درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۳۱ توسط Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوشتارهای جدید هفته
پوریای ولی
پوریای ولی

پوریای ولی، با نام اصلی محمود خوارزمی، (زاده ۶۵۳هجری‌قمری، خوی- درگذشته اول مردادماه سال ۷۲۲ هجری‌قمری، خیوه ازبکستان) از کشتی‌گیران مشهور ایران در قرن هفتم است. پوریای ولی در دوران جوانی وارد عرصه کشتی شد؛ و عمرش را در کشتی و پهلوانی گذراند. شغل و کسب و کار پوریای ولی نیز کلاه‌دوزی و پوستین‌دوزی بوده است. پوریای ولی در همان زمان جوانی، به شهرهای مختلف ایران، آسیای میانه و هندوستان سفر کرد و همه‌جا کشتی گرفت و به پهلوانی شهرت یافت.

شهرت و آوازه‌ی پوریای ولی فقط به‌خاطر قهرمانی او در کشتی نیست، بلکه شهرت و محبوبیت او در بین مردم، بیشتر به‌خاطر اخلاق نیکو و فتوت و جوانمردی‌اش بود. مردم پوریای ولی را صوفی، عارف بزرگ و مرد خدا می‌دانستند. دلبستگی وشهرت او در میدان ورزش‌های باستانی، انگیزه‌ای شده است تا بسیاری از علاقه‌مندان ورزش باستانی در هنگام انجام تمرین‌های دشوار این ورزش مانند سنگ گرفتن، نام پوریای ولی را به زبان بیاورند؛ و از او انرژی و مدد بگیرند.

بسیاری از کشتی‌گیران و باستانی‌کاران، پوریای ولی را الگوی خود قرار می‌دهند و از او یاد می‌کنند. بوسیدن زمین کشتی و گود زورخانه، اشاره‌ای به قدم‌بوسی پوریای ولی است. مزار پوریای ولی واقع در شهر خیوه، ۲۵ کیلومتری جنوب شهر اورگنج مرکز استان خوارزم ازبکستان است. پوریای ولی اهل شعر و ادبیات بود و دو اثر از وی به‌جا مانده است، یکی کتاب کنزالحقایق و دیگری مجمعوعه رباعیات. پوریای ولی در اول مرداد سال ۷۲۲-ه‍.ق، درگذشت.

بیشتر بخوانید...


احمد شاملو
احمد شاملو

احمد شاملو، (زاده‌ی ۲۱ آذر ۱۳۰۴ مصادف با ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵در تهران، درگذشته‌ در ۲ مرداد ۱۳۷۹)، با نام شعری الف.بامداد، برجسته‌ترین شاعر معاصر ایران، از فرهنگ‌سازان وفرهنگ‌نویسان بزرگ ایران، نویسنده، پژوهشگر و مترجم ایرانی است. پدرش حیدر و مادرش کوکب نام داشت و از قفقاز به ایران آمده بود. پدر احمد شاملو افسر ارتش و مدام در سفر بود و خانواده‌‌ی آن‌ها از شهری به شهر دیگر می‌کوچید.

احمد شاملو دبیرستان را به پایان برد اما شرایط زندگی به وی امکان ادامه‌ی تحصیل نداد. شوق آموختن و علاقه‌ی او به شعر او را به کار در روزنامه‌ها و سپس سرودن شعر هدایت کرد. احمد شاملو اولین دفتر شعر خود را با نام آهنگ‌های فراموش شده به چاپ رساند اما بعدها آن‌را ناچیز خواند و از انتشار آن اظهار پشیمانی کرد. از نخستین اشعار وی که بسیار مورد توجه واقع شد، شعر «از شکوفه‌ی سرخ یک پیراهن» بود که در سال ۱۳۲۹ برای عبور از سد سانسور با نام دیگری منتشر شد. این اولین شعر غیرموزون احمدشاملو بود. به این ترتیب احمد شاملو آغازگر شعر سپید فارسی گشت. احمد شاملو سه بار ازدواج کرد اما تنها ازدواج سوم او با آیدا سرکیسیان دوام داشت. او نام «آیدا» را بر دو دفتر شعری خود به نام‌های «آیدا، درخت و خنجر و خاطره» و «آیدا در آینه» نیز گذاشته است. آیدا سرکیسیان علاوه بر همسر،‌ همکار و تنها یار و پشتیبان او در جمع‌آوری اشعار و پژوهش‌هایش بود.

احمد شاملو در طول زندگی خود سه بار دستگیر شد. در یکی از حملات توسط نیروهای امنیتی حکومت پهلوی به خانه‌ی او برخی کتاب‌ها و نوشته‌های او برای همیشه از بین رفت. همواره شعرها و کتاب‌های او مورد سانسور و ممیزی قرار می‌گرفت. پس از انقلاب وی در همان ابتدا نسبت به سرکوب رو به رشد در حاکمیت جدید هشدار داد. او در دوران جمهوری اسلامی به طور کامل با رسانه‌ها و افراد و تمامیت سیستم خط قرمز داشت و انزوا را ترجیح داد. از اشعار معروف او پس از انقلاب شعر «در این بن بست» است که با مطلع مشهور «دهانت را می‌بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم! » آغاز می‌شود.

احمدشاملو هم‌چنین تلاشی بسیار دشوار را در ساختن اولین فرهنگنامه واژه‌های عامیانه انجام داد. این فرهنگ‌نامه که به کتاب کوچه شهرت دارد دارای ده‌ها جلد است و نوشتن آن سال ها زمان برده است. احمد شاملو این کار را به تنهایی و بدون هیچ‌ پشتیبانی انجام داد، به طوری که بسیاری از مجلدهای آن تا پس از مرگ وی نیز هنوز تدوین و منتشر نشده بود. احمد شاملو در سال‌های پایانی از بیماری قند رنج می‌برد. یک سال پیش از درگذشت پزشکان مجبور به قطع یکی از پاهای وی شدند. احمدشاملو سرانجام در ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت.

بیشتر بخوانید...


محمدرضا سعادتی
محمدرضا سعادتی

محمدرضا سعادتی (زاده ۱۳۲۳شیرازـ تیرباران ۱۳۶۰تهران) محمدرضا سعادتی همرزم مهدی رضایی و از اعضای برجسته سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او در سال ۱۳۵۱در جریان دستگیری مهدی رضایی دستگیر و زندانی شد. محمدرضا سعادتی پس از گذراندن ۶ سال زندان، همراه با آخرین گروه از زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد. هنوز سه ماه از آزادی وی نگذشته بود که در روز ۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ و به دستور خمینی، توسط ماشاءالله قصاب مجددا دستگیر و به زندان بازگردانده شد.

اتهام محمدرضا سعادتی پس از انقلاب، جاسوسی برای شوروی بود. اتهامی که هیچ سندی علیه وی وجود نداشت و تعجب همگان را برانگیخت. ابتدا با این دستگیری محمدرضا سعادتی در پاییز سال ۱۳۵۹، به ۱۰سال زندان محکوم شد.

اما پس از انواع پرونده سازی‌های اسد‌الله لاجوردی و از جمله مرتبط کردن او با قتل کچویی در زندان اوین، با تشکیل دادگاهی به ریاست موسوی تبریزی، علیرغم مخالفت‌های بسیار، سرانجام در ۴ مرداد ۱۳۶۰، لاجوردی به دستور خمینی، سعادتی را بدون هیچ توضیح و هیج مجوز قانونی در شکنجه‌گاه اوین تیرباران کرد.

بعد از گذشت مدتی وصیت نامه‌ای جعل شده به نام او نوشتند و منتشر کردند که با انتشار آن وصیت‌نامه‌ی مجعول کسانی که محمد‌رضا سعادتی را می‌شناختند، ارتباط اعدام او و دشمنی که خمینی و لاجوردی نسبت به سازمان مجاهدین داشتند و ساختگی بودن اتهام او را محرز دانستند!

بیشتر بخوانید...