محمود اعتمادزاده (م.ا.به آذین)

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محمود اعتمادزاده
زادروز۲۳ دی ۱۲۹۳
رشت، گیلان
درگذشت۱۰ خرداد ۱۳۸۵
تهران
علت مرگایست قلبی
آرامگاهکرج
محل زندگیرشت، مشهد، تهران، فرانسه
ملیتایرانی
نام‌های دیگرم.ا. به‌آذین، نوروزعلی آزاد، هرمز ملک‌داد
تحصیلاتمهندسی دریایی
از دانشگاهدانشکده مهندسی دریایی برست
سال‌های فعالیت۱۳۲۰ تا ۱۳۸۵
نقش‌های برجستهنویسنده، مترجم، ویراستار و فعال سیاسی

محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین)، (۲۳ دی ۱۲۹۳، رشت – ۱۰ خرداد ۱۳۸۵، تهران) نویسنده، مترجم، ویراستار و فعال سیاسی ایرانی بود. او بیش از شش دهه در عرصهٔ ادبیات و فرهنگ ایران فعالیت کرد و با ترجمهٔ آثاری از نویسندگانی مانند بالزاک، رومن رولان، میخائیل شولوخوف، ویلیام شکسپیر و یوهان ولفگانگ فون گوته و نیز با داستان‌ها و نوشته‌های خود شناخته شد.[۱]

به‌آذین از چهره‌های فعال جریان چپ ایران و از اعضای حزب توده ایران بود. او در سال‌های فعالیت ادبی خود علاوه بر داستان‌نویسی و ترجمه، در مطبوعات نیز فعالیت داشت و از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران بود. ترجمهٔ ژان کریستف اثر رومن رولان و دن آرام اثر شولوخوف از شناخته‌شده‌ترین ترجمه‌های او به‌شمار می‌روند.[۱][۲]

زندگی و تحصیلات

محمود اعتمادزاده در ۲۳ دی ۱۲۹۳ در رشت به دنیا آمد. پدرش بازرگان بود و در پی پیامدهای اقتصادی جنگ جهانی اول و توقف تجارت با روسیه دچار ورشکستگی شد. خانوادهٔ اعتمادزاده در سال ۱۳۰۶ برای گذران زندگی به مشهد مهاجرت کردند. اعتمادزاده سه سال نخست دورهٔ متوسطه را در مشهد گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت و در دارالفنون و دبیرستان تدین تحصیل کرد.[۱][۲]

در شهریور ۱۳۱۱ برای ادامهٔ تحصیل با استفاده از بورسیهٔ دولتی به فرانسه رفت. او در دانشکدهٔ مهندسی دریایی برست و سپس در رشته‌های مرتبط با مهندسی ساختمان دریایی تحصیل کرد. در سال ۱۳۱۷، با قطع روابط سیاسی ایران و فرانسه، به ایران بازگشت و به‌عنوان افسر مهندس در نیروی دریایی مشغول به خدمت شد.[۲]

آغاز فعالیت ادبی

اعتمادزاده فعالیت ادبی خود را در دههٔ ۱۳۲۰ آغاز کرد. نخستین نوشته‌های او در مطبوعات با نام مستعار م.ا. به‌آذین منتشر شد. استفاده از نام مستعار تا حدی به این دلیل بود که او در آن زمان افسر نیروی دریایی بود و مقررات نظامی فعالیت مطبوعاتی کارکنان ارتش را محدود می‌کرد.[۳]

نخستین مجموعهٔ داستان او با عنوان پراکنده منتشر شد و پس از آن آثاری مانند به سوی مردم و دختر رعیت در کارنامهٔ داستانی او قرار گرفتند. دختر رعیت که در سال ۱۳۳۱ منتشر شد، از آثار مهم داستانی او و از نمونه‌های داستان اجتماعی و واقع‌گرایانه در ادبیات معاصر ایران به‌شمار می‌رود.[۱][۴]

فعالیت سیاسی و عضویت در حزب توده

اعتمادزاده از دههٔ ۱۳۲۰ با حزب توده ایران ارتباط پیدا کرد و به فعالیت سیاسی پرداخت. در سال ۱۳۲۵ در نخستین کنگره نویسندگان ایران شرکت کرد و در همان دوره در فضای فرهنگی و مطبوعاتی مرتبط با جریان چپ فعالیت داشت.[۱]

در سال ۱۳۲۸ برای نخستین بار بازداشت شد و در سال‌های بعد نیز به دلیل فعالیت‌های سیاسی چند بار بازداشت شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فعالیت سیاسی او محدودتر شد و مدتی را در زندان گذراند.[۴]

در سال ۱۳۳۴، اعتمادزاده برای مدتی از حزب توده فاصله گرفت. با این حال، ارتباط او با اندیشهٔ چپ در سال‌های بعد ادامه یافت و در دههٔ ۱۳۵۰ بار دیگر ارتباط سیاسی خود با حزب توده را تقویت کرد.[۴][۱]

ترجمه و فعالیت ادبی

ترجمه یکی از مهم‌ترین بخش‌های کارنامهٔ به‌آذین بود. او آثار نویسندگان برجستهٔ ادبیات فرانسه، روسیه، انگلستان و آلمان را به فارسی ترجمه کرد. در میان ترجمه‌های او آثاری از بالزاک، رومن رولان، شولوخوف، شکسپیر و گوته دیده می‌شود.[۱]

از ترجمه‌های مشهور او می‌توان به بابا گوریو و چرم ساغری اثر اونوره دو بالزاک، ژان کریستف اثر رومن رولان، دن آرام و زمین نوآباد اثر میخائیل شولوخوف، و آثاری از ویلیام شکسپیر و یوهان ولفگانگ فون گوته اشاره کرد.[۱][۲]

ژان کریستف از مهم‌ترین ترجمه‌های به‌آذین بود و در میان آثار او جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. برخی منتقدان و مترجمان معاصر، زبان ادبی و آهنگین او را از ویژگی‌های برجستهٔ ترجمه‌هایش دانسته‌اند.[۳]

داستان‌نویسی

به‌آذین در کنار ترجمه، داستان‌نویس نیز بود. نخستین رمان مهم او، دختر رعیت، در سال ۱۳۳۱ منتشر شد. این اثر که در فضای اجتماعی گیلان شکل گرفته است، به مناسبات طبقاتی و زندگی روستاییان و فرودستان می‌پردازد و از نمونه‌های داستان اجتماعی در ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود.[۱]

او همچنین مجموعه‌هایی مانند نقش پرند، شهر خدا، از آن سوی دیوار و مانگدیم و خورشیدچهر را منتشر کرد. در بخشی از داستان‌های او، تجربه‌های اجتماعی و سیاسی و مسائل مربوط به زندگی انسان در جامعهٔ معاصر بازتاب یافته است.[۴][۱]

کانون نویسندگان ایران

به‌آذین از چهره‌های مؤثر در شکل‌گیری کانون نویسندگان ایران در اواخر دههٔ ۱۳۴۰ بود. او در کنار شماری از نویسندگان، شاعران و مترجمان ایرانی در شکل‌گیری این نهاد فرهنگی مشارکت داشت.[۱]

تشکیل کانون نویسندگان در سال ۱۳۴۷ در واکنش به محدودیت‌های موجود در زمینهٔ آزادی بیان و نشر شکل گرفت. به‌آذین در فعالیت‌های اولیهٔ کانون حضور داشت، اما اختلاف‌های سیاسی و فکری میان اعضای کانون، به‌ویژه دربارهٔ نسبت فعالیت فرهنگی و فعالیت حزبی، بعدها به شکاف‌هایی در این نهاد انجامید.[۱][۵]

فعالیت‌های سیاسی در دههٔ ۱۳۵۰

در دههٔ ۱۳۵۰، به‌آذین علاوه بر فعالیت ادبی، در فعالیت‌های سیاسی نیز حضور داشت. در سال ۱۳۴۹ به دلیل اعتراض به بازداشت برخی نویسندگان بازداشت و برای مدتی زندانی شد.[۴]

او در سال ۱۳۵۴ برای درمان بیماری قلبی به فرانسه سفر کرد و در جریان این سفر با شماری از اعضای رهبری حزب توده ایران که در خارج از کشور به سر می‌بردند دیدار کرد. در سال ۱۳۵۵ نیز به آلمان شرقی سفر کرد و با اعضای رهبری حزب توده دیدار داشت. این ارتباط‌ها در بازگشت او به فعالیت سیاسی سازمان‌یافتهٔ حزب توده مؤثر بود.[۱]

انقلاب ۱۳۵۷ و فعالیت سیاسی

در جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به‌آذین از چهره‌های فعال جریان چپ و از سخنگویان حزب توده ایران بود. او در شب‌های شعر گوته در سال ۱۳۵۶ نیز سخنرانی کرد؛ مجموعهٔ سخنرانی‌های این شب‌ها بعدها با عنوان ده شب منتشر شد.[۱]

در سال ۱۳۵۷، به‌آذین در شکل‌گیری اتحاد دموکراتیک مردم ایران نقش داشت. این تشکل در فضای سیاسی منتهی به انقلاب و سال‌های نخست پس از آن با حزب توده ایران ارتباط داشت.[۱]

بازداشت و زندان پس از انقلاب

پس از انقلاب، به‌آذین به فعالیت سیاسی خود در چارچوب حزب توده ایران ادامه داد. در سال ۱۳۶۱ و پس از آغاز فشارهای حکومتی بر حزب توده، او بازداشت و زندانی شد.[۴]

حزب توده ایران در سال ۱۳۶۲ از سوی حکومت جمهوری اسلامی غیرقانونی اعلام شد و شماری از رهبران و اعضای آن بازداشت شدند. به‌آذین نیز در این دوره سال‌هایی را در زندان گذراند.[۴]

او در سال ۱۳۶۸ از زندان اوین آزاد شد. تجربهٔ زندان در شماری از آثار او، از جمله مهمان این آقایان، بازتاب یافته است.[۴]

آثار و نوشته‌ها

به‌آذین علاوه بر ترجمهٔ آثار ادبی، آثار داستانی، خاطرات، مقالات و نوشته‌های اجتماعی و سیاسی نیز منتشر کرد.

از آثار تألیفی و داستانی او می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • دختر رعیت
  • پراکنده
  • به سوی مردم
  • نقش پرند
  • شهر خدا
  • از آن سوی دیوار
  • مهمان این آقایان
  • گواهی چشم و گوش
  • بر دریاکنار مثنوی
  • مانگدیم و خورشیدچهر
  • از هر دری

[۴][۱]

ترجمه‌های مهم

از ترجمه‌های شناخته‌شدهٔ محمود اعتمادزاده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بابا گوریو، اثر اونوره دو بالزاک
  • چرم ساغری، اثر اونوره دو بالزاک
  • ژان کریستف، اثر رومن رولان
  • دن آرام، اثر میخائیل شولوخوف
  • زمین نوآباد، اثر میخائیل شولوخوف
  • اتللو، اثر ویلیام شکسپیر
  • هملت، اثر ویلیام شکسپیر
  • شاه لیر، اثر ویلیام شکسپیر
  • فاوست، اثر یوهان ولفگانگ فون گوته
  • چاپایف، اثر دیمیتری فورمانوف

[۱][۴]

نام‌های مستعار

محمود اعتمادزاده در طول فعالیت ادبی خود از چند نام مستعار استفاده کرد. مشهورترین نام ادبی او م.ا. به‌آذین بود. دانشنامهٔ ایرانیکا همچنین نام‌های «نوروزعلی آزاد» و «هرمز ملک‌داد» را به‌عنوان دیگر نام‌های مستعار او ثبت کرده است.[۱]

نام «به‌آذین» از دههٔ ۱۳۲۰ به نام ادبی اصلی اعتمادزاده تبدیل شد و بخش عمدهٔ آثار داستانی، ترجمه‌ها و نوشته‌های سیاسی او با همین نام منتشر شد.

زبان و سبک ترجمه

ترجمه‌های به‌آذین به دلیل توجه به نثر ادبی و تلاش برای بازآفرینی فضای اثر اصلی شناخته شده‌اند. در برخی ارزیابی‌های ادبی، نثر او فاخر، آهنگین و متأثر از سنت نثر کلاسیک فارسی توصیف شده است.[۳]

او در ترجمهٔ آثار ادبی تلاش می‌کرد میان وفاداری به متن اصلی و طبیعی‌بودن زبان فارسی تعادل برقرار کند. گسترهٔ آثار ترجمه‌شدهٔ او، از رمان‌های کلاسیک اروپایی تا آثار ادبیات روسیه و نمایشنامه‌های کلاسیک، موجب شد ترجمه‌هایش برای چند نسل از خوانندگان فارسی‌زبان شناخته شود.[۲]

درگذشت

محمود اعتمادزاده پس از یک دورهٔ طولانی بیماری، در ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ در تهران درگذشت. گزارش‌های منتشرشده علت مرگ او را ایست قلبی اعلام کردند.[۶]

پس از درگذشت او، کانون نویسندگان ایران در اطلاعیه‌ای از اعتمادزاده به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران کانون یاد کرد و از بیش از نیم قرن فعالیت ادبی، فرهنگی و اجتماعی او سخن گفت.[۷]

جایگاه ادبی

محمود اعتمادزاده در تاریخ ادبیات معاصر ایران به‌عنوان نویسنده و مترجمی شناخته می‌شود که فعالیت ادبی خود را با داستان‌نویسی آغاز کرد و سپس ترجمهٔ ادبی بخش مهمی از کارنامهٔ او را تشکیل داد. ترجمهٔ آثار کلاسیک اروپایی و روسی، در کنار فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی او، موجب شد نام «م.ا. به‌آذین» در چند حوزهٔ ادبی و اجتماعی مطرح شود.[۱]

فعالیت او در کانون نویسندگان ایران، مشارکت در مطبوعات و حضور طولانی‌مدت در جریان سیاسی چپ نیز بخشی از جایگاه تاریخی او در فضای فرهنگی و سیاسی ایران در سدهٔ بیستم میلادی است.[۱][۵]

منابع