حجاب اجباری

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حجاب اجباری
شناسنامه
نام‌های دیگرحجاب الزامی، قانون حجاب، سیاست عفاف و حجاب
حوزهحقوق زنان، آزادی‌های فردی، سیاست ایران، حقوق بشر، جدایی دین از دولت
خاستگاهسیاست‌های جمهوری اسلامی پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیاجبار پوشش، کنترل اجتماعی، سرکوب زنان، گشت ارشاد، بدحجابی، حق انتخاب پوشش، جدایی دین از دولت
جریان‌های مرتبطولایت فقیه، بنیادگرایی اسلامی، گشت ارشاد، قانون عفاف و حجاب
تأثیرپذیرفته ازفقه حکومتی، بنیادگرایی مذهبی و ساختار ولایت فقیه
تأثیرگذار برجنبش زنان ایران، اعتراضات اسفند ۱۳۵۷، قیام ۱۴۰۱ و شعار «نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری، نه به حکومت اجباری»
نقد و ارزیابی

حجاب اجباری به مجموعه قوانین، سیاست‌ها و اقدامات حکومت جمهوری اسلامی برای ملزم‌کردن زنان و دختران به رعایت پوشش مورد نظر حکومت گفته می‌شود. این سیاست اندکی پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ آغاز شد و به‌تدریج با تصویب قوانین کیفری، تشکیل نهادهای نظارتی و به‌کارگیری نیروهای انتظامی و شبه‌نظامی به یکی از ابزارهای دائمی کنترل زنان و جامعه تبدیل گردید.

تحمیل حجاب با اعتراض زنان در اسفند ۱۳۵۷ روبه‌رو شد. زنان هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران، با وجود انتخاب شخصی حجاب، در کنار زنان بی‌حجاب در این اعتراض‌ها شرکت کردند و از حق آزادی پوشش دفاع نمودند.[۱]

در دیدگاه مقاومت ایران، مسئله حجاب اجباری تنها به نوع پوشش محدود نیست، بلکه بخشی از نظام سیاسی و حقوقی زن‌ستیزی است که برای کنترل تمام جامعه به‌کار گرفته می‌شود. مریم رجوی این سیاست را برخلاف آزادی، کرامت انسانی و تعالیم اصیل اسلام دانسته و شعار «نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری» را در برابر آن مطرح کرده است.[۲]

شورای ملی مقاومت ایران در «طرح آزادی‌ها و حقوق زنان» که در سال ۱۳۶۶ تصویب شد، حق انتخاب آزادانه لباس و پوشش را به‌رسمیت شناخته است. این طرح هرگونه اجبار و تبعیض مبتنی بر جنسیت را رد می‌کند و آزادی پوشش را از حقوق فردی زنان می‌داند.[۳]

تعریف

حجاب در معنای مذهبی، نوعی پوشش است که برخی زنان مسلمان بر اساس اعتقاد و انتخاب شخصی رعایت می‌کنند. «حجاب اجباری» هنگامی شکل می‌گیرد که حکومت یک برداشت مشخص از پوشش دینی را به قانون عمومی تبدیل کند و زنان را، فارغ از باور، مذهب یا انتخاب فردی آنان، به رعایت آن وادار سازد.

این اجبار می‌تواند از طریق مجازات کیفری، جریمه مالی، محرومیت اجتماعی، جلوگیری از تحصیل یا اشتغال، توقیف خودرو، تعطیلی محل کسب، بازداشت خیابانی و نظارت الکترونیکی اعمال شود.

مخالفت با حجاب اجباری الزاماً به‌معنای مخالفت با حجاب اختیاری یا باورهای مذهبی نیست. محور اصلی این مخالفت، حق هر زن برای انتخاب آزادانه پوشش خود است. سازمان مجاهدین، که بسیاری از زنان عضو آن حجاب را بر اساس اعتقاد شخصی برگزیده‌اند، میان «حجاب» و «اجبار حکومتی حجاب» تمایز قائل می‌شود.

آغاز تحمیل حجاب

چند هفته پس از سقوط حکومت پهلوی، روح‌الله خمینی در اسفند ۱۳۵۷ خواستار رعایت حجاب از سوی زنان در ادارات دولتی شد. این موضع، نخستین اقدام آشکار حکومت جدید برای محدودکردن پوشش زنان بود.

در پی این اظهارات، گروه‌های حکومتی با شعار «یا روسری یا توسری» زنان را در خیابان‌ها و محیط‌های کاری تهدید کردند. هزاران زن در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، هم‌زمان با روز جهانی زن، در تهران و برخی شهرهای دیگر علیه تحمیل حجاب و محدودشدن آزادی‌هایشان دست به اعتراض زدند.[۴]

این اعتراض‌ها چند روز ادامه یافت و از نخستین حرکت‌های جمعی علیه سیاست‌های حکومت تازه‌تأسیس بود. زنان معترض شعارهایی در دفاع از آزادی و حق انتخاب سر دادند و نسبت به گسترش اجبارهای مذهبی هشدار دادند.

محمود طالقانی نیز در واکنش به این وضعیت اعلام کرد که حجاب نباید با اجبار تحمیل شود. با این حال، عقب‌نشینی موقت حکومت پایدار نماند و سیاست محدودکردن پوشش زنان در سال‌های بعد به‌صورت مرحله‌ای اجرا شد.[۱]

موضع سازمان مجاهدین در اسفند ۱۳۵۷

سازمان مجاهدین خلق ایران از نخستین نیروهای سیاسی مسلمان بود که با تحمیل حجاب مخالفت کرد. زنان مجاهد، با وجود داشتن پوشش اسلامی، در تظاهرات زنان بدون حجاب شرکت کردند و در برابر حملات نیروهای موسوم به حزب‌الله از معترضان دفاع نمودند.[۵]

در روایت سازمان مجاهدین، این موضع مبتنی بر تفکیک میان اعتقاد فردی و اجبار حکومتی بود. زنان مجاهد حجاب را انتخاب شخصی و اعتقادی خود می‌دانستند، اما تحمیل آن به دیگر زنان را نقض آزادی و زمینه‌ساز استبداد دینی تلقی می‌کردند.

رسانه‌های وابسته به حکومت در همان زمان مجاهدین را به‌دلیل حضور زنان بی‌حجاب در گردهمایی‌ها و نماز جماعت آنان مورد حمله قرار دادند. منابع مجاهدین این رویداد را یکی از نخستین مرزبندی‌های خود با برداشت اجباری خمینی از اسلام معرفی کرده‌اند.[۵]

تبدیل حجاب به الزام قانونی

حکومت جمهوری اسلامی پس از تثبیت تدریجی نهادهای خود، حجاب را از یک دستور اداری به الزام قانونی تبدیل کرد. ابتدا حضور زنان بدون پوشش مورد تأیید حکومت در ادارات و نهادهای دولتی ممنوع شد و سپس این محدودیت به فضاهای عمومی گسترش یافت.

قانون مجازات اسلامی، حضور زنان بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی را جرم‌انگاری کرد. این جرم‌انگاری زمینه قانونی بازداشت، جریمه و مجازات زنان را فراهم ساخت. در کنار قوانین کیفری، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهادهای دیگر، وظایف گسترده‌ای برای وزارتخانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، رسانه‌ها و نیروهای انتظامی در زمینه اعمال حجاب تعیین کردند.

در سال ۱۳۸۴، شورای عالی انقلاب فرهنگی مجموعه‌ای از راهکارهای اجرایی «گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» را تصویب کرد. در این مجموعه، صدها مسئولیت برای نهادهای حکومتی در زمینه کنترل پوشش زنان تعیین شد.[۱]

نهادهای اعمال‌کننده حجاب اجباری

اعمال حجاب اجباری به یک نهاد محدود نیست. بر اساس گزارش کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت، شبکه‌ای از ده‌ها نهاد حکومتی در تدوین، تبلیغ، نظارت و اجرای این سیاست مشارکت دارند.[۶]

مهم‌ترین نهادهای درگیر عبارت‌اند از:

  • نیروی انتظامی و یگان‌های موسوم به گشت ارشاد؛
  • سپاه پاسداران و سازمان بسیج؛
  • وزارت اطلاعات؛
  • قوه قضائیه و دادگاه‌های جمهوری اسلامی؛
  • وزارت کشور؛
  • وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
  • وزارت آموزش‌وپرورش و وزارت علوم؛
  • شورای عالی انقلاب فرهنگی؛
  • سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی؛
  • پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات؛
  • شهرداری‌ها و اماکن عمومی؛
  • نهادهای موسوم به امر به معروف و نهی از منکر.

گسترش مسئولیت اجرای حجاب میان این نهادها نشان می‌دهد که حکومت آن را صرفاً مسئله‌ای فرهنگی تلقی نمی‌کند، بلکه بخشی از ساختار امنیتی و سیاسی خود می‌داند.

گشت ارشاد

«گشت ارشاد» عنوان شناخته‌شده واحدهای انتظامی است که زنان را به‌دلیل پوشش مورد اعتراض مأموران متوقف و بازداشت می‌کنند. عملکرد این واحدها با گزارش‌های گسترده‌ای از برخورد خشونت‌آمیز، ضرب‌وشتم، توهین، بازداشت و انتقال زنان به مراکز موسوم به آموزش یا بازپروری همراه بوده است.

مرگ مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، به آغاز یک قیام سراسری انجامید. اعتراض‌ها از مخالفت با قتل مهسا امینی و حجاب اجباری فراتر رفت و نظام ولایت فقیه را هدف قرار داد.

از دید مقاومت ایران، این تحول نشان داد که حجاب اجباری تنها یک مسئله مربوط به پوشش نیست، بلکه نمادی از سلطه حکومت بر زندگی مردم و یکی از نقاط رویارویی جامعه با تمامیت جمهوری اسلامی است.

گسترش نظارت به فضای مجازی

کنترل پوشش زنان به خیابان‌ها و مراکز دولتی محدود نمانده است. پلیس فتا اعلام کرده است که انتشار تصاویر زنان بدون پوشش مورد تأیید حکومت در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند با پیگرد قضایی روبه‌رو شود.

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت گزارش داده است که زنان به‌دلیل انتشار تصاویر شخصی در اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی احضار یا بازداشت شده‌اند. مقام‌های پلیس فتا نیز «کشف حجاب» در فضای مجازی را موضوعی برای برخورد پلیسی معرفی کرده‌اند.[۷]

نظارت تصویری، شناسایی چهره، ارسال پیامک برای مالکان خودروها و مسدودکردن خدمات اجتماعی و اقتصادی از دیگر شیوه‌هایی است که برای اعمال این سیاست به‌کار گرفته شده است.

فشار بر مراکز عمومی و کسب‌وکارها

حکومت برای اجرای حجاب اجباری، صاحبان فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، مراکز تجاری، کافه‌ها و مؤسسات فرهنگی را نیز تحت فشار قرار داده است. این مراکز در صورت ارائه خدمات به زنان بدون پوشش مورد نظر حکومت ممکن است پلمب یا جریمه شوند.

به این ترتیب، مسئولیت کنترل پوشش از مأموران رسمی به شهروندان و صاحبان مشاغل منتقل می‌شود. منتقدان این سیاست آن را تلاشی برای ایجاد نظارت متقابل، ترس اجتماعی و درگیرکردن بخش‌های مختلف جامعه در سرکوب زنان می‌دانند.

قانون عفاف و حجاب

پس از قیام ۱۴۰۱ و گسترش نافرمانی زنان در برابر حجاب اجباری، حکومت طرح‌ها و قوانین تازه‌ای را با عنوان «عفاف و حجاب» در دستور کار قرار داد. در این قوانین، مجازات‌هایی چون جریمه‌های سنگین، محرومیت از خدمات اجتماعی، توقیف اموال، ممنوعیت فعالیت حرفه‌ای و مجازات مراکز تجاری پیش‌بینی شده است.

مریم رجوی این قانون را «مجرمانه، ضدانسانی و ضداسلامی» توصیف کرده و آن را مغایر اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون‌های بین‌المللی مرتبط با حقوق زنان دانسته است. او گفته است حکومت با واردکردن نیروهای انتظامی، وزارت اطلاعات، سپاه، بسیج و شمار زیادی از وزارتخانه‌ها در اجرای این قانون می‌کوشد زنان و جامعه معترض را مهار کند.[۸]

رسانه‌های مقاومت تصویب قوانین جدید را نه نشانه قدرت حکومت، بلکه واکنشی به گسترش نافرمانی و ناتوانی آن در بازگرداندن وضعیت پیش از قیام ۱۴۰۱ ارزیابی کرده‌اند.

حجاب اجباری به‌عنوان ابزار کنترل اجتماعی

در تحلیل منابع مقاومت ایران، حجاب اجباری سه کارکرد به‌هم‌پیوسته دارد:

  1. تحمیل ایدئولوژی حکومت به زندگی خصوصی شهروندان؛
  2. سرکوب و محدودکردن حضور اجتماعی زنان؛
  3. ارعاب و کنترل کلیت جامعه از طریق اعمال فشار روزمره بر نیمی از جمعیت.

بر این اساس، حکومت از پوشش زنان به‌عنوان شاخص اطاعت سیاسی استفاده می‌کند. اصطلاح‌هایی مانند «بدحجابی» و «کشف حجاب» در این نظام نه‌تنها داوری درباره لباس، بلکه برچسب‌هایی امنیتی برای برخورد با نافرمانی اجتماعی‌اند.

مریم رجوی گفته است جمهوری اسلامی از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب تمام جامعه استفاده می‌کند. از دید او، تحمیل پوشش وسیله‌ای برای به‌بندکشیدن زنان و جلوگیری از آزادشدن نیروی اجتماعی آنان است.[۹]

زن‌ستیزی و بنیادگرایی

مقاومت ایران حجاب اجباری را از مؤلفه‌های بنیادگرایی مذهبی حاکم می‌داند. در این دیدگاه، بنیادگرایی با محدودکردن زنان آغاز می‌شود، زیرا مشارکت آزادانه و برابر زنان با ساختار اقتدارگرای حکومت دینی ناسازگار است.

منابع سازمان مجاهدین سه علت را برای پافشاری حکومت بر حجاب اجباری مطرح کرده‌اند:

  • زن‌ستیزی به‌عنوان یکی از ویژگی‌های بنیادگرایی مذهبی؛
  • استفاده از سرکوب زنان برای ارعاب کل جامعه؛
  • هراس حکومت از نیروی آزادی‌خواه و برابری‌طلب زنان.[۱]

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت نیز تحمیل حجاب و تبعیض در محیط‌های آموزشی و شغلی را بخشی از سیاست مهار زنان دانسته است.[۱۰]

اعتراض‌های زنان

مخالفت زنان با حجاب اجباری از اسفند ۱۳۵۷ آغاز شد و در دهه‌های بعد به شکل‌های گوناگون ادامه یافت. مقاومت روزمره در برابر پوشش تحمیلی، اعتراض‌های خیابانی، انتشار تصاویر بدون حجاب اجباری، اعتصاب، تحصن و فعالیت‌های مدنی از اشکال این مخالفت بوده است.

حکومت در برابر این اعتراض‌ها از بازداشت، زندان، شلاق، محرومیت تحصیلی، اخراج از کار و فشار بر خانواده‌ها استفاده کرده است. با وجود این فشارها، مخالفت با حجاب اجباری به یکی از گسترده‌ترین اشکال نافرمانی مدنی زنان تبدیل شده است.

در سال‌های اخیر، برداشتن روسری در فضای عمومی نه‌فقط اعتراض به یک قانون، بلکه در بسیاری از موارد نشانه رد اقتدار سیاسی حکومت تلقی شده است.

قیام ۱۴۰۱

مرگ مهسا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، موجی از اعتراض‌های سراسری را برانگیخت. زنان و دختران در صف مقدم این اعتراض‌ها قرار داشتند و در بسیاری از شهرها نمادهای اجبار حکومتی را به چالش کشیدند.

اعتراض‌ها به‌سرعت از موضوع حجاب اجباری عبور کرد و شعارهایی علیه اصل نظام ولایت فقیه سر داده شد. مقاومت ایران این قیام را ادامه تاریخی مبارزه زنان با اجبار مذهبی و دیکتاتوری حاکم توصیف کرد.

مریم رجوی حضور زنان در رهبری اعتراض‌ها را نتیجه بیش از چهار دهه مقاومت علیه تبعیض و سرکوب دانست و تأکید کرد که رهایی زنان با تغییر تمامیت نظام ولایت فقیه پیوند دارد.

شعار «نه به حجاب اجباری»

«نه به حجاب اجباری» شعاری در دفاع از حق انتخاب پوشش است. این شعار در ادبیات مقاومت ایران در ترکیب کامل‌تری به‌کار می‌رود:

نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری

این عبارت سه سطح از اجبار را به یکدیگر مرتبط می‌کند:

  • حجاب اجباری به‌عنوان دخالت حکومت در انتخاب فردی زنان؛
  • دین اجباری به‌عنوان تحمیل برداشت رسمی حکومت از مذهب؛
  • حکومت اجباری به‌عنوان ساختار سیاسی ولایت فقیه.

مریم رجوی این عبارت را شعار جنبش مقاومت معرفی کرده و گفته است که مجاهدین از آغاز حاکمیت خمینی، در دفاع از زنان بی‌حجاب در تظاهرات شرکت کردند.[۱۱]

در این صورت‌بندی، مخالفت با حجاب اجباری بخشی از مبارزه گسترده‌تر برای آزادی عقیده، جدایی دین از دولت و حق مردم در انتخاب حکومت است.

دیدگاه مریم رجوی

مریم رجوی حجاب اجباری را هم ضدآزادی و هم مغایر با برداشت دموکراتیک از اسلام می‌داند. از دید او، اعتقاد مذهبی هنگامی معنا دارد که آزادانه انتخاب شود و حکومت حق ندارد دین، پوشش یا سبک زندگی معینی را بر مردم تحمیل کند.

او در سخنرانی به‌مناسبت میلاد فاطمه زهرا گفت مقاومت ایران هرگونه اجبار دینی و هرگونه ستم و تحقیر علیه زنان را رد می‌کند.[۱۲]

مریم رجوی در کتاب نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری، حجاب تحمیلی را ابزاری برای به‌بندکشیدن زنان و سرکوب عموم مردم معرفی کرده است. این کتاب گزیده‌ای از سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های او درباره قوانین زن‌ستیز، بنیادگرایی مذهبی و مقاومت زنان است.[۲]

موضع شورای ملی مقاومت

شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۶ «طرح آزادی‌ها و حقوق زنان» را به اتفاق آرا تصویب کرد. این طرح بر برابری کامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان و مردان تأکید دارد.[۳]

از مواد این طرح می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن در همه انتخابات؛
  • حق تصدی همه مناصب عمومی، از جمله ریاست‌جمهوری و قضاوت؛
  • حق فعالیت آزادانه سیاسی و اجتماعی؛
  • حق رفت‌وآمد و مسافرت بدون نیاز به اجازه دیگری؛
  • حق انتخاب آزادانه لباس و پوشش؛
  • برخورداری برابر از امکانات آموزشی، ورزشی و هنری؛
  • حق اشتغال و دریافت مزد برابر در برابر کار برابر؛
  • آزادی انتخاب همسر و برابری در ازدواج و طلاق؛
  • ممنوعیت هرگونه بهره‌کشی جنسی از زنان.

به این ترتیب، جایگزین پیشنهادی شورای ملی مقاومت برای حجاب اجباری، نه اجبار به بی‌حجابی، بلکه به‌رسمیت‌شناختن انتخاب آزادانه هر زن در نوع پوشش است.

حجاب اختیاری و آزادی پوشش

آزادی پوشش به این معناست که زنان بتوانند بدون اجبار حکومت، خانواده، محل کار یا گروه‌های اجتماعی درباره لباس خود تصمیم بگیرند. این حق شامل زنان محجبه و زنان بدون حجاب می‌شود.

در دیدگاه مقاومت ایران، همان‌گونه که حکومت حق ندارد زنی را به برداشتن حجاب مجبور کند، حق تحمیل حجاب نیز ندارد. معیار اصلی، انتخاب آگاهانه و آزادانه فرد است.

طرح آزادی‌ها و حقوق زنان شورای ملی مقاومت، آزادی پوشش را در کنار آزادی اعتقاد، اشتغال، رفت‌وآمد و مشارکت سیاسی قرار داده و آن را بخشی از حقوق بنیادین زنان می‌داند.[۱۳]

پیوند با جدایی دین از دولت

حجاب اجباری از نمونه‌های دخالت حکومت دینی در زندگی شخصی شهروندان است. لغو آن، از دید شورای ملی مقاومت، بدون جدایی دین از دولت و برابری شهروندان در برابر قانون تضمین نخواهد شد.

در نظام پیشنهادی مقاومت ایران، هیچ دین یا مذهبی از امتیاز سیاسی و حقوقی ویژه برخوردار نیست و اعتقاد یا عدم اعتقاد مذهبی نباید موجب امتیاز یا محرومیت شود. قوانین کشور باید توسط نمایندگان منتخب مردم تصویب شوند و مشروعیت مقام‌های حکومتی از موقعیت مذهبی آنان ناشی نشود.[۱۴]

از این منظر، شعار «نه به دین اجباری» به‌معنای مخالفت با دین نیست، بلکه از آزادی دین و وجدان و عدم تحمیل یک تفسیر حکومتی دفاع می‌کند.

پیوند با شعار «زن، مقاومت، آزادی»

مقاومت ایران شعار زن مقاومت آزادی را بیانگر پیوند میان رهایی زنان، مقاومت سازمان‌یافته و آزادی جامعه می‌داند. در این نگرش، زنان تنها قربانیان حجاب اجباری و تبعیض نیستند، بلکه نیروی پیشتاز تغییر سیاسی‌اند.

این شعار بر نقش فعال زنان در مقابله با حکومت تأکید دارد و آزادی را نتیجه مقاومت و مبارزه سازمان‌یافته معرفی می‌کند. در فعالیت‌های کانون‌های شورشی نیز شعار «نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری، نه به حکومت اجباری» در کنار «زن، مقاومت، آزادی» به‌کار رفته است.[۱۵]

تمایز دیدگاه مقاومت با اجبار رضاشاهی

مخالفت با حجاب اجباری در دیدگاه مقاومت ایران با دفاع از کشف حجاب اجباری در دوره رضاشاه تفاوت دارد. در هر دو حالت، حکومت درباره پوشش زنان تصمیم می‌گیرد و حق انتخاب آنان را نادیده می‌گیرد.

بر این اساس، اجبار به داشتن حجاب و اجبار به برداشتن آن، هر دو ناقض آزادی فردی‌اند. اصل مورد تأکید، اختیار زن در انتخاب نوع پوشش، بدون مداخله حکومت یا اجبار اجتماعی است.

این موضع با مرزبندی نه شاه نه شیخ نیز ارتباط دارد؛ زیرا آزادی زنان نباید قربانی سیاست‌های اقتدارگرایانه حکومت دینی یا سلطنتی شود.

پیامدهای اجتماعی

اعمال حجاب اجباری پیامدهای گسترده‌ای برای زنان و جامعه ایران داشته است:

  • بازداشت و خشونت خیابانی علیه زنان؛
  • ایجاد ناامنی روانی در فضاهای عمومی؛
  • محرومیت تحصیلی و شغلی؛
  • مداخله حکومت در حریم خصوصی؛
  • عادی‌سازی نظارت بر بدن و پوشش زنان؛
  • گسترش اختیارات نیروهای انتظامی و شبه‌نظامی؛
  • ایجاد زمینه برای خشونت نیروهای موسوم به آمران به معروف؛
  • پلمب کسب‌وکارها و فشار اقتصادی بر شهروندان؛
  • افزایش شکاف میان جامعه و حکومت؛
  • تبدیل پوشش به موضوعی امنیتی و سیاسی.

منابع مقاومت ایران معتقدند که اعمال فشار بر زنان برای رعایت حجاب، برخلاف هدف حکومت، به گسترش نافرمانی و افزایش اعتراض به کلیت نظام انجامیده است.

جایگاه در مبارزه زنان ایران

حجاب اجباری از نخستین عرصه‌های رویارویی زنان با حکومت جمهوری اسلامی بود. اعتراض اسفند ۱۳۵۷ نشان داد که محدودکردن آزادی زنان یکی از نخستین برنامه‌های حکومت جدید است.

در دهه‌های بعد، مقاومت زنان در برابر این سیاست اشکال گسترده‌تری یافت. از دید شورای ملی مقاومت، استمرار این مبارزه نشان می‌دهد که زنان ایران نه‌فقط برای تغییر یک قانون، بلکه برای نفی ساختاری مبارزه می‌کنند که تبعیض جنسیتی را به ابزار حکومت تبدیل کرده است.

مریم رجوی رهایی زنان را شرط ضروری دموکراسی دانسته و تأکید کرده است که یک جنبش ترقی‌خواه در مبارزه با استبداد دینی باید با ایدئولوژی مبتنی بر تبعیض جنسیتی مقابله کند.[۱۶]

گاه‌شمار

گاه‌شمار حجاب اجباری و مقاومت در برابر آن
تاریخ رویداد
اسفند ۱۳۵۷ اعلام موضع روح‌الله خمینی درباره لزوم رعایت حجاب زنان در ادارات
۱۷ اسفند ۱۳۵۷ آغاز تظاهرات هزاران زن علیه حجاب اجباری؛ حضور زنان مجاهد در حمایت از آزادی پوشش
سال‌های نخست دهه ۱۳۶۰ گسترش ممنوعیت حضور زنان بدون حجاب حکومتی در ادارات و اماکن عمومی
۱۳۶۲ تثبیت جرم‌انگاری حضور زنان بدون حجاب شرعی در فضای عمومی
۱۳۶۶ تصویب طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در شورای ملی مقاومت و به‌رسمیت‌شناختن حق انتخاب آزادانه پوشش
۱۳۸۴ تصویب راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در شورای عالی انقلاب فرهنگی
دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ گسترش فعالیت گشت ارشاد و بازداشت زنان به‌دلیل پوشش
۲۵ شهریور ۱۴۰۱ جان‌باختن مهسا امینی پس از بازداشت گشت ارشاد و آغاز قیام سراسری
۱۴۰۱ به بعد گسترش نافرمانی عمومی زنان در برابر حجاب اجباری
۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ تصویب و پیگیری قانون جدید موسوم به «عفاف و حجاب» و افزایش مجازات‌های مالی و اجتماعی

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ نه به حجاب اجباری؛ آری به آزادی، سایت سازمان مجاهدین خلق ایران.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ کتاب نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری، سایت مریم رجوی.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ حقوق زنان در ایران؛ طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا، سایت مریم رجوی.
  4. ↑ راه نجات ایران با پیشتازی زنان، سایت سازمان مجاهدین خلق ایران.
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری، نه به حکومت اجباری، سایت سازمان مجاهدین خلق ایران.
  6. ↑ شبکه ۲۶ ارگان رسمی برای سرکوب زنان در ایران، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران.
  7. ↑ رعایت حجاب اجباری برای زنان به حریم شخصی اینستاگرام نیز کشیده می‌شود، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران.
  8. ↑ سخنان مریم رجوی در جلسه استماع کمیسیون حقوق بشر سنای ایتالیا، سایت مریم رجوی.
  9. ↑ کتاب‌ها و نشریات؛ مبارزه و فعالیت‌های مریم رجوی برای یک ایران آزاد، سایت مریم رجوی.
  10. ↑ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران.
  11. ↑ نقش زنان ایرانی در ایران آزاد آینده، سایت مریم رجوی.
  12. ↑ فاطمه؛ فروغ جاویدان انقلاب و رهایی، سایت مریم رجوی.
  13. ↑ رهبری زنان؛ تضمین دموکراسی و برابری، سایت مریم رجوی.
  14. ↑ شورای ملی مقاومت ایران و طرح‌های آن برای ایران آینده، سایت مریم رجوی.
  15. ↑ تصویرنگاری در رشت، کرج و مشهد؛ پاسخ به قانون عفاف و حجاب، سایت سازمان مجاهدین خلق ایران.
  16. ↑ اجلاس بین‌المللی روز جهانی زن؛ برابری جنسیتی، چالش اصلی دوران ما، سایت مریم رجوی.