زن مقاومت آزادی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: برگردانده‌شده
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: برگردانده‌شده
خط ۳: خط ۳:
| نام اصلی            =  
| نام اصلی            =  
| نام‌های دیگر        = زن مقاومت آزادی، زنان مقاومت آزادی، از زاهدان تا تهران زن مقاومت آزادی
| نام‌های دیگر        = زن مقاومت آزادی، زنان مقاومت آزادی، از زاهدان تا تهران زن مقاومت آزادی
| تصویر              =زن مقاومت آزادی.png
| تصویر              =[[پرونده:زن مقاومت آزادی.png]]
| اندازه تصویر        =
| اندازه تصویر        =
| توضیح تصویر        =
| توضیح تصویر        =

نسخهٔ ‏۸ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۴۶

زن مقاومت آزادی
شناسنامه
نام‌های دیگرزن مقاومت آزادی، زنان مقاومت آزادی، از زاهدان تا تهران زن مقاومت آزادی
حوزهشعار سیاسی، جنبش زنان، جنبش‌های اعتراضی، مقاومت سازمان‌یافته و گذار به دموکراسی
خاستگاهتجربهٔ مبارزهٔ زنان ایران علیه دیکتاتوری‌های شاه و شیخ، نقش زنان در قیام ۱۴۰۱ و سابقهٔ مشارکت و رهبری زنان در مقاومت ایران
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیزن، مقاومت، آزادی، برابری، رهبری زنان، سرنگونی، جمهوری دموکراتیک، حجاب اختیاری، جدایی دین و دولت، سازمان‌یافتگی، کانون‌های شورشی و نه شاه نه شیخ
جریان‌های مرتبطسازمان مجاهدین خلق ایران، شورای ملی مقاومت ایران، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت، کانون‌های شورشی و جنبش دادخواهی
تأثیرپذیرفته ازمقاومت زنان ایران، قیام ۱۴۰۱، تجربهٔ زنان زندانی سیاسی، رهبری زنان در سازمان مجاهدین و طرح آزادی‌ها و حقوق زنان شورای ملی مقاومت
تأثیرگذار برفعالیت‌های کانون‌های شورشی، دیوارنویسی‌ها و بنرهای اعتراضی، گردهمایی‌های مقاومت، سرودها و ادبیات سیاسی مربوط به نقش زنان در انقلاب دموکراتیک ایران
نقد و ارزیابی

«زن، مقاومت، آزادی» شعاری سیاسی و اجتماعی در ادبیات مقاومت ایران است که آزادی زنان و جامعه را نتیجهٔ مقاومت، سازمان‌یافتگی و مبارزه برای تغییر ساختار سیاسی می‌داند. این شعار پس از قیام ۱۴۰۱ ایران وارد ادبیات سیاسی مقاومت شد و از اواخر سال ۱۴۰۲ در فعالیت‌های کانون‌های شورشی، گردهمایی‌های بین‌المللی، پیام‌های مریم رجوی، دیوارنویسی‌ها، بنرها و آثار هنری گسترش یافت.

در این شعار، «زن» نیروی پیشتاز تغییر، «مقاومت» حلقهٔ پیوند میان خواست آزادی و تحقق آن و «آزادی» هدف نهایی مبارزه معرفی می‌شود. از دیدگاه سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت، آزادی زنان تنها از طریق تغییر قوانین یا رفع حجاب اجباری محقق نمی‌شود، بلکه به سرنگونی کامل حکومت ولایت فقیه، برچیدن تبعیض ساختاری و استقرار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر برابری زن و مرد نیاز دارد.

مریم رجوی این شعار را در کنار اصل «نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری» به کار برده است. او در پیام خود به کنفرانسی در مجلس بریتانیا گفت:

«زنان ایران فریاد می‌کشند: چه باحجاب چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب. شعار آن‌ها زن، مقاومت، آزادی است.»[۱]

مفهوم شعار

«زن، مقاومت، آزادی» از سه واژهٔ مرتبط تشکیل شده است که در تفسیر مقاومت ایران، مسیر رسیدن از ستم به رهایی را بیان می‌کنند.

زن

واژهٔ «زن» به جایگاه زنان به‌عنوان قربانیان صرف تبعیض محدود نیست. این واژه بر نقش زنان به‌عنوان کنشگران، سازمان‌دهندگان، رهبران و نیروی محرک تغییر اجتماعی تأکید دارد.

در جمهوری اسلامی، تبعیض جنسیتی در قانون اساسی، قوانین مدنی و کیفری، مقررات خانواده، اشتغال، پوشش و مشارکت سیاسی نهادینه شده است. حجاب اجباری، محدودیت در انتخاب شغل و رشتهٔ تحصیلی، نابرابری در ازدواج، طلاق و حضانت، ارزش متفاوت شهادت و دیه و محرومیت از برخی مناصب سیاسی و قضایی از نمونه‌های این تبعیض‌ها هستند.

از دید مقاومت ایران، زنان به‌دلیل تجربهٔ «ستم مضاعف» ظرفیت بیشتری برای پیشتازی در مبارزه با استبداد دینی پیدا کرده‌اند. به همین سبب، «زن» در این شعار نه موضوع منفعل سیاست، بلکه فاعل تغییر سیاسی و اجتماعی است.

مقاومت

واژهٔ «مقاومت» عنصر متمایزکنندهٔ این شعار است. مقاومت در اینجا به معنای ایستادگی فردی صرف نیست، بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های آگاهانه، مستمر و سازمان‌یافته علیه حکومت استبدادی است.

این کنش‌ها در منابع مقاومت ایران شامل موارد زیر است:

  • نافرمانی در برابر قوانین زن‌ستیز؛
  • مقابله با حجاب اجباری؛
  • شرکت در اعتراض‌ها و قیام‌ها؛
  • فعالیت در کانون‌های شورشی؛
  • سازمان‌دهی اعتراض‌های اجتماعی؛
  • دادخواهی برای کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان؛
  • مقاومت در زندان‌ها؛
  • مبارزه برای سرنگونی ولایت فقیه؛
  • تلاش برای استقرار جمهوری دموکراتیک.

در این تعریف، آزادی نتیجهٔ خودبه‌خودی ضعف حکومت یا هدیهٔ قدرت‌های خارجی نیست؛ بلکه دستاورد نیرویی است که برای آن سازمان یافته و بهای سیاسی و انسانی آن را می‌پردازد.

آزادی

«آزادی» هدف نهایی شعار است و هم آزادی زنان و هم آزادی تمامی جامعه را دربرمی‌گیرد. این مفهوم تنها به آزادی پوشش محدود نمی‌شود، بلکه آزادی بیان، عقیده، تشکل، انتخاب حکومت، اشتغال، تحصیل، ازدواج، طلاق، سفر و مشارکت برابر در رهبری سیاسی را شامل می‌شود.

در دیدگاه شورای ملی مقاومت، آزادی زنان بدون جدایی دین و دولت، برابری قانونی، حذف اجبار مذهبی و تضمین حق انتخاب آزادانه امکان‌پذیر نیست. همچنین، آزادی جامعه بدون رهایی زنان از تبعیض و مشارکت برابر آنان در تصمیم‌گیری سیاسی پایدار نخواهد بود.

زمینهٔ تاریخی

زنان در انقلاب مشروطه

سابقهٔ مشارکت زنان ایرانی در جنبش‌های آزادی‌خواهانه به پیش از انقلاب مشروطه بازمی‌گردد. زنان در اعتراض‌های مربوط به امتیاز تنباکو، جنبش مشروطه، حمایت از مجلس و مقاومت در برابر نیروهای استبداد مشارکت داشتند. تشکیل انجمن‌های زنان، انتشار نشریات و تأسیس مدارس دخترانه از نتایج این حضور بود.

با وجود این، ساختار مردسالار جامعه و حکومت مانع از آن شد که زنان از حقوق سیاسی و اجتماعی برابر برخوردار شوند. این تضاد میان مشارکت زنان در مبارزه و محرومیت آنان از نتایج سیاسی آن، در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت.

دوران پهلوی

در حکومت پهلوی اصلاحاتی در زمینهٔ آموزش، اشتغال و برخی حقوق مدنی زنان صورت گرفت، اما ساختار سیاسی کشور همچنان استبدادی بود و زنان، مانند مردان، از آزادی احزاب، مطبوعات و مشارکت مستقل سیاسی محروم بودند.

زنان مخالف سلطنت، از جمله اعضا و هواداران سازمان مجاهدین و دیگر گروه‌های سیاسی، توسط ساواک بازداشت، شکنجه یا اعدام شدند. در روایت مقاومت ایران، حقوق زنان را نمی‌توان از آزادی سیاسی عمومی جدا کرد؛ زیرا اعطای برخی حقوق از بالا، بدون حاکمیت مردم و آزادی تشکل، برابری واقعی ایجاد نمی‌کند.

استقرار جمهوری اسلامی

پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی بسیاری از حقوق زنان را محدود کرد. حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی، کاهش سن ازدواج، محدودیت‌های شغلی و تحصیلی و قوانین نابرابر خانواده از نخستین سیاست‌های حکومت جدید بود.

زنان عضو و هوادار سازمان مجاهدین از نخستین گروه‌هایی بودند که با سیاست‌های زن‌ستیز حکومت مخالفت کردند. هزاران زن در دههٔ ۱۳۶۰ بازداشت و شماری از آنان اعدام شدند. در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز بخش بزرگی از زنان زندانی مجاهد به‌دلیل پافشاری بر مواضع خود اعدام شدند.

این پیشینه در ادبیات مقاومت، بنیان تاریخی شعار «زن، مقاومت، آزادی» محسوب می‌شود: آزادی زنان از مسیر ایستادگی در برابر دو دیکتاتوری شاه و شیخ و مشارکت در مبارزهٔ سازمان‌یافته می‌گذرد.

طرح آزادی‌ها و حقوق زنان

شورای ملی مقاومت ایران در ۲۸ فروردین ۱۳۶۶ «طرح آزادی‌ها و حقوق زنان» را در ۱۳ بند تصویب کرد. این طرح خواهان لغو همهٔ اشکال ستم، اجبار و تبعیض علیه زنان و تضمین برابری آنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی شد.[۲]

مهم‌ترین حقوق پیش‌بینی‌شده در این طرح عبارت‌اند از:

  • حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن؛
  • حق تصدی همهٔ مناصب عمومی، از جمله ریاست‌جمهوری و قضاوت؛
  • حق انتخاب آزادانهٔ پوشش؛
  • حق اشتغال و انتخاب حرفه؛
  • دستمزد برابر در برابر کار برابر؛
  • حق انتخاب همسر؛
  • حقوق برابر در ازدواج و طلاق؛
  • حق حضانت و سرپرستی فرزندان؛
  • برخورداری برابر از آموزش و امکانات فرهنگی و ورزشی؛
  • ممنوعیت هرگونه بهره‌کشی جنسی از زنان؛
  • لغو قوانین و سنت‌های تبعیض‌آمیز؛
  • حمایت‌های ویژه در دوران بارداری، زایمان و نگهداری از کودک.

مریم رجوی در اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۴، شعار «زن، مقاومت، آزادی» را برخوردار از پشتوانهٔ همین طرح و مقاومت چنددهه‌ای زنان مجاهد و مبارز دانست.[۳]

رهبری زنان در سازمان مجاهدین

یکی از زمینه‌های شکل‌گیری شعار، تجربهٔ رهبری زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران است. از اواخر دههٔ ۱۳۶۰، زنان به‌تدریج مسئولیت‌های اصلی تشکیلاتی، سیاسی و نظامی این سازمان را بر عهده گرفتند. شورای رهبری سازمان مجاهدین به‌طور عمده از زنان تشکیل شد و مسئولان اول سازمان از دههٔ ۱۳۷۰ به بعد زن بوده‌اند.

مقاومت ایران این تحول را «انقلاب ایدئولوژیک» یا انقلاب در مناسبات و اندیشهٔ جنسیتی توصیف می‌کند و معتقد است که حضور زنان در رهبری، تنها افزایش شمار آنان در مناصب نیست؛ بلکه تغییر در فرهنگ قدرت، مسئولیت‌پذیری و مناسبات انسانی است.

منتقدان سازمان مجاهدین دربارهٔ ساختار درونی و تفسیر این سازمان از رهایی زنان دیدگاه‌های متفاوتی مطرح کرده‌اند. بااین‌حال، در ادبیات مقاومت، تجربهٔ چند دهه رهبری زنان یکی از پایه‌های عملی شعار «زن، مقاومت، آزادی» به شمار می‌آید.

قیام ۱۴۰۱ و نقش زنان

قتل مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ موجی از اعتراض‌های سراسری را برانگیخت. زنان و دختران جوان در بسیاری از شهرها و دانشگاه‌ها در صف مقدم اعتراض‌ها قرار گرفتند. برداشتن حجاب اجباری، رویارویی با نیروهای سرکوبگر، سازمان‌دهی اعتراض‌ها و حضور در مراسم کشته‌شدگان از جلوه‌های این مشارکت بود.

در تفسیر مقاومت ایران، قیام ۱۴۰۱ اهمیت تاریخی نقش زنان را آشکار کرد، اما سرکوب خونین اعتراض‌ها همچنین نشان داد که دستیابی به آزادی به سازمان‌یافتگی و مقاومت مستمر نیاز دارد. بر این اساس، شعار «زن، مقاومت، آزادی» به‌عنوان صورت‌بندی‌ای مطرح شد که عنصر مبارزهٔ سازمان‌یافته را میان «زن» و «آزادی» قرار می‌دهد.

یک مقاله در رسانهٔ سازمان مجاهدین این تحول را چنین توضیح داده است که زنان ابتدا با شعار «زن، زندگی، آزادی» به میدان آمدند و پس از سرکوب، شعار «زن، مقاومت، آزادی» را برجسته کردند؛ زیرا بدون ایستادگی و مقاومت نمی‌توان به حقوق و آزادی دست یافت.[۴]

نسبت با شعار «زن، زندگی، آزادی»

«زن، مقاومت، آزادی» از نظر ساختار زبانی متأثر از شعار «زن، زندگی، آزادی» است، اما واژهٔ «مقاومت» را به جای «زندگی» قرار می‌دهد. این تغییر در منابع مقاومت به معنای نفی ارزش زندگی نیست؛ بلکه بر سازوکار رسیدن به زندگی آزاد تأکید دارد.

مقایسهٔ دو شعار
شعار تأکید اصلی تفسیر سیاسی
زن، زندگی، آزادی زن، حق زندگی و آزادی بیان خواست رهایی زنان و جامعه از اجبار و سرکوب
زن، مقاومت، آزادی زن، ایستادگی سازمان‌یافته و آزادی تأکید بر این‌که آزادی از مسیر مقاومت و تغییر ساختار سیاسی به دست می‌آید

مقاومت ایران معتقد است حکومت و برخی جریان‌های سیاسی می‌کوشند اعتراض زنان را به موضوع پوشش محدود کنند و پیوند آن با سرنگونی استبداد دینی را نادیده بگیرند. مریم رجوی در پیام خود به مجلس انگلستان گفت حکومت تلاش می‌کند مبارزهٔ زنان را به حجاب محدود کند و آن را از آزادی و دموکراسی برای تمام جامعه جدا سازد.[۱]

از این منظر، «زن، مقاومت، آزادی» تلاشی برای پیوندزدن مطالبات زنان با مبارزهٔ عمومی برای جمهوری دموکراتیک است.

سه «نه» در برابر اجبار

شعار «زن، مقاومت، آزادی» در سخنان مریم رجوی اغلب با سه اصل همراه شده است:

«نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری.»

این سه اصل سه سطح از اجبار را هدف قرار می‌دهند:

  1. حجاب اجباری: کنترل پوشش و بدن زنان توسط حکومت؛
  2. دین اجباری: تحمیل یک قرائت مذهبی بر زندگی فردی و اجتماعی؛
  3. حکومت اجباری: محروم‌کردن مردم از حق انتخاب آزادانهٔ نظام و حاکمان.

مریم رجوی در کنفرانس شهرداری منطقهٔ ۱۷ پاریس، «زن، مقاومت، آزادی» را در کنار همین سه «نه» قرار داد و آن را بخشی از برنامهٔ مقاومت برای ایرانی بدون اعدام، شکنجه، سانسور و احکام اجباری مذهبی معرفی کرد.[۵]

گسترش شعار در سال ۱۴۰۲

از اواخر سال ۱۴۰۲، «زن، مقاومت، آزادی» به‌صورت گسترده در فعالیت‌های کانون‌های شورشی دیده شد. در ۲۷ اسفند ۱۴۰۲، پلاکاردهایی با این شعار در تهران، کرج، اصفهان، مشهد، رشت، اهواز، آبادان، اردبیل، گنبدکاووس، قم، بجنورد، آزادشهر و ایلام برافراشته شد.[۶]

در گزارشی از ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ نیز نصب بنری در بزرگراه امام علی تهران با شعار «با می‌توان و باید خورشید ما برآید» و «زن، مقاومت، آزادی» ثبت شد.[۷]

این فعالیت‌ها آغاز مرحله‌ای بود که در آن شعار از یک عبارت تحلیلی و سیاسی به نمادی برای کارزارهای میدانی مقاومت تبدیل شد.

فعالیت‌های سال ۱۴۰۳

در نوروز ۱۴۰۳، گزارش‌های متعددی از نصب پلاکارد، دیوارنویسی و دیگر فعالیت‌های کانون‌های شورشی با شعار «زن، مقاومت، آزادی» منتشر شد.

در ۱۳ فروردین، این شعار در فعالیت‌هایی در نقاط مختلف کشور به کار رفت.[۸]

در ۲۲ فروردین، فعالیت‌هایی با همین شعار و در حمایت از برنامهٔ ده‌ماده‌ای مریم رجوی در تهران، رشت، بم، کاشان، رفسنجان، یزد، ساوه، محلات، لاهیجان، انزلی، زاهدان، همدان، خرم‌آباد، سنندج، تبریز، کرج و سبزوار گزارش شد.[۹]

در ۱۴ اردیبهشت، کانون‌های شورشی در زاهدان صورت گسترش‌یافتهٔ شعار را به کار بردند:

«از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی.»[۱۰]

در ۶ اردیبهشت همان سال، سه بنر بزرگ بر فراز پلی در بزرگراه امام علی تهران نصب شد. دو بنر حاوی تصاویر و پیام‌های مریم رجوی و بنر میانی حامل شعار «زن، مقاومت، آزادی» بود. رسانهٔ سازمان مجاهدین این اقدام را تقابل نمادین با کارزار حکومت برای تشدید حجاب اجباری توصیف کرد.[۱۱]

رویارویی با حجاب اجباری

پس از قیام ۱۴۰۱، حکومت جمهوری اسلامی طرح‌ها و اقدامات تازه‌ای برای تحمیل حجاب اجباری آغاز کرد. افزایش گشت‌های خیابانی، استفاده از دوربین‌های تشخیص چهره، محرومیت‌های اجتماعی و تدوین قانون موسوم به «عفاف و حجاب» بخشی از این سیاست بود.

رسانه‌های مقاومت، «زن، مقاومت، آزادی» را پاسخی به این کارزار معرفی کردند. در این برداشت، مقابله با حجاب اجباری باید با مقابله با کل ساختار ولایت فقیه همراه باشد؛ زیرا اجبار پوشش نه یک سیاست فرعی، بلکه بخشی از هویت ایدئولوژیک و سازوکار کنترل اجتماعی حکومت است.

مریم رجوی تأکید کرده است که آزادی پوشش باید شامل زنان باحجاب و بی‌حجاب باشد. عبارت «چه باحجاب چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب» در همین چارچوب به کار می‌رود و هدف آن جلوگیری از تقسیم زنان بر پایهٔ نوع پوشش است.

نقش کانون‌های شورشی

کانون‌های شورشی واحدهای هوادار سازمان مجاهدین در داخل ایران هستند که فعالیت‌هایی مانند دیوارنویسی، نصب بنر، پخش شعار، برگزاری حرکت‌های اعتراضی و حمله به نمادها و مراکز سرکوب حکومت را انجام می‌دهند.

در ادبیات مقاومت، زنان و دختران جوان سهم مهمی در این کانون‌ها دارند. شعار «زن، مقاومت، آزادی» به‌ویژه برای بیان این نقش و پیوند میان پیشتازی زنان و سازمان‌یافتگی مبارزه به کار رفته است.

یک مقالهٔ سازمان مجاهدین، گسترش فعالیت‌های کانون‌های شورشی با این شعار را عاملی برای شکستن فضای اختناق و آماده‌سازی شرایط قیام توصیف کرده است.[۱۲]

ارتباط با برنامهٔ ده‌ماده‌ای

شعار «زن، مقاومت، آزادی» در بسیاری از فعالیت‌ها همراه با حمایت از طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی مطرح شده است. این طرح بر اصولی مانند جمهوری، انتخابات آزاد، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و ایران غیراتمی تأکید دارد.

مؤلفه‌های مرتبط با حقوق زنان در این برنامه عبارت‌اند از:

  • برابری کامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زن و مرد؛
  • مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی؛
  • لغو همهٔ اشکال تبعیض؛
  • آزادی انتخاب پوشش؛
  • منع بهره‌کشی از زنان؛
  • پایبندی به کنوانسیون رفع همهٔ اشکال تبعیض علیه زنان.

در این چارچوب، «زن، مقاومت، آزادی» بیان کوتاه و بسیج‌کنندهٔ برنامه‌ای گسترده‌تر برای آیندهٔ ایران تلقی می‌شود.

مقاومت و آزادی تمامی جامعه

در تفسیر مقاومت ایران، مبارزهٔ زنان تنها مبارزه‌ای صنفی برای حقوق نیمی از جامعه نیست. زن‌ستیزی یکی از پایه‌های ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه دانسته می‌شود و در نتیجه، رهایی زنان به تغییر کل ساختار سیاسی وابسته است.

به همین ترتیب، مشارکت و رهبری زنان فقط به سود زنان نیست، بلکه می‌تواند مناسبات قدرت در تمام جامعه را تغییر دهد. مریم رجوی و رسانه‌های مقاومت از زنان به‌عنوان «نیروی تغییر» نام می‌برند و معتقدند پیشتازی آنان تضمینی برای برابری و دموکراسی پس از سرنگونی استبداد دینی است.

در کنفرانس‌های بین‌المللی مقاومت نیز سخنرانان «زن، مقاومت، آزادی» را مبارزه‌ای فراتر از مقابله با زن‌ستیزی توصیف کرده‌اند که با آزادی، عدالت، صلح و دموکراسی ارتباط دارد.[۱۳]

بازتاب بین‌المللی

این شعار در تظاهرات و نمایشگاه‌های هواداران مقاومت در کشورهای مختلف نیز به کار رفته است. در دومین سالگرد قیام ۱۴۰۱، مجموعه‌ای از تظاهرات و نمایشگاه‌ها با عنوان «زن، مقاومت، آزادی ـ پیش به‌سوی انقلاب و جمهوری دموکراتیک» برگزار شد.[۱۴]

در سومین سالگرد قیام نیز این شعار در کنار «نه شاه نه شیخ» و «آری به جمهوری دموکراتیک» در تجمع‌هایی در اسلو، رم، بازل و دیگر شهرهای اروپایی مطرح شد.[۱۵]

مریم رجوی در پیام به تظاهرات حامیان مقاومت در واشنگتن نیز عبارت «آری، زن، مقاومت، آزادی» را در ارتباط با روز جهانی زن و مبارزهٔ زنان ایران به کار برد.[۱۶]

سرود و بازتاب هنری

با گسترش شعار، سرودی با عنوان «زن، مقاومت، آزادی» در برنامه‌ها و گردهمایی‌های مقاومت اجرا شد. در گزارش اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۳ آمده است که این سرود با پخش از نمایشگر اصلی گردهمایی، توسط جمعیت همراهی شد.[۱۷]

این شعار همچنین در پوسترها، کلیپ‌ها، نمایشگاه‌های عکس، دیوارنوشته‌ها و بنرهای نصب‌شده در شهرهای ایران بازتاب یافت. ترکیب کوتاه سه‌واژه‌ای و آهنگ آن، امکان تبدیل‌شدن به سرود و شعار جمعی را فراهم کرده است.

نقدها و مناقشه‌ها

شعار «زن، مقاومت، آزادی» در فضای سیاسی ایران مناقشه‌برانگیز است. برخی فعالان و جریان‌های سیاسی تغییر واژهٔ «زندگی» به «مقاومت» را تلاشی برای جایگزین‌کردن یا مصادرهٔ شعار «زن، زندگی، آزادی» می‌دانند. آنان بر خاستگاه کردی و ماهیت فراگیر شعار نخست تأکید می‌کنند.

در مقابل، منابع مقاومت ایران می‌گویند «زن، مقاومت، آزادی» نفی‌کنندهٔ زندگی نیست، بلکه بر ضرورت مقاومت برای دستیابی به زندگی آزاد تأکید دارد. از دید آنان، سرکوب خونین قیام ۱۴۰۱ نشان داد که تکرار خواستهٔ آزادی، بدون سازمان‌یافتگی و نیرویی که بتواند در برابر دستگاه سرکوب بایستد، برای تغییر ساختار سیاسی کافی نیست.

همچنین، این شعار همهٔ جنبش زنان ایران را نمایندگی نمی‌کند و بیش از همه به سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت، کانون‌های شورشی و هواداران آنان وابسته است. بنابراین، در کاربرد دانشنامه‌ای باید آن را شعاری در ادبیات و فعالیت‌های مقاومت ایران معرفی کرد، نه شعاری مورد پذیرش تمام جریان‌های جنبش زنان.

تمایز با برداشت‌های محدود از مبارزهٔ زنان

مقاومت ایران سه برداشت را دربارهٔ مبارزهٔ زنان ناکافی می‌داند:

  1. محدودکردن مبارزه به اصلاح قوانین در چارچوب جمهوری اسلامی؛
  2. تقلیل آزادی زنان به آزادی پوشش، بدون پرداختن به ساختار سیاسی؛
  3. انتظار برای مداخله یا آزادی‌بخشی از سوی قدرت‌های خارجی.

«زن، مقاومت، آزادی» در برابر این برداشت‌ها بر سرنگونی حکومت به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته تأکید می‌کند. در عین حال، حقوق فردی مانند آزادی پوشش را بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامهٔ آینده می‌داند.

شعارهای مرتبط

شعارها و اصول مرتبط با «زن، مقاومت، آزادی»
شعار یا اصل ارتباط مفهومی
زن، زندگی، آزادی تأکید بر جایگاه زن، حق زندگی و آزادی؛ زمینهٔ زبانی شعار زن، مقاومت، آزادی
چه باحجاب چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب پیوند زنان با پوشش‌های متفاوت در مبارزه علیه اجبار
نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری، نه به حکومت اجباری نفی سه سطح از اجبار فردی، مذهبی و سیاسی
زنان نیروی تغییرند تأکید بر نقش زنان به‌عنوان عاملان تغییر سیاسی
نه شاه، نه شیخ مرزبندی با دیکتاتوری سلطنتی و استبداد دینی
آری به جمهوری دموکراتیک بیان نظام سیاسی جایگزین
از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی تأکید بر پیوند سراسری و جغرافیایی مبارزهٔ زنان

گاه‌شمار

گاه‌شمار شکل‌گیری و گسترش شعار «زن، مقاومت، آزادی»
تاریخ رویداد
۲۸ فروردین ۱۳۶۶ تصویب طرح آزادی‌ها و حقوق زنان توسط شورای ملی مقاومت ایران
دههٔ ۱۳۷۰ گسترش مسئولیت و رهبری زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران
شهریور ۱۴۰۱ آغاز قیام سراسری پس از جان‌باختن مهسا امینی و برجسته‌شدن نقش زنان
سال ۱۴۰۲ ورود تدریجی ترکیب «زن، مقاومت، آزادی» به ادبیات و فعالیت‌های مقاومت ایران
۲۷ اسفند ۱۴۰۲ برافراشتن پلاکاردهای این شعار توسط کانون‌های شورشی در چندین شهر
۲۹ اسفند ۱۴۰۲ نصب بنر «زن، مقاومت، آزادی» در بزرگراه امام علی تهران
فروردین ۱۴۰۳ گسترش فعالیت‌های نوروزی کانون‌های شورشی با این شعار و برنامهٔ ده‌ماده‌ای
۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ نصب بنر بزرگ این شعار بر فراز پلی در تهران
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ کاربرد صورت «از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی»
شهریور ۱۴۰۳ برگزاری تظاهرات و نمایشگاه‌های دومین سالگرد قیام با این شعار
۶ آذر ۱۴۰۳ تأکید مریم رجوی بر این شعار در پیام به کنفرانس مجلس بریتانیا
۱۴۰۴ کاربرد گسترده در سخنرانی‌های مریم رجوی، گردهمایی‌های بین‌المللی و سومین سالگرد قیام

جستارهای وابسته

  • قیام ۱۴۰۱ ایران
  • مهسا امینی
  • زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران
  • شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران
  • کانون‌های شورشی
  • مریم رجوی
  • طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در ایران آزاد فردا
  • طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی
  • نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری
  • نه شاه نه شیخ
  • زن مقاومت آزادی
    شناسنامه
    نام‌های دیگرزن مقاومت آزادی، زنان مقاومت آزادی، از زاهدان تا تهران زن مقاومت آزادی
    حوزهشعار سیاسی، جنبش زنان، جنبش‌های اعتراضی، مقاومت سازمان‌یافته و گذار به دموکراسی
    خاستگاهتجربهٔ مبارزهٔ زنان ایران علیه دیکتاتوری‌های شاه و شیخ، نقش زنان در قیام ۱۴۰۱ و سابقهٔ مشارکت و رهبری زنان در مقاومت ایران
    اندیشه و تاریخ
    مفاهیم کلیدیزن، مقاومت، آزادی، برابری، رهبری زنان، سرنگونی، جمهوری دموکراتیک، حجاب اختیاری، جدایی دین و دولت، سازمان‌یافتگی، کانون‌های شورشی و نه شاه نه شیخ
    جریان‌های مرتبطسازمان مجاهدین خلق ایران، شورای ملی مقاومت ایران، کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت، کانون‌های شورشی و جنبش دادخواهی
    تأثیرپذیرفته ازمقاومت زنان ایران، قیام ۱۴۰۱، شعار «زن، زندگی، آزادی»، تجربهٔ زنان زندانی سیاسی، رهبری زنان در سازمان مجاهدین و طرح آزادی‌ها و حقوق زنان شورای ملی مقاومت
    تأثیرگذار برفعالیت‌های کانون‌های شورشی، دیوارنویسی‌ها و بنرهای اعتراضی، گردهمایی‌های مقاومت، سرودها و ادبیات سیاسی مربوط به نقش زنان در انقلاب دموکراتیک ایران
    نقد و ارزیابی
    «زن، مقاومت، آزادی» شعاری سیاسی و اجتماعی در ادبیات مقاومت ایران است که آزادی زنان و جامعه را نتیجهٔ مقاومت، سازمان‌یافتگی و مبارزه برای تغییر ساختار سیاسی می‌داند. این شعار پس از قیام ۱۴۰۱ ایران وارد ادبیات سیاسی مقاومت شد و از اواخر سال ۱۴۰۲ در فعالیت‌های کانون‌های شورشی، گردهمایی‌های بین‌المللی، پیام‌های مریم رجوی، دیوارنویسی‌ها، بنرها و آثار هنری گسترش یافت. در این شعار، «زن» نیروی پیشتاز تغییر، «مقاومت» حلقهٔ پیوند میان خواست آزادی و تحقق آن و «آزادی» هدف نهایی مبارزه معرفی می‌شود. از دیدگاه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت، آزادی زنان تنها از طریق تغییر قوانین یا رفع حجاب اجباری محقق نمی‌شود، بلکه به سرنگونی کامل حکومت ولایت فقیه، برچیدن تبعیض ساختاری و استقرار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر برابری زن و مرد نیاز دارد. مریم رجوی این شعار را در کنار اصل «نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری» به کار برده است. او در پیام خود به کنفرانسی در مجلس بریتانیا گفت:

    «زنان ایران فریاد می‌کشند: چه باحجاب چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب. شعار آن‌ها زن، مقاومت، آزادی است.»[۱۸]

مفهوم شعار

«زن، مقاومت، آزادی» از سه واژهٔ مرتبط تشکیل شده است که در تفسیر مقاومت ایران، مسیر رسیدن از ستم به رهایی را بیان می‌کنند.

زن

واژهٔ «زن» به جایگاه زنان به‌عنوان قربانیان صرف تبعیض محدود نیست. این واژه بر نقش زنان به‌عنوان کنشگران، سازمان‌دهندگان، رهبران و نیروی محرک تغییر اجتماعی تأکید دارد.

در جمهوری اسلامی، تبعیض جنسیتی در قانون اساسی، قوانین مدنی و کیفری، مقررات خانواده، اشتغال، پوشش و مشارکت سیاسی نهادینه شده است. حجاب اجباری، محدودیت در انتخاب شغل و رشتهٔ تحصیلی، نابرابری در ازدواج، طلاق و حضانت، ارزش متفاوت شهادت و دیه و محرومیت از برخی مناصب سیاسی و قضایی از نمونه‌های این تبعیض‌ها هستند.

از دید مقاومت ایران، زنان به‌دلیل تجربهٔ «ستم مضاعف» ظرفیت بیشتری برای پیشتازی در مبارزه با استبداد دینی پیدا کرده‌اند. به همین سبب، «زن» در این شعار نه موضوع منفعل سیاست، بلکه فاعل تغییر سیاسی و اجتماعی است.

مقاومت

واژهٔ «مقاومت» عنصر متمایزکنندهٔ این شعار است. مقاومت در اینجا به معنای ایستادگی فردی صرف نیست، بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های آگاهانه، مستمر و سازمان‌یافته علیه حکومت استبدادی است.

این کنش‌ها در منابع مقاومت ایران شامل موارد زیر است:

  • نافرمانی در برابر قوانین زن‌ستیز؛
  • مقابله با حجاب اجباری؛
  • شرکت در اعتراض‌ها و قیام‌ها؛
  • فعالیت در کانون‌های شورشی؛
  • سازمان‌دهی اعتراض‌های اجتماعی؛
  • دادخواهی برای کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان؛
  • مقاومت در زندان‌ها؛
  • مبارزه برای سرنگونی ولایت فقیه؛
  • تلاش برای استقرار جمهوری دموکراتیک.

در این تعریف، آزادی نتیجهٔ خودبه‌خودی ضعف حکومت یا هدیهٔ قدرت‌های خارجی نیست؛ بلکه دستاورد نیرویی است که برای آن سازمان یافته و بهای سیاسی و انسانی آن را می‌پردازد.

آزادی

«آزادی» هدف نهایی شعار است و هم آزادی زنان و هم آزادی تمامی جامعه را دربرمی‌گیرد. این مفهوم تنها به آزادی پوشش محدود نمی‌شود، بلکه آزادی بیان، عقیده، تشکل، انتخاب حکومت، اشتغال، تحصیل، ازدواج، طلاق، سفر و مشارکت برابر در رهبری سیاسی را شامل می‌شود.

در دیدگاه شورای ملی مقاومت، آزادی زنان بدون جدایی دین و دولت، برابری قانونی، حذف اجبار مذهبی و تضمین حق انتخاب آزادانه امکان‌پذیر نیست. همچنین، آزادی جامعه بدون رهایی زنان از تبعیض و مشارکت برابر آنان در تصمیم‌گیری سیاسی پایدار نخواهد بود.

زمینهٔ تاریخی

زنان در انقلاب مشروطه

سابقهٔ مشارکت زنان ایرانی در جنبش‌های آزادی‌خواهانه به پیش از انقلاب مشروطه بازمی‌گردد. زنان در اعتراض‌های مربوط به امتیاز تنباکو، جنبش مشروطه، حمایت از مجلس و مقاومت در برابر نیروهای استبداد مشارکت داشتند. تشکیل انجمن‌های زنان، انتشار نشریات و تأسیس مدارس دخترانه از نتایج این حضور بود.

با وجود این، ساختار مردسالار جامعه و حکومت مانع از آن شد که زنان از حقوق سیاسی و اجتماعی برابر برخوردار شوند. این تضاد میان مشارکت زنان در مبارزه و محرومیت آنان از نتایج سیاسی آن، در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت.

دوران پهلوی

در حکومت پهلوی اصلاحاتی در زمینهٔ آموزش، اشتغال و برخی حقوق مدنی زنان صورت گرفت، اما ساختار سیاسی کشور همچنان استبدادی بود و زنان، مانند مردان، از آزادی احزاب، مطبوعات و مشارکت مستقل سیاسی محروم بودند.

زنان مخالف سلطنت، از جمله اعضا و هواداران سازمان مجاهدین و دیگر گروه‌های سیاسی، توسط ساواک بازداشت، شکنجه یا اعدام شدند. در روایت مقاومت ایران، حقوق زنان را نمی‌توان از آزادی سیاسی عمومی جدا کرد؛ زیرا اعطای برخی حقوق از بالا، بدون حاکمیت مردم و آزادی تشکل، برابری واقعی ایجاد نمی‌کند.

استقرار جمهوری اسلامی

پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی بسیاری از حقوق زنان را محدود کرد. حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی، کاهش سن ازدواج، محدودیت‌های شغلی و تحصیلی و قوانین نابرابر خانواده از نخستین سیاست‌های حکومت جدید بود.

زنان عضو و هوادار سازمان مجاهدین از نخستین گروه‌هایی بودند که با سیاست‌های زن‌ستیز حکومت مخالفت کردند. هزاران زن در دههٔ ۱۳۶۰ بازداشت و شماری از آنان اعدام شدند. در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز بخش بزرگی از زنان زندانی مجاهد به‌دلیل پافشاری بر مواضع خود اعدام شدند.

این پیشینه در ادبیات مقاومت، بنیان تاریخی شعار «زن، مقاومت، آزادی» محسوب می‌شود: آزادی زنان از مسیر ایستادگی در برابر دو دیکتاتوری شاه و شیخ و مشارکت در مبارزهٔ سازمان‌یافته می‌گذرد.

طرح آزادی‌ها و حقوق زنان

شورای ملی مقاومت ایران در ۲۸ فروردین ۱۳۶۶ «طرح آزادی‌ها و حقوق زنان» را در ۱۳ بند تصویب کرد. این طرح خواهان لغو همهٔ اشکال ستم، اجبار و تبعیض علیه زنان و تضمین برابری آنان در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی شد.[۱۹]

مهم‌ترین حقوق پیش‌بینی‌شده در این طرح عبارت‌اند از:

  • حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن؛
  • حق تصدی همهٔ مناصب عمومی، از جمله ریاست‌جمهوری و قضاوت؛
  • حق انتخاب آزادانهٔ پوشش؛
  • حق اشتغال و انتخاب حرفه؛
  • دستمزد برابر در برابر کار برابر؛
  • حق انتخاب همسر؛
  • حقوق برابر در ازدواج و طلاق؛
  • حق حضانت و سرپرستی فرزندان؛
  • برخورداری برابر از آموزش و امکانات فرهنگی و ورزشی؛
  • ممنوعیت هرگونه بهره‌کشی جنسی از زنان؛
  • لغو قوانین و سنت‌های تبعیض‌آمیز؛
  • حمایت‌های ویژه در دوران بارداری، زایمان و نگهداری از کودک.

مریم رجوی در اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۴، شعار «زن، مقاومت، آزادی» را برخوردار از پشتوانهٔ همین طرح و مقاومت چنددهه‌ای زنان مجاهد و مبارز دانست.[۲۰]

رهبری زنان در سازمان مجاهدین

یکی از زمینه‌های شکل‌گیری شعار، تجربهٔ رهبری زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران است. از اواخر دههٔ ۱۳۶۰، زنان به‌تدریج مسئولیت‌های اصلی تشکیلاتی، سیاسی و نظامی این سازمان را بر عهده گرفتند. شورای رهبری سازمان مجاهدین عمدتاً از زنان تشکیل شد و مسئولان اول سازمان از دههٔ ۱۳۷۰ به بعد زن بوده‌اند.

مقاومت ایران این تحول را «انقلاب ایدئولوژیک» یا انقلاب در مناسبات و اندیشهٔ جنسیتی توصیف می‌کند و معتقد است که حضور زنان در رهبری، تنها افزایش شمار آنان در مناصب نیست؛ بلکه تغییر در فرهنگ قدرت، مسئولیت‌پذیری و مناسبات انسانی است.

منتقدان سازمان مجاهدین دربارهٔ ساختار درونی و تفسیر این سازمان از رهایی زنان دیدگاه‌های متفاوتی مطرح کرده‌اند. بااین‌حال، در ادبیات مقاومت، تجربهٔ چند دهه رهبری زنان یکی از پایه‌های عملی شعار «زن، مقاومت، آزادی» به شمار می‌آید.

قیام ۱۴۰۱ و نقش زنان

قتل مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ موجی از اعتراض‌های سراسری را برانگیخت. زنان و دختران جوان در بسیاری از شهرها و دانشگاه‌ها در صف مقدم اعتراض‌ها قرار گرفتند. برداشتن حجاب اجباری، رویارویی با نیروهای سرکوبگر، سازمان‌دهی اعتراض‌ها و حضور در مراسم کشته‌شدگان از جلوه‌های این مشارکت بود.

شعار «زن، زندگی، آزادی» به شناخته‌شده‌ترین شعار این قیام تبدیل شد. این شعار بر جایگاه زن، حق زندگی و آزادی تأکید می‌کرد و در ایران و سراسر جهان بازتاب یافت.

در تفسیر مقاومت ایران، قیام ۱۴۰۱ اهمیت تاریخی نقش زنان را آشکار کرد، اما سرکوب خونین اعتراض‌ها همچنین نشان داد که دستیابی به آزادی به سازمان‌یافتگی و مقاومت مستمر نیاز دارد. بر این اساس، شعار «زن، مقاومت، آزادی» به‌عنوان صورت‌بندی‌ای مطرح شد که عنصر مبارزهٔ سازمان‌یافته را میان «زن» و «آزادی» قرار می‌دهد.

یک مقاله در رسانهٔ سازمان مجاهدین این تحول را چنین توضیح داده است که زنان ابتدا با شعار «زن، زندگی، آزادی» به میدان آمدند و پس از سرکوب، شعار «زن، مقاومت، آزادی» را برجسته کردند؛ زیرا بدون ایستادگی و مقاومت نمی‌توان به حقوق و آزادی دست یافت.[۲۱]

نسبت با شعار «زن، زندگی، آزادی»

«زن، مقاومت، آزادی» از نظر ساختار زبانی متأثر از شعار «زن، زندگی، آزادی» است، اما واژهٔ «مقاومت» را به جای «زندگی» قرار می‌دهد. این تغییر در منابع مقاومت به معنای نفی ارزش زندگی نیست؛ بلکه بر سازوکار رسیدن به زندگی آزاد تأکید دارد.

مقایسهٔ دو شعار
شعار تأکید اصلی تفسیر سیاسی
زن، زندگی، آزادی زن، حق زندگی و آزادی بیان خواست رهایی زنان و جامعه از اجبار و سرکوب
زن، مقاومت، آزادی زن، ایستادگی سازمان‌یافته و آزادی تأکید بر این‌که آزادی از مسیر مقاومت و تغییر ساختار سیاسی به دست می‌آید

مقاومت ایران معتقد است حکومت و برخی جریان‌های سیاسی می‌کوشند اعتراض زنان را به موضوع پوشش محدود کنند و پیوند آن با سرنگونی استبداد دینی را نادیده بگیرند. مریم رجوی در پیام خود به مجلس انگلستان گفت حکومت تلاش می‌کند مبارزهٔ زنان را به حجاب محدود کند و آن را از آزادی و دموکراسی برای تمام جامعه جدا سازد.[۱۸]

از این منظر، «زن، مقاومت، آزادی» تلاشی برای پیوندزدن مطالبات زنان با مبارزهٔ عمومی برای جمهوری دموکراتیک است.

سه «نه» در برابر اجبار

شعار «زن، مقاومت، آزادی» در سخنان مریم رجوی اغلب با سه اصل همراه شده است:

«نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری.»

این سه اصل سه سطح از اجبار را هدف قرار می‌دهند:

  1. حجاب اجباری: کنترل پوشش و بدن زنان توسط حکومت؛
  2. دین اجباری: تحمیل یک قرائت مذهبی بر زندگی فردی و اجتماعی؛
  3. حکومت اجباری: محروم‌کردن مردم از حق انتخاب آزادانهٔ نظام و حاکمان.

مریم رجوی در کنفرانس شهرداری منطقهٔ ۱۷ پاریس، «زن، مقاومت، آزادی» را در کنار همین سه «نه» قرار داد و آن را بخشی از برنامهٔ مقاومت برای ایرانی بدون اعدام، شکنجه، سانسور و احکام اجباری مذهبی معرفی کرد.[۲۲]

گسترش شعار در سال ۱۴۰۲

از اواخر سال ۱۴۰۲، «زن، مقاومت، آزادی» به‌صورت گسترده در فعالیت‌های کانون‌های شورشی دیده شد. در ۲۷ اسفند ۱۴۰۲، پلاکاردهایی با این شعار در تهران، کرج، اصفهان، مشهد، رشت، اهواز، آبادان، اردبیل، گنبدکاووس، قم، بجنورد، آزادشهر و ایلام برافراشته شد.[۲۳]

در گزارشی از ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ نیز نصب بنری در بزرگراه امام علی تهران با شعار «با می‌توان و باید خورشید ما برآید» و «زن، مقاومت، آزادی» ثبت شد.[۲۴]

این فعالیت‌ها آغاز مرحله‌ای بود که در آن شعار از یک عبارت تحلیلی و سیاسی به نمادی برای کارزارهای میدانی مقاومت تبدیل شد.

فعالیت‌های سال ۱۴۰۳

در نوروز ۱۴۰۳، گزارش‌های متعددی از نصب پلاکارد، دیوارنویسی و دیگر فعالیت‌های کانون‌های شورشی با شعار «زن، مقاومت، آزادی» منتشر شد.

در ۱۳ فروردین، این شعار در فعالیت‌هایی در نقاط مختلف کشور به کار رفت.[۲۵]

در ۲۲ فروردین، فعالیت‌هایی با همین شعار و در حمایت از برنامهٔ ده‌ماده‌ای مریم رجوی در تهران، رشت، بم، کاشان، رفسنجان، یزد، ساوه، محلات، لاهیجان، انزلی، زاهدان، همدان، خرم‌آباد، سنندج، تبریز، کرج و سبزوار گزارش شد.[۲۶]

در ۱۴ اردیبهشت، کانون‌های شورشی در زاهدان صورت گسترش‌یافتهٔ شعار را به کار بردند:

«از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی.»[۲۷]

در ۶ اردیبهشت همان سال، سه بنر بزرگ بر فراز پلی در بزرگراه امام علی تهران نصب شد. دو بنر حاوی تصاویر و پیام‌های مریم رجوی و بنر میانی حامل شعار «زن، مقاومت، آزادی» بود. رسانهٔ سازمان مجاهدین این اقدام را تقابل نمادین با کارزار حکومت برای تشدید حجاب اجباری توصیف کرد.[۲۸]

رویارویی با حجاب اجباری

پس از قیام ۱۴۰۱، حکومت جمهوری اسلامی طرح‌ها و اقدامات تازه‌ای برای تحمیل حجاب اجباری آغاز کرد. افزایش گشت‌های خیابانی، استفاده از دوربین‌های تشخیص چهره، محرومیت‌های اجتماعی و تدوین قانون موسوم به «عفاف و حجاب» بخشی از این سیاست بود.

رسانه‌های مقاومت، «زن، مقاومت، آزادی» را پاسخی به این کارزار معرفی کردند. در این برداشت، مقابله با حجاب اجباری باید با مقابله با کل ساختار ولایت فقیه همراه باشد؛ زیرا اجبار پوشش نه یک سیاست فرعی، بلکه بخشی از هویت ایدئولوژیک و سازوکار کنترل اجتماعی حکومت است.

مریم رجوی تأکید کرده است که آزادی پوشش باید شامل زنان باحجاب و بی‌حجاب باشد. عبارت «چه باحجاب چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب» در همین چارچوب به کار می‌رود و هدف آن جلوگیری از تقسیم زنان بر پایهٔ نوع پوشش است.

نقش کانون‌های شورشی

کانون‌های شورشی واحدهای هوادار سازمان مجاهدین در داخل ایران هستند که فعالیت‌هایی مانند دیوارنویسی، نصب بنر، پخش شعار، برگزاری حرکت‌های اعتراضی و حمله به نمادها و مراکز سرکوب حکومت را انجام می‌دهند.

در ادبیات مقاومت، زنان و دختران جوان سهم مهمی در این کانون‌ها دارند. شعار «زن، مقاومت، آزادی» به‌ویژه برای بیان این نقش و پیوند میان پیشتازی زنان و سازمان‌یافتگی مبارزه به کار رفته است.

یک مقالهٔ سازمان مجاهدین، گسترش فعالیت‌های کانون‌های شورشی با این شعار را عاملی برای شکستن فضای اختناق و آماده‌سازی شرایط قیام توصیف کرده است.[۲۹]

ارتباط با برنامهٔ ده‌ماده‌ای

شعار «زن، مقاومت، آزادی» در بسیاری از فعالیت‌ها همراه با حمایت از طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی مطرح شده است. این طرح بر اصولی مانند جمهوری، انتخابات آزاد، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و ایران غیراتمی تأکید دارد.

مؤلفه‌های مرتبط با حقوق زنان در این برنامه عبارت‌اند از:

  • برابری کامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زن و مرد؛
  • مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی؛
  • لغو همهٔ اشکال تبعیض؛
  • آزادی انتخاب پوشش؛
  • منع بهره‌کشی از زنان؛
  • پایبندی به کنوانسیون رفع همهٔ اشکال تبعیض علیه زنان.

در این چارچوب، «زن، مقاومت، آزادی» بیان کوتاه و بسیج‌کنندهٔ برنامه‌ای گسترده‌تر برای آیندهٔ ایران تلقی می‌شود.

مقاومت و آزادی تمامی جامعه

در تفسیر مقاومت ایران، مبارزهٔ زنان تنها مبارزه‌ای صنفی برای حقوق نیمی از جامعه نیست. زن‌ستیزی یکی از پایه‌های ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه دانسته می‌شود و در نتیجه، رهایی زنان به تغییر کل ساختار سیاسی وابسته است.

به همین ترتیب، مشارکت و رهبری زنان فقط به سود زنان نیست، بلکه می‌تواند مناسبات قدرت در تمام جامعه را تغییر دهد. مریم رجوی و رسانه‌های مقاومت از زنان به‌عنوان «نیروی تغییر» نام می‌برند و معتقدند پیشتازی آنان تضمینی برای برابری و دموکراسی پس از سرنگونی استبداد دینی است.

در کنفرانس‌های بین‌المللی مقاومت نیز سخنرانان «زن، مقاومت، آزادی» را مبارزه‌ای فراتر از مقابله با زن‌ستیزی توصیف کرده‌اند که با آزادی، عدالت، صلح و دموکراسی ارتباط دارد.[۳۰]

بازتاب بین‌المللی

این شعار در تظاهرات و نمایشگاه‌های هواداران مقاومت در کشورهای مختلف نیز به کار رفته است. در دومین سالگرد قیام ۱۴۰۱، مجموعه‌ای از تظاهرات و نمایشگاه‌ها با عنوان «زن، مقاومت، آزادی ـ پیش به‌سوی انقلاب و جمهوری دموکراتیک» برگزار شد.[۳۱]

در سومین سالگرد قیام نیز این شعار در کنار «نه شاه، نه شیخ» و «آری به جمهوری دموکراتیک» در تجمع‌هایی در اسلو، رم، بازل و دیگر شهرهای اروپایی مطرح شد.[۳۲]

مریم رجوی در پیام به تظاهرات حامیان مقاومت در واشنگتن نیز عبارت «آری، زن، مقاومت، آزادی» را در ارتباط با روز جهانی زن و مبارزهٔ زنان ایران به کار برد.[۳۳]

سرود و بازتاب هنری

با گسترش شعار، سرودی با عنوان «زن، مقاومت، آزادی» در برنامه‌ها و گردهمایی‌های مقاومت اجرا شد. در گزارش اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۳ آمده است که این سرود با پخش از نمایشگر اصلی گردهمایی، توسط جمعیت همراهی شد.[۳۴]

این شعار همچنین در پوسترها، کلیپ‌ها، نمایشگاه‌های عکس، دیوارنوشته‌ها و بنرهای نصب‌شده در شهرهای ایران بازتاب یافت. ترکیب کوتاه سه‌واژه‌ای و آهنگ آن، امکان تبدیل‌شدن به سرود و شعار جمعی را فراهم کرده است.

نقدها و مناقشه‌ها

شعار «زن، مقاومت، آزادی» در فضای سیاسی ایران مناقشه‌برانگیز است. برخی فعالان و جریان‌های سیاسی تغییر واژهٔ «زندگی» به «مقاومت» را تلاشی برای جایگزین‌کردن یا مصادرهٔ شعار «زن، زندگی، آزادی» می‌دانند. آنان بر خاستگاه کردی و ماهیت فراگیر شعار نخست تأکید می‌کنند.

در مقابل، منابع مقاومت ایران می‌گویند «زن، مقاومت، آزادی» نفی‌کنندهٔ زندگی نیست، بلکه بر ضرورت مقاومت برای دستیابی به زندگی آزاد تأکید دارد. از دید آنان، سرکوب خونین قیام ۱۴۰۱ نشان داد که تکرار خواستهٔ آزادی، بدون سازمان‌یافتگی و نیرویی که بتواند در برابر دستگاه سرکوب بایستد، برای تغییر ساختار سیاسی کافی نیست.

همچنین، این شعار همهٔ جنبش زنان ایران را نمایندگی نمی‌کند و بیش از همه به سازمان مجاهدین، شورای ملی مقاومت، کانون‌های شورشی و هواداران آنان وابسته است. بنابراین، در کاربرد دانشنامه‌ای باید آن را شعاری در ادبیات و فعالیت‌های مقاومت ایران معرفی کرد، نه شعاری مورد پذیرش تمام جریان‌های جنبش زنان.

تمایز با برداشت‌های محدود از مبارزهٔ زنان

مقاومت ایران سه برداشت را دربارهٔ مبارزهٔ زنان ناکافی می‌داند:

  1. محدودکردن مبارزه به اصلاح قوانین در چارچوب جمهوری اسلامی؛
  2. تقلیل آزادی زنان به آزادی پوشش، بدون پرداختن به ساختار سیاسی؛
  3. انتظار برای مداخله یا آزادی‌بخشی از سوی قدرت‌های خارجی.

«زن، مقاومت، آزادی» در برابر این برداشت‌ها بر سرنگونی حکومت به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته تأکید می‌کند. در عین حال، حقوق فردی مانند آزادی پوشش را بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامهٔ آینده می‌داند.

شعارهای مرتبط

شعارها و اصول مرتبط با «زن، مقاومت، آزادی»
شعار یا اصل ارتباط مفهومی
زن، مقاومت، آزادی تأکید بر جایگاه برابر زن با مرد، حق مقاومت و آزادی
چه باحجاب چه بی‌حجاب، پیش به‌سوی انقلاب پیوند زنان با پوشش‌های متفاوت در مبارزه علیه اجبار
نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری، نه به حکومت اجباری نفی سه سطح از اجبار فردی، مذهبی و سیاسی
زنان نیروی تغییرند تأکید بر نقش زنان به‌عنوان عاملان تغییر سیاسی
نه شاه، نه شیخ مرزبندی با دیکتاتوری سلطنتی و استبداد دینی
آری به جمهوری دموکراتیک بیان نظام سیاسی جایگزین
از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی تأکید بر پیوند سراسری و جغرافیایی مبارزهٔ زنان

گاه‌شمار

گاه‌شمار شکل‌گیری و گسترش شعار «زن، مقاومت، آزادی»
تاریخ رویداد
۲۸ فروردین ۱۳۶۶ تصویب طرح آزادی‌ها و حقوق زنان توسط شورای ملی مقاومت ایران
دههٔ ۱۳۷۰ گسترش مسئولیت و رهبری زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران
شهریور ۱۴۰۱ آغاز قیام سراسری پس از جان‌باختن مهسا امینی و برجسته‌شدن نقش زنان
سال ۱۴۰۲ ورود تدریجی ترکیب «زن، مقاومت، آزادی» به ادبیات و فعالیت‌های مقاومت ایران
۲۷ اسفند ۱۴۰۲ برافراشتن پلاکاردهای این شعار توسط کانون‌های شورشی در چندین شهر
۲۹ اسفند ۱۴۰۲ نصب بنر «زن، مقاومت، آزادی» در بزرگراه امام علی تهران
فروردین ۱۴۰۳ گسترش فعالیت‌های نوروزی کانون‌های شورشی با این شعار و برنامهٔ ده‌ماده‌ای
۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ نصب بنر بزرگ این شعار بر فراز پلی در تهران
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ کاربرد صورت «از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی»
شهریور ۱۴۰۳ برگزاری تظاهرات و نمایشگاه‌های دومین سالگرد قیام با این شعار
۶ آذر ۱۴۰۳ تأکید مریم رجوی بر این شعار در پیام به کنفرانس مجلس بریتانیا
۱۴۰۴ کاربرد گسترده در سخنرانی‌های مریم رجوی، گردهمایی‌های بین‌المللی و سومین سالگرد قیام

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ مریم رجوی، پیام به کنفرانس در مجلس انگلستان؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان، ۶ آذر ۱۴۰۳.
  2. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، طرح شورای ملی مقاومت دربارهٔ آزادی‌ها و حقوق زنان، مصوب ۲۸ فروردین ۱۳۶۶.
  3. ↑ مریم رجوی، سخنرانی در سومین اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۴، ۹ مرداد ۱۴۰۴.
  4. ↑ مهری عمرانی، زنان ایرانی در صف مقدم مبارزه علیه رژیم، بازنشرشده در وبگاه سازمان مجاهدین خلق ایران.
  5. ↑ مریم رجوی، برنامهٔ مقاومت ایران برای تضمین حقوق بشر و آزادی‌ها در ایران فردا، ۴ شهریور ۱۴۰۴.
  6. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ چهل‌وسومین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۴۰۳.
  7. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، نصب بنر «زن، مقاومت، آزادی» در بزرگراه امام علی تهران، ۲۹ اسفند ۱۴۰۲.
  8. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، فعالیت‌های کانون‌های شورشی در شهرهای میهن با شعار زن، مقاومت، آزادی، ۱۳ فروردین ۱۴۰۳.
  9. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، فعالیت‌های کانون‌های شورشی در شهرهای میهن با شعار زن، مقاومت، آزادی، ۲۲ فروردین ۱۴۰۳.
  10. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، فعالیت کانون‌های شورشی در زاهدان با شعار از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳.
  11. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، «زن، مقاومت، آزادی» و اشک دژخیمان، ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳.
  12. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، زنان شورشگر ایران؛ کابوس همیشگی خامنه‌ای، ۱۴۰۳.
  13. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، کنفرانس زنان نیروی تغییر؛ آزادی و برابری از این‌جا می‌گذرد، ۱۴۰۴.
  14. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، سلسله تظاهرات و نمایشگاه‌ها در دومین سالگرد قیام؛ زن، مقاومت، آزادی، شهریور ۱۴۰۳.
  15. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، گرامی‌داشت سومین سالگرد قیام ۱۴۰۱؛ زن، مقاومت، آزادی، شهریور ۱۴۰۴.
  16. ↑ مریم رجوی، پیام به گردهمایی و تظاهرات ایرانیان و حامیان مقاومت در واشنگتن، ۱۴۰۳.
  17. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، آزادی، خجسته آزادی، ۱۴۰۳.
  18. ↑ ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ مریم رجوی، پیام به کنفرانس در مجلس انگلستان؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان، ۶ آذر ۱۴۰۳.
  19. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، طرح شورای ملی مقاومت دربارهٔ آزادی‌ها و حقوق زنان، مصوب ۲۸ فروردین ۱۳۶۶.
  20. ↑ مریم رجوی، سخنرانی در سومین اجلاس جهانی ایران آزاد ۱۴۰۴، ۹ مرداد ۱۴۰۴.
  21. ↑ مهری عمرانی، زنان ایرانی در صف مقدم مبارزه علیه رژیم، بازنشرشده در وبگاه سازمان مجاهدین خلق ایران.
  22. ↑ مریم رجوی، برنامهٔ مقاومت ایران برای تضمین حقوق بشر و آزادی‌ها در ایران فردا، ۴ شهریور ۱۴۰۴.
  23. ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ چهل‌وسومین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۱۴۰۳.
  24. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، نصب بنر «زن، مقاومت، آزادی» در بزرگراه امام علی تهران، ۲۹ اسفند ۱۴۰۲.
  25. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، فعالیت‌های کانون‌های شورشی در شهرهای میهن با شعار زن، مقاومت، آزادی، ۱۳ فروردین ۱۴۰۳.
  26. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، فعالیت‌های کانون‌های شورشی در شهرهای میهن با شعار زن، مقاومت، آزادی، ۲۲ فروردین ۱۴۰۳.
  27. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، فعالیت کانون‌های شورشی در زاهدان با شعار از زاهدان تا تهران، زن، مقاومت، آزادی، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳.
  28. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، «زن، مقاومت، آزادی» و اشک دژخیمان، ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳.
  29. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، زنان شورشگر ایران؛ کابوس همیشگی خامنه‌ای، ۱۴۰۳.
  30. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، کنفرانس زنان نیروی تغییر؛ آزادی و برابری از این‌جا می‌گذرد، ۱۴۰۴.
  31. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، سلسله تظاهرات و نمایشگاه‌ها در دومین سالگرد قیام؛ زن، مقاومت، آزادی، شهریور ۱۴۰۳.
  32. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، گرامی‌داشت سومین سالگرد قیام ۱۴۰۱؛ زن، مقاومت، آزادی، شهریور ۱۴۰۴.
  33. ↑ مریم رجوی، پیام به گردهمایی و تظاهرات ایرانیان و حامیان مقاومت در واشنگتن، ۱۴۰۳.
  34. ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، آزادی، خجسته آزادی، ۱۴۰۳.