکونگ • اندونزی
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶
| ملیت = اندونزیایی
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
| نژاد = جاوه‌ای (پدر) و بالیایی (مادر)
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
| تابعیت = اندونزیایی
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
| تحصیلات = مهندسی عمران
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
| دانشگاه = موسسه فناوری باندونگ (فارغ‌التحصیل ۱۹۲۶)
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳مدال مقاومت، لژیون دونور
| پیشه = سیاستمدار، انقلابی، رئیس‌جمهور
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
| سال‌های فعالیت = ۱۹۲۷–۱۹۶۷
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
| نهاد = حزب ملی اندونزی (PNI) • دولت اندونزی
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
| شناخته‌شده برای = رهبری مبارزه استقلال از هلند، اعلام استقلال ۱۹۴۵، دموکراسی هدایت‌شده، جنبش عدم تعهد، ناسیومالیسم-مذهب-کمونیسم (ناساکوم)
| وبگاه =
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار حزب ملی اندونزی، نخستین رئیس‌جمهور اندونزی (۱۹۴۵–۱۹۶۷رهبر جنبش عدم تعهد
| امضا = André Malraux signature.svg
| اتهام =
| مجازات = حبس خانگی (۱۹۶۷–۱۹۷۰)
| پانویس =
}}
}}
'''احمد سوکارنو''' (۶ ژوئن ۱۹۰۱ – ۲۱ ژوئن ۱۹۷۰)، معروف به بونگ کارنو (برادر کارنوسیاستمدار، انقلابی و نخستین رئیس‌جمهور اندونزی بود. او رهبر اصلی مبارزه برای استقلال از استعمار هلند، اعلام‌کننده استقلال در ۱۷ اوت ۱۹۴۵ و رئیس‌جمهور از ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۷ بود. سوکارنو ایدئولوژی پانچاسیلا (پنج اصل) را بنیان گذاشت و اندونزی را به عنوان کشور غیرمتعهد در جنگ سرد موقعیت‌یابی کرد. سوکارنو با کاریزمای بی‌نظیر، ناسیونالیسم، اسلام و مارکسیسم را در ایدئولوژی ناساکوم (Nasakom) ترکیب کرد و جنبش عدم تعهد را با نهرو و تیتو رهبری نمود. دوران او با "دموکراسی هدایت‌شده" (۱۹۵۷–۱۹۶۵)، کنفرانس باندونگ (۱۹۵۵) و کنفرانتاسی با مالزی همراه بود. اما مشکلات اقتصادی، فساد و تعادل میان ارتش و کمونیست‌ها (PKI) به کودتای ۱۹۶۵ و سقوط او منجر شد. سوکارنو نماد مبارزه جهان سوم علیه استعمار باقی مانده است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Sukarno|عنوان=Sukarno|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="legge">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Legge|نام=John D.|عنوان=Sukarno: A Political Biography|ناشر=Archipelago Press|سال=۲۰۰۳}}</ref><ref name="adams">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Adams|نام=Cindy|عنوان=Sukarno: An Autobiography|ناشر=Bobbs-Merrill|سال=۱۹۶۵}}</ref>
'''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.
== زندگی اولیه و تحصیلات ==
 
احمد سوکارنو در ۶ ژوئن ۱۹۰۱ در سورابایا، جاوا شرقی (هند شرقی هلند) متولد شد. نام تولدش کوسنو سوسرودیهارجو بود، اما پس از بیماری‌های کودکی به سوکارنو تغییر یافت (به معنای "جنگجوی خوب" در سانسکریت). پدرش رادن سوکمی سوسرودیهارجو معلم جاوه‌ای و مادرش ایدا آیو نیومان رای از اشراف بالیایی بود – ترکیبی که سوکارنو را با فرهنگ‌های جاوه و بالی آشنا کرد. کودکی سوکارنو در خانواده‌ای متوسط گذشت و به مدارس هلندی رفت. در ۱۹۱۵ به سورابایا نقل مکان کرد و در خانه عمر سعید چوکرامینوتو (رهبر ساركات اسلام) زندگی کرد؛ تجربه‌ای که او را با ناسیونالیسم اسلامی آشنا کرد. سوکارنو در ۱۹۲۱ به موسسه فناوری باندونگ وارد شد و در ۱۹۲۶ مهندسی عمران گرفت. در باندونگ با روشنفکران ملی‌گرا آشنا شد و به سیاست روی آورد.<ref name="legge"/><ref name="britannica"/>
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== فعالیت ملی‌گرایانه اولیه و تأسیس حزب ملی اندونزی (۱۹۲۷–۱۹۳۱) ==
 
پس از فارغ‌التحصیلی در ۱۹۲۶، سوکارنو به باندونگ بازگشت و به سرعت به رهبر جنبش ملی‌گرا تبدیل شد. او با روشنفکران مانند محمد حتا، سوتان شاریر و چوکرامینوتو همکاری کرد و ایدئولوژی ناسیونالیسم سکولار را پیش برد. در ۴ ژوئیه ۱۹۲۷، سوکارنو حزب ملی اندونزی (PNI – Partai Nasional Indonesia) را تأسیس کرد؛ نخستین حزب با هدف استقلال کامل از هلند. شعار حزب "اندونزی واحد، مستقل و آزاد" بود و سوکارنو با سخنرانی‌های آتشین، توده‌ها را بسیج کرد. او مفهوم مارهایسم (Marhaenism) را ابداع کرد: سوسیالیسم بومی برای "مارهاین" (دهقان فقیر اندونزیایی).
== زندگی اولیه و جوانی ==
PNI سریع رشد کرد، اما هلندی‌ها آن را تهدید دیدند. در دسامبر ۱۹۲۹، سوکارنو و رهبران PNI دستگیر شدند و در دادگاه مشهور باندونگ (۱۹۳۰)، سوکارنو دفاعیه تاریخی "اندونزی متهم می‌کند" را ایراد کرد که استعمار هلند را محاکمه نمود. او به ۴ سال زندان محکوم شد، اما در ۱۹۳۱ آزاد گردید. PNI منحل شد، اما سوکارنو حزب‌های جدیدی مانند Partindo (۱۹۳۱) تأسیس کرد.<ref name="legge"/><ref name="britannica"/><ref name="ricklefs">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Ricklefs|نام=M.C.|عنوان=A History of Modern Indonesia since c. 1200|ناشر=Stanford University Press|سال=۲۰۰۸}}</ref>
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.
== دوران تبعید و اشغال ژاپن (۱۹۳۳–۱۹۴۵) ==
 
هلندی‌ها سوکارنو را خطرناک دانستند و در ۱۹۳۳ دوباره دستگیر و به تبعید داخلی در اندونگ (فلورس) و سپس بنگکونگ (سوماترا) فرستادند. در تبعید، سوکارنو مطالعه کرد، نامه نوشت و ایدئولوژی پانچاسیلا را شکل داد: پنج اصل (باور به خدا، انسانیت، وحدت، دموکراسی، عدالت اجتماعی). با اشغال ژاپن در ۱۹۴۲، سوکارنو آزاد شد و با ژاپنی‌ها همکاری کرد تا توده‌ها را علیه هلند بسیج کند. او در سازمان‌های ژاپنی مانند Jawa Hokokai فعالیت کرد و رادیو سخنرانی نمود. منتقدان این را "همکاری" می‌دانند، اما سوکارنو آن را تاکتیک برای استقلال می‌خواند. در ۱۹۴۵، ژاپن شکست خورد و سوکارنو فرصت را غنیمت شمرد.<ref name="ricklefs"/><ref name="legge"/>
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== اعلام استقلال و انقلاب ملی (۱۹۴۵–۱۹۴۹) ==
 
در ۱۷ اوت ۱۹۴۵، دو روز پس از تسلیم ژاپن، سوکارنو و محمد حتا استقلال اندونزی را اعلام کردند – لحظه‌ای تاریخی. سوکارنو رئیس‌جمهور و حتا معاون شد. قانون اساسی ۱۹۴۵ پانچاسیلا را پایه گذاشت.
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==
هلندی‌ها بازگشتند و جنگ استقلال (انقلاب ملی اندونزی) آغاز شد. سوکارنو دیپلماسی و مبارزه مسلحانه را ترکیب کرد. در ۱۹۴۸، کمونیست‌ها قیام مادئون کردند که سرکوب شد. فشار بین‌المللی (آمریکا تهدید قطع کمک مارشال به هلند کرد) به کنفرانس میز گرد لاهه (۱۹۴۹) منجر شد و هلند استقلال را به رسمیت شناخت.
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
سوکارنو قهرمان استقلال شد و اندونزی به جمهوری واحد تبدیل گردید.<ref name="britannica"/><ref name="ricklefs"/>
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.
== ریاست‌جمهوری اولیه و دموکراسی پارلمانی (۱۹۴۹–۱۹۵۷) ==
 
پس از به رسمیت شناختن استقلال در ۱۹۴۹، سوکارنو رئیس‌جمهور تشریفاتی شد و سیستم پارلمانی برقرار گردید. اما دولت‌های متعدد (۷ کابینه در ۸ سال) ناپایدار بودند و با فساد، جدایی‌طلبی (در سوماترا و سولاوسی) و اختلافات حزبی روبرو شدند.
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
سوکارنو با کاریزمای شخصی، سخنرانی‌های پرشور و سفرهای داخلی، وحدت ملی را حفظ کرد. او پانچاسیلا را به عنوان ایدئولوژی دولتی تثبیت کرد و از چندفرهنگی اندونزی دفاع نمود. در سیاست خارجی، سوکارنو عدم تعهد را پیش برد و با نهرو و تیتو همکاری کرد.<ref name="ricklefs"/><ref name="britannica"/>
 
== دموکراسی هدایت‌شده و ایدئولوژی ناساکوم (۱۹۵۷–۱۹۶۵) ==
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==
در ۱۹۵۷، با بحران‌های سیاسی و شورش‌های منطقه‌ای، سوکارنو قانون اساسی ۱۹۴۵ را احیا کرد و "دموکراسی هدایت‌شده" اعلام نمود: قدرت اجرایی به رئیس‌جمهور منتقل شد، پارلمان محدود گردید و احزاب مخالف سرکوب شدند.
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.
سوکارنو ایدئولوژی ناساکوم (Nasionalisme – ناسیونالیسم، Agama – مذهب، Komunisme – کمونیسم) را پیش برد تا ملی‌گرایان، مسلمانان و کمونیست‌ها (PKI، بزرگ‌ترین حزب کمونیست غیرحاکم جهان) را متحد کند. PKI رشد کرد و ارتش (به رهبری ناسوتیون) مخالف بود.
 
در سیاست خارجی، سوکارنو ضداستعماری شد: ایريان بارات (غرب نیوگینی) را از هلند گرفت (۱۹۶۲)، از کنفرانس باندونگ (۱۹۵۵) جنبش عدم تعهد را رهبری کرد و کنفرانتاسی (مواجهه) با مالزی (۱۹۶۳–۱۹۶۶) را آغاز کرد. او شعار "زنده باد انقلاب جهانی!" داد و از ویتنام و کوبا حمایت کرد.<ref name="legge"/><ref name="ricklefs"/>
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== بحران اقتصادی، کودتای ۱۹۶۵ و سقوط (۱۹۶۵–۱۹۶۷) ==
دهه ۱۹۶۰ با تورم شدید، بدهی خارجی و فساد همراه بود. تعادل ناساکوم شکست: PKI قدرتمند شد و ارتش مخالف بود. در ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۵، کودتای ناکام (گستاپو) رخ داد که افسران چپ‌گرا رهبران ارتش را کشتند و سوکارنو را متهم کردند. ژنرال سوهارتو کودتا را سرکوب کرد و کشتار گسترده کمونیست‌ها (۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون کشته) آغاز شد. سوکارنو قدرت را از دست داد و در مارس ۱۹۶۷، مجلس او را عزل و سوهارتو را رئیس‌جمهور موقت کرد. سوکارنو در حبس خانگی ماند تا مرگ.<ref name="ricklefs"/><ref name="britannica"/>
== آخرین سال‌ها و حبس خانگی (۱۹۶۷–۱۹۷۰) ==
پس از انتقال قدرت به سوهارتو در مارس ۱۹۶۷، سوکارنو در کاخ بوگور و سپس جاکارتا در حبس خانگی قرار گرفت. او از سیاست دور نگه داشته شد، کتاب‌هایش ممنوع گردید و نامش از تاریخ رسمی حذف شد. سلامت سوکارنو به دلیل بیماری کلیه رو به وخامت گذاشت و پزشکان خارجی اجازه درمان نداشتند. سوکارنو زندگی ساده‌ای گذراند، با همسران و فرزندانش (او ۹ همسر داشت، از جمله هارتینی و دوی سری) وقت می‌گذراند و خاطراتش را دیکته می‌کرد (که بعداً توسط سیندی آدامز منتشر شد). او تا آخر به پانچاسیلا و استقلال پایبند بود، اما از سوهارتو انتقاد نکرد. در ۲۱ ژوئن ۱۹۷۰، سوکارنو در بیمارستان ارتش جاکارتا درگذشت. مراسم تشییع ساده بود و سوهارتو اجازه تجمع بزرگ نداد. او در بليتار (جاوا شرقی) کنار مادرش دفن شد؛ مکانی که امروز زیارتگاه ملی‌گرایان است.<ref name="legge"/><ref name="ricklefs"/>
== میراث و تأثیر پایدار سوکارنو ==
سوکارنو پدر استقلال اندونزی و نماد ضداستعماری جهان سوم است. او بزرگ‌ترین مجمع‌الجزایر جهان را متحد کرد، پانچاسیلا را به عنوان ایدئولوژی چندفرهنگی تثبیت نمود و جنبش عدم تعهد را با کنفرانس باندونگ (۱۹۵۵) بنیان گذاشت – رویدادی که ۲۹ کشور آسیایی-آفریقایی را گرد آورد و پایه سازمان عدم تعهد شد. میراث او دوگانه است: برای بسیاری قهرمان استقلال و کاریزماتیک، برای منتقدان اقتدارگرا، پوپولیست و مسئول بحران اقتصادی و کشتار ۱۹۶۵ (هرچند مستقیماً مسئول نبود). در دوران سوهارتو (نظم نو)، سوکارنو سانسور شد، اما پس از اصلاحات ۱۹۹۸، بازسازی گردید: نام فرودگاه‌ها، دانشگاه‌ها و خیابان‌ها به او بازگشت و مگاندی (دخترش) رئیس‌جمهور شد (۲۰۰۱–۲۰۰۴). سوکارنو همچنان محبوب است: نظرسنجی‌ها او را یکی از بزرگ‌ترین اندونزیایی‌ها می‌دانند. ایدئولوژی‌اش در قانون اساسی و وحدت ملی زنده است، هرچند ناساکوم شکست خورد. سوکارنو نماد مبارزه جهان سوم علیه استعمار و امپریالیسم باقی مانده است.<ref name="britannica"/><ref name="ricklefs"/><ref name="legge"/>
== منابع ==
=== بیوگرافی‌ها ===


Legge, John D. ''Sukarno: A Political Biography''. Archipelago Press, ۲۰۰۳ (ویرایش سوم).
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
Adams, Cindy. ''Sukarno: An Autobiography''. Bobbs-Merrill, ۱۹۶۵ (بر اساس مصاحبه‌های سوکارنو).


=== آثار تاریخی ===
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref>


Ricklefs, M.C. ''A History of Modern Indonesia since c. 1200''. Stanford University Press, ۲۰۰۸ (ویرایش چهارم).
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.  


=== دانشنامه‌ها ===
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


"Sukarno." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Sukarno
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


=== منابع تصویری ===
== منابع ==
تصاویر از Wikimedia Commons: https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Sukarno
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۱

آندره مالرو

آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
نام اصلی ژرژ-آندره مالرو
زمینهٔ کاری رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
زادروز ۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳)
پاریس، فرانسه
مرگ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال)
کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
ملیت فرانسوی
علت مرگ آمبولی ریوی
جایگاه خاکسپاری پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
پیشه نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
سال‌های نویسندگی ۱۹۲۱–۱۹۷۶
سبک نوشتاری اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
کتاب‌ها وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
همسر(ها) کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
فرزندان سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
دلیل سرشناسی رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
اثرگذاشته بر نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
اثرپذیرفته از فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
امضا پرونده:André Malraux signature.svg

آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.

در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]

زندگی اولیه و جوانی

آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.

در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.[۲]

ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه

دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.

در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]

آثار ادبی و رمان‌های انقلابی

آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.

رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]

در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.

نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی

پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند. کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]

وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه

در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.

او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]

زندگی شخصی، مرگ و میراث

مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]

منابع

  1. "André Malraux: The art of being human". The Guardian. 2001-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  2. "Andre Malraux". Encyclopedia.com. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "The many lives of André Malraux". Apollo Magazine. 2020-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "The Best André Malraux Books". Five Books. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Malraux at Large". The Paris Review. 2016-11-23. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "Malraux, André". Dictionary of Art Historians. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "André Malraux (1959-1969)". French Ministry of Culture. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "André Malraux". France Culture. Retrieved 2025-12-26.