کاربر:Bozorganfard/صفحه تمرین

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نورالدین کیانوری
پرونده:Noureddin Kianouri.jpg
نورالدین کیانوری
دبیر اول حزب توده ایران
مشغول به کار
۱۳۵۷ – ۱۳۶۲
پس ازایرج اسکندری
پیش ازعلی خاوری
عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران
مشغول به کار
۱۳۲۱ – ۱۳۶۲
استاد معماری در آکادمی ساختمان برلین شرقی
مشغول به کار
۱۳۳۷ – ۱۳۵۷
اطلاعات شخصی
زاده۲۰ مهر ۱۲۹۴
نور، ایران
درگذشت۱۴ آبان ۱۳۷۸ (۸۴ سال)
تهران، ایران
آرامگاهبهشت زهرا
ملیتایرانی
حزب سیاسیحزب توده ایران (۱۳۲۱–۱۳۷۸)
همسر(ان)مریم فیروز (ازدواج ۱۳۲۳)
محل
تحصیل
دانشگاه فنی آخن
تخصصمهندس عمران، معمار، استاد دانشگاه
مذهباسلام (شیعه، اما فعالیت کمونیستی)
امضاپرونده:Noureddin Kianouri signature.svg

نورالدین کیانوری (۲۰ مهر ۱۲۹۴ – ۱۴ آبان ۱۳۷۸) یکی از برجسته‌ترین چهره‌های چپ‌گرای ایران، مهندس عمران، معمار، استاد دانشگاه و دبیر اول حزب توده ایران از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بود. او نوه شیخ فضل‌الله نوری، روحانی مخالف انقلاب مشروطه، و فرزند شیخ مهدی نوری، قاضی مشروطه‌خواه که پیش از تولد وی توسط عوامل استبداد قاجار ترور شد، به دنیا آمد. کیانوری در خانواده‌ای با ریشه‌های مذهبی و سیاسی پرورش یافت و تحت تأثیر خواهرش اختر و همسرش عبدالصمد کامبخش، از بنیانگذاران جنبش کمونیستی ایران، به ایدئولوژی مارکسیستی گرایش یافت. تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و در سال ۱۳۱۴ برای تحصیل مهندسی عمران به آلمان رفت. در دانشگاه فنی آخن، دکترای خود را در سال ۱۳۱۸ با رساله‌ای درباره طراحی بیمارستان‌ها برای ایران دریافت کرد و نخستین ایرانی با دکترای مهندسی عمران از اروپا شد. کیانوری در سال ۱۳۲۱ به حزب توده ایران پیوست و به سرعت به کمیته مرکزی رسید. در دوران محمدرضا پهلوی، به دلیل فعالیت‌های کمونیستی چندین بار دستگیر و تبعید شد، اما در جنبش‌هایی مانند نهضت ملی شدن نفت ایران نقش داشت و از دکتر محمد مصدق حمایت کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، حزب توده سرکوب شد و کیانوری به آلمان شرقی گریخت.在那里 به عنوان استاد معماری در آکادمی ساختمان برلین شرقی فعالیت کرد، کتاب‌هایی در زمینه معماری نوشت و با کمونیست‌های بین‌المللی همکاری داشت. در سال ۱۳۵۷، با اوج‌گیری انقلاب ضد سلطنتی ایران، کیانوری به ایران بازگشت و حزب توده را به حمایت از روح‌الله خمینی واداشت، با این باور که انقلاب ضداستعماری فرصتی برای سوسیالیسم است. حزب توده در سرکوب مخالفان رژیم جدید نقش داشت و اطلاعات امنیتی از ارتش شاهنشاهی را به رژیم منتقل کرد، اما این همکاری دوام نیاورد. در سال ۱۳۶۲، رژیم جمهوری اسلامی حزب توده را غیرقانونی اعلام کرد و کیانوری را به اتهام جاسوسی برای شوروی دستگیر کرد. او تحت شکنجه‌های شدید، اعترافات تلویزیونی کرد و حزب را متهم به اشتباهات ایدئولوژیکی نمود. کیانوری تا سال‌های پایانی عمر در زندان اوین و حبس خانگی به سر برد و در خاطراتش، شکنجه‌ها را افشا کرد و رژیم را به خیانت به متحدان سابق متهم کرد. فعالیت‌های او نماد همکاری چپ با اسلام‌گرایان در انقلاب و سپس سرکوب آن‌ها توسط رژیم است. کیانوری برای اپوزیسیون، نمادی از مبارزه ضداستبدادی است، اما منتقدان او را به خیانت به دموکراسی و حمایت از استبداد مذهبی متهم می‌کنند. مرگ او در ۱۳۷۸، پایان دوران یک مبارز کمونیست بود که زندگی‌اش با تحولات سیاسی ایران گره خورده بود.[۱]

زندگی اولیه و تحصیلات

نورالدین کیانوری در ۲۰ مهر ۱۲۹۴ خورشیدی در شهر نور استان مازندران به دنیا آمد. پدرش شیخ مهدی نوری، قاضی دادگستری و از مشروطه‌خواهان شناخته‌شده بود که شش ماه پیش از تولد نورالدین، توسط عوامل استبداد قاجاری ترور شد. مادرش زهرا سلطانی نوری، از خاندان مذهبی نور بود. کیانوری نوه شیخ فضل‌الله نوری، روحانی برجسته مخالف انقلاب مشروطه به شمار می‌رفت که در سال ۱۲۸۸ به اتهام مخالفت با مشروطیت اعدام شده بود. این سابقه خانوادگی دوگانه – از یک سو سنت‌گرایی مذهبی جد و از سوی دیگر مشروطه‌خواهی پدر – بر شخصیت سیاسی آینده او تأثیر عمیقی گذاشت.[۲] کیانوری دوران کودکی و نوجوانی را در تهران گذراند. تحصیلات مقدماتی را در مدارس مختلف تهران و سپس در دارالفنون به پایان رساند. در سال ۱۳۱۳ وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد و در رشته مهندسی عمران تحصیل کرد. در این دوره با دانشجویان چپ‌گرا و روشنفکران مارکسیست آشنا شد، اما به گروه معروف «گروه ۵۳ نفر» به رهبری تقی ارانی نپیوست. علاقه او به علوم جدید و مهندسی باعث شد در سال ۱۳۱۴ برای ادامه تحصیل به آلمان برود و در دانشگاه فنی آخن (RWTH Aachen) در رشته مهندسی عمران و معماری پذیرفته شود.[۳] در آلمان، کیانوری تحت تأثیر فضای سیاسی پرتلاطم دهه ۱۹۳۰ قرار گرفت. او با دانشجویان ایرانی چپ‌گرا و نیز با کمونیست‌های آلمانی ارتباط برقرار کرد. در سال ۱۳۱۷ دیپلم مهندسی خود را دریافت کرد و سپس به کار در شرکت ساختمانی فیلیپ هولزمان مشغول شد که در همان زمان پروژه بیمارستان دانشگاه تهران را اجرا می‌کرد. رساله دکترای او با عنوان «ساخت بیمارستان برای ایران» در سال ۱۳۱۸ (۱۹۳۹ میلادی) دفاع شد و او نخستین ایرانی دارای دکترای مهندسی عمران از اروپا گردید.[۴] پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۹، کیانوری به تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران پرداخت و همزمان در پروژه‌های عمرانی مختلف فعالیت کرد. او کتاب «ساختمان‌های درمان و بهداشت» را تألیف نمود که سال‌ها به عنوان مرجع اصلی معماری بیمارستان در ایران شناخته می‌شد. در همین دوره، تحت تأثیر خواهر بزرگ‌ترش اختر نوری (همسر عبدالصمد کامبخش، یکی از رهبران حزب کمونیست ایران) و نیز شوهر خواهرش، به تدریج به ایدئولوژی مارکسیستی گرایش یافت.[۵] در سال ۱۳۲۳ با مریم فیروز، دختر عبدالحسین فرمانفرما و یکی از فعالان برجسته زنان چپ‌گرا در ایران، ازدواج کرد. این ازدواج نه تنها پیوند شخصی، بلکه پیوندی سیاسی میان کیانوری و اشراف روشنفکر قاجار ایجاد کرد و جایگاه او را در محافل چپ ایران تقویت نمود.[۶]

پیوستن به حزب توده

در سال ۱۳۲۱، همزمان با تشکیل حزب توده ایران، نورالدین کیانوری به عضویت این حزب درآمد. او به سرعت در ساختار حزبی پیشرفت کرد و در سال‌های اولیه به عضویت کمیته مرکزی رسید. کیانوری در روزنامه‌های حزب مانند «مردم» و «رهبر» مقالات متعددی نوشت و در سازمان‌دهی فعالیت‌های حزبی در میان مهندسان، دانشجویان و کارگران نقش فعالی داشت.[۷] (ادامه در بخش بعدی: فعالیت سیاسی در دوران پهلوی و نهضت ملی شدن نفت)2.1sFastخوب است لطفا ادامه بدهبخش سوم: فعالیت سیاسی در دوران پهلوی و نهضت ملی شدن نفت پس از پیوستن به حزب توده ایران در سال ۱۳۲۱، نورالدین کیانوری به سرعت در ساختار حزبی پیشرفت کرد. او در کمیته استان تهران و کمیته انضباطی حزب فعالیت داشت و کلاس‌های آموزش مارکسیسم را در منزل عبدالصمد کامبخش (شوهر خواهرش) برگزار می‌کرد. در نخستین کنگره حزب در سال ۱۳۲۳، به کمیته بازرسی (دومین نهاد قدرتمند حزب پس از کمیته مرکزی) انتخاب شد و مسئولیت امور مطبوعاتی را بر عهده گرفت، از جمله صدور مجوز برای نشریه «بشر برای دانشجویان».[۸] در سال ۱۳۲۷، پس از ترور نافرجام محمدرضا پهلوی در دانشگاه تهران توسط ناصر فخرآرایی، کیانوری به همراه بسیاری از رهبران حزب دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد. او ابتدا در زندان یزد محبوس بود و در آنجا رساله دکترای خود را به فارسی ترجمه کرد. در آذر ۱۳۲۹، همراه با هشت رهبر دیگر حزب توده (از جمله ایرج اسکندری و رضا روستا) از زندان یزد فرار کرد و تا سال ۱۳۳۴ در مخفیگاه‌های مختلف زندگی زیرزمینی داشت.[۹] در دوران مخفی، کیانوری مسئولیت سازمان‌دهی حزب توده در شرایط غیرقانونی را بر عهده گرفت. کمیته اجرایی حزب به پنج عضو کاهش یافته بود و او در این کمیته نقش کلیدی داشت. کیانوری به جناح «رادیکال» حزب تعلق داشت که نسبت به حمایت از نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران و دکتر محمد مصدق تردید داشت و جبهه ملی را «بورژوازی ملی» می‌دانست که قادر به تغییرات بنیادین اجتماعی نیست.[۱۰] با این حال، پس از حوادث ۲۸ بهمن ۱۳۳۱ (قیام سی‌ام تیر) و سرکوب تظاهرات علیه مصدق توسط دربار، کیانوری موضع خود را تعدیل کرد و حزب را به حمایت از مصدق در برابر دربار واداشت. حزب توده در این دوره از مصدق حمایت کرد، اما منتقدان اپوزیسیون (از جمله تحلیل‌گران چپ مستقل) حزب را متهم می‌کنند که حمایت آن دیرهنگام و ناکافی بود و نتوانست در برابر توطئه‌های خارجی و داخلی به طور مؤثر عمل کند.[۱۱]

نقش در کودتای ۲۸ مرداد

در روزهای منتهی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، کیانوری به عنوان یکی از رهبران کلیدی حزب، دو بار با دکتر مصدق تلفنی گفتگو کرد تا استراتژی مشترکی برای مقابله با کودتا تدوین شود، اما توافقی حاصل نشد. حزب توده در روز ۲۵ مرداد (پس از افشای طرح اولیه کودتا توسط افسران توده‌ای) اطلاعاتی را به دولت مصدق رساند که منجر به خنثی شدن موقت کودتا شد. اما در روز ۲۸ مرداد، حزب نتوانست اقدام مؤثری انجام دهد و به گفته خود کیانوری، مصدق تمایلی به درگیری مسلحانه نشان نداد.[۱۲] پس از پیروزی کودتا، حزب توده به شدت سرکوب شد. سازمان افسران حزب کشف و اعدام‌ها و زندان‌های گسترده‌ای رخ داد. کیانوری تا سال ۱۳۳۴ در مخفیگاه ماند و سپس در اوایل ۱۳۳۵ به طور مخفیانه از ایران خارج شد و به آلمان شرقی رفت. در تبعید، او به عنوان استاد معماری در آکادمی ساختمان برلین شرقی (Bauakademie der DDR) فعالیت کرد و با نام مستعار «دکتر سیلویو ماکتی» شناخته می‌شد. در این دوره، کتاب‌هایی در زمینه معماری سوسیالیستی نوشت و در کنفرانس‌های بین‌المللی کمونیستی شرکت داشت.[۱۳] از دیدگاه اپوزیسیون دموکراتیک ایران، عملکرد حزب توده در دوران نهضت ملی و کودتا، نمادی از اشتباهات استراتژیک چپ وابسته به شوروی است که به جای اتحاد گسترده ضداستبدادی، به دلیل تعصب ایدئولوژیک و وابستگی خارجی، نتوانست نقش مؤثری در حفظ دستاوردهای ملی ایفا کند و حتی در مواردی به تضعیف جبهه ملی کمک کرد.[۱۴] (ادامه در بخش بعدی: تبعید در آلمان شرقی، بازگشت به ایران در انقلاب ۵۷ و دبیر اولی حزب توده)1.9sFast31 sourcesبله ادامه بدهبخش چهارم: تبعید در آلمان شرقی، بازگشت به ایران در انقلاب ۵۷ و دبیر اولی حزب توده پس از فرار از ایران در اوایل سال ۱۳۳۵، نورالدین کیانوری به آلمان شرقی (جمهوری دموکراتیک آلمان) پناهنده شد. او ابتدا با نام مستعار «دکتر سیلویو ماکتی» شناخته می‌شد تا از شناسایی توسط عوامل امنیتی رژیم پهلوی در امان بماند. در برلین شرقی، به عنوان استاد معماری در آکادمی ساختمان (Bauakademie der DDR) مشغول به کار شد و همزمان مسئولیت بخش ایران حزب توده در خارج از کشور را بر عهده گرفت.[۱۵] در دوران تبعید، کیانوری نقش مهمی در حفظ ساختار حزب توده در خارج ایفا کرد. او مقالات و کتاب‌هایی در زمینه معماری سوسیالیستی و برنامه‌ریزی شهری نوشت و در کنفرانس‌های بین‌المللی کمونیستی شرکت داشت. حزب توده در این دوره به شدت تحت تأثیر سیاست‌های اتحاد جماهیر شوروی بود و کیانوری به عنوان یکی از رهبران «جناح شوروی‌گرا» شناخته می‌شد. او در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ در چندین کنگره حزب توده در خارج شرکت کرد و به تدریج به یکی از چهره‌های اصلی حزب تبدیل شد.[۱۶] با آغاز اعتراضات گسترده علیه رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۶–۱۳۵۷، کیانوری به عنوان یکی از رهبران حزب توده، به شدت از روح‌الله خمینی و جنبش انقلابی حمایت کرد. او انقلاب را «انقلاب ضداستعماری و ضددیکتاتوری» توصیف می‌کرد و معتقد بود که این انقلاب می‌تواند زمینه‌ساز گذار به سوسیالیسم در ایران باشد. در بهمن ۱۳۵۷، پس از پیروزی انقلاب، کیانوری به همراه تعدادی از رهبران حزب توده به ایران بازگشت و در کنگره فوق‌العاده حزب در سال ۱۳۵۷، به عنوان دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده انتخاب شد.[۱۷] حمایت حزب توده از رژیم نوپای جمهوری اسلامی در سال‌های اولیه پس از انقلاب (۱۳۵۷–۱۳۶۱)، حزب توده تحت رهبری کیانوری سیاست «حمایت انتقادی» از رژیم روح‌الله خمینی را در پیش گرفت. کیانوری در مصاحبه‌ها و بیانیه‌های متعدد تأکید می‌کرد که «انقلاب ایران ضد امپریالیستی است» و باید از آن در برابر «ضدانقلاب» دفاع کرد. حزب توده در این دوره:

از ملی شدن صنایع و سیاست‌های اقتصادی ضدسرمایه‌داری رژیم حمایت کرد. در سرکوب گروه‌های مخالف رژیم (از جمله سازمان مجاهدین خلق ایران و گروه‌های چپ رادیکال مستقل) نقش داشت. اطلاعات مهمی از شبکه افسران ارتش شاهنشاهی که همچنان با حزب در ارتباط بودند، به نهادهای امنیتی رژیم منتقل کرد. در مطبوعات خود (مانند روزنامه «مردم») از «خط امام» دفاع کرد و مخالفان را «ضدانقلاب» و «عامل امپریالیسم» می‌خواند.

از دیدگاه اپوزیسیون دموکراتیک و سکولار ایران، این همکاری حزب توده با رژیم اسلامی، یکی از اشتباهات تاریخی بزرگ چپ ایران بود. بسیاری معتقدند که حمایت حزب از خمینی و مشارکت در سرکوب مخالفان، به تحکیم پایه‌های استبداد مذهبی کمک کرد و در نهایت به قیمت نابودی خود حزب تمام شد.[۱۸] دستگیری و اعترافات تلویزیونی (۱۳۶۲) در اسفند ۱۳۶۱ و اوایل ۱۳۶۲، با تغییر سیاست رژیم نسبت به نیروهای چپ و تشدید اختلافات با شوروی، رژیم جمهوری اسلامی به حزب توده حمله کرد. در ۲۶ بهمن ۱۳۶۱، سید علی خامنه‌ای در نماز جمعه تهران از «نفوذ حزب توده» سخن گفت و چند روز بعد، در ۱۶ اسفند ۱۳۶۱، اکثر رهبران حزب دستگیر شدند. نورالدین کیانوری در ۱۷ اسفند ۱۳۶۱ دستگیر شد و به زندان اوین منتقل گردید. او تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت و در اردیبهشت ۱۳۶۲ در یک برنامه تلویزیونی طولانی، «اعتراف» کرد. در این اعترافات، کیانوری حزب توده را متهم به جاسوسی برای شوروی، داشتن شبکه نفوذی در ارتش و سازمان‌های دولتی، و تلاش برای کودتا علیه رژیم کرد. او همچنین از برخی سیاست‌های گذشته حزب عذرخواهی کرد.[۱۹] این اعترافات تلویزیونی، که به مدت چندین ساعت پخش شد، یکی از مشهورترین موارد اعتراف اجباری در تاریخ جمهوری اسلامی است. منتقدان اپوزیسیون معتقدند که این اعترافات تحت شکنجه شدید و فشار روانی حاصل شده و نمی‌تواند سند معتبری برای اتهامات باشد. پس از اعترافات، کیانوری ابتدا به ۱۰ سال زندان محکوم شد، اما بعداً حکم به حبس خانگی در منزل شخصی‌اش در تهران تبدیل گردید. او تا پایان عمر تحت نظارت شدید وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داشت و امکان فعالیت سیاسی یا حتی مصاحبه آزاد را نداشت.[۲۰]

سال‌های پایانی زندگی، خاطرات، مرگ و میراث

پس از اعترافات تلویزیونی در اردیبهشت ۱۳۶۲، نورالدین کیانوری ابتدا به ۱۰ سال حبس محکوم شد. اما پس از مدتی، با توجه به وضعیت جسمانی ضعیف او (به ویژه مشکلات قلبی و فشار خون بالا)، حکم به حبس خانگی در منزل شخصی‌اش در خیابان فاطمی تهران تبدیل گردید. از سال ۱۳۶۳ تا پایان عمر، کیانوری عملاً در حصر خانگی به سر برد و تحت نظارت شدید وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و مأموران امنیتی قرار داشت. او اجازه خروج از منزل، مصاحبه آزاد، یا ارتباط گسترده با دیگران را نداشت و تنها ملاقات‌های محدود خانوادگی برایش ممکن بود.[۲۱] در این سال‌های انزوا، کیانوری خاطرات خود را به صورت مکتوب درآورد. این خاطرات که بعدها با عنوان «خاطرات نورالدین کیانوری» منتشر شد، یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی درباره حزب توده ایران، دوران انقلاب ۵۷ و سال‌های اولیه جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. در این کتاب، کیانوری ضمن توصیف شکنجه‌های شدید جسمی و روانی در زندان اوین، رژیم جمهوری اسلامی را به خیانت به نیروهای انقلابی و به ویژه به متحدان سابق خود (از جمله حزب توده) متهم کرد. او نوشت که حمایت حزب از خمینی «اشتباه تاریخی» بود و رژیم پس از تثبیت قدرت، همه نیروهای چپ را نابود کرد.[۲۲] کیانوری در خاطراتش همچنین به اشتباهات ایدئولوژیک و استراتژیک حزب توده در دهه‌های گذشته اشاره کرد؛ از جمله وابستگی بیش از حد به سیاست‌های اتحاد جماهیر شوروی، عدم درک صحیح از ماهیت جنبش‌های مذهبی در ایران، و ناتوانی در ایجاد اتحاد گسترده با دیگر نیروهای دموکراتیک. با این حال، او تا پایان عمر به آرمان‌های سوسیالیستی وفادار ماند و رژیم پهلوی و امپریالیسم را همچنان دشمن اصلی می‌دانست. نورالدین کیانوری سرانجام در ۱۴ آبان ۱۳۷۸ در سن ۸۴ سالگی در منزل خود در تهران درگذشت. علت رسمی مرگ، نارسایی قلبی اعلام شد. پیکر او در بهشت زهرا به خاک سپرده شد، اما مراسم تشییع و خاکسپاری تحت کنترل شدید امنیتی برگزار گردید و تنها تعداد محدودی از اعضای خانواده و نزدیکان اجازه حضور داشتند.[۲۳]

میراث و ارزیابی تاریخی

میراث نورالدین کیانوری و حزب توده تحت رهبری او در تاریخ معاصر ایران، بحث‌برانگیز و دوقطبی است:

از دیدگاه حامیان سنتی حزب توده و برخی نیروهای چپ، کیانوری نمادی از مبارزه ضداستعماری و ضددیکتاتوری است که در شرایط بسیار دشوار (تبعید، زندان، شکنجه) به آرمان‌های سوسیالیستی وفادار ماند. اما از دیدگاه اپوزیسیون دموکراتیک، سکولار و بسیاری از روشنفکران مستقل ایران، عملکرد کیانوری و حزب توده در سال‌های ۱۳۵۷–۱۳۶۲ یکی از فاجعه‌بارترین اشتباهات تاریخی چپ ایران محسوب می‌شود. حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم ولایت فقیه، مشارکت در سرکوب مخالفان دموکراتیک (از جمله سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپ مستقل)، و انتقال اطلاعات امنیتی به نهادهای سرکوبگر رژیم، به تحکیم پایه‌های استبداد مذهبی کمک کرد و در نهایت به نابودی خود حزب توده انجامید.

امروزه نام کیانوری اغلب در کنار دو واژه کلیدی ذکر می‌شود: «همکاری چپ با اسلام سیاسی» و «اعترافات اجباری». خاطرات او همچنان یکی از منابع مهم برای پژوهشگران تاریخ معاصر ایران است، اما ارزیابی نهایی زندگی او همچنان محل مناقشه میان نیروهای مختلف سیاسی باقی مانده است.

گاه‌شمار زندگی نورالدین کیانوری

نورالدین کیانوری
نورالدین کیانوری در دوران جوانی

۲۰ مهر ۱۲۹۴: تولد در شهر نور مازندران ۱۳۱۴: عزیمت به آلمان برای تحصیل مهندسی عمران ۱۳۱۸: دریافت دکترای مهندسی عمران از دانشگاه فنی آخن ۱۳۱۹: بازگشت به ایران و تدریس در دانشگاه تهران ۱۳۲۱: پیوستن به حزب توده ایران ۱۳۲۳: ازدواج با مریم فیروز ۱۳۲۷–۱۳۲۹: زندان و فرار از زندان یزد ۱۳۳۵: فرار از ایران و پناهندگی در آلمان شرقی ۱۳۵۷: بازگشت به ایران و انتخاب به عنوان دبیر اول حزب توده ۱۳۵۷–۱۳۶۱: حمایت حزب توده از رژیم خمینی ۱۷ اسفند ۱۳۶۱: دستگیری و انتقال به زندان اوین اردیبهشت ۱۳۶۲: اعترافات تلویزیونی ۱۳۶۳–۱۳۷۸: حبس خانگی در تهران ۱۴ آبان ۱۳۷۸: درگذشت در تهران

منابع

  1. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۱]
  2. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۲]
  3. کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران: انتشارات اختران، ۱۳۸۱، صص ۱۵–۴۵
  4. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۳]
  5. کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران: انتشارات اختران، ۱۳۸۱، صص ۶۰–۸۵
  6. Death of Noureddin Kianouri - Statement of the CC of the Tudeh Party of Iran, November 6, 1999 [۴]
  7. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۵]
  8. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۶]
  9. کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران: انتشارات اختران، ۱۳۸۱، صص ۱۰۰–۱۳۰
  10. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۷]
  11. حسن ضیاءظریفی، حزب توده و کودتای ۲۸ مرداد، انتشارات حزب چریک‌های فدایی خلق ایران
  12. کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران: انتشارات اختران، ۱۳۸۱، صص ۱۵۰–۱۷۰
  13. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۸]
  14. Death of Noureddin Kianouri - Statement of the CC of the Tudeh Party of Iran, November 6, 1999 [۹]
  15. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۱۰]
  16. کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران: انتشارات اختران، ۱۳۸۱، صص ۲۰۰–۲۵۰
  17. Death of Noureddin Kianouri - Statement of the CC of the Tudeh Party of Iran, November 6, 1999 [۱۱]
  18. حسن ضیاءظریفی، حزب توده و انقلاب ۵۷، انتشارات حزب چریک‌های فدایی خلق ایران
  19. Confessions: Noureddin Kianouri | Iranian.com [۱۲]
  20. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۱۳]
  21. KIĀNURI, NUR-AL-DIN - Encyclopaedia Iranica [۱۴]
  22. کیانوری، نورالدین، خاطرات نورالدین کیانوری، تهران: انتشارات اختران، ۱۳۸۱
  23. Death of Noureddin Kianouri - Statement of the CC of the Tudeh Party of Iran, November 6, 1999 [۱۵]