کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
'''علی امینی''' (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با [[محمدرضا شاه]] بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در [[رژیم پهلوی]] به شمار می‌رود.<ref>Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.</ref>
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
{{جعبه اطلاعات شخصیت
| عنوان =  
|نام = علی امینی
| عنوان ۲ = دومین رئیس‌جمهور اندونزی
|تصویر = [[پرونده:علی امینی.jpg|بندانگشتی|وسط]]
| نام = سوهارتو
|توضیحات = علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
| تصویر = ژنرال سوهارتو.jpg
|سری =
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|اولین_حضور =
| عنوان تصویر = سوهارتو در سال ۱۹۹۳، دوران ریاست‌جمهوری
|آخرین_حضور =
| زادروز = ۸ ژوئن ۱۹۲۱
|هدف = اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
| زادگاه = کموسوک، یوگیاکارتا، هند شرقی هلند
|ساخته_شده_توسط=
| تاریخ مرگ = ۲۷ ژانویه ۲۰۰۸ (۸۶ سال)
|ایفای_نقش_توسط= -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
| مکان مرگ = جاکارتا، اندونزی
|قسمت‌ها =
| علت مرگ = نارسایی چندارگانی
|لقب =
| آرامگاه = گریبگ، سولو، جاوا مرکزی، اندونزی
|نام_مستعار =
| محل زندگی = یوگیاکارتا • جاکارتا • سولو
|نوع =
| ملیت = اندونزیایی
|جنسیت = مرد
| نژاد = جاوه‌ای
|سن = ۸۷ سال (در زمان مرگ)
| تابعیت = اندونزیایی
|تاریخ_تولد = ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
| تحصیلات = آموزش نظامی هلندی و ژاپنی، آکادمی نظامی اندونزی
|تاریخ_مرگ = ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
| دانشگاه = آموزش‌های نظامی مختلف (بدون مدرک دانشگاهی رسمی)
|ویژگی = تحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
| پیشه = افسر نظامی، سیاستمدار، رئیس‌جمهور
|شغل = سیاستمدار، اقتصاددان
| سال‌های فعالیت = ۱۹۴۰–۱۹۹۸
|عنوان = دکتر علی امینی
| نهاد = ارتش اندونزی • دولت نظم نو
|callsign =
| شناخته‌شده برای = نظم نو (Orde Baru)، توسعه اقتصادی، سرکوب کمونیست‌ها، اشغال تیمور شرقی، فساد گسترده خانوادگی
|خانواده = از خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
| نقش‌های برجسته = رئیس‌جمهور اندونزی (۱۹۶۷–۱۹۹۸)، رهبر کودتای ۱۹۶۵–۱۹۶۶
|همسر = بتول وثوقی
| اتهام = فساد، نقض حقوق بشر، نسل‌کشی (در تیمور شرقی)
|significantother=
| مجازات = بدون محاکمه رسمی (مصونیت پس از کناره‌گیری)
|فرزند = ایرج امینی
| پانویس =
|خویشاوند =
}}
|آدرس =
'''محمد سوهارتو''' (۸ ژوئن ۱۹۲۱ – ۲۷ ژانویه ۲۰۰۸)، ژنرال ارتش و دومین رئیس‌جمهور اندونزی بود که از ۱۹۶۷ تا ۱۹۹۸ حکومت کرد. او با کودتای ۱۹۶۵–۱۹۶۶ قدرت را از [[احمد سوکارنو]] گرفت و رژیم نظم نو (Orde Baru) را برقرار کرد؛  دورانی با رشد اقتصادی چشمگیر، اما سرکوب سیاسی شدید، فساد خانوادگی و نقض حقوق بشر. سوهارتو پس از سرکوب گسترده کمونیست‌ها (۱۹۶۵–۱۹۶۶، حدود ۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون کشته)، قدرت را تثبیت کرد و اندونزی را به اقتصاد بازار هدایت نمود. "معجزه اقتصادی" دهه‌های ۱۹۷۰–۱۹۹۰ رشد متوسط ۷% ایجاد کرد، اما با اقتدارگرایی، سانسور و اشغال تیمور شرقی (۱۹۷۵–۱۹۹۹) همراه بود. سقوط او در بحران مالی آسیا ۱۹۹۷–۱۹۹۸ و اعتراضات دانشجویی رخ داد. سوهارتو نماد توسعه اقتدارگرایانه آسیایی است؛ دیکتاتوری فاسد که مسئول مرگ صدها هزار نفر است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Suharto|عنوان=Suharto|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="elston">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Elson|نام=Robert|عنوان=Suharto: A Political Biography|ناشر=Cambridge University Press|سال=۲۰۰۱}}</ref><ref name="ricklefs">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Ricklefs|نام=M.C.|عنوان=A History of Modern Indonesia since c. 1200|ناشر=Stanford University Press|سال=۲۰۰۸}}</ref><ref name="friend">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Friend|نام=Theodore|عنوان=Indonesian Destinies|ناشر=Harvard University Press|سال=۲۰۰۳}}</ref>
|مذهب = مسلمان شیعه
== زندگی اولیه و خانواده ==
|ملیت = ایرانی
سوهارتو در ۸ ژوئن ۱۹۲۱ در روستای کموسوک، نزدیک یوگیاکارتا، در خانواده‌ای فقیر جاوه‌ای متولد شد. پدرش کشاورز و مادرش از خانواده‌ای روستایی بود. والدینش زود جدا شدند و سوهارتو در خانه خویشاوندان مختلف بزرگ شد – تجربه‌ای که او را سخت‌کوش و محتاط کرد.
|lbl21 = تحصیلات
کودکی سوهارتو با فقر همراه بود و آموزش رسمی کمی داشت. در نوجوانی به مدارس هلندی رفت و به اسلام سنتی جاوه پایبند بود. در ۱۹۴۰ به ارتش سلطنتی هند شرقی هلند (KNIL) پیوست و آموزش نظامی دید. با اشغال ژاپن (۱۹۴۲)، به پلیس ژاپنی پیوست و ترفیع گرفت.<ref name="elston"/><ref name="ricklefs"/>
|data21 = دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
== حرفه نظامی اولیه و دوران اشغال (۱۹۴۰–۱۹۴۵) ==
|lbl22 = سمت‌های کلیدی
سوهارتو در ۱۹۴۰ به ارتش سلطنتی هند شرقی هلند (KNIL) پیوست و آموزش دید. با اشغال ژاپن در ۱۹۴۲، به پلیس ژاپنی (PETA) پیوست و به سرعت ترفیع گرفت: سروان و فرمانده گردان شد. ژاپنی‌ها او را برای بسیج محلی علیه هلند آموزش دادند. پس از تسلیم ژاپن در ۱۹۴۵، سوهارتو به ارتش جمهوری تازه‌تأسیس اندونزی پیوست و در یوگیاکارتا خدمت کرد. او در جنگ چریکی علیه هلندی‌ها نقش داشت: فرمانده تیپ در جاوا مرکزی و مسئول عملیات در یوگیاکارتا بود. در "حمله عمومی" مارس ۱۹۴۹، سوهارتو یوگیاکارتا را موقتاً بازپس گرفت؛ عملیاتی که شهرتش را افزایش داد و به فشار بین‌المللی برای استقلال کمک کرد.<ref name="elston"/><ref name="ricklefs"/>
|data22 = وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی
== دوران سوکارنو و نقش ارتش (۱۹۴۹–۱۹۶۵) ==
|lbl23 =
پس از استقلال، سوهارتو در ارتش پیشرفت کرد: فرمانده تیپ دیپونگورو (جاوا مرکزی)، شرکت در سرکوب شورش‌های منطقه‌ای (مانند PRRI/Permesta ۱۹۵۸) و تحصیل در آکادمی ارتش. او محتاط، منظم و ضدکمونیست بود و با آمریکایی‌ها ارتباط داشت. در دوران دموکراسی هدایت‌شده سوکارنو، ارتش قدرت گرفت و سوهارتو فرمانده هزینه‌ماندو (نیروهای استراتژیک ارتش، Kostrad) شد؛ پستی کلیدی در جاکارتا. او با رشد حزب کمونیست اندونزی (PKI، سومین حزب بزرگ کمونیست جهان) مخالف بود و با سوکارنو روابط متشنج داشت.<ref name="elston"/><ref name="friend"/>
|data23 =
== کودتای ۱۹۶۵–۱۹۶۶ و سرکوب گسترده کمونیست‌ها ==
|lbl24 =
در شب ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۵، گروهی از افسران چپ‌گرا (گستاپو، به رهبری سرهنگ اونتانگ) شش ژنرال راست‌گرا را کشتند و کودتا کردند. آن‌ها سوکارنو را حفاظت و "شورای انقلابی" اعلام کردند. سوهارتو، فرمانده Kostrad، سریع واکنش نشان داد: کودتا را سرکوب کرد، رادیو را گرفت و جاکارتا را کنترل نمود. او PKI را مسئول دانست و کشتار گسترده آغاز کرد: ارتش، گروه‌های اسلامی و محلی کمونیست‌ها را شکار کردند. تخمین کشته‌شدگان از ۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون است؛ یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای قرن بیستم. سوهارتو سوکارنو را متهم به حمایت از کودتا کرد و قدرت را گام به گام گرفت: در مارس ۱۹۶۶، سوکارنو "سوپرسمار" (دستور فوق‌العاده) را امضا کرد که قدرت اجرایی به سوهارتو داد. در ۱۹۶۷، مجلس سوکارنو را عزل و سوهارتو را رئیس‌جمهور موقت کرد.<ref name="ricklefs"/><ref name="robinson">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Robinson|نام=Geoffrey|عنوان=The Dark Side of Paradise: Political Violence in Bali|ناشر=Cornell University Press|سال=۱۹۹۵}}</ref><ref name="cribb">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Cribb|نام=Robert|عنوان=The Indonesian Killings of 1965-1966|ناشر=Monash University Press|سال=۱۹۹۰}}</ref>
|data24 =
== برقراری نظم نو و ایدئولوژی رژیم (۱۹۶۶–۱۹۸۰) ==
|lbl25 =
سوهارتو در ۱۹۶۸ رسماً رئیس‌جمهور شد و رژیم نظم نو (Orde Baru) را اعلام کرد؛ در مقابل "نظم قدیم" سوکارنو. ایدئولوژی رژیم بر پانچاسیلا (با تأکید بر وحدت و توسعه)، ضدکمونیسم، نقش مرکزی ارتش (دوفنگی – دفاع و اجتماعی) و اقتصاد بازار بود. سوهارتو فالانژ و احزاب را محدود کرد و گولکار (گروه عملکردی) را حزب حاکم ساخت. انتخابات کنترل‌شده برگزار می‌شد و مخالفان سرکوب می‌شدند. ارتش در همه سطوح جامعه نفوذ داشت (از روستاها تا شرکت‌ها). سوهارتو خود را "پدر توسعه" نامید.<ref name="elston"/><ref name="ricklefs"/>
|data25 =
== معجزه اقتصادی و توسعه (۱۹۶۸–۱۹۹۷) ==
|extra-hdr =
نظم نو با "معجزه اقتصادی" شناخته می‌شود. سوهارتو با تکنوکرات‌های برکلی (Widjojo Nitisastro و دیگران) همکاری کرد و اقتصاد را آزادسازی کرد: جذب سرمایه خارجی، نفت بوم (دهه ۱۹۷۰) و صادرات غیرنفتی. رشد متوسط سالانه ۷% (۱۹۶۸–۱۹۹۷) میلیون‌ها نفر را از فقر خارج کرد، زیرساخت‌ها (جاده، برق، مدرسه) گسترش یافت و امید به زندگی افزایش یافت. اندونزی به "ببر آسیایی" تبدیل شد و از کشورهای فقیر به متوسط درآمد رسید. اما توسعه نابرابر بود: جاوه اولویت داشت، فساد خانوادگی (کرونی‌کاپیتالیسم) گسترده بود – فرزندان سوهارتو (تومی، بامبانگ و دیگران) انحصارهای اقتصادی گرفتند و ثروت میلیاردی ساختند.<ref name="friend"/><ref name="ricklefs"/><ref name="robison">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Robison|نام=Richard|عنوان=Indonesia: The Rise of Capital|ناشر=Allen & Unwin|سال=۱۹۸۶}}</ref>
|lbl31 =
== سرکوب سیاسی، حقوق بشر و اشغال تیمور شرقی ==
|data31 =
رژیم سوهارتو اقتدارگرا بود: سانسور مطبوعات، ممنوعیت احزاب واقعی و زندان سیاسی (مانند پرامودیو آنوم و دیگران). گولاگ مانند بورو (جزیره زندان) برای مخالفان استفاده شد. اشغال تیمور شرقی (۱۹۷۵–۱۹۹۹) تاریک‌ترین فصل بود: پس از خروج پرتغال، سوهارتو حمله کرد و آن را استان ۲۷ اعلام نمود. مقاومت فالینتیل سرکوب شد و تخمین کشته‌شدگان ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار (از جمعیت ۶۵۰ هزار) است – فاجعه‌ای که سازمان ملل نسل‌کشی نامید. در پاپوآ غربی (ایریان جایا) و آچه نیز سرکوب شدید بود. ارتش مسئول نقض حقوق بشر گسترده بود.<ref name="friend"/><ref name="britannica"/>
|lbl32 =
== بحران مالی آسیا و اعتراضات ۱۹۹۷–۱۹۹۸ ==
|data32 =
در ۱۹۹۷، بحران مالی آسیا اندونزی را سخت ضربه زد: روپیه سقوط کرد، تورم به ۸۰% رسید، بانک‌ها ورشکست شدند و بیکاری انفجاری شد. فساد خانوادگی سوهارتو (کرونی‌ها) افشا شد و خشم عمومی افزایش یافت. اعتراضات دانشجویی در جاکارتا و شهرهای بزرگ آغاز شد و به شورش‌های ضدچینی (مه ۱۹۹۸) منجر گردید – هزاران کشته و تجاوز. ارتش سرکوب کرد، اما دانشجویان دانشگاه تریساکتی (۱۲ مه ۱۹۹۸) کشته شدند و موج اعتراضات اوج گرفت. سوهارتو در ۲۱ مه ۱۹۹۸ استعفا داد و قدرت را به معاونش بی.جی. حبیبی واگذار کرد؛ پایان ۳۲ سال دیکتاتوری.<ref name="friend"/><ref name="ricklefs"/>
|lbl33 =
== آخرین سال‌ها و مرگ (۱۹۹۸–۲۰۰۸) ==
|data33 =
پس از سقوط، سوهارتو در خانه‌اش در جاکارتا زندگی کرد و از محاکمه به دلیل بیماری مصون ماند. خانواده‌اش به فساد متهم شد و میلیاردها دلار ثروت (از بنیادهای خیریه تا شرکت‌ها) افشا گردید، اما هیچ محکومیت رسمی نداشت. سوهارتو در ژانویه ۲۰۰۸ بر اثر نارسایی چندارگانی در بیمارستان درگذشت. مراسم تشییع دولتی بود، اما اعتراضاتی نیز رخ داد. او در مقبره خانوادگی گریبگ (نزدیک سولو) دفن شد؛ محلی که امروز زیارتگاه هوادارانش است.<ref name="elston"/><ref name="britannica"/>
|lbl34 =
== میراث  سوهارتو ==
|data34 =
سوهارتو نماد دیکتاتوری، فساد و نقض حقوق بشر است: کشتار ۱۹۶۵–۱۹۶۶، تیمور شرقی (که سازمان ملل جنایت علیه بشریت نامید) و سرکوب داخلی. قانون ضدفساد پس از ۱۹۹۸ میلیاردها از دارایی‌های خانواده سوهارتو را پیگیری کرد، ولی بیشتر آنها بازنگشت. انتقال به دموکراسی (رفورماسی) از سقوط او آغاز شد و اندونزی سومین دموکراسی بزرگ جهان شد. میراث او در نابرابری، فساد ساختاری و نقش ارتش در سیاست همچنان باعث رنج اندونزی است.<ref name="ricklefs"/><ref name="friend"/><ref name="britannica"/>
|lbl35 =
== منابع ==
|data35 = }}
=== بیوگرافی‌ها ===
== زندگی اولیه و تحصیلات ==
علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.</ref>
 
امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.</ref>
== ورود به سیاست و سمت‌های اولیه ==
علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه [[محمد مصدق]] (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.<ref>James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.</ref>
 
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.</ref>
== نخست‌وزیری علی امینی ==
علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و [[محمدرضا شاه]] تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.</ref>
امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.</ref>
دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم [[محمدرضا شاه]] را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.
== اصلاحات ارضی و اقتصادی ==
یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.<ref>James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.</ref>
 
امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.</ref>
 
اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.
== استعفا و دلایل آن ==
در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.</ref>
 
استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در [[رژیم پهلوی]] بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.</ref>
== زندگی پس از نخست‌وزیری ==
پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در [[رژیم پهلوی]] نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست [[محمدرضا شاه]] شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.</ref>
 
در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.</ref>
 
== انقلاب ضدسلطنتی و تبعید ==
با پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]] در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.<ref>Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.</ref>
 
در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.<ref>The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.</ref>
 
== مرگ و میراث ==
علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه [[انقلاب سفید]] شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.</ref>
 
== سوابق و سمت‌های علی امینی ==
 
معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)
 
وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)
 
سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)
 
نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)
 
رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)<ref>Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.</ref>
== لینک‌های بیرونی ==
 
خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد
بیوگرافی در Encyclopædia Britannica
 
مقاله در Los Angeles Times


Elson, Robert. ''Suharto: A Political Biography''. Cambridge University Press, ۲۰۰۱.
مرکز بررسی اسناد تاریخی
Friend, Theodore. ''Indonesian Destinies''. Harvard University Press, ۲۰۰۳.


=== آثار تاریخی ===
historydocuments.ir


Ricklefs, M.C. ''A History of Modern Indonesia since c. 1200''. Stanford University Press, ۲۰۰۸.
نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی


=== دانشنامه‌ها ===
irdc.ir
Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ...
eaworldview.com


"Suharto." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Suharto
== منابع ==
<references />


== پانویس ==
Milani, Abbas. ''The Shah''. Palgrave Macmillan, 2011.
{{پانویس}}
Abrahamian, Ervand. ''Iran Between Two Revolutions''. Princeton University Press, 1982.
Milani, Abbas. ''Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran''. Syracuse University Press, 2008.
"Obituary: Ali Amini." ''The Independent'', December 16, 1992.
"Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." ''Los Angeles Times'', December 17, 1992.
Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

علی امینی (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با محمدرضا شاه بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در رژیم پهلوی به شمار می‌رود.[۱]

علی امینی
علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
هدف اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
ایفای نقش توسط -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
اطلاعات
جنسیتمرد
سن۸۷ سال (در زمان مرگ)
تاریخ تولد۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
تاریخ مرگ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
ویژگیتحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
شغلسیاستمدار، اقتصاددان
عنواندکتر علی امینی
خانوادهاز خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
همسربتول وثوقی
فرزندایرج امینی
مذهبمسلمان شیعه
ملیتایرانی
تحصیلات دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
سمت‌های کلیدی وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی

زندگی اولیه و تحصیلات

علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.[۲]

امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.[۳]

ورود به سیاست و سمت‌های اولیه

علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه محمد مصدق (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.[۴]

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.[۵]

نخست‌وزیری علی امینی

علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و محمدرضا شاه تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.[۶] امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.[۷] دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم محمدرضا شاه را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.

اصلاحات ارضی و اقتصادی

یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.[۸]

امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.[۹]

اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.

استعفا و دلایل آن

در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.[۱۰]

استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در رژیم پهلوی بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.[۱۱]

زندگی پس از نخست‌وزیری

پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در رژیم پهلوی نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست محمدرضا شاه شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.[۱۲]

در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.[۱۳]

انقلاب ضدسلطنتی و تبعید

با پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.[۱۴]

در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.[۱۵]

مرگ و میراث

علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه انقلاب سفید شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.[۱۶]

سوابق و سمت‌های علی امینی

معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)

وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)

سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)

نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)

رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)[۱۷]

لینک‌های بیرونی

خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد بیوگرافی در Encyclopædia Britannica

مقاله در Los Angeles Times

مرکز بررسی اسناد تاریخی

historydocuments.ir

نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی

irdc.ir Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ... eaworldview.com

منابع

  1. Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.
  2. Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.
  3. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.
  4. James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.
  5. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.
  6. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.
  7. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.
  8. James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.
  9. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.
  10. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.
  11. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.
  12. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.
  13. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.
  14. Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.
  15. The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.
  16. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.
  17. Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.

Milani, Abbas. The Shah. Palgrave Macmillan, 2011. Abrahamian, Ervand. Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, 1982. Milani, Abbas. Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran. Syracuse University Press, 2008. "Obituary: Ali Amini." The Independent, December 16, 1992. "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." Los Angeles Times, December 17, 1992. Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.