کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۰۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
|نام رویداد= کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
| عنوان = فرانسیسکو فرانکو
|تصویر=کنفرانس بین‌الملی زنا نیروی تغییر-۲اسفند ۱۴۰۴.jpg  
| عنوان ۲ = دیکتاتور اسپانیا
|عرض تصویر=  
| نام =  
|زیرنویس= مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
| تصویر = فرانسیسکو فرانکو.jpg
|عناوین دیگر= کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|عاملان= مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیت‌های برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
| عنوان تصویر = فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۶۹، دوران دیکتاتوری.
|مکان= پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمن‌های زنان در سراسر جهان
| زادروز = ۴ دسامبر ۱۸۹۲
|زمان= ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
| زادگاه = فروول، گالیسیا، پادشاهی اسپانیا
|نتیجه= تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان؛ اجماع بین‌المللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).
| تاریخ مرگ = ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵ (۸۲ سال)
| مکان مرگ = مادرید، اسپانیا
| علت مرگ = بیماری قلبی و عروقی، پس از عمل‌های متعدد
| آرامگاه = ابتدا والله ده لوس کایدوس (تا ۲۰۱۹)، سپس قبرستان مینگوروبیو
| محل زندگی = فروول • مادرید • مراکش اسپانیایی • جزایر قناری • بورگوس • مادرید
| ملیت = اسپانیایی
| نژاد = گالیسیایی
| تابعیت = اسپانیایی
| تحصیلات = آکادمی پیاده‌نظام تولدو
| دانشگاه = آکادمی نظامی تولدو (۱۹۰۷–۱۹۱۰)
| پیشه = افسر نظامی، سیاستمدار، دیکتاتور
| سال‌های فعالیت = ۱۹۱۰–۱۹۷۵
| نهاد = ارتش اسپانیا • فالانژ • دولت ملی‌گرا • رژیم فرانکو
| شناخته‌شده برای = رهبری کودتای ۱۹۳۶، پیروزی در جنگ داخلی اسپانیا، دیکتاتوری ۳۹ ساله، سرکوب مخالفان، توسعه اقتصادی دهه ۱۹۶۰
| نقش‌های برجسته = کودییو (رهبر)، رئیس دولت (۱۹۳۸–۱۹۷۳)، رئیس حکومت (تا ۱۹۷۵)
| اتهام = جنایات جنگی، سرکوب سیاسی (در دادگاه‌های پس از مرگ)
| مجازات = بدون محاکمه رسمی در زمان حیات
| پانویس =
}}
}}


'''کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶''' با نام کامل '''«کنفرانس بین‌المللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»'''، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲  اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بین‌المللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در آن شرکت داشتند.


'''فرانسیسکو پائولینو هرمنیگیدو تئودولو فرانکو ی باهامونده''' (۴ دسامبر ۱۸۹۲ – ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵)، معروف به فرانسیسکو فرانکو یا ال کودییو (رهبر)، ژنرال اسپانیایی و دیکتاتور اسپانیا از ۱۹۳۹ تا مرگش در ۱۹۷۵ بود. او رهبری کودتای نظامی ژوئیه ۱۹۳۶ علیه جمهوری دوم اسپانیا را بر عهده داشت که به جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) منجر شد. با پیروزی ملی‌گرایان (با حمایت هیتلر و موسولینی)، فرانکو دیکتاتوری فالانژیستی-محافظه‌کار برقرار کرد که تا مرگش ادامه یافت.
محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکت‌کنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیام‌های دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر [[جدایی دین و دولت|جدایی دین از دولت]]، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهره‌های تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.
رژیم فرانکو با سرکوب شدید مخالفان (جمهوری‌خواهان، کمونیست‌ها، آنارشیست‌ها، کاتالان‌ها و باسک‌ها)، سانسور، کلیسای کاتولیک به عنوان پایه ایدئولوژیک و انزوای بین‌المللی اولیه همراه بود. از دهه ۱۹۵۰، با "معجزه اقتصادی اسپانیا"، کشور به توسعه رسید، اما آزادی‌های سیاسی محدود ماند. فرانکو در ۱۹۷۵ درگذشت و خوان کارلوس را جانشین کرد که انتقال به دموکراسی را آغاز کرد. میراث فرانکو همچنان بحث‌برانگیز است: برای برخی نماد وحدت و توسعه، برای بسیاری دیکتاتور سرکوبگر و مسئول صدها هزار مرگ.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Francisco-Franco|عنوان=Francisco Franco|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="preston">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Preston|نام=Paul|عنوان=Franco: A Biography|ناشر=HarperCollins|سال=۱۹۹۳}}</ref>
 
== زندگی اولیه و حرفه نظامی اولیه ==
== پیش‌زمینه تاریخی ==
فرانسیسکو فرانکو در ۴ دسامبر ۱۸۹۲ در فروول، گالیسیا (شمال غربی اسپانیا) در خانواده‌ای نظامی-دریایی متولد شد. پدرش نیکولاس فرانکو افسر نیروی دریایی بود و مادرش ماریا دل پیلار باهامونده از خانواده‌ای محافظه‌کار کاتولیک. فرانکو فرزند دوم بود و برادر بزرگ‌ترش نیکولاس و خواهرش پیلار داشت.
برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دوره‌ای از ناآرامی‌های مستمر و قیام‌های سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.
در کودکی، فرانکو کوتاه‌قد و لاغر بود و لقب "فرانکیتو" گرفت. او ابتدا به نیروی دریایی علاقه داشت، اما پس از کاهش پذیرش، در ۱۹۰۷ به آکادمی پیاده‌نظام تولدو وارد شد و در ۱۹۱۰ فارغ‌التحصیل گردید. فرانکو جوان افسر جاه‌طلب بود و به مراکش اسپانیایی (۱۹۱۲) اعزام شد، جایی که در جنگ‌های استعماری علیه قبایل ریف شرکت کرد.
 
در مراکش، فرانکو شجاعت نشان داد و سریع ترفیع گرفت: در ۲۳ سالگی سروان، در ۲۸ سالگی سرهنگ – جوان‌ترین سرهنگ اروپا. او در ۱۹۲۰ به لژیون خارجی اسپانیا پیوست و در ۱۹۲۳ فرمانده آن شد. در ۱۹۲۶، در ۳۳ سالگی ژنرال شد – جوان‌ترین ژنرال اروپا. فرانکو کاتولیک متعصب، محافظه‌کار و ضدجمهوری‌خواه بود، اما در ابتدا از سیاست دوری می‌کرد.<ref name="britannica"/><ref name="preston"/>
=== ریشه‌های مبارزاتی زنان در ایران ===
== جمهوری دوم اسپانیا و نقش فرانکو (۱۹۳۱–۱۹۳۶) ==
تاریخ‌نگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران [[جنبش مشروطه ایران|انقلاب مشروطه]] و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمی‌گردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستون‌های بقای خود تبدیل کرد.
با سقوط پادشاهی آلفونسو سیزدهم در ۱۹۳۱ و تأسیس جمهوری دوم اسپانیا، فرانکو ابتدا حاشیه‌نشین شد. جمهوری اصلاحات ضدکلیسایی، زمین‌داری و نظامی انجام داد که محافظه‌کاران را خشمگین کرد. فرانکو آکادمی نظامی ساراگوسا را اداره می‌کرد، اما در ۱۹۳۱ بسته شد.
 
در دولت راست‌گرای ۱۹۳۳–۱۹۳۵، فرانکو به عنوان مشاور نظامی و سپس رئیس ستاد کل ارتش بازگشت. او سرکوب قیام معدنچیان آستوریاس (۱۹۳۴) را هدایت کرد – عملیاتی خونین که هزاران کشته داد و شهرتش به عنوان "قصاب آستوریاس" را در چپ تثبیت کرد.
=== نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ===
با پیروزی جبهه خلق (چپ‌گرا) در انتخابات فوریه ۱۹۳۶، فرانکو به جزایر قناری تبعید شد تا از کودتا جلوگیری شود. اما او با ژنرال‌های محافظه‌کار مانند امیلیو مولا، خوزه سانخورخو و گونزالو کئیپو د لیانو ارتباط مخفی داشت و کودتای ژوئیه ۱۹۳۶ را برنامه‌ریزی کرد.<ref name="preston"/><ref name="britannica"/>
از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتی‌تز زن‌ستیزی» یاد می‌کند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب [[طرح آزادی‌ها و حقوق زنان]] در سال ۱۳۶۶ توسط [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.
== کودتای ژوئیه ۱۹۳۶ و آغاز جنگ داخلی ==
 
در ۱۷–۱۸ ژوئیه ۱۹۳۶، کودتا آغاز شد: ارتش در مراکش، جزایر قناری و بخش‌هایی از اسپانیا قیام کرد. فرانکو از قناری به مراکش پرواز کرد و لژیون خارجی و نیروهای مراکشی را رهبری کرد. کودتا نیمه‌کاره ماند و اسپانیا به دو بخش تقسیم شد: جمهوری‌خواهان (مادرید، بارسلون، باسک) و ملی‌گرایان (سویا، گالیسیا، ناوارا).
=== بافت زمانی (سال ۱۴۰۴) ===
جنگ داخلی (۱۹۳۶–۱۹۳۹) یکی از خونین‌ترین درگیری‌های قرن بود: بیش از ۵۰۰ هزار کشته، بمباران شهرها و دخالت خارجی. ملی‌گرایان از هیتلر (لژیون کوندور، بمباران گرنیکا) و موسولینی (۹۰ هزار سرباز) حمایت دریافت کردند؛ جمهوری‌خواهان از شوروی (سلاح و مشاوران) و داوطلبان بین‌المللی (بریگادهای بین‌المللی).
این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزان‌ترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدل‌های مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدل‌ها را دوچندان کرده بود.
فرانکو در سپتامبر ۱۹۳۶ در بورگوس به عنوان "ژنرالیسیمو" و رهبر ملی‌گرایان انتخاب شد. او فالانژ (فاشیستی)، کارلیست‌ها (مونارشیست سنتی) و محافظه‌کاران را متحد کرد و ایدئولوژی "صلح ملی‌کاتولیک" را پیش برد.<ref name="preston"/><ref name="beebe">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Beevor|نام=Antony|عنوان=The Battle for Spain: The Spanish Civil War 1936-1939|ناشر=Penguin|سال=۲۰۰۶}}</ref>
 
== پیروزی در جنگ داخلی و سرکوب گسترده ==
== سخنرانی مریم رجوی ==
جنگ با حملات ملی‌گرایان به مادرید (محاصره ناموفق)، شمال (سقوط بیلبائو ۱۹۳۷) و کاتالونیا پیش رفت. بمباران گرنیکا (آوریل ۱۹۳۷) توسط آلمان، جهان را شوکه کرد و Picasso نقاشی مشهورش را کشید.
سخنرانی [[مریم رجوی]] در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دسته‌بندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادی‌های اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.
در ۱۹۳۹، مادرید سقوط کرد و جنگ در ۱ آوریل پایان یافت. فرانکو "روز پیروزی" را اعلام کرد. سرکوب پس از جنگ شدید بود: صدها هزار اعدام، زندان و تبعید (نیم میلیون به فرانسه گریختند). "قانون مسئولیت سیاسی" مخالفان را مجازات کرد و اردوگاه‌های کار اجباری تأسیس شد. فرانکو اسپانیا را "پاکسازی" کرد و کاتالان و باسک را سرکوب نمود.<ref name="beebe"/><ref name="preston"/>
 
== دیکتاتوری اولیه و "سال‌های گرسنگی" (۱۹۳۹–۱۹۵۰) ==
وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زن‌ستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.
پس از پیروزی در جنگ داخلی، فرانکو در ۱ اکتبر ۱۹۳۶ خود را "کودییو" (رهبر) و رئیس دولت اعلام کرد و در ۱۹۳۸ عنوان رسمی "رئیس حکومت اسپانیا به لطف خدا" گرفت. رژیم او ترکیبی از فالانژ (فاشیسم اسپانیایی)، کلیسای کاتولیک، مونارشیست‌ها و ارتش بود. اسپانیا به "دولت ملی‌کاتولیک" تبدیل شد: کلیسا قدرت گسترده‌ای داشت، آموزش مذهبی اجباری بود و فالانژ حزب واحد شد.
[[پرونده:سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن .jpg|جایگزین=سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن|بندانگشتی|350x350پیکسل|'''سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن''']]
سرکوب مخالفان ادامه یافت: دادگاه‌های نظامی، اعدام‌ها و زندان‌ها پر بودند. تخمین‌ها از ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار اعدام سیاسی در سال‌های پس از جنگ سخن می‌گویند. "قانون سرکوب ماسونی-کمونیستی" مخالفان را هدف قرار داد. فرانکو "پاکسازی" فرهنگی انجام داد: زبان‌های کاتالان، باسک و گالیسی ممنوع شد و فرهنگ مرکزی کاستیلی تحمیل گردید.
 
اقتصاد ویران‌شده جنگ، خشکسالی و انزوا، "سال‌های گرسنگی" را ایجاد کرد: قحطی، بازار سیاه و مرگ هزاران نفر از سوءتغذیه. اسپانیا از سازمان ملل و بسیاری نهادهای بین‌المللی محروم بود.<ref name="preston"/><ref name="britannica"/>
=== پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتی‌تز استبداد ===
== جنگ جهانی دوم و سیاست بی‌طرفی (۱۹۳۹–۱۹۴۵) ==
رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:<blockquote>«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی به‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»</blockquote>او با تکیه بر تجربه سازمان‌یافته جنبش تحت رهبری‌اش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیم‌گیری، تضمین‌کننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم، فرانکو ابتدا "بی‌طرفی" اعلام کرد، اما به محور نزدیک بود. او "لشکر آبی" (۵۰ هزار داوطلب) را به جبهه شرقی علیه شوروی فرستاد. در ۱۹۴۰ با هیتلر در هندایه دیدار کرد و ورود به جنگ را مشروط به دریافت گیبرالتار و مراکش فرانسه کرد – شرطی که هیتلر نپذیرفت.
 
فرانکو به محور کمک لجستیکی داد (پناهگاه زیردریایی‌ها، تنگستن برای آلمان) اما وارد جنگ نشد – تصمیمی که اسپانیا را از ویرانی بیشتر نجات داد. پس از شکست محور، فرانکو رژیم را "نرم" کرد: فالانژ را حاشیه‌ای کرد و خود را "مونارشیست کاتولیک" معرفی نمود تا با متفقین آشتی کند.<ref name="preston"/>
=== نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری) ===
== معجزه اقتصادی و گشایش محدود (۱۹۵۰–۱۹۷۵) ==
رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای داشت، مرزهای آزادی‌های فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:<blockquote>«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد می‌کنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»</blockquote>این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.
از ۱۹۵۳، با پیمان مادرید با آمریکا (پایگاه‌های نظامی در برابر کمک اقتصادی)، انزوا پایان یافت. اسپانیا به سازمان ملل (۱۹۵۵) پیوست و کمک‌های آمریکایی جریان یافت.
 
در ۱۹۵۹، "طرح تثبیت" (با تکنوکرات‌های اوپوس دئی مانند لوپز رودو) اجرا شد: آزادسازی اقتصاد، جذب سرمایه خارجی و گردشگری. "معجزه اقتصادی اسپانیایی" (۱۹۶۰–۱۹۷۳) رشد سالانه ۷% ایجاد کرد، میلیون‌ها گردشگر آمدند و اسپانیا به اقتصاد صنعتی تبدیل شد.
=== کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ) ===
اما آزادی‌های سیاسی محدود ماند: سانسور، ممنوعیت احزاب و سرکوب باسک (ETA در ۱۹۵۹ تأسیس شد). فرانکو در ۱۹۶۹ خوان کارلوس د بوربون را جانشین اعلام کرد تا مونارشی را پس از مرگش احیا کند.<ref name="britannica"/><ref name="preston"/>
مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زن‌ستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]]، استدلال کرد که:
== آخرین سال‌ها و بحران‌های پایانی رژیم (۱۹۷۰–۱۹۷۵) ==
 
در دهه ۱۹۷۰، فرانکو پیر و بیمار شد (پارکینسون و مشکلات قلبی). او قدرت را به تدریج به خوان کارلوس و نخست‌وزیر کارلوس آریاس ناوارو واگذار کرد، اما همچنان تصمیم‌گیرنده نهایی بود.
استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بی‌حجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.
رژیم با چالش‌های جدید روبرو شد: رشد جنبش‌های کارگری، تروریسم ETA (که در ۱۹۷۳ نخست‌وزیر لوئیس کاررو بلانکو را ترور کرد) و فشارهای بین‌المللی برای دموکراسی. اعدام پنج مخالف سیاسی در سپتامبر ۱۹۷۵ (آخرین اعدام‌های رژیم) اعتراضات جهانی برانگیخت و اسپانیا را منزوی کرد.
 
فرانکو در اکتبر ۱۹۷۵ چندین حمله قلبی داشت و به کما رفت. پزشکان با عمل‌های متعدد او را زنده نگه داشتند، اما در ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵ درگذشت. آخرین کلماتش "اسپانیا یکی، بزرگ، آزاد" بود. مرگ او با شعار معروف "فرانکو مرده!" در خیابان‌ها جشن گرفته شد.<ref name="preston"/><ref name="britannica"/>
استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصه‌ی عمومی حذف کرد.
== انتقال به دموکراسی و پایان رژیم فرانکو ==
 
فرانکو خوان کارلوس را جانشین کرد و انتظار داشت مونارشی محافظه‌کار ادامه یابد. اما خوان کارلوس با همکاری آدولفو سوآرز (نخست‌وزیر ۱۹۷۶اصلاحات دموکراتیک را آغاز کرد: قانونی کردن احزاب (از جمله کمونیست‌ها)، انتخابات آزاد ۱۹۷۷ و قانون اساسی ۱۹۷۸.
وی نتیجه‌گیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»
انتقال مسالمت‌آمیز بود، اما چالش‌هایی مانند کودتای ۲۳-F (۱۹۸۱) داشت که خوان کارلوس آن را سرکوب کرد. در ۲۰۱۹، جسد فرانکو از والله ده لوس کایدوس (بنای یادبود دیکتاتور) به قبرستان معمولی منتقل شد – نماد پایان رسمی رژیم.<ref name="britannica"/>
 
== میراث بحث‌برانگیز فرانکو ==
=== پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی ===
میراث فرانکو دوگانه است: برای راست‌گرایان، او اسپانیا را از کمونیسم نجات داد، وحدت ملی آورد و پایه توسعه اقتصادی گذاشت. برای چپ و قربانیان، نماد دیکتاتوری، سرکوب و جنایات جنگی است – مسئول مرگ صدها هزار نفر و تبعید میلیون‌ها.
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:
قانون حافظه تاریخی (۲۰۰۷) و قانون حافظه دموکراتیک (۲۰۲۲) بناهای فرانکو را حذف و قربانیان را جبران کرد. اسپانیا امروز دموکراسی پایدار است، اما بحث بر سر فرانکو ادامه دارد: برخی خیابان‌ها هنوز به نام اوست و والله ده لوس کایدوس نماد تقسیم باقی مانده.
 
فرانکو آخرین دیکتاتور فاشیستی اروپا بود و مرگش پایان عصر دیکتاتوری‌های قرن بیستم در غرب اروپا را رقم زد.<ref name="preston"/><ref name="britannica"/>
برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.
== منابع ==
 
=== بیوگرافی‌ها ===
حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهره‌کشی جنسی.
 
حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاست‌جمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.
 
=== چشم‌انداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرت‌گرایی ===
رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:
 
جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.
 
حقوق ملیت‌ها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر اقلیت‌های ملی در چارچوب یک ایران متحد.
 
نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.
 
او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت: <blockquote>«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/womens-leadership-a-necessity-for-a-free-iran-and-a-democratic-republic/ سایت مریم رجوی: سخنرانی به مناسبت روز جهانی زن]</ref><ref>[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86 سخنرانی خانم مریم رجوی به‌مناسبت روز جهانی زن]</ref></blockquote>
 
== مواضع سخنرانان بین‌المللی (بخش اول: اروپا و آمریکا) ==
در این بخش از کنفرانس، مجموعه‌ای از زنان صاحب‌نام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کرده‌اند، به ایراد سخن پرداختند:
 
=== فرانسه و کشورهای اروپای غربی ===
 
==== میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱): ====
او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.
 
==== هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴): ====
وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسل‌ها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.
 
==== هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان): ====
او بر انزوای بین‌المللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.
 
==== دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند): ====
وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبش‌های سیاسی را در هم شکسته است.
 
=== ایالات متحده آمریکا ===
 
==== کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک): ====
سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنت‌طلب ساخت. او با استناد به مصاحبه‌های تاریخی شاه با روزنامه‌نگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.
 
==== لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید): ====
چاوز به سازمان‌یافتگی بی‌نظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.
 
==== پروفسور دانا هیوز (استاد مذهب‌شناسی): ====
او به نتایج پنل‌های تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشته‌اند.
 
=== ایرلند، مالت و هلند ===
 
==== سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا): ====
وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آن‌ها را صدایی برای خاموش‌شدگان در ایران دانست.
 
==== ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت): ====
او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را می‌پذیرند.
 
==== سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند): ====
وی حضور خود را به عنوان نماینده‌ای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شده‌اند و از الهام‌بخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.
 
=== کشورهای مدیترانه‌ای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی ===
 
==== اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیایی‌زبان) ====
این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:
 
==== اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا): ====
او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.
 
==== دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیس‌جمهور پیشین اکوادور): ====
وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.
 
==== سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا): ====
او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامه‌های سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم می‌کند، تأکید کرد.
 
==== سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا): ====
رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که اراده‌شان در دهه‌ها مبارزه با سیستم تبعیض‌آمیز صیقل خورده است.
 
=== ایتالیا و کانادا ===
 
==== الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا): ====
زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آن‌ها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیت‌های قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاست‌جمهوری) اشاره کرد و آن را بن‌مایه استبداد مذهبی دانست.
 
==== نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا): ====
وی از ضرورت مسئولیت‌پذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.
 
==== جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا): ====
اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دهه‌ها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.
 
=== نهادهای حقوقی و مدنی ===
 
==== دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی): ====
او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبوده‌اند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنه‌های انقلابی بوده‌اند.
 
=== صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمن‌های زنان ===
در این بخش از کنفرانس، نسل‌های مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند:
 
==== سروناز چیت‌ساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت): ====
او آماری از جان‌باختگان قیام‌های اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشان‌دهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگون‌ساز است.
 
==== زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق): ====
او با رویکردی جامعه‌شناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانواده‌های شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن می‌گویند.
 
==== ویدا نیک‌طالعان و دکتر آزاده اخباری: ====
نیک‌طالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسل‌های مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.
 
==== شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی: ====
این سخنرانان با قرائت وصیت‌نامه‌های نمادین (مانند خدیجه علی‌پورصدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.<ref>[https://www.iranntv.com/962105-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B8-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B2- سیمای آزادی: کنفرانس بین‌المللی در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن]</ref>
 
== دستاوردها و بازتاب‌های کنفرانس ==
کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشان‌دهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار می‌بیند.
 
== تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس ==
این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشست‌های مشابه متمایز می‌کرد:
 
پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (به‌ویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زن‌ستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانه‌ای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید می‌کند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بین‌المللی بازتعریف شد.
 
=== نفی «نوستالژی کاذب» ===
بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهام‌زدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.


Preston, Paul. ''Franco: A Biography''. HarperCollins, ۱۹۹۳ (ویرایش جدید ۲۰۱۲).
=== مشروعیت تشکیلاتی ===
Beevor, Antony. ''The Battle for Spain: The Spanish Civil War 1936-1939''. Penguin, ۲۰۰۶.
تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.


=== دانشنامه‌ها ===
== جمع‌بندی ==
کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرح‌ریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.


"Francisco Franco." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Francisco-Franco
اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.


=== منابع تصویری ===
== منابع ==
تصاویر از Wikimedia Commons: https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Francisco_Franco
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۶

کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
عاملان مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیت‌های برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
مکان پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمن‌های زنان در سراسر جهان
زمان ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
نتیجه تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان؛ اجماع بین‌المللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).

کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶ با نام کامل «کنفرانس بین‌المللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بین‌المللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در آن شرکت داشتند.

محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکت‌کنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیام‌های دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر جدایی دین از دولت، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهره‌های تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.

پیش‌زمینه تاریخی

برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دوره‌ای از ناآرامی‌های مستمر و قیام‌های سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.

ریشه‌های مبارزاتی زنان در ایران

تاریخ‌نگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران انقلاب مشروطه و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمی‌گردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستون‌های بقای خود تبدیل کرد.

نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق

از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتی‌تز زن‌ستیزی» یاد می‌کند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در سال ۱۳۶۶ توسط شورای ملی مقاومت، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.

بافت زمانی (سال ۱۴۰۴)

این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزان‌ترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدل‌های مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدل‌ها را دوچندان کرده بود.

سخنرانی مریم رجوی

سخنرانی مریم رجوی در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دسته‌بندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادی‌های اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.

وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زن‌ستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.

سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن
سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن

پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتی‌تز استبداد

رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:

«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی به‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»

او با تکیه بر تجربه سازمان‌یافته جنبش تحت رهبری‌اش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیم‌گیری، تضمین‌کننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.

نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری)

رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای داشت، مرزهای آزادی‌های فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:

«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد می‌کنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»

این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.

کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ)

مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زن‌ستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات رضا شاه، استدلال کرد که:

استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بی‌حجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.

استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصه‌ی عمومی حذف کرد.

وی نتیجه‌گیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»

پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی

در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:

برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.

حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهره‌کشی جنسی.

حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاست‌جمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.

چشم‌انداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرت‌گرایی

رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:

جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.

حقوق ملیت‌ها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر اقلیت‌های ملی در چارچوب یک ایران متحد.

نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.

او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت:

«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»[۱][۲]

مواضع سخنرانان بین‌المللی (بخش اول: اروپا و آمریکا)

در این بخش از کنفرانس، مجموعه‌ای از زنان صاحب‌نام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کرده‌اند، به ایراد سخن پرداختند:

فرانسه و کشورهای اروپای غربی

میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱):

او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.

هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴):

وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسل‌ها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.

هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان):

او بر انزوای بین‌المللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.

دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند):

وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبش‌های سیاسی را در هم شکسته است.

ایالات متحده آمریکا

کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک):

سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنت‌طلب ساخت. او با استناد به مصاحبه‌های تاریخی شاه با روزنامه‌نگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.

لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید):

چاوز به سازمان‌یافتگی بی‌نظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.

پروفسور دانا هیوز (استاد مذهب‌شناسی):

او به نتایج پنل‌های تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشته‌اند.

ایرلند، مالت و هلند

سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا):

وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آن‌ها را صدایی برای خاموش‌شدگان در ایران دانست.

ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت):

او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را می‌پذیرند.

سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند):

وی حضور خود را به عنوان نماینده‌ای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شده‌اند و از الهام‌بخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.

کشورهای مدیترانه‌ای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی

اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیایی‌زبان)

این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:

اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا):

او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.

دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیس‌جمهور پیشین اکوادور):

وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.

سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا):

او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامه‌های سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم می‌کند، تأکید کرد.

سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا):

رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که اراده‌شان در دهه‌ها مبارزه با سیستم تبعیض‌آمیز صیقل خورده است.

ایتالیا و کانادا

الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا):

زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آن‌ها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیت‌های قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاست‌جمهوری) اشاره کرد و آن را بن‌مایه استبداد مذهبی دانست.

نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا):

وی از ضرورت مسئولیت‌پذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.

جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا):

اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دهه‌ها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.

نهادهای حقوقی و مدنی

دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی):

او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبوده‌اند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنه‌های انقلابی بوده‌اند.

صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمن‌های زنان

در این بخش از کنفرانس، نسل‌های مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند:

سروناز چیت‌ساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت):

او آماری از جان‌باختگان قیام‌های اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشان‌دهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگون‌ساز است.

زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق):

او با رویکردی جامعه‌شناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانواده‌های شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن می‌گویند.

ویدا نیک‌طالعان و دکتر آزاده اخباری:

نیک‌طالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسل‌های مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.

شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی:

این سخنرانان با قرائت وصیت‌نامه‌های نمادین (مانند خدیجه علی‌پور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.[۳]

دستاوردها و بازتاب‌های کنفرانس

کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشان‌دهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار می‌بیند.

تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس

این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشست‌های مشابه متمایز می‌کرد:

پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (به‌ویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زن‌ستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانه‌ای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید می‌کند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بین‌المللی بازتعریف شد.

نفی «نوستالژی کاذب»

بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهام‌زدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.

مشروعیت تشکیلاتی

تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.

جمع‌بندی

کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرح‌ریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.

اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.

منابع