نه شاه نه شیخ

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نه شاه نه شیخ
شناسنامه
نام‌های دیگرنه شاه و نه شیخ، نفی شاه و شیخ، مرزبندی شاه و شیخ، نه سلطنت نه ولایت، نه سلطنت نه رهبری
حوزهعلوم سیاسی، تاریخ معاصر ایران، جنبش‌های اجتماعی، اپوزیسیون سیاسی و گذار به دموکراسی
خاستگاهمبارزهٔ تاریخی مردم ایران با سلطنت مطلقه و استبداد دینی و تجربهٔ دو دیکتاتوری پهلوی و ولایت فقیه
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدینفی دیکتاتوری، نفی وابستگی، آزادی، استقلال، جمهوری دموکراتیک، حاکمیت مردم، انتخابات آزاد، جدایی دین و دولت، برابری، اصل جمهوریت و حق تعیین سرنوشت
جریان‌های مرتبطسازمان مجاهدین خلق ایران، شورای ملی مقاومت ایران، جنبش جمهوری‌خواهی، جنبش دانشجویی، کانون‌های شورشی و قیام‌های سراسری ایران
تأثیرپذیرفته ازانقلاب مشروطه، نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷، سرکوب‌های جمهوری اسلامی و تجربهٔ قیام‌های معاصر ایران
تأثیرگذار بربرنامه‌ها و مصوبات شورای ملی مقاومت، شعارهای قیام‌های سراسری، شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، برنامهٔ ده‌ماده‌ای مریم رجوی و ادبیات سیاسی مقاومت ایران
نقد و ارزیابی

«نه شاه، نه شیخ» یک اصل و شعار سیاسی در ادبیات مقاومت ایران است که مخالفت هم‌زمان با دیکتاتوری سلطنتی و استبداد دینی را بیان می‌کند. «شاه» در این عبارت نماد سلطنت موروثی، دیکتاتوری پهلوی و پروژه‌های بازگرداندن این نظام است و «شیخ» به حاکمیت روحانیان، ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی اشاره دارد.

این عبارت در نگاه شورای ملی مقاومت ایران تنها یک شعار سلبی برای رد دو حکومت نیست، بلکه مرزبندی سیاسی مشخصی برای تأسیس یک جمهوری دموکراتیک، مستقل و مبتنی بر رأی مردم محسوب می‌شود. بر اساس این دیدگاه، نفی «شاه» با آزادی از دیکتاتوری و نفی «شیخ» با رهایی از حاکمیت مذهبی پیوند دارد؛ نفی هر دو نیز مستلزم استقلال از قدرت‌های خارجی و جلوگیری از رهبرتراشی و تحمیل آلترناتیو از بیرون است.

مسعود رجوی این اصل را چنین تعریف کرده است:

«اصل پایه‌یی نه شاه ـ نه شیخ به‌معنی نفی هرگونه دیکتاتوری و وابستگی، تنها سیاست ملی و میهنی برای ایران و ایرانی و ملیت‌های تحت ستم مضاعف است.»[۱]

در ادبیات مقاومت ایران، این اصل «خط قرمز» سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت و مرزبندی میان انقلاب دموکراتیک با دو جریان استبدادی شاه و شیخ معرفی می‌شود. از این منظر، استقرار آزادی با تغییر عنوان حاکم از شاه به ولی فقیه یا برعکس تحقق نمی‌یابد؛ بلکه مستلزم انتقال حاکمیت به مردم، انتخابات آزاد، جدایی دین و دولت و تضمین حقوق برابر شهروندان است.

مفهوم و اجزای شعار

عبارت «نه شاه، نه شیخ» از دو نفی به‌هم‌پیوسته تشکیل شده است:

  • نه شاه: مخالفت با سلطنت موروثی، حکومت فردی، بازسازی نظام پهلوی و مشروعیت سیاسی ناشی از وابستگی خانوادگی؛
  • نه شیخ: مخالفت با ولایت فقیه، حکومت روحانیان، امتیاز سیاسی ناشی از مقام مذهبی و اجبار دین در حکومت.

در این صورت‌بندی، شاه و شیخ تنها به دو فرد یا دو لباس اشاره ندارند، بلکه نماد دو ساختار قدرت‌اند. هر دو ساختار، از دید مقاومت ایران، بر تمرکز قدرت، حذف حاکمیت مردم، سرکوب مخالفان و وجود نهادهای غیرپاسخ‌گو استوارند.

«نه شاه، نه شیخ» در عین حال دارای دو وجه ایجابی معرفی می‌شود:

وجوه سلبی و ایجابی اصل «نه شاه، نه شیخ»
وجه سلبی وجه ایجابی
نفی سلطنت موروثی تأکید بر جمهوریت و انتخابی‌بودن همهٔ مقام‌های حکومتی
نفی ولایت فقیه جدایی دین و دولت و آزادی ادیان و عقاید
نفی دیکتاتوری آزادی، دموکراسی و حاکمیت مردم
نفی وابستگی استقلال سیاسی و حق تعیین سرنوشت مردم ایران
نفی رهبر مادام‌العمر گردش قدرت و انتخابات آزاد و ادواری
نفی تبعیض برابری زن و مرد، ملیت‌ها، ادیان و شهروندان

مریم رجوی نیز این مرزبندی را هم‌زمان نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال توصیف کرده است.[۲]

پیشینهٔ تاریخی

انقلاب مشروطه

مقاومت ایران ریشه‌های تاریخی اصل «نه شاه، نه شیخ» را در صف‌بندی‌های انقلاب مشروطه جست‌وجو می‌کند. انقلاب مشروطه با هدف محدودکردن قدرت مطلقهٔ شاه، برپایی مجلس و استقرار حکومت قانون آغاز شد. در جریان این انقلاب، محمدعلی‌شاه با کمک نیروهای روس مجلس را به توپ بست و گروهی از روحانیان مشروعه‌خواه به رهبری شیخ فضل‌الله نوری با حاکمیت مردم و قانون‌گذاری عرفی مخالفت کردند.

این هم‌سویی تاریخی میان سلطنت مطلقه و مشروعه‌خواهی، در روایت مقاومت ایران، یکی از نمونه‌های اولیهٔ اتحاد «شاه و شیخ» در برابر دموکراسی است. به همین دلیل، مبارزهٔ مشروطه‌خواهان، ستارخان و دیگر نیروهای آزادی‌خواه بخشی از پیشینهٔ تاریخی جبههٔ «نه شاه، نه شیخ» تلقی می‌شود.

مریم رجوی در سخنرانی مربوط به چهلمین سال تأسیس شورای ملی مقاومت گفت این شورا در حل مسئله‌ای کوشیده است که در جریان بحث‌های متمم قانون اساسی مشروطه میان مدافعان حکومت قانون و طرفداران شیخ فضل‌الله نوری پدید آمد.[۳]

نهضت ملی ایران

دومین ریشهٔ تاریخی این مرزبندی به نهضت ملی‌شدن صنعت نفت و دولت محمد مصدق بازمی‌گردد. در جریان این نهضت، دربار پهلوی، قدرت‌های خارجی و جریان روحانی به رهبری ابوالقاسم کاشانی به‌تدریج در برابر مصدق قرار گرفتند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت ملی را سرنگون کرد و محمدرضا شاه با حمایت آمریکا و بریتانیا قدرت خود را تثبیت نمود.

در روایت شورای ملی مقاومت، همراهی کاشانی با کودتاچیان و دربار نمونه‌ای دیگر از هم‌سویی ارتجاع مذهبی و استبداد سلطنتی علیه جنبش ملی و استقلال ایران است. بیانیهٔ چهل‌وپنجمین سالگرد تأسیس شورا، خود را ادامه‌دهندهٔ راه مصدق معرفی کرده و «شاه و شیخ» را دو نیرویی دانسته است که در دوران نهضت ملی در برابر آزادی و استقلال قرار گرفتند.[۴]

انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷

انقلاب ۱۳۵۷ نظام سلطنتی پهلوی را سرنگون کرد. از دید مقاومت ایران، هدف اصلی مردم در این انقلاب دستیابی به آزادی، استقلال و حاکمیت ملی بود؛ اما خمینی و نیروهای بنیادگرا انقلاب را مصادره کردند و استبداد دیگری را با پوشش دینی به‌وجود آوردند.

مقاله‌ای در رسانهٔ سازمان مجاهدین، شاه و شیخ را «دوقلوهای همزاد استبداد» توصیف کرده و نوشته است که این دو جریان در دوره‌های مختلف برای یکدیگر زمینه‌سازی کرده‌اند: سرکوب نیروهای دموکراتیک توسط شاه، زمینهٔ قدرت‌گیری شبکهٔ روحانیت را فراهم کرد و عملکرد جمهوری اسلامی نیز بعدها به دستاویزی برای تطهیر حکومت پهلوی تبدیل شد.[۵]

شکل‌گیری در مقاومت ایران

تأسیس شورای ملی مقاومت

شورای ملی مقاومت ایران در ۳۰ تیر ۱۳۶۰، پس از آغاز مقاومت سراسری علیه جمهوری اسلامی، به ابتکار مسعود رجوی تشکیل شد. منابع شورا، «نه شاه، نه شیخ» را شالودهٔ سیاسی این ائتلاف از آغاز تأسیس آن معرفی می‌کنند.[۳]

اگرچه ممکن است صورت لفظی این عبارت در همهٔ اسناد نخستین شورا تکرار نشده باشد، برنامه‌ها و مصوبات اولیهٔ آن بر نفی سلطنت، سرنگونی ولایت فقیه و تشکیل جمهوری مبتنی بر رأی مردم استوار بود. به همین سبب، بیانیه‌های شورا این مرزبندی را «رهنمون شورا از آغاز تأسیس» توصیف کرده‌اند.[۶]

این مرزبندی به‌عنوان یکی از وجوه تمایز شورا با دو گروه معرفی شد:

  1. جریان‌هایی که در پی اصلاح یا حفظ بخش‌هایی از جمهوری اسلامی بودند؛
  2. جریان‌هایی که بازگشت سلطنت یا نقش سیاسی موروثی خاندان پهلوی را دنبال می‌کردند.

برنامهٔ دولت موقت

در برنامهٔ شورای ملی مقاومت برای دولت موقت، دورهٔ انتقال پس از سرنگونی جمهوری اسلامی شش ماه تعیین شد. وظیفهٔ اصلی دولت موقت، فراهم‌کردن شرایط انتخابات آزاد برای مجلس مؤسسان و انتقال حاکمیت به نمایندگان مردم است.

به این ترتیب، «نه شاه، نه شیخ» با سازوکاری عملی همراه شد: هیچ فرد، خاندان یا مقام مذهبی حق ندارد خود را پیشاپیش حاکم آیندهٔ ایران بداند. نوع نظام، قانون اساسی و ساختار سیاسی آینده باید از طریق انتخابات آزاد و مجلس مؤسسان تعیین شود.

مریم رجوی در گردهمایی برلین گفت که بر اساس برنامهٔ شورا، قانون اساسی ایران آینده باید توسط مجلس مؤسسانی تدوین شود که انتخابات آن حداکثر شش ماه پس از سرنگونی جمهوری اسلامی برگزار خواهد شد.[۲]

تعریف مسعود رجوی

مسعود رجوی در پیام ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، «نه شاه، نه شیخ» را خط قرمز شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین و «مرزبندی ملی و تاریخی ایرانیان در انقلاب دموکراتیک نوین» نامید.[۱]

در این تعریف، دو مفهوم بنیادین وجود دارد:

نفی دیکتاتوری

نفی دیکتاتوری به معنای رد هر نوع حکومت غیرانتخابی، مادام‌العمر، موروثی یا مبتنی بر ولایت مذهبی است. در این نگاه، تفاوت لباس شاه و شیخ یا سکولار و مذهبی‌بودن ادعایی حکومت، هنگامی که مردم از حق انتخاب و عزل حاکمان محروم باشند، ماهیت استبدادی نظام را تغییر نمی‌دهد.

نفی وابستگی

نفی وابستگی به مخالفت با تعیین حکومت آیندهٔ ایران توسط قدرت‌های خارجی، مداخلهٔ نظامی، کودتا و رهبرتراشی بین‌المللی اشاره دارد. مقاومت ایران سرنگونی جمهوری اسلامی را وظیفهٔ مردم و مقاومت سازمان‌یافتهٔ آنان می‌داند و اعلام کرده است که خواهان نیروی نظامی یا پول خارجی برای تصرف قدرت نیست.

مسعود رجوی در پیام دیگری تأکید کرد که تغییر حکومت باید به دست مردم، پیش‌آهنگ انقلابی، کانون‌ها و شهرهای شورشی انجام شود.[۷]

دیدگاه مریم رجوی

مریم رجوی اصل «نه شاه، نه شیخ» را راهنمای مبارزه برای جمهوری دموکراتیک معرفی کرده است. او در یکی از پیام‌های خود گفت پنج قیام سراسری از دی ۱۳۹۶ تا دی ۱۳۹۸ این مرزبندی را در عمل برجسته کردند.[۸]

در این دیدگاه، اصل یادشده سه کارکرد دارد:

  • هدایت نارضایتی اجتماعی به‌سوی سرنگونی کامل ولایت فقیه؛
  • جلوگیری از بازگشت سلطنت و مصادرهٔ اعتراض‌ها؛
  • ارائهٔ جمهوری دموکراتیک به‌عنوان جایگزین هر دو دیکتاتوری.

مریم رجوی در سال ۱۴۰۵ از ضرورت شکل‌گیری «جبههٔ نه شاه، نه شیخ» سخن گفت و آن را لازمهٔ سرنگونی فاشیسم دینی دانست.[۹]

رابطه با جمهوری دموکراتیک

اصل «نه شاه، نه شیخ» در ادبیات مقاومت، صرفاً به رد دو گزینه محدود نمی‌شود. وجه اثباتی آن «جمهوری دموکراتیک» است؛ نظامی که مشروعیت خود را از رأی آزاد مردم می‌گیرد و در آن هیچ امتیاز سیاسی بر پایهٔ تبار خانوادگی، جنسیت، قومیت یا مقام مذهبی وجود ندارد.

شاخص‌های این جمهوری در برنامه‌ها و مصوبات شورای ملی مقاومت و طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی چنین بیان شده‌اند:

  • حاکمیت مردم و انتخابات آزاد؛
  • آزادی احزاب، مطبوعات، اجتماعات و بیان؛
  • جدایی دین و دولت؛
  • برابری کامل زن و مرد؛
  • لغو مجازات اعدام؛
  • استقلال دستگاه قضایی؛
  • برابری ملیت‌ها و رفع تبعیض‌های قومی و مذهبی؛
  • ایران غیراتمی؛
  • روابط مسالمت‌آمیز و همزیستی با کشورهای دیگر؛
  • تدوین قانون اساسی توسط مجلس مؤسسان منتخب مردم.

از این منظر، «نه شاه، نه شیخ» بدون طرح یک نظام دموکراتیک ناقص خواهد بود. مقاله‌ای در رسانهٔ مجاهدین این اصل را «اثبات یک جایگزین» و مرز میان انقلاب دموکراتیک و ارتجاع توصیف کرده است.[۱۰]

بازتاب در قیام‌های ایران

قیام دی ۱۳۹۶

در قیام دی ۱۳۹۶، شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» نشان‌دهندهٔ عبور بخش بزرگی از معترضان از جناح‌بندی‌های رسمی جمهوری اسلامی بود. مقاومت ایران این تحول را گامی در جهت کامل‌شدن مرزبندی با کلیت نظام ولایت فقیه ارزیابی کرد.

در کنار این تحول، تلاش‌هایی برای نسبت‌دادن اعتراض‌ها به جریان سلطنت‌طلب صورت گرفت. مقاومت ایران با تأکید بر «نه شاه، نه شیخ»، هم مخالفت خود با حکومت موجود و هم مخالفت با بازگشت پهلوی را اعلام کرد.

قیام‌های ۱۳۹۸

در قیام آبان ۱۳۹۸ و اعتراض‌های دی‌ماه همان سال، شعارهایی مانند «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» رواج یافت. شورای ملی مقاومت این شعار را صورت خیابانی و مردمی اصل «نه شاه، نه شیخ» دانست.

بیانیهٔ سی‌ونهمین سالگرد تأسیس شورا، قیام‌های آبان و دی ۱۳۹۸ را نشان‌دهندهٔ اصالت جایگزین دموکراتیک و مرزبندی جامعهٔ معترض با هر دو نظام شاه و شیخ توصیف کرد.[۱۱]

قیام ۱۴۰۱

در قیام ۱۴۰۱ ایران، شعارهای متعددی با مضمون نفی دو دیکتاتوری در دانشگاه‌ها و خیابان‌ها شنیده شد:

  • «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»؛
  • «نه سلطنت، نه رهبری؛ دموکراسی، برابری»؛
  • «نه تاج، نه عمامه؛ این آخرین پیامه»؛
  • «مرگ بر شیخ و شاه، ساواک باشه یا سپاه»؛
  • «نه شاه می‌خوایم نه ملا، لعنت به هر دوتاشون»؛
  • «سلطنت، ولایت؛ یک‌صد سال جنایت».

مقاومت ایران این شعارها را نشانهٔ ورود مرزبندی «نه شاه، نه شیخ» به متن اعتراض‌های اجتماعی و بیان مخالفت نسل جدید با بازتولید دیکتاتوری دانست.

مریم رجوی در پیامی به سنای آمریکا گفت مردم ایران در قیام ۱۴۰۱ با شعار «نه شاه، نه شیخ» مخالفت خود را با هر نوع دیکتاتوری نشان دادند.[۱۲]

قیام ۱۴۰۴

در اعتراض‌ها و قیام سال ۱۴۰۴ نیز «نه شاه، نه شیخ» در فعالیت‌های دانشجویان، جوانان و کانون‌های شورشی دیده شد. جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تبریز در بیانیه‌ای اعلام کردند:

«نه شاه، نه شیخ؛ زنده باد جمهوری دموکراتیک.»[۱۳]

کانون‌های شورشی نیز در شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، رشت، کرمانشاه، سنندج، بیرجند، زاهدان و دیگر شهرها شعارها و تصویرنگاری‌هایی با این مضمون منتشر کردند.[۱۴]

شعارهای هم‌خانواده

«نه شاه، نه شیخ» در قیام‌ها و فعالیت‌های سیاسی با صورت‌های گوناگون بیان شده است:

شعارهای هم‌خانواده با «نه شاه، نه شیخ»
شعار مضمون
مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر نفی هر دو شکل سلطنتی و مذهبی استبداد
نه سلطنت، نه رهبری؛ دموکراسی، برابری قرارگرفتن دموکراسی و برابری در برابر سلطنت و ولایت فقیه
نه شاه می‌خوایم نه ملا، لعنت به هر دوتاشون مخالفت مستقیم با بازگشت سلطنت و ادامهٔ حکومت روحانیان
نه تاج، نه عمامه؛ این آخرین پیامه نفی نمادهای سلطنت و حکومت مذهبی
سلطنت، ولایت؛ یک‌صد سال جنایت پیوند تاریخی حکومت پهلوی و ولایت فقیه به‌عنوان دو دورهٔ استبداد
مرگ بر شیخ و شاه، ساواک باشه یا سپاه مقایسهٔ دستگاه‌های سرکوب دو حکومت
ایرانی بیداره، از شیخ و شاه بیزاره تأکید بر آگاهی جامعه و رد هر دو جریان
نه شاه، نه شیخ؛ پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک بیان وجه ایجابی و جایگزین سیاسی شعار

مخالفت با اصلاح‌طلبی حکومتی

در ادبیات مقاومت ایران، «نه شاه، نه شیخ» علاوه بر سلطنت‌طلبان، همهٔ جناح‌های جمهوری اسلامی را نیز دربرمی‌گیرد. بر این اساس، تفاوت میان اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، هنگامی که هر دو قانون اساسی ولایت فقیه و بقای نظام را پذیرفته‌اند، تفاوتی در چارچوب یک ساختار استبدادی است.

شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» در قیام دی ۱۳۹۶، از دید شورا، بیان اجتماعی عبور مردم از امید به اصلاح حکومت بود. بنابراین «نه شیخ» تنها متوجه جناح حاکم یا شخص ولی فقیه نیست؛ بلکه همهٔ جریان‌هایی را شامل می‌شود که خواهان حفظ ساختار جمهوری اسلامی‌اند.

مخالفت با بازگشت سلطنت

«نه شاه» به معنای رد نقش موروثی خاندان پهلوی و مخالفت با معرفی رضا پهلوی به‌عنوان رهبر از پیش تعیین‌شدهٔ دوران گذار است. مقاومت ایران استدلال می‌کند که مردم در انقلاب ۱۳۵۷ سلطنت را سرنگون کردند و عملکرد جمهوری اسلامی نمی‌تواند شکنجه‌ها، اعدام‌ها، سانسور، نظام تک‌حزبی و کودتای ۲۸ مرداد را مشروع جلوه دهد.

حضور پرویز ثابتی، از مقام‌های ارشد ساواک، در تجمع سلطنت‌طلبان در مونیخ در بهمن ۱۴۰۱، از سوی رسانه‌های مقاومت نشانه‌ای از استمرار پیوند این جریان با دستگاه سرکوب پهلوی معرفی شد.[۱۵]

از این منظر، مخالفت با سلطنت شرط دفاع از انقلاب دموکراتیک است؛ زیرا پذیرش رهبری موروثی با اصل برابری شهروندان و حق انتخاب حاکمان تعارض دارد.

ارتباط با استقلال سیاسی

مقاومت ایران میان سلطنت پهلوی و وابستگی به قدرت‌های خارجی ارتباط تاریخی برقرار می‌کند. به قدرت رسیدن رضاشاه پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و بازگشت محمدرضا شاه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در این روایت نمونه‌هایی از دخالت خارجی در تعیین حاکم ایران هستند.

ازاین‌رو، «نه شاه، نه شیخ» تنها موضعی دربارهٔ شکل حکومت نیست، بلکه اصل استقلال سیاسی نیز محسوب می‌شود. دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت در واشنگتن این عبارت را «نه به دیکتاتوری و نه به وابستگی» تعریف کرده است.[۱۶]

این موضع با مفهوم چلبی‌سازی نیز ارتباط پیدا می‌کند. مقاومت ایران با برجسته‌سازی یک فرد توسط دولت‌ها، رسانه‌ها یا محافل خارجی و معرفی او به‌عنوان رهبر آیندهٔ ایران مخالفت می‌کند و انتخاب نظام و رهبران آینده را حق انحصاری مردم ایران می‌داند.

جبههٔ همبستگی ملی

شورای ملی مقاومت در سال ۱۳۸۱ «جبههٔ همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی» را پیشنهاد کرد. این جبهه برای همکاری نیروهای جمهوری‌خواهی طراحی شد که خواهان سرنگونی کامل جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت هستند.

اصل «نه شاه، نه شیخ» مرز سیاسی این همبستگی است. در این چارچوب، اختلاف‌های ایدئولوژیک، مذهبی یا اقتصادی مانع همکاری تلقی نمی‌شوند؛ اما حمایت از سلطنت یا یکی از جناح‌های جمهوری اسلامی با مبانی جبهه ناسازگار است.

در مقاله‌ای از رسانهٔ مجاهدین آمده است که همراهی با این جبهه مستلزم پذیرش ایدئولوژی سازمان مجاهدین نیست و معیار اصلی، پایبندی به جمهوری در برابر استبداد و مرزبندی با شاه و شیخ است.[۱۷]

بازتاب در خارج از ایران

شعار «نه شاه، نه شیخ» در تظاهرات ایرانیان خارج از کشور نیز به کار رفته است. هواداران مقاومت در گردهمایی‌های برلین، پاریس، مونیخ، واشنگتن، استکهلم و دیگر شهرها آن را در کنار شعار «پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک» سر داده‌اند.

در بهمن ۱۴۰۱، هم‌زمان با کنفرانس امنیتی مونیخ، هواداران سازمان مجاهدین تظاهراتی با عنوان «نه شاه، نه شیخ؛ پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک» برگزار کردند.[۱۸]

در دی ۱۴۰۴ نیز تظاهراتی در میدان پانتئون پاریس با این شعار برگزار شد.[۱۹]

یک کارزار اینترنتی نیز با هشتگ «نه شاه نه شیخ» برگزار شد که شرکت‌کنندگان در آن بر جمهوری دموکراتیک و نفی استبداد دینی و سلطنتی تأکید کردند.[۲۰]

نقدها و مناقشه‌ها

طرفداران سلطنت، بخش «نه شاه» را رد می‌کنند و برخی از آنان مدعی‌اند که نوع حکومت باید در آینده با همه‌پرسی تعیین شود. منتقدان این جریان می‌گویند معرفی رضا پهلوی با عنوان‌هایی مانند رهبر دوران گذار پیش از برگزاری انتخابات، با همین ادعا در تعارض است.

برخی مخالفان جمهوری اسلامی نیز معتقدند تأکید بر مرزبندی میان جمهوری‌خواهان و سلطنت‌طلبان ممکن است مانع اتحاد گسترده علیه حکومت شود. پاسخ شورای ملی مقاومت این است که اتحاد بدون تعیین مرز با دیکتاتوری و وابستگی، اتحاد دموکراتیک نیست و می‌تواند به جایگزینی یک استبداد با استبدادی دیگر بینجامد.

حکومت جمهوری اسلامی نیز می‌کوشد مخالفت با سلطنت را به‌عنوان حمایت از نظام حاکم جلوه دهد یا از اختلاف جمهوری‌خواهان و سلطنت‌طلبان بهره‌برداری کند. مدافعان «نه شاه، نه شیخ» این دوگانه را رد می‌کنند و می‌گویند مخالفت با سلطنت هیچ‌گونه حمایت یا نرمش در برابر ولایت فقیه را دربرنمی‌گیرد.

تمایز با شعارهای مشابه

عبارت‌های «نه شاه، نه شیخ»، «نه شاه، نه رهبر» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» از نظر محتوا نزدیک‌اند، اما کاربردهای متفاوتی دارند:

مقایسهٔ شعارهای مرتبط
عبارت نوع و کارکرد
نه شاه، نه شیخ اصل سیاسی و راهبردی برای نفی سلطنت، ولایت فقیه، دیکتاتوری و وابستگی
مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر صورت خیابانی و آهنگین مخالفت با دو دیکتاتوری
نه سلطنت، نه رهبری؛ دموکراسی، برابری بیان مستقیم جایگزینی دموکراسی و برابری به‌جای سلطنت و ولایت
نه تاج، نه عمامه نفی نمادهای دو ساختار سلطنتی و مذهبی
جمهوری، جمهوری تأکید بر وجه ایجابی و نوع نظام مورد نظر

«شیخ» در شعار اصلی مفهومی سیاسی دارد و به روحانیان به‌طور عام یا اعتقادات دینی مردم اشاره نمی‌کند؛ بلکه نماد روحانیت حاکم و ولایت فقیه است. شورای ملی مقاومت هم‌زمان از جدایی دین و دولت و آزادی پیروان همهٔ ادیان و مذاهب دفاع می‌کند.

جایگاه در هویت سیاسی مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین، استمرار چنددهه‌ای بر این مرزبندی را از مهم‌ترین شاخص‌های هویت سیاسی خود می‌دانند. به گفتهٔ اعضای شورا، حفظ این «مرز سرخ» از نفوذ جریان‌های وابسته به حکومت یا سلطنت در ائتلاف جلوگیری کرده و استقلال سیاسی آن را حفظ کرده است.[۲۱]

در این برداشت، ماندگاری شورا نه فقط ناشی از تشکیلات، بلکه نتیجهٔ حفظ مرزبندی با دو کانون تاریخی استبداد در ایران است. مریم رجوی در گردهمایی برلین گفت این مقاومت بیش از چهار دهه با «چراغ راهنمای نه شاه، نه شیخ» دوام آورده است.[۲]

گاه‌شمار

گاه‌شمار تاریخی اصل «نه شاه، نه شیخ»
تاریخ رویداد
۱۲۸۵ تا ۱۲۸۸ صف‌بندی مشروطه‌خواهان در برابر سلطنت مطلقه و مشروعه‌خواهان
۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ مقابلهٔ نهضت ملی مصدق با دربار و سپس هم‌سویی کاشانی با مخالفان دولت ملی
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرنگونی دولت مصدق در کودتا و تثبیت دیکتاتوری محمدرضا شاه
بهمن ۱۳۵۷ سرنگونی نظام سلطنتی در انقلاب ضدسلطنتی
۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ استقرار ولایت فقیه و حذف آزادی‌ها و نیروهای سیاسی
۳۰ تیر ۱۳۶۰ تأسیس شورای ملی مقاومت با برنامهٔ سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل جمهوری دموکراتیک
دی ۱۳۹۶ عبور اعتراض‌ها از جناح‌بندی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا
آبان و دی ۱۳۹۸ گسترش شعارهایی مانند «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»
۲۰ خرداد ۱۴۰۱ مسعود رجوی «نه شاه، نه شیخ» را خط قرمز شورا و نفی دیکتاتوری و وابستگی تعریف کرد
۱۴۰۱ گسترش صورت‌های مختلف این شعار در قیام سراسری و دانشگاه‌ها
۱۴۰۴ تکرار شعار در قیام، بیانیه‌های دانشجویی، فعالیت‌های کانون‌های شورشی و تظاهرات خارج از ایران
۱۴۰۵ طرح «جبههٔ نه شاه، نه شیخ» از سوی مریم رجوی و تأکید مجدد بر جمهوری دموکراتیک

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مسعود رجوی، نه شاه، نه شیخ؛ خط قرمز شورای ملی مقاومت و مجاهدین، ۲۰ خرداد ۱۴۰۱.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ مریم رجوی، سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین، ۱۴۰۴.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران؛ جایگزین دموکراتیک و راه‌حل برای آیندهٔ ایران، ۱۳۹۹.
  4. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ چهل‌وپنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۴۰۵.
  5. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، شاه و شیخ؛ دوقلوهای همزاد استبداد، ۱۸ خرداد ۱۴۰۱.
  6. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ چهل‌وچهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۴۰۴.
  7. ↑ مسعود رجوی، دربارهٔ اتحاد و همبستگی، ۲۰ خرداد ۱۴۰۱.
  8. ↑ مریم رجوی، نه شاه، نه شیخ ـ زنده باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران، ۱۳۹۸.
  9. ↑ مریم رجوی، پیش به‌سوی یک جمهوری دموکراتیک، ۳۰ فروردین ۱۴۰۵.
  10. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، نه شاه، نه شیخ؛ مرزبندی خونین میان انقلاب دموکراتیک و ارتجاع، ۱۴۰۵.
  11. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ سی‌ونهمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۳۹۹.
  12. ↑ مریم رجوی، پیام به کنفرانس در سنای آمریکا، ۱۴۰۲.
  13. ↑ جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تبریز، پاسخ به بیانیهٔ دانشگاه تهران؛ نه شاه نه شیخ، زنده باد جمهوری دموکراتیک، ۱۴۰۴.
  14. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، پراتیک کانون‌های شورشی در شهرهای میهن با شعار نه شاه، نه شیخ، ۱۴۰۴.
  15. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، عکس پرویز ثابتی در کنار رضا پهلوی در تجمع سلطنت‌طلبان مونیخ، ۳۰ بهمن ۱۴۰۱.
  16. ↑ دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در واشنگتن، توضیح دربارهٔ مرزبندی ملی و تاریخی نه شاه، نه شیخ، ۵ بهمن ۱۴۰۱.
  17. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، انقلاب دموکراتیک و تذکار قطب‌بندی اصلی، ۱۴۰۲.
  18. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، دومین روز آکسیون ایرانیان در مونیخ با شعار نه شاه، نه شیخ، ۲۹ بهمن ۱۴۰۱.
  19. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، تظاهرات ایرانیان با شعار نه شاه، نه شیخ در میدان پانتئون پاریس، ۲۷ دی ۱۴۰۴.
  20. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، توفان توییتری ایرانیان با شعار نه شاه و نه شیخ، ۱۴۰۰.
  21. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، اجلاس سه‌روزهٔ شورای ملی مقاومت در آغاز چهلمین سال تأسیس شورا، ۱۳۹۹.