کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه تمرین انگلس
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = آندره مالرو
| عنوان =  
| تصویر = آندره مالرو.jpg
| عنوان ۲ = فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی و همکار [[کارل مارکس]]
| توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
| نام = فریدریش انگلس
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو
| تصویر = فریدریش انگلس.jpg
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| ملیت = فرانسوی
| عنوان تصویر = فریدریش انگلس، حدود دهه ۱۸۶۰
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| زادروز = ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰
| محل تولد = پاریس، فرانسه
| زادگاه = بارمن، پروس، پادشاهی پروس (آلمان کنونی)
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| تاریخ مرگ = ۵ اوت ۱۸۹۵ (۷۴ سال)
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
| مکان مرگ = لندن، بریتانیا
| علت مرگ = آمبولی ریوی
| علت مرگ = سرطان حنجره
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
| آرامگاه = سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد (دریای شرقی، نزدیک ایستبورن)
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
| محل زندگی = بارمن • برمن • برلین • منچستر • لندن
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶
| ملیت = آلمانی (پروس)
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
| نژاد = آلمانی
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
| تابعیت = پروسی (تا ۱۸۹۵)
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
| تحصیلات = gymnasium (ناتمامخودآموخته در فلسفه و اقتصاد سیاسی
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
| دانشگاه = دانشگاه برلین (غیررسمی، ۱۸۴۱–۱۸۴۲)
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور
| پیشه = فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی، روزنامه‌نگار، تاجر، انقلابی
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
| سال‌های فعالیت = ۱۸۳۸–۱۸۹۵
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
| نهاد = حزب کمونیست‌ها • انترناسیونال اول • حزب سوسیال دموکرات آلمان
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
| شناخته‌شده برای = همکار [[کارل مارکس]] در نگارش [[مانیفست کمونیست]]، وضعیت طبقه کارگر در انگلستان، ضد دورینگ، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت
| وبگاه =
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار مارکسیسم علمی، ویرایشگر آثار [[کارل مارکس]] پس از مرگ، رهبر انترناسیونال اول
| امضا = André Malraux signature.svg
| اتهام =
| مجازات =
| پانویس =
}}
}}
'''فریدریش انگلس''' (۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ ۵ اوت ۱۸۹۵)، فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی، روزنامه‌نگار و تاجر آلمانی، نزدیک‌ترین همکار و دوست مادام‌العمر [[کارل مارکس]] بود که با او مارکسیسم را بنیان گذاشت. انگلس با کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (۱۸۴۵نخستین توصیف سیستماتیک از شرایط کارگران صنعتی را ارائه داد و با آثار مانند ضد دورینگ (۱۸۷۸)، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (۱۸۸۴) و ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه [[کارل مارکس]]، به تبیین و گسترش مارکسیسم پرداخت.
'''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.


انگلس از خانواده‌ای ثروتمند تاجر پارچه متولد شد، اما با مشاهده فقر کارگری در منچستر، به سوسیالیسم روی آورد. او با [[کارل مارکس]] در ۱۸۴۴ آشنا شد و دوستی‌شان - که یکی از عمیق‌ترین روابط فکری تاریخ است - به نگارش مانیفست حزب کمونیست (۱۸۴۸) منجر گردید. انگلس حمایت مالی از [[کارل مارکس]] کرد تا او بر تحقیق تمرکز کند، و پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، آثار ناتمام او را منتشر و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>


انگلس دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و نقد سرمایه‌داری را توسعه داد و بر جنبش‌های کارگری اروپا تأثیر گذاشت. او در انترناسیونال اول نقش داشت، با سوسیال دموکرات‌های آلمان همکاری کرد و دیدگاه‌هایش بر انقلاب‌های قرن بیستم (از روسیه تا چین) اثر گذاشت. انگلس با ترکیب فلسفه هگلی، اقتصاد سیاسی انگلیسی و سوسیالیسم فرانسوی، مارکسیسم را به نظریه علمی تبدیل کرد و پایه‌های نقد سرمایه‌داری مدرن را گذاشت.
== زندگی اولیه و جوانی ==
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.


زندگی انگلس پر از تضاد بود: تاجر موفق که از سود کارخانه خانوادگی در منچستر زندگی می‌کرد، اما سرمایه‌داری را محکوم می‌نمود؛ شکارچی روباه با اشراف انگلیسی که انقلاب پرولتاری را ترویج می‌کرد؛ فیلسوفی که با مری برنز (کارگر ایرلندی) زندگی مشترک داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد. انگلس نه تنها "دومین ویولن" [[کارل مارکس]] بود، بلکه نظریه‌پرداز مستقل با سهم عمده در ماتریالیسم دیالکتیکی، تحلیل طبقه و نقد خانواده بورژوایی به شمار می‌رود. آثار او مانند وضعیت طبقه کارگر در انگلستان نخستین گزارش میدانی از بهره‌کشی صنعتی است و منشأ خانواده پایه مطالعات فمینیستی مارکسیستی شد.
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>


میراث انگلس دوگانه است: الهام‌بخش انقلاب‌های سوسیالیستی و جنبش‌های کارگری، اما انتقادشده برای ساده‌سازی دیالکتیک (انگلس‌پوزیتیویسم) و تأثیر بر مارکسیسم-لنینیسم استالینی. با این حال، انگلس با پیش‌بینی بحران‌های سرمایه‌داری، رشد طبقه کارگر و نیاز به انقلاب پرولتاری، یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن نوزدهم باقی ماند. دوستی ۴۰ ساله‌اش با [[کارل مارکس]] - پر از بحث‌های شبانه، حمایت مالی و همکاری فکری - پایه مارکسیسم شد و جهان را تغییر داد. انگلس نه تنها همکار، بلکه حامی، ویرایشگر و مبلغ [[کارل مارکس]] بود که بدون او، مارکسیسم شاید به شکل کنونی وجود نداشت. زندگی او از کارخانه‌های منچستر تا تبعید لندن، بازتاب تحول از سرمایه‌داری صنعتی به نقد علمی آن است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels|عنوان=Friedrich Engels|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">Service, Robert. ''Friedrich Engels: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۵.</ref><ref name="carver">Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.</ref><ref name="hunt">Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.</ref><ref name="green">Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.</ref>
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==
== قسمت اول: زندگی اولیه، خانواده و تحصیلات (۱۸۲۰–۱۸۴۲) ==
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
فریدریش انگلس در ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ در بارمن (بخشی از ووپرتال کنونی)، پروس، در خانواده‌ای ثروتمند پروتستان پیتیست متولد شد. پدرش فریدریش انگلس پدر، صاحب کارخانه پارچه بود و مادرش الیزابت ون هار از خانواده‌ای فرهنگی. انگلس بزرگ‌ترین از ۹ فرزند بود و در محیطی سخت‌گیر مذهبی بزرگ شد، اما زود از پیتیسم فاصله گرفت. کودکی در بارمن صنعتی گذشت و انگلس با فقر کارگری آشنا شد. او در gymnasium البرفلد تحصیل کرد و استعداد در زبان‌ها، تاریخ و ادبیات نشان داد، اما در ۱۸۳۷ مدرسه را ترک کرد تا در تجارت خانوادگی کار کند. در برمن (۱۸۳۸–۱۸۴۱) به عنوان کارمند تجاری، با جوانان هگلی و رادیکال آشنا شد و مقالات انتقادی نوشت (با نام مستعار فریدریش اسوالد). در ۱۸۴۱–۱۸۴۲ خدمت سربازی در برلین گذراند و غیررسمی در دانشگاه برلین فلسفه هگل را شنید. با جوانان هگلی (برونو باوئر، ماکس اشتیرنر) آشنا شد و به چپ هگلی روی آورد. تأثیر فویرباخ او را به ماتریالیسم سوق داد و از دین فاصله گرفت.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.
== دوران منچستر و مشاهده سرمایه‌داری صنعتی (۱۸۴۲–۱۸۴۴) ==
در ۱۸۴۲، پدر انگلس او را به منچستر فرستاد تا در کارخانه پارچه خانوادگی (ارمن و انگلس) کار کند – بزرگ‌ترین شهر صنعتی بریتانیا. منچستر "کارخانه جهان" بود: دودکش‌ها، کارخانه‌های غول‌پیکر و فقر شدید کارگری.
انگلس ۲۱ ماه در منچستر ماند و با زندگی کارگران آشنا شد: ساعات کار ۱۴–۱۶ ساعته، کودک‌کاری، مسکن‌های کثیف، بیماری و مرگ زودرس. او با چارتیست‌ها (جنبش کارگری) و اوونیست‌ها (سوسیالیست‌های آرمان‌شهری) ارتباط گرفت و با مری برنز (کارگر ایرلندی) رابطه عاطفی برقرار کرد – رابطه‌ای که تا مرگ مری (۱۸۶۳) ادامه یافت و انگلس را با زندگی واقعی طبقه کارگر آشنا کرد. انگلس محله‌های فقیرنشین را بازدید کرد، آمار جمع‌آوری نمود و با کارگران مصاحبه کرد. نتیجه کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (Die Lage der arbeitenden Klasse in England, ۱۸۴۵) بود – نخستین توصیف سیستماتیک از بهره‌کشی صنعتی. انگلس سرمایه‌داری را "جنگ طبقاتی پنهان" نامید و پیش‌بینی کرد طبقه کارگر انقلاب خواهد کرد. کتاب تأثیر عمیقی بر [[کارل مارکس]] گذاشت و پایه ماتریالیسم تاریخی شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== آشنایی و دوستی مادام‌العمر با [[کارل مارکس]] (۱۸۴۴–۱۸۴۸) ==
در اوت ۱۸۴۴، انگلس در پاریس با [[کارل مارکس]] دیدار کرد – دیدار ۱۰ روزه که دوستی مادام‌العمرشان را آغاز کرد. انگلس [[کارل مارکس]] را با مشاهدات منچستر و کتاب وضعیت طبقه کارگر آشنا کرد و [[کارل مارکس]] او را با فلسفه هگلی و اقتصاد سیاسی.
آن‌ها خانواده مقدس (Die heilige Familie, ۱۸۴۵) را با هم نوشتند نقد جوانان هگلی. سپس ایدئولوژی آلمانی (Die deutsche Ideologie, نوشته ۱۸۴۵–۱۸۴۶، منتشر ۱۹۳۲) را نگاشتند که ماتریالیسم تاریخی را تبیین کرد: "زندگی مادی تعیین‌کننده آگاهی است". در ۱۸۴۸، با انقلاب‌های اروپا، انگلس و [[کارل مارکس]] مانیفست حزب کمونیست (Manifest der Kommunistischen Partei) را نوشتند؛ سندی که با جمله "شبحی در اروپا می‌گردد شبح کمونیسم" آغاز می‌شود. مانیفست تاریخ را مبارزه طبقاتی دانست و پرولتاریا را به انقلاب فراخواند. انگلس نقش کلیدی در نگارش داشت و بخش‌های اقتصادی را نوشت. انگلس در انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹ آلمان شرکت کرد و در قیام البرفلد و بادن جنگید – تجربه‌ای که او را به تئوری جنگ چریکی سوق داد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="britannica"/>
== تبعید به بریتانیا و بازگشت به تجارت (۱۸۴۹–۱۸۷۰) ==
پس از شکست انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹، انگلس به بریتانیا تبعید شد و در نوامبر ۱۸۴۹ به لندن رسید و تا پایان عمر در آن‌جا ماند. او ابتدا با [[کارل مارکس]] (که از ۱۸۴۹ در لندن بود) همکاری کرد و در روزنامه نوین راین (Neue Rheinische Zeitung) نوشت، اما برای تأمین مالی خانواده [[کارل مارکس]] (که در فقر شدید بود)، در ۱۸۵۰ به منچستر بازگشت و در کارخانه خانوادگی ارمن و انگلس کار کرد. انگلس ۲۰ سال (۱۸۵۰–۱۸۷۰) به عنوان تاجر موفق کار کرد؛ زندگی دوگانه‌ای که از آن متنفر بود اما برای حمایت از [[کارل مارکس]] تحمل کرد. او حقوق ماهانه به [[کارل مارکس]] می‌فرستاد تا او بر تحقیق سرمایه تمرکز کند. انگلس شکار روباه با اشراف انگلیسی می‌کرد، اما شب‌ها مقاله می‌نوشت و با [[کارل مارکس]] بحث می‌کرد. در این دوره، انگلس در جنبش کارگری بریتانیا فعال بود: با چارتیست‌ها و اتحادیه‌ها همکاری کرد و کتاب انقلاب و ضد انقلاب در آلمان (۱۸۵۲) را نوشت. او مطالعات نظامی انجام داد و در جنگ کریمه و جنگ داخلی آمریکا مقاله نوشت؛ تخصصی که بعدها در آثارش دیده شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== همکاری نزدیک با [[کارل مارکس]] و انترناسیونال اول (۱۸۶۴–۱۸۷۲) ==
انگلس و [[کارل مارکس]] در لندن خانه‌های نزدیک داشتند و روزانه دیدار می‌کردند و به بحث‌های طولانی در مورد فلسفه، اقتصاد و سیاست می‌پرداختند. انگلس در تأسیس انترناسیونال اول کارگران (۱۸۶۴) نقش داشت و در شورای عمومی فعال بود. او با میخائیل باکونین (آنارشیست) اختلاف داشت و در کنگره لاهه (۱۸۷۲) به اخراج باکونین کمک کرد؛ اختلافی که انترناسیونال را تقسیم کرد. انگلس کتاب مسکن مسئله (۱۸۷۲) را نوشت و از کمون پاریس (۱۸۷۱) دفاع کرد؛ تجربه‌ای که او و [[کارل مارکس]] را به دیکتاتوری پرولتاریا سوق داد. پس از مرگ مری برنز (۱۸۶۳)، انگلس با خواهرش لیزی زندگی کرد و در ۱۸۷۸ با او ازدواج کرد (کوتاه پیش از مرگ لیزی). انگلس زندگی خصوصی آزاد داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد.<ref name="hunt"/><ref name="green"/>
== آثار عمده و توسعه مارکسیسم (۱۸۷۰–۱۸۸۳) ==
در ۱۸۷۰، انگلس تجارت را ترک کرد و به لندن بازگشت تا تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. کتاب آنتی دورینگ (Herr Eugen Dühring's Revolution in Science, ۱۸۷۸) شاهکار او بود – نقد جامع دورینگ که دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و سوسیالیسم علمی را تبیین کرد. بخش‌هایی از آن به سوسیالیسم آرمان‌شهری و سوسیالیسم علمی تبدیل شد؛ متن کلاسیک مارکسیسم.


انگلس در دیالکتیک طبیعت (نوشته ۱۸۷۳–۱۸۸۳، منتشر ۱۹۲۵) دیالکتیک هگلی را به طبیعت اعمال کرد و ماتریالیسم دیالکتیکی را توسعه داد. او با دانشمندان (مانند داروین) مکاتبه داشت و از تکامل دفاع کرد. پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه را بر عهده گرفت؛ کاری که سال‌ها طول کشید و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.<ref name="carver" /><ref name="britannica" />
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== دوران پس از مرگ [[کارل مارکس]] و رهبری جنبش سوسیالیستی (۱۸۸۳–۱۸۹۵) ==
 
[[پرونده:کارل مارکس و فریدریش انگلس .jpg|جایگزین=کارل مارکس و فریدریش انگلس|بندانگشتی|کارل مارکس و فریدریش انگلس]]
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==
پس از مرگ [[کارل مارکس]] در مارس ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین حفظ و گسترش مارکسیسم را بر عهده گرفت. او جلد دوم (۱۸۸۵) و سوم (۱۸۹۴) سرمایه را از دست‌نوشته‌های پیچیده [[کارل مارکس]] ویرایش و منتشر کرد؛ این امر بدون انگلس شاید ممکن نبود. انگلس مقدمه‌های تحلیلی نوشت و نظریه ارزش اضافی را روشن کرد. انگلس رهبر معنوی سوسیال دموکرات‌های آلمان (SPD) و انترناسیونال دوم (تأسیس ۱۸۸۹) شد. او با ادوارد برنشتاین، آگوست ببل و کارل کائوتسکی مکاتبه داشت و از رشد حزب دفاع کرد. انگلس در نامه‌هایش (مانند نامه به بلوخ، ۱۸۹۰) ماتریالیسم تاریخی را توضیح داد: "پایه اقتصادی تعیین‌کننده است، اما روبنا نیز تأثیر دارد." در آخرین سال‌ها، انگلس با الیزابت برنز (خواهر لیزی) زندگی کرد و خانه‌اش در لندن مرکز روشنفکران سوسیالیست بود. او با جنبش‌های کارگری بریتانیا، فرانسه و آمریکا ارتباط داشت و از فابیان‌ها انتقاد کرد.<ref name="hunt" /><ref name="carver" /><ref name="britannica" />
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.
== آثار نهایی و سهم در فمینیسم و خانواده ==
 
در دهه آخر، انگلس منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (Der Ursprung der Familie, des Privateigentums und des Staats, ۱۸۸۴) را نوشت. بر اساس یادداشت‌های [[کارل مارکس]] از مورگان. او استدلال کرد که خانواده تک‌همسری بورژوایی از مالکیت خصوصی ناشی می‌شود و سرکوب زنان را تداوم می‌بخشد. انگلس پیش‌بینی کرد سوسیالیسم خانواده را آزاد خواهد کرد و برابری جنسیتی برقرار می‌شود. انگلس مقدمه جدیدی برای مانیفست کمونیست (۱۸۹۰) نوشت و رشد سرمایه‌داری انحصاری را تحلیل کرد. او مقالات نظامی و تاریخی متعدد نوشت و با داروینیسم اجتماعی به مقابله برخاست.<ref name="green"/><ref name="carver"/>
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== مرگ و مراسم تشییع (۱۸۹۵) ==
 
انگلس در اوت ۱۸۹۵ بر اثر سرطان حنجره درگذشت. در مراسمی ساده با حضور سوسیالیست‌‌های جهان -طبق وصیتش- جسد سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد. الیانور مارکس (دختر [[کارل مارکس]]) و دیگران سخنرانی کردند.
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
مرگ انگلس پایان عصر بنیان‌گذاران مارکسیسم بود، اما آثارش زنده ماند.<ref name="hunt"/><ref name="britannica"/>
 
== میراث فریدریش انگلس و ارزیابی تاریخی ==
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==
میراث انگلس عظیم است: او مارکسیسم را از ایده‌های [[کارل مارکس]] به نظریه سیستماتیک تبدیل کرد و با ویرایش سرمایه، آن را به نسل بعدی رساند. کتاب‌هایش مانند ضد دورینگ و منشأ خانواده پایه مارکسیسم-لنینیسم شدند و بر انقلاب‌های روسیه، چین و کوبا تأثیر گذاشتند. انگلس رشد طبقه کارگر، بحران‌های سرمایه‌داری و نیاز به انقلاب را پیش‌بینی کرد؛ پیش‌بینی‌هایی که تا حدی درست بودند. او در فمینیسم، مطالعات خانواده و نقد ایدئولوژی سهم داشت. انتقادها شامل ساده‌سازی دیالکتیک (پوزیتیویسم انگلس) و تأثیر بر استالینیسم است. برخی او را "دومین" [[کارل مارکس]] می‌دانند، اما پژوهش‌های جدید (مانند هانت) او را نظریه‌پرداز مستقل با سهم برابر نشان می‌دهند. انگلس با زندگی دوگانه (تاجر و انقلابی)، دوستی عمیق با [[کارل مارکس]] و حمایت بی‌قیدوشرط، نماد تعهد به آرمان سوسیالیستی است. <ref name="carver"/><ref name="green"/><ref name="britannica"/>
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.
== منابع ==
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
=== بیوگرافی‌ها ===
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref>


Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==
Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.  
Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.


=== دانشنامه‌ها ===
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


"Friedrich Engels." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


== پانویس ==
== منابع ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۱

آندره مالرو

آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
نام اصلی ژرژ-آندره مالرو
زمینهٔ کاری رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
زادروز ۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳)
پاریس، فرانسه
مرگ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال)
کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
ملیت فرانسوی
علت مرگ آمبولی ریوی
جایگاه خاکسپاری پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
پیشه نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
سال‌های نویسندگی ۱۹۲۱–۱۹۷۶
سبک نوشتاری اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
کتاب‌ها وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
همسر(ها) کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
فرزندان سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
دلیل سرشناسی رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
اثرگذاشته بر نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
اثرپذیرفته از فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
امضا پرونده:André Malraux signature.svg

آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.

در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]

زندگی اولیه و جوانی

آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.

در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.[۲]

ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه

دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.

در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]

آثار ادبی و رمان‌های انقلابی

آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.

رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]

در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.

نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی

پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند. کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]

وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه

در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.

او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]

زندگی شخصی، مرگ و میراث

مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]

منابع

  1. "André Malraux: The art of being human". The Guardian. 2001-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  2. "Andre Malraux". Encyclopedia.com. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "The many lives of André Malraux". Apollo Magazine. 2020-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "The Best André Malraux Books". Five Books. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Malraux at Large". The Paris Review. 2016-11-23. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "Malraux, André". Dictionary of Art Historians. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "André Malraux (1959-1969)". French Ministry of Culture. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "André Malraux". France Culture. Retrieved 2025-12-26.