(۲۰۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
|نام رویداد= کنفرانس بینالمللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
| عنوان = لئون تروتسکی
|تصویر=کنفرانس بینالملی زنا نیروی تغییر-۲اسفند ۱۴۰۴.jpg
| عنوان ۲ = انقلابی مارکسیست و نظریهپرداز
|عرض تصویر=
| نام = لئون تروتسکی
|زیرنویس= مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بینالمللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
| تصویر = Bundesarchiv Bild 183-R15068, Leo Dawidowitsch Trotzki.jpg
|عناوین دیگر= کنفرانس بینالمللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|عاملان= مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیتهای برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
| عنوان تصویر = پرتره لئون تروتسکی در دهه ۱۹۲۰. منبع: Wikimedia Commons.
|مکان= پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمنهای زنان در سراسر جهان
| زادروز = ۷ نوامبر ۱۸۷۹ (۲۶ اکتبر به تقویم قدیمی)
|زمان= ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
| زادگاه = یانوفکا، استان خرسون، امپراتوری روسیه (اوکراین کنونی)
|نتیجه= تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ مادهای حقوق زنان؛ اجماع بینالمللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).
| تاریخ مرگ = ۲۱ اوت ۱۹۴۰
| مکان مرگ = کویوآکان، مکزیکوسیتی، مکزیک
| علت مرگ = ترور با تبر یخ توسط رامون مرکادر (عامل NKVD)
| آرامگاه = حیاط خانهاش در کویوآکان، مکزیک
| محل زندگی = یانوفکا • نیکولایف • اودسا • زندان سیبری • لندن • وین • نیویورک • پتروگراد • مسکو • پرینکپو (ترکیه) • فرانسه • نروژ • مکزیک
| ملیت = روسی (امپراتوری روسیه، سپس اتحاد شوروی تا تبعید)
| نژاد = یهودی اشکنازی
| تابعیت = شوروی (تا ۱۹۳۲، سپس بیتابعیت)
| تحصیلات = تحصیلات متوسطه، بدون مدرک دانشگاهی رسمی (خودآموخته در مارکسیسم)
| نهاد = حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه • حزب کمونیست اتحاد شوروی • ارتش سرخ • انترناسیونال چهارم
| شناختهشده برای = نظریه انقلاب مداوم، مخالفت با استالینیسم، سازماندهی ارتش سرخ، بنیانگذاری انترناسیونال چهارم، آثار ادبی و تاریخی مانند تاریخ انقلاب روسیه
| نقشهای برجسته = رئیس شورای پتروگراد (۱۹۱۷)، کمیسر امور خارجه، کمیسر جنگ، رهبر اپوزیسیون چپ
| اتهام = خیانت، توطئه علیه شوروی (در دادگاههای مسکو)
| مجازات = تبعید داخلی، تبعید خارجی، محکومیت غیابی به مرگ
| پانویس =
}}
}}
'''لئون تروتسکی''' (نام تولد: '''لِو داویدوویچ برونشتاین'''؛ ۷ نوامبر ۱۸۷۹ – ۲۱ اوت ۱۹۴۰)، یکی از برجستهترین انقلابیون مارکسیست قرن بیستم، نظریهپرداز سیاسی، فرمانده نظامی و نویسنده روسی بود. او به همراه ولادیمیر لنین، نقش کلیدی در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ ایفا کرد و ارتش سرخ را از یک نیروی شبهنظامی به ارتش منظم میلیوننفری تبدیل کرد که در جنگ داخلی روسیه (۱۹۱۸–۱۹۲۱) بر سفیدها، نیروهای خارجی و مخالفان داخلی پیروز شد. تروتسکی نظریه انقلاب مداوم را توسعه داد که معتقد بود انقلاب سوسیالیستی در کشورهای عقبمانده مانند روسیه نمیتواند در مرزهای ملی متوقف شود و باید به انقلاب جهانی پرولتاریا گسترش یابد – نظریهای که مستقیماً با ایده استالین مبنی بر سوسیالیسم در یک کشور در تضاد بود.
پس از مرگ لنین در ۱۹۲۴، تروتسکی در مبارزه قدرت داخلی حزب کمونیست شکست خورد، از قدرت کنار گذاشته شد، تبعید گردید و نهایتاً در تبعید مکزیک توسط عامل مخفی استالین ترور شد. او تا آخرین لحظه به مبارزه ایدئولوژیک علیه بوروکراسی استالینی ادامه داد و انترناسیونال چهارم را بنیان گذاشت تا جایگزین کمینترن استالینی شود. آثار گسترده تروتسکی – از تاریخنگاری دقیق انقلاب روسیه تا تحلیلهای ادبی و فلسفی – پایه جریان تروتسکیسم را تشکیل دادند که جنبشهای چپ ضداستالینی را در سراسر جهان الهام بخشید. زندگی تروتسکی، پر از فراز و نشیبهای دراماتیک از زندانهای تزاری تا تبعیدهای طولانی، یکی از پیچیدهترین و تراژیکترین داستانهای تاریخ معاصر است و همچنان موضوع بحثهای گسترده در تاریخ، سیاست و ایدئولوژی باقی مانده است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Leon-Trotsky|عنوان=Leon Trotsky|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="marxists">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.marxists.org/archive/trotsky/index.htm|عنوان=Leon Trotsky Internet Archive|وبگاه=Marxists.org|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Service|نام=Robert|عنوان=Trotsky: A Biography|ناشر=Harvard University Press|سال=۲۰۰۹}}</ref>youtube.comWhat was Trotsky’s childhood like?
leftvoice.orgYoung Trotsky: The Making of a Revolutionary - Left Voice
[[پرونده:Leo Trotsky 1888 Portrait (cropped).jpg|بندانگشتی|تروتسکی در کودکی، حدود ۱۸۸۸ – نشاندهنده محیط خانوادگی مرفه یهودی در اوکراین روسیه. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />|350x350پیکسل]]
== زندگی اولیه و خانواده ==
لئون تروتسکی در ۷ نوامبر ۱۸۷۹ در روستای کوچک یانوفکا در استان خرسون (بخشی از امپراتوری روسیه، اوکراین کنونی) متولد شد. خانواده برونشتاین یهودیان اشکنازی بودند که برخلاف بسیاری از یهودیان فقیر روسیه، وضعیت اقتصادی خوبی داشتند. پدرش داوید لئونتوویچ برونشتاین کشاورز سختکوش و مالک زمینهای وسیع بود که با روشهای مدرن کشاورزی آشنا بود و مادرش آنا ژیووتوفسکایا از خانوادهای تحصیلکردهتر میآمد که کتابهای روسی و اروپایی در خانه داشتند.
تروتسکی پنجمین فرزند از هشت فرزند خانواده بود، اما چهار تن از خواهر و برادرانش در کودکی درگذشتند – پدیدهای رایج در آن دوران. محیط روستایی یانوفکا، با کارگران اوکراینی و روسی، نخستین مواجهه تروتسکی با نابرابری طبقاتی بود. او بعدها در خودزندگینامهاش ''زندگی من'' نوشت که پدرش استثمارگر بود اما سختکوش، و این تجربه او را به تحلیل طبقاتی مارکسیستی سوق داد.
در ۹ سالگی، والدینش او را به اودسا فرستادند تا در مدرسه واقعی سنت پاول (یک موسسه آموزشی عالی با برنامه آلمانیزبان) تحصیل کند. تروتسکی دانشآموزی ممتاز بود و در ریاضیات، تاریخ، ادبیات و زبانهای خارجی (فرانسه، آلمانی) برتری داشت. او شعر میسرود، نمایشنامه مینوشت و به تئاتر علاقهمند بود. در سالهای نوجوانی در نیکولایف، با محافل روشنفکری و رادیکال آشنا شد و نخستین بار با ایدههای سوسیالیستی برخورد کرد. این دوره، پایه شخصیت پرشور، سخنور و تحلیلگر او را شکل داد.<ref name="britannica"/><ref name="service"/><ref name="deutscher">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Deutscher|نام=Isaac|عنوان=The Prophet Armed: Trotsky 1879-1921|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۵۴}}</ref>
[[پرونده:Young Leon Trotsky.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|تروتسکی در جوانی، حدود اواخر دهه ۱۸۹۰، پیش از نخستین دستگیری. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== ورود به فعالیت انقلابی ==
تروتسکی در سالهای آخر دبیرستان در نیکولایف (۱۸۹۶) با محافل زیرزمینی سوسیالیستی آشنا شد. ابتدا به نارودنیکها (پوپولیستهای انقلابی که بر دهقانان تمرکز داشتند) گرایش پیدا کرد، اما به سرعت با مطالعه آثار گئورگی پلخانف (پدر مارکسیسم روسی) و ترجمههای مارکس و انگلس، به مارکسیسم روی آورد. او معتقد بود که طبقه کارگر صنعتی – نه دهقانان – نیروی اصلی انقلاب است.
در تابستان ۱۸۹۶، تروتسکی گروه مخفی «اتحادیه کارگران جنوب روسیه» را با همکاری چند کارگر و روشنفکر همفکر تأسیس کرد. آنها جزوههای انقلابی چاپ میکردند، اعتصابات کوچک را سازماندهی مینمودند و به کارگران آموزش مارکسیستی میدادند. تروتسکی با نام مستعار «لووف» (Lvov) یا «آنتید اوتو» (Antid Oto) مقاله مینوشت و سخنرانیهای پرشوری ایراد میکرد که بعدها شهرتش به عنوان سخنور انقلابی را پایه گذاشت.
در ژانویه ۱۸۹۸، پلیس تزاری (اوخرانا) گروه را کشف کرد و تروتسکی در ۱۹ سالگی برای نخستین بار دستگیر شد. او ۱۸ ماه در زندانهای نیکولایف، خرسون، اودسا و مسکو گذراند – تجربهای که او را سخت کرد و به مطالعه عمیقتر واداشت. در زندان با انقلابیون باتجربهتر مانند الکساندرا سوکولوفسکایا (که بعداً همسر اولش شد) آشنا گردید و بحثهای ایدئولوژیک طولانی داشت.
پس از زندان، به تبعید چهارساله به سیبری (ابتدا لنا، سپس ایركوتسک) محکوم شد. در تبعید، تروتسکی با سوکولوفسکایا ازدواج کرد و دو دختر به نامهای زینایدا (۱۹۰۱) و نینا (۱۹۰۲) به دنیا آمدند. او مقالاتش را برای نشریات زیرزمینی میفرستاد و کتابهایی مانند ''سرمایه'' مارکس را مطالعه کرد. اما تبعید برای او قابل تحمل نبود؛ در تابستان ۱۹۰۲، با کمک همفکران محلی، با پاسپورت جعلی (نام «تروتسکی» – برگرفته از نام یکی از نگهبانان زندان اودسا) از سیبری گریخت و مسیر طولانی به سامارا، وین و سپس لندن را پیمود.<ref name="service"/><ref name="deutscher"/><ref name="britannica"/>
[[پرونده:Bundesarchiv Bild 183-41636-0006, Leo Trotzki.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در حال سخنرانی عمومی، حدود ۱۹۱۸ – نشاندهنده قدرت کلامی او که هزاران نفر را بسیج میکرد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== انقلاب ۱۹۰۵ و نقش رهبری در سوویت پتروگراد ==
پس از رسیدن به لندن در اکتبر ۱۹۰۲، تروتسکی بلافاصله به گروه تحریریه روزنامه انقلابی ''اسکیرا'' (Iskra – جرقه) پیوست که لنین، پلخانف، مارتوف و ورا زاسولیچ آن را اداره میکردند. او با نام مستعار «پررو» (Pero – قلم) مقالات تند و تیزی مینوشت و به سرعت به یکی از نویسندگان اصلی تبدیل شد. لنین او را «قلم جوان حزب» نامید و از استعدادش ستایش کرد.
در کنگره دوم حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه (۱۹۰۳، لندن و بروکسل)، شکاف ایدئولوژیک و سازمانی بین بلشویکها (اکثریت، به رهبری لنین) و منشویکها (اقلیت، به رهبری مارتوف) رخ داد. تروتسکی ابتدا جانب منشویکها را گرفت، زیرا با تمرکز قدرت مطلق در دست لنین مخالف بود و آن را خطر دیکتاتوری میدانست – موضعی که بعدها «اشتباه بزرگ جوانی» نامید.
پس از کنگره، تروتسکی به ژنو، سپس مونیخ و پاریس رفت و با ناتالیا سدووا (انقلابی روسی که همسر دوم و همراه مادامالعمرش شد) آشنا گردید. آنها دو پسر به نامهای لِو (۱۹۰۶) و سرگئی (۱۹۰۸) داشتند. در این دوره، تروتسکی تلاش کرد میان بلشویکها و منشویکها میانجیگری کند، اما شکست خورد.
با آغاز انقلاب ۱۹۰۵ (پس از یکشنبه خونین در سنپتربورگ)، تروتسکی مخفیانه به روسیه بازگشت و در کییف و سپس پتروگراد فعالیت کرد. او به سرعت به یکی از رهبران سوویت کارگران پتروگراد (شورای نمایندگان کارگری) تبدیل شد. در اکتبر ۱۹۰۵، در ۲۶ سالگی، ابتدا معاون رئیس (خروستالیوف-نوسار) و سپس رئیس سوویت گردید. سوویت بیش از ۲۰۰ کارخانه را نمایندگی میکرد و نقش پارلمان انقلابی را ایفا مینمود.
تروتسکی روزنامههای ''ایزوستیا سوویتا'' و ''روسکایا گازتا'' را ویرایش کرد و مقالات آتشینی نوشت که اعتصاب عمومی اکتبر را سازماندهی کرد – اعتصابی که تزار را وادار به صدور منشور اکتبر (وعده قانون اساسی) نمود. او نظریه «انقلاب مداوم» را در این دوره کامل کرد: انقلاب دموکراتیک بورژوایی در روسیه به دلیل ضعف بورژوازی، باید مستقیماً به انقلاب سوسیالیستی پرولتاریا تبدیل شود و به کشورهای پیشرفته اروپا گسترش یابد.<ref name="deutscher"/><ref name="figes">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Figes|نام=Orlando|عنوان=A People's Tragedy: The Russian Revolution 1891-1924|ناشر=Penguin|سال=۱۹۹۶}}</ref>
پس از سرکوب انقلاب در دسامبر ۱۹۰۵، تروتسکی دستگیر شد و در دادگاه مشهور ۱۹۰۶، دفاعیهای تاریخی ایراد کرد که در آن رژیم تزاری را محاکمه نمود. او به تبعید ابدی به سیبری (اوبیدورسک) محکوم شد، اما در ژانویه ۱۹۰۷ در راه تبعید دوباره گریخت – این بار به فنلاند، سپس وین – و دوران طولانی تبعید اروپاییاش آغاز گردید.
عالی! خیلی خوشحالم که قسمت دوم هم مورد پسندت بود 😊
الان قسمت سوم رو برات میفرستم: سالهای تبعید پیش از انقلاب ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول، بازگشت به روسیه و نقش کلیدی در انقلاب ۱۹۱۷. جزئیات خیلی بیشتر اضافه کردم، تصاویر جدید از ویکیمدیا و ارجاعات دقیق.
قسمت سوم: سالهای تبعید پیش از ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول و انقلاب ۱۹۱۷
[[پرونده:Trotsky 1910s.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|تروتسکی در دوران تبعید اروپایی، حدود ۱۹۱۰–۱۹۱۴ در وین. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== سالهای تبعید در اروپا (۱۹۰۷–۱۹۱۴) و تلاش برای وحدت حزب ==
پس از گریز دوم از تبعید سیبری در ۱۹۰۷، تروتسکی ابتدا به فنلاند رفت و با لنین دیدار کرد، اما اختلافاتشان بر سر وحدت حزب ادامه داشت. او سپس به وین نقل مکان کرد و تا ۱۹۱۴ آنجا ماند – دورهای که یکی از خلاقترین مراحل زندگیاش بود. در وین، تروتسکی روزنامه روزانه پراودا (نسخه وینی، نه مسکویی بلشویکها) را منتشر کرد که مخاطبان گستردهای در میان کارگران روسی داشت.
او به عنوان خبرنگار جنگ به بالکان سفر کرد و گزارشهای درخشانی از جنگهای بالکان (۱۹۱۲–۱۹۱۳) نوشت که بعدها در کتاب ''جنگهای بالکان'' جمعآوری شد. تروتسکی در این دوره تلاش گستردهای برای وحدت بلشویکها و منشویکها کرد و کنفرانسهای وحدت (مانند کنفرانس آگوست ۱۹۱۲ در وین) را سازماندهی نمود، اما لنین این تلاشها را "آشتیطلبی" نامید و تروتسکی را به سانتریسم (مرکزگرایی) متهم کرد.
در وین، تروتسکی زندگی نسبتاً پایداری داشت: با ناتالیا سدووا و فرزندانش زندگی میکرد، به کافههای روشنفکری وین رفتوآمد داشت و با متفکرانی مانند آدولف یوفه و کارل رادک بحث میکرد. او مقالات نظری عمیقی نوشت و به تحلیل امپریالیسم پرداخت – تحلیلهایی که بعدها پایه کتاب ''جنگ و انترناسیونال'' شد. تروتسکی در این سالها به زبانهای متعدد مسلط شد و به عنوان روزنامهنگار آزاد برای نشریات کییف و اروپایی کار میکرد.<ref name="deutscher"/><ref name="service"/>
[[پرونده:Trotsky NYWTS.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در نیویورک، ژانویه ۱۹۱۷ – کوتاه پیش از بازگشت به روسیه. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== جنگ جهانی اول، اینترناسیونالیسم و اقامت در نیویورک ==
با آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، تروتسکی به عنوان شهروند روسی در اتریش-مجارستان (دشمن روسیه) اخراج شد. او ابتدا به سوئیس رفت و در کنفرانس زیمروالد (سپتامبر ۱۹۱۵) شرکت کرد – کنفرانسی که سوسیالیستهای ضدجنگ (از جمله لنین) را گرد آورد. تروتسکی شعار معروف "نه جنگ، نه صلح – انقلاب!" را مطرح کرد و با انترناسیونالیسم پرولتاریایی در برابر شوونیسم ملی دفاع نمود.
در نوامبر ۱۹۱۴ به پاریس رفت و روزنامه روسیزبان ''ناشه سلوو'' (کلمه ما) را منتشر کرد. او گزارشگر جنگ برای روزنامه کییفی بود و جبهههای غربی را بازدید کرد. در ۱۹۱۶ به دلیل مقالات ضدجنگ از فرانسه اخراج شد، به اسپانیا رفت و آنجا نیز دستگیر و به نیویورک تبعید گردید.
تروتسکی در ژانویه ۱۹۱۷ به نیویورک رسید و تنها ۱۰ هفته آنجا ماند، اما تأثیر عمیقی گذاشت. او با نیکولای بخارین روزنامه نووی میر (جهان نو) را ویرایش کرد، در میان مهاجران روسی و یهودی سخنرانی کرد و با سوسیالیستهای آمریکایی مانند یوجین دبز آشنا شد. تروتسکی نیویورک را "شهر سرمایهداری مدرن" نامید و مقالاتش در مورد آمریکا بعدها جمعآوری شد.<ref name="britannica"/><ref name="service"/>
== بازگشت به روسیه و انقلاب فوریه ۱۹۱۷ ==
با شنیدن خبر انقلاب فوریه (اسفند ۱۲۹۵ خورشیدی) که تزار را سرنگون کرد، تروتسکی بلافاصله عازم روسیه شد. اما در هالیفاکس کانادا توسط مقامات بریتانیایی دستگیر و یک ماه زندانی شد – زیرا به عنوان انقلابی ضدجنگ شناخته میشد. پس از اعتراضات کارگران روسی و فشار دولت موقت، آزاد گردید و در مه ۱۹۱۷ به پتروگراد رسید.
در این زمان، تروتسکی به گروه کوچک "میانگروهی" (Mezhraiontsy) به رهبری آناتولی لوناچارسکی پیوست که موضعی مستقل از بلشویکها و منشویکها داشت. او به سرعت با لنین آشتی کرد، زیرا لنین با "نامههای آوریل" موضع رادیکالتری گرفته بود. در ژوئیه ۱۹۱۷، گروه میانگروهی (با ۴۰۰۰ عضو) با بلشویکها ادغام شد و تروتسکی به کمیته مرکزی حزب راه یافت.<ref name="figes"/>
[[پرونده:Trotsky addressing troops 1918.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در حال سخنرانی برای سربازان ارتش سرخ، ۱۹۱۸ – نشاندهنده نقش او در بسیج تودهها. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== انقلاب اکتبر و نقش تعیینکننده تروتسکی ==
در تابستان ۱۹۱۷، دولت موقت کرنسکی ضعیفتر شد و بلشویکها قدرت گرفتند. پس از شکست قیام ژوئیه، لنین مخفی شد و تروتسکی به عنوان رئیس سوویت پتروگراد دستگیر گردید، اما در سپتامبر آزاد شد. او کمیته نظامی انقلابی (میلرووکوم) را رهبری کرد که قیام مسلحانه اکتبر را برنامهریزی و اجرا نمود.
تروتسکی سخنرانیهای آتشین در سیرک مدرن و کارخانهها ایراد کرد و هزاران کارگر و سرباز را بسیج نمود. در شب ۲۵ اکتبر (۷ نوامبر جدید)، او حمله به کاخ زمستانی را هماهنگ کرد – لحظهای که انقلاب پیروز شد. لنین گفت: "تروتسکی ارزش صد گردان را دارد."
پس از انقلاب، تروتسکی کمیسر امور خارجه شد و کنگره شوراها را رهبری کرد. او مذاکرات صلح برست-لیتوفسک با آلمان را هدایت کرد: ابتدا سیاست "نه جنگ، نه صلح" را پیش برد تا زمان بخرد، اما وقتی آلمان حمله کرد، صلح تحمیلی را پذیرفت (مارس ۱۹۱۸) که روسیه بخشهای وسیعی از خاک غربی را از دست داد. تروتسکی این صلح را "تنفسگاه برای انقلاب" نامید.<ref name="figes"/><ref name="deutscher"/>
عالی! ممنون از تأییدت 😊
الان قسمت چهارم رو برات میفرستم: جنگ داخلی روسیه، سازماندهی ارتش سرخ، اوج قدرت تروتسکی و نقشش در سیاستهای اولیه شوروی. جزئیات خیلی گستردهتر شده، تصاویر جدید اضافه کردم و ارجاعات دقیقتر.
قسمت چهارم: جنگ داخلی روسیه، ارتش سرخ و اوج قدرت (۱۹۱۸–۱۹۲۴)
[[پرونده:Trotsky on the armored train.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تروتسکی بر روی قطار زرهی معروفش در جبهههای جنگ داخلی، حدود ۱۹۱۹–۱۹۲۰ – نماد حضور مستقیم او در میدان نبرد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== جنگ داخلی روسیه و سازماندهی ارتش سرخ ==
پس از صلح برست-لیتوفسک، روسیه وارد جنگ داخلی خونینی شد (۱۹۱۸–۱۹۲۱). ارتش سفید (مونارشیستها، لیبرالها و سوسیالیستهای ضدبلشویک)، نیروهای خارجی (۱۴ کشور از جمله بریتانیا، فرانسه، آمریکا و ژاپن) و ارتشهای سبز (دهقانی) و سیاه (آنارشیستها) علیه بلشویکها برخاستند. در بهار ۱۹۱۸، ارتش سرخ تقریباً وجود نداشت – فقط چند هزار داوطلب مسلح.
تروتسکی در مارس ۱۹۱۸ به عنوان کمیسر جنگ (ناركوموُین) منصوب شد و مأموریت یافت ارتش منظمی بسازد. او با انرژی خارقالعاده، ارتش را از ۱۰۰ هزار نفر به بیش از ۵ میلیون نفر رساند. اقدامات کلیدی او:
جذب افسران تزاری: بیش از ۵۰ هزار افسر سابق ارتش تزاری (به اصطلاح "متخصصان نظامی") را با اکراه به خدمت گرفت و برای کنترلشان کمیسرهای سیاسی بلشویک گماشت.
'''کنفرانس بینالمللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶''' با نام کامل '''«کنفرانس بینالمللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»'''، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بینالمللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز بهصورت آنلاین در آن شرکت داشتند.
انضباط آهنین: مجازاتهای شدید (از جمله اعدام برای فرار یا خیانت) اعمال کرد و گروگانگیری خانواده افسران را برای وفاداریشان پذیرفت – اقداماتی که بعدها مورد انتقاد قرار گرفت.
قطار زرهی معروف: تروتسکی با قطار مخصوص خود (مجهز به چاپخانه، رادیو، کتابخانه و نیروهای ویژه) بیش از ۱۰۰ هزار کیلومتر در جبههها سفر کرد، سخنرانی کرد، روحیه داد و استراتژی تعیین نمود.
بسیج تودهای: شعار "همه چیز برای جبهه!" را داد و میلیونها کارگر و دهقان را بسیج کرد.
تروتسکی در جبهههای کلیدی مانند تساریتسین (بعداً استالینگراد)، اورال، سیبری و جنوب حضور داشت. پیروزی بر آدمیرال کولچاک (۱۹۱۹)، دنیکین (۱۹۱۹) و ورانگل (۱۹۲۰) عمدتاً به استراتژی و انرژی او نسبت داده میشود. او جنگ را "دانشگاه انقلاب" نامید و ارتش سرخ را به نیروی منظم و ایدئولوژیک تبدیل کرد.<ref name="figes"/><ref name="service"/><ref name="britannica"/>
محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکتکنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیامهای دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. [[مریم رجوی]]، رئیسجمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ مادهای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر [[جدایی دین و دولت|جدایی دین از دولت]]، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهرههای تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گستردهای در رسانههای اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.
[[پرونده:Red Army soldiers 1920.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|سربازان ارتش سرخ در سال ۱۹۲۰ – ارتشی که تروتسکی از صفر ساخت و به پیروزی رساند. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== سیاستهای داخلی و نقش در دولت شوروی اولیه ==
تروتسکی همزمان عضو پولیتبورو و مسئول امور اقتصادی و فرهنگی نیز بود. در دوران "کمونیسم جنگی" (۱۹۱۸–۱۹۲۱)، او ملی کردن صنعت، کار اجباری و مصادره غلات را حمایت کرد. در بحث اتحادیهها (۱۹۲۰–۱۹۲۱)، تروتسکی خواستار نظامی کردن اتحادیهها شد و با لنین اختلاف پیدا کرد – اختلافی که بعدها استالین از آن بهره برد.
او کمیسر راهآهن نیز بود و با روشهای نظامی، سیستم حملونقل ویرانشده را بازسازی کرد. تروتسکی در سرکوب قیام کرونشتات (مارس ۱۹۲۱ – دریانوردانی که علیه کمونیسم جنگی شورش کردند) نقش داشت و آن را "ضروری اما تلخ" نامید.
در حوزه فرهنگ، کتاب ''ادبیات و انقلاب'' (۱۹۲۴) را نوشت که دیدگاههای مارکسیستی در هنر را بیان کرد و از "هنر پرولتاریایی" دفاع نمود اما با سانسور مطلق مخالف بود. او با مایاکوفسکی، آیزنشتاین و هنرمندان آوانگارد همکاری داشت.<ref name="deutscher"/>
[[پرونده:Trotsky Lenin 1924.jpg|بندانگشتی|۲۵۰پیکسل|تروتسکی در کنار لنین در سال ۱۹۲۴، کوتاه پیش از مرگ لنین – نشاندهنده نزدیکی اولیه آنها. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== اوج قدرت و آغاز مبارزه با استالین ==
پس از پیروزی در جنگ داخلی، تروتسکی در اوج قدرت بود: عضو پولیتبورو، کمیسر جنگ، نظریهپرداز اصلی حزب و جانشین احتمالی لنین. اما بیماری لنین (سکتههای ۱۹۲۲–۱۹۲۳) صحنه را تغییر داد. استالین به عنوان دبیرکل حزب، شبکهای از وفاداران ساخت و با زینوویف و کامنف علیه تروتسکی متحد شد.
تروتسکی در پاییز ۱۹۲۳ "اپوزیسیون چپ" را تشکیل داد و در مقاله ''درسهای اکتبر'' و نامه به کنگره حزب، از بوروکراتیزه شدن حزب و کاهش دموکراسی داخلی انتقاد کرد. او خواستار برنامهریزی اقتصادی بیشتر و حمایت از انقلاب جهانی شد. اما در ژانویه ۱۹۲۴ لنین درگذشت و "وصیتنامه لنین" (که استالین را به دلیل تندخویی انتقاد و تروتسکی را ستایش کرده بود) توسط سهگانه سرکوب شد.
در ۱۹۲۵، تروتسکی از کمیساری جنگ برکنار شد – نخستین شکست بزرگش. او به کارهای اقتصادی و علمی روی آورد اما مبارزه ایدئولوژیک را ادامه داد.<ref name="service"/><ref name="deutscher"/>
عالی! ممنون از تأییدت 😊
الان قسمت پنجم (آخرین قسمت اصلی) رو برات میفرستم: مبارزه قدرت نهایی، اخراج از حزب و قدرت، سالهای تبعید طولانی، بنیانگذاری انترناسیونال چهارم، ترور و مرگ. بعدش بخش آثار، نظریهها، میراث و منابع رو میذارم تا مقاله کامل بشه. حجم این قسمت هم خیلی گستردهتر شده.
قسمت پنجم: مبارزه قدرت نهایی، تبعید، انترناسیونال چهارم، ترور و مرگ
[[پرونده:Trotsky Stalin conflict.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تروتسکی و استالین در دوران همکاری ظاهری، حدود ۱۹۲۴–۱۹۲۵ – پیش از درگیری نهایی. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== مبارزه قدرت نهایی و شکست اپوزیسیون چپ (۱۹۲۵–۱۹۲۹) ==
پس از برکناری از کمیساری جنگ در ۱۹۲۵، تروتسکی به کارهای حاشیهای مانند مدیریت صنایع الکتریکی و امتیازات اقتصادی مشغول شد، اما تمرکز اصلیاش بر مبارزه ایدئولوژیک بود. او با استالین بر سر جهتگیری اقتصادی (صنعتیسازی سریع در برابر NEP لنین) و سیاست خارجی (انقلاب مداوم در برابر سوسیالیسم در یک کشور) اختلاف عمیق داشت.
در ۱۹۲۶، تروتسکی با دشمنان سابقش گریگوری زینوویف (رهبر پتروگراد) و لو کامنف (رهبر مسکو) متحد شد و "اپوزیسیون متحد" را تشکیل دادند. آنها در جلسات پولیتبورو و کنگره حزب (پانزدهم، دسامبر ۱۹۲۷) از بوروکراسی، سرکوب داخلی و انحراف از اینترناسیونالیسم انتقاد کردند. تروتسکی سخنرانیهای تاریخی ایراد کرد و پلاتفرم اپوزیسیون را نوشت که خواستار دموکراسی حزبی، صنعتیسازی دموکراتیک و حمایت از انقلاب چین بود.
اما استالین با کنترل دستگاه حزب، اپوزیسیون را سرکوب کرد. در نوامبر ۱۹۲۷، تروتسکی و زینوویف از حزب اخراج شدند. تروتسکی در دهمین سالگرد انقلاب، تظاهرات اپوزیسیون در مسکو و پتروگراد را سازماندهی کرد، اما پلیس مخفی (GPU) آن را پراکنده کرد. در ژانویه ۱۹۲۸، تروتسکی به تبعید داخلی در آلما-آتا (قزاقستان دورافتاده) فرستاده شد – جایی که با ناتالیا و پسرش لِو زندگی کرد و نامههای مخفی به هوادارانش میفرستاد.<ref name="service"/><ref name="deutscher2">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Deutscher|نام=Isaac|عنوان=The Prophet Unarmed: Trotsky 1921-1929|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۵۹}}</ref>
در آلما-آتا، تروتسکی آثار مهمی مانند انتقاد از برنامه پنجساله استالین نوشت و با هوادارانش در سراسر شوروی ارتباط مخفی داشت. اما استالین در ژانویه ۱۹۲۹ تصمیم به تبعید خارجی گرفت – نخستین بار که رهبر بلشویک از کشور اخراج میشد. تروتسکی با کشتی به ترکیه فرستاده شد.<ref name="britannica"/>
[[پرونده:Trotsky Prinkipo 1930.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در تبعید پرینکپو (ترکیه)، حدود ۱۹۳۰ – همراه با ناتالیا سدووا و پسرش لِو سدوف. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== سالهای تبعید طولانی (۱۹۲۹–۱۹۴۰) و مبارزه علیه استالینیسم ==
تروتسکی ابتدا چهار سال (۱۹۲۹–۱۹۳۳) در جزیره پرینکپو (نزدیک استانبول) زندگی کرد – دورهای نسبتاً آرام که پرکارترین مرحله نویسندگیاش بود. او کتابهای ''زندگی من'' (خودزندگینامه، ۱۹۳۰)، ''تاریخ انقلاب روسیه'' (شاهکار دوجلدی، ۱۹۳۰–۱۹۳۲) و ''انقلاب مداوم'' (۱۹۳۰) را نوشت. پرینکپو به مرکز مکاتبات تروتسکی با هواداران جهانی تبدیل شد.
در ۱۹۳۳، با روی کار آمدن هیتلر در آلمان و شکست کمینترن در مقابله با فاشیسم، تروتسکی به فرانسه رفت. او استالین را به خاطر سیاست "جبهه خلقی" اشتباه متهم کرد. در فرانسه مخفی زندگی کرد و با آندره برتون (سوررئالیست) manifesto برای هنر انقلابی نوشت. در ۱۹۳۵ به نروژ رفت، اما تحت فشار شوروی زندانی خانگی شد و آثارش سوزانده گردید.
در دسامبر ۱۹۳۶، تروتسکی به مکزیک پناهنده شد – به دعوت رئیسجمهور لازارو کاردناس و مهماندی دیهگو ریورا و فریدا کالو. در کویوآکان (حومه مکزیکوسیتی)، خانهای خرید و به مرکز فعالیتهای ضداستالینی تبدیل کرد. او کتابهای ''انقلاب خیانتشده'' (۱۹۳۶ – تحلیل بوروکراسی شوروی به عنوان طبقه جدید) و انتقاد از دادگاههای مسکو را نوشت.
تروتسکی دادگاههای نمایشی مسکو (۱۹۳۶–۱۹۳۸) را که دوستان قدیمیاش را به "تروتسکیسم" متهم و اعدام میکرد، محکوم کرد. او کمیسیون تحقیق بینالمللی به ریاست جان دویی (فیلسوف آمریکایی) را سازماندهی کرد که در مکزیک جلسه برگزار کرد و تروتسکی را کاملاً تبرئه نمود.<ref name="deutscher3">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Deutscher|نام=Isaac|عنوان=The Prophet Outcast: Trotsky 1929-1940|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۶۳}}</ref>
در ۱۹۳۸، تروتسکی انترناسیونال چهارم را در پاریس بنیان گذاشت تا جایگزین کمینترن استالینی شود. برنامه انتقالی آن خواستار انقلاب جهانی، دفاع از شوروی در برابر امپریالیسم اما مبارزه با بوروکراسی داخلی بود. انترناسیونال چهارم بخشهایی در اروپا، آمریکا و آمریکای لاتین داشت اما کوچک ماند.
در تبعید، تروتسکی خانوادهاش را از دست داد: پسرش لِو سدوف (همکار نزدیک) در ۱۹۳۸ در پاریس ترور شد، سرگئی (غیرسیاسی) در شوروی ناپدید گردید، دخترانش زینایدا و نینا خودکشی کردند یا در اردوگاهها مردند.<ref name="service"/>
[[پرونده:Trotsky assassination weapon.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تبر یخ (پیکآیس) مورد استفاده در ترور تروتسکی، نگهداریشده در موزه. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== ترور و مرگ ==
استالین چندین سوءقصد به تروتسکی سازماندهی کرد. در ۲۴ مه ۱۹۴۰، گروهی به رهبری دیوید آلفارو سیکیروس (نقاش مکزیکی و عامل استالین) به خانه کویوآکان حمله کرد و صدها گلوله شلیک کرد، اما تروتسکی و خانوادهاش زنده ماندند.
در ۲۰ اوت ۱۹۴۰، رامون مرکادر (عامل NKVD با هویت جعلی ژاک مورنارد، عاشق یکی از秘书های تروتسکی) به بهانه نشان دادن مقاله، به دفتر تروتسکی رفت و با تبر یخ به سر او ضربه زد. تروتسکی با وجود زخم عمیق، تا بیمارستان مبارزه کرد و به نگهبانان گفت: "این مرد را نکشید، باید حرف بزند!" او ۲۴ ساعت بعد در ۲۱ اوت ۱۹۴۰ درگذشت.
مرگ تروتسکی پایان نمادین نسل اول انقلاب بود. مراسم تشییع او در مکزیکوسیتی هزاران نفر را گرد آورد و خاکسترش در حیاط خانهاش دفن شد – جایی که امروز موزه تروتسکی است.<ref name="britannica"/><ref name="service"/>
[[پرونده:Trotsky books collection.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|مجموعهای از کتابهای لئون تروتسکی – نشاندهنده حجم عظیم آثار او حتی در تبعید. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="marxists" />]]
== آثار عمده ==
تروتسکی یکی از پرکارترین نویسندگان سیاسی قرن بیستم بود و بیش از ۳۰ جلد کتاب، هزاران مقاله، نامه و سخنرانی از خود به جا گذاشت. آثار او ترکیبی از تاریخنگاری دقیق، تحلیل مارکسیستی، ادبیات و خودزندگینامه است:
زندگی من (۱۹۳۰): خودزندگینامهای جذاب و صادقانه که زندگی او را تا تبعید ترکیه روایت میکند. یکی از بهترین خودزندگینامههای سیاسی قرن.
== پیشزمینه تاریخی ==
تاریخ انقلاب روسیه (دو جلد، ۱۹۳۰–۱۹۳۲): شاهکار تاریخنگاری که انقلاب فوریه تا اکتبر را گامبهگام و با اسناد فراوان توصیف میکند. حتی منتقدان غیرمارکسیست آن را کلاسیک میدانند.
برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دورهای از ناآرامیهای مستمر و قیامهای سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.
انقلاب مداوم (۱۹۳۰): تبیین کامل نظریه اصلی او که انقلاب در کشورهای عقبمانده باید بدون توقف به سوسیالیسم و انقلاب جهانی گسترش یابد.
انقلاب خیانتشده (۱۹۳۶): تحلیل مشهور بوروکراسی شوروی به عنوان "طبقه جدید" که انقلاب را خیانت کرد – کتابی که پایه نقد تروتسکیستی به استالینیسم شد.
درسهای اکتبر (۱۹۲۴): تحلیل نقش بلشویکها در قیام ۱۹۱۷ و انتقاد از زینوویف و کامنف.
ادبیات و انقلاب (۱۹۲۴): مجموعه مقالات در مورد هنر، فرهنگ و نقش روشنفکران در انقلاب – دفاع از آزادی هنری در چارچوب مارکسیستی.
آثار متأخر مانند دفاع از مارکسیسم (۱۹۳۹–۱۹۴۰) و تحلیلهای فاشیسم، جنگ جهانی دوم و برنامه انتقالی انترناسیونال چهارم.
تروتسکی حتی در تبعید، روزانه هزاران کلمه مینوشت یا دیکته میکرد و آرشیو عظیمی از نامهها و مقالات به جا گذاشت که در Marxists.org موجود است.<ref name="marxists"/><ref name="service"/>
=== ریشههای مبارزاتی زنان در ایران ===
== نظریههای کلیدی و سهم ایدئولوژیک ==
تاریخنگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران [[جنبش مشروطه ایران|انقلاب مشروطه]] و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمیگردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستونهای بقای خود تبدیل کرد.
تروتسکی سه سهم اصلی به مارکسیسم افزود:
نظریه انقلاب مداوم: در برابر "انقلاب مرحلهای" منشویکها، تروتسکی معتقد بود در کشورهای عقبمانده مانند روسیه، بورژوازی ضعیف است و پرولتاریا باید رهبری انقلاب دموکراتیک را بر عهده گیرد و آن را مستقیماً به سوسیالیستی تبدیل کند – اما این انقلاب بدون حمایت انقلاب در کشورهای پیشرفته پایدار نمیماند.
=== نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ===
تحلیل ترمیدور شوروی: تروتسکی انقلاب روسیه را با انقلاب فرانسه مقایسه کرد و ظهور استالین را "ترمیدور" (واکنش بورژوایی) نامید – نه بازگشت سرمایهداری، بلکه ظهور بوروکراسی استثمارگر که منافع خود را بر پرولتاریا تحمیل کرد.
از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیمگیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتیتز زنستیزی» یاد میکند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب [[طرح آزادیها و حقوق زنان]] در سال ۱۳۶۶ توسط [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.
دفاع از دموکراسی کارگری: تروتسکی همیشه بر شوراها (سوویتها) به عنوان پایه قدرت کارگری تأکید داشت و با دیکتاتوری حزبی تکحزبی مخالف بود – ایدهای که بعدها در انتقاد از توتالیتاریسم تأثیر گذاشت.
او فاشیسم را "انتقام سرمایهداری از تهدید پرولتاریایی" میدانست و سیاست جبهه متحد علیه آن را پیشنهاد کرد.<ref name="britannica"/><ref name="deutscher"/>
=== بافت زمانی (سال ۱۴۰۴) ===
[[پرونده:Trotsky museum Coyoacan.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|خانه-موزه تروتسکی در کویوآکان مکزیک – جایی که او آخرین سالهای زندگیاش را گذراند و ترور شد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزانترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدلهای مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدلها را دوچندان کرده بود.
== میراث و تأثیر پایدار ==
تروتسکی پس از مرگ به نماد مقاومت علیه توتالیتاریسم استالینی تبدیل شد. تروتسکیسم به عنوان جریان جداگانه چپ، در دهههای ۱۹۳۰–۱۹۵۰ جنبشهای مهمی در فرانسه، ویتنام (هو شی مین ابتدا تروتسکیست بود)، بولیوی، سریلانکا و بریتانیا داشت. پس از کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی (۱۹۵۶) و افشای جنایات استالین توسط خروشچف، بسیاری از تحلیلهای تروتسکی (مانند پیشبینی پاکسازیها و بوروکراسی) تأیید شد.
== سخنرانی مریم رجوی ==
در دوران جنگ سرد، تروتسکی بر متفکرانی مانند آیزاک دویچر (نویسنده سهگانه مشهور)، ارنست ماندل و تونی کلیف تأثیر گذاشت. ایدههای او در تحلیل دولتهای بوروکراتیک پسااستالینی (چین، کوبا، اروپای شرقی) و نقد سرمایهداری دولتی کاربرد یافت.
سخنرانی [[مریم رجوی]] در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دستهبندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادیهای اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.
در قرن ۲۱، تروتسکی همچنان موضوع بحث است: برخی او را قهرمان اینترناسیونالیسم و دموکراسی کارگری میدانند، برخی دیگر به نقشش در سرکوب کرونشتات و کمونیسم جنگی انتقاد دارند. زندگی او موضوع بیوگرافیهای متعدد (دویچر، سرویس، فولک)، فیلمها (مانند ''تروتسکی'' نتفلیکس) و رمانها است. خانهاش در مکزیک موزه است و آرشیوهایش در دانشگاه هاروارد و Marxists.org در دسترس عموم.
تروتسکی تراژیکترین چهره انقلاب روسیه باقی ماند: معمار پیروزی که قربانی همان سیستمی شد که ساخت. میراث او در دفاع از سوسیالیسم دموکراتیک، اینترناسیونالیسم و مبارزه با بوروکراسی همچنان الهامبخش جنبشهای چپ در سراسر جهان است.<ref name="britannica"/><ref name="service"/><ref name="marxists"/>
وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زنستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.
== منابع ==
[[پرونده:سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن .jpg|جایگزین=سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن|بندانگشتی|350x350پیکسل|'''سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن''']]
=== بیوگرافیهای اصلی ===
=== پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتیتز استبداد ===
رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:<blockquote>«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بیقدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی بهدست نمیآید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»</blockquote>او با تکیه بر تجربه سازمانیافته جنبش تحت رهبریاش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیمگیری، تضمینکننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.
=== نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری) ===
رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گستردهای داشت، مرزهای آزادیهای فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:<blockquote>«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد میکنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»</blockquote>این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.
=== کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ) ===
مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زنستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]]، استدلال کرد که:
استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بیحجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.
استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصهی عمومی حذف کرد.
وی نتیجهگیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»
=== پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی ===
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ مادهای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:
برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.
حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهرهکشی جنسی.
حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاستجمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.
=== چشمانداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرتگرایی ===
رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:
جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.
حقوق ملیتها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچها، عربها و سایر اقلیتهای ملی در چارچوب یک ایران متحد.
نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.
او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت: <blockquote>«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکانپذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/womens-leadership-a-necessity-for-a-free-iran-and-a-democratic-republic/ سایت مریم رجوی: سخنرانی به مناسبت روز جهانی زن]</ref><ref>[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86 سخنرانی خانم مریم رجوی بهمناسبت روز جهانی زن]</ref></blockquote>
== مواضع سخنرانان بینالمللی (بخش اول: اروپا و آمریکا) ==
در این بخش از کنفرانس، مجموعهای از زنان صاحبنام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کردهاند، به ایراد سخن پرداختند:
=== فرانسه و کشورهای اروپای غربی ===
==== میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱): ====
او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.
==== هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴): ====
وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسلها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.
==== هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان): ====
او بر انزوای بینالمللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.
==== دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند): ====
وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبشهای سیاسی را در هم شکسته است.
=== ایالات متحده آمریکا ===
==== کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک): ====
سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنتطلب ساخت. او با استناد به مصاحبههای تاریخی شاه با روزنامهنگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.
==== لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید): ====
چاوز به سازمانیافتگی بینظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.
==== پروفسور دانا هیوز (استاد مذهبشناسی): ====
او به نتایج پنلهای تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشتهاند.
=== ایرلند، مالت و هلند ===
==== سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا): ====
وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آنها را صدایی برای خاموششدگان در ایران دانست.
==== ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت): ====
او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را میپذیرند.
==== سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند): ====
وی حضور خود را به عنوان نمایندهای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شدهاند و از الهامبخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.
=== کشورهای مدیترانهای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی ===
==== اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیاییزبان) ====
این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:
او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.
==== دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیسجمهور پیشین اکوادور): ====
وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.
رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که ارادهشان در دههها مبارزه با سیستم تبعیضآمیز صیقل خورده است.
=== ایتالیا و کانادا ===
==== الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا): ====
زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آنها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیتهای قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاستجمهوری) اشاره کرد و آن را بنمایه استبداد مذهبی دانست.
وی از ضرورت مسئولیتپذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.
==== جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا): ====
اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دههها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.
=== نهادهای حقوقی و مدنی ===
==== دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی): ====
او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبودهاند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنههای انقلابی بودهاند.
=== صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمنهای زنان ===
در این بخش از کنفرانس، نسلهای مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاههای خود پرداختند:
==== سروناز چیتساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت): ====
او آماری از جانباختگان قیامهای اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشاندهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگونساز است.
==== زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق): ====
او با رویکردی جامعهشناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانوادههای شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن میگویند.
==== ویدا نیکطالعان و دکتر آزاده اخباری: ====
نیکطالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسلهای مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.
==== شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی: ====
این سخنرانان با قرائت وصیتنامههای نمادین (مانند خدیجه علیپور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.<ref>[https://www.iranntv.com/962105-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B8-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B2- سیمای آزادی: کنفرانس بینالمللی در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن]</ref>
== دستاوردها و بازتابهای کنفرانس ==
کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشاندهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار میبیند.
== تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس ==
این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشستهای مشابه متمایز میکرد:
Service, Robert. ''Trotsky: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۹. https://www.hup.harvard.edu/books/9780674036154
پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (بهویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زنستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانهای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید میکند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بینالمللی بازتعریف شد.
بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهامزدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.
آرشیو کامل آثار تروتسکی در Marxists Internet Archive. https://www.marxists.org/archive/trotsky/
تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.
=== منابع تاریخی دیگر ===
== جمعبندی ==
کنفرانس بینالمللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشاندهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرحریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.
اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.
=== منابع تصویری ===
== منابع ==
تصاویر از Wikimedia Commons انتخاب شدهاند: https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Leon_Trotsky
== پانویس ==
{{پانویس}}
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۶
کنفرانس بینالمللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بینالمللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
کنفرانس بینالمللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
عاملان
مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیتهای برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
مکان
پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمنهای زنان در سراسر جهان
زمان
۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
نتیجه
تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ مادهای حقوق زنان؛ اجماع بینالمللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).
کنفرانس بینالمللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶ با نام کامل «کنفرانس بینالمللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بینالمللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز بهصورت آنلاین در آن شرکت داشتند.
محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکتکنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیامهای دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ مادهای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر جدایی دین از دولت، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهرههای تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گستردهای در رسانههای اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.
برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دورهای از ناآرامیهای مستمر و قیامهای سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.
ریشههای مبارزاتی زنان در ایران
تاریخنگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران انقلاب مشروطه و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمیگردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستونهای بقای خود تبدیل کرد.
نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق
از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیمگیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتیتز زنستیزی» یاد میکند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب طرح آزادیها و حقوق زنان در سال ۱۳۶۶ توسط شورای ملی مقاومت، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.
بافت زمانی (سال ۱۴۰۴)
این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزانترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدلهای مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدلها را دوچندان کرده بود.
سخنرانی مریم رجوی
سخنرانی مریم رجوی در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دستهبندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادیهای اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.
وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زنستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.
سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن
پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتیتز استبداد
رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:
«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بیقدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی بهدست نمیآید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»
او با تکیه بر تجربه سازمانیافته جنبش تحت رهبریاش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیمگیری، تضمینکننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.
نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری)
رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گستردهای داشت، مرزهای آزادیهای فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:
«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد میکنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»
این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.
کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ)
مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زنستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات رضا شاه، استدلال کرد که:
استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بیحجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.
استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصهی عمومی حذف کرد.
وی نتیجهگیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»
پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ مادهای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:
برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.
حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهرهکشی جنسی.
حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاستجمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.
چشمانداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرتگرایی
رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:
جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.
حقوق ملیتها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچها، عربها و سایر اقلیتهای ملی در چارچوب یک ایران متحد.
نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.
او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت:
«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکانپذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»[۱][۲]
مواضع سخنرانان بینالمللی (بخش اول: اروپا و آمریکا)
در این بخش از کنفرانس، مجموعهای از زنان صاحبنام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کردهاند، به ایراد سخن پرداختند:
فرانسه و کشورهای اروپای غربی
میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱):
او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.
هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴):
وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسلها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.
هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان):
او بر انزوای بینالمللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.
دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند):
وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبشهای سیاسی را در هم شکسته است.
ایالات متحده آمریکا
کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک):
سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنتطلب ساخت. او با استناد به مصاحبههای تاریخی شاه با روزنامهنگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.
لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید):
چاوز به سازمانیافتگی بینظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.
پروفسور دانا هیوز (استاد مذهبشناسی):
او به نتایج پنلهای تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشتهاند.
ایرلند، مالت و هلند
سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا):
وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آنها را صدایی برای خاموششدگان در ایران دانست.
ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت):
او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را میپذیرند.
سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند):
وی حضور خود را به عنوان نمایندهای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شدهاند و از الهامبخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.
کشورهای مدیترانهای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی
اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیاییزبان)
این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:
او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.
دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیسجمهور پیشین اکوادور):
وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.
رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که ارادهشان در دههها مبارزه با سیستم تبعیضآمیز صیقل خورده است.
ایتالیا و کانادا
الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا):
زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آنها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیتهای قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاستجمهوری) اشاره کرد و آن را بنمایه استبداد مذهبی دانست.
وی از ضرورت مسئولیتپذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.
جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا):
اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دههها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.
نهادهای حقوقی و مدنی
دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی):
او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبودهاند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنههای انقلابی بودهاند.
صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمنهای زنان
در این بخش از کنفرانس، نسلهای مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاههای خود پرداختند:
سروناز چیتساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت):
او آماری از جانباختگان قیامهای اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشاندهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگونساز است.
زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق):
او با رویکردی جامعهشناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانوادههای شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن میگویند.
ویدا نیکطالعان و دکتر آزاده اخباری:
نیکطالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسلهای مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.
شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی:
این سخنرانان با قرائت وصیتنامههای نمادین (مانند خدیجه علیپور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.[۳]
دستاوردها و بازتابهای کنفرانس
کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشاندهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار میبیند.
تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس
این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشستهای مشابه متمایز میکرد:
پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (بهویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زنستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانهای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید میکند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بینالمللی بازتعریف شد.
نفی «نوستالژی کاذب»
بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهامزدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.
مشروعیت تشکیلاتی
تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.
جمعبندی
کنفرانس بینالمللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشاندهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرحریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.
اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.