پرویز ناتل خانلری
| پرویز ناتل خانلری | |
|---|---|
| نام اصلی | پرویز ناتل خانلری |
| زمینهٔ کاری | ادبیات فارسی، زبانشناسی، شعر، نقد ادبی، تصحیح متون، آموزش و مدیریت فرهنگی |
| زادروز | اسفند ۱۲۹۲ تهران، ایران |
| پدر و مادر | میرزا ابوالحسنخان اعتصامالممالک و سلیمه کاردار مازندرانی |
| مرگ | ۱ شهریور ۱۳۶۹ تهران، ایران |
| ملیت | ایرانی |
| محل زندگی | تهران، رشت، پاریس |
| در زمان حکومت | احمدشاه قاجار، رضاشاه پهلوی، محمدرضا شاه پهلوی، جمهوری اسلامی ایران |
| رویدادهای مهم | تأسیس و سردبیری مجلهٔ سخن؛ استادی دانشگاه تهران؛ وزارت فرهنگ در دولت اسدالله علم؛ سناتوری؛ تأسیس بنیاد فرهنگ ایران؛ تصحیح دیوان حافظ؛ بازداشت پس از انقلاب ۱۳۵۷ |
| بنیانگذار | مجلهٔ سخن، بنیاد فرهنگ ایران |
| پیشه | ادیب، زبانشناس، شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی |
| سالهای نویسندگی | دههٔ ۱۳۰۰ تا ۱۳۶۹ |
| سبک نوشتاری | شعر نوکلاسیک، نثر پژوهشی و انتقادی |
| کتابها | تاریخ زبان فارسی، وزن شعر فارسی، زبانشناسی و زبان فارسی، دستور زبان فارسی، هفتاد سخن |
پرویز ناتل خانلری (اسفند ۱۲۹۲ – ۱ شهریور ۱۳۶۹) ادیب، زبانشناس، شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه و مدیر فرهنگی ایرانی بود. او از چهرههای اثرگذار مطالعات زبان و ادبیات فارسی در سدهٔ چهاردهم خورشیدی بهشمار میرود و فعالیتهایش حوزههایی چون تاریخ زبان فارسی، وزن و عروض، نقد ادبی، تصحیح متون، فرهنگنویسی، شعر و آموزش دانشگاهی را دربرمیگرفت.[۱]
خانلری بنیانگذار و سردبیر مجلهٔ ادبی و فرهنگی سخن بود؛ مجلهای که طی چند دهه در معرفی ادبیات جدید ایران و جهان و انتشار آثار نویسندگان و شاعران جوان نقش داشت. او همچنین در سال ۱۳۴۳ بنیاد فرهنگ ایران را بنیان گذاشت و این مؤسسه را به مرکزی برای پژوهش دربارهٔ زبان، تاریخ و ادبیات ایران و انتشار متون فارسی تبدیل کرد.[۱]
در کنار فعالیتهای علمی و فرهنگی، خانلری مدتی وارد ساختار سیاسی حکومت محمدرضا شاه پهلوی شد. او سناتور انتصابی و از تیر ۱۳۴۱ تا اسفند ۱۳۴۲ وزیر فرهنگ در دولت اسدالله علم بود. طرح استفاده از دیپلمههای وظیفه برای آموزش در روستاها که به تشکیل سپاه دانش انجامید، در دورهٔ وزارت او پیگیری شد.[۱]
خانلری پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بازداشت و حدود سه ماه در زندان اوین زندانی شد. پس از آزادی، فعالیت سیاسی نداشت و عمدتاً به پژوهش و تألیف پرداخت.[۱]
زندگی
خانواده و کودکی
پرویز ناتل خانلری در اسفند ۱۲۹۲ در تهران متولد شد. خانوادهٔ پدری او اصالتاً از مازندران و ناحیهٔ ناتل بودند. پدرش میرزا ابوالحسنخان اعتصامالممالک از کارکنان وزارت امور خارجه بود و مدتی در نمایندگیهای سیاسی ایران در تفلیس و سنپترزبورگ فعالیت داشت.[۱]
پدربزرگ او میرزا احمد مازندرانی، مشهور به خانلرخان اعتصامالملک، از مستوفیان دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار و نویسندهٔ یک سفرنامه بود.
خانلری بعدها «ناتل» را، که نام منطقهٔ اصلی خاندانش در مازندران بود، به نام خود افزود. بر اساس خاطرات او، نیما یوشیج در انتخاب و افزودن این نام به او پیشنهاد داده بود.[۱]
پدر خانلری با ادبیات فارسی آشنایی داشت و نخستین آموزشهای ادبی او در محیط خانواده آغاز شد.
تحصیلات
خانلری بخشی از تحصیلات خود را در مدرسهٔ سنلویی تهران گذراند؛ مدرسهای فرانسوی که در آشنایی او با زبان و ادبیات فرانسه تأثیر داشت.
او سپس در کالج البرز و دارالفنون تحصیل کرد و با استادانی چون بدیعالزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی و علیاکبر سیاسی آشنا شد.[۱]
در سال ۱۳۱۱ وارد دانشسرای عالی تهران شد و در رشتهٔ ادبیات فارسی تحصیل کرد. او در سال ۱۳۱۴ با رتبهٔ نخست دورهٔ کارشناسی را به پایان رساند.
خانلری پس از آن مدتی به خدمت نظام وظیفه رفت و بخشی از دوران خدمت خود را به تدریس در رشت گذراند.
تحصیلات دکتری
خانلری در سال ۱۳۲۰ وارد دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۲۲ از رسالهٔ دکتری خود دفاع کرد.[۱]
عنوان رسالهٔ او:
«تحقیق انتقادی در عروض فارسی و چگونگی تحول اوزان غزل»
بود.
استاد راهنمای او بدیعالزمان فروزانفر بود و محمدتقی بهار و سیدمحمد تدین نیز در هیئت بررسی رساله حضور داشتند.[۱]
این پژوهش زمینهٔ مطالعات گستردهتر خانلری دربارهٔ وزن شعر فارسی شد و بعدها در آثار مستقل او ادامه یافت.
تحصیل زبانشناسی در پاریس
خانلری در سال ۱۳۲۶ به فرانسه رفت و حدود دو سال در مؤسسهٔ آواشناسی دانشگاه سوربن به مطالعهٔ زبانشناسی و آواشناسی پرداخت.[۱]
موضوع پژوهش او در این دوره آواشناسی زبان فارسی بود.
آشنایی مستقیم با زبانشناسی جدید اروپا بعدها در آثار او دربارهٔ تاریخ زبان فارسی، دستور زبان، آواشناسی و وزن شعر تأثیر گذاشت.
پس از بازگشت، هنگامی که کرسی تاریخ زبان فارسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۹ ایجاد شد، خانلری نخستین استاد این کرسی شد.[۱]
فعالیت دانشگاهی
خانلری از سال ۱۳۲۲ بهعنوان دانشیار در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران فعالیت کرد.
حوزهٔ تدریس و پژوهش او ادبیات فارسی، تاریخ زبان فارسی، زبانشناسی، عروض و نقد ادبی را دربرمیگرفت.
او در دورهای فعالیت دانشگاهی خود را آغاز کرد که زبانشناسی جدید هنوز جایگاه گستردهای در دانشگاههای ایران نداشت. بخشی از فعالیت خانلری به معرفی مفاهیم زبانشناسی جدید و استفاده از آنها در مطالعهٔ فارسی اختصاص داشت.
کتاب زبانشناسی و زبان فارسی حاصل بخشی از همین مطالعات است.
آشنایی با صادق هدایت و نویسندگان نوگرا
خانلری در دوران دانشسرای عالی با یان ریپکا، ایرانشناس اهل چکسلواکی، آشنا شد.
از طریق این ارتباط با گروهی از نویسندگان و روشنفکران نوگرای تهران از جمله صادق هدایت، بزرگ علوی، مجتبی مینوی و مسعود فرزاد ارتباط پیدا کرد.[۱]
این گروه غالباً در کافه فردوسی یا کافه نادری گرد هم میآمدند و دربارهٔ ادبیات معاصر و سنت ادبی فارسی بحث میکردند.
خانلری در جدال میان سنتگرایان و نوگرایان ادبی کوشید موضعی میانه اتخاذ کند. او ضرورت نوآوری در شعر و نثر را میپذیرفت، اما معتقد بود تحول ادبی نباید به گسست کامل از سنت زبان و ادبیات فارسی منجر شود.
رابطه با نیما یوشیج
نیما یوشیج در سالهای جوانی بر خانلری تأثیر داشت و توجه او را به برخی ویژگیهای شعر جدید و شعر فرانسه جلب کرد.[۱]
با این حال، رابطهٔ فکری آن دو در سالهای بعد با اختلاف همراه شد.
خانلری با همهٔ اهمیت تاریخیای که برای تحول شعر جدید قائل بود، تمام اصول شعر نیمایی را نمیپذیرفت. او بیشتر به نوعی شعر نو گرایش داشت که ضمن استفاده از تصویرها و تجربههای جدید، پیوند خود را با وزن، موسیقی و سنت شعر فارسی حفظ کند.
اختلافهای ادبی و سیاسی نیز به فاصله گرفتن تدریجی آن دو انجامید.
خانلری بعدها مقالهای با عنوان «من و نیما» دربارهٔ رابطه و اختلافات خود با نیما نوشت.[۱]
شعر
خانلری از نوجوانی شعر میسرود.
شعر او میان سنت شعر کلاسیک و نوگرایی ادبی قرار داشت. او برخلاف برخی شاعران نوگرا، وزن و موسیقی شعر را کنار نگذاشت و در عین حال از تصویرها، مضمونها و زبان جدید استفاده کرد.
این گرایش بعدها در کنار شاعرانی چون نادر نادرپور، فریدون توللی و هوشنگ ابتهاج با عنوانهایی چون «مکتب سخن»، «نوکلاسیک» یا «نئورمانتیک» توصیف شد.[۱]
خانلری موسیقی واژهها و تناسب وزن با مضمون شعر را از عناصر اصلی شعر میدانست.
عقاب
مشهورترین شعر پرویز ناتل خانلری «عقاب» است.
این شعر در سال ۱۳۲۱ در مجلهٔ مهر منتشر شد و به صادق هدایت تقدیم شده بود.[۱]
داستان شعر دربارهٔ عقابی است که با نزدیکشدن زمان مرگ روبهرو میشود. او از زاغ دربارهٔ راز عمر طولانی میپرسد و درمییابد که زندگی طولانی زاغ با خوردن مردار و زیستن در فرومایگی همراه است.
عقاب در پایان زندگی کوتاه اما بلندپروازانه و آزادانه را بر عمر طولانی همراه با خواری ترجیح میدهد.
شعر بر تقابل میان بلندی و پستی، آزادی و حقارت، کوتاهی عمر و کیفیت زندگی استوار است.
«عقاب» به شناختهشدهترین شعر خانلری تبدیل شد و در تاریخ شعر معاصر فارسی جایگاهی مستقل پیدا کرد.[۱]
مجلهٔ سخن
یکی از مهمترین فعالیتهای فرهنگی خانلری تأسیس و سردبیری مجلهٔ سخن بود.
زمینهٔ انتشار مجله در سال ۱۳۲۱ شکل گرفت و نخستین شمارههای آن در سال ۱۳۲۲ منتشر شدند.[۱]
در آغاز، مجوز مجله به نام ذبیحالله صفا صادر شد، زیرا خانلری هنوز به سن قانونی لازم برای دریافت امتیاز نشریه نرسیده بود. پس از آن مجله بهطور مستقل زیر نظر خانلری منتشر شد.
خانلری با وقفههایی حدود ۳۵ سال سردبیر سخن بود.[۱]
نقش مجلهٔ سخن
سخن یکی از نشریات مهم ادبی و فرهنگی ایران در سدهٔ چهاردهم خورشیدی بود.
این مجله به انتشار شعر، داستان، ترجمه، نقد ادبی، زبانشناسی و پژوهشهای فرهنگی میپرداخت.
بسیاری از نویسندگان، شاعران و پژوهشگران معاصر در آن مقاله یا اثر ادبی منتشر کردند.
یکی از ویژگیهای سخن توجه گسترده به ادبیات جهان، بهویژه ادبیات فرانسه، بود.
مجله همچنین فضایی برای انتشار آثار شاعران جوان فراهم کرد و در گسترش برخی جریانهای شعر جدید فارسی نقش داشت.[۱]
گروهی از شاعرانی که با مجله ارتباط داشتند بعدها به «شاعران مکتب سخن» شهرت یافتند.
مدیریت انتشارات دانشگاه تهران
در سال ۱۳۲۵، علیاکبر سیاسی، رئیس وقت دانشگاه تهران، خانلری را به مدیریت ادارهٔ انتشارات و روابط فرهنگی دانشگاه تهران منصوب کرد.
او تا سال ۱۳۳۰ این مسئولیت را برعهده داشت.[۱]
در این دوره همراه با ذبیحالله صفا مجموعهای با عنوان شاهکارهای ادبیات فارسی منتشر کرد.
هدف این مجموعه ارائهٔ گزیدههایی از آثار مهم ادبیات فارسی همراه با توضیح واژهها و عبارتهای دشوار برای مخاطبان گستردهتر بود.
خانلری همچنین پیشنهاد تشکیل انجمن تألیف و ترجمه را در دانشگاه تهران مطرح کرد تا آثار علمی و ادبی مناسب برای انتشار انتخاب شوند.
زبانشناسی و زبان فارسی
خانلری از نخستین استادان ادبیات فارسی بود که بهطور نظاممند از یافتههای زبانشناسی جدید در مطالعهٔ فارسی استفاده کرد.
کتاب زبانشناسی و زبان فارسی مجموعهای از نوشتههای او دربارهٔ نظریههای زبانشناسی و کاربرد آنها در بررسی فارسی است.[۱]
مطالعات او حوزههایی چون:
- آواشناسی؛
- تحول تاریخی زبان؛
- دستور زبان؛
- واژگان؛
- گویشها؛
- وزن و آهنگ زبان
را دربرمیگرفت.
او معتقد بود پژوهش دربارهٔ فارسی باید در کنار شناخت متون کلاسیک از روشهای علمی زبانشناسی نیز استفاده کند.
تاریخ زبان فارسی
تاریخ زبان فارسی از آثار مهم علمی خانلری است.
در این اثر او تحول فارسی را در دورههای مختلف تاریخی بررسی کرد و تغییرات آوایی، دستوری و واژگانی زبان را مورد مطالعه قرار داد.
این پژوهش از نخستین تلاشهای گستردهٔ دانشگاهی برای تدوین تاریخ زبان فارسی بر اساس روشهای زبانشناختی جدید در ایران بود.
مطالعات خانلری دربارهٔ تاریخ زبان با تدریس او در کرسی تاریخ زبان فارسی دانشگاه تهران ارتباط مستقیم داشت.[۱]
وزن شعر فارسی
یکی دیگر از حوزههای اصلی پژوهش خانلری وزن شعر فارسی بود.
ریشهٔ این پژوهشها به رسالهٔ دکتری او دربارهٔ عروض فارسی و تحول وزن غزل بازمیگردد.
خانلری کوشید نظام وزن فارسی را نه صرفاً بر اساس قواعد سنتی عروض عربی، بلکه با توجه به ویژگیهای صوتی و تاریخی زبان فارسی بررسی کند.
نتایج این مطالعات بعدها در کتاب وزن شعر فارسی منتشر شد.
پژوهش او از آثار مهم در تحول مطالعات جدید دربارهٔ عروض و موسیقی شعر فارسی محسوب میشود.
دستور زبان فارسی
خانلری در زمینهٔ دستور زبان فارسی نیز فعالیت داشت.
او معتقد بود دستور فارسی باید بر اساس ساخت واقعی زبان فارسی نوشته شود و نباید قواعد زبانهای دیگر، بهویژه عربی، بدون بررسی به فارسی تعمیم داده شوند.
این دیدگاه با گرایش کلی او به استفاده از زبانشناسی جدید در مطالعهٔ فارسی هماهنگ بود.
آثار آموزشی او دربارهٔ دستور زبان در دانشگاهها و نظام آموزشی ایران مورد استفاده قرار گرفتند.
فرهنگ تاریخی زبان فارسی
یکی از پروژههای علمی مهمی که در بنیاد فرهنگ ایران زیر نظر خانلری آغاز شد، تدوین فرهنگ تاریخی زبان فارسی بود.
هدف این فرهنگ آن بود که تاریخ کاربرد واژههای فارسی را در متون ثبت کند: نخستین کاربرد شناختهشدهٔ واژه، تغییر معنی آن در دورههای مختلف و ورود یا خروج واژهها از زبان.[۱]
برای تدوین فرهنگ، مجموعهای از متون فارسی بهعنوان پیکرهٔ تاریخی مورد بررسی قرار گرفت.
نخستین جلد این فرهنگ در سال ۱۳۵۷ منتشر شد.
این پروژه از نخستین کوششهای منظم برای تهیهٔ فرهنگ تاریخی فارسی بر اساس مجموعهای مشخص از متون و روشهای فرهنگنگاری علمی بود.[۱]
تصحیح دیوان حافظ
یکی از شناختهشدهترین فعالیتهای پژوهشی خانلری تصحیح دیوان حافظ بود.
خانلری برای تصحیح متن از نسخههای خطی قدیمی استفاده کرد و کوشید با مقایسهٔ نسخهها متنی نزدیکتر به صورت تاریخی اشعار حافظ فراهم کند.
یکی از ویژگیهای کار او توجه به نسخههای نزدیک به زمان حافظ شیرازی بود.
تصحیح خانلری از دیوان حافظ در مطالعات حافظشناسی مورد توجه قرار گرفت و به یکی از نسخههای مورد مراجعهٔ پژوهشگران تبدیل شد.
او همچنین مقالات متعددی دربارهٔ حافظ، نسخهشناسی و مسائل مربوط به تصحیح دیوان نوشت.[۱]
نقد ادبی
خانلری در شکلگیری نقد ادبی جدید ایران نیز نقش داشت.
او در مقالات سخن آثار شاعران و نویسندگان کلاسیک و معاصر را بررسی میکرد و میکوشید نقد ادبی را از داوریهای صرفاً اخلاقی یا سیاسی جدا کند.
در نگاه او، فرم، زبان، ساختار، تصویر و کیفیت ادبی اثر باید موضوع اصلی نقد باشند.[۱]
او دربارهٔ نویسندگان و شاعرانی چون صادق هدایت، بزرگ علوی، محمدتقی بهار، نیما یوشیج و صادق چوبک نوشته و سخن گفته است.
این رویکرد سبب شده است که خانلری از چهرههای پیشگام نقد ادبی مدرن در ایران شناخته شود.
نثر خانلری
نثر خانلری از بخشهای شاخص کارنامهٔ ادبی اوست.
نثر او معمولاً روشن، کوتاه، منظم و از تکلفهای نثر سنتی دور بود، اما در عین حال از ظرفیتهای ادبی زبان فارسی بهره میگرفت.
احسان یارشاطر نثر خانلری را از نمونههای برجستهٔ نثر جدید فارسی ارزیابی کرده است.[۱]
آشنایی او با ادبیات کلاسیک فارسی و زبانهای اروپایی در شکلگیری این سبک مؤثر بود.
خانلری در مقالههای علمی، نقدهای ادبی و نوشتههای اجتماعی نیز میکوشید زبان پژوهشی را با نثری قابلفهم برای خوانندهٔ عمومی ترکیب کند.
فعالیت سیاسی
فعالیت خانلری محدود به دانشگاه و ادبیات نبود و او در دورهای وارد ساختار سیاسی حکومت پهلوی شد.
در سال ۱۳۳۶، در حالی که برای سفر علمی در ایالات متحده بود، با حکم شاه بهعنوان سناتور انتصابی مازندران منصوب شد.[۱]
او دو دوره عضو مجلس سنا بود.
خانلری بعدها در خاطراتش نوشت که در فعالیتهای مجلس سنا چندان فعال نبود و بخش زیادی از وقت خود را در کتابخانهٔ مجلس و گفتوگو با شخصیتهایی چون حسن تقیزاده، علی دشتی و عیسی صدیق میگذراند.[۱]
وزارت فرهنگ
در ۲۸ تیر ۱۳۴۱، اسدالله علم نخستوزیر شد و پرویز ناتل خانلری را به سمت وزیر فرهنگ منصوب کرد.
خانلری تا پایان دولت علم در اسفند ۱۳۴۲ در این سمت باقی ماند.[۱]
دورهٔ وزارت او با اجرای برنامههای اصلاحی حکومت پهلوی موسوم به انقلاب سفید همزمان بود.
یکی از مهمترین برنامههای آموزشی این دوره ایجاد سپاه دانش بود.
سپاه دانش
طرح اصلی سپاه دانش بر استفاده از دیپلمههای مشمول خدمت نظام وظیفه برای آموزش کودکان و بزرگسالان در روستاها استوار بود.
بر اساس گزارش ایرانیکا، پیشنهاد استفاده از فارغالتحصیلان دبیرستان برای تدریس در روستاها به جای بخشی از خدمت نظام وظیفه از سوی خانلری مطرح و در دورهٔ وزارت او پیگیری شد.[۱]
این طرح بعدها به یکی از برنامههای اصلی انقلاب سفید تبدیل شد.
سپاه دانش طی سالهای فعالیت خود آموزش ابتدایی را به شمار زیادی از روستاهایی گسترش داد که پیشتر دسترسی محدودی به مدرسه داشتند.
خانلری بعدها در خاطرات خود گفت که هنگام طرح اولیه، برخی نهادهای حکومتی و حتی سفارت آمریکا نسبت به پیامدهای سیاسی حضور جوانان تحصیلکرده در روستاها نگرانی داشتند.[۱]
پانزده خرداد ۱۳۴۲
دورهٔ وزارت خانلری با اعتراضات ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نیز همزمان بود.
دولت اسدالله علم اعتراضات را با استفاده از نیروهای نظامی سرکوب کرد.
بر اساس صورتجلسات هیئت دولت که در پژوهش ایرانیکا نیز به آنها اشاره شده است، موضع خانلری در جلسات دولت در آن مقطع با سیاست سختگیرانهٔ دولت علم فاصلهٔ اساسی نداشت.[۱]
این بخش از کارنامهٔ سیاسی خانلری بعدها، بهویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷، از موضوعات انتقاد به فعالیت سیاسی او شد.
با استعفای دولت علم در اسفند ۱۳۴۲، فعالیت اجرایی و سیاسی مستقیم خانلری عملاً پایان یافت.
بنیاد فرهنگ ایران
بنیاد فرهنگ ایران در شهریور ۱۳۴۳ تأسیس شد و خانلری در آبان همان سال به دبیرکلی آن رسید.[۱]
هدف بنیاد پژوهش دربارهٔ فرهنگ، زبان، تاریخ و ادبیات ایران و انتشار آثار علمی در این زمینه بود.
گروهی از پژوهشگران برجستهٔ ایرانشناسی با بنیاد همکاری داشتند.
فعالیتهای بنیاد حوزههایی چون:
- تصحیح متون فارسی؛
- زبانشناسی؛
- فرهنگنویسی؛
- گویششناسی؛
- تاریخ ایران؛
- نسخهشناسی؛
- انتشار منابع ادبی و تاریخی
را شامل میشد.
بنیاد فرهنگ ایران در مدت فعالیت خود مجموعهٔ قابلتوجهی از کتابها و پژوهشهای مربوط به فرهنگ ایران منتشر کرد.
علیاکبر سعیدی سیرجانی نیز از پژوهشگرانی بود که با بنیاد فرهنگ ایران همکاری داشت و بخشی از آثار تحقیقی و تصحیحهای خود را در این مؤسسه انجام داد.
رابطه با سعیدی سیرجانی
پرویز ناتل خانلری و علیاکبر سعیدی سیرجانی همکاری علمی و دوستی طولانی داشتند.
سیرجانی در بنیاد فرهنگ ایران با خانلری همکاری کرد و پس از درگذشت او مجموعهای از مقالات دربارهٔ زندگی و آثار خانلری را با عنوان قافلهسالار سخن گردآوری و منتشر کرد.[۱]
این مجموعه شامل نوشتههایی از پژوهشگران و نویسندگان دربارهٔ شعر، نثر، زبانشناسی و فعالیت فرهنگی خانلری بود.
رابطهٔ این دو نمونهای از پیوند میان نسل پژوهشگران ادبی پیرامون بنیاد فرهنگ ایران بود.
زندگی خانوادگی
پرویز خانلری در سال ۱۳۲۰ با زهرا کیا خانلری، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی، ازدواج کرد.[۲]
زهرا کیا از نخستین زنان ایرانی بود که در رشتهٔ ادبیات فارسی به درجهٔ دکتری رسید و بعدها در دانشگاه تهران تدریس کرد.
این زوج دو فرزند به نامهای ترانه و آرمان داشتند.
آرمان خانلری در سال ۱۳۳۸ در هشتسالگی بر اثر سرطان خون درگذشت.[۲]
مرگ فرزند تأثیر عمیقی بر خانوادهٔ خانلری گذاشت و بازتابهایی در نوشتهها و اشعار او داشت.
انقلاب ۱۳۵۷ و بازداشت
پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، خانلری به دلیل مسئولیتهای سیاسی پیشین خود، از جمله وزارت فرهنگ و عضویت در مجلس سنا، بازداشت شد.
او در فروردین ۱۳۵۸ به زندان اوین منتقل شد و حدود سه ماه در زندان ماند.[۱]
در این دوره خطر صدور حکم سنگین علیه او وجود داشت.
گزارشهای مختلفی دربارهٔ چگونگی آزادی خانلری نقل شده است، اما ایرانیکا تأکید میکند که برخی از این روایتها بهطور مستقل اثبات نشدهاند.[۱]
پس از آزادی، خانلری دیگر فعالیت سیاسی نداشت و بخش اصلی وقت خود را صرف مطالعه، پژوهش و نوشتن کرد.
سالهای پایانی
در سالهای پس از انقلاب، خانلری به تدوین و انتشار آثار علمی و خاطرات خود ادامه داد.
مجموعهای از مقالههای او با عنوان هفتاد سخن در چند جلد منتشر شد.
این مجموعه نوشتههای او دربارهٔ شعر و شاعری، فرهنگ و اجتماع، ادبیات فارسی و جریانهای جدید ادبیات جهان را دربرمیگیرد.[۱]
مصاحبهها و خاطرات خانلری نیز در نشریاتی مانند آینده، آدینه و دنیای سخن منتشر شدند.
او در این گفتوگوها دربارهٔ نویسندگان معاصر، فعالیتهای فرهنگی، رابطهاش با نیما و تجربهٔ حضور در سیاست سخن گفته است.
درگذشت
پرویز ناتل خانلری در ۱ شهریور ۱۳۶۹ در تهران درگذشت.[۱]
پس از مرگ او مجموعههای متعددی دربارهٔ زندگی و آثارش منتشر شد.
از مهمترین آنها قافلهسالار سخن به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی و سخنواره به کوشش ایرج افشار و هانس روبرت رومر است.[۱]
نشریات ادبی و ایرانشناسی نیز شمارههایی را به بررسی آثار و میراث علمی او اختصاص دادند.
آثار
زبانشناسی و زبان فارسی
- تاریخ زبان فارسی
- زبانشناسی و زبان فارسی
- دستور زبان فارسی
- وزن شعر فارسی
- فرهنگ تاریخی زبان فارسی
ادبیات و نقد
- هفتاد سخن، در چند جلد
- مقالههای متعدد دربارهٔ شعر و شاعری
- پژوهشها و مقالات مربوط به حافظ
- نوشتههای نقد ادبی دربارهٔ ادبیات کلاسیک و معاصر
تصحیح متون
- دیوان حافظ
شعر
- ماه در مرداب
- عقاب و دیگر اشعار
ترجمه
خانلری از زبان فرانسه نیز آثاری به فارسی ترجمه کرد. نخستین ترجمهٔ منتشرشدهٔ او ترجمهٔ اثر الکساندر پوشکین بود که ابتدا با عنوان دختر سلطان و بعدها در نسخهٔ تجدیدنظرشده با عنوان دختر سروان منتشر شد.[۱]
از ترجمههای او میتوان به:
- دختر سروان، الکساندر پوشکین
- چند نامه به شاعری جوان، راینر ماریا ریلکه
- تریستان و ایزوت
اشاره کرد.
هفتاد سخن
هفتاد سخن مجموعهای چندجلدی از مقالهها، نقدها و نوشتههای خانلری است.
جلدهای این مجموعه موضوعاتی چون:
- شعر و شاعری؛
- فرهنگ و اجتماع؛
- ادبیات فارسی؛
- شیوههای نو در ادبیات جهان
را دربرمیگیرند.[۱]
بخشی از نوشتههای این مجموعه پیشتر در مجلهٔ سخن منتشر شده بودند.
هفتاد سخن از منابع مهم برای شناخت دیدگاه خانلری دربارهٔ ادبیات، زبان، فرهنگ و جامعه است.
دیدگاه دربارهٔ سنت و تجدد
یکی از مسائل محوری اندیشهٔ ادبی خانلری رابطهٔ سنت و تجدد بود.
او نه با حفظ بیتغییر قالبهای سنتی موافق بود و نه گسست کامل از میراث ادبی فارسی را مطلوب میدانست.
در شعر، از نوآوری در تصویر، مضمون و زبان حمایت میکرد، اما برای وزن و موسیقی اهمیت زیادی قائل بود.
در نثر نیز بر سادگی، روشنی و دقت تأکید داشت، در حالی که شناخت ادبیات کلاسیک را برای نویسنده ضروری میدانست.
همین رویکرد میانه در مجلهٔ سخن نیز بازتاب داشت و به شکلگیری جریان ادبی خاصی پیرامون آن کمک کرد.[۱]
دیدگاه دربارهٔ زبان فارسی
زبان فارسی برای خانلری تنها موضوعی ادبی نبود، بلکه موضوع پژوهش علمی و تاریخی بود.
او معتقد بود برای شناخت زبان باید تاریخ تحول آن، گویشها، ساخت صوتی و قواعد دستوری آن بررسی شوند.
در عین حال، به نقش زبان مشترک در آموزش و فرهنگ ملی اهمیت میداد.
برخی دیدگاههای او دربارهٔ رابطهٔ زبان مشترک، گویشهای محلی و وحدت ملی بازتاب نگرشهای رایج دولتملتسازی در ایران سدهٔ بیستم بود و در مطالعات بعدی از منظر سیاست زبانی نیز مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.[۱]
جایگاه در شعر معاصر
خانلری از نظر تاریخی در میانهٔ دو جریان شعر سنتی و شعر نیمایی قرار میگیرد.
او ضرورت تحول شعر فارسی را پذیرفته بود، اما راه متفاوتی از نیما دنبال میکرد.
در شعر خانلری وزن، قافیه و موسیقی همچنان اهمیت دارند، در حالی که تصویرپردازی و مضمون به تجربههای شعر جدید نزدیک میشوند.
این جریان بعدها با شاعرانی مانند نادر نادرپور، فریدون توللی و هوشنگ ابتهاج پیوند یافت و اصطلاح «مکتب سخن» برای بخشی از آن به کار رفت.[۱]
در مقابل، برخی منتقدان ادبی این جریان را محافظهکارانه و مانعی در مسیر گسترش کامل شعر نو دانستهاند. گروه دیگری آن را مرحلهای مهم در گذار شعر فارسی از سنت به تجدد ارزیابی کردهاند.[۱]
ارزیابی کارنامهٔ سیاسی
کارنامهٔ سیاسی خانلری در مقایسه با فعالیت علمی و ادبی او کوتاهتر بود، اما بخشی از زندگی عمومیاش را تشکیل میدهد.
عضویت انتصابی در مجلس سنا، وزارت فرهنگ در دولت اسدالله علم و حضور در دولت هنگام سرکوب اعتراضات ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از مهمترین بخشهای این کارنامهاند.[۱]
در مقابل، نقش او در ایجاد سپاه دانش و گسترش آموزش روستایی از اقدامات آموزشی دورهٔ وزارتش بود.
بنابراین بررسی دانشنامهای زندگی خانلری نیازمند تفکیک میان میراث علمی و فرهنگی او و مسئولیت سیاسیاش در ساختار حکومت پهلوی است؛ بدون آنکه یکی برای حذف یا نادیدهگرفتن دیگری به کار رود.
میراث علمی و فرهنگی
میراث پرویز ناتل خانلری حوزههای متعددی را دربرمیگیرد.
در زبانشناسی، او در ورود روشهای جدید مطالعهٔ زبان به پژوهش فارسی نقش داشت.
در تاریخ زبان، پژوهشهای او از نخستین مطالعات منظم دانشگاهی این حوزه در ایران بودند.
در عروض، کوشید وزن شعر فارسی را بر اساس ویژگیهای زبان فارسی بررسی کند.
در نقد ادبی، بر استقلال ارزش ادبی اثر از پیام مستقیم سیاسی و اخلاقی تأکید داشت.
در تصحیح متون، نسخهٔ او از دیوان حافظ به یکی از تصحیحهای مورد مراجعه تبدیل شد.
در روزنامهنگاری فرهنگی، مجلهٔ سخن چند دهه بستری برای انتشار ادبیات، نقد و ترجمه بود.
در مدیریت فرهنگی، بنیاد فرهنگ ایران زمینهٔ انجام و انتشار شمار زیادی از پژوهشهای ایرانشناسی را فراهم کرد.
و در شعر، «عقاب» همچنان شناختهشدهترین اثر ادبی اوست.[۱]
این چندوجهی بودن سبب شده است که خانلری در تاریخ فرهنگ معاصر ایران نه تنها بهعنوان شاعر یا استاد ادبیات، بلکه بهعنوان یکی از سازماندهندگان مهم پژوهش و نشر فرهنگی در میانهٔ سدهٔ چهاردهم خورشیدی شناخته شود.
جستارهای وابسته
- زبان فارسی
- ادبیات معاصر ایران
- شعر نو فارسی
- نیما یوشیج
- صادق هدایت
- بزرگ علوی
- نادر نادرپور
- هوشنگ ابتهاج
- محمدتقی بهار
- بدیعالزمان فروزانفر
- مجتبی مینوی
- علیاکبر سعیدی سیرجانی
- زهرا کیا
- مجله سخن
- بنیاد فرهنگ ایران
- دانشگاه تهران
- دیوان حافظ
- حافظ شیرازی
- سپاه دانش
- انقلاب سفید
- قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ ۱٫۱۶ ۱٫۱۷ ۱٫۱۸ ۱٫۱۹ ۱٫۲۰ ۱٫۲۱ ۱٫۲۲ ۱٫۲۳ ۱٫۲۴ ۱٫۲۵ ۱٫۲۶ ۱٫۲۷ ۱٫۲۸ ۱٫۲۹ ۱٫۳۰ ۱٫۳۱ ۱٫۳۲ ۱٫۳۳ ۱٫۳۴ ۱٫۳۵ ۱٫۳۶ ۱٫۳۷ ۱٫۳۸ ۱٫۳۹ ۱٫۴۰ ۱٫۴۱ ۱٫۴۲ ۱٫۴۳ ۱٫۴۴ ۱٫۴۵ ۱٫۴۶ ۱٫۴۷ ۱٫۴۸ Abdolhossein Azarang. «KHANLARI, PARVIZ». Encyclopaedia Iranica، ۱۴ مه ۲۰۱۷. بازبینیشده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ «KHANLARI, ZAHRA». Encyclopaedia Iranica. بازبینیشده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶.