کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین
کنفرانس بینالمللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶ با نام کامل «کنفرانس بینالمللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بینالمللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز بهصورت آنلاین در آن شرکت داشتند.
محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکتکنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیامهای دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ مادهای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر جدایی دین از دولت، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهرههای تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گستردهای در رسانههای اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.
پیشزمینه تاریخی
برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دورهای از ناآرامیهای مستمر و قیامهای سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.
ریشههای مبارزاتی زنان در ایران
تاریخنگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران انقلاب مشروطه و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمیگردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستونهای بقای خود تبدیل کرد.
نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق
از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیمگیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتیتز زنستیزی» یاد میکند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب طرح آزادیها و حقوق زنان در سال ۱۳۶۶ توسط شورای ملی مقاومت، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.
بافت زمانی (سال ۱۴۰۴)
این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزانترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدلهای مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدلها را دوچندان کرده بود.
سخنرانی مریم رجوی
سخنرانی مریم رجوی در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دستهبندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادیهای اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.
وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زنستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.

پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتیتز استبداد
رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:
«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بیقدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی بهدست نمیآید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»
او با تکیه بر تجربه سازمانیافته جنبش تحت رهبریاش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیمگیری، تضمینکننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.
نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری)
رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گستردهای داشت، مرزهای آزادیهای فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:
«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد میکنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»
این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.
کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ)
مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زنستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات رضا شاه، استدلال کرد که:
استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بیحجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.
استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصهی عمومی حذف کرد.
وی نتیجهگیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»
پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ مادهای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:
برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.
حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهرهکشی جنسی.
حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاستجمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.
چشمانداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرتگرایی
رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:
جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.
حقوق ملیتها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچها، عربها و سایر اقلیتهای ملی در چارچوب یک ایران متحد.
نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.
او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت:
«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکانپذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»[۱][۲]
مواضع سخنرانان بینالمللی (بخش اول: اروپا و آمریکا)
در این بخش از کنفرانس، مجموعهای از زنان صاحبنام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کردهاند، به ایراد سخن پرداختند:
فرانسه و کشورهای اروپای غربی
میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱):
او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.
هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴):
وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسلها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.
هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان):
او بر انزوای بینالمللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.
دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند):
وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبشهای سیاسی را در هم شکسته است.
ایالات متحده آمریکا
کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک):
سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنتطلب ساخت. او با استناد به مصاحبههای تاریخی شاه با روزنامهنگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.
لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید):
چاوز به سازمانیافتگی بینظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.
پروفسور دانا هیوز (استاد مذهبشناسی):
او به نتایج پنلهای تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشتهاند.
ایرلند، مالت و هلند
سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا):
وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آنها را صدایی برای خاموششدگان در ایران دانست.
ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت):
او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را میپذیرند.
سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند):
وی حضور خود را به عنوان نمایندهای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شدهاند و از الهامبخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.
کشورهای مدیترانهای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی
اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیاییزبان)
این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:
اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاستجمهوری کلمبیا):
او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.
دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیسجمهور پیشین اکوادور):
وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.
سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا):
او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامههای سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم میکند، تأکید کرد.
سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا):
رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که ارادهشان در دههها مبارزه با سیستم تبعیضآمیز صیقل خورده است.
ایتالیا و کانادا
الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا):
زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آنها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیتهای قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاستجمهوری) اشاره کرد و آن را بنمایه استبداد مذهبی دانست.
نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا):
وی از ضرورت مسئولیتپذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.
جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا):
اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دههها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.
نهادهای حقوقی و مدنی
دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی):
او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبودهاند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنههای انقلابی بودهاند.
صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمنهای زنان
در این بخش از کنفرانس، نسلهای مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاههای خود پرداختند:
سروناز چیتساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت):
او آماری از جانباختگان قیامهای اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشاندهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگونساز است.
زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق):
او با رویکردی جامعهشناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانوادههای شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن میگویند.
ویدا نیکطالعان و دکتر آزاده اخباری:
نیکطالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسلهای مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.
شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی:
این سخنرانان با قرائت وصیتنامههای نمادین (مانند خدیجه علیپور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.[۳]
دستاوردها و بازتابهای کنفرانس
کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشاندهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار میبیند.
تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس
این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشستهای مشابه متمایز میکرد:
پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (بهویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زنستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانهای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید میکند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بینالمللی بازتعریف شد.
نفی «نوستالژی کاذب»
بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهامزدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.
مشروعیت تشکیلاتی
تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.
جمعبندی
کنفرانس بینالمللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشاندهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرحریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.
اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.
