نئوفاشیسم سلطنتی
| شناسنامه | |
|---|---|
| نامهای دیگر | نئوفاشیسم شاهنشاهی، فاشیسم سلطنتطلب، بازتولید فاشیسم سلطنتی، سلطنتطلبی اقتدارگرا |
| حوزه | علوم سیاسی، جامعهشناسی سیاسی، تاریخ معاصر ایران، مطالعات فاشیسم، سلطنتطلبی و گذار سیاسی |
| خاستگاه | نقد تلاش برای بازسازی سلطنت پهلوی و انتقال قدرت به یک رهبر موروثی با اتکا به تمرکز قدرت، نهادهای نظامی و امنیتی، حمایت خارجی و تبلیغات رسانهای |
| اندیشه و تاریخ | |
| مفاهیم کلیدی | سلطنت موروثی، رهبر دوران گذار، تمرکز قدرت، اقتدارگرایی، ساواک، سپاه پاسداران، ارتش، تمامیت ارضی، شوونیسم، رهبرتراشی، حمایت خارجی، حذف مخالفان، شعار «جاوید شاه»، اصل «نه شاه و نه شیخ»، جمهوری دموکراتیک و حاکمیت مردم |
| جریانهای مرتبط | نئوفاشیسم، فاشیسم سلطنتی، سلطنتطلبی، اقتدارگرایی، چلبیسازی، رهبرتراشی خارجی، شوونیسم، ناسیونالیسم افراطی، بازسازی ساواک، تمرکز قدرت و گذار از بالا |
| تأثیرپذیرفته از | تجربهٔ حکومت رضاشاه و محمدرضا شاه، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، نظام تکحزبی رستاخیز، عملکرد ساواک، نظریههای فاشیسم و نئوفاشیسم و طرحهای سلطنتطلبان برای دوران پس از جمهوری اسلامی |
| تأثیرگذار بر | ادبیات سیاسی مقاومت ایران دربارهٔ مرزبندی با دو دیکتاتوری شاه و شیخ، نقد طرحهای گذار سلطنتطلبان، بحث استقلال اپوزیسیون و دفاع از جمهوری دموکراتیک مبتنی بر رأی مردم |
| نقد و ارزیابی | |
نئوفاشیسم سلطنتی اصطلاحی در ادبیات سیاسی مقاومت ایران برای توصیف گرایشی از سلطنتطلبی معاصر است که، بنا بر این دیدگاه، میکوشد نظام سلطنتی پهلوی و مناسبات اقتدارگرایانهٔ آن را با ظاهری جدید بازسازی کند. این مفهوم بهطور مشخص دربارهٔ جریان سیاسی پیرامون رضا پهلوی، طرحهای ارائهشده برای دوران پس از جمهوری اسلامی، تبلیغات بازگشت سلطنت و رفتار بخشهایی از هواداران آن به کار رفته است.
در این چارچوب، پیشوند «نئو» به معنای بازگشت عینبهعین به ساختار پیشین نیست، بلکه به بازتولید عناصر آن در شرایط جدید اشاره دارد؛ از جمله تمرکز قدرت در دست یک فرد، مشروعیت موروثی، کیش شخصیت، تکیه بر نیروهای نظامی و امنیتی، برخورد خصمانه با مخالفان، ملیگرایی افراطی و تلاش برای کسب پشتیبانی دولتها و رسانههای خارجی. «نئوفاشیسم سلطنتی» در این کاربرد یک اصطلاح سیاسی و انتقادی است و نباید آن را بدون ذکر منبع و دیدگاه، یک طبقهبندی مورد اجماع دانشگاهی دانست.
ترکیب مشخص «نئوفاشیسم سلطنتی» در سخنرانی مریم رجوی در آستانهٔ روز جهانی زن، در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، در یک کنفرانس آنلاین مرتبط با پارلمان بریتانیا برجسته شد. او در این سخنرانی، جریان خواهان بازگشت سلطنت را «یک جریان نئوفاشیستی» نامید و گفت:
«رو در روی فاشیسم دینی و نئوفاشیسم سلطنتی، مردم ایران از مبارزهٔ پررنج خود یک جایگزین دموکراتیک خلق کردهاند.»[۱]
این سخنرانی نخستین کاربرد برجسته و ثبتشدهٔ این ترکیب در مجموعهٔ سخنرانیهای منتشرشدهٔ مریم رجوی به شمار میرود؛ هرچند مفاهیم «فاشیسم سلطنتی»، «بقایای دیکتاتوری شاه» و نقد بازتولید اقتدارگرایی پهلوی پیش از آن نیز در ادبیات سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت به کار میرفت.
پیشینهٔ اصطلاح
فاشیسم سلطنتی
اصطلاح «فاشیسم سلطنتی» پیش از شکلگیری ترکیب «نئوفاشیسم سلطنتی» در نوشتهها و بیانیههای مقاومت ایران برای توصیف ساختار حکومت پهلوی و بقایای سیاسی آن به کار میرفت. در این روایت، سلطنت پهلوی بهدلیل تعطیل آزادیهای سیاسی، انحلال احزاب، سرکوب مطبوعات، شکنجه و اعدام مخالفان، تشکیل ساواک و ایجاد نظام تکحزبی رستاخیز، حکومتی فاشیستی و استبدادی توصیف میشود.
سازمان مجاهدین خلق ایران در خرداد ۱۳۹۷ در پاسخ به اظهارات رضا پهلوی، دو نظام سلطنتی و ولایت فقیه را دو شکل از دیکتاتوری مطلقه معرفی کرد و نوشت که این دو جریان، با وجود تضادهایشان، در دشمنی با دموکراسی و سرکوب آزادیخواهان اشتراک دارند.[۲]
در این نگاه، انقلاب ۱۳۵۷ قیامی علیه استبداد سلطنتی بود که به دست خمینی و نیروهای بنیادگرا ربوده شد. بنابراین، جنایتهای جمهوری اسلامی نه موجب مشروعیتیافتن سلطنت پیشین میشود و نه بازگشت به آن را به یک راهحل دموکراتیک تبدیل میکند.
بازتولید یک نئوفاشیسم
مریم رجوی در سخنرانی ۳ آبان ۱۴۰۴ با عنوان «پیوستگی نسلها در نبرد برای آزادی»، بدون استفاده از ترکیب کامل «نئوفاشیسم سلطنتی»، گفت که هواداران سلطنت با انتشار یک طرح سیاسی مدون نشان دادهاند که در پی «بازتولید یک نئوفاشیسم» با تکیه بر نهادهای جمهوری اسلامی هستند.[۳]
این سخنان به طرحی برای «مرحلهٔ اضطراری» پس از سقوط جمهوری اسلامی اشاره داشت که در آن برای رضا پهلوی، با عنوانهایی مانند «رهبر خیزش ملی»، نقش محوری در نظر گرفته شده بود. منتقدان این طرح در مقاومت ایران معتقدند که تمرکز اختیارات سیاسی و اجرایی در دست یک فرد انتصابی، بدون انتخابات و سازوکار نمایندگی مردم، با اصول گذار دموکراتیک سازگار نیست.
نخستین کاربرد برجسته توسط مریم رجوی
مریم رجوی در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ در کنفرانسی آنلاین با عنوان «قیام ایران: رهبری زنان، ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک» سخنرانی کرد. این کنفرانس در ارتباط با پارلمان بریتانیا و در آستانهٔ روز جهانی زن برگزار شد.
او در این سخنرانی گفت که بقایای دیکتاتوری مذهبی و «فاشیسم سلطنتی» بهدنبال ربودن انقلاب دموکراتیک مردم ایران هستند. رجوی جریان خواهان بازگشت ایران به نظام شاهنشاهی را «نئوفاشیستی» خواند و آن را در برابر جایگزین دموکراتیک برآمده از مبارزهٔ مردم ایران قرار داد.[۱]
صورتبندی ارائهشده در این سخنرانی بر سه تقابل استوار بود:
- فاشیسم دینی در برابر حاکمیت مردم؛
- نئوفاشیسم سلطنتی در برابر جمهوری دموکراتیک؛
- مداخله و رهبرتراشی خارجی در برابر تغییر حکومت به دست مردم و مقاومت سازمانیافته.
رجوی همچنین گفت که مردم ایران برای عبور از دیکتاتوری دینی، خواهان بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی نیستند و تنها مردم ایران حق تعیین نظام آیندهٔ خود را دارند. او اصل «نه شاه و نه شیخ» را راهنمای این مرزبندی معرفی کرد.[۱]
مؤلفههای مفهوم
در ادبیات سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت، نئوفاشیسم سلطنتی دارای چند مؤلفهٔ اصلی معرفی شده است.
تمرکز قدرت در دست یک فرد
یکی از مؤلفههای مورد انتقاد، اختصاصدادن اختیارات گسترده به رضا پهلوی در دوران گذار است. منتقدان میگویند در این الگو، فردی که با رأی عمومی انتخاب نشده است، بهعنوان رهبر خیزش یا مرجع اصلی انتقال قدرت معرفی میشود.
از دید مقاومت ایران، جایگزین دموکراتیک باید از برنامه، سازمان، سابقهٔ مبارزه، پایگاه اجتماعی و سازوکار پاسخگویی برخوردار باشد و پس از سقوط حکومت نیز قدرت را از طریق انتخابات آزاد به نمایندگان مردم منتقل کند. در مقابل، تعیین یک رهبر بر پایهٔ انتساب خانوادگی یا حمایت رسانهای و خارجی، ادامهٔ همان منطق سلطنت موروثی تلقی میشود.
اتکا به نهادهای نظامی و امنیتی
دومین مؤلفه، حفظ یا بهکارگیری نهادهای نظامی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در ساختار آینده است. در سخنان مریم رجوی، بازتولید نئوفاشیسم با «تکیه بر نهادهای جنایتکار همین رژیم» مرتبط دانسته شده است.[۳]
مقاومت ایران بهویژه از تلاش برای جذب اعضای سپاه پاسداران، بسیج، نیروهای امنیتی و مقامهای حکومت با عنوانهایی مانند «ریزش نیروها» انتقاد کرده است. در این دیدگاه، گذار دموکراتیک مستلزم انحلال سپاه پاسداران و نهادهای مسئول اعدام، شکنجه، جاسوسی و سانسور است، نه انتقال آنها به زیر فرمان یک رهبر جدید.[۱]
تطهیر حکومت پهلوی
تطهیر یا کمرنگکردن سرکوبهای حکومت رضاشاه و محمدرضا شاه یکی دیگر از شاخصهای این مفهوم است. مدافعان این تعبیر به مواردی مانند کودتای ۲۸ مرداد، انحلال احزاب، سانسور، شکنجه در زندانهای ساواک، اعدام مخالفان و تأسیس حزب واحد رستاخیز اشاره میکنند.
در بیانیهٔ چهلوچهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت، مریم رجوی حکومت پهلوی را رژیمی توصیف کرد که رهبران و نیروهای دموکراتیک را سرکوب کرد و در نتیجه میدان را برای شبکهٔ آخوندی باقی گذاشت. او تلاش برای انتقال قدرت از شیخ به شاه را «طنز تاریخی» خواند.[۴]
کیش شخصیت و شعار «جاوید شاه»
شعار «جاوید شاه»، معرفی یک فرد بهعنوان رهبر بلامنازع و برخورد تقدسآمیز با خاندان پهلوی، در ادبیات مقاومت از نشانههای کیش شخصیت سلطنتی دانسته میشود. شورای ملی مقاومت شعارهای «جاوید شاه»، «حزب فقط رستاخیز» و «حزب فقط حزبالله» را جلوههای متفاوت یک فرهنگ استبدادی معرفی کرده است.[۵]
از این منظر، جایگزینکردن شعار وفاداری به ولی فقیه با وفاداری به شاه، تغییری در منشأ و ساختار اقتدارگرایی ایجاد نمیکند.
شوونیسم و برخورد با ملیتها
یکی دیگر از وجوهی که در این مفهوم برجسته میشود، نگاه امنیتی و شوونیستی به ملیتهای ایران و نیروهای سیاسی کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر گروههاست. شورای ملی مقاومت، متهمکردن جریانهای کرد به تجزیهطلبی و درخواست برخورد نظامی با آنان را ادامهٔ سیاستهای رضاخانی دانسته است.[۵]
در مقابل، این شورا دفاع از حقوق برابر ملیتها، خودمختاری کردستان در چارچوب تمامیت ارضی ایران و رفع تبعیضهای قومی و مذهبی را بخشی از برنامهٔ جمهوری دموکراتیک معرفی میکند.
خشونت و تهدید مخالفان
در روایت مقاومت ایران، تهدید، هتاکی، حمله به تجمعهای مخالفان و استفاده از نمادها و ادبیات ساواک از دیگر نشانههای گرایش نئوفاشیستی در میان بخشی از سلطنتطلبان است. کاربرد عناوینی مانند «خائن» و «تجزیهطلب» برای منتقدان سلطنت و تلاش برای حذف آنان از فضای عمومی، با فرهنگ سیاسی نظام تکحزبی مقایسه میشود.
این انتقاد متوجه همهٔ اشخاصی که از نظام پادشاهی مشروطه دفاع میکنند نیست؛ بلکه اصطلاح «نئوفاشیسم سلطنتی» در منابع مقاومت عمدتاً دربارهٔ بخش اقتدارگرا، خشونتطلب و انحصارگرای این جریان به کار میرود.
ارتباط با چلبیسازی
مفهوم نئوفاشیسم سلطنتی در ادبیات مقاومت ایران با مفهوم چلبیسازی ارتباط دارد. چلبیسازی به تلاش دولتها، رسانهها یا محافل خارجی برای برجستهکردن یک شخص بهعنوان رهبر یا آلترناتیو یک کشور، بدون برخورداری از پایگاه اجتماعی اثباتشده، اطلاق میشود.
در گزارش تظاهرات ایرانیان همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ، دعوت و برجستهسازی رضا پهلوی بهعنوان تلاشی «سازماندهی و مهندسیشده» برای تحمیل یک چهره به مردم ایران توصیف شد. سخنرانان این برنامه تأکید کردند که مشروعیت سیاسی باید از مبارزهٔ مردم و جنبشهای داخل ایران حاصل شود، نه از حمایت کنفرانسها، دولتها یا رسانههای خارجی.[۶]
در این چارچوب، چلبیسازی بیشتر به سازوکار خارجی تولید یک آلترناتیو اشاره دارد و نئوفاشیسم سلطنتی به محتوای سیاسی و ساختار اقتدارگرایانهای که ممکن است از این فرایند حاصل شود.
«نه شاه و نه شیخ»
اصل «نه شاه و نه شیخ» مبنای سیاسی مقابلهٔ مقاومت ایران با فاشیسم دینی و نئوفاشیسم سلطنتی معرفی شده است. این شعار، جمهوری اسلامی را ادامهٔ استبداد در شکلی مذهبی و پروژهٔ بازگشت پهلوی را تلاشی برای احیای همان استبداد در شکل موروثی میداند.
از این دیدگاه، تغییر دموکراتیک با جابهجایی یک فرد یا خاندان محقق نمیشود، بلکه مستلزم برچیدن ساختارهای سرکوب، تضمین آزادی احزاب و مطبوعات، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، رفع تبعیض، انتخابات آزاد و انتقال حاکمیت به مردم است.
مریم رجوی در سخنرانی ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، جمهوری دموکراتیک، انتخابات مجلس مؤسسان و انتقال قدرت از طریق رأی مردم را در برابر دو الگوی دیکتاتوری دینی و سلطنتی قرار داد.[۱]
تفاوت با نئوفاشیسم در معنای عمومی
نئوفاشیسم در معنای عمومی به جنبشها و ایدئولوژیهایی گفته میشود که پس از جنگ جهانی دوم، عناصر فاشیسم تاریخی را با شرایط جدید بازتولید کردهاند. ملیگرایی افراطی، رهبری اقتدارگرا، دشمنسازی، خشونت سیاسی، مخالفت با کثرتگرایی و تحقیر نهادهای دموکراتیک از ویژگیهایی است که معمولاً برای این جریانها برشمرده میشود.
«نئوفاشیسم سلطنتی» کاربردی خاص در سیاست معاصر ایران است. این اصطلاح لزوماً مدعی همانندی کامل سلطنتطلبان ایرانی با فاشیسم کلاسیک ایتالیا یا نازیسم آلمان نیست؛ بلکه بر شباهت برخی روشها و گرایشها، مانند رهبرمحوری، انحصارطلبی، ملیگرایی افراطی، تهدید مخالفان و اتکا به دستگاههای سرکوب تأکید دارد.
دیدگاه شورای ملی مقاومت
شورای ملی مقاومت، فاشیسم دینی و فاشیسم سلطنتی را دو صورت تاریخی استبداد در ایران میداند. بر اساس این دیدگاه، انتقال قدرت از جمهوری اسلامی به یک جریان سلطنتی، بدون مراجعه به آرای مردم و بدون انحلال ساختارهای سرکوب، به معنای تکرار چرخهٔ «شاه ـ شیخ» خواهد بود.
در بیانیهٔ چهلوپنجمین سالگرد تأسیس شورا، از تلاش برای سرقت حاصل مبارزهٔ مردم بهوسیلهٔ «دنبالچهٔ شاه ستمگر و فاشیسم سلطنتی» سخن گفته شد. این بیانیه همچنین طرحهای سلطنتطلبان برای دوران گذار را دارای گرایشهای فاشیستی و شوونیستی توصیف کرد.[۵]
راهحل پیشنهادی شورا، دولت موقت، برگزاری انتخابات آزاد حداکثر ظرف شش ماه، تشکیل مجلس مؤسسان و واگذاری تعیین نوع حکومت و قانون اساسی به نمایندگان منتخب مردم است.
نقد و مناقشه
«نئوفاشیسم سلطنتی» اصطلاحی مناقشهبرانگیز است. هواداران رضا پهلوی و بازگشت نظام پادشاهی معمولاً این توصیف را رد میکنند و خود را طرفدار پادشاهی مشروطه، سکولاریسم یا مراجعه به همهپرسی معرفی میکنند. آنان ممکن است کاربرد واژهٔ فاشیسم را حملهای تبلیغاتی از جانب رقبای سیاسی بدانند.
در مقابل، منتقدان میگویند ارزیابی یک جریان تنها بر پایهٔ عنوانها و وعدههای آن انجام نمیشود و باید طرحهای دوران گذار، میزان تمرکز قدرت، نحوهٔ برخورد با مخالفان، موضع نسبت به ساواک و حکومت پهلوی، رابطه با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی و رفتار عملی هواداران آن بررسی شود.
ازاینرو، در کاربرد دانشنامهای باید تصریح شود که «نئوفاشیسم سلطنتی» عنوانی است که مقاومت ایران و شماری از نیروهای جمهوریخواه و چپ برای توصیف بخش اقتدارگرای جریان سلطنتطلب به کار میبرند و یک نام رسمی یا طبقهبندی مورد پذیرش همهٔ پژوهشگران و فعالان سیاسی نیست.
شاخصهای تشخیص در ادبیات مقاومت ایران
بر پایهٔ مطالب منتشرشده در رسانههای مقاومت ایران، شاخصهای زیر برای تشخیص گرایش نئوفاشیسم سلطنتی مطرح شدهاند:
| شاخص | توضیح |
|---|---|
| مشروعیت موروثی | استناد به عضویت در خاندان پهلوی بهعنوان مبنای رهبری سیاسی |
| تمرکز قدرت | واگذاری اختیارات گسترده و غیرانتخابی به یک فرد در دوران گذار |
| اتکا به دستگاه سرکوب | تلاش برای حفظ یا جذب سپاه، بسیج، ارتش و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی |
| تطهیر گذشته | انکار یا کمرنگکردن کودتا، شکنجه، سانسور و سرکوب سیاسی در حکومت پهلوی |
| کیش شخصیت | استفاده از شعارهایی مانند «جاوید شاه» و معرفی رهبر بهعنوان شخصیتی فراتر از نقد |
| انحصارطلبی | نفی حق فعالیت یا مشارکت جریانهای رقیب و مخالف سلطنت |
| شوونیسم | متهمکردن ملیتها و جنبشهای منطقهای به تجزیهطلبی و تجویز برخورد نظامی |
| رهبرتراشی خارجی | اتکا به دولتها، رسانهها و محافل خارجی برای معرفی یک فرد بهعنوان آلترناتیو ایران |
| خشونت سیاسی | تهدید، هتاکی یا حمله به منتقدان و تجمعهای مخالف سلطنت |
گاهشمار شکلگیری و کاربرد مفهوم
| تاریخ | رویداد |
|---|---|
| پیش از ۱۴۰۴ | استفاده از تعبیر «فاشیسم سلطنتی» در ادبیات سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت برای توصیف حکومت پهلوی و بقایای سیاسی آن |
| ۳ آبان ۱۴۰۴ | مریم رجوی در سخنرانی «پیوستگی نسلها در نبرد برای آزادی» از تلاش سلطنتطلبان برای «بازتولید یک نئوفاشیسم» با تکیه بر نهادهای جمهوری اسلامی سخن گفت |
| ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ | مریم رجوی در کنفرانس مرتبط با پارلمان بریتانیا ترکیب «نئوفاشیسم سلطنتی» را در برابر «فاشیسم دینی» و «جایگزین دموکراتیک» به کار برد |
| ۱۴۰۵ | این تعبیر در پیامها، بیانیهها، سخنرانیها و مقالات رسانههای مقاومت ایران گسترش یافت |
جستارهای وابسته
- فاشیسم
- نئوفاشیسم
- فاشیسم دینی
- چلبیسازی
- نه شاه و نه شیخ
- رضا پهلوی
- دودمان پهلوی
- ساواک
- کودتای ۲۸ مرداد
- انقلاب ضدسلطنتی
- شورای ملی مقاومت ایران
- طرح ده مادهای مریم رجوی
- جمهوری دموکراتیک
- گذار به دموکراسی
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ مریم رجوی، رهبری زنان؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک، ۱۳ اسفند ۱۴۰۴.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، دفاع بقایای فاشیسم سلطنتی از فاشیسم دینی، ۳۱ خرداد ۱۳۹۷.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ مریم رجوی، پیوستگی نسلها در نبرد برای آزادی، ۳ آبان ۱۴۰۴.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ چهلوچهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۴۰۴.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ چهلوپنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۴۰۵.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، مونیخ؛ تظاهرات همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ ـ سخنرانیها، ۱۴۰۴.