محمدتقی مصباح یزدی

از ایران پدیا
(تغییرمسیر از مصباح یزدی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
آخوند مصباح یزدی.jpg
محمدتقی مصباح یزدی
زادروز۱۱ بهمن ۱۳۱۳
یزد
درگذشت۱۲ دی۱۳۹۹
محل زندگیتهران
تبارایرانی
تابعیتایران
تحصیلاتتحصیلات حوزوی
شناخته‌شده برایمردم ایران
شهر خانگیمشهد
دارایی خالصنامعلوم
لقبتمساح یزدی
مخالفاناکثریت مردم ایران
دیناسلام
اتهام‌هاتئوریسین خشونت،قتل‌های زنجیره‌ای، قتل‌های محفلی کرمان، اسید‌پاشی، سرکوب مخالفان، شکنجه و قتل مخالفان و...

محمدتقی مصباح یزدی (متولد۱۱ بهمن۱۳۱۳- مرگ۱۲ دی۱۳۹۹)[۱] با نام اصلی تقی گیوه‌چی یکی از آخوندهای مشهور قم و از حامیان اصلی نظام ولایت فقیه است. مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان از استان خراسان، عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، رئیس سابق شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت و یکی از مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم بود. مصباح یزدی به دلیل مواضع خشونت‌آمیز و تئوری پردازی سرکوب و تجاوز و قتل در جمهوری اسلامی شهرت دارد. او یکی از تئوریسین‌ها و هدایت‌کنندگان و صادر کنندگان فتوا برای قتل‌های زنجیره‌ای و قتل های محفلی در کرمان است.[۲]

در اعترافات سعید امامی در جلد ۱۶ پرونده صفحه ۳۸۴ هنگامی که بازجو از وی سؤال می‌‏کند آیا اعدام‌ها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام می‌‏شد یا حکم‌های موضوعی نیز داشت؟

جواب می‏‌دهد: فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا ” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمی‏‌کرد. او این احکام را از آیة‏الله خوشوقت (پدر یکی از عروسهای خامنه‌‏ای و دوست نزدیک مصباح) و خود مصباح یزدی، خزعلی، جنتی و گاها نیز از حجة‏الاسلام محسنی اژه‌‏ای دریافت می‏‌کرد و بدست ما می‏‌داد.

او واضع نظریه ” حرکت قسری ” است. در این نظریه او از نظریه قهر مامای تاریخ است پیروی می‌کند. او پیرو فیلسوفان یونانی معروف به فیلسوفان جانبدار استبداد است که معتقد بودند بعلت نادانی مردم، به هدف خوب، با خشونت باید رسید.

مصباح یزدی در زمان محمدرضا پهلوی تنها به فعالیت‌های حوزوی می‌پرداخت و حتی مبارزه با شاه را حرام اعلام کرده بود. مصباح یزدی حتی پس از انقلاب نیز تا مدت‌ها با خامنه‌ای روابط خوبی نداشت، به ویژه که علی خامنه‌ای به لحاظ مدارج حوزوی از وی بسیار پایین‌تر بود با اینهمه به سرعت به یکی از حامیان او تبدیل شد.[۳]او به هنگام انتخاب خامنه‌ای بعنوان رهبر وی را بیسواد خواند و فاقد شرایط لازم برای رهبری، اما بعدها برای بهره‌مند شدن از سفره‌ی انقلاب، دست و پای خامنه‌ای را بوسید. مصباح یزدی همچنین در یکی از سخنرانی‌های خود به صراحت اعلام می‌کند که رأی مردم در حکومت اسلامی هیچ اهمیتی ندارد و تنها دلیل برای مشروعیت رئیس جمهور را تأیید ولایت فقیه برشمرد.

زندگی‌نامه و جوانی

محمدتقی مصباح از کودکی وارد حوزه‌ی علمیه یزد شد. سپس حدود یک سال به نجف رفته و سپس به قم بازگشت. او مدت ۸ سال در کلاس حسین طباطبایی درس فقه خوانده است. مصباح یزدی در ۲۵ سالگی مجتهد شد.[۱] مصباح یزدی در کلاس درس افرادی چون آیت‌الله بروجردی، بهجت و خمینی درس خواند. از جمله تخصص‌های او فلسفه بود.

مصباح یزدی با خانواده نوری همدانی وصلت کرد که حاصل آن ازدواج، یک دختر و دو پسر است. درباره پسران او گفته می‏شود که هر دو تحصیلات حوزوی دارند و یکی از آنها چند سالی نیز در دانشگاه مک‏‌گیل کانادا تحصیل کرده است. دختر او نیز همسر محمدی عراقی رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است. (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی یکی از سازمان‌های تحت پوشش اعزام نیروهای تروریستی به خارج از کشور است و نیروهای مخصوص ترور در پوشش رایزنی‌های فرهنگی به کشورهای مورد نظر اعزام می‌شوند و زمینه را برای ترور نیروهای سیاسی و مخالف ﺁماده می‌سازند.)[۴]

مناصب مصباح یزدی

  • رئیس مؤسسه پژوهشی امام خمینی
  • عضو مجلس خبرگان از استان خراسان
  • عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی
  • عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
  • رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت[۵]

موسسات مربوط به مصباح یزدی

مصباح یزدی ابتدا از گردانندگان مدرسه‌ی حقانی بود که در اثر اختلاف با بهشتی و دیگران از آنجا رفت، وی علت رویگردانی خود از مدرسه حقانی را نفوذ تفکرات مارکسیستی با محوریت مجاهدین خلق عنوان کرد. همچنین اختلاف اصلی و قدیمی با هاشمی رفسنجانی از اوایل دهه پنجاه بر سر مجاهدین خلق بود.

مصباح یزدی پس از مدرسه حقانی ، راهی موسسه در راه حق شد و چندی نیز در آنجا به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی پرداخت و سرانجام با راه اندازی بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع) ، آموزش حوزویان را از حالت سنتی به سمت آموزش کلاسیک و دانشگاهی رهنمون ساخت .این اتفاق در سال ۱۳۶۶ روی داد و پس از هشت سال مداومت و استمرار این حرکت، ۲۰  تیرماه ۷۴  شورای عالی انقلاب فرهنگی با به رسمیت شناختن موسسه آموزشی- پژوهشی خمینی به سرپرستی مصباح یزدی، اعتبار ویژه‌یی به این موسسه بخشید. بلافاصله پس از رسمیت یافتن موسسه، عده‌یی از شاگردان وی با تطبیق مدارک حوزوی خود و گرفتن مدارک معادل دانشگاهی، برای ادامه تحصیل با استفاده از سهمیه بورسیه شورای عالی انقلاب فرهنگی راهی غرب شدند و البته تمامی آنها از جمله فرزندان خود مصباح ابتدا در دانشگاه مک‌گیل مونترال کانادا به عنوان دانشجوی فوق لیسانس مشغول به تحصیل شده و پس از گرفتن مدرک فوق لیسانس برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، راهی دیگر مراکز دانشگاهی کانادا و امریکا شدند.[۶]

از جمله این افراد، مرتضی آقاتهرانی و محمدناصر سقای بی‌ریا بودند که راهی ایالات متحده شدند. آقاتهرانی در دانشکده فلسفه دانشگاه ایالتی نیویورک مشغول به تحصیل شد و تز دکترای خود را در زمینه تاثیر عرفانی خواجه نصیرالدین طوسی روی افکار ابن سینا به پایان رساند. وی همزمان با تحصیل، امامت جماعت مسجد امام علی (ع) در منطقه بروکینگز نیویورک را برعهده گرفت که البته در روزهای جمعه همانند ایران، نماز جمعه را در آنجا اقامه می‌کرد. شاید از همین رو بود که بی ریا راهی تگزاس شد و همانند آقاتهرانی، امام جمعه تگزاس شد. محمدناصر سقای بی‌ریا در تز فوق لیسانس از پدر معنوی خود مصباح یزدی تشکر کرد.

برخی از این افراد پس از اتمام تحصیل، به ایران بازگشتند و در موسسه مصباح شروع به تدریس کردند و برخی دیگر مانند علی مصباح فرزند ارشد مصباح یزدی  که تمایل چندانی به بازگشت نداشتند، علیرغم اتمام تحصیل در آنجا ماندگار شدند. این در حالی است که تمامی دانشجویان بورسیه خارج می‌بایست بلافاصله پس از اتمام تحصیل به داخل کشور برگردند وگرنه وثیقه آنها به مورد اجرا گذاشته می‌شد. اما در مورد بورسیه شدگان موسسه مصباح هیچگونه وثیقه‌ای از طرف دولت اخذ نشده بود که آنان نگران این مورد باشند.

شاگردان مصباح یزدی

غلامرضا فیاضی (عضو جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم و استاد مؤسسه خمینی)

محمود رجبی (عضو جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم و قائم مقام مؤسسه خمینی)

محمود محمدی عراقی (داماد مصباح یزدی)

مصطفی ملکیان (استاد دانشگاه و از مخالفین سرسخت مصباح یزدی)

سید محمدرضا طباطبایی (مدیر جامعة الزهرا)

سیدابوالحسن نواب (رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و برادر نواب اطلاعاتی که در بوسنی کشته شد، داماد حجت الاسلام دکتر محمد جواد زارعان) مرتضی آقاتهرانی (استاد اخلاق حوزه علمیه و دولت احمدی‌نژاد و نماینده تهران در مجلس هشتم) عباسعلی شاملی (استادیار مؤسسه آموزشی خمینی)

سید احمد رهنمایی (معاون اطلاع رسانی مؤسسه خمینی)

محمد فنایی اشکوری (استادیار مؤسسه آموزشی خمینی)

شمالی (استادیار مؤسسه آموزشی خمینی)

محمد جواد زارعان (رئیس دانشگاه علوم انسانی)

اکبر میرسپاه (استاد دروس معارف قرآن، گروه ارشد مدرسه و عضو حقانی )

سید محمد غروی (سخنگوی سابق و عضو جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم و مدیر سابق گروه روان شناسی مؤسسه خمینی)

سید محمود نبویان (عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی خمینی)

احمد عبدالله محمد سامبی رئیس‌جمهور کومور

پرویز داوودی معاون اول دولت نهم

منوچهر محمدی معاون وزیر امور خارجه

عباسعلی کدخدایی عضو شورای نگهبان

غلامحسین الهام عضو شورای نگهبان، سخنگوی سابق دولت و ورزیر سابق دادگستری

ابراهیم فیاض

علی مبشری رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران

حجت الاسلام حائری زاده

حجت الاسلام محمد رضا موسوی فراز (از مرکزآموزشی و پژوهشی خمینی)

حجت الاسلام عجمین

حجت الاسلام قطبی

حجت الاسلام معصومی (معاون مرکزآموزشی و پژوهشی خمینی)

حجت الاسلام ابوالحسن حقانی

حجت الاسلام دکتر رهنما

حجت الاسلام محمد حسین زاده

حجت الاسلام علی اکبر مسعودی خمینی

حجت الاسلام شیخ محمد حسین بهجتی اردکانی (امام جمعه اردکان)

حجت الاسلام شیخ علی پهلوانی

آیت الله میرزا حسین نوری

حجت الاسلام محسن غرویان

حجت الاسلام حسین ایرانی

حجت الاسلام حیدر علی ایوبی

حجت الاسلام عبدالرسول عبودیت

حجت الاسلام ‏نیری یکی از سه قاضی مرگ عامل کشتار زندانیان درسال ۱۳۶۷

حجت الاسلام‏ صدیقی

حجت الاسلام‏ مویدی

حجت الاسلام‏ داراب کلایی

حجت الاسلام‏ نمازی

و از دیگر دوستان مصباح یزدی که جلسات مشترکی با هم داشتند،

شیخ عزیزالله خوشوقت (یکی از مفتیان ” قتل‌های زنجیره‌‏ای ” و پدر عروس یکی از فرزندان خامنه‌‏ای)

حجت الاسلام مجید رشید پور

حجت الاسلام ‏سید ابراهیم خسروشاهی

حجت الاسلام شیخ محمد علی واعظ

حجت الاسلام‏ سعادت پرور

مواضع مصباح یزدی

مصباح یزدی پیش از انقلاب هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نداشت و حتی مبارزه با شاه را حرام اعلام کرده بود.[۷] اما پس از انقلاب وارد فعالیت های سیاسی شد. او در سال ۱۳۸۴ از حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد بود، تا آن‌جا که دولت او را منتسب به وحی می‌دانست، هر چند پس از مدتی اعلام کرد که احمدی‌نژاد سحر شده است![۸]

مصباح یزدی از آخوندهایی است که در طول دوران حکومت جمهوری اسلامی علنا به حمایت از خشونت،‌ شکنجه، حد زدن و کشتن می‌پرداخت و عقاید خود را در این زمینه به صراحت بیان می‌کرد.[۹]

مصباح یزدی در مصاحبه با رادیو فردا در توجیه خشونت بدون رعایت موازین قانونی می‌گوید:

«در حدیث قدسی خداوند به حضرت موسی فرمود دوستان کسانی هستند که با دیدن مخالفت با احکام الهی مانند پلنگ تیرخورده زخمی می‌خروشند. یعنی غضب یک امر مطلوب شمرده می‌شود غضب در راه خدا و برای حفظ ارزش‌های الهی مذموم نیست و البته کسی که با انگیزه‌ی الهی غضب نماید حدود الهی را نیز در چگونگی عکس العمل و انتقام رعایت خواهد کرد و این نوع از خشم و غضب‌ها در دین اسلام نهی نشده است.»[۱۰]

  • مصباح یزدی با انجمن حجتیه که گروهی از اسلام‌گرایان افراطی است رابطه داشت. البته مصباح یزدی برخلاف اغلب اعضای حجتیه به برقراری حکومت اسلامی پیش از ظهور امام زمان معتقد بود.

  • مصباح یزدی: عناصر مزدور شیطانی را شناسایی کنید. (هرجا آهنگ مخالفت با ولایت فقیه یا ولی‌فقیه ساز شده آن را خاموش کنید، اگر از روی نادانی است برایش توضیح دهید و شبهه اش را رفع کنید، اگر از روی غرض ورزی است، او را خفه کنید.» (سخنرانی مصباح یزدی در جمع بسيجيان شهرستان قروه، ۷ مرداد۱۳۸۱)

  • محمد تقی مصباح یزدی روز دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۹ در همایش سپاه پاسدارن گفت :" هر کس دانسته ولايت فقيه را انکار کند ، مرتد است."

    مصباح یزدی از هوادران سرسخت دولت است و برخی او را "پدرمعنوی احمدی نژاد" توصیف می‌کنند. او بارها ولایت فقیه را ادامه حکومت خدا و پیامبران وامامان به شمار آورده و مواضع تندی علیه معترضان از خود نشان داده است. او در همايش سياسی کارکنان ستاد نيروی زمينی سپاه تاکید کرد: " مشروعيت ناشی از امام معصوم است و اگر کسی دانسته ولی فقيه را انکار کند و قبول نداشته باشد مرتد است چرا که مثل آن است که امام معصوم را قبول ندارد. امام معصوم تصريح کرده است که در زمان غيبت امام ، ولی فقيه از طرف امام معصوم ولايت دارد."[۱۱]

  • مصباح یزدی نه به جمهوری اسلامی بلکه به حکومت اسلامی معتقد بود. وی در سخنرانی خود صراحتا اعلام کرد که رأی مردم هیچ اهمیتی ندارد. مردم حقی ندارند و این ولی امر است که به وجود رئیس جمهور مشروعیت می‌بخشد.

    در سلسله نشست‌های شرح خطبه فدکیه در دفتر خامنه‌ای در قم، گفته است: اگر حاکم اسلامی ياور داشت، بايد کمر را محکم ببندد، و احکام اسلامی را دقيقا اجرا کند و در اين جا ديگر بحث دموکراسی ، آزادی و حقوق بشر جايی ندارد.

    «اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت امکان پذیر نباشد این کار ضروری است.» (صبح امروز، ۱۷/۳/۱۳۷۸)

    «وقتی مردم احساس کنند که کیان اسلام در خطر است و توطئه‌ای علیه نظام اسلامی در کار است. یک وقت دولت اسلامی این توطئه را می‌شناسد و قبول دارد چنین توطئه‌ای در کار است وظیفه‌اش است که خودش اقدام کند. یک وقت اقدام می‌کند و اقدام او کافی نیست و مردم هم باید کمک کنند همانطور که در خواباندن این ﺁشوب ۱۸ تیر مردم هم مشارکت کردند و این ﺁشوب به تنهایی به دست قوای دولتی خوابانده نمی‌شد. اخیرا مسئولین هم تصریح کردند که این کار به همت بسیجی‌های عزیز انجام گرفت و یک جایی که اساس نظام در خطر باشد مردمی اگر با دلایل قطعی برایشان ثابت شد که توطئه‌ای علیه نظام اسلامی در کار است و می‌خواهند این نظام را براندازند دیگران به هر دلیلی توجه ندارند یا به صلاح خود نمی‌دانند اگر مردم قطع پیدا کردند خودشان باید اقدام کنند. این هم از مواردی است که توسل به خشونت جایز است.»[۱۲]

    «اگر جایی در بیابان خلوتی دور از چشم پلیس کسی به خدا و پیغمبر و اسلام اهانت کرد و شما دسترسی به پلیس در بیابان ندارید، اهانت به مقدسات اسلامی حکمش اعدام است و در جایی که تشکیل دادگاه برای چنین فردی میسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصا اقدام کند. این همان فتوای امام در مورد سلمان رشدی است».[۱۲]

در سال‌های اخیر بسیاری از قتل‌ها و حتی تجاوزات جنسی با فتواهای او انجام می‌شد. در سال ۱۳۸۱ پنج قتل در کرمان توسط بسیجیانی صورت گرفت که عمل خود را به فتوای مصباح یزدی مستند می‌کردند.

مصباح یزدی تئوریسین و از صادر کنندگان فتوا برای قتل‌های زنجیره‌ای و از حامیان آن بود. جنایاتی که طی آن تعداد زیادی از نویسندگان و روشنفکران ایرانی به اشکال فجیعی به ‌قتل رسیدند.

مصباح یزدی طی سوال و جواب با جمعی از بسیجیان تجاوز به پسران و دختران زندانی از میان کسانی که مخالف نظام هستند را مجاز می‌داند. او همچنین اعلام می‌کند که فرزندان زنان زندانی در هر صورت حرام‌زاده به شمار می‌رود. مصباح یزدی را تئوریسین تجاوز در زندان‌هایی چون کهریزک می‌دانند.[۱۳][۱۴]

  • جوانی محمدتقی مصباح یزدی

    جوانی محمدتقی مصباح یزدی

مرگ مصباح یزدی

محمدتقی مصباح یزدی در روز ۱۲ دی ماه ۱۳۹۹ در سن ۸۶ سالگی در تهران مرد. علی خامنه‌ای در پیام تسلیت خود مرگ او را «خسارتی برای حوزه‌ی علمیه» دانست اما مردم ایران در فضای اجتماعی واکنش‌های منفی در باره‌ی او داشتند و از مرگ وی اظهار خوشحالی کردند.

منابع