کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه تمرین انگلس
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
|نام رویداد= کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
| عنوان =
|تصویر=کنفرانس بین‌الملی زنا نیروی تغییر-۲اسفند ۱۴۰۴.jpg  
| عنوان ۲ = فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی و همکار [[کارل مارکس]]
|عرض تصویر=  
| نام = فریدریش انگلس
|زیرنویس= مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
| تصویر = فریدریش انگلس.jpg
|عناوین دیگر= کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|عاملان= مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیت‌های برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
| عنوان تصویر = فریدریش انگلس، حدود دهه ۱۸۶۰
|مکان= پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمن‌های زنان در سراسر جهان
| زادروز = ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰
|زمان= ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
| زادگاه = بارمن، پروس، پادشاهی پروس (آلمان کنونی)
|نتیجه= تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان؛ اجماع بین‌المللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).
| تاریخ مرگ = ۵ اوت ۱۸۹۵ (۷۴ سال)
| مکان مرگ = لندن، بریتانیا
| علت مرگ = سرطان حنجره
| آرامگاه = سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد (دریای شرقی، نزدیک ایستبورن)
| محل زندگی = بارمن • برمن • برلین • منچستر • لندن
| ملیت = آلمانی (پروس)
| نژاد = آلمانی
| تابعیت = پروسی (تا ۱۸۹۵)
| تحصیلات = gymnasium (ناتمام)، خودآموخته در فلسفه و اقتصاد سیاسی
| دانشگاه = دانشگاه برلین (غیررسمی، ۱۸۴۱–۱۸۴۲)
| پیشه = فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی، روزنامه‌نگار، تاجر، انقلابی
| سال‌های فعالیت = ۱۸۳۸–۱۸۹۵
| نهاد = حزب کمونیست‌ها • انترناسیونال اول • حزب سوسیال دموکرات آلمان
| شناخته‌شده برای = همکار [[کارل مارکس]] در نگارش [[مانیفست کمونیست]]، وضعیت طبقه کارگر در انگلستان، ضد دورینگ، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار مارکسیسم علمی، ویرایشگر آثار [[کارل مارکس]] پس از مرگ، رهبر انترناسیونال اول
| اتهام =
| مجازات =
| پانویس =
}}
}}
'''فریدریش انگلس''' (۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ – ۵ اوت ۱۸۹۵)، فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی، روزنامه‌نگار و تاجر آلمانی، نزدیک‌ترین همکار و دوست مادام‌العمر [[کارل مارکس]] بود که با او مارکسیسم را بنیان گذاشت. انگلس با کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (۱۸۴۵)، نخستین توصیف سیستماتیک از شرایط کارگران صنعتی را ارائه داد و با آثار مانند ضد دورینگ (۱۸۷۸)، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (۱۸۸۴) و ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه [[کارل مارکس]]، به تبیین و گسترش مارکسیسم پرداخت.


انگلس از خانواده‌ای ثروتمند تاجر پارچه متولد شد، اما با مشاهده فقر کارگری در منچستر، به سوسیالیسم روی آورد. او با [[کارل مارکس]] در ۱۸۴۴ آشنا شد و دوستی‌شان - که یکی از عمیق‌ترین روابط فکری تاریخ است - به نگارش مانیفست حزب کمونیست (۱۸۴۸) منجر گردید. انگلس حمایت مالی از [[کارل مارکس]] کرد تا او بر تحقیق تمرکز کند، و پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، آثار ناتمام او را منتشر و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.
'''کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶''' با نام کامل '''«کنفرانس بین‌المللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»'''، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲  اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بین‌المللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در آن شرکت داشتند.  


انگلس دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و نقد سرمایه‌داری را توسعه داد و بر جنبش‌های کارگری اروپا تأثیر گذاشت. او در انترناسیونال اول نقش داشت، با سوسیال دموکرات‌های آلمان همکاری کرد و دیدگاه‌هایش بر انقلاب‌های قرن بیستم (از روسیه تا چین) اثر گذاشت. انگلس با ترکیب فلسفه هگلی، اقتصاد سیاسی انگلیسی و سوسیالیسم فرانسوی، مارکسیسم را به نظریه علمی تبدیل کرد و پایه‌های نقد سرمایه‌داری مدرن را گذاشت.
محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکت‌کنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیام‌های دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر [[جدایی دین و دولت|جدایی دین از دولت]]، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهره‌های تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.


زندگی انگلس پر از تضاد بود: تاجر موفق که از سود کارخانه خانوادگی در منچستر زندگی می‌کرد، اما سرمایه‌داری را محکوم می‌نمود؛ شکارچی روباه با اشراف انگلیسی که انقلاب پرولتاری را ترویج می‌کرد؛ فیلسوفی که با مری برنز (کارگر ایرلندی) زندگی مشترک داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد. انگلس نه تنها "دومین ویولن" [[کارل مارکس]] بود، بلکه نظریه‌پرداز مستقل با سهم عمده در ماتریالیسم دیالکتیکی، تحلیل طبقه و نقد خانواده بورژوایی به شمار می‌رود. آثار او مانند وضعیت طبقه کارگر در انگلستان نخستین گزارش میدانی از بهره‌کشی صنعتی است و منشأ خانواده پایه مطالعات فمینیستی مارکسیستی شد.
== پیش‌زمینه تاریخی ==
برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دوره‌ای از ناآرامی‌های مستمر و قیام‌های سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.


میراث انگلس دوگانه است: الهام‌بخش انقلاب‌های سوسیالیستی و جنبش‌های کارگری، اما انتقادشده برای ساده‌سازی دیالکتیک (انگلس‌پوزیتیویسم) و تأثیر بر مارکسیسم-لنینیسم استالینی. با این حال، انگلس با پیش‌بینی بحران‌های سرمایه‌داری، رشد طبقه کارگر و نیاز به انقلاب پرولتاری، یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن نوزدهم باقی ماند. دوستی ۴۰ ساله‌اش با [[کارل مارکس]] - پر از بحث‌های شبانه، حمایت مالی و همکاری فکری - پایه مارکسیسم شد و جهان را تغییر داد. انگلس نه تنها همکار، بلکه حامی، ویرایشگر و مبلغ [[کارل مارکس]] بود که بدون او، مارکسیسم شاید به شکل کنونی وجود نداشت. زندگی او از کارخانه‌های منچستر تا تبعید لندن، بازتاب تحول از سرمایه‌داری صنعتی به نقد علمی آن است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels|عنوان=Friedrich Engels|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">Service, Robert. ''Friedrich Engels: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۵.</ref><ref name="carver">Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.</ref><ref name="hunt">Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.</ref><ref name="green">Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.</ref>
=== ریشه‌های مبارزاتی زنان در ایران ===
== قسمت اول: زندگی اولیه، خانواده و تحصیلات (۱۸۲۰–۱۸۴۲) ==
تاریخ‌نگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران [[جنبش مشروطه ایران|انقلاب مشروطه]] و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمی‌گردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستون‌های بقای خود تبدیل کرد.
فریدریش انگلس در ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ در بارمن (بخشی از ووپرتال کنونی)، پروس، در خانواده‌ای ثروتمند پروتستان پیتیست متولد شد. پدرش فریدریش انگلس پدر، صاحب کارخانه پارچه بود و مادرش الیزابت ون هار از خانواده‌ای فرهنگی. انگلس بزرگ‌ترین از ۹ فرزند بود و در محیطی سخت‌گیر مذهبی بزرگ شد، اما زود از پیتیسم فاصله گرفت. کودکی در بارمن صنعتی گذشت و انگلس با فقر کارگری آشنا شد. او در gymnasium البرفلد تحصیل کرد و استعداد در زبان‌ها، تاریخ و ادبیات نشان داد، اما در ۱۸۳۷ مدرسه را ترک کرد تا در تجارت خانوادگی کار کند. در برمن (۱۸۳۸–۱۸۴۱) به عنوان کارمند تجاری، با جوانان هگلی و رادیکال آشنا شد و مقالات انتقادی نوشت (با نام مستعار فریدریش اسوالد). در ۱۸۴۱–۱۸۴۲ خدمت سربازی در برلین گذراند و غیررسمی در دانشگاه برلین فلسفه هگل را شنید. با جوانان هگلی (برونو باوئر، ماکس اشتیرنر) آشنا شد و به چپ هگلی روی آورد. تأثیر فویرباخ او را به ماتریالیسم سوق داد و از دین فاصله گرفت.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== دوران منچستر و مشاهده سرمایه‌داری صنعتی (۱۸۴۲–۱۸۴۴) ==
در ۱۸۴۲، پدر انگلس او را به منچستر فرستاد تا در کارخانه پارچه خانوادگی (ارمن و انگلس) کار کند – بزرگ‌ترین شهر صنعتی بریتانیا. منچستر "کارخانه جهان" بود: دودکش‌ها، کارخانه‌های غول‌پیکر و فقر شدید کارگری.
انگلس ۲۱ ماه در منچستر ماند و با زندگی کارگران آشنا شد: ساعات کار ۱۴–۱۶ ساعته، کودک‌کاری، مسکن‌های کثیف، بیماری و مرگ زودرس. او با چارتیست‌ها (جنبش کارگری) و اوونیست‌ها (سوسیالیست‌های آرمان‌شهری) ارتباط گرفت و با مری برنز (کارگر ایرلندی) رابطه عاطفی برقرار کرد – رابطه‌ای که تا مرگ مری (۱۸۶۳) ادامه یافت و انگلس را با زندگی واقعی طبقه کارگر آشنا کرد. انگلس محله‌های فقیرنشین را بازدید کرد، آمار جمع‌آوری نمود و با کارگران مصاحبه کرد. نتیجه کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (Die Lage der arbeitenden Klasse in England, ۱۸۴۵) بود – نخستین توصیف سیستماتیک از بهره‌کشی صنعتی. انگلس سرمایه‌داری را "جنگ طبقاتی پنهان" نامید و پیش‌بینی کرد طبقه کارگر انقلاب خواهد کرد. کتاب تأثیر عمیقی بر [[کارل مارکس]] گذاشت و پایه ماتریالیسم تاریخی شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== آشنایی و دوستی مادام‌العمر با [[کارل مارکس]] (۱۸۴۴–۱۸۴۸) ==
در اوت ۱۸۴۴، انگلس در پاریس با [[کارل مارکس]] دیدار کرد – دیدار ۱۰ روزه که دوستی مادام‌العمرشان را آغاز کرد. انگلس [[کارل مارکس]] را با مشاهدات منچستر و کتاب وضعیت طبقه کارگر آشنا کرد و [[کارل مارکس]] او را با فلسفه هگلی و اقتصاد سیاسی.
آن‌ها خانواده مقدس (Die heilige Familie, ۱۸۴۵) را با هم نوشتند – نقد جوانان هگلی. سپس ایدئولوژی آلمانی (Die deutsche Ideologie, نوشته ۱۸۴۵–۱۸۴۶، منتشر ۱۹۳۲) را نگاشتند که ماتریالیسم تاریخی را تبیین کرد: "زندگی مادی تعیین‌کننده آگاهی است". در ۱۸۴۸، با انقلاب‌های اروپا، انگلس و [[کارل مارکس]] مانیفست حزب کمونیست (Manifest der Kommunistischen Partei) را نوشتند؛ سندی که با جمله "شبحی در اروپا می‌گردد – شبح کمونیسم" آغاز می‌شود. مانیفست تاریخ را مبارزه طبقاتی دانست و پرولتاریا را به انقلاب فراخواند. انگلس نقش کلیدی در نگارش داشت و بخش‌های اقتصادی را نوشت. انگلس در انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹ آلمان شرکت کرد و در قیام البرفلد و بادن جنگید – تجربه‌ای که او را به تئوری جنگ چریکی سوق داد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="britannica"/>
== تبعید به بریتانیا و بازگشت به تجارت (۱۸۴۹–۱۸۷۰) ==
پس از شکست انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹، انگلس به بریتانیا تبعید شد و در نوامبر ۱۸۴۹ به لندن رسید و تا پایان عمر در آن‌جا ماند. او ابتدا با [[کارل مارکس]] (که از ۱۸۴۹ در لندن بود) همکاری کرد و در روزنامه نوین راین (Neue Rheinische Zeitung) نوشت، اما برای تأمین مالی خانواده [[کارل مارکس]] (که در فقر شدید بود)، در ۱۸۵۰ به منچستر بازگشت و در کارخانه خانوادگی ارمن و انگلس کار کرد. انگلس ۲۰ سال (۱۸۵۰–۱۸۷۰) به عنوان تاجر موفق کار کرد؛ زندگی دوگانه‌ای که از آن متنفر بود اما برای حمایت از [[کارل مارکس]] تحمل کرد. او حقوق ماهانه به [[کارل مارکس]] می‌فرستاد تا او بر تحقیق سرمایه تمرکز کند. انگلس شکار روباه با اشراف انگلیسی می‌کرد، اما شب‌ها مقاله می‌نوشت و با [[کارل مارکس]] بحث می‌کرد. در این دوره، انگلس در جنبش کارگری بریتانیا فعال بود: با چارتیست‌ها و اتحادیه‌ها همکاری کرد و کتاب انقلاب و ضد انقلاب در آلمان (۱۸۵۲) را نوشت. او مطالعات نظامی انجام داد و در جنگ کریمه و جنگ داخلی آمریکا مقاله نوشت؛ تخصصی که بعدها در آثارش دیده شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== همکاری نزدیک با [[کارل مارکس]] و انترناسیونال اول (۱۸۶۴–۱۸۷۲) ==
انگلس و [[کارل مارکس]] در لندن خانه‌های نزدیک داشتند و روزانه دیدار می‌کردند و به بحث‌های طولانی در مورد فلسفه، اقتصاد و سیاست می‌پرداختند. انگلس در تأسیس انترناسیونال اول کارگران (۱۸۶۴) نقش داشت و در شورای عمومی فعال بود. او با میخائیل باکونین (آنارشیست) اختلاف داشت و در کنگره لاهه (۱۸۷۲) به اخراج باکونین کمک کرد؛ اختلافی که انترناسیونال را تقسیم کرد. انگلس کتاب مسکن مسئله (۱۸۷۲) را نوشت و از کمون پاریس (۱۸۷۱) دفاع کرد؛ تجربه‌ای که او و [[کارل مارکس]] را به دیکتاتوری پرولتاریا سوق داد. پس از مرگ مری برنز (۱۸۶۳)، انگلس با خواهرش لیزی زندگی کرد و در ۱۸۷۸ با او ازدواج کرد (کوتاه پیش از مرگ لیزی). انگلس زندگی خصوصی آزاد داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد.<ref name="hunt"/><ref name="green"/>
== آثار عمده و توسعه مارکسیسم (۱۸۷۰–۱۸۸۳) ==
در ۱۸۷۰، انگلس تجارت را ترک کرد و به لندن بازگشت تا تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. کتاب آنتی دورینگ (Herr Eugen Dühring's Revolution in Science, ۱۸۷۸) شاهکار او بود – نقد جامع دورینگ که دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و سوسیالیسم علمی را تبیین کرد. بخش‌هایی از آن به سوسیالیسم آرمان‌شهری و سوسیالیسم علمی تبدیل شد؛ متن کلاسیک مارکسیسم.


انگلس در دیالکتیک طبیعت (نوشته ۱۸۷۳–۱۸۸۳، منتشر ۱۹۲۵) دیالکتیک هگلی را به طبیعت اعمال کرد و ماتریالیسم دیالکتیکی را توسعه داد. او با دانشمندان (مانند داروین) مکاتبه داشت و از تکامل دفاع کرد. پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه را بر عهده گرفت؛ کاری که سال‌ها طول کشید و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.<ref name="carver" /><ref name="britannica" />
=== نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ===
== دوران پس از مرگ [[کارل مارکس]] و رهبری جنبش سوسیالیستی (۱۸۸۳–۱۸۹۵) ==
از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتی‌تز زن‌ستیزی» یاد می‌کند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب [[طرح آزادی‌ها و حقوق زنان]] در سال ۱۳۶۶ توسط [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.
[[پرونده:کارل مارکس و فریدریش انگلس .jpg|جایگزین=کارل مارکس و فریدریش انگلس|بندانگشتی|کارل مارکس و فریدریش انگلس]]
 
پس از مرگ [[کارل مارکس]] در مارس ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین حفظ و گسترش مارکسیسم را بر عهده گرفت. او جلد دوم (۱۸۸۵) و سوم (۱۸۹۴) سرمایه را از دست‌نوشته‌های پیچیده [[کارل مارکس]] ویرایش و منتشر کرد؛ این امر بدون انگلس شاید ممکن نبود. انگلس مقدمه‌های تحلیلی نوشت و نظریه ارزش اضافی را روشن کرد. انگلس رهبر معنوی سوسیال دموکرات‌های آلمان (SPD) و انترناسیونال دوم (تأسیس ۱۸۸۹) شد. او با ادوارد برنشتاین، آگوست ببل و کارل کائوتسکی مکاتبه داشت و از رشد حزب دفاع کرد. انگلس در نامه‌هایش (مانند نامه به بلوخ، ۱۸۹۰) ماتریالیسم تاریخی را توضیح داد: "پایه اقتصادی تعیین‌کننده است، اما روبنا نیز تأثیر دارد." در آخرین سال‌ها، انگلس با الیزابت برنز (خواهر لیزی) زندگی کرد و خانه‌اش در لندن مرکز روشنفکران سوسیالیست بود. او با جنبش‌های کارگری بریتانیا، فرانسه و آمریکا ارتباط داشت و از فابیان‌ها انتقاد کرد.<ref name="hunt" /><ref name="carver" /><ref name="britannica" />
=== بافت زمانی (سال ۱۴۰۴) ===
== آثار نهایی و سهم در فمینیسم و خانواده ==
این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزان‌ترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدل‌های مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدل‌ها را دوچندان کرده بود.
در دهه آخر، انگلس منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (Der Ursprung der Familie, des Privateigentums und des Staats, ۱۸۸۴) را نوشت. بر اساس یادداشت‌های [[کارل مارکس]] از مورگان. او استدلال کرد که خانواده تک‌همسری بورژوایی از مالکیت خصوصی ناشی می‌شود و سرکوب زنان را تداوم می‌بخشد. انگلس پیش‌بینی کرد سوسیالیسم خانواده را آزاد خواهد کرد و برابری جنسیتی برقرار می‌شود. انگلس مقدمه جدیدی برای مانیفست کمونیست (۱۸۹۰) نوشت و رشد سرمایه‌داری انحصاری را تحلیل کرد. او مقالات نظامی و تاریخی متعدد نوشت و با داروینیسم اجتماعی به مقابله برخاست.<ref name="green"/><ref name="carver"/>
 
== مرگ و مراسم تشییع (۱۸۹۵) ==
== سخنرانی مریم رجوی ==
انگلس در اوت ۱۸۹۵ بر اثر سرطان حنجره درگذشت. در مراسمی ساده با حضور سوسیالیست‌‌های جهان -طبق وصیتش- جسد سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد. الیانور مارکس (دختر [[کارل مارکس]]) و دیگران سخنرانی کردند.
سخنرانی [[مریم رجوی]] در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دسته‌بندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادی‌های اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.
مرگ انگلس پایان عصر بنیان‌گذاران مارکسیسم بود، اما آثارش زنده ماند.<ref name="hunt"/><ref name="britannica"/>
 
== میراث فریدریش انگلس و ارزیابی تاریخی ==
وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زن‌ستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.
میراث انگلس عظیم است: او مارکسیسم را از ایده‌های [[کارل مارکس]] به نظریه سیستماتیک تبدیل کرد و با ویرایش سرمایه، آن را به نسل بعدی رساند. کتاب‌هایش مانند ضد دورینگ و منشأ خانواده پایه مارکسیسم-لنینیسم شدند و بر انقلاب‌های روسیه، چین و کوبا تأثیر گذاشتند. انگلس رشد طبقه کارگر، بحران‌های سرمایه‌داری و نیاز به انقلاب را پیش‌بینی کرد؛ پیش‌بینی‌هایی که تا حدی درست بودند. او در فمینیسم، مطالعات خانواده و نقد ایدئولوژی سهم داشت. انتقادها شامل ساده‌سازی دیالکتیک (پوزیتیویسم انگلس) و تأثیر بر استالینیسم است. برخی او را "دومین" [[کارل مارکس]] می‌دانند، اما پژوهش‌های جدید (مانند هانت) او را نظریه‌پرداز مستقل با سهم برابر نشان می‌دهند. انگلس با زندگی دوگانه (تاجر و انقلابیدوستی عمیق با [[کارل مارکس]] و حمایت بی‌قیدوشرط، نماد تعهد به آرمان سوسیالیستی است. <ref name="carver"/><ref name="green"/><ref name="britannica"/>
[[پرونده:سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن .jpg|جایگزین=سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن|بندانگشتی|350x350پیکسل|'''سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن''']]
== منابع ==
 
=== بیوگرافی‌ها ===
=== پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتی‌تز استبداد ===
رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:<blockquote>«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی به‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»</blockquote>او با تکیه بر تجربه سازمان‌یافته جنبش تحت رهبری‌اش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیم‌گیری، تضمین‌کننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.
 
=== نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری) ===
رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای داشت، مرزهای آزادی‌های فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:<blockquote>«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد می‌کنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»</blockquote>این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.
 
=== کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ) ===
مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زن‌ستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]]، استدلال کرد که:
 
استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بی‌حجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.
 
استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصه‌ی عمومی حذف کرد.
 
وی نتیجه‌گیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»
 
=== پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی ===
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:
 
برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.
 
حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهره‌کشی جنسی.
 
حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاست‌جمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.
 
=== چشم‌انداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرت‌گرایی ===
رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:
 
جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.
 
حقوق ملیت‌ها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر اقلیت‌های ملی در چارچوب یک ایران متحد.
 
نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.
 
او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت: <blockquote>«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/womens-leadership-a-necessity-for-a-free-iran-and-a-democratic-republic/ سایت مریم رجوی: سخنرانی به مناسبت روز جهانی زن]</ref><ref>[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86 سخنرانی خانم مریم رجوی به‌مناسبت روز جهانی زن]</ref></blockquote>
 
== مواضع سخنرانان بین‌المللی (بخش اول: اروپا و آمریکا) ==
در این بخش از کنفرانس، مجموعه‌ای از زنان صاحب‌نام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کرده‌اند، به ایراد سخن پرداختند:
 
=== فرانسه و کشورهای اروپای غربی ===
 
==== میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱): ====
او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.
 
==== هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴): ====
وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسل‌ها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.
 
==== هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان): ====
او بر انزوای بین‌المللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.
 
==== دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند): ====
وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبش‌های سیاسی را در هم شکسته است.
 
=== ایالات متحده آمریکا ===
 
==== کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک): ====
سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنت‌طلب ساخت. او با استناد به مصاحبه‌های تاریخی شاه با روزنامه‌نگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.
 
==== لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید): ====
چاوز به سازمان‌یافتگی بی‌نظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.
 
==== پروفسور دانا هیوز (استاد مذهب‌شناسی): ====
او به نتایج پنل‌های تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشته‌اند.
 
=== ایرلند، مالت و هلند ===
 
==== سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا): ====
وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آن‌ها را صدایی برای خاموش‌شدگان در ایران دانست.
 
==== ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت): ====
او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را می‌پذیرند.
 
==== سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند): ====
وی حضور خود را به عنوان نماینده‌ای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شده‌اند و از الهام‌بخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.
 
=== کشورهای مدیترانه‌ای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی ===
 
==== اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیایی‌زبان) ====
این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:
 
==== اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا): ====
او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.
 
==== دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیس‌جمهور پیشین اکوادور): ====
وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.
 
==== سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا): ====
او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامه‌های سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم می‌کند، تأکید کرد.
 
==== سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا): ====
رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که اراده‌شان در دهه‌ها مبارزه با سیستم تبعیض‌آمیز صیقل خورده است.
 
=== ایتالیا و کانادا ===
 
==== الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا): ====
زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آن‌ها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیت‌های قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاست‌جمهوری) اشاره کرد و آن را بن‌مایه استبداد مذهبی دانست.
 
==== نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا): ====
وی از ضرورت مسئولیت‌پذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.
 
==== جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا): ====
اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دهه‌ها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.
 
=== نهادهای حقوقی و مدنی ===
 
==== دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی): ====
او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبوده‌اند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنه‌های انقلابی بوده‌اند.
 
=== صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمن‌های زنان ===
در این بخش از کنفرانس، نسل‌های مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند:
 
==== سروناز چیت‌ساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت): ====
او آماری از جان‌باختگان قیام‌های اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشان‌دهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگون‌ساز است.
 
==== زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق): ====
او با رویکردی جامعه‌شناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانواده‌های شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن می‌گویند.
 
==== ویدا نیک‌طالعان و دکتر آزاده اخباری: ====
نیک‌طالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسل‌های مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.
 
==== شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی: ====
این سخنرانان با قرائت وصیت‌نامه‌های نمادین (مانند خدیجه علی‌پورصدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.<ref>[https://www.iranntv.com/962105-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B8-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B2- سیمای آزادی: کنفرانس بین‌المللی در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن]</ref>
 
== دستاوردها و بازتاب‌های کنفرانس ==
کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشان‌دهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار می‌بیند.
 
== تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس ==
این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشست‌های مشابه متمایز می‌کرد:
 
پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (به‌ویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زن‌ستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانه‌ای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید می‌کند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بین‌المللی بازتعریف شد.
 
=== نفی «نوستالژی کاذب» ===
بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهام‌زدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.


Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.
=== مشروعیت تشکیلاتی ===
Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.
تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.
Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.


=== دانشنامه‌ها ===
== جمع‌بندی ==
کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرح‌ریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.


"Friedrich Engels." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels
اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.


== پانویس ==
== منابع ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۶

کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
عاملان مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیت‌های برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
مکان پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمن‌های زنان در سراسر جهان
زمان ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
نتیجه تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان؛ اجماع بین‌المللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).

کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶ با نام کامل «کنفرانس بین‌المللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بین‌المللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در آن شرکت داشتند.

محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکت‌کنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیام‌های دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر جدایی دین از دولت، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهره‌های تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.

پیش‌زمینه تاریخی

برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دوره‌ای از ناآرامی‌های مستمر و قیام‌های سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.

ریشه‌های مبارزاتی زنان در ایران

تاریخ‌نگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران انقلاب مشروطه و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمی‌گردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستون‌های بقای خود تبدیل کرد.

نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق

از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتی‌تز زن‌ستیزی» یاد می‌کند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در سال ۱۳۶۶ توسط شورای ملی مقاومت، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.

بافت زمانی (سال ۱۴۰۴)

این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزان‌ترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدل‌های مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدل‌ها را دوچندان کرده بود.

سخنرانی مریم رجوی

سخنرانی مریم رجوی در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دسته‌بندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادی‌های اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.

وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زن‌ستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.

سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن
سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن

پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتی‌تز استبداد

رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:

«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی به‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»

او با تکیه بر تجربه سازمان‌یافته جنبش تحت رهبری‌اش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیم‌گیری، تضمین‌کننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.

نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری)

رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای داشت، مرزهای آزادی‌های فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:

«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد می‌کنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»

این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.

کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ)

مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زن‌ستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات رضا شاه، استدلال کرد که:

استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بی‌حجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.

استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصه‌ی عمومی حذف کرد.

وی نتیجه‌گیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»

پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی

در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:

برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.

حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهره‌کشی جنسی.

حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاست‌جمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.

چشم‌انداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرت‌گرایی

رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:

جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.

حقوق ملیت‌ها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر اقلیت‌های ملی در چارچوب یک ایران متحد.

نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.

او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت:

«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»[۱][۲]

مواضع سخنرانان بین‌المللی (بخش اول: اروپا و آمریکا)

در این بخش از کنفرانس، مجموعه‌ای از زنان صاحب‌نام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کرده‌اند، به ایراد سخن پرداختند:

فرانسه و کشورهای اروپای غربی

میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱):

او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.

هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴):

وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسل‌ها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.

هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان):

او بر انزوای بین‌المللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.

دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند):

وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبش‌های سیاسی را در هم شکسته است.

ایالات متحده آمریکا

کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک):

سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنت‌طلب ساخت. او با استناد به مصاحبه‌های تاریخی شاه با روزنامه‌نگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.

لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید):

چاوز به سازمان‌یافتگی بی‌نظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.

پروفسور دانا هیوز (استاد مذهب‌شناسی):

او به نتایج پنل‌های تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشته‌اند.

ایرلند، مالت و هلند

سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا):

وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آن‌ها را صدایی برای خاموش‌شدگان در ایران دانست.

ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت):

او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را می‌پذیرند.

سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند):

وی حضور خود را به عنوان نماینده‌ای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شده‌اند و از الهام‌بخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.

کشورهای مدیترانه‌ای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی

اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیایی‌زبان)

این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:

اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا):

او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.

دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیس‌جمهور پیشین اکوادور):

وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.

سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا):

او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامه‌های سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم می‌کند، تأکید کرد.

سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا):

رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که اراده‌شان در دهه‌ها مبارزه با سیستم تبعیض‌آمیز صیقل خورده است.

ایتالیا و کانادا

الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا):

زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آن‌ها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیت‌های قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاست‌جمهوری) اشاره کرد و آن را بن‌مایه استبداد مذهبی دانست.

نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا):

وی از ضرورت مسئولیت‌پذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.

جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا):

اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دهه‌ها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.

نهادهای حقوقی و مدنی

دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی):

او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبوده‌اند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنه‌های انقلابی بوده‌اند.

صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمن‌های زنان

در این بخش از کنفرانس، نسل‌های مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند:

سروناز چیت‌ساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت):

او آماری از جان‌باختگان قیام‌های اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشان‌دهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگون‌ساز است.

زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق):

او با رویکردی جامعه‌شناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانواده‌های شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن می‌گویند.

ویدا نیک‌طالعان و دکتر آزاده اخباری:

نیک‌طالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسل‌های مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.

شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی:

این سخنرانان با قرائت وصیت‌نامه‌های نمادین (مانند خدیجه علی‌پور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.[۳]

دستاوردها و بازتاب‌های کنفرانس

کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشان‌دهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار می‌بیند.

تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس

این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشست‌های مشابه متمایز می‌کرد:

پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (به‌ویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زن‌ستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانه‌ای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید می‌کند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بین‌المللی بازتعریف شد.

نفی «نوستالژی کاذب»

بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهام‌زدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.

مشروعیت تشکیلاتی

تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.

جمع‌بندی

کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرح‌ریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.

اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.

منابع