کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
وارد کردن لینک‌های خارجی در مقاله
نوشتن یک مقاله جدید
 
(۲۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه      =
| عنوان            =
| عنوان ۲          =
| نام              = امیرعباس هویدا
| تصویر            =امیرعباس هویدا.jpg
| اندازه تصویر      =
| عنوان تصویر      =
| زادروز            = ۲۸ بهمن ۱۲۹۷
| زادگاه            = تهران
| مکان ناپدیدشدن    =
| تاریخ ناپدیدشدن  =
| وضعیت            =
| تاریخ مرگ        = ۱۸ فروردین ۱۳۵۸
| مکان مرگ          = تهران
|عرض جغرافیایی محل دفن=
|طول جغرافیایی محل دفن=
|latd=|latm=|lats=|latNS=N
|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| علت مرگ          = اعدام پس از محاکمه در دادگاه انقلاب
| پیداشدن جسد      =
| آرامگاه          =
| بناهای یادبود    =
| محل زندگی        = تهران، دمشق، بیروت، پاریس، لندن، بروکسل، اشتوتگارت، ژنو، آنکارا
| ملیت              = ایرانی
| نام‌های دیگر      =
| نژاد              =
| تابعیت            = ایران
| تحصیلات          = علوم سیاسی
| دانشگاه          = دانشگاه آزاد بروکسل
| پیشه              = دیپلمات، مدیر دولتی، سیاستمدار
| سال‌های فعالیت    = ۱۳۲۱ تا ۱۳۵۷
| کارفرما          = وزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران، دولت ایران
| نهاد              = حزب ایران نوین، حزب رستاخیز
| نماینده          =
| شناخته‌شده برای    = طولانی‌ترین دوره نخست‌وزیری در تاریخ معاصر ایران
| نقش‌های برجسته    = وزیر دارایی، نخست‌وزیر ایران، وزیر دربار
| سبک              =
| تأثیرگذاران      = حسن‌علی منصور، عبدالله انتظام
| تأثیرپذیرفتگان    =
| شهر خانگی        = تهران
| دستمزد            =
| دارایی خالص      =
| قد                =
| وزن              =
| تلویزیون          =
| لقب              =
| دوره              =
| پس از            = حسن‌علی منصور
| پیش از            = جمشید آموزگار
| حزب              = حزب ایران نوین، حزب رستاخیز
| جنبش              =
| مخالفان          =
| هیئت              =
| دین              =
| مذهب              =
| اتهام            = اتهام‌های متعدد سیاسی و اقتصادی در دادگاه انقلاب
| مجازات            = اعدام
| وضعیت گناهکاری    =
| منصب              = نخست‌وزیر ایران
| مکتب              =
| آثار              =
| همسر              = لیلا امامی
| شریک زندگی        =
| فرزندان          = نداشت
| والدین            = حبیب‌الله هویدا (عین‌الملک)، افسرالملوک
| خویشاوندان سرشناس = فریدون هویدا
| جوایز            =
| امضا              =
| اندازه امضا      =
| signature_alt    =
| وبگاه            =
| imdb_id          =
| Soure_id          =
| پانویس            =
}}
'''امیرعباس هویدا''' (۲۸ بهمن ۱۲۹۷ – ۱۸ فروردین ۱۳۵۸) دیپلمات و سیاستمدار ایرانی و از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران [[محمدرضا شاه پهلوی]] بود که از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ بیش از دوازده سال نخست‌وزیری ایران را برعهده داشت و از این حیث طولانی‌ترین دورهٔ نخست‌وزیری پیوسته را در تاریخ معاصر ایران تجربه کرد.<ref name="Iranica">Abbas Milani, “Hoveyda, Amir-Abbas,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. XII, Fasc. 5, pp. 543–550, 2004, updated 10 November 2014.</ref> او پیش از نخست‌وزیری در وزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران و وزارت دارایی فعالیت کرده بود و پس از پایان نخست‌وزیری نیز برای مدتی وزیر دربار شد.
دورهٔ طولانی نخست‌وزیری هویدا با یکی از پرشتاب‌ترین مراحل توسعه اقتصادی، صنعتی‌شدن، گسترش آموزش عالی و افزایش درآمدهای نفتی ایران هم‌زمان بود؛ اما همین دوران شاهد تمرکز فزایندهٔ قدرت در دست شاه، تضعیف نهاد نخست‌وزیری و مجلس، محدودیت فعالیت احزاب و مطبوعات، فعالیت گستردهٔ [[ساواک]] و سرانجام تشکیل نظام تک‌حزبی [[حزب رستاخیز]] بود. میزان اختیار واقعی هویدا در برابر محمدرضا شاه یکی از موضوعات اصلی مناقشه دربارهٔ کارنامهٔ سیاسی اوست. برخی پژوهشگران او را تکنوکراتی تحصیل‌کرده و عمل‌گرا می‌دانند که در نظامی اقتدارگرا قدرت مستقلی نداشت؛ منتقدانش در مقابل معتقدند استمرار طولانی حضور او در مقام نخست‌وزیری به تثبیت همان نظام کمک کرد.<ref name="PersianSphinx">Abbas Milani, ''The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution'', Washington, D.C.: Mage Publishers, 2000.</ref>
در اوج انقلاب ۱۳۵۷، حکومت پهلوی در اقدامی که با هدف نشان‌دادن مبارزه با فساد و آرام‌کردن مخالفان انجام شد، هویدا را در آبان ۱۳۵۷ بازداشت کرد. پس از فروپاشی حکومت پهلوی او از فرصت فرار استفاده نکرد و خود را به حکومت جدید تسلیم کرد.<ref name="Iranica" /> هویدا پس از دو جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب به ریاست [[صادق خلخالی]] در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ به اعدام محکوم و همان روز کشته شد. کوتاهی روند دادرسی، نبود وکیل مدافع و نحوهٔ اجرای حکم از همان زمان بحث‌ها و انتقادهای گسترده‌ای برانگیخت.<ref name="WashingtonPostExecution">Dusko Doder, “Shah's Premier, Hoveyda, Secretly Tried, Executed,” ''The Washington Post'', 7 April 1979.</ref>
== خانواده و تولد ==
امیرعباس هویدا در ۲۸ بهمن ۱۲۹۷، برابر با ۱۹ فوریهٔ ۱۹۱۹، در تهران به دنیا آمد.<ref name="Iranica" /> پدرش حبیب‌الله هویدا، مشهور به «عین‌الملک»، از کارکنان وزارت امور خارجه بود و در دوره‌هایی مأموریت دیپلماتیک داشت. مادرش افسرالملوک از خانواده‌ای با پیشینهٔ قاجاری بود.
دربارهٔ پیشینهٔ مذهبی خانوادهٔ پدری هویدا مطالب متفاوتی منتشر شده است. بر اساس پژوهش عباس میلانی در ''دانشنامه ایرانیکا''، خانوادهٔ پدری او ریشه‌هایی در جامعهٔ بهایی داشت، اما شواهد اندکی وجود دارد که حبیب‌الله هویدا در بزرگسالی پیرو عملی آیین بهایی بوده یا فرزندانش را با این آیین پرورش داده باشد.<ref name="Iranica" /> در سال‌های بعد، مخالفان سیاسی هویدا گاه از مسئلهٔ تبار مذهبی پدرش برای حمله سیاسی به او استفاده می‌کردند.
برادر کوچک‌تر او، [[فریدون هویدا]]، نویسنده، منتقد سینما و دیپلمات بود و بعدها به مقام سفیر ایران در سازمان ملل متحد رسید.<ref name="FereydounOral">Foundation for Iranian Studies, “Interview with Fereydun Hoveyda,” Oral History Program, 20 June 1988 and 5 May 1989.</ref>
== کودکی در خارج از ایران ==
هویدا تنها دو سال داشت که پدرش به مأموریت دیپلماتیک در دمشق رفت. در نتیجه بخش بزرگی از دوران کودکی و نوجوانی خود را خارج از ایران گذراند.
خانواده ابتدا در دمشق و سپس در بیروت اقامت داشتند. هویدا در مدرسهٔ فرانسوی بیروت تحصیل کرد و زبان فرانسه عملاً به یکی از زبان‌های اصلی زندگی فکری او تبدیل شد. او همچنین عربی را به‌خوبی می‌دانست و بعدها انگلیسی نیز آموخت.<ref name="Iranica" />
زندگی طولانی در محیط‌های عربی و اروپایی، آشنایی با ادبیات فرانسه و تماس با فرهنگ سیاسی اروپا بر شخصیت و علایق فکری او تأثیر گذاشت. برادرش فریدون هویدا در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران نیز بخش قابل توجهی از خاطرات خود را به سال‌های زندگی خانوادگی آنان در بیروت و تأثیر این محیط بر امیرعباس اختصاص داده است.<ref name="FereydounOral" />
== تحصیلات در اروپا ==
هویدا در ۱۳۱۷ برای ادامه تحصیل عازم پاریس شد. با بروز اختلاف دیپلماتیک میان حکومت [[رضاشاه]] و فرانسه، اقامت او در این کشور طولانی نشد. مدتی به لندن رفت و سرانجام تحصیلات عالی خود را در بلژیک ادامه داد.
او در [[دانشگاه آزاد بروکسل]] علوم سیاسی خواند و پس از حدود سه سال مدرک دانشگاهی گرفت.<ref name="Iranica" />
در همین دوره به ادبیات و فلسفهٔ اروپایی علاقه‌مند شد. آثار نویسندگانی چون [[آندره ژید]] برای او اهمیت داشت و برای مدتی با اندیشه‌های چپ و مارکسیستی نیز آشنایی پیدا کرد؛ هرچند بعدها در فعالیت سیاسی خود به جنبش‌های مارکسیستی نپیوست.
== بازگشت به ایران ==
هویدا در سال ۱۳۲۱ به ایران بازگشت. ایران در آن زمان در اشغال نیروهای متفقین قرار داشت و فضای سیاسی کشور پس از کناره‌گیری رضاشاه نسبت به دورهٔ پیشین بازتر شده بود.
او به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و هم‌زمان دورهٔ خدمت نظام وظیفه را به‌عنوان افسر وظیفه گذراند.<ref name="Iranica" />
دانش زبان‌های خارجی و آشنایی با فرهنگ اروپا به او امکان داد با محافل ادبی و روشنفکری تهران ارتباط پیدا کند. در همین سال‌ها با نویسندگانی چون [[صادق هدایت]] و [[صادق چوبک]] آشنا شد. رابطهٔ او با چوبک سال‌ها ادامه یافت و مکاتبات پراکنده‌ای نیز با هدایت داشت.<ref name="Iranica" />
== آغاز فعالیت دیپلماتیک ==
نخستین مأموریت مهم هویدا در وزارت امور خارجه به سفارت ایران در پاریس مربوط می‌شد. او به‌عنوان وابستهٔ مطبوعاتی سفارت فعالیت کرد.
در این دوره برخی کارکنان سفارت به قاچاق ارز و طلا متهم شدند و نام هویدا نیز در برخی نشریات سیاسی ایران مطرح شد. این اتهام سال‌ها بعد نیز علیه او تکرار شد. با این حال، بررسی اسناد وزارت خارجه فرانسه که عباس میلانی به آنها استناد کرده است، نشان می‌دهد که هویدا در این ماجرا نقشی نداشته و نشریه‌ای که نخستین بار اتهام را مطرح کرده بود نیز بعداً مطالب خود را اصلاح کرد.<ref name="Iranica" />
این نمونه از مواردی است که برخی اتهامات سیاسی علیه هویدا در دوره‌های بعد بدون توجه به اسناد موجود بازتولید شد.
== عبدالله انتظام و حسن‌علی منصور ==
هویدا در دوران فعالیت دیپلماتیک با دو شخصیت که بعدها در مسیر سیاسی او اهمیت زیادی پیدا کردند روابط نزدیکی برقرار کرد: [[عبدالله انتظام]] و [[حسن‌علی منصور]].
عبدالله انتظام از دیپلمات‌های باسابقه و بعدها مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود. هویدا مدتی تحت حمایت و راهنمایی او قرار داشت.
حسن‌علی منصور نیز که بعدها نخست‌وزیر شد، دوست نزدیک هویدا بود. دوستی و همکاری این دو در دهه‌های بعد نقش مهمی در ورود هویدا به سطوح بالای سیاست ایران ایفا کرد.<ref name="PersianSphinx" />
== مأموریت در آلمان ==
پس از انتصاب عبدالله انتظام به یک مأموریت دیپلماتیک در آلمان، هویدا نیز به آن کشور رفت و چند سال در اشتوتگارت فعالیت کرد.
آلمان در آن زمان هنوز با پیامدهای جنگ جهانی دوم روبه‌رو بود. تجربهٔ مشاهده بازسازی آلمان پس از جنگ از جمله تجربه‌هایی بود که در نگاه هویدا به توسعه، مدیریت و نقش تکنوکراسی اثر گذاشت.
== دوران دولت مصدق و فعالیت در سازمان ملل ==
در زمان نخست‌وزیری [[محمد مصدق]] و اوج [[نهضت ملی شدن صنعت نفت]]، هویدا در مرکز تحولات سیاسی ایران حضور فعالی نداشت.
در وزارت امور خارجه، ابتدا [[باقر کاظمی]] و سپس [[حسین فاطمی]] تغییراتی در دستگاه دیپلماسی ایجاد کردند. هویدا در این دوره از ایران خارج شد و مدتی در سازمان ملل متحد در ژنو کار کرد.<ref name="Iranica" />
او در مأموریت‌های سازمان ملل به کشورهای مختلفی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سفر کرد.
این دوره در تقویت نگاه بین‌المللی او و آشنایی‌اش با مسائل توسعه در کشورهای تازه‌استقلال‌یافته مؤثر بود.
== بازگشت به وزارت امور خارجه ==
هویدا در اواسط دههٔ ۱۳۳۰ به وزارت امور خارجه بازگشت.
یکی از مأموریت‌های او سفارت ایران در ترکیه بود. اما اختلاف سبک کاری او با مسئولان سفارت موجب شد که مدت زیادی در این مقام نماند.
عبدالله انتظام و فؤاد روحانی زمینه انتقال او به [[شرکت ملی نفت ایران]] را فراهم کردند.<ref name="Iranica" />
== شرکت ملی نفت ایران ==
ورود به شرکت ملی نفت یکی از مراحل مهم پیشرفت اداری هویدا بود.
او در این شرکت به مقام مدیریتی رسید و به‌تدریج به‌عنوان مدیری تکنوکرات شناخته شد. هویدا در این دوره مجله‌ای با نام ''کاوش'' منتشر کرد و از روشنفکران و نویسندگان برای همکاری با آن دعوت کرد.
در نوشته‌های این دوره بر ضرورت نوسازی ایران، توسعهٔ دستگاه اداری و پرورش مدیران و کارشناسان ایرانی تأکید می‌کرد. از دید او، ایران باید به جای وابستگی دائمی به کارشناسان خارجی، طبقه‌ای از مدیران و متخصصان داخلی تربیت کند.<ref name="PersianSphinx" />
== کانون مترقی ==
حسن‌علی منصور و گروهی از مدیران جوان و تحصیل‌کرده در اواخر دههٔ ۱۳۳۰ و اوایل دههٔ ۱۳۴۰ تشکلی به نام «[[کانون مترقی]]» تشکیل دادند.


{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
هویدا از فعالان این گروه بود.
|نام رویداد=گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶
 
|تصویر=گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶.jpg
کانون مترقی عمدتاً متشکل از تکنوکرات‌ها و مدیران جوانی بود که به اصلاح دستگاه اداری، توسعه اقتصادی و نوسازی کشور در چارچوب سلطنت محمدرضا شاه اعتقاد داشتند.
|عرض تصویر=
 
|توضیح تصویر=گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس با حضور ده‌ها هزار ایرانی آزاده و شخصیت‌های بین‌المللی (۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۴۰۵)
هویدا در یادداشت‌های خود از نوعی همکاری مشروط با شاه برای پیشبرد برنامهٔ نوسازی سخن گفته بود.<ref name="Iranica" />
|عناوین دیگر=گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ • دفاع از جمهوری دموکراتیک • حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت
 
|عاملان=ده‌ها هزار ایرانی آزاده، شخصیت‌های بین‌المللی، شورای ملی مقاومت ایران، مریم رجوی
کانون مترقی بعدها به یکی از پایه‌های تشکیل [[حزب ایران نوین]] تبدیل شد.
|مکان=پاریس، فرانسه (میدان تروکادرو و نقاط مختلف شهر)
 
|زمان=۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ (۲۰ و ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶)
== حزب ایران نوین ==
|نتیجه=حمایت گسترده بین‌المللی از دولت موقت شورای ملی مقاومت، تأکید بر برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، محکومیت ممنوعیت تظاهرات، نمایش اتحاد مقاومت سازمان‌یافته و رد هر دو دیکتاتوری شاه و شیخ
 
}}
در سال ۱۳۴۲ کانون مترقی با تأیید حکومت گسترش یافت و به [[حزب ایران نوین]] تبدیل شد.
 
این حزب به سرعت به حزب غالب در ساختار سیاسی کشور تبدیل شد و پس از نخست‌وزیرشدن حسن‌علی منصور بخش بزرگی از مقام‌های دولتی را در اختیار گرفت.
 
هویدا یکی از چهره‌های اصلی حزب و از نزدیک‌ترین همکاران منصور بود.
 
== وزیر دارایی ==
 
حسن‌علی منصور در اسفند ۱۳۴۲ نخست‌وزیر شد و هویدا را به وزارت دارایی منصوب کرد.
 
هویدا در وزارت دارایی کوشید برخی روش‌های اداری را اصلاح کند و از مدیران و کارشناسان جوان استفاده کند. ورود فناوری رایانه‌ای به برخی فرایندهای وزارتخانه و اصلاح روند تهیه بودجه از اقداماتی بود که در این دوره به او نسبت داده می‌شود.<ref name="Iranica" />
 
همین دوره نخستین تماس‌های نزدیک و منظم هویدا با محمدرضا شاه را ایجاد کرد.
 
بر اساس روایت‌های موجود، شاه از شیوهٔ رفتار هویدا، تسلط او بر زبان فرانسه و آشنایی‌اش با فرهنگ و سیاست اروپا استقبال می‌کرد.
 
== ترور حسن‌علی منصور ==
 
در اول بهمن ۱۳۴۳ حسن‌علی منصور در مقابل مجلس شورای ملی هدف سوءقصد قرار گرفت.
 
عاملان ترور با گروه مذهبی مرتبط با [[هیئت‌های مؤتلفه اسلامی]] ارتباط داشتند. منصور چند روز بعد، در ۶ بهمن، بر اثر جراحات وارده درگذشت.
 
زمینه سیاسی ترور با اعتراض نیروهای مذهبی به تصویب مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی و تبعید [[روح‌الله خمینی]] ارتباط داشت.<ref name="Iranica" />
 
پس از تیراندازی به منصور، محمدرضا شاه ابتدا هویدا را موقتاً مأمور تشکیل دولت کرد و پس از مرگ منصور، او را رسماً به نخست‌وزیری منصوب کرد.
 
در محافل سیاسی آن زمان تصور می‌شد دوران نخست‌وزیری هویدا کوتاه خواهد بود؛ اما این دوره بیش از دوازده سال ادامه یافت.<ref name="PersianSphinx" />
 
== نخست‌وزیری ==
 
هویدا از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ نخست‌وزیر ایران بود.
 
دوام کم‌سابقهٔ او در این مقام بیش از هر چیز با ساختار قدرت در دورهٔ محمدرضا شاه ارتباط داشت. از دههٔ ۱۳۴۰ به بعد شاه هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری‌های داخلی، سیاست خارجی، نظامی و اقتصادی مداخله مستقیم می‌کرد.
 
در چنین شرایطی نخست‌وزیر بیش از گذشته به مجری سیاست‌های شاه تبدیل شده بود.
 
خود هویدا نیز در مقطعی نقش نخست‌وزیر را به نوعی «رئیس دفتر» شاه تشبیه کرده بود؛ عبارتی که بعدها منتقدانش برای نشان‌دادن کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری به آن استناد کردند.<ref name="Iranica" />
 
== سبک مدیریتی ==
 
هویدا در سال‌های نخست نخست‌وزیری تلاش داشت چهره‌ای ساده و غیرتشریفاتی از خود ارائه دهد.
 
او گاه شخصاً اتومبیل پیکان خود را می‌راند، روابط نزدیکی با روزنامه‌نگاران برقرار می‌کرد و کوشش می‌کرد میان دولت و بخشی از روشنفکران ارتباط ایجاد کند.
 
پوشش مرتب، پیپ، عصا و گل ارکیده‌ای که اغلب به لباسش می‌زد از ویژگی‌های شناخته‌شدهٔ ظاهر او شد.
 
هویدا همچنین شبکهٔ گسترده‌ای از روابط شخصی با مدیران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و سیاستمداران داشت و در حفظ این ارتباط‌ها مهارت نشان می‌داد.<ref name="Iranica" />
 
== رابطه با محمدرضا شاه ==
 
یکی از اصلی‌ترین موضوعات در ارزیابی هویدا رابطهٔ او با محمدرضا شاه است.
 
در ساختار سیاسی ایران آن دوره، شاه تصمیم‌گیر اصلی در مسائل راهبردی بود. سیاست خارجی، امور نظامی و امنیتی و بخش بزرگی از سیاست‌های کلان اقتصادی تحت نظارت مستقیم او قرار داشت.
 
هویدا توانست با پذیرش این ساختار، بیش از هر نخست‌وزیر دیگری در دورهٔ پهلوی دوم در مقام خود باقی بماند.
 
منتقدان او این سازگاری را نشانهٔ ضعف سیاسی و تسلیم در برابر تمرکز قدرت شاه می‌دانند. در مقابل، برخی نزدیکان و مدافعان او استدلال کرده‌اند که هویدا در محدوده‌ای که نظام سیاسی اجازه می‌داد برای گسترش مدیریت حرفه‌ای و توسعه اقتصادی تلاش می‌کرد.<ref name="PersianSphinx" />
 
== توسعه اقتصادی ==
 
بخش بزرگی از دوران نخست‌وزیری هویدا با رشد سریع اقتصاد ایران همراه بود.
 
افزایش درآمد نفت، سرمایه‌گذاری دولتی، توسعه صنایع، گسترش شبکه‌های حمل‌ونقل و برق، افزایش شهرنشینی و سرمایه‌گذاری در آموزش از ویژگی‌های این دوره بود.
 
به‌ویژه پس از جهش قیمت نفت در ۱۳۵۲، منابع مالی دولت به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.
 
هویدا در سخنرانی‌های خود از رشد درآمد سرانه، افزایش شمار دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و توسعه زیرساخت‌های کشور به‌عنوان نشانه‌های موفقیت برنامه‌های توسعه یاد می‌کرد.<ref name="Iranica" />
 
با این حال، سرعت بالای هزینه‌کرد درآمدهای نفتی پیامدهایی مانند تورم، کمبود نیروی متخصص، فشار بر زیرساخت شهری و افزایش نابرابری‌های منطقه‌ای و اجتماعی نیز به همراه داشت.
 
== افزایش درآمد نفت ==
 
جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳ و تحولات بازار جهانی انرژی موجب افزایش شدید قیمت نفت شد.
 
درآمد نفتی ایران طی مدت کوتاهی چند برابر شد و دولت برنامه‌های بسیار گسترده‌ای برای توسعه اقتصادی، صنعتی و نظامی آغاز کرد.
 
شاه خواهان آن بود که ایران در زمانی کوتاه به یکی از قدرت‌های صنعتی جهان تبدیل شود.
 
برخی اقتصاددانان و مدیران سازمان برنامه دربارهٔ سرعت بیش از حد هزینه‌ها و پیامدهای تورمی آن هشدار دادند. با این حال، بخش بزرگی از برنامه‌های بلندپروازانه دولت ادامه یافت.
 
از همین دوره مشکلاتی مانند افزایش قیمت‌ها، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، کمبود مسکن و فشار بر ظرفیت اجرایی دولت شدت گرفت.
 
== آموزش و دانشگاه‌ها ==
 
دوران نخست‌وزیری هویدا با گسترش سریع نظام آموزشی همراه بود.
 
شمار مدارس، دانشگاه‌ها و دانشجویان افزایش یافت و هزاران دانشجوی ایرانی برای تحصیل به اروپا و آمریکای شمالی اعزام شدند.
 
هویدا در سال‌های پایانی نخست‌وزیری اعلام می‌کرد تعداد مراکز آموزش عالی کشور در مقایسه با اوایل دههٔ ۱۳۴۰ به‌شدت افزایش یافته است.<ref name="Iranica" />
 
گسترش آموزش عالی، در کنار افزایش شهرنشینی، به پیدایش طبقهٔ متوسط تحصیل‌کرده بزرگ‌تری انجامید؛ گروهی که بخش‌هایی از آن در سال‌های بعد به منتقد ساختار سیاسی تبدیل شدند.
 
== صنعت و زیرساخت ==
 
در دورهٔ هویدا صنایع فولاد، خودروسازی، پتروشیمی، ماشین‌سازی و صنایع مصرفی توسعه یافتند.
 
شبکه‌های برق و جاده نیز گسترش پیدا کردند.
 
تولید خودرو پیکان از نمادهای صنعتی‌شدن این دوره بود و خود هویدا نیز در تبلیغ آن از پیکان استفاده می‌کرد.
 
سرمایه‌گذاری‌های صنعتی عمدتاً با حمایت دولت و درآمد نفت صورت می‌گرفت و بخش خصوصی وابستگی زیادی به سیاست‌های دولتی و اعتبارات بانکی داشت.
 
== اصلاحات اجتماعی ==
 
نخست‌وزیری هویدا هم‌زمان با ادامه برنامه‌های [[انقلاب سفید]] بود.
 
برنامه‌هایی مانند اصلاحات ارضی، سپاه دانش، سپاه بهداشت، گسترش حقوق سیاسی زنان و برخی اصلاحات آموزشی و اداری در این دوره ادامه یافتند.
 
حق رأی زنان پیش از نخست‌وزیری او برقرار شده بود، اما حضور زنان در مجلس و مشاغل دولتی در دورهٔ او افزایش یافت.
 
نیره ابتهاج سمیعی، نماینده مجلس در آن دوره، در تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران دربارهٔ ساختار حزب ایران نوین، سیاست‌های دولت در زمینه حقوق زنان و دیدگاه‌های هویدا خاطراتی بیان کرده است.<ref name="Ebtehaj">Foundation for Iranian Studies, “Interview with Nayyereh Ebtehaj-Samii,” Oral History Program, April 1984.</ref>
 
== حزب ایران نوین و نظام حزبی ==
 
حزب ایران نوین در بیشتر دوران نخست‌وزیری هویدا حزب اکثریت بود.
 
نظام سیاسی ایران در ظاهر دارای رقابت حزبی بود، اما انتخابات و احزاب تحت نظارت شدید حکومت قرار داشتند و امکان انتقال واقعی قدرت از طریق رقابت آزاد سیاسی محدود بود.
 
هویدا مدتی دبیرکل حزب ایران نوین نیز بود.
 
ادغام تدریجی حزب و دولت و وابستگی مقام‌های سیاسی به حمایت دربار از جمله ویژگی‌های نظام سیاسی این دوره بود.
 
== ساواک و محدودیت سیاسی ==
 
دوران هویدا همچنین با فعالیت گسترده [[سازمان اطلاعات و امنیت کشور]]، مشهور به [[ساواک]]، همراه بود.
 
ساواک مسئول مقابله با مخالفان سیاسی حکومت بود و گروه‌های چپ، ملی‌گرا، مذهبی و سازمان‌های مسلح را زیر نظر داشت.
 
بازداشت مخالفان، سانسور و محدودیت آزادی مطبوعات از موضوعات اصلی انتقاد از حکومت پهلوی در این دوره بود.
 
اختیار مستقیم هویدا بر ساواک محدود بود و این سازمان مستقیماً با شاه ارتباط داشت؛ با این حال، از نظر سیاسی دولت هویدا بخشی از ساختار حکومتی‌ای بود که این محدودیت‌ها در آن اعمال می‌شد.
 
همین مسئله در ارزیابی مسئولیت سیاسی او اهمیت دارد.
 
== رابطه با روشنفکران ==
 
هویدا برخلاف بسیاری از رجال سنتی حکومت، به ادبیات و هنر علاقه داشت و با شماری از نویسندگان و روشنفکران شخصاً آشنا بود.
 
صادق چوبک از دوستان قدیمی او بود و هویدا با محافل فرهنگی تهران ارتباط داشت.
 
او در سال‌های نخست نخست‌وزیری می‌کوشید فاصله میان حکومت و روشنفکران را کاهش دهد، اما گسترش سانسور و محدودیت فعالیت سیاسی موجب شد این تلاش‌ها اثر محدودی داشته باشد.<ref name="Iranica" />
 
برخی روشنفکران او را سیاستمداری اهل کتاب و فرهنگ می‌دانستند، در حالی که منتقدانی مانند مصطفی رحیمی تأکید هویدا بر شخصیت روشنفکرانه را با نقش سیاسی او در ساختار اقتدارگرای حکومت ناسازگار می‌دانستند.


== حزب رستاخیز ==


محمدرضا شاه در اسفند ۱۳۵۳ اعلام کرد همهٔ احزاب موجود منحل و یک حزب واحد با نام [[حزب رستاخیز ملت ایران]] تشکیل می‌شود.


'''گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶'''، یکی از مهم‌ترین رویدادهای سیاسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور بود که در روزهای ۲۰ و ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ (۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۴۰۵) در پاریس برگزار شد. این گردهمایی در شرایطی برگزار گردید که تنها چند روز پیش از آغاز آن، مقامات فرانسوی با استناد به ملاحظات امنیتی و هشدارهای اطلاعاتی، مجوز راهپیمایی گسترده ایرانیان در پاریس را لغو کردند. این تصمیم به یکی از جنجالی‌ترین موضوعات سیاسی و حقوقی پیرامون این رویداد تبدیل شد و با اعتراض شرکت‌کنندگان، شخصیت‌های بین‌المللی و مدافعان آزادی تجمع روبه‌رو گردید.
هویدا نخستین دبیرکل حزب رستاخیز شد.


بر اساس گزارش‌های ارائه‌شده در جریان رسیدگی قضایی به ممنوعیت تظاهرات، تهدیدهای امنیتی منتسب به عوامل جمهوری اسلامی و نیز گروه‌هایی از سلطنت‌طلبان افراطی از جمله عوامل اصلی تصمیم مقامات فرانسوی عنوان شد. با وجود این محدودیت‌ها، هزاران تن از ایرانیان و حامیان مقاومت ایران در نقاط مختلف پاریس گردهم آمدند و حمایت خود را از آزادی، حقوق بشر و تغییر سیاسی در ایران اعلام کردند.  
این اقدام عملاً نظام تک‌حزبی را در ایران رسمی کرد.


در این گردهمایی، مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، ضمن تشریح وضعیت جمهوری اسلامی، بر راهبرد «نه جنگ، نه مماشات» و ضرورت تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته تأکید کرد. وی برنامه ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت را به‌عنوان نقشه راه استقرار یک جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام و ایران غیراتمی معرفی نمود.
بر اساس پژوهش ایرانیکا، هویدا در محافل خصوصی نسبت به تشکیل حزب رستاخیز انتقادهایی داشت، اما در عمل مسئولیت دبیرکلی آن را پذیرفت و برای سازمان‌دهی حزب تلاش کرد.<ref name="Iranica" />


این گردهمایی با حضور ده‌ها تن از مقام‌های پیشین سیاسی، نظامی و پارلمانی از اروپا و آمریکای شمالی همراه بود. شخصیت‌هایی چون شارل میشل، بوریس جانسون، جان برکو، ژنرال جیمز جونز، کیت کلاگ، لیام فاکس، لویی فری، پتره رومن، دمترو کولبا و شماری از نمایندگان پارلمان‌های اروپایی در سخنرانی‌های خود از برنامه ۱۰ ماده‌ای حمایت کرده و بر حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خویش تأکید نمودند.  
تلاش حزب برای گسترش عضویت، دخالت در فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد شعبه در سراسر کشور به افزایش نارضایتی بخش‌هایی از جامعه، از جمله بازار و روحانیان، انجامید.


دومین روز گردهمایی به بررسی چشم‌انداز تحولات سیاسی ایران، نقش مقاومت سازمان‌یافته، وضعیت حقوق بشر، سیاست‌های بین‌المللی در قبال جمهوری اسلامی و آینده گذار دموکراتیک اختصاص یافت. سخنرانان این نشست بر این دیدگاه تأکید کردند که آینده ایران نه از طریق مداخله خارجی و نه از طریق بازگشت سلطنت، بلکه از مسیر مبارزه مردم ایران و استقرار یک جمهوری دموکراتیک رقم خواهد خورد.
== مبارزه با گران‌فروشی ==


گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ از سوی برگزارکنندگان و حامیان آن به‌عنوان نقطه‌عطفی در فعالیت‌های بین‌المللی مقاومت ایران و نمادی از تداوم مبارزه برای استقرار دموکراسی در ایران معرفی شد.  
در میانهٔ دههٔ ۱۳۵۰ و با افزایش تورم، دولت و حزب رستاخیز برنامه‌ای گسترده برای مقابله با گران‌فروشی اجرا کردند.


== مقدمه ==
بازرسان حزبی و دولتی به بازارها اعزام شدند و شماری از بازرگانان و کسبه جریمه، بازداشت یا تحت فشار قرار گرفتند.
گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶  نشستی بین‌المللی بود که در روزهای ۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۰ و ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ در پاریس برگزار شد. این گردهمایی با حضور ایرانیان مقیم کشورهای مختلف، حامیان شورای ملی مقاومت ایران و شمار زیادی از شخصیت‌های سیاسی، حقوقی، نظامی و پارلمانی از اروپا، آمریکای شمالی و سایر نقاط جهان برگزار گردید. ساکنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در  این گردهمایی شرکت داشتند.


این رویداد در شرایطی برگزار شد که جمهوری اسلامی ایران با بحران‌های متعددی در عرصه داخلی و خارجی مواجه بود. تشدید اعتراضات اجتماعی، بحران‌های اقتصادی، افزایش اعدام‌ها، مناقشات منطقه‌ای و فشارهای بین‌المللی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران، از جمله زمینه‌های سیاسی مورد اشاره سخنرانان گردهمایی بود.  
منتقدان معتقد بودند دولت به جای مقابله با عوامل ساختاری تورم، کسبه و بازار را مقصر معرفی کرده است.


وجه تمایز گردهمایی سال ۲۰۲۶ با گردهمایی‌های سال‌های پیش، بحران ناشی از ممنوعیت راهپیمایی بزرگ ایرانیان در پاریس بود. برگزارکنندگان از ماه‌ها قبل برای برگزاری راهپیمایی و تجمعی که انتظار می‌رفت بیش از یکصد هزار نفر در آن شرکت کنند برنامه‌ریزی کرده بودند، اما در واپسین روزها، مقامات فرانسوی با استناد به تهدیدهای امنیتی و هشدارهای اطلاعاتی، برگزاری آن را ممنوع اعلام کردند. این تصمیم واکنش‌های گسترده‌ای را در میان شرکت‌کنندگان و برخی شخصیت‌های سیاسی بین‌المللی برانگیخت و به یکی از محورهای اصلی مباحث گردهمایی تبدیل شد.<ref name=":0">[https://article.mojahedin.org/i/%D8%BA%D9%84%D8%A8%D9%87--%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3 غلبه‌ٔ اراده مقاومت بر تهدیدهای تروریستی و زدوبند استعماری در پاریس- مجاهدین خلق ایران]</ref>
این سیاست به تیره‌ترشدن رابطه حکومت با بخش‌هایی از بازار انجامید و از جمله عواملی بود که بر نارضایتی اجتماعی در آستانه انقلاب افزود.


با وجود این محدودیت‌ها، گردهمایی جهانی ایران آزاد نه تنها لغو نشد، بلکه برنامه‌های سیاسی و سخنرانی‌های آن در قالب نشست‌های مختلف ادامه یافت. برگزارکنندگان این رویداد، استمرار برنامه‌ها را نشانه‌ای از پایداری جنبش مقاومت و ناتوانی فشارهای سیاسی و امنیتی در متوقف ساختن فعالیت‌های آن دانستند. <ref name=":0" /><ref name=":1">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B5 دومین روز گردهمایی جهانی ایران آزاد در پاریس - ۳۱ خرداد ۱۴۰۵- مجاهدین خلق ایران]</ref>
== کاهش نقش نخست‌وزیری ==


== پیش‌زمینه سیاسی و حقوقی گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ ==
یکی از مهم‌ترین نقدهای تاریخی به دوره هویدا تضعیف جایگاه نخست‌وزیری در برابر شاه است.
گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ در فضایی برگزار شد که هم‌زمان با تشدید بحران‌های داخلی جمهوری اسلامی ایران و افزایش فعالیت‌های بین‌المللی اپوزیسیون، به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رویارویی سیاسی میان مقاومت ایران و مخالفان آن تبدیل شده بود. برگزارکنندگان این گردهمایی از ماه‌ها پیش برنامه‌ریزی گسترده‌ای را برای برگزاری راهپیمایی و تجمعی بزرگ در پاریس آغاز کرده بودند. بر اساس اعلام برگزارکنندگان، انتظار می‌رفت ده‌ها هزار تن از ایرانیان مقیم اروپا، آمریکای شمالی و دیگر نقاط جهان در این مراسم شرکت کنند.  


اهمیت سیاسی گردهمایی سال ۲۰۲۶ از آن جهت بود که در ادامه سلسله گردهمایی‌هایی برگزار می‌شد که از دهه ۱۳۸۰ به یکی از مهم‌ترین تریبون‌های بین‌المللی شورای ملی مقاومت ایران تبدیل شده بود. این گردهمایی‌ها در طول سال‌های گذشته میزبان صدها سیاستمدار، نماینده پارلمان، وزیر، نخست‌وزیر و مقام ارشد سابق کشورهای مختلف بوده‌اند و به بستری برای طرح دیدگاه‌های مقاومت ایران درباره آینده سیاسی کشور تبدیل شده‌اند.  
قانون اساسی مشروطه دولت را در برابر مجلس مسئول می‌دانست، اما در عمل طی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تصمیم‌های کلیدی هرچه بیشتر در دربار گرفته می‌شدند.


در آستانه برگزاری گردهمایی، موضوعی غیرمنتظره فضای سیاسی آن را تحت تأثیر قرار داد. مقامات اداری فرانسه در اقدامی ناگهانی مجوز راهپیمایی اصلی را لغو کردند. این تصمیم تنها مدت کوتاهی پیش از آغاز برنامه اعلام شد و به سرعت به موضوعی جنجالی در رسانه‌ها و محافل سیاسی تبدیل گردید. برگزارکنندگان این اقدام را محدود کردن آزادی تجمع و بیان ارزیابی کردند و با استفاده از سازوکارهای حقوقی خواستار لغو این تصمیم شدند. <ref name=":0" /><ref name=":1" />
شاه در امور نظامی، سیاست خارجی، بودجه، برنامه‌های توسعه و انتصاب مقام‌های مهم دخالت مستقیم داشت.


=== حکم دادگاه اداری پاریس ===
دوام دوازده‌ساله هویدا از یک سو ثبات مدیریتی ایجاد کرد و از سوی دیگر نمادی از کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری شد.
پس از اعتراض وکلای برگزارکنندگان، پرونده به دادگاه اداری پاریس ارجاع شد. دادگاه در جریان رسیدگی به این شکایت، بخشی از اطلاعات امنیتی ارائه شده توسط نهادهای اطلاعاتی فرانسه را مورد بررسی قرار داد. بر اساس گزارش منتشرشده از مفاد حکم، دادگاه تصریح کرد که استدلال اولیه پلیس برای ممنوعیت تظاهرات مبتنی بر دلایل کلی و فاقد جزئیات کافی بوده است. با این حال، اسناد اطلاعاتی ارائه شده به دادگاه حاکی از وجود تهدیدهای امنیتی جدی علیه شرکت‌کنندگان در گردهمایی بود.  


در این گزارش‌ها ادعا شده بود که راهپیمایی برنامه‌ریزی شده در معرض خطر حملات خشونت‌آمیز و حتی بمب‌گذاری قرار دارد. دادگاه در بررسی خود به هشدارهایی اشاره کرد که از سوی سرویس‌های اطلاعاتی فرانسه درباره احتمال اقدامات خرابکارانه علیه تجمع صادر شده بود.
== فساد و نظام اداری ==


از نگاه برگزارکنندگان، همین گزارش‌ها در واقع نشان‌دهنده ضرورت تأمین امنیت راهپیمایی بود، نه لغو آن. آنان استدلال می‌کردند که در نظام‌های دموکراتیک، تهدیدهای تروریستی نباید به محدود کردن حقوق اساسی شهروندان و فعالان سیاسی منجر شود، بلکه وظیفه دولت‌ها تضمین امنیت اجتماعات قانونی است.<ref name=":0" />
فساد اقتصادی و استفاده از روابط شخصی در نظام اداری یکی از موضوعات مهم انتقاد از حکومت پهلوی بود.


=== موضوع تهدیدهای امنیتی ===
در سال‌های رونق نفتی، گسترش قراردادهای دولتی و افزایش شدید مخارج حکومت فرصت‌های بیشتری برای فساد و رانت ایجاد کرد.
یکی از جنبه‌های کم‌سابقه پرونده، اشاره به تهدیدهای منتسب به عوامل جمهوری اسلامی و برخی جریان‌های سلطنت‌طلب افراطی بود. بر اساس اطلاعات ارائه شده به دادگاه، برخی افراد و گروه‌ها تهدید کرده بودند که در صورت برگزاری راهپیمایی، اقدام به عملیات خشونت‌آمیز خواهند کرد. '''شماره ۱)'''


در متن حکم دادگاه همچنین به فعالیت گروه‌هایی اشاره شد که از نمادهای ساواک، سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی، استفاده می‌کردند. دادگاه در گزارش خود یادآور شد که چنین نمادهایی پیش‌تر در برخی تجمعات سیاسی در لندن و آلمان مشاهده شده بودند.  
دربارهٔ شخص هویدا اتهامات متعددی مطرح شده است؛ با این حال، میان فساد ساختاری حکومت و اثبات فساد شخصی او باید تمایز گذاشت.


این موضوع در سخنان شماری از شرکت‌کنندگان و شخصیت‌های حاضر در گردهمایی نیز بازتاب یافت. آنان این رخداد را نشانه‌ای از هم‌پوشانی منافع مخالفان مقاومت ایران دانستند و مدعی شدند که هدف مشترک این جریان‌ها جلوگیری از گسترش نفوذ سیاسی آلترناتیو دموکراتیک معرفی‌شده از سوی شورای ملی مقاومت ایران است.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
پژوهش‌های عباس میلانی برخی اتهامات قدیمی دربارهٔ هویدا را فاقد سند کافی می‌داند و تصویری از او به‌عنوان فردی که شخصاً ثروت عظیمی اندوخته باشد ارائه نمی‌کند.<ref name="PersianSphinx" />


=== مقاومت در برابر ممنوعیت ===
با این حال، منتقدان وی معتقد بودند نخست‌وزیر مسئول سیاسی دستگاهی بود که در آن فساد و روابط مبتنی بر نفوذ گسترش یافته بود.
با وجود صدور حکم ممنوعیت، بسیاری از شرکت‌کنندگان که از کشورهای مختلف به فرانسه آمده بودند، تصمیم گرفتند برنامه‌های اعتراضی خود را ادامه دهند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، تجمعات در نقاط مختلف پاریس شکل گرفت و هزاران نفر با در دست داشتن پرچم‌ها و پلاکاردهایی در حمایت از آزادی و حقوق بشر در ایران حضور یافتند.  


رامش سپهرراد، مجری دومین روز گردهمایی، در سخنان خود تأکید کرد که صدها هزار ایرانی در روزهای منتهی به مراسم راهی پاریس شده بودند و علی‌رغم ممنوعیت‌ها توانستند پیام خود را به افکار عمومی برسانند. وی این رخداد را ادامه سنت سیاسی «سی خرداد» و نمادی از پایداری جنبش مقاومت توصیف کرد.
== زندگی شخصی ==


از نگاه برگزارکنندگان، اتفاقات روز ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ نشان داد که فشارهای سیاسی و امنیتی قادر به متوقف کردن فعالیت‌های اپوزیسیون سازمان‌یافته نیست. آنان تأکید کردند که حتی لغو راهپیمایی نیز مانع برگزاری گردهمایی جهانی ایران آزاد نشد و نشست‌های سیاسی و سخنرانی‌های برنامه‌ریزی‌شده طبق برنامه ادامه یافت.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
هویدا در سال ۱۳۴۵ با [[لیلا امامی]] ازدواج کرد. لیلا امامی خواهر همسر حسن‌علی منصور بود.


=== برخورد پلیس و بازداشت معترضان ===
این ازدواج چند سال بیشتر دوام نیاورد و در سال ۱۳۵۰ به طلاق انجامید؛ با این حال، رابطه دوستانه آنان پس از جدایی ادامه پیدا کرد.<ref name="Iranica" />
بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی برگزارکنندگان، در جریان تجمعات اعتراضی در پاریس میان بخشی از معترضان و نیروهای پلیس فرانسه درگیری‌هایی رخ داد. گزارش‌ها از زخمی شدن شماری از شرکت‌کنندگان و بازداشت ده‌ها نفر حکایت داشت.  


در میان مجروحان، نام حسن حبیبی به‌عنوان یکی از افرادی که در جریان برخوردها دچار شکستگی دست شده بود، ذکر شد. همچنین گزارش شد که بیش از ۵۰ نفر بازداشت شده‌اند، هرچند همه بازداشت‌شدگان تا پایان همان روز آزاد شدند.  
هویدا فرزندی نداشت.


این حوادث واکنش‌های گسترده‌ای را در میان فعالان حقوق بشر و برخی شخصیت‌های حاضر در گردهمایی برانگیخت. بسیاری از آنان تصمیم مقامات فرانسوی را با سنت دیرینه آزادی تجمع و آزادی بیان در جمهوری فرانسه ناسازگار دانستند.<ref name=":0" />
او به کتاب، سینما و ادبیات علاقه فراوان داشت. مجموعه‌ای از پیپ‌ها و عصاها داشت و گل ارکیده‌ای که به یقه کت خود می‌زد به یکی از نشانه‌های ظاهری شناخته‌شده او تبدیل شده بود.


=== بازتاب بین‌المللی ممنوعیت راهپیمایی ===
== پایان نخست‌وزیری ==
لغو راهپیمایی پاریس به یکی از محورهای اصلی سخنرانی‌های گردهمایی تبدیل شد. بسیاری از سیاستمداران حاضر این تصمیم را مورد انتقاد قرار دادند.


بوریس جانسون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، این اقدام را «اشتباهی فاجعه‌بار» توصیف کرد و اظهار داشت که ممنوعیت تظاهرات نباید رخ می‌داد.  
در مرداد ۱۳۵۶ محمدرضا شاه تصمیم گرفت پس از بیش از دوازده سال هویدا را از نخست‌وزیری کنار بگذارد.


جان برکو، رئیس پیشین مجلس عوام بریتانیا، نیز این تصمیم را «مضحک» خواند و گفت که هرچند برگزارکنندگان نتوانستند راهپیمایی برنامه‌ریزی‌شده را برگزار کنند، اما مخالفان موفق نشدند پیام سیاسی گردهمایی را متوقف سازند.  
در ۱۴ مرداد ۱۳۵۶ شاه در دیدار با هویدا از او خواست استعفا دهد و [[جمشید آموزگار]] جانشین او شد.<ref name="Iranica" />


دومینیک آتیاس، رئیس بنیاد وکلای اروپایی، ممنوعیت راهپیمایی را ناقض حق بنیادین آزادی تجمع دانست و تأکید کرد که این تصمیم باید از مسیرهای حقوقی مورد چالش قرار گیرد.  
این تغییر هم‌زمان با شرایط تازه داخلی و خارجی بود. دولت [[جیمی کارتر]] در آمریکا بر موضوع حقوق بشر تأکید بیشتری می‌کرد و حکومت ایران نیز درصدد اصلاح برخی سیاست‌ها و تغییر فضای سیاسی بود.


دیوید جونز، وزیر پیشین دولت بریتانیا، نیز با اشاره به حضور بیش از یکصد هزار نفر از حامیان مقاومت در پاریس، از نحوه صدور حکم ممنوعیت انتقاد کرد و آن را مغایر اصول دموکراتیک دانست.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://article.mojahedin.org/i/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶: دفاع شخصیت‌های بین‌المللی از جمهوری دموکراتیک در ایران-مجاهدین خلق ایران]</ref>
== وزیر دربار ==


== سخنرانی مریم رجوی و تبیین راهبرد «نه جنگ، نه مماشات» ==
پس از پایان نخست‌وزیری، هویدا به سمت وزیر دربار منصوب شد.
سخنرانی مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، مهم‌ترین بخش سیاسی گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ را تشکیل می‌داد. این سخنرانی در شرایطی ایراد شد که گردهمایی تحت تأثیر ممنوعیت راهپیمایی پاریس و مباحث گسترده پیرامون آینده سیاسی ایران قرار گرفته بود. رجوی در سخنان خود ضمن ارزیابی وضعیت جمهوری اسلامی، چشم‌انداز مقاومت سازمان‌یافته برای استقرار یک جمهوری دموکراتیک را تشریح کرد و بار دیگر راهبرد شناخته‌شده خود یعنی «نه جنگ، نه مماشات» را به‌عنوان راه‌حل بحران ایران مطرح ساخت.<ref name=":2" />


=== ارزیابی وضعیت جمهوری اسلامی ===
این مقام از نظر تشریفاتی مهم بود و امکان ارتباط نزدیک با شاه را فراهم می‌کرد، اما هویدا دیگر مسئول اداره دولت نبود.
رجوی در آغاز سخنان خود تصویری از وضعیت سیاسی جمهوری اسلامی ارائه داد و آن را حکومتی در مرحله پایانی حیات سیاسی توصیف کرد. وی با اشاره به بحران‌های داخلی، نارضایتی اجتماعی، شکاف‌های قدرت و استمرار اعتراضات مردمی، تأکید نمود که حاکمیت ولایت فقیه وارد مرحله‌ای شده است که دیگر قادر به بازتولید مشروعیت سیاسی خود نیست.  


اقامت او در دربار نیز طولانی نشد. با شدت گرفتن بحران سیاسی در سال ۱۳۵۷ و گسترش اعتراضات، موقعیت بسیاری از رجال قدیمی حکومت متزلزل شد.


== بحران ۱۳۵۷ ==


او در این زمینه گفت:<blockquote>«پسر خامنه‌ای که بیش از ربع قرن در کشتارها همدست پدرش بود، امروز میراث بر ویرانه ولایت فقیه است. اما دولت مستعجلی است که بر پیشانی‌اش حتمیت سرنگونی حک شده است. این ایستگاه آخر رژیم است».<ref name=":3">[https://www.maryam-rajavi.com/national-liberation-army-only-path-to-freedom/ سخنرانی مریم رجوی در کنفرانس ایران آزاد در پاریس – ایران آزاد ۱۴۰۵- مریم رجوی]</ref></blockquote>وی همچنین تأکید کرد که حکومت با وجود برخورداری از ابزارهای امنیتی و نظامی گسترده، در برابر شبکه‌های اجتماعی مقاومت و اعتراضات سازمان‌یافته با محدودیت‌های فزاینده‌ای روبه‌رو شده است.  
در سال ۱۳۵۷ اعتراض‌های ضدحکومتی در سراسر ایران گسترش یافت.


=== «قیام و سرنگونی در انتظار شماست» ===
دولت‌های جمشید آموزگار، [[جعفر شریف‌امامی]] و سپس [[غلامرضا ازهاری]] نتوانستند بحران را مهار کنند.
یکی از محورهای اصلی سخنان رجوی تأکید بر نقش اعتراضات داخلی و آنچه شورای ملی مقاومت از آن با عنوان «کانون‌های شورشی» یاد می‌کند، بود. وی خطاب به رهبران جمهوری اسلامی اعلام کرد که سرکوب و اعدام نمی‌تواند مانع تداوم اعتراضات شود.  


حکومت برای آرام‌کردن مخالفان مجموعه‌ای از اقدامات انجام داد؛ از جمله آزادی زندانیان سیاسی، محدودکردن ساواک و بازداشت شماری از مقام‌های پیشین به اتهام فساد.


هویدا که برای سال‌ها چهره اصلی دولت پهلوی بود، به یکی از مهم‌ترین اهداف این سیاست تبدیل شد.


رجوی اظهار داشت:<blockquote>«به بقایای رژیم می‌گوییم از هر راهی که بروید؛ قیام و سرنگونی در انتظار شما است. در برابر شورشگران و شهرهای شورشی ایران، از شهرهای موشکی شما هیچ کاری ساخته نیست. در برابر قیام سازمان‌یافته، سیرک‌های خیابانی دردی از شما دوا نمی‌کند و اعدام هر روزه زندانیان سیاسی رژیم‌تان را نجات نمی‌دهد».<ref name=":3" /> </blockquote>
== بازداشت به دستور حکومت پهلوی ==
=== نظریه «نه جنگ، نه مماشات» ===
از مهم‌ترین محورهای فکری مطرح‌شده در گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶، تأکید مجدد بر نظریه «نه جنگ، نه مماشات» بود؛ راهبردی که شورای ملی مقاومت ایران از سال‌ها پیش آن را مطرح کرده است.


در ۱۸ آبان ۱۳۵۷، برابر با ۸ نوامبر ۱۹۷۸، هویدا به دستور حکومت بازداشت شد.<ref name="Iranica" /><ref name="WashingtonPostArrest">William Claiborne, “Former Prime Minister Jailed In Iranian Anticorruption Drive,” ''The Washington Post'', 8 November 1978.</ref>


تصمیم به بازداشت او در جلسه‌ای با حضور محمدرضا شاه اتخاذ شده بود. مقامات حکومت بازداشت هویدا و ده‌ها مقام پیشین را بخشی از مبارزه با فساد معرفی کردند.


رجوی در این باره گفت:<blockquote>«در چهار دهه گذشته، نه مذاکره به خطر فاشیسم دینی پاسخ داده و نه جنگ. گفتیم که فاشیسم دینی و بنیادگرایی تحت نام اسلام، بزرگ‌ترین تهدید دنیای امروز است. اما کسی گوش نکرد. امروز هم می‌گوییم که یک ایران صلح‌جو و غیراتمی فقط با سرنگونی رژیم، به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آنها امکان‌پذیر است».<ref name=":3" /></blockquote>وی استدلال کرد که سیاست گفت‌وگو و امتیازدهی به جمهوری اسلامی نتوانسته است رفتار حکومت را تغییر دهد و از سوی دیگر، جنگ خارجی نیز قادر به ایجاد دموکراسی در ایران نخواهد بود.  
در همان زمان مخالفان حکومت این اقدام را تلاشی برای قربانی‌کردن رجال پیشین و منحرف‌کردن اعتراض‌ها می‌دانستند.


به باور او، تنها راه‌حل پایدار، تغییر سیاسی توسط مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته است؛ راهکاری که در ادبیات سیاسی شورای ملی مقاومت با عنوان «راه‌حل سوم» شناخته می‌شود.  
روح‌الله خمینی نیز در مصاحبه‌ای در آبان ۱۳۵۷ بازداشت هویدا و دیگر مقام‌ها را اقدامی برای فریب افکار عمومی خواند.<ref name="Khomeini1978">روح‌الله خمینی، مصاحبه دربارهٔ بازداشت امیرعباس هویدا، نوفل‌لوشاتو، ۱۸ آبان ۱۳۵۷، ''صحیفه امام''، جلد ۴، صص ۳۸۹–۳۹۱.</ref>


این دیدگاه در سخنان بسیاری از شخصیت‌های بین‌المللی حاضر در گردهمایی نیز بازتاب یافت. بوریس جانسون، جان برکو، ژنرال جیمز جونز، دیوید جونز و لیام فاکس نیز بر این نکته تأکید کردند که آینده ایران باید توسط مردم ایران تعیین شود و تغییر سیاسی نمی‌تواند محصول تحمیل خارجی باشد.<ref name=":1" /><ref name=":2" />
== فرصت خروج از ایران ==


=== آزادی، برابری و جمهوری دموکراتیک ===
پیش از بازداشت و حتی در دوران نگهداری، امکان‌هایی برای خروج هویدا از ایران مطرح شد.
رجوی در بخش دیگری از سخنان خود بر مفهوم جمهوری دموکراتیک تأکید کرد. او این جمهوری را نظامی مبتنی بر رأی مردم، برابری حقوقی شهروندان و نفی هرگونه تبعیض قومی، مذهبی و جنسیتی توصیف نمود.  


به روایت عباس میلانی، دوستان او در فرانسه نیز طرحی برای خارج‌کردنش از ایران تهیه کرده بودند، اما هویدا نپذیرفت.<ref name="Iranica" />


در روزهای فروپاشی حکومت، نگهبانان محل بازداشت او نیز محل را ترک کردند و عملاً امکان فرار برایش فراهم شد.


وی تصریح کرد:<blockquote>«تعهد من، پیمانی است ناگسستنی برای آزادی همه مردم ایران، از هر ملیت با هر مرام، هر عقیده و با هر دین و هر آیین.»<ref name=":3" /></blockquote>
با این حال، هویدا در ایران ماند.
=== تجدید پیمان با شهیدان و مقاومت ===
بخش پایانی سخنرانی رجوی رنگ و بویی نمادین و تاریخی داشت. او با یادآوری کشته‌شدگان و زندانیان سیاسی، بر استمرار مبارزه برای آزادی تأکید کرد و گفت:<blockquote>«تعهد من، پیمانی است ناگسستنی برای آزادی همه مردم ایران، از هر ملیت با هر مرام، هر عقیده و با هر دین و هر آیین.


تعهد من، دفاع از آزادی و شرف و استقلال ایران، رودرروی هر گونه دیکتاتوری و وابستگی است؛ در راهی پر پیچ و خم با هفت خانی از ابتلا و سختی‌ها. اما چه باک! ما بر این پیمان ایستاده‌ایم. این عهد من و عهد ماست.
دلایل این تصمیم متفاوت تفسیر شده‌اند. تعلق به ایران، نگرانی درباره مادر سالخورده و باور به امکان دفاع از عملکرد خود در دادگاه از جمله دلایلی است که در منابع مطرح شده است.<ref name="PersianSphinx" />


عهد ما با شهیدان راه آزادی
== سقوط حکومت پهلوی ==


عهد ما با مردم ایران
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نظام سلطنتی فروپاشید.


و عهد ما با مسعود است تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون»<ref name=":3" /></blockquote>
هویدا که دیگر نگهبانی نداشت، به جای فرار خود را به مقامات دولت موقت معرفی کرد.
== حمایت شخصیت‌های بین‌المللی از گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ ==
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶، حضور گسترده شخصیت‌های سیاسی، پارلمانی، حقوقی و نظامی از کشورهای مختلف جهان بود. این حضور، که ادامه سنت چند دهه‌ای گردهمایی‌های ایران آزاد به شمار می‌رفت، نشان‌دهنده تلاش برگزارکنندگان برای جلب حمایت بین‌المللی از برنامه سیاسی شورای ملی مقاومت ایران و طرح جایگزین پیشنهادی آن برای آینده ایران بود. در گردهمایی سال ۲۰۲۶، ده‌ها تن از نخست‌وزیران، وزیران، رؤسای پارلمان‌ها، فرماندهان نظامی و نمایندگان مجالس قانونگذاری از اروپا و آمریکای شمالی حضور یافتند و در سخنان خود به موضوعاتی چون وضعیت حقوق بشر در ایران، سیاست‌های جمهوری اسلامی، برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی و آینده سیاسی کشور پرداختند. سخنرانان روز اول این گردهمایی عبارت بودند از:


کریستین اریگی ـ نماینده مجلس ملی فرانسه، رئیس کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک
او در ۲۴ بهمن در یک نشست خبری توضیح داد که امکان خروج داشته اما تصمیم گرفته است بماند و در برابر اتهام‌هایی که علیه او مطرح می‌شود پاسخ دهد.<ref name="Boroumand">Abdorrahman Boroumand Center for Human Rights in Iran, “Amir Abbas Hoveyda: One Person’s Story.”</ref>


شارل میشل-رئیس شورای اروپا ۲۰۱۹-۲۰۲۴ نخست‌وزیر بلژیک ۲۰۱۹-۲۰۱۴
او سپس به مدرسه رفاه، یکی از مراکز اصلی اداره امور انقلاب، منتقل شد.


بوریس جانسون ـ نخست‌وزیر انگلستان ۲۰۲۲-۲۰۱۹
== دادگاه انقلاب ==


دومینیک آتیاس –رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی
رسیدگی به پرونده هویدا در [[دادگاه انقلاب اسلامی]] به ریاست [[صادق خلخالی]] انجام شد.


جان برکو – رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان ۲۰۱۹-۲۰۰۹
جلسه نخست محاکمه در اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد و پس از مدتی متوقف گردید.


دمیترو کولبا - وزیر خارجه اوکراین-۲۰۲۴-۲۰۲۰
جلسه دوم در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ برگزار شد.


کارستن مولر- نماینده مجلس فدرال آلمان، سرپرست کمیسیون حقوقی و حمایت از مصرف‌کنندگان
اتهام‌های مطرح‌شده علیه او مجموعه‌ای بسیار گسترده از موضوعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی را شامل می‌شد؛ از همکاری با حکومت پهلوی و وابستگی به قدرت‌های خارجی تا مشارکت در سرکوب مخالفان و فساد اقتصادی.


مارتین پاتسلت
برخی از اتهامات با مسئولیت سیاسی او به‌عنوان نخست‌وزیر مرتبط بودند، در حالی که برخی دیگر، از جمله اتهام‌های قدیمی درباره قاچاق در دوران مأموریت پاریس، پیش‌تر مورد تردید یا رد اسناد قرار گرفته بودند.<ref name="Iranica" />


پتره رومن –نخست وزیر پیشین رومانی
== شرایط محاکمه ==


جودی اسکرو – وزیر مهاجرت کانادا ۲۰۰۵، رئیس کمیته تجارت بین‌المللی پارلمان
دادگاه هویدا با معیارهای دادرسی معمول فاصله زیادی داشت.


جان برد – وزیر خارجه کانادا ۲۰۱۵-۲۰۱۱
او وکیل مدافع مستقل نداشت و امکان آماده‌سازی یک دفاع حقوقی طولانی و منظم برایش فراهم نشد.


بارونس اولون – عضو مجلس اعیان انگلستان
گزارش‌های مطبوعاتی آن زمان محاکمه را بسیار سریع توصیف کردند. ''واشنگتن پست'' در گزارش روز اعدام نوشت که دادگاه به‌صورت غیرعلنی برگزار شد و سپس حکم اعدام اجرا گردید.<ref name="WashingtonPostExecution" />


نایکه گروپیونی
مهدی بازرگان و برخی چهره‌های دولت موقت خواهان محاکمه‌ای علنی و حقوقی بودند که در آن امکان دفاع کامل فراهم شود، اما این دیدگاه در برابر جناح طرفدار دادگاه‌های سریع انقلابی غالب نشد.<ref name="Iranica" />


سناتور رابرت توریسلی
== حکم اعدام ==


پروفسور آلخو ویدال کوادراس – رئیس کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ - پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک - سخنرانی شخصیت‌های بین‌المللی- مجاهدین خلق ایران]</ref>
دادگاه انقلاب هویدا را به اعدام محکوم کرد.


=== شارل میشل و مقایسه برنامه ۱۰ ماده‌ای با آرمان‌های اروپا ===
حکم در همان روز، ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، اجرا شد.
یکی از برجسته‌ترین سخنرانان گردهمایی، شارل میشل، رئیس پیشین شورای اروپا و نخست‌وزیر سابق بلژیک بود. وی در سخنان خود برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی را فراتر از یک برنامه سیاسی معمولی توصیف کرد و آن را انتخابی آگاهانه برای استقرار دموکراسی دانست.  


میشل اظهار داشت که مفاد این برنامه، شامل حاکمیت قانون، استقلال قوه قضائیه، لغو مجازات اعدام، برابری زنان و مردان و آزادی‌های اساسی، شباهت فراوانی با ارزش‌هایی دارد که پس از جنگ جهانی دوم بنیان‌های اتحادیه اروپا را شکل دادند. او برنامه ۱۰ ماده‌ای را «عبور از تاریکی به سوی نور» توصیف کرد و آن را چارچوبی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی دانست.<ref name=":2" />
در گزارش رسمی، اعدام او اجرای حکم دادگاه انقلاب معرفی شد.


=== بوریس جانسون و انتقاد از ممنوعیت تظاهرات پاریس ===
اما دربارهٔ چگونگی دقیق مرگ هویدا روایت‌های متفاوتی وجود دارد.
بوریس جانسون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، یکی از صریح‌ترین مواضع را درباره وقایع پاریس اتخاذ کرد. وی ممنوعیت راهپیمایی ایرانیان را مورد انتقاد قرار داد و آن را اقدامی نادرست دانست که به گفته او نباید اتفاق می‌افتاد.  


جانسون در سخنان خود تأکید کرد که تغییر سیاسی در ایران از طریق جنگ حاصل نخواهد شد و تنها مردم ایران هستند که می‌توانند آینده کشور را تعیین کنند. وی با اشاره به برنامه ۱۰ ماده‌ای، از آن به‌عنوان طرحی برای تحقق آزادی و دموکراسی یاد کرد و ابراز اطمینان نمود که آرمان «ایران آزاد» در نهایت محقق خواهد شد.<ref name=":2" />  
بر اساس روایت عباس میلانی که بر مصاحبه‌ها و منابع متعدد تکیه دارد، پس از خروج از جلسه دادگاه و پیش از اجرای رسمی حکم، فردی به هویدا شلیک کرد؛ هویدا زخمی شد و سپس با شلیک دیگری کشته شد.<ref name="PersianSphinx" />


=== جان برکو و دفاع از «ایده آزادی» ===
گزارش‌های خبری همان روز نیز کشته‌شدن او پس از محاکمه سریع و محرمانه را تأیید کردند، اگرچه در جزئیات نحوه شلیک تفاوت‌هایی میان روایت‌ها وجود دارد.<ref name="WashingtonPostExecution" />
جان برکو، رئیس پیشین مجلس عوام بریتانیا، از دیگر سخنرانان برجسته گردهمایی بود. وی در سخنان خود به موضوع ممنوعیت راهپیمایی پرداخت و اظهار داشت که مخالفان موفق شدند مانع برگزاری تظاهرات شوند، اما نتوانستند پیام سیاسی آن را متوقف کنند.  


بنابراین، اصل صدور حکم اعدام و کشته‌شدن هویدا در همان روز قطعی است، اما جزئیات لحظات پایانی او در منابع به شکل کاملاً یکسان روایت نشده است.


== جسد و محل دفن ==


برکو تأکید کرد:<blockquote>«رژیم ایران می‌تواند مردم خودش را بکشد، اما نمی‌تواند یک ایده را بکشد؛ ایده آزادی.»</blockquote>او همچنین بر نقش مردم ایران در تعیین سرنوشت کشور تأکید کرد و با اشاره به برنامه ۱۰ ماده‌ای شورای ملی مقاومت، آن را چارچوبی دموکراتیک برای آینده ایران دانست.<ref name=":2" />
جسد هویدا مدتی در سردخانه نگهداری شد.


=== حمایت پارلمانترهای اروپایی ===
بر اساس روایت ایرانیکا، حدود سه ماه طول کشید تا امکان خاکسپاری او فراهم شود. خانواده نگران بودند مراسم دفن یا محل قبر مورد تعرض قرار گیرد.<ref name="Iranica" />
علاوه بر شخصیت‌های شناخته‌شده بین‌المللی، شماری از نمایندگان پارلمان‌های اروپایی نیز در گردهمایی حضور داشتند.  


کریستیان اریگی، نماینده مجلس ملی فرانسه، حمایت پارلمانترهای فرانسوی از برنامه ۱۰ ماده‌ای را اعلام کرد و تأکید نمود که مبارزه مردم ایران برای آزادی شایسته پشتیبانی جامعه جهانی است.  
در نهایت او در قبری بدون نشان دفن شد.


کاتلین دپورتر، نایب‌رئیس کمیسیون روابط خارجی پارلمان بلژیک، اظهار داشت که مردم ایران هر دو شکل دیکتاتوری ــ سلطنت و ولایت فقیه ــ را رد کرده‌اند و خواهان جمهوری دموکراتیک هستند.  
مادر هویدا که در آن زمان بیمار و سالخورده بود، به گفته برخی نزدیکان از مرگ پسرش آگاه نشد.<ref name="PersianSphinx" />


کارستن مولر و مارتین پاتسلت از آلمان نیز بر ضرورت پایان دادن به سیاست مماشات و حمایت از برنامه دموکراتیک مقاومت ایران تأکید کردند.<ref name=":2" />
== ارزیابی دوران هویدا ==


=== حمایت شخصیت‌های اروپای شرقی ===
ارزیابی تاریخی هویدا با دیدگاه‌های بسیار متفاوت همراه است.
پتره رومن، نخست‌وزیر پیشین رومانی، در سخنان خود تجربه سقوط رژیم کمونیستی رومانی را با وضعیت ایران مقایسه کرد و ابراز عقیده نمود که همان‌گونه که دیکتاتوری در کشورش سقوط کرد، جمهوری اسلامی نیز سرانجام با خواست مردم روبه‌رو خواهد شد.  


آنلی یاتن‌مکی، نخست‌وزیر پیشین فنلاند و نایب‌رئیس سابق پارلمان اروپا، نیز تأکید کرد که تاریخ نشان داده است دیکتاتوری‌ها پایدار نیستند و سرانجام در برابر خواست مردم فرو می‌ریزند. وی برنامه ۱۰ ماده‌ای را راهی برای دستیابی به یک ایران آزاد و دموکراتیک دانست.<ref name=":2" />
طرفداران او به رشد سریع اقتصادی، توسعه صنایع، افزایش آموزش عالی، گسترش زیرساخت و ظهور نسلی از تکنوکرات‌ها در دوران نخست‌وزیری‌اش اشاره می‌کنند.


== دومین روز گردهمایی و تداوم پیام سیاسی آن ==
منتقدان در مقابل تأکید می‌کنند که همین دوره با تمرکز قدرت در دست شاه، سرکوب مخالفان، کاهش نقش مجلس و احزاب، سانسور، گسترش ساواک و سرانجام نظام تک‌حزبی رستاخیز همراه بود.
دومین روز گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ به بررسی چشم‌انداز سیاسی ایران و راهکارهای حمایت بین‌المللی از مردم ایران اختصاص داشت. در این روز، سخنرانان متعددی از کشورهای مختلف دیدگاه‌های خود را درباره آینده ایران مطرح کردند و بر ضرورت حمایت از مطالبات دموکراتیک مردم ایران تأکید نمودند.  


رامش سپهرراد، مجری این نشست، با اشاره به وقایع روز قبل اظهار داشت که علی‌رغم ممنوعیت راهپیمایی، ایرانیان حاضر در پاریس توانستند پیام خود را به افکار عمومی جهان منتقل کنند. او این حضور را نمادی از تداوم مبارزه‌ای دانست که به گفته وی ریشه در دهه‌ها مقاومت سیاسی علیه جمهوری اسلامی دارد.  
این دو جنبه از دوره هویدا را نمی‌توان به آسانی از یکدیگر جدا کرد؛ توسعه اقتصادی سریع در بستری سیاسی رخ داد که امکان مشارکت و رقابت آزاد سیاسی بسیار محدود بود.


در طول این نشست، بسیاری از سخنرانان به تجربه روز نخست اشاره کردند و آن را نمونه‌ای از تقابل میان حق آزادی تجمع و تهدیدهای امنیتی دانستند. برخی نیز تأکید کردند که حوادث پاریس نشان داد که موضوع ایران همچنان یکی از مسائل مهم در مباحث حقوق بشری و سیاسی بین‌المللی است.
== هویدا و مسئولیت سیاسی حکومت ==


=== بازتاب ممنوعیت راهپیمایی در رسانه‌ها و محافل سیاسی ===
یکی از پرسش‌های اصلی درباره هویدا آن است که چه اندازه از سیاست‌های حکومت پهلوی را می‌توان مستقیماً به او نسبت داد.
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های گردهمایی ۲۰۲۶، بازتاب گسترده تصمیم برای لغو راهپیمایی بود. این موضوع نه‌تنها در سخنرانی‌های رسمی گردهمایی بلکه در بیانیه‌ها و اظهارنظرهای بسیاری از شخصیت‌های سیاسی حاضر نیز مورد توجه قرار گرفت.  


منتقدان این تصمیم استدلال می‌کردند که دولت‌های دموکراتیک باید میان تهدیدهای امنیتی و حقوق بنیادین شهروندان تعادل برقرار کنند و نباید اجازه دهند تهدیدهای احتمالی به محدود شدن آزادی بیان و تجمع منجر شود. در مقابل، مقامات مسئول بر ضرورت حفاظت از جان شرکت‌کنندگان و پیشگیری از خطرات احتمالی تأکید داشتند.  
نخست‌وزیر بر بخش‌های مهمی از دستگاه اجرایی نظارت داشت، اما شاه در سیاست‌های اصلی، نیروهای مسلح، امنیت، سیاست خارجی و انتصاب بسیاری از مقام‌های کلیدی نقش تعیین‌کننده داشت.


=== تأکید بر برنامه ۱۰ ماده‌ای ===
ساواک نیز بیش از آنکه تابع مستقیم نخست‌وزیر باشد به شاه گزارش می‌داد.
از مهم‌ترین دستاوردهای سیاسی گردهمایی، تثبیت جایگاه برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی به‌عنوان محور مشترک سخنرانان و حامیان بین‌المللی بود. تقریباً تمامی شخصیت‌های برجسته حاضر در گردهمایی، در بخش‌هایی از سخنان خود به این برنامه اشاره کردند و آن را مبنایی برای گذار به یک نظام دموکراتیک در ایران دانستند. تأکید بر آزادی انتخابات، جدایی دین و دولت، برابری زنان و مردان، لغو مجازات اعدام و تعهد به یک ایران غیراتمی، از جمله موضوعاتی بود که در سخنان شخصیت‌های مختلف تکرار شد.  


== اسامی سخنرانان روز دوم گردهمایی ==
با این همه، طولانی‌بودن نخست‌وزیری هویدا به این معنا بود که او برای بیش از یک دهه مهم‌ترین مقام اجرایی حکومت پس از شاه بود و مسئولیت سیاسی عملکرد دولت را نمی‌توان کاملاً از او جدا کرد.
سخنرانان روز دوم گردهمایی جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶ شخصیت‌های زیر بودند:


ژنرال جیمز جونز – مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا ۲۰۱۰-۲۰۰۹، فرمانده پیشین ناتو
همین دوگانگی، یعنی محدودیت اختیار واقعی از یک سو و استمرار طولانی همکاری با حکومت از سوی دیگر، از مسائل مرکزی در پژوهش‌های مربوط به هویداست.<ref name="PersianSphinx" />


باب بلکمن -نماینده پارلمان انگلستان، رئیس مشترک کمیته بین‌المللی پارلمانترها برای ایران دموکراتیک
== هویدا و انقلاب ۱۳۵۷ ==


دیوید جونز – وزیر برگزیت در دولت انگلستان ۲۰۱۷-۲۰۱۶، وزیر ولز۲۰۱۴-۲۰۱۲
برخی تحلیل‌ها هویدا را نمادی از نسل تکنوکرات‌هایی می‌دانند که خواهان نوسازی اقتصادی ایران بودند اما نتوانستند یا نخواستند توسعه اقتصادی را با توسعه سیاسی همراه کنند.


کیت کلاگ فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا برای اوکراین ۲۰۲۵
در دههٔ ۱۳۵۰ شکاف میان جامعه‌ای که به سرعت در حال شهرنشینی و تحصیل‌کرده‌شدن بود و ساختار سیاسی بسته حکومت افزایش یافت.


دکتر لیام فاکس – وزیر دفاع انگلستان ۲۰۱۱-۲۰۱۰، وزیر تجارت ۲۰۱۹- ۲۰۱۶
در عین حال، تورم، نارضایتی بازار، فساد اداری، محدودیت سیاسی و سیاست‌های حزب رستاخیز بر فشارهای اجتماعی افزودند.


لویی فری ـ رئیس اداره تحقیقات فدرال آمریکا ـ اف. بی‌. آی ۲۰۰۰-۱۹۹۳
هویدا در بخش بزرگی از این دوره نخست‌وزیر بود و به همین دلیل پس از آغاز بحران به یکی از نمادهای نظام پهلوی تبدیل شد.


کاتلین دپورتر- نماینده پارلمان فدرال بلژیک؛ نایب‌رئیس کمیسیون روابط خارجی
== شخصیت فرهنگی ==


آنلی یتنمکی – اولین نخست‌وزیر زن فنلاند۲۰۰۳ – نایب‌رئیس پارلمان اروپا۲۰۱۷-۲۰۱۵
حتی بسیاری از منتقدان هویدا علاقه او به کتاب و فرهنگ را انکار نکرده‌اند.


ژنرال تاد وولترز- فرمانده ناتو و نیروهای آمریکا در اروپا -۲۰۲۲-۲۰۱۹
او آثار ادبی فرانسه را می‌خواند، به سینما علاقه داشت و با نویسندگان و هنرمندان ارتباط داشت.


مارگوت کسمن – رهبر کلیسای پروتستان آلمان
هویدا از خوانندگان آثار آندره ژید، آندره مالرو و نویسندگان اروپایی بود و در عین حال آثار داستانی عامه‌پسند، از جمله رمان‌های پلیسی، را نیز می‌خواند.<ref name="Iranica" />


اینگرید بتانکور- کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا
ظاهر اروپایی، زبان فرانسه روان و معاشرت با روشنفکران از او چهره‌ای متفاوت با بسیاری از سیاستمداران سنتی ایران ساخته بود.


گیرهیلمار هارده نخست‌وزیر ایسلند ۲۰۰۹-۲۰۰۶
همین خصوصیات نیز موجب ارزیابی‌های متضاد شد؛ برخی او را «روشنفکری در خدمت سلطنت» می‌دیدند و برخی دیگر روشنفکرنمایی او را نوعی پوشش برای همکاری طولانی با نظام اقتدارگرا تلقی می‌کردند.


سفیر رابرت جوزف – معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا در امور کنترل تسلیحاتی و امنیت بین‌المللی
== فراماسونری ==


سفیر لینکلن بلومفیلد ـمعاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا
نام هویدا در پژوهش‌ها و آثار مربوط به [[فراماسونری در ایران]] نیز آمده است.


خام رجوی به شما درود می‌فرستم و به حامیان شورای ملی مقاومت
ایرانیکا بر اساس برخی منابع از عضویت او در تشکیلات فراماسونری یاد می‌کند.<ref name="Iranica" />


لیندا چاوز ـ مدیر پیشین روابط عمومی کاخ‌سفید
در فضای سیاسی ایران پیش و پس از انقلاب، عضویت در لژهای فراماسونری اغلب با ادعاهای گسترده‌تری درباره نفوذ خارجی درآمیخته بود؛ با این حال، برای ارزیابی تاریخی باید میان عضویت در یک لژ و ادعاهای اثبات‌نشده درباره جاسوسی یا وابستگی سیاسی تمایز گذاشت.


اینیگو فرناندز- عضوی سنای اسپانیا
== مسئله مذهب هویدا ==


استرون استیونسون – نماینده پارلمان اروپا ۲۰۱۴-۲۰۰۴
موضوع مذهب هویدا نیز در زندگی او به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شد.


پائولو کازاکا – نماینده پارلمان اروپا ۲۰۰۹-۱۹۹۹
مخالفان مذهبی حکومت بارها او را «بهایی» معرفی می‌کردند. اما پژوهش ایرانیکا تأکید می‌کند که اگرچه در خانواده پدری او پیشینه بهایی وجود داشته، شواهد کافی برای اینکه خود هویدا پیرو آیین بهایی بوده باشد وجود ندارد.<ref name="Iranica" />


سناتور روبن گایگو – عضو کمیته امنیت ملی سنای آمریکا
برخی دوستان نزدیک او حتی از گرایش شخصی غیرمذهبی یا شکاکانه او سخن گفته‌اند.


پتراس آستراویچیوس – نماینده پارلمان اروپا – عضو کمیسیون خارجه
از این رو، نسبت‌دادن قطعی هویت مذهبی بهایی به شخص هویدا با شواهد موجود سازگار نیست و باید میان تبار خانوادگی و باور شخصی او تمایز گذاشت.


ماهان تاراج
== هویدا در خاطرات رجال دوره پهلوی ==


جین شهین و تام تیلس نیز به این گردهمایی پیام فرستادند. <ref name=":1" />
چهره هویدا در خاطرات رجال سیاسی دوره پهلوی نیز بسیار متناقض است.


== سخنرانی مریم رجوی در روز دوم گردهمایی ==
[[اسدالله علم]] در یادداشت‌های خود گاه با لحنی تند از او انتقاد می‌کند و او را بیش از اندازه سازگار با شاه می‌داند.
مریم رجوی سخنرانی خود در این روز  را با ادای احترام به قیام ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و جان‌باختگان چهار دهه مبارزه آغاز کرد. او ۳۰ خرداد را «مهم‌ترین نقطه عطف سیاسی بعد از به قدرت رسیدن خمینی» توصیف کرد و گفت که در آن مقطع، انتخاب میان «آزادی یا دیکتاتوری» و «مقاومت یا تسلیم» بود و مقاومت ایران راه نخست را برگزید. به گفته وی، این مقاومت حامل آرمان‌های آزادی‌خواهانه مردم ایران در بیش از یک قرن گذشته است و تا تحقق «انقلاب دموکراتیک مردم ایران» ادامه خواهد یافت.


او سپس به ممنوعیت راهپیمایی هواداران مقاومت در پاریس پرداخت و از شرکت‌کنندگان و به‌ویژه نسل جوانی که برای حضور در تظاهرات به پاریس آمده بودند قدردانی کرد. او تأکید نمود که «بقایای رژیم خواستند با زد و بند این صدا را خاموش کنند، اما صدای آن‌ها، این مشروع‌ترین صدای ایران، در قلب پاریس از همیشه خروشان‌تر شد». وی از حمایت برخی شخصیت‌های فرانسوی و بین‌المللی یاد کرد و با استناد به سخنان نماینده مجلس ملی فرانسه، بر شعار محوری مقاومت تأکید نمود: «نه به جنگ، نه به مماشات و نه به مذاکرات بی‌پایان تا امروز. اما آری به قیام، آری به آزادی مردم ایران با حمایت از مقاومت مستقل آن برای سرنگونی این رژیم بی‌رحم».
در مقابل، برخی مدیران و همکاران هویدا در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران او را مدیری دقیق، باهوش و اهل گفت‌وگو معرفی کرده‌اند.


بخش مهمی از سخنرانی به تبیین راه‌حل بحران ایران اختصاص داشت. رجوی با رد نظریه‌هایی نظیر اصلاح‌پذیری حکومت، فروپاشی خودبه‌خودی، مداخله نظامی خارجی یا آلترناتیوهای سلطنت‌طلبانه، تصریح کرد که «تنها راه‌حل بحران کنونی، تغییر رژیم است و این تغییر با قیام مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن‌ها امکان‌پذیر است».  
پرویز راجی، که در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ ریاست دفتر نخست‌وزیر را برعهده داشت، در تاریخ شفاهی خود اطلاعاتی درباره شیوه مدیریت و محیط دفتر هویدا ارائه کرده است.<ref name="Raji">Foundation for Iranian Studies, “Interview with Parviz Raji,” Oral History Program.</ref>


رجوی در ادامه از فداکاری‌های سازمان مجاهدین خلق و مقاومت ایران یاد کرد و با اشاره به جان‌باختگان این جنبش گفت: «از مرگ و از اعدام و قتل‌عام قوی‌تریم. هر گاه که درو می‌شویم دوباره با رویش جوانه‌ها پربارتر از جا بر می‌خیزیم». او کانون‌های شورشی را مهم‌ترین عامل سازمان‌یافته در قیام‌های مردمی دانست و از نسل جدیدی سخن گفت که با وجود سرکوب و اعدام، همچنان به مبارزه ادامه می‌دهد.
تفاوت این روایت‌ها خود نشان‌دهنده جایگاه پیچیده و مناقشه‌برانگیز هویدا در میان نخبگان سیاسی آن دوره است.


در بخش دیگری از سخنانش، رجوی تأکید کرد که مقاومت سازمان‌یافته و وجود یک آلترناتیو سیاسی آزموده، پاسخ معادله ایران را روشن کرده است. او اظهار داشت: «با چنین مقاومت سازمان‌یافته‌یی بر روی زمین و با آلترناتیوی که ۴۵سال در کوره‌های گدازان داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی آزمایش پس داده، معادله ایران پاسخ خود را پیدا کرده است». وی همچنین از افشاگری‌های مقاومت درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی یاد کرد و آن را یکی از عوامل جلوگیری از دستیابی حکومت به سلاح هسته‌ای دانست.
== کتاب «معمای هویدا» و پژوهش عباس میلانی ==


وی در ادامه به طرح دولت موقت شورای ملی مقاومت پرداخت و توضیح داد که وظیفه اصلی این دولت «انتقال قدرت به مردم» است. او تأکید کرد که این دولت باید حداکثر ظرف شش ماه انتخابات آزاد مجلس مؤسسان را برگزار کند و پس از آن قدرت را به نمایندگان منتخب مردم واگذار نماید. وی تصریح کرد: «ما به دنبال کسب قدرت نیستیم؛ به دنبال انتقال حاکمیت به مردم ایران هستیم».
یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های جدید درباره زندگی هویدا کتاب عباس میلانی با عنوان ''The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution'' است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.<ref name="PersianSphinx" />


بخش پایانی سخنرانی به نقد سلطنت‌طلبان و بازماندگان حکومت پهلوی اختصاص داشت. رجوی آنان را عاملی در جهت انحراف مبارزه مردم ایران دانست و تأکید کرد که جامعه ایران نه به بازگشت سلطنت و نه به استمرار ولایت فقیه تن خواهد داد. او در جمع‌بندی سخنان خود سه اصل را برجسته کرد: بی‌اعتباری ساختار قدرت جمهوری اسلامی، رد بازگشت سلطنت، و ضرورت استقرار یک جمهوری دموکراتیک از طریق مقاومت سازمان‌یافته.
این اثر بر اسناد آرشیوی، نامه‌ها، خاطرات و بیش از صد مصاحبه با دوستان، بستگان، همکاران و مخالفان هویدا استوار است.


مریم رجوی سخنان خود را با این تأکید به پایان رساند که «شعار مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی است» و افزود: «سرنگونی این رژیم و نیل به آزادی و جمهوری دموکراتیک برعهده خود ماست؛ برعهده خلق ما و برعهده ارتش آزادی‌بخش ملی ایران است».<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/speech-free-iran-the-answer-to-irans-equation/ سخنرانی در گردهمایی ایران آزاد- سایت مریم رجوی]</ref>
نسخه فارسی آن با عنوان ''معمای هویدا'' نیز شناخته شده است.


== گلچینی از برخی از سخنرانی‌های روز دوم ==
کتاب میلانی کوشید از تصویرهای کاملاً سیاه یا کاملاً سفید درباره هویدا فاصله بگیرد و زندگی او را در ارتباط با مسئله نوسازی، اقتدارگرایی و بحران سیاسی دوران پهلوی بررسی کند.


=== ژنرال جیمز جونز و تحلیل شرایط تغییر در ایران ===
این کتاب خود نیز با نقدهایی روبه‌رو شد؛ برخی منتقدان معتقد بودند میلانی چهره‌ای بیش از اندازه روشنفکر و مثبت از هویدا ترسیم کرده است. همین مناقشه نشان می‌دهد که ارزیابی هویدا همچنان بخشی از اختلاف گسترده‌تر درباره تاریخ دوره پهلوی است.
یکی ازسخنرانی‌های دومین روز گردهمایی را ژنرال جیمز جونز، فرمانده پیشین ناتو و مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا، ایراد کرد. وی با اشاره به تجربه بیش از پانزده سال همکاری و آشنایی با مقاومت ایران، وضعیت جمهوری اسلامی را ضعیف‌ترین وضعیت آن طی چند دهه اخیر توصیف کرد.  


جونز سه عامل را در تغییرات آینده ایران مؤثر دانست:
== اهمیت تاریخی ==


# بحران مشروعیت و ناکارآمدی حکومت؛
اهمیت هویدا تنها به طولانی‌بودن نخست‌وزیری‌اش محدود نمی‌شود.
# گسترش نارضایتی عمومی؛
# وجود یک مقاومت سازمان‌یافته با برنامه سیاسی مشخص.


او تأکید کرد که هیچ ممنوعیتی، از جمله ممنوعیت راهپیمایی پاریس، نمی‌تواند مانع تداوم این روند شود و آینده ایران در نهایت به اراده مردم آن وابسته است.  
زندگی سیاسی او تقریباً تمام تناقض‌های اصلی دوران متأخر پهلوی را در خود جمع کرده است: تلاش برای نوسازی و توسعه اقتصادی، رشد تکنوکراسی و آموزش در کنار تمرکز سیاسی، محدودیت آزادی و وابستگی تصمیم‌گیری به دربار.


=== باب بلکمن و حمایت پارلمانترهای جهان ===
او همچنین نمونه‌ای از نسلی از مدیران ایرانی بود که بخش بزرگی از آموزش و تجربه خود را در غرب به دست آورده و تصور می‌کردند می‌توان با تکیه بر مدیریت فنی و رشد اقتصادی جامعه را مدرن کرد.
باب بلکمن، نماینده پارلمان بریتانیا و رئیس مشترک کمیته بین‌المللی پارلمانترها برای ایران دموکراتیک، از سخنرانانی بود که تلاش کرد ابعاد بین‌المللی حمایت از مقاومت ایران را برجسته کند.  


وی اعلام کرد که بیش از سه هزار نماینده پارلمان، شخصیت سیاسی و مقام سابق از ۵۵ کشور جهان در بیانیه‌ای مشترک از مبارزه مردم ایران برای آزادی حمایت کرده‌اند.  
انقلاب ۱۳۵۷ نشان داد که توسعه اقتصادی بدون حل مسئله مشارکت سیاسی، مشروعیت و توزیع قدرت نمی‌تواند به‌تنهایی ثبات یک نظام سیاسی را تضمین کند.


بلکمن همچنین به طرح دولت موقت اعلام‌شده از سوی شورای ملی مقاومت ایران اشاره کرد و آن را بخشی از مسیر گذار به جمهوری دموکراتیک توصیف نمود.<ref name=":1" />
سرنوشت شخصی هویدا نیز از همین منظر نمادین بود: سیاستمداری که بیش از دوازده سال در رأس دولت پهلوی قرار داشت، در ماه‌های پایانی همان حکومت بازداشت شد و کمتر از دو ماه پس از انقلاب در دادگاهی سریع به اعدام محکوم و کشته شد.


=== کیت کلاگ و تحولات منطقه‌ای ===
== گاهشمار زندگی ==
کیت کلاگ، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور ایالات متحده، در سخنان خود گردهمایی ۲۰۲۶ را در متن تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی بررسی کرد. وی معتقد بود که توازن قدرت در خاورمیانه نسبت به سال‌های قبل تغییر یافته و جمهوری اسلامی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است. '''(مطلب شماره ۳)'''


کلاگ تأکید کرد که حذف تهدیدهای خارجی به‌تنهایی موجب تغییر سیاسی در ایران نمی‌شود و این وظیفه بر عهده مردم ایران است که سرنوشت کشور را تعیین کنند. وی برنامه ۱۰ ماده‌ای را چارچوبی برای دوران پس از جمهوری اسلامی معرفی کرد و بر اهمیت افشاگری‌های پیشین شورای ملی مقاومت درباره برنامه هسته‌ای ایران تأکید نمود.<ref name=":1" />
* '''۲۸ بهمن ۱۲۹۷''' ـ تولد در تهران.
* '''اوایل دههٔ ۱۳۰۰''' ـ مهاجرت خانواده به دمشق به دلیل مأموریت دیپلماتیک پدر.
* '''دههٔ ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰''' ـ تحصیل در بیروت.
* '''۱۳۱۷''' ـ سفر به فرانسه برای ادامه تحصیل.
* '''اواخر دههٔ ۱۳۱۰''' ـ تحصیل در لندن و سپس بروکسل.
* '''۱۳۲۱''' ـ بازگشت به ایران و ورود به وزارت امور خارجه.
* '''دههٔ ۱۳۲۰''' ـ مأموریت در سفارت ایران در پاریس و سپس آلمان.
* '''اوایل دههٔ ۱۳۳۰''' ـ فعالیت در سازمان ملل متحد.
* '''اواسط دههٔ ۱۳۳۰''' ـ بازگشت به وزارت امور خارجه و مأموریت در ترکیه.
* '''دههٔ ۱۳۳۰''' ـ انتقال به شرکت ملی نفت ایران.
* '''اواخر دههٔ ۱۳۳۰''' ـ همکاری با حسن‌علی منصور و کانون مترقی.
* '''۱۳۴۲''' ـ مشارکت در شکل‌گیری حزب ایران نوین.
* '''اسفند ۱۳۴۲''' ـ انتصاب به وزارت دارایی در دولت حسن‌علی منصور.
* '''۱ بهمن ۱۳۴۳''' ـ ترور حسن‌علی منصور.
* '''بهمن ۱۳۴۳''' ـ آغاز نخست‌وزیری امیرعباس هویدا.
* '''۱۳۴۵''' ـ ازدواج با لیلا امامی.
* '''۱۳۵۰''' ـ جدایی از لیلا امامی.
* '''اسفند ۱۳۵۳''' ـ تشکیل حزب رستاخیز و انتخاب هویدا به دبیرکلی آن.
* '''۱۴ مرداد ۱۳۵۶''' ـ پایان نخست‌وزیری و جانشینی جمشید آموزگار.
* '''۱۳۵۶''' ـ انتصاب به وزارت دربار.
* '''۱۸ آبان ۱۳۵۷''' ـ بازداشت به دستور حکومت پهلوی.
* '''۲۲ بهمن ۱۳۵۷''' ـ سقوط حکومت پهلوی.
* '''۲۴ بهمن ۱۳۵۷''' ـ تسلیم داوطلبانه به مقامات حکومت جدید.
* '''اسفند ۱۳۵۷''' ـ نخستین جلسه محاکمه.
* '''۱۸ فروردین ۱۳۵۸''' ـ ادامه محاکمه، صدور حکم اعدام و کشته‌شدن در تهران.


=== لیام فاکس و نقد سیاست مماشات ===
== مناصب مهم ==
لیام فاکس، وزیر دفاع پیشین بریتانیا، در سخنان خود بر شکست سیاست‌های مماشات با جمهوری اسلامی تأکید کرد. وی استدلال نمود که تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که امتیازدهی به حکومت ایران نه به بهبود وضعیت حقوق بشر منجر شده و نه رفتار منطقه‌ای آن را تغییر داده است.


او همچنین تصریح کرد که تغییر رژیم از طریق حمله خارجی امکان‌پذیر نیست و تنها مردم ایران هستند که می‌توانند چنین تغییری را محقق کنند.<ref name=":1" />
* دیپلمات وزارت امور خارجه؛
* کارمند سازمان ملل متحد؛
* مدیر در شرکت ملی نفت ایران؛
* عضو و از چهره‌های اصلی کانون مترقی؛
* عضو ارشد حزب ایران نوین؛
* وزیر دارایی در کابینه حسن‌علی منصور؛
* نخست‌وزیر ایران از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶؛
* دبیرکل حزب ایران نوین؛
* نخستین دبیرکل حزب رستاخیز؛
* وزیر دربار از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷.


=== لویی فری و مسئله حقوق بشر ===
== جستارهای وابسته ==
لویی فری، رئیس پیشین اف‌بی‌آی، از زاویه‌ای حقوقی به موضوع ایران پرداخت. او تأکید کرد که هرگونه توافق یا تفاهم بین‌المللی درباره ایران باید موضوع حقوق بشر را در مرکز توجه قرار دهد.


فری اظهار داشت که شواهد فراوانی درباره نقض حقوق بشر در ایران وجود دارد که می‌تواند مبنای رسیدگی‌های قضایی بین‌المللی قرار گیرد. وی همچنین از برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی به دلیل تأکید بر حقوق بشر، استقلال قضایی و پاسخگویی مسئولان حکومتی حمایت کرد.<ref name=":1" />
* [[محمدرضا شاه پهلوی]]
* [[حسن‌علی منصور]]
* [[جمشید آموزگار]]
* [[اسدالله علم]]
* [[فریدون هویدا]]
* [[حزب ایران نوین]]
* [[حزب رستاخیز]]
* [[کانون مترقی]]
* [[انقلاب سفید]]
* [[ساواک]]
* [[شرکت ملی نفت ایران]]
* [[انقلاب ۱۳۵۷]]
* [[صادق خلخالی]]
* [[دادگاه انقلاب اسلامی]]
* [[جعفر شریف‌امامی]]
* [[غلامرضا ازهاری]]
* [[مهدی بازرگان]]
* [[دوره پهلوی]]


== منابع ==
== منابع ==
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۶

امیرعباس هویدا
زادروز۲۸ بهمن ۱۲۹۷
تهران
درگذشت۱۸ فروردین ۱۳۵۸
تهران
علت مرگاعدام پس از محاکمه در دادگاه انقلاب
محل زندگیتهران، دمشق، بیروت، پاریس، لندن، بروکسل، اشتوتگارت، ژنو، آنکارا
ملیتایرانی
تابعیتایران
تحصیلاتعلوم سیاسی
از دانشگاهدانشگاه آزاد بروکسل
پیشهدیپلمات، مدیر دولتی، سیاستمدار
سال‌های فعالیت۱۳۲۱ تا ۱۳۵۷
کارفرماوزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران، دولت ایران
نهادحزب ایران نوین، حزب رستاخیز
شناخته‌شده برایطولانی‌ترین دوره نخست‌وزیری در تاریخ معاصر ایران
نقش‌های برجستهوزیر دارایی، نخست‌وزیر ایران، وزیر دربار
تأثیرگذارانحسن‌علی منصور، عبدالله انتظام
شهر خانگیتهران
پس ازحسن‌علی منصور
پیش ازجمشید آموزگار
حزب سیاسیحزب ایران نوین، حزب رستاخیز
اتهام‌هااتهام‌های متعدد سیاسی و اقتصادی در دادگاه انقلاب
مجازات‌هااعدام
منصبنخست‌وزیر ایران
همسرلیلا امامی
فرزنداننداشت
والدینحبیب‌الله هویدا (عین‌الملک)، افسرالملوک
خویشاوندانفریدون هویدا

امیرعباس هویدا (۲۸ بهمن ۱۲۹۷ – ۱۸ فروردین ۱۳۵۸) دیپلمات و سیاستمدار ایرانی و از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمدرضا شاه پهلوی بود که از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ بیش از دوازده سال نخست‌وزیری ایران را برعهده داشت و از این حیث طولانی‌ترین دورهٔ نخست‌وزیری پیوسته را در تاریخ معاصر ایران تجربه کرد.[۱] او پیش از نخست‌وزیری در وزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران و وزارت دارایی فعالیت کرده بود و پس از پایان نخست‌وزیری نیز برای مدتی وزیر دربار شد.

دورهٔ طولانی نخست‌وزیری هویدا با یکی از پرشتاب‌ترین مراحل توسعه اقتصادی، صنعتی‌شدن، گسترش آموزش عالی و افزایش درآمدهای نفتی ایران هم‌زمان بود؛ اما همین دوران شاهد تمرکز فزایندهٔ قدرت در دست شاه، تضعیف نهاد نخست‌وزیری و مجلس، محدودیت فعالیت احزاب و مطبوعات، فعالیت گستردهٔ ساواک و سرانجام تشکیل نظام تک‌حزبی حزب رستاخیز بود. میزان اختیار واقعی هویدا در برابر محمدرضا شاه یکی از موضوعات اصلی مناقشه دربارهٔ کارنامهٔ سیاسی اوست. برخی پژوهشگران او را تکنوکراتی تحصیل‌کرده و عمل‌گرا می‌دانند که در نظامی اقتدارگرا قدرت مستقلی نداشت؛ منتقدانش در مقابل معتقدند استمرار طولانی حضور او در مقام نخست‌وزیری به تثبیت همان نظام کمک کرد.[۲]

در اوج انقلاب ۱۳۵۷، حکومت پهلوی در اقدامی که با هدف نشان‌دادن مبارزه با فساد و آرام‌کردن مخالفان انجام شد، هویدا را در آبان ۱۳۵۷ بازداشت کرد. پس از فروپاشی حکومت پهلوی او از فرصت فرار استفاده نکرد و خود را به حکومت جدید تسلیم کرد.[۱] هویدا پس از دو جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ به اعدام محکوم و همان روز کشته شد. کوتاهی روند دادرسی، نبود وکیل مدافع و نحوهٔ اجرای حکم از همان زمان بحث‌ها و انتقادهای گسترده‌ای برانگیخت.[۳]

خانواده و تولد

امیرعباس هویدا در ۲۸ بهمن ۱۲۹۷، برابر با ۱۹ فوریهٔ ۱۹۱۹، در تهران به دنیا آمد.[۱] پدرش حبیب‌الله هویدا، مشهور به «عین‌الملک»، از کارکنان وزارت امور خارجه بود و در دوره‌هایی مأموریت دیپلماتیک داشت. مادرش افسرالملوک از خانواده‌ای با پیشینهٔ قاجاری بود.

دربارهٔ پیشینهٔ مذهبی خانوادهٔ پدری هویدا مطالب متفاوتی منتشر شده است. بر اساس پژوهش عباس میلانی در دانشنامه ایرانیکا، خانوادهٔ پدری او ریشه‌هایی در جامعهٔ بهایی داشت، اما شواهد اندکی وجود دارد که حبیب‌الله هویدا در بزرگسالی پیرو عملی آیین بهایی بوده یا فرزندانش را با این آیین پرورش داده باشد.[۱] در سال‌های بعد، مخالفان سیاسی هویدا گاه از مسئلهٔ تبار مذهبی پدرش برای حمله سیاسی به او استفاده می‌کردند.

برادر کوچک‌تر او، فریدون هویدا، نویسنده، منتقد سینما و دیپلمات بود و بعدها به مقام سفیر ایران در سازمان ملل متحد رسید.[۴]

کودکی در خارج از ایران

هویدا تنها دو سال داشت که پدرش به مأموریت دیپلماتیک در دمشق رفت. در نتیجه بخش بزرگی از دوران کودکی و نوجوانی خود را خارج از ایران گذراند.

خانواده ابتدا در دمشق و سپس در بیروت اقامت داشتند. هویدا در مدرسهٔ فرانسوی بیروت تحصیل کرد و زبان فرانسه عملاً به یکی از زبان‌های اصلی زندگی فکری او تبدیل شد. او همچنین عربی را به‌خوبی می‌دانست و بعدها انگلیسی نیز آموخت.[۱]

زندگی طولانی در محیط‌های عربی و اروپایی، آشنایی با ادبیات فرانسه و تماس با فرهنگ سیاسی اروپا بر شخصیت و علایق فکری او تأثیر گذاشت. برادرش فریدون هویدا در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران نیز بخش قابل توجهی از خاطرات خود را به سال‌های زندگی خانوادگی آنان در بیروت و تأثیر این محیط بر امیرعباس اختصاص داده است.[۴]

تحصیلات در اروپا

هویدا در ۱۳۱۷ برای ادامه تحصیل عازم پاریس شد. با بروز اختلاف دیپلماتیک میان حکومت رضاشاه و فرانسه، اقامت او در این کشور طولانی نشد. مدتی به لندن رفت و سرانجام تحصیلات عالی خود را در بلژیک ادامه داد.

او در دانشگاه آزاد بروکسل علوم سیاسی خواند و پس از حدود سه سال مدرک دانشگاهی گرفت.[۱]

در همین دوره به ادبیات و فلسفهٔ اروپایی علاقه‌مند شد. آثار نویسندگانی چون آندره ژید برای او اهمیت داشت و برای مدتی با اندیشه‌های چپ و مارکسیستی نیز آشنایی پیدا کرد؛ هرچند بعدها در فعالیت سیاسی خود به جنبش‌های مارکسیستی نپیوست.

بازگشت به ایران

هویدا در سال ۱۳۲۱ به ایران بازگشت. ایران در آن زمان در اشغال نیروهای متفقین قرار داشت و فضای سیاسی کشور پس از کناره‌گیری رضاشاه نسبت به دورهٔ پیشین بازتر شده بود.

او به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و هم‌زمان دورهٔ خدمت نظام وظیفه را به‌عنوان افسر وظیفه گذراند.[۱]

دانش زبان‌های خارجی و آشنایی با فرهنگ اروپا به او امکان داد با محافل ادبی و روشنفکری تهران ارتباط پیدا کند. در همین سال‌ها با نویسندگانی چون صادق هدایت و صادق چوبک آشنا شد. رابطهٔ او با چوبک سال‌ها ادامه یافت و مکاتبات پراکنده‌ای نیز با هدایت داشت.[۱]

آغاز فعالیت دیپلماتیک

نخستین مأموریت مهم هویدا در وزارت امور خارجه به سفارت ایران در پاریس مربوط می‌شد. او به‌عنوان وابستهٔ مطبوعاتی سفارت فعالیت کرد.

در این دوره برخی کارکنان سفارت به قاچاق ارز و طلا متهم شدند و نام هویدا نیز در برخی نشریات سیاسی ایران مطرح شد. این اتهام سال‌ها بعد نیز علیه او تکرار شد. با این حال، بررسی اسناد وزارت خارجه فرانسه که عباس میلانی به آنها استناد کرده است، نشان می‌دهد که هویدا در این ماجرا نقشی نداشته و نشریه‌ای که نخستین بار اتهام را مطرح کرده بود نیز بعداً مطالب خود را اصلاح کرد.[۱]

این نمونه از مواردی است که برخی اتهامات سیاسی علیه هویدا در دوره‌های بعد بدون توجه به اسناد موجود بازتولید شد.

عبدالله انتظام و حسن‌علی منصور

هویدا در دوران فعالیت دیپلماتیک با دو شخصیت که بعدها در مسیر سیاسی او اهمیت زیادی پیدا کردند روابط نزدیکی برقرار کرد: عبدالله انتظام و حسن‌علی منصور.

عبدالله انتظام از دیپلمات‌های باسابقه و بعدها مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود. هویدا مدتی تحت حمایت و راهنمایی او قرار داشت.

حسن‌علی منصور نیز که بعدها نخست‌وزیر شد، دوست نزدیک هویدا بود. دوستی و همکاری این دو در دهه‌های بعد نقش مهمی در ورود هویدا به سطوح بالای سیاست ایران ایفا کرد.[۲]

مأموریت در آلمان

پس از انتصاب عبدالله انتظام به یک مأموریت دیپلماتیک در آلمان، هویدا نیز به آن کشور رفت و چند سال در اشتوتگارت فعالیت کرد.

آلمان در آن زمان هنوز با پیامدهای جنگ جهانی دوم روبه‌رو بود. تجربهٔ مشاهده بازسازی آلمان پس از جنگ از جمله تجربه‌هایی بود که در نگاه هویدا به توسعه، مدیریت و نقش تکنوکراسی اثر گذاشت.

دوران دولت مصدق و فعالیت در سازمان ملل

در زمان نخست‌وزیری محمد مصدق و اوج نهضت ملی شدن صنعت نفت، هویدا در مرکز تحولات سیاسی ایران حضور فعالی نداشت.

در وزارت امور خارجه، ابتدا باقر کاظمی و سپس حسین فاطمی تغییراتی در دستگاه دیپلماسی ایجاد کردند. هویدا در این دوره از ایران خارج شد و مدتی در سازمان ملل متحد در ژنو کار کرد.[۱]

او در مأموریت‌های سازمان ملل به کشورهای مختلفی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سفر کرد.

این دوره در تقویت نگاه بین‌المللی او و آشنایی‌اش با مسائل توسعه در کشورهای تازه‌استقلال‌یافته مؤثر بود.

بازگشت به وزارت امور خارجه

هویدا در اواسط دههٔ ۱۳۳۰ به وزارت امور خارجه بازگشت.

یکی از مأموریت‌های او سفارت ایران در ترکیه بود. اما اختلاف سبک کاری او با مسئولان سفارت موجب شد که مدت زیادی در این مقام نماند.

عبدالله انتظام و فؤاد روحانی زمینه انتقال او به شرکت ملی نفت ایران را فراهم کردند.[۱]

شرکت ملی نفت ایران

ورود به شرکت ملی نفت یکی از مراحل مهم پیشرفت اداری هویدا بود.

او در این شرکت به مقام مدیریتی رسید و به‌تدریج به‌عنوان مدیری تکنوکرات شناخته شد. هویدا در این دوره مجله‌ای با نام کاوش منتشر کرد و از روشنفکران و نویسندگان برای همکاری با آن دعوت کرد.

در نوشته‌های این دوره بر ضرورت نوسازی ایران، توسعهٔ دستگاه اداری و پرورش مدیران و کارشناسان ایرانی تأکید می‌کرد. از دید او، ایران باید به جای وابستگی دائمی به کارشناسان خارجی، طبقه‌ای از مدیران و متخصصان داخلی تربیت کند.[۲]

کانون مترقی

حسن‌علی منصور و گروهی از مدیران جوان و تحصیل‌کرده در اواخر دههٔ ۱۳۳۰ و اوایل دههٔ ۱۳۴۰ تشکلی به نام «کانون مترقی» تشکیل دادند.

هویدا از فعالان این گروه بود.

کانون مترقی عمدتاً متشکل از تکنوکرات‌ها و مدیران جوانی بود که به اصلاح دستگاه اداری، توسعه اقتصادی و نوسازی کشور در چارچوب سلطنت محمدرضا شاه اعتقاد داشتند.

هویدا در یادداشت‌های خود از نوعی همکاری مشروط با شاه برای پیشبرد برنامهٔ نوسازی سخن گفته بود.[۱]

کانون مترقی بعدها به یکی از پایه‌های تشکیل حزب ایران نوین تبدیل شد.

حزب ایران نوین

در سال ۱۳۴۲ کانون مترقی با تأیید حکومت گسترش یافت و به حزب ایران نوین تبدیل شد.

این حزب به سرعت به حزب غالب در ساختار سیاسی کشور تبدیل شد و پس از نخست‌وزیرشدن حسن‌علی منصور بخش بزرگی از مقام‌های دولتی را در اختیار گرفت.

هویدا یکی از چهره‌های اصلی حزب و از نزدیک‌ترین همکاران منصور بود.

وزیر دارایی

حسن‌علی منصور در اسفند ۱۳۴۲ نخست‌وزیر شد و هویدا را به وزارت دارایی منصوب کرد.

هویدا در وزارت دارایی کوشید برخی روش‌های اداری را اصلاح کند و از مدیران و کارشناسان جوان استفاده کند. ورود فناوری رایانه‌ای به برخی فرایندهای وزارتخانه و اصلاح روند تهیه بودجه از اقداماتی بود که در این دوره به او نسبت داده می‌شود.[۱]

همین دوره نخستین تماس‌های نزدیک و منظم هویدا با محمدرضا شاه را ایجاد کرد.

بر اساس روایت‌های موجود، شاه از شیوهٔ رفتار هویدا، تسلط او بر زبان فرانسه و آشنایی‌اش با فرهنگ و سیاست اروپا استقبال می‌کرد.

ترور حسن‌علی منصور

در اول بهمن ۱۳۴۳ حسن‌علی منصور در مقابل مجلس شورای ملی هدف سوءقصد قرار گرفت.

عاملان ترور با گروه مذهبی مرتبط با هیئت‌های مؤتلفه اسلامی ارتباط داشتند. منصور چند روز بعد، در ۶ بهمن، بر اثر جراحات وارده درگذشت.

زمینه سیاسی ترور با اعتراض نیروهای مذهبی به تصویب مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی و تبعید روح‌الله خمینی ارتباط داشت.[۱]

پس از تیراندازی به منصور، محمدرضا شاه ابتدا هویدا را موقتاً مأمور تشکیل دولت کرد و پس از مرگ منصور، او را رسماً به نخست‌وزیری منصوب کرد.

در محافل سیاسی آن زمان تصور می‌شد دوران نخست‌وزیری هویدا کوتاه خواهد بود؛ اما این دوره بیش از دوازده سال ادامه یافت.[۲]

نخست‌وزیری

هویدا از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ نخست‌وزیر ایران بود.

دوام کم‌سابقهٔ او در این مقام بیش از هر چیز با ساختار قدرت در دورهٔ محمدرضا شاه ارتباط داشت. از دههٔ ۱۳۴۰ به بعد شاه هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری‌های داخلی، سیاست خارجی، نظامی و اقتصادی مداخله مستقیم می‌کرد.

در چنین شرایطی نخست‌وزیر بیش از گذشته به مجری سیاست‌های شاه تبدیل شده بود.

خود هویدا نیز در مقطعی نقش نخست‌وزیر را به نوعی «رئیس دفتر» شاه تشبیه کرده بود؛ عبارتی که بعدها منتقدانش برای نشان‌دادن کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری به آن استناد کردند.[۱]

سبک مدیریتی

هویدا در سال‌های نخست نخست‌وزیری تلاش داشت چهره‌ای ساده و غیرتشریفاتی از خود ارائه دهد.

او گاه شخصاً اتومبیل پیکان خود را می‌راند، روابط نزدیکی با روزنامه‌نگاران برقرار می‌کرد و کوشش می‌کرد میان دولت و بخشی از روشنفکران ارتباط ایجاد کند.

پوشش مرتب، پیپ، عصا و گل ارکیده‌ای که اغلب به لباسش می‌زد از ویژگی‌های شناخته‌شدهٔ ظاهر او شد.

هویدا همچنین شبکهٔ گسترده‌ای از روابط شخصی با مدیران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و سیاستمداران داشت و در حفظ این ارتباط‌ها مهارت نشان می‌داد.[۱]

رابطه با محمدرضا شاه

یکی از اصلی‌ترین موضوعات در ارزیابی هویدا رابطهٔ او با محمدرضا شاه است.

در ساختار سیاسی ایران آن دوره، شاه تصمیم‌گیر اصلی در مسائل راهبردی بود. سیاست خارجی، امور نظامی و امنیتی و بخش بزرگی از سیاست‌های کلان اقتصادی تحت نظارت مستقیم او قرار داشت.

هویدا توانست با پذیرش این ساختار، بیش از هر نخست‌وزیر دیگری در دورهٔ پهلوی دوم در مقام خود باقی بماند.

منتقدان او این سازگاری را نشانهٔ ضعف سیاسی و تسلیم در برابر تمرکز قدرت شاه می‌دانند. در مقابل، برخی نزدیکان و مدافعان او استدلال کرده‌اند که هویدا در محدوده‌ای که نظام سیاسی اجازه می‌داد برای گسترش مدیریت حرفه‌ای و توسعه اقتصادی تلاش می‌کرد.[۲]

توسعه اقتصادی

بخش بزرگی از دوران نخست‌وزیری هویدا با رشد سریع اقتصاد ایران همراه بود.

افزایش درآمد نفت، سرمایه‌گذاری دولتی، توسعه صنایع، گسترش شبکه‌های حمل‌ونقل و برق، افزایش شهرنشینی و سرمایه‌گذاری در آموزش از ویژگی‌های این دوره بود.

به‌ویژه پس از جهش قیمت نفت در ۱۳۵۲، منابع مالی دولت به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.

هویدا در سخنرانی‌های خود از رشد درآمد سرانه، افزایش شمار دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و توسعه زیرساخت‌های کشور به‌عنوان نشانه‌های موفقیت برنامه‌های توسعه یاد می‌کرد.[۱]

با این حال، سرعت بالای هزینه‌کرد درآمدهای نفتی پیامدهایی مانند تورم، کمبود نیروی متخصص، فشار بر زیرساخت شهری و افزایش نابرابری‌های منطقه‌ای و اجتماعی نیز به همراه داشت.

افزایش درآمد نفت

جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳ و تحولات بازار جهانی انرژی موجب افزایش شدید قیمت نفت شد.

درآمد نفتی ایران طی مدت کوتاهی چند برابر شد و دولت برنامه‌های بسیار گسترده‌ای برای توسعه اقتصادی، صنعتی و نظامی آغاز کرد.

شاه خواهان آن بود که ایران در زمانی کوتاه به یکی از قدرت‌های صنعتی جهان تبدیل شود.

برخی اقتصاددانان و مدیران سازمان برنامه دربارهٔ سرعت بیش از حد هزینه‌ها و پیامدهای تورمی آن هشدار دادند. با این حال، بخش بزرگی از برنامه‌های بلندپروازانه دولت ادامه یافت.

از همین دوره مشکلاتی مانند افزایش قیمت‌ها، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، کمبود مسکن و فشار بر ظرفیت اجرایی دولت شدت گرفت.

آموزش و دانشگاه‌ها

دوران نخست‌وزیری هویدا با گسترش سریع نظام آموزشی همراه بود.

شمار مدارس، دانشگاه‌ها و دانشجویان افزایش یافت و هزاران دانشجوی ایرانی برای تحصیل به اروپا و آمریکای شمالی اعزام شدند.

هویدا در سال‌های پایانی نخست‌وزیری اعلام می‌کرد تعداد مراکز آموزش عالی کشور در مقایسه با اوایل دههٔ ۱۳۴۰ به‌شدت افزایش یافته است.[۱]

گسترش آموزش عالی، در کنار افزایش شهرنشینی، به پیدایش طبقهٔ متوسط تحصیل‌کرده بزرگ‌تری انجامید؛ گروهی که بخش‌هایی از آن در سال‌های بعد به منتقد ساختار سیاسی تبدیل شدند.

صنعت و زیرساخت

در دورهٔ هویدا صنایع فولاد، خودروسازی، پتروشیمی، ماشین‌سازی و صنایع مصرفی توسعه یافتند.

شبکه‌های برق و جاده نیز گسترش پیدا کردند.

تولید خودرو پیکان از نمادهای صنعتی‌شدن این دوره بود و خود هویدا نیز در تبلیغ آن از پیکان استفاده می‌کرد.

سرمایه‌گذاری‌های صنعتی عمدتاً با حمایت دولت و درآمد نفت صورت می‌گرفت و بخش خصوصی وابستگی زیادی به سیاست‌های دولتی و اعتبارات بانکی داشت.

اصلاحات اجتماعی

نخست‌وزیری هویدا هم‌زمان با ادامه برنامه‌های انقلاب سفید بود.

برنامه‌هایی مانند اصلاحات ارضی، سپاه دانش، سپاه بهداشت، گسترش حقوق سیاسی زنان و برخی اصلاحات آموزشی و اداری در این دوره ادامه یافتند.

حق رأی زنان پیش از نخست‌وزیری او برقرار شده بود، اما حضور زنان در مجلس و مشاغل دولتی در دورهٔ او افزایش یافت.

نیره ابتهاج سمیعی، نماینده مجلس در آن دوره، در تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران دربارهٔ ساختار حزب ایران نوین، سیاست‌های دولت در زمینه حقوق زنان و دیدگاه‌های هویدا خاطراتی بیان کرده است.[۵]

حزب ایران نوین و نظام حزبی

حزب ایران نوین در بیشتر دوران نخست‌وزیری هویدا حزب اکثریت بود.

نظام سیاسی ایران در ظاهر دارای رقابت حزبی بود، اما انتخابات و احزاب تحت نظارت شدید حکومت قرار داشتند و امکان انتقال واقعی قدرت از طریق رقابت آزاد سیاسی محدود بود.

هویدا مدتی دبیرکل حزب ایران نوین نیز بود.

ادغام تدریجی حزب و دولت و وابستگی مقام‌های سیاسی به حمایت دربار از جمله ویژگی‌های نظام سیاسی این دوره بود.

ساواک و محدودیت سیاسی

دوران هویدا همچنین با فعالیت گسترده سازمان اطلاعات و امنیت کشور، مشهور به ساواک، همراه بود.

ساواک مسئول مقابله با مخالفان سیاسی حکومت بود و گروه‌های چپ، ملی‌گرا، مذهبی و سازمان‌های مسلح را زیر نظر داشت.

بازداشت مخالفان، سانسور و محدودیت آزادی مطبوعات از موضوعات اصلی انتقاد از حکومت پهلوی در این دوره بود.

اختیار مستقیم هویدا بر ساواک محدود بود و این سازمان مستقیماً با شاه ارتباط داشت؛ با این حال، از نظر سیاسی دولت هویدا بخشی از ساختار حکومتی‌ای بود که این محدودیت‌ها در آن اعمال می‌شد.

همین مسئله در ارزیابی مسئولیت سیاسی او اهمیت دارد.

رابطه با روشنفکران

هویدا برخلاف بسیاری از رجال سنتی حکومت، به ادبیات و هنر علاقه داشت و با شماری از نویسندگان و روشنفکران شخصاً آشنا بود.

صادق چوبک از دوستان قدیمی او بود و هویدا با محافل فرهنگی تهران ارتباط داشت.

او در سال‌های نخست نخست‌وزیری می‌کوشید فاصله میان حکومت و روشنفکران را کاهش دهد، اما گسترش سانسور و محدودیت فعالیت سیاسی موجب شد این تلاش‌ها اثر محدودی داشته باشد.[۱]

برخی روشنفکران او را سیاستمداری اهل کتاب و فرهنگ می‌دانستند، در حالی که منتقدانی مانند مصطفی رحیمی تأکید هویدا بر شخصیت روشنفکرانه را با نقش سیاسی او در ساختار اقتدارگرای حکومت ناسازگار می‌دانستند.

حزب رستاخیز

محمدرضا شاه در اسفند ۱۳۵۳ اعلام کرد همهٔ احزاب موجود منحل و یک حزب واحد با نام حزب رستاخیز ملت ایران تشکیل می‌شود.

هویدا نخستین دبیرکل حزب رستاخیز شد.

این اقدام عملاً نظام تک‌حزبی را در ایران رسمی کرد.

بر اساس پژوهش ایرانیکا، هویدا در محافل خصوصی نسبت به تشکیل حزب رستاخیز انتقادهایی داشت، اما در عمل مسئولیت دبیرکلی آن را پذیرفت و برای سازمان‌دهی حزب تلاش کرد.[۱]

تلاش حزب برای گسترش عضویت، دخالت در فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد شعبه در سراسر کشور به افزایش نارضایتی بخش‌هایی از جامعه، از جمله بازار و روحانیان، انجامید.

مبارزه با گران‌فروشی

در میانهٔ دههٔ ۱۳۵۰ و با افزایش تورم، دولت و حزب رستاخیز برنامه‌ای گسترده برای مقابله با گران‌فروشی اجرا کردند.

بازرسان حزبی و دولتی به بازارها اعزام شدند و شماری از بازرگانان و کسبه جریمه، بازداشت یا تحت فشار قرار گرفتند.

منتقدان معتقد بودند دولت به جای مقابله با عوامل ساختاری تورم، کسبه و بازار را مقصر معرفی کرده است.

این سیاست به تیره‌ترشدن رابطه حکومت با بخش‌هایی از بازار انجامید و از جمله عواملی بود که بر نارضایتی اجتماعی در آستانه انقلاب افزود.

کاهش نقش نخست‌وزیری

یکی از مهم‌ترین نقدهای تاریخی به دوره هویدا تضعیف جایگاه نخست‌وزیری در برابر شاه است.

قانون اساسی مشروطه دولت را در برابر مجلس مسئول می‌دانست، اما در عمل طی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تصمیم‌های کلیدی هرچه بیشتر در دربار گرفته می‌شدند.

شاه در امور نظامی، سیاست خارجی، بودجه، برنامه‌های توسعه و انتصاب مقام‌های مهم دخالت مستقیم داشت.

دوام دوازده‌ساله هویدا از یک سو ثبات مدیریتی ایجاد کرد و از سوی دیگر نمادی از کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری شد.

فساد و نظام اداری

فساد اقتصادی و استفاده از روابط شخصی در نظام اداری یکی از موضوعات مهم انتقاد از حکومت پهلوی بود.

در سال‌های رونق نفتی، گسترش قراردادهای دولتی و افزایش شدید مخارج حکومت فرصت‌های بیشتری برای فساد و رانت ایجاد کرد.

دربارهٔ شخص هویدا اتهامات متعددی مطرح شده است؛ با این حال، میان فساد ساختاری حکومت و اثبات فساد شخصی او باید تمایز گذاشت.

پژوهش‌های عباس میلانی برخی اتهامات قدیمی دربارهٔ هویدا را فاقد سند کافی می‌داند و تصویری از او به‌عنوان فردی که شخصاً ثروت عظیمی اندوخته باشد ارائه نمی‌کند.[۲]

با این حال، منتقدان وی معتقد بودند نخست‌وزیر مسئول سیاسی دستگاهی بود که در آن فساد و روابط مبتنی بر نفوذ گسترش یافته بود.

زندگی شخصی

هویدا در سال ۱۳۴۵ با لیلا امامی ازدواج کرد. لیلا امامی خواهر همسر حسن‌علی منصور بود.

این ازدواج چند سال بیشتر دوام نیاورد و در سال ۱۳۵۰ به طلاق انجامید؛ با این حال، رابطه دوستانه آنان پس از جدایی ادامه پیدا کرد.[۱]

هویدا فرزندی نداشت.

او به کتاب، سینما و ادبیات علاقه فراوان داشت. مجموعه‌ای از پیپ‌ها و عصاها داشت و گل ارکیده‌ای که به یقه کت خود می‌زد به یکی از نشانه‌های ظاهری شناخته‌شده او تبدیل شده بود.

پایان نخست‌وزیری

در مرداد ۱۳۵۶ محمدرضا شاه تصمیم گرفت پس از بیش از دوازده سال هویدا را از نخست‌وزیری کنار بگذارد.

در ۱۴ مرداد ۱۳۵۶ شاه در دیدار با هویدا از او خواست استعفا دهد و جمشید آموزگار جانشین او شد.[۱]

این تغییر هم‌زمان با شرایط تازه داخلی و خارجی بود. دولت جیمی کارتر در آمریکا بر موضوع حقوق بشر تأکید بیشتری می‌کرد و حکومت ایران نیز درصدد اصلاح برخی سیاست‌ها و تغییر فضای سیاسی بود.

وزیر دربار

پس از پایان نخست‌وزیری، هویدا به سمت وزیر دربار منصوب شد.

این مقام از نظر تشریفاتی مهم بود و امکان ارتباط نزدیک با شاه را فراهم می‌کرد، اما هویدا دیگر مسئول اداره دولت نبود.

اقامت او در دربار نیز طولانی نشد. با شدت گرفتن بحران سیاسی در سال ۱۳۵۷ و گسترش اعتراضات، موقعیت بسیاری از رجال قدیمی حکومت متزلزل شد.

بحران ۱۳۵۷

در سال ۱۳۵۷ اعتراض‌های ضدحکومتی در سراسر ایران گسترش یافت.

دولت‌های جمشید آموزگار، جعفر شریف‌امامی و سپس غلامرضا ازهاری نتوانستند بحران را مهار کنند.

حکومت برای آرام‌کردن مخالفان مجموعه‌ای از اقدامات انجام داد؛ از جمله آزادی زندانیان سیاسی، محدودکردن ساواک و بازداشت شماری از مقام‌های پیشین به اتهام فساد.

هویدا که برای سال‌ها چهره اصلی دولت پهلوی بود، به یکی از مهم‌ترین اهداف این سیاست تبدیل شد.

بازداشت به دستور حکومت پهلوی

در ۱۸ آبان ۱۳۵۷، برابر با ۸ نوامبر ۱۹۷۸، هویدا به دستور حکومت بازداشت شد.[۱][۶]

تصمیم به بازداشت او در جلسه‌ای با حضور محمدرضا شاه اتخاذ شده بود. مقامات حکومت بازداشت هویدا و ده‌ها مقام پیشین را بخشی از مبارزه با فساد معرفی کردند.

در همان زمان مخالفان حکومت این اقدام را تلاشی برای قربانی‌کردن رجال پیشین و منحرف‌کردن اعتراض‌ها می‌دانستند.

روح‌الله خمینی نیز در مصاحبه‌ای در آبان ۱۳۵۷ بازداشت هویدا و دیگر مقام‌ها را اقدامی برای فریب افکار عمومی خواند.[۷]

فرصت خروج از ایران

پیش از بازداشت و حتی در دوران نگهداری، امکان‌هایی برای خروج هویدا از ایران مطرح شد.

به روایت عباس میلانی، دوستان او در فرانسه نیز طرحی برای خارج‌کردنش از ایران تهیه کرده بودند، اما هویدا نپذیرفت.[۱]

در روزهای فروپاشی حکومت، نگهبانان محل بازداشت او نیز محل را ترک کردند و عملاً امکان فرار برایش فراهم شد.

با این حال، هویدا در ایران ماند.

دلایل این تصمیم متفاوت تفسیر شده‌اند. تعلق به ایران، نگرانی درباره مادر سالخورده و باور به امکان دفاع از عملکرد خود در دادگاه از جمله دلایلی است که در منابع مطرح شده است.[۲]

سقوط حکومت پهلوی

در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نظام سلطنتی فروپاشید.

هویدا که دیگر نگهبانی نداشت، به جای فرار خود را به مقامات دولت موقت معرفی کرد.

او در ۲۴ بهمن در یک نشست خبری توضیح داد که امکان خروج داشته اما تصمیم گرفته است بماند و در برابر اتهام‌هایی که علیه او مطرح می‌شود پاسخ دهد.[۸]

او سپس به مدرسه رفاه، یکی از مراکز اصلی اداره امور انقلاب، منتقل شد.

دادگاه انقلاب

رسیدگی به پرونده هویدا در دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست صادق خلخالی انجام شد.

جلسه نخست محاکمه در اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد و پس از مدتی متوقف گردید.

جلسه دوم در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ برگزار شد.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه او مجموعه‌ای بسیار گسترده از موضوعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی را شامل می‌شد؛ از همکاری با حکومت پهلوی و وابستگی به قدرت‌های خارجی تا مشارکت در سرکوب مخالفان و فساد اقتصادی.

برخی از اتهامات با مسئولیت سیاسی او به‌عنوان نخست‌وزیر مرتبط بودند، در حالی که برخی دیگر، از جمله اتهام‌های قدیمی درباره قاچاق در دوران مأموریت پاریس، پیش‌تر مورد تردید یا رد اسناد قرار گرفته بودند.[۱]

شرایط محاکمه

دادگاه هویدا با معیارهای دادرسی معمول فاصله زیادی داشت.

او وکیل مدافع مستقل نداشت و امکان آماده‌سازی یک دفاع حقوقی طولانی و منظم برایش فراهم نشد.

گزارش‌های مطبوعاتی آن زمان محاکمه را بسیار سریع توصیف کردند. واشنگتن پست در گزارش روز اعدام نوشت که دادگاه به‌صورت غیرعلنی برگزار شد و سپس حکم اعدام اجرا گردید.[۳]

مهدی بازرگان و برخی چهره‌های دولت موقت خواهان محاکمه‌ای علنی و حقوقی بودند که در آن امکان دفاع کامل فراهم شود، اما این دیدگاه در برابر جناح طرفدار دادگاه‌های سریع انقلابی غالب نشد.[۱]

حکم اعدام

دادگاه انقلاب هویدا را به اعدام محکوم کرد.

حکم در همان روز، ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، اجرا شد.

در گزارش رسمی، اعدام او اجرای حکم دادگاه انقلاب معرفی شد.

اما دربارهٔ چگونگی دقیق مرگ هویدا روایت‌های متفاوتی وجود دارد.

بر اساس روایت عباس میلانی که بر مصاحبه‌ها و منابع متعدد تکیه دارد، پس از خروج از جلسه دادگاه و پیش از اجرای رسمی حکم، فردی به هویدا شلیک کرد؛ هویدا زخمی شد و سپس با شلیک دیگری کشته شد.[۲]

گزارش‌های خبری همان روز نیز کشته‌شدن او پس از محاکمه سریع و محرمانه را تأیید کردند، اگرچه در جزئیات نحوه شلیک تفاوت‌هایی میان روایت‌ها وجود دارد.[۳]

بنابراین، اصل صدور حکم اعدام و کشته‌شدن هویدا در همان روز قطعی است، اما جزئیات لحظات پایانی او در منابع به شکل کاملاً یکسان روایت نشده است.

جسد و محل دفن

جسد هویدا مدتی در سردخانه نگهداری شد.

بر اساس روایت ایرانیکا، حدود سه ماه طول کشید تا امکان خاکسپاری او فراهم شود. خانواده نگران بودند مراسم دفن یا محل قبر مورد تعرض قرار گیرد.[۱]

در نهایت او در قبری بدون نشان دفن شد.

مادر هویدا که در آن زمان بیمار و سالخورده بود، به گفته برخی نزدیکان از مرگ پسرش آگاه نشد.[۲]

ارزیابی دوران هویدا

ارزیابی تاریخی هویدا با دیدگاه‌های بسیار متفاوت همراه است.

طرفداران او به رشد سریع اقتصادی، توسعه صنایع، افزایش آموزش عالی، گسترش زیرساخت و ظهور نسلی از تکنوکرات‌ها در دوران نخست‌وزیری‌اش اشاره می‌کنند.

منتقدان در مقابل تأکید می‌کنند که همین دوره با تمرکز قدرت در دست شاه، سرکوب مخالفان، کاهش نقش مجلس و احزاب، سانسور، گسترش ساواک و سرانجام نظام تک‌حزبی رستاخیز همراه بود.

این دو جنبه از دوره هویدا را نمی‌توان به آسانی از یکدیگر جدا کرد؛ توسعه اقتصادی سریع در بستری سیاسی رخ داد که امکان مشارکت و رقابت آزاد سیاسی بسیار محدود بود.

هویدا و مسئولیت سیاسی حکومت

یکی از پرسش‌های اصلی درباره هویدا آن است که چه اندازه از سیاست‌های حکومت پهلوی را می‌توان مستقیماً به او نسبت داد.

نخست‌وزیر بر بخش‌های مهمی از دستگاه اجرایی نظارت داشت، اما شاه در سیاست‌های اصلی، نیروهای مسلح، امنیت، سیاست خارجی و انتصاب بسیاری از مقام‌های کلیدی نقش تعیین‌کننده داشت.

ساواک نیز بیش از آنکه تابع مستقیم نخست‌وزیر باشد به شاه گزارش می‌داد.

با این همه، طولانی‌بودن نخست‌وزیری هویدا به این معنا بود که او برای بیش از یک دهه مهم‌ترین مقام اجرایی حکومت پس از شاه بود و مسئولیت سیاسی عملکرد دولت را نمی‌توان کاملاً از او جدا کرد.

همین دوگانگی، یعنی محدودیت اختیار واقعی از یک سو و استمرار طولانی همکاری با حکومت از سوی دیگر، از مسائل مرکزی در پژوهش‌های مربوط به هویداست.[۲]

هویدا و انقلاب ۱۳۵۷

برخی تحلیل‌ها هویدا را نمادی از نسل تکنوکرات‌هایی می‌دانند که خواهان نوسازی اقتصادی ایران بودند اما نتوانستند یا نخواستند توسعه اقتصادی را با توسعه سیاسی همراه کنند.

در دههٔ ۱۳۵۰ شکاف میان جامعه‌ای که به سرعت در حال شهرنشینی و تحصیل‌کرده‌شدن بود و ساختار سیاسی بسته حکومت افزایش یافت.

در عین حال، تورم، نارضایتی بازار، فساد اداری، محدودیت سیاسی و سیاست‌های حزب رستاخیز بر فشارهای اجتماعی افزودند.

هویدا در بخش بزرگی از این دوره نخست‌وزیر بود و به همین دلیل پس از آغاز بحران به یکی از نمادهای نظام پهلوی تبدیل شد.

شخصیت فرهنگی

حتی بسیاری از منتقدان هویدا علاقه او به کتاب و فرهنگ را انکار نکرده‌اند.

او آثار ادبی فرانسه را می‌خواند، به سینما علاقه داشت و با نویسندگان و هنرمندان ارتباط داشت.

هویدا از خوانندگان آثار آندره ژید، آندره مالرو و نویسندگان اروپایی بود و در عین حال آثار داستانی عامه‌پسند، از جمله رمان‌های پلیسی، را نیز می‌خواند.[۱]

ظاهر اروپایی، زبان فرانسه روان و معاشرت با روشنفکران از او چهره‌ای متفاوت با بسیاری از سیاستمداران سنتی ایران ساخته بود.

همین خصوصیات نیز موجب ارزیابی‌های متضاد شد؛ برخی او را «روشنفکری در خدمت سلطنت» می‌دیدند و برخی دیگر روشنفکرنمایی او را نوعی پوشش برای همکاری طولانی با نظام اقتدارگرا تلقی می‌کردند.

فراماسونری

نام هویدا در پژوهش‌ها و آثار مربوط به فراماسونری در ایران نیز آمده است.

ایرانیکا بر اساس برخی منابع از عضویت او در تشکیلات فراماسونری یاد می‌کند.[۱]

در فضای سیاسی ایران پیش و پس از انقلاب، عضویت در لژهای فراماسونری اغلب با ادعاهای گسترده‌تری درباره نفوذ خارجی درآمیخته بود؛ با این حال، برای ارزیابی تاریخی باید میان عضویت در یک لژ و ادعاهای اثبات‌نشده درباره جاسوسی یا وابستگی سیاسی تمایز گذاشت.

مسئله مذهب هویدا

موضوع مذهب هویدا نیز در زندگی او به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شد.

مخالفان مذهبی حکومت بارها او را «بهایی» معرفی می‌کردند. اما پژوهش ایرانیکا تأکید می‌کند که اگرچه در خانواده پدری او پیشینه بهایی وجود داشته، شواهد کافی برای اینکه خود هویدا پیرو آیین بهایی بوده باشد وجود ندارد.[۱]

برخی دوستان نزدیک او حتی از گرایش شخصی غیرمذهبی یا شکاکانه او سخن گفته‌اند.

از این رو، نسبت‌دادن قطعی هویت مذهبی بهایی به شخص هویدا با شواهد موجود سازگار نیست و باید میان تبار خانوادگی و باور شخصی او تمایز گذاشت.

هویدا در خاطرات رجال دوره پهلوی

چهره هویدا در خاطرات رجال سیاسی دوره پهلوی نیز بسیار متناقض است.

اسدالله علم در یادداشت‌های خود گاه با لحنی تند از او انتقاد می‌کند و او را بیش از اندازه سازگار با شاه می‌داند.

در مقابل، برخی مدیران و همکاران هویدا در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران او را مدیری دقیق، باهوش و اهل گفت‌وگو معرفی کرده‌اند.

پرویز راجی، که در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ ریاست دفتر نخست‌وزیر را برعهده داشت، در تاریخ شفاهی خود اطلاعاتی درباره شیوه مدیریت و محیط دفتر هویدا ارائه کرده است.[۹]

تفاوت این روایت‌ها خود نشان‌دهنده جایگاه پیچیده و مناقشه‌برانگیز هویدا در میان نخبگان سیاسی آن دوره است.

کتاب «معمای هویدا» و پژوهش عباس میلانی

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های جدید درباره زندگی هویدا کتاب عباس میلانی با عنوان The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.[۲]

این اثر بر اسناد آرشیوی، نامه‌ها، خاطرات و بیش از صد مصاحبه با دوستان، بستگان، همکاران و مخالفان هویدا استوار است.

نسخه فارسی آن با عنوان معمای هویدا نیز شناخته شده است.

کتاب میلانی کوشید از تصویرهای کاملاً سیاه یا کاملاً سفید درباره هویدا فاصله بگیرد و زندگی او را در ارتباط با مسئله نوسازی، اقتدارگرایی و بحران سیاسی دوران پهلوی بررسی کند.

این کتاب خود نیز با نقدهایی روبه‌رو شد؛ برخی منتقدان معتقد بودند میلانی چهره‌ای بیش از اندازه روشنفکر و مثبت از هویدا ترسیم کرده است. همین مناقشه نشان می‌دهد که ارزیابی هویدا همچنان بخشی از اختلاف گسترده‌تر درباره تاریخ دوره پهلوی است.

اهمیت تاریخی

اهمیت هویدا تنها به طولانی‌بودن نخست‌وزیری‌اش محدود نمی‌شود.

زندگی سیاسی او تقریباً تمام تناقض‌های اصلی دوران متأخر پهلوی را در خود جمع کرده است: تلاش برای نوسازی و توسعه اقتصادی، رشد تکنوکراسی و آموزش در کنار تمرکز سیاسی، محدودیت آزادی و وابستگی تصمیم‌گیری به دربار.

او همچنین نمونه‌ای از نسلی از مدیران ایرانی بود که بخش بزرگی از آموزش و تجربه خود را در غرب به دست آورده و تصور می‌کردند می‌توان با تکیه بر مدیریت فنی و رشد اقتصادی جامعه را مدرن کرد.

انقلاب ۱۳۵۷ نشان داد که توسعه اقتصادی بدون حل مسئله مشارکت سیاسی، مشروعیت و توزیع قدرت نمی‌تواند به‌تنهایی ثبات یک نظام سیاسی را تضمین کند.

سرنوشت شخصی هویدا نیز از همین منظر نمادین بود: سیاستمداری که بیش از دوازده سال در رأس دولت پهلوی قرار داشت، در ماه‌های پایانی همان حکومت بازداشت شد و کمتر از دو ماه پس از انقلاب در دادگاهی سریع به اعدام محکوم و کشته شد.

گاهشمار زندگی

  • ۲۸ بهمن ۱۲۹۷ ـ تولد در تهران.
  • اوایل دههٔ ۱۳۰۰ ـ مهاجرت خانواده به دمشق به دلیل مأموریت دیپلماتیک پدر.
  • دههٔ ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ ـ تحصیل در بیروت.
  • ۱۳۱۷ ـ سفر به فرانسه برای ادامه تحصیل.
  • اواخر دههٔ ۱۳۱۰ ـ تحصیل در لندن و سپس بروکسل.
  • ۱۳۲۱ ـ بازگشت به ایران و ورود به وزارت امور خارجه.
  • دههٔ ۱۳۲۰ ـ مأموریت در سفارت ایران در پاریس و سپس آلمان.
  • اوایل دههٔ ۱۳۳۰ ـ فعالیت در سازمان ملل متحد.
  • اواسط دههٔ ۱۳۳۰ ـ بازگشت به وزارت امور خارجه و مأموریت در ترکیه.
  • دههٔ ۱۳۳۰ ـ انتقال به شرکت ملی نفت ایران.
  • اواخر دههٔ ۱۳۳۰ ـ همکاری با حسن‌علی منصور و کانون مترقی.
  • ۱۳۴۲ ـ مشارکت در شکل‌گیری حزب ایران نوین.
  • اسفند ۱۳۴۲ ـ انتصاب به وزارت دارایی در دولت حسن‌علی منصور.
  • ۱ بهمن ۱۳۴۳ ـ ترور حسن‌علی منصور.
  • بهمن ۱۳۴۳ ـ آغاز نخست‌وزیری امیرعباس هویدا.
  • ۱۳۴۵ ـ ازدواج با لیلا امامی.
  • ۱۳۵۰ ـ جدایی از لیلا امامی.
  • اسفند ۱۳۵۳ ـ تشکیل حزب رستاخیز و انتخاب هویدا به دبیرکلی آن.
  • ۱۴ مرداد ۱۳۵۶ ـ پایان نخست‌وزیری و جانشینی جمشید آموزگار.
  • ۱۳۵۶ ـ انتصاب به وزارت دربار.
  • ۱۸ آبان ۱۳۵۷ ـ بازداشت به دستور حکومت پهلوی.
  • ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ـ سقوط حکومت پهلوی.
  • ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ ـ تسلیم داوطلبانه به مقامات حکومت جدید.
  • اسفند ۱۳۵۷ ـ نخستین جلسه محاکمه.
  • ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ ـ ادامه محاکمه، صدور حکم اعدام و کشته‌شدن در تهران.

مناصب مهم

  • دیپلمات وزارت امور خارجه؛
  • کارمند سازمان ملل متحد؛
  • مدیر در شرکت ملی نفت ایران؛
  • عضو و از چهره‌های اصلی کانون مترقی؛
  • عضو ارشد حزب ایران نوین؛
  • وزیر دارایی در کابینه حسن‌علی منصور؛
  • نخست‌وزیر ایران از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶؛
  • دبیرکل حزب ایران نوین؛
  • نخستین دبیرکل حزب رستاخیز؛
  • وزیر دربار از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ ۱٫۱۶ ۱٫۱۷ ۱٫۱۸ ۱٫۱۹ ۱٫۲۰ ۱٫۲۱ ۱٫۲۲ ۱٫۲۳ ۱٫۲۴ ۱٫۲۵ ۱٫۲۶ ۱٫۲۷ ۱٫۲۸ ۱٫۲۹ Abbas Milani, “Hoveyda, Amir-Abbas,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XII, Fasc. 5, pp. 543–550, 2004, updated 10 November 2014.
  2. ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ Abbas Milani, The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution, Washington, D.C.: Mage Publishers, 2000.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Dusko Doder, “Shah's Premier, Hoveyda, Secretly Tried, Executed,” The Washington Post, 7 April 1979.
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Foundation for Iranian Studies, “Interview with Fereydun Hoveyda,” Oral History Program, 20 June 1988 and 5 May 1989.
  5. ↑ Foundation for Iranian Studies, “Interview with Nayyereh Ebtehaj-Samii,” Oral History Program, April 1984.
  6. ↑ William Claiborne, “Former Prime Minister Jailed In Iranian Anticorruption Drive,” The Washington Post, 8 November 1978.
  7. ↑ روح‌الله خمینی، مصاحبه دربارهٔ بازداشت امیرعباس هویدا، نوفل‌لوشاتو، ۱۸ آبان ۱۳۵۷، صحیفه امام، جلد ۴، صص ۳۸۹–۳۹۱.
  8. ↑ Abdorrahman Boroumand Center for Human Rights in Iran, “Amir Abbas Hoveyda: One Person’s Story.”
  9. ↑ Foundation for Iranian Studies, “Interview with Parviz Raji,” Oral History Program.