کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوشتن یک مقاله جدید
 
(۵۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
{{جعبه زندگینامه
|نام رویداد=بیانیه جوانان
| اندازه جعبه      =
|تصویر=بیانیه جوانان.jpg
| عنوان            =
|عرض تصویر=
| عنوان ۲          =
|توضیح تصویر=بیانیه جوانان نسل ضد دیکتاتوری و وابستگی (تصویر نمادین)
| نام               = امیرعباس هویدا
|عناوین دیگر=بیانیه نسل ضد شاه و شیخ • حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت • رد بازگشت دیکتاتوری سلطنتی
| تصویر             =امیرعباس هویدا.jpg
|عاملان=جوانان ایرانی متولد پس از انقلاب ۱۳۵۷ (نسل ضد دیکتاتوری)
| اندازه تصویر     =
|مکان=ایران و جوامع ایرانی خارج از کشور
| عنوان تصویر       =
|زمان=اردیبهشت ۱۴۰۵
| زادروز            = ۲۸ بهمن ۱۲۹۷
|نتیجه=حمایت صریح از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران و برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، تأکید بر شعار «نه شاه نه شیخ»، رد هرگونه بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی، محکومیت تلاش‌های رضا پهلوی برای تصاحب انقلاب مردم ایران
| زادگاه            = تهران
| مکان ناپدیدشدن    =
| تاریخ ناپدیدشدن  =
| وضعیت            =
| تاریخ مرگ        = ۱۸ فروردین ۱۳۵۸
| مکان مرگ          = تهران
|عرض جغرافیایی محل دفن=
|طول جغرافیایی محل دفن=
|latd=|latm=|lats=|latNS=N
|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| علت مرگ          = اعدام پس از محاکمه در دادگاه انقلاب
| پیداشدن جسد      =
| آرامگاه          =
| بناهای یادبود    =
| محل زندگی        = تهران، دمشق، بیروت، پاریس، لندن، بروکسل، اشتوتگارت، ژنو، آنکارا
| ملیت              = ایرانی
| نام‌های دیگر      =
| نژاد              =
| تابعیت            = ایران
| تحصیلات          = علوم سیاسی
| دانشگاه          = دانشگاه آزاد بروکسل
| پیشه              = دیپلمات، مدیر دولتی، سیاستمدار
| سال‌های فعالیت    = ۱۳۲۱ تا ۱۳۵۷
| کارفرما          = وزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران، دولت ایران
| نهاد              = حزب ایران نوین، حزب رستاخیز
| نماینده          =
| شناخته‌شده برای    = طولانی‌ترین دوره نخست‌وزیری در تاریخ معاصر ایران
| نقش‌های برجسته    = وزیر دارایی، نخست‌وزیر ایران، وزیر دربار
| سبک              =
| تأثیرگذاران      = حسن‌علی منصور، عبدالله انتظام
| تأثیرپذیرفتگان    =
| شهر خانگی        = تهران
| دستمزد            =
| دارایی خالص      =
| قد                =
| وزن              =
| تلویزیون          =
| لقب              =
| دوره              =
| پس از             = حسن‌علی منصور
| پیش از            = جمشید آموزگار
| حزب              = حزب ایران نوین، حزب رستاخیز
| جنبش              =
| مخالفان          =
| هیئت              =
| دین              =
| مذهب              =
| اتهام            = اتهام‌های متعدد سیاسی و اقتصادی در دادگاه انقلاب
| مجازات            = اعدام
| وضعیت گناهکاری    =
| منصب              = نخست‌وزیر ایران
| مکتب              =
| آثار              =
| همسر              = لیلا امامی
| شریک زندگی        =
| فرزندان          = نداشت
| والدین            = حبیب‌الله هویدا (عین‌الملک)، افسرالملوک
| خویشاوندان سرشناس = فریدون هویدا
| جوایز            =
| امضا              =
| اندازه امضا      =
| signature_alt    =
| وبگاه            =
| imdb_id          =
| Soure_id          =
| پانویس            =
}}
}}
'''بیانیه جوانان'''، سندی است که در اردیبهشت ۱۴۰۵، از جانب گروهی از جوانان ایرانی متولد پس از انقلاب ۱۳۵۷ منتشر شد. امضاکنندگان این بیانیه همگی متولد پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ هستند؛ نسلی که دیکتاتوری ولایت فقیه را تجربه کرده و آن را ادامه دیکتاتوری شاه می‌دانند. آنها انقلاب ۵۷ را انقلابی مردمی توصیف کردند که توسط آخوندها به سرقت رفت و در «لجه خون» انداخته شد. بیانیه با انتقاد شدید از [[رضا پهلوی]]، او را متهم کرد که با «پله کردن تبهکاری‌ها و نردبان ساختن از خیانت‌ها و جنایت‌های [[روح‌الله خمینی|خمینی]] و [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]]» قصد دارد انقلاب دموکراتیک مردم را تصاحب کند. امضاکنندگان به‌ویژه به توصیف رضا پهلوی از پاسداران و اطلاعاتی‌ها به‌عنوان «نیروی تضمین‌کننده امنیت آینده ایران» اعتراض کردند.


امضاکنندگان قاطع خود را از دولت موقت [[شورای ملی مقاومت ایران]] و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی]] اعلام کردند و متعهد شدند از [[کانون‌های شورشی]] حمایت کنند.
'''امیرعباس هویدا''' (۲۸ بهمن ۱۲۹۷ – ۱۸ فروردین ۱۳۵۸) دیپلمات و سیاستمدار ایرانی و از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران [[محمدرضا شاه پهلوی]] بود که از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ بیش از دوازده سال نخست‌وزیری ایران را برعهده داشت و از این حیث طولانی‌ترین دورهٔ نخست‌وزیری پیوسته را در تاریخ معاصر ایران تجربه کرد.<ref name="Iranica">Abbas Milani, “Hoveyda, Amir-Abbas,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. XII, Fasc. 5, pp. 543–550, 2004, updated 10 November 2014.</ref> او پیش از نخست‌وزیری در وزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران و وزارت دارایی فعالیت کرده بود و پس از پایان نخست‌وزیری نیز برای مدتی وزیر دربار شد.


==مواضع اصلی بیانیه==
دورهٔ طولانی نخست‌وزیری هویدا با یکی از پرشتاب‌ترین مراحل توسعه اقتصادی، صنعتی‌شدن، گسترش آموزش عالی و افزایش درآمدهای نفتی ایران هم‌زمان بود؛ اما همین دوران شاهد تمرکز فزایندهٔ قدرت در دست شاه، تضعیف نهاد نخست‌وزیری و مجلس، محدودیت فعالیت احزاب و مطبوعات، فعالیت گستردهٔ [[ساواک]] و سرانجام تشکیل نظام تک‌حزبی [[حزب رستاخیز]] بود. میزان اختیار واقعی هویدا در برابر محمدرضا شاه یکی از موضوعات اصلی مناقشه دربارهٔ کارنامهٔ سیاسی اوست. برخی پژوهشگران او را تکنوکراتی تحصیل‌کرده و عمل‌گرا می‌دانند که در نظامی اقتدارگرا قدرت مستقلی نداشت؛ منتقدانش در مقابل معتقدند استمرار طولانی حضور او در مقام نخست‌وزیری به تثبیت همان نظام کمک کرد.<ref name="PersianSphinx">Abbas Milani, ''The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution'', Washington, D.C.: Mage Publishers, 2000.</ref>
بیانیه بر پنج اصل کلیدی تأکید دارد:


۱. شاخص آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی، مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی است که در شعار «نه شاه، نه شیخ» خلاصه می‌شود.
در اوج انقلاب ۱۳۵۷، حکومت پهلوی در اقدامی که با هدف نشان‌دادن مبارزه با فساد و آرام‌کردن مخالفان انجام شد، هویدا را در آبان ۱۳۵۷ بازداشت کرد. پس از فروپاشی حکومت پهلوی او از فرصت فرار استفاده نکرد و خود را به حکومت جدید تسلیم کرد.<ref name="Iranica" /> هویدا پس از دو جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب به ریاست [[صادق خلخالی]] در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ به اعدام محکوم و همان روز کشته شد. کوتاهی روند دادرسی، نبود وکیل مدافع و نحوهٔ اجرای حکم از همان زمان بحث‌ها و انتقادهای گسترده‌ای برانگیخت.<ref name="WashingtonPostExecution">Dusko Doder, “Shah's Premier, Hoveyda, Secretly Tried, Executed,” ''The Washington Post'', 7 April 1979.</ref>


۲. شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» راهنمای درست مبارزه ضداستبدادی است.
== خانواده و تولد ==


۳. شاه و شیخ دو روی یک سکه هستند و هر دو در سرکوب و غارت مردم ایران شریک بوده‌اند.
امیرعباس هویدا در ۲۸ بهمن ۱۲۹۷، برابر با ۱۹ فوریهٔ ۱۹۱۹، در تهران به دنیا آمد.<ref name="Iranica" /> پدرش حبیب‌الله هویدا، مشهور به «عین‌الملک»، از کارکنان وزارت امور خارجه بود و در دوره‌هایی مأموریت دیپلماتیک داشت. مادرش افسرالملوک از خانواده‌ای با پیشینهٔ قاجاری بود.


۴. فعالیت‌های رضا پهلوی و باندهای وابسته به او عملاً در خدمت رژیم آخوندی است و تفرقه‌افکنی آنها به ضرر قیام‌های مردمی بوده است.
دربارهٔ پیشینهٔ مذهبی خانوادهٔ پدری هویدا مطالب متفاوتی منتشر شده است. بر اساس پژوهش عباس میلانی در ''دانشنامه ایرانیکا''، خانوادهٔ پدری او ریشه‌هایی در جامعهٔ بهایی داشت، اما شواهد اندکی وجود دارد که حبیب‌الله هویدا در بزرگسالی پیرو عملی آیین بهایی بوده یا فرزندانش را با این آیین پرورش داده باشد.<ref name="Iranica" /> در سال‌های بعد، مخالفان سیاسی هویدا گاه از مسئلهٔ تبار مذهبی پدرش برای حمله سیاسی به او استفاده می‌کردند.


۵. حمایت کامل از دولت موقت [[شورای ملی مقاومت ایران]] و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی]] برای دوران انتقال حاکمیت به مردم و برقراری جمهوری دموکراتیک.
برادر کوچک‌تر او، [[فریدون هویدا]]، نویسنده، منتقد سینما و دیپلمات بود و بعدها به مقام سفیر ایران در سازمان ملل متحد رسید.<ref name="FereydounOral">Foundation for Iranian Studies, “Interview with Fereydun Hoveyda,” Oral History Program, 20 June 1988 and 5 May 1989.</ref>


امضاکنندگان خود را «نسل ضد» نامیدند و متعهد شدند که مانند [[کانون‌های شورشی]]، شعار «حاضر، حاضر» سر دهند و از مقاومت سازمان‌یافته حمایت کنند.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B0-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B6%D8%AF بیانیه ۱۰۰۰ جوان نسل ضد- سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>
== کودکی در خارج از ایران ==
==اهمیت بیانیه==
امضاکنندگان با رد هرگونه بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی، تأکید کردند که آینده ایران متعلق به مردم و بر پایه جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا خواهد بود. این سند در ادامه قیام‌های سراسری ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ منتشر شد و صدای نسلی را بازتاب داد که نه دیکتاتوری دینی را قبول دارد و نه بازگشت به دیکتاتوری شاه را.<ref name=":0" />


== اسامی امضاکنندگان ==
هویدا تنها دو سال داشت که پدرش به مأموریت دیپلماتیک در دمشق رفت. در نتیجه بخش بزرگی از دوران کودکی و نوجوانی خود را خارج از ایران گذراند.
۱. اسماعیل احرار


۲. آیدا ابراهیمی
خانواده ابتدا در دمشق و سپس در بیروت اقامت داشتند. هویدا در مدرسهٔ فرانسوی بیروت تحصیل کرد و زبان فرانسه عملاً به یکی از زبان‌های اصلی زندگی فکری او تبدیل شد. او همچنین عربی را به‌خوبی می‌دانست و بعدها انگلیسی نیز آموخت.<ref name="Iranica" />


۳. سارا ابراهیمی
زندگی طولانی در محیط‌های عربی و اروپایی، آشنایی با ادبیات فرانسه و تماس با فرهنگ سیاسی اروپا بر شخصیت و علایق فکری او تأثیر گذاشت. برادرش فریدون هویدا در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران نیز بخش قابل توجهی از خاطرات خود را به سال‌های زندگی خانوادگی آنان در بیروت و تأثیر این محیط بر امیرعباس اختصاص داده است.<ref name="FereydounOral" />


۴. امید ابراهیمی
== تحصیلات در اروپا ==


۵. بابک ابوالقاسمی
هویدا در ۱۳۱۷ برای ادامه تحصیل عازم پاریس شد. با بروز اختلاف دیپلماتیک میان حکومت [[رضاشاه]] و فرانسه، اقامت او در این کشور طولانی نشد. مدتی به لندن رفت و سرانجام تحصیلات عالی خود را در بلژیک ادامه داد.


۶. نیکو ابوطالبی
او در [[دانشگاه آزاد بروکسل]] علوم سیاسی خواند و پس از حدود سه سال مدرک دانشگاهی گرفت.<ref name="Iranica" />


۷. سروش ابوطالبی
در همین دوره به ادبیات و فلسفهٔ اروپایی علاقه‌مند شد. آثار نویسندگانی چون [[آندره ژید]] برای او اهمیت داشت و برای مدتی با اندیشه‌های چپ و مارکسیستی نیز آشنایی پیدا کرد؛ هرچند بعدها در فعالیت سیاسی خود به جنبش‌های مارکسیستی نپیوست.


۸. مارال ابو علی
== بازگشت به ایران ==


۹. ستاره ابو علی
هویدا در سال ۱۳۲۱ به ایران بازگشت. ایران در آن زمان در اشغال نیروهای متفقین قرار داشت و فضای سیاسی کشور پس از کناره‌گیری رضاشاه نسبت به دورهٔ پیشین بازتر شده بود.


۱۰. سولماز ابو علی
او به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و هم‌زمان دورهٔ خدمت نظام وظیفه را به‌عنوان افسر وظیفه گذراند.<ref name="Iranica" />


۱۱. پاونتیا اچپیر
دانش زبان‌های خارجی و آشنایی با فرهنگ اروپا به او امکان داد با محافل ادبی و روشنفکری تهران ارتباط پیدا کند. در همین سال‌ها با نویسندگانی چون [[صادق هدایت]] و [[صادق چوبک]] آشنا شد. رابطهٔ او با چوبک سال‌ها ادامه یافت و مکاتبات پراکنده‌ای نیز با هدایت داشت.<ref name="Iranica" />


۱۲. سینا احسانی
== آغاز فعالیت دیپلماتیک ==


۱۳. نازنین احسانی
نخستین مأموریت مهم هویدا در وزارت امور خارجه به سفارت ایران در پاریس مربوط می‌شد. او به‌عنوان وابستهٔ مطبوعاتی سفارت فعالیت کرد.


۱۴. صبا احسانی
در این دوره برخی کارکنان سفارت به قاچاق ارز و طلا متهم شدند و نام هویدا نیز در برخی نشریات سیاسی ایران مطرح شد. این اتهام سال‌ها بعد نیز علیه او تکرار شد. با این حال، بررسی اسناد وزارت خارجه فرانسه که عباس میلانی به آنها استناد کرده است، نشان می‌دهد که هویدا در این ماجرا نقشی نداشته و نشریه‌ای که نخستین بار اتهام را مطرح کرده بود نیز بعداً مطالب خود را اصلاح کرد.<ref name="Iranica" />


۱۵. نادیا احسانی
این نمونه از مواردی است که برخی اتهامات سیاسی علیه هویدا در دوره‌های بعد بدون توجه به اسناد موجود بازتولید شد.


۱۶. سارا احسانی
== عبدالله انتظام و حسن‌علی منصور ==


۱۷. نگار احسانی
هویدا در دوران فعالیت دیپلماتیک با دو شخصیت که بعدها در مسیر سیاسی او اهمیت زیادی پیدا کردند روابط نزدیکی برقرار کرد: [[عبدالله انتظام]] و [[حسن‌علی منصور]].


۱۸. الهام احسانی
عبدالله انتظام از دیپلمات‌های باسابقه و بعدها مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود. هویدا مدتی تحت حمایت و راهنمایی او قرار داشت.


۱۹. شادمهر احسانی ناطق
حسن‌علی منصور نیز که بعدها نخست‌وزیر شد، دوست نزدیک هویدا بود. دوستی و همکاری این دو در دهه‌های بعد نقش مهمی در ورود هویدا به سطوح بالای سیاست ایران ایفا کرد.<ref name="PersianSphinx" />


۲۰. نیلوفر احمد
== مأموریت در آلمان ==


۲۱. یاسین احمد پور
پس از انتصاب عبدالله انتظام به یک مأموریت دیپلماتیک در آلمان، هویدا نیز به آن کشور رفت و چند سال در اشتوتگارت فعالیت کرد.


۲۲. سعید احمدی
آلمان در آن زمان هنوز با پیامدهای جنگ جهانی دوم روبه‌رو بود. تجربهٔ مشاهده بازسازی آلمان پس از جنگ از جمله تجربه‌هایی بود که در نگاه هویدا به توسعه، مدیریت و نقش تکنوکراسی اثر گذاشت.


۲۳. سهیل احمدی
== دوران دولت مصدق و فعالیت در سازمان ملل ==


۲۴. دلون احمدی
در زمان نخست‌وزیری [[محمد مصدق]] و اوج [[نهضت ملی شدن صنعت نفت]]، هویدا در مرکز تحولات سیاسی ایران حضور فعالی نداشت.


۲۵. عطا احمدی
در وزارت امور خارجه، ابتدا [[باقر کاظمی]] و سپس [[حسین فاطمی]] تغییراتی در دستگاه دیپلماسی ایجاد کردند. هویدا در این دوره از ایران خارج شد و مدتی در سازمان ملل متحد در ژنو کار کرد.<ref name="Iranica" />


۲۶. رجا احمدی‌مقدم
او در مأموریت‌های سازمان ملل به کشورهای مختلفی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سفر کرد.


۲۷. زانا احمدی‌نیاز
این دوره در تقویت نگاه بین‌المللی او و آشنایی‌اش با مسائل توسعه در کشورهای تازه‌استقلال‌یافته مؤثر بود.


۲۸. مهدی اخباری
== بازگشت به وزارت امور خارجه ==


۲۹. محمود اخباری
هویدا در اواسط دههٔ ۱۳۳۰ به وزارت امور خارجه بازگشت.


۳۰. آزاده اخباری
یکی از مأموریت‌های او سفارت ایران در ترکیه بود. اما اختلاف سبک کاری او با مسئولان سفارت موجب شد که مدت زیادی در این مقام نماند.


۳۱. مژگان اخوان
عبدالله انتظام و فؤاد روحانی زمینه انتقال او به [[شرکت ملی نفت ایران]] را فراهم کردند.<ref name="Iranica" />


۳۲. دانیال اخیانی
== شرکت ملی نفت ایران ==


۳۳. سارا ادهمی
ورود به شرکت ملی نفت یکی از مراحل مهم پیشرفت اداری هویدا بود.


۳۴. سعید ادیب
او در این شرکت به مقام مدیریتی رسید و به‌تدریج به‌عنوان مدیری تکنوکرات شناخته شد. هویدا در این دوره مجله‌ای با نام ''کاوش'' منتشر کرد و از روشنفکران و نویسندگان برای همکاری با آن دعوت کرد.


۳۵. حسین ادیبی
در نوشته‌های این دوره بر ضرورت نوسازی ایران، توسعهٔ دستگاه اداری و پرورش مدیران و کارشناسان ایرانی تأکید می‌کرد. از دید او، ایران باید به جای وابستگی دائمی به کارشناسان خارجی، طبقه‌ای از مدیران و متخصصان داخلی تربیت کند.<ref name="PersianSphinx" />


۳۶. سمیرا اردلانی
== کانون مترقی ==


۳۷. حنیف ارژنگ
حسن‌علی منصور و گروهی از مدیران جوان و تحصیل‌کرده در اواخر دههٔ ۱۳۳۰ و اوایل دههٔ ۱۳۴۰ تشکلی به نام «[[کانون مترقی]]» تشکیل دادند.


۳۸. رز ارشاد یارندپور
هویدا از فعالان این گروه بود.


۳۹. شفق ارشادی
کانون مترقی عمدتاً متشکل از تکنوکرات‌ها و مدیران جوانی بود که به اصلاح دستگاه اداری، توسعه اقتصادی و نوسازی کشور در چارچوب سلطنت محمدرضا شاه اعتقاد داشتند.


۴۰. الی اسد
هویدا در یادداشت‌های خود از نوعی همکاری مشروط با شاه برای پیشبرد برنامهٔ نوسازی سخن گفته بود.<ref name="Iranica" />


۴۱. مو اسدیان
کانون مترقی بعدها به یکی از پایه‌های تشکیل [[حزب ایران نوین]] تبدیل شد.


۴۲. الهام اسدیان
== حزب ایران نوین ==


۴۳. آرش اسدیان
در سال ۱۳۴۲ کانون مترقی با تأیید حکومت گسترش یافت و به [[حزب ایران نوین]] تبدیل شد.


۴۴. سام اسفندیاری
این حزب به سرعت به حزب غالب در ساختار سیاسی کشور تبدیل شد و پس از نخست‌وزیرشدن حسن‌علی منصور بخش بزرگی از مقام‌های دولتی را در اختیار گرفت.


۴۵. دانیال اسکندری
هویدا یکی از چهره‌های اصلی حزب و از نزدیک‌ترین همکاران منصور بود.


۴۶. مونا اسلامی
== وزیر دارایی ==


۴۷. مریم اسلامی
حسن‌علی منصور در اسفند ۱۳۴۲ نخست‌وزیر شد و هویدا را به وزارت دارایی منصوب کرد.


۴۸. مهر‌یار اسلامی
هویدا در وزارت دارایی کوشید برخی روش‌های اداری را اصلاح کند و از مدیران و کارشناسان جوان استفاده کند. ورود فناوری رایانه‌ای به برخی فرایندهای وزارتخانه و اصلاح روند تهیه بودجه از اقداماتی بود که در این دوره به او نسبت داده می‌شود.<ref name="Iranica" />


۴۹. نادر اسلامی
همین دوره نخستین تماس‌های نزدیک و منظم هویدا با محمدرضا شاه را ایجاد کرد.


۵۰. فرح اسلامی
بر اساس روایت‌های موجود، شاه از شیوهٔ رفتار هویدا، تسلط او بر زبان فرانسه و آشنایی‌اش با فرهنگ و سیاست اروپا استقبال می‌کرد.


۵۱. رایان اسماعیل داوری
== ترور حسن‌علی منصور ==


۵۲. آرمان اسماعیل‌زاده
در اول بهمن ۱۳۴۳ حسن‌علی منصور در مقابل مجلس شورای ملی هدف سوءقصد قرار گرفت.


۵۳. سحر اسماعیلی
عاملان ترور با گروه مذهبی مرتبط با [[هیئت‌های مؤتلفه اسلامی]] ارتباط داشتند. منصور چند روز بعد، در ۶ بهمن، بر اثر جراحات وارده درگذشت.


۵۴. شایگان اشرفی
زمینه سیاسی ترور با اعتراض نیروهای مذهبی به تصویب مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی و تبعید [[روح‌الله خمینی]] ارتباط داشت.<ref name="Iranica" />


۵۵. آرین اصغری
پس از تیراندازی به منصور، محمدرضا شاه ابتدا هویدا را موقتاً مأمور تشکیل دولت کرد و پس از مرگ منصور، او را رسماً به نخست‌وزیری منصوب کرد.


۵۶. نیما افخمی
در محافل سیاسی آن زمان تصور می‌شد دوران نخست‌وزیری هویدا کوتاه خواهد بود؛ اما این دوره بیش از دوازده سال ادامه یافت.<ref name="PersianSphinx" />


۵۷. سودا افراز
== نخست‌وزیری ==


۵۸. آنا افسری
هویدا از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ نخست‌وزیر ایران بود.


۵۹. دنیا افسری
دوام کم‌سابقهٔ او در این مقام بیش از هر چیز با ساختار قدرت در دورهٔ محمدرضا شاه ارتباط داشت. از دههٔ ۱۳۴۰ به بعد شاه هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری‌های داخلی، سیاست خارجی، نظامی و اقتصادی مداخله مستقیم می‌کرد.


۶۰. آتا افسری
در چنین شرایطی نخست‌وزیر بیش از گذشته به مجری سیاست‌های شاه تبدیل شده بود.


۶۱. کیانا افشار
خود هویدا نیز در مقطعی نقش نخست‌وزیر را به نوعی «رئیس دفتر» شاه تشبیه کرده بود؛ عبارتی که بعدها منتقدانش برای نشان‌دادن کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری به آن استناد کردند.<ref name="Iranica" />


۶۲. پریا افشار
== سبک مدیریتی ==


۶۳. نازلی افشار
هویدا در سال‌های نخست نخست‌وزیری تلاش داشت چهره‌ای ساده و غیرتشریفاتی از خود ارائه دهد.


۶۴. غزل افشار
او گاه شخصاً اتومبیل پیکان خود را می‌راند، روابط نزدیکی با روزنامه‌نگاران برقرار می‌کرد و کوشش می‌کرد میان دولت و بخشی از روشنفکران ارتباط ایجاد کند.


۶۵. عسل افشارپور
پوشش مرتب، پیپ، عصا و گل ارکیده‌ای که اغلب به لباسش می‌زد از ویژگی‌های شناخته‌شدهٔ ظاهر او شد.


۶۶. امید افشارپور
هویدا همچنین شبکهٔ گسترده‌ای از روابط شخصی با مدیران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و سیاستمداران داشت و در حفظ این ارتباط‌ها مهارت نشان می‌داد.<ref name="Iranica" />


۶۷. حمیدرضا افشاری
== رابطه با محمدرضا شاه ==


۶۸. عادله افشان
یکی از اصلی‌ترین موضوعات در ارزیابی هویدا رابطهٔ او با محمدرضا شاه است.


۶۹. مریم اقبالی
در ساختار سیاسی ایران آن دوره، شاه تصمیم‌گیر اصلی در مسائل راهبردی بود. سیاست خارجی، امور نظامی و امنیتی و بخش بزرگی از سیاست‌های کلان اقتصادی تحت نظارت مستقیم او قرار داشت.


۷۰. امیر سامان اقبالی
هویدا توانست با پذیرش این ساختار، بیش از هر نخست‌وزیر دیگری در دورهٔ پهلوی دوم در مقام خود باقی بماند.


۷۱. لورین اقدسی
منتقدان او این سازگاری را نشانهٔ ضعف سیاسی و تسلیم در برابر تمرکز قدرت شاه می‌دانند. در مقابل، برخی نزدیکان و مدافعان او استدلال کرده‌اند که هویدا در محدوده‌ای که نظام سیاسی اجازه می‌داد برای گسترش مدیریت حرفه‌ای و توسعه اقتصادی تلاش می‌کرد.<ref name="PersianSphinx" />


۷۲. لانه اقدسی
== توسعه اقتصادی ==


۷۳. مهدی اقدم
بخش بزرگی از دوران نخست‌وزیری هویدا با رشد سریع اقتصاد ایران همراه بود.


۷۴. محمد اکبری
افزایش درآمد نفت، سرمایه‌گذاری دولتی، توسعه صنایع، گسترش شبکه‌های حمل‌ونقل و برق، افزایش شهرنشینی و سرمایه‌گذاری در آموزش از ویژگی‌های این دوره بود.


۷۵. آرمان اکبری
به‌ویژه پس از جهش قیمت نفت در ۱۳۵۲، منابع مالی دولت به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.


۷۶. آرین اکبری
هویدا در سخنرانی‌های خود از رشد درآمد سرانه، افزایش شمار دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و توسعه زیرساخت‌های کشور به‌عنوان نشانه‌های موفقیت برنامه‌های توسعه یاد می‌کرد.<ref name="Iranica" />


۷۷. عیسی اکبری
با این حال، سرعت بالای هزینه‌کرد درآمدهای نفتی پیامدهایی مانند تورم، کمبود نیروی متخصص، فشار بر زیرساخت شهری و افزایش نابرابری‌های منطقه‌ای و اجتماعی نیز به همراه داشت.


۷۸. سینا اکبری
== افزایش درآمد نفت ==


۷۹. مریم اکبری
جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳ و تحولات بازار جهانی انرژی موجب افزایش شدید قیمت نفت شد.


۸۰. سید علی اکبری
درآمد نفتی ایران طی مدت کوتاهی چند برابر شد و دولت برنامه‌های بسیار گسترده‌ای برای توسعه اقتصادی، صنعتی و نظامی آغاز کرد.


۸۱. آریانا الله مددزاده
شاه خواهان آن بود که ایران در زمانی کوتاه به یکی از قدرت‌های صنعتی جهان تبدیل شود.


۸۲. احمد الله‌ویسی
برخی اقتصاددانان و مدیران سازمان برنامه دربارهٔ سرعت بیش از حد هزینه‌ها و پیامدهای تورمی آن هشدار دادند. با این حال، بخش بزرگی از برنامه‌های بلندپروازانه دولت ادامه یافت.


۸۳. سروناز الماسی
از همین دوره مشکلاتی مانند افزایش قیمت‌ها، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، کمبود مسکن و فشار بر ظرفیت اجرایی دولت شدت گرفت.


۸۴. گلناز الماسی
== آموزش و دانشگاه‌ها ==


۸۵. محمد احد الهولا
دوران نخست‌وزیری هویدا با گسترش سریع نظام آموزشی همراه بود.


۸۶. حمزه الیاسی
شمار مدارس، دانشگاه‌ها و دانشجویان افزایش یافت و هزاران دانشجوی ایرانی برای تحصیل به اروپا و آمریکای شمالی اعزام شدند.


۸۷. آراد امامی
هویدا در سال‌های پایانی نخست‌وزیری اعلام می‌کرد تعداد مراکز آموزش عالی کشور در مقایسه با اوایل دههٔ ۱۳۴۰ به‌شدت افزایش یافته است.<ref name="Iranica" />


۸۸. آوا امامی
گسترش آموزش عالی، در کنار افزایش شهرنشینی، به پیدایش طبقهٔ متوسط تحصیل‌کرده بزرگ‌تری انجامید؛ گروهی که بخش‌هایی از آن در سال‌های بعد به منتقد ساختار سیاسی تبدیل شدند.


۸۹. الهام امامی
== صنعت و زیرساخت ==


۹۰. زهرا امان‌پور
در دورهٔ هویدا صنایع فولاد، خودروسازی، پتروشیمی، ماشین‌سازی و صنایع مصرفی توسعه یافتند.


۹۱. حنانه امان‌پور
شبکه‌های برق و جاده نیز گسترش پیدا کردند.


۹۲. آلیا امانپور
تولید خودرو پیکان از نمادهای صنعتی‌شدن این دوره بود و خود هویدا نیز در تبلیغ آن از پیکان استفاده می‌کرد.


۹۳. ویدا امانی
سرمایه‌گذاری‌های صنعتی عمدتاً با حمایت دولت و درآمد نفت صورت می‌گرفت و بخش خصوصی وابستگی زیادی به سیاست‌های دولتی و اعتبارات بانکی داشت.


۹۴. حسن امانی
== اصلاحات اجتماعی ==


۹۵. پیمان امانی
نخست‌وزیری هویدا هم‌زمان با ادامه برنامه‌های [[انقلاب سفید]] بود.


۹۶. ندا امانی
برنامه‌هایی مانند اصلاحات ارضی، سپاه دانش، سپاه بهداشت، گسترش حقوق سیاسی زنان و برخی اصلاحات آموزشی و اداری در این دوره ادامه یافتند.


۹۷. پرهام امید
حق رأی زنان پیش از نخست‌وزیری او برقرار شده بود، اما حضور زنان در مجلس و مشاغل دولتی در دورهٔ او افزایش یافت.


۹۸. محسن امیر حسینی
نیره ابتهاج سمیعی، نماینده مجلس در آن دوره، در تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران دربارهٔ ساختار حزب ایران نوین، سیاست‌های دولت در زمینه حقوق زنان و دیدگاه‌های هویدا خاطراتی بیان کرده است.<ref name="Ebtehaj">Foundation for Iranian Studies, “Interview with Nayyereh Ebtehaj-Samii,” Oral History Program, April 1984.</ref>


۹۹. یاسر امیری
== حزب ایران نوین و نظام حزبی ==


۱۰۰. مهدی امیری
حزب ایران نوین در بیشتر دوران نخست‌وزیری هویدا حزب اکثریت بود.


۱۰۱. آلنا امین
نظام سیاسی ایران در ظاهر دارای رقابت حزبی بود، اما انتخابات و احزاب تحت نظارت شدید حکومت قرار داشتند و امکان انتقال واقعی قدرت از طریق رقابت آزاد سیاسی محدود بود.


۱۰۲. خوناو امین
هویدا مدتی دبیرکل حزب ایران نوین نیز بود.


۱۰۳. پیام امینی
ادغام تدریجی حزب و دولت و وابستگی مقام‌های سیاسی به حمایت دربار از جمله ویژگی‌های نظام سیاسی این دوره بود.


۱۰۴. گزیزه امینی
== ساواک و محدودیت سیاسی ==


۱۰۵. بیژن امینی
دوران هویدا همچنین با فعالیت گسترده [[سازمان اطلاعات و امنیت کشور]]، مشهور به [[ساواک]]، همراه بود.


۱۰۶. محمد امینی
ساواک مسئول مقابله با مخالفان سیاسی حکومت بود و گروه‌های چپ، ملی‌گرا، مذهبی و سازمان‌های مسلح را زیر نظر داشت.


۱۰۷. مسعود انوری
بازداشت مخالفان، سانسور و محدودیت آزادی مطبوعات از موضوعات اصلی انتقاد از حکومت پهلوی در این دوره بود.


۱۰۸. آرمان انوری
اختیار مستقیم هویدا بر ساواک محدود بود و این سازمان مستقیماً با شاه ارتباط داشت؛ با این حال، از نظر سیاسی دولت هویدا بخشی از ساختار حکومتی‌ای بود که این محدودیت‌ها در آن اعمال می‌شد.


۱۰۹. مینا انوشه
همین مسئله در ارزیابی مسئولیت سیاسی او اهمیت دارد.


۱۱۰. مهتاب انوشه
== رابطه با روشنفکران ==


۱۱۱. آبتین اورک
هویدا برخلاف بسیاری از رجال سنتی حکومت، به ادبیات و هنر علاقه داشت و با شماری از نویسندگان و روشنفکران شخصاً آشنا بود.


۱۱۲. رامتین اورک
صادق چوبک از دوستان قدیمی او بود و هویدا با محافل فرهنگی تهران ارتباط داشت.


۱۱۳. مریم اوسطی
او در سال‌های نخست نخست‌وزیری می‌کوشید فاصله میان حکومت و روشنفکران را کاهش دهد، اما گسترش سانسور و محدودیت فعالیت سیاسی موجب شد این تلاش‌ها اثر محدودی داشته باشد.<ref name="Iranica" />


۱۱۴. شهرزاد اوکسل
برخی روشنفکران او را سیاستمداری اهل کتاب و فرهنگ می‌دانستند، در حالی که منتقدانی مانند مصطفی رحیمی تأکید هویدا بر شخصیت روشنفکرانه را با نقش سیاسی او در ساختار اقتدارگرای حکومت ناسازگار می‌دانستند.


۱۱۵. امیر اولیایی
== حزب رستاخیز ==


۱۱۶. اهورا ایزد دوست
محمدرضا شاه در اسفند ۱۳۵۳ اعلام کرد همهٔ احزاب موجود منحل و یک حزب واحد با نام [[حزب رستاخیز ملت ایران]] تشکیل می‌شود.


۱۱۷. حسین ایمانی‌نژاد
هویدا نخستین دبیرکل حزب رستاخیز شد.


۱۱۸. علی آبادی
این اقدام عملاً نظام تک‌حزبی را در ایران رسمی کرد.


۱۱۹. نگین آبادی
بر اساس پژوهش ایرانیکا، هویدا در محافل خصوصی نسبت به تشکیل حزب رستاخیز انتقادهایی داشت، اما در عمل مسئولیت دبیرکلی آن را پذیرفت و برای سازمان‌دهی حزب تلاش کرد.<ref name="Iranica" />


۱۲۰. سینا آباری
تلاش حزب برای گسترش عضویت، دخالت در فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد شعبه در سراسر کشور به افزایش نارضایتی بخش‌هایی از جامعه، از جمله بازار و روحانیان، انجامید.


۱۲۱. امیر آذربایجانی
== مبارزه با گران‌فروشی ==


۱۲۲. هومن آذربایجانی
در میانهٔ دههٔ ۱۳۵۰ و با افزایش تورم، دولت و حزب رستاخیز برنامه‌ای گسترده برای مقابله با گران‌فروشی اجرا کردند.


۱۲۳. آیلین آربانی
بازرسان حزبی و دولتی به بازارها اعزام شدند و شماری از بازرگانان و کسبه جریمه، بازداشت یا تحت فشار قرار گرفتند.


۱۲۴. آروین آربانی
منتقدان معتقد بودند دولت به جای مقابله با عوامل ساختاری تورم، کسبه و بازار را مقصر معرفی کرده است.


۱۲۵. آیدا آرمیده
این سیاست به تیره‌ترشدن رابطه حکومت با بخش‌هایی از بازار انجامید و از جمله عواملی بود که بر نارضایتی اجتماعی در آستانه انقلاب افزود.


۱۲۶. آیلین آرمیده
== کاهش نقش نخست‌وزیری ==


۱۲۷. کیمیا آریا
یکی از مهم‌ترین نقدهای تاریخی به دوره هویدا تضعیف جایگاه نخست‌وزیری در برابر شاه است.


۱۲۸. نیکی آریا
قانون اساسی مشروطه دولت را در برابر مجلس مسئول می‌دانست، اما در عمل طی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تصمیم‌های کلیدی هرچه بیشتر در دربار گرفته می‌شدند.


۱۲۹. فرهاد آزاد
شاه در امور نظامی، سیاست خارجی، بودجه، برنامه‌های توسعه و انتصاب مقام‌های مهم دخالت مستقیم داشت.


۱۳۰. حبیب آزاد
دوام دوازده‌ساله هویدا از یک سو ثبات مدیریتی ایجاد کرد و از سوی دیگر نمادی از کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری شد.


۱۳۱. موسی آزادمنش
== فساد و نظام اداری ==


۱۳۲. مینا آزادمهر
فساد اقتصادی و استفاده از روابط شخصی در نظام اداری یکی از موضوعات مهم انتقاد از حکومت پهلوی بود.


۱۳۳. نیکو آستانی
در سال‌های رونق نفتی، گسترش قراردادهای دولتی و افزایش شدید مخارج حکومت فرصت‌های بیشتری برای فساد و رانت ایجاد کرد.


۱۳۴. ندا آقا پور
دربارهٔ شخص هویدا اتهامات متعددی مطرح شده است؛ با این حال، میان فساد ساختاری حکومت و اثبات فساد شخصی او باید تمایز گذاشت.


۱۳۵. رضا آقابابا
پژوهش‌های عباس میلانی برخی اتهامات قدیمی دربارهٔ هویدا را فاقد سند کافی می‌داند و تصویری از او به‌عنوان فردی که شخصاً ثروت عظیمی اندوخته باشد ارائه نمی‌کند.<ref name="PersianSphinx" />


۱۳۶. ندا آقاپور
با این حال، منتقدان وی معتقد بودند نخست‌وزیر مسئول سیاسی دستگاهی بود که در آن فساد و روابط مبتنی بر نفوذ گسترش یافته بود.


۱۳۷. سینا بابازاده بناب
== زندگی شخصی ==


۱۳۸. ساروین بابازاده بناب
هویدا در سال ۱۳۴۵ با [[لیلا امامی]] ازدواج کرد. لیلا امامی خواهر همسر حسن‌علی منصور بود.


۱۳۹. رعنا بابایی‌نیلاغ
این ازدواج چند سال بیشتر دوام نیاورد و در سال ۱۳۵۰ به طلاق انجامید؛ با این حال، رابطه دوستانه آنان پس از جدایی ادامه پیدا کرد.<ref name="Iranica" />


۱۴۰. سروناز بازیار
هویدا فرزندی نداشت.


۱۴۱. صوفیه بازیار
او به کتاب، سینما و ادبیات علاقه فراوان داشت. مجموعه‌ای از پیپ‌ها و عصاها داشت و گل ارکیده‌ای که به یقه کت خود می‌زد به یکی از نشانه‌های ظاهری شناخته‌شده او تبدیل شده بود.


۱۴۲. عماد باقرزاده
== پایان نخست‌وزیری ==


۱۴۳. امید باقرنژاد
در مرداد ۱۳۵۶ محمدرضا شاه تصمیم گرفت پس از بیش از دوازده سال هویدا را از نخست‌وزیری کنار بگذارد.


۱۴۴. پگاه باقرنژاد
در ۱۴ مرداد ۱۳۵۶ شاه در دیدار با هویدا از او خواست استعفا دهد و [[جمشید آموزگار]] جانشین او شد.<ref name="Iranica" />


۱۴۵. علی باقری
این تغییر هم‌زمان با شرایط تازه داخلی و خارجی بود. دولت [[جیمی کارتر]] در آمریکا بر موضوع حقوق بشر تأکید بیشتری می‌کرد و حکومت ایران نیز درصدد اصلاح برخی سیاست‌ها و تغییر فضای سیاسی بود.


۱۴۶. پریسا باقری
== وزیر دربار ==


۱۴۷. امین باقری
پس از پایان نخست‌وزیری، هویدا به سمت وزیر دربار منصوب شد.


۱۴۸. پویا باقری
این مقام از نظر تشریفاتی مهم بود و امکان ارتباط نزدیک با شاه را فراهم می‌کرد، اما هویدا دیگر مسئول اداره دولت نبود.


۱۴۹. آزاده باقری
اقامت او در دربار نیز طولانی نشد. با شدت گرفتن بحران سیاسی در سال ۱۳۵۷ و گسترش اعتراضات، موقعیت بسیاری از رجال قدیمی حکومت متزلزل شد.


۱۵۰. والنتینا بالدلی
== بحران ۱۳۵۷ ==


۱۵۱. تهمینه بام
در سال ۱۳۵۷ اعتراض‌های ضدحکومتی در سراسر ایران گسترش یافت.


۱۵۲. میترا بامداد
دولت‌های جمشید آموزگار، [[جعفر شریف‌امامی]] و سپس [[غلامرضا ازهاری]] نتوانستند بحران را مهار کنند.


۱۵۳. رویا بخشایش
حکومت برای آرام‌کردن مخالفان مجموعه‌ای از اقدامات انجام داد؛ از جمله آزادی زندانیان سیاسی، محدودکردن ساواک و بازداشت شماری از مقام‌های پیشین به اتهام فساد.


۱۵۴. پگاه بخشی
هویدا که برای سال‌ها چهره اصلی دولت پهلوی بود، به یکی از مهم‌ترین اهداف این سیاست تبدیل شد.


۱۵۵. امیرعلی بدیعیان
== بازداشت به دستور حکومت پهلوی ==


۱۵۶. عبداله بذرافکن
در ۱۸ آبان ۱۳۵۷، برابر با ۸ نوامبر ۱۹۷۸، هویدا به دستور حکومت بازداشت شد.<ref name="Iranica" /><ref name="WashingtonPostArrest">William Claiborne, “Former Prime Minister Jailed In Iranian Anticorruption Drive,” ''The Washington Post'', 8 November 1978.</ref>


۱۵۷. مختار بذلی
تصمیم به بازداشت او در جلسه‌ای با حضور محمدرضا شاه اتخاذ شده بود. مقامات حکومت بازداشت هویدا و ده‌ها مقام پیشین را بخشی از مبارزه با فساد معرفی کردند.


۱۵۸. موسی مراجعه
در همان زمان مخالفان حکومت این اقدام را تلاشی برای قربانی‌کردن رجال پیشین و منحرف‌کردن اعتراض‌ها می‌دانستند.


۱۵۹. سیوان برزگر
روح‌الله خمینی نیز در مصاحبه‌ای در آبان ۱۳۵۷ بازداشت هویدا و دیگر مقام‌ها را اقدامی برای فریب افکار عمومی خواند.<ref name="Khomeini1978">روح‌الله خمینی، مصاحبه دربارهٔ بازداشت امیرعباس هویدا، نوفل‌لوشاتو، ۱۸ آبان ۱۳۵۷، ''صحیفه امام''، جلد ۴، صص ۳۸۹–۳۹۱.</ref>


۱۶۰. امید برزگر محمد بیگی
== فرصت خروج از ایران ==


۱۶۱. امیر برسته
پیش از بازداشت و حتی در دوران نگهداری، امکان‌هایی برای خروج هویدا از ایران مطرح شد.


۱۶۲. آوا برسته
به روایت عباس میلانی، دوستان او در فرانسه نیز طرحی برای خارج‌کردنش از ایران تهیه کرده بودند، اما هویدا نپذیرفت.<ref name="Iranica" />


۱۶۳. آهو برسته
در روزهای فروپاشی حکومت، نگهبانان محل بازداشت او نیز محل را ترک کردند و عملاً امکان فرار برایش فراهم شد.


۱۶۴. رویا برسته
با این حال، هویدا در ایران ماند.


۱۶۵. الهام برهانی
دلایل این تصمیم متفاوت تفسیر شده‌اند. تعلق به ایران، نگرانی درباره مادر سالخورده و باور به امکان دفاع از عملکرد خود در دادگاه از جمله دلایلی است که در منابع مطرح شده است.<ref name="PersianSphinx" />


۱۶۶. بهرنگ برهانی
== سقوط حکومت پهلوی ==


۱۶۷. سلاله بسیجی
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نظام سلطنتی فروپاشید.


۱۶۸. هاله بشاروند
هویدا که دیگر نگهبانی نداشت، به جای فرار خود را به مقامات دولت موقت معرفی کرد.


۱۶۹. الهه بشاروند
او در ۲۴ بهمن در یک نشست خبری توضیح داد که امکان خروج داشته اما تصمیم گرفته است بماند و در برابر اتهام‌هایی که علیه او مطرح می‌شود پاسخ دهد.<ref name="Boroumand">Abdorrahman Boroumand Center for Human Rights in Iran, “Amir Abbas Hoveyda: One Person’s Story.”</ref>


۱۷۰. بامداد بلالپور
او سپس به مدرسه رفاه، یکی از مراکز اصلی اداره امور انقلاب، منتقل شد.


۱۷۱. آزاده بلک
== دادگاه انقلاب ==


۱۷۲. ثمر بلگانو
رسیدگی به پرونده هویدا در [[دادگاه انقلاب اسلامی]] به ریاست [[صادق خلخالی]] انجام شد.


۱۷۳. پویا بلندمرتبه
جلسه نخست محاکمه در اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد و پس از مدتی متوقف گردید.


۱۷۴. آریان بلوچ
جلسه دوم در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ برگزار شد.


۱۷۵. یلدا بلورچی
اتهام‌های مطرح‌شده علیه او مجموعه‌ای بسیار گسترده از موضوعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی را شامل می‌شد؛ از همکاری با حکومت پهلوی و وابستگی به قدرت‌های خارجی تا مشارکت در سرکوب مخالفان و فساد اقتصادی.


۱۷۶. سارا بندا
برخی از اتهامات با مسئولیت سیاسی او به‌عنوان نخست‌وزیر مرتبط بودند، در حالی که برخی دیگر، از جمله اتهام‌های قدیمی درباره قاچاق در دوران مأموریت پاریس، پیش‌تر مورد تردید یا رد اسناد قرار گرفته بودند.<ref name="Iranica" />


۱۷۷. کیم بندا
== شرایط محاکمه ==


۱۷۸. آنتونیو بندا
دادگاه هویدا با معیارهای دادرسی معمول فاصله زیادی داشت.


۱۷۹. کیم بندری
او وکیل مدافع مستقل نداشت و امکان آماده‌سازی یک دفاع حقوقی طولانی و منظم برایش فراهم نشد.


۱۸۰. سامی بندعلی
گزارش‌های مطبوعاتی آن زمان محاکمه را بسیار سریع توصیف کردند. ''واشنگتن پست'' در گزارش روز اعدام نوشت که دادگاه به‌صورت غیرعلنی برگزار شد و سپس حکم اعدام اجرا گردید.<ref name="WashingtonPostExecution" />


۱۸۱. سوفیا بندعلی
مهدی بازرگان و برخی چهره‌های دولت موقت خواهان محاکمه‌ای علنی و حقوقی بودند که در آن امکان دفاع کامل فراهم شود، اما این دیدگاه در برابر جناح طرفدار دادگاه‌های سریع انقلابی غالب نشد.<ref name="Iranica" />


۱۸۲. امیرحسین بنی‌هاشمی
== حکم اعدام ==


۱۸۳. نسیم بهرامی‌فرید
دادگاه انقلاب هویدا را به اعدام محکوم کرد.


۱۸۴. یاسی بهرامی‌فرید
حکم در همان روز، ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، اجرا شد.


۱۸۵. نازلی بهره بر
در گزارش رسمی، اعدام او اجرای حکم دادگاه انقلاب معرفی شد.


۱۸۶. آرش بهره بر
اما دربارهٔ چگونگی دقیق مرگ هویدا روایت‌های متفاوتی وجود دارد.


۱۸۷. آریا بهروزی
بر اساس روایت عباس میلانی که بر مصاحبه‌ها و منابع متعدد تکیه دارد، پس از خروج از جلسه دادگاه و پیش از اجرای رسمی حکم، فردی به هویدا شلیک کرد؛ هویدا زخمی شد و سپس با شلیک دیگری کشته شد.<ref name="PersianSphinx" />


۱۸۸. ژولین بهروزی
گزارش‌های خبری همان روز نیز کشته‌شدن او پس از محاکمه سریع و محرمانه را تأیید کردند، اگرچه در جزئیات نحوه شلیک تفاوت‌هایی میان روایت‌ها وجود دارد.<ref name="WashingtonPostExecution" />


۱۸۹. میثم بهروزی
بنابراین، اصل صدور حکم اعدام و کشته‌شدن هویدا در همان روز قطعی است، اما جزئیات لحظات پایانی او در منابع به شکل کاملاً یکسان روایت نشده است.


۱۹۰. علی بهلولی
== جسد و محل دفن ==


۱۹۱. محمد بهمن فر
جسد هویدا مدتی در سردخانه نگهداری شد.


۱۹۲. عاطفه بوربور
بر اساس روایت ایرانیکا، حدود سه ماه طول کشید تا امکان خاکسپاری او فراهم شود. خانواده نگران بودند مراسم دفن یا محل قبر مورد تعرض قرار گیرد.<ref name="Iranica" />


۱۹۳. پارمیدا بوندگارد
در نهایت او در قبری بدون نشان دفن شد.


۱۹۴. صبا بیات
مادر هویدا که در آن زمان بیمار و سالخورده بود، به گفته برخی نزدیکان از مرگ پسرش آگاه نشد.<ref name="PersianSphinx" />


۱۹۵. سید جعفر بیت سید عبودی
== ارزیابی دوران هویدا ==


۱۹۶. سید صادق بیت سید عبودی
ارزیابی تاریخی هویدا با دیدگاه‌های بسیار متفاوت همراه است.


۱۹۷. سید علی بیت سید عبودی
طرفداران او به رشد سریع اقتصادی، توسعه صنایع، افزایش آموزش عالی، گسترش زیرساخت و ظهور نسلی از تکنوکرات‌ها در دوران نخست‌وزیری‌اش اشاره می‌کنند.


۱۹۸. سید محمدجواد بیت سید عبودی
منتقدان در مقابل تأکید می‌کنند که همین دوره با تمرکز قدرت در دست شاه، سرکوب مخالفان، کاهش نقش مجلس و احزاب، سانسور، گسترش ساواک و سرانجام نظام تک‌حزبی رستاخیز همراه بود.


۱۹۹. سید مهدی بیت سید عبودی
این دو جنبه از دوره هویدا را نمی‌توان به آسانی از یکدیگر جدا کرد؛ توسعه اقتصادی سریع در بستری سیاسی رخ داد که امکان مشارکت و رقابت آزاد سیاسی بسیار محدود بود.


۲۰۰. پارمی بیض
== هویدا و مسئولیت سیاسی حکومت ==


۲۰۱. آرین بیضایی
یکی از پرسش‌های اصلی درباره هویدا آن است که چه اندازه از سیاست‌های حکومت پهلوی را می‌توان مستقیماً به او نسبت داد.


۲۰۲. مجد بی‌غم
نخست‌وزیر بر بخش‌های مهمی از دستگاه اجرایی نظارت داشت، اما شاه در سیاست‌های اصلی، نیروهای مسلح، امنیت، سیاست خارجی و انتصاب بسیاری از مقام‌های کلیدی نقش تعیین‌کننده داشت.


۲۰۳. فروغ بیک‌محمدی
ساواک نیز بیش از آنکه تابع مستقیم نخست‌وزیر باشد به شاه گزارش می‌داد.


۲۰۴. دلارام بین احمدی
با این همه، طولانی‌بودن نخست‌وزیری هویدا به این معنا بود که او برای بیش از یک دهه مهم‌ترین مقام اجرایی حکومت پس از شاه بود و مسئولیت سیاسی عملکرد دولت را نمی‌توان کاملاً از او جدا کرد.


۲۰۵. حبیب بینکز
همین دوگانگی، یعنی محدودیت اختیار واقعی از یک سو و استمرار طولانی همکاری با حکومت از سوی دیگر، از مسائل مرکزی در پژوهش‌های مربوط به هویداست.<ref name="PersianSphinx" />


۲۰۶. نسیم پارسا
== هویدا و انقلاب ۱۳۵۷ ==


۲۰۷. متین پارسا
برخی تحلیل‌ها هویدا را نمادی از نسل تکنوکرات‌هایی می‌دانند که خواهان نوسازی اقتصادی ایران بودند اما نتوانستند یا نخواستند توسعه اقتصادی را با توسعه سیاسی همراه کنند.


۲۰۸. موعود پارسایی
در دههٔ ۱۳۵۰ شکاف میان جامعه‌ای که به سرعت در حال شهرنشینی و تحصیل‌کرده‌شدن بود و ساختار سیاسی بسته حکومت افزایش یافت.


۲۰۹. علی پاکزاد
در عین حال، تورم، نارضایتی بازار، فساد اداری، محدودیت سیاسی و سیاست‌های حزب رستاخیز بر فشارهای اجتماعی افزودند.


۲۱۰. باران پایمرد
هویدا در بخش بزرگی از این دوره نخست‌وزیر بود و به همین دلیل پس از آغاز بحران به یکی از نمادهای نظام پهلوی تبدیل شد.


۲۱۱. مایکل پتراس
== شخصیت فرهنگی ==


۲۱۲. محمد پذیرا
حتی بسیاری از منتقدان هویدا علاقه او به کتاب و فرهنگ را انکار نکرده‌اند.


۲۱۳. آزالیا ایندیرا پرستش
او آثار ادبی فرانسه را می‌خواند، به سینما علاقه داشت و با نویسندگان و هنرمندان ارتباط داشت.


۲۱۴. صنوبر شفق پرستش
هویدا از خوانندگان آثار آندره ژید، آندره مالرو و نویسندگان اروپایی بود و در عین حال آثار داستانی عامه‌پسند، از جمله رمان‌های پلیسی، را نیز می‌خواند.<ref name="Iranica" />


۲۱۵. گلپر پرورده
ظاهر اروپایی، زبان فرانسه روان و معاشرت با روشنفکران از او چهره‌ای متفاوت با بسیاری از سیاستمداران سنتی ایران ساخته بود.


۲۱۶. گلایول پرورده
همین خصوصیات نیز موجب ارزیابی‌های متضاد شد؛ برخی او را «روشنفکری در خدمت سلطنت» می‌دیدند و برخی دیگر روشنفکرنمایی او را نوعی پوشش برای همکاری طولانی با نظام اقتدارگرا تلقی می‌کردند.


۲۱۷. خدیجه پری
== فراماسونری ==


۲۱۸. سینا پناهی‌مهر
نام هویدا در پژوهش‌ها و آثار مربوط به [[فراماسونری در ایران]] نیز آمده است.


۲۱۹. مهین پنج تن پناه
ایرانیکا بر اساس برخی منابع از عضویت او در تشکیلات فراماسونری یاد می‌کند.<ref name="Iranica" />


۲۲۰. عباس پنج تن پناه
در فضای سیاسی ایران پیش و پس از انقلاب، عضویت در لژهای فراماسونری اغلب با ادعاهای گسترده‌تری درباره نفوذ خارجی درآمیخته بود؛ با این حال، برای ارزیابی تاریخی باید میان عضویت در یک لژ و ادعاهای اثبات‌نشده درباره جاسوسی یا وابستگی سیاسی تمایز گذاشت.


۲۲۱. مهناز پنج تن پناه
== مسئله مذهب هویدا ==


۲۲۲. مجید پنج تن پناه
موضوع مذهب هویدا نیز در زندگی او به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شد.


۲۲۳. کیارا (لیلا) پنج تن پناه
مخالفان مذهبی حکومت بارها او را «بهایی» معرفی می‌کردند. اما پژوهش ایرانیکا تأکید می‌کند که اگرچه در خانواده پدری او پیشینه بهایی وجود داشته، شواهد کافی برای اینکه خود هویدا پیرو آیین بهایی بوده باشد وجود ندارد.<ref name="Iranica" />


۲۲۴. علی پهلوان
برخی دوستان نزدیک او حتی از گرایش شخصی غیرمذهبی یا شکاکانه او سخن گفته‌اند.


۲۲۵. عطیه پهلوان باقری
از این رو، نسبت‌دادن قطعی هویت مذهبی بهایی به شخص هویدا با شواهد موجود سازگار نیست و باید میان تبار خانوادگی و باور شخصی او تمایز گذاشت.


۲۲۶. هانیه پهلوان باقری
== هویدا در خاطرات رجال دوره پهلوی ==


۲۲۷. هومن پهلوان باقری
چهره هویدا در خاطرات رجال سیاسی دوره پهلوی نیز بسیار متناقض است.


۲۲۸. روناک پهلوان‌لو
[[اسدالله علم]] در یادداشت‌های خود گاه با لحنی تند از او انتقاد می‌کند و او را بیش از اندازه سازگار با شاه می‌داند.


۲۲۹. سامین پورتقی
در مقابل، برخی مدیران و همکاران هویدا در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران او را مدیری دقیق، باهوش و اهل گفت‌وگو معرفی کرده‌اند.


۲۳۰. غزال پورجم
پرویز راجی، که در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ ریاست دفتر نخست‌وزیر را برعهده داشت، در تاریخ شفاهی خود اطلاعاتی درباره شیوه مدیریت و محیط دفتر هویدا ارائه کرده است.<ref name="Raji">Foundation for Iranian Studies, “Interview with Parviz Raji,” Oral History Program.</ref>


۲۳۱. سرور پورواحد
تفاوت این روایت‌ها خود نشان‌دهنده جایگاه پیچیده و مناقشه‌برانگیز هویدا در میان نخبگان سیاسی آن دوره است.


۲۳۲. آهو پولادی
== کتاب «معمای هویدا» و پژوهش عباس میلانی ==


۲۳۳. آرمان پولادی
یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های جدید درباره زندگی هویدا کتاب عباس میلانی با عنوان ''The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution'' است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.<ref name="PersianSphinx" />


۲۳۴. آدرین پونسونای
این اثر بر اسناد آرشیوی، نامه‌ها، خاطرات و بیش از صد مصاحبه با دوستان، بستگان، همکاران و مخالفان هویدا استوار است.


۲۳۵. اما پونسونای
نسخه فارسی آن با عنوان ''معمای هویدا'' نیز شناخته شده است.


۲۳۶. محسن پویان مهر
کتاب میلانی کوشید از تصویرهای کاملاً سیاه یا کاملاً سفید درباره هویدا فاصله بگیرد و زندگی او را در ارتباط با مسئله نوسازی، اقتدارگرایی و بحران سیاسی دوران پهلوی بررسی کند.


۲۳۷. مریم پیرکوهی
این کتاب خود نیز با نقدهایی روبه‌رو شد؛ برخی منتقدان معتقد بودند میلانی چهره‌ای بیش از اندازه روشنفکر و مثبت از هویدا ترسیم کرده است. همین مناقشه نشان می‌دهد که ارزیابی هویدا همچنان بخشی از اختلاف گسترده‌تر درباره تاریخ دوره پهلوی است.


۲۳۸. یوسف پیرکوهی
== اهمیت تاریخی ==


۲۳۹. ویرجینیا پیشبین
اهمیت هویدا تنها به طولانی‌بودن نخست‌وزیری‌اش محدود نمی‌شود.


۲۴۰. داوود تاثیری
زندگی سیاسی او تقریباً تمام تناقض‌های اصلی دوران متأخر پهلوی را در خود جمع کرده است: تلاش برای نوسازی و توسعه اقتصادی، رشد تکنوکراسی و آموزش در کنار تمرکز سیاسی، محدودیت آزادی و وابستگی تصمیم‌گیری به دربار.


۲۴۱. عاطفه تاجیک
او همچنین نمونه‌ای از نسلی از مدیران ایرانی بود که بخش بزرگی از آموزش و تجربه خود را در غرب به دست آورده و تصور می‌کردند می‌توان با تکیه بر مدیریت فنی و رشد اقتصادی جامعه را مدرن کرد.


۲۴۲. عرفان تاجیک
انقلاب ۱۳۵۷ نشان داد که توسعه اقتصادی بدون حل مسئله مشارکت سیاسی، مشروعیت و توزیع قدرت نمی‌تواند به‌تنهایی ثبات یک نظام سیاسی را تضمین کند.


۲۴۳. ماهان تاراج
سرنوشت شخصی هویدا نیز از همین منظر نمادین بود: سیاستمداری که بیش از دوازده سال در رأس دولت پهلوی قرار داشت، در ماه‌های پایانی همان حکومت بازداشت شد و کمتر از دو ماه پس از انقلاب در دادگاهی سریع به اعدام محکوم و کشته شد.


۲۴۴. بهاران تاراج
== گاهشمار زندگی ==


۲۴۵. نوید تبریزی
* '''۲۸ بهمن ۱۲۹۷''' ـ تولد در تهران.
* '''اوایل دههٔ ۱۳۰۰''' ـ مهاجرت خانواده به دمشق به دلیل مأموریت دیپلماتیک پدر.
* '''دههٔ ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰''' ـ تحصیل در بیروت.
* '''۱۳۱۷''' ـ سفر به فرانسه برای ادامه تحصیل.
* '''اواخر دههٔ ۱۳۱۰''' ـ تحصیل در لندن و سپس بروکسل.
* '''۱۳۲۱''' ـ بازگشت به ایران و ورود به وزارت امور خارجه.
* '''دههٔ ۱۳۲۰''' ـ مأموریت در سفارت ایران در پاریس و سپس آلمان.
* '''اوایل دههٔ ۱۳۳۰''' ـ فعالیت در سازمان ملل متحد.
* '''اواسط دههٔ ۱۳۳۰''' ـ بازگشت به وزارت امور خارجه و مأموریت در ترکیه.
* '''دههٔ ۱۳۳۰''' ـ انتقال به شرکت ملی نفت ایران.
* '''اواخر دههٔ ۱۳۳۰''' ـ همکاری با حسن‌علی منصور و کانون مترقی.
* '''۱۳۴۲''' ـ مشارکت در شکل‌گیری حزب ایران نوین.
* '''اسفند ۱۳۴۲''' ـ انتصاب به وزارت دارایی در دولت حسن‌علی منصور.
* '''۱ بهمن ۱۳۴۳''' ـ ترور حسن‌علی منصور.
* '''بهمن ۱۳۴۳''' ـ آغاز نخست‌وزیری امیرعباس هویدا.
* '''۱۳۴۵''' ـ ازدواج با لیلا امامی.
* '''۱۳۵۰''' ـ جدایی از لیلا امامی.
* '''اسفند ۱۳۵۳''' ـ تشکیل حزب رستاخیز و انتخاب هویدا به دبیرکلی آن.
* '''۱۴ مرداد ۱۳۵۶''' ـ پایان نخست‌وزیری و جانشینی جمشید آموزگار.
* '''۱۳۵۶''' ـ انتصاب به وزارت دربار.
* '''۱۸ آبان ۱۳۵۷''' ـ بازداشت به دستور حکومت پهلوی.
* '''۲۲ بهمن ۱۳۵۷''' ـ سقوط حکومت پهلوی.
* '''۲۴ بهمن ۱۳۵۷''' ـ تسلیم داوطلبانه به مقامات حکومت جدید.
* '''اسفند ۱۳۵۷''' ـ نخستین جلسه محاکمه.
* '''۱۸ فروردین ۱۳۵۸''' ـ ادامه محاکمه، صدور حکم اعدام و کشته‌شدن در تهران.


۲۴۶. فربد تبریزی
== مناصب مهم ==


۲۴۷. مهبد تبریزی‌نژاد
* دیپلمات وزارت امور خارجه؛
* کارمند سازمان ملل متحد؛
* مدیر در شرکت ملی نفت ایران؛
* عضو و از چهره‌های اصلی کانون مترقی؛
* عضو ارشد حزب ایران نوین؛
* وزیر دارایی در کابینه حسن‌علی منصور؛
* نخست‌وزیر ایران از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶؛
* دبیرکل حزب ایران نوین؛
* نخستین دبیرکل حزب رستاخیز؛
* وزیر دربار از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷.


۲۴۸. محسن تخم افشان
== جستارهای وابسته ==


۲۴۹. گلشید تذهیبی
* [[محمدرضا شاه پهلوی]]
* [[حسن‌علی منصور]]
* [[جمشید آموزگار]]
* [[اسدالله علم]]
* [[فریدون هویدا]]
* [[حزب ایران نوین]]
* [[حزب رستاخیز]]
* [[کانون مترقی]]
* [[انقلاب سفید]]
* [[ساواک]]
* [[شرکت ملی نفت ایران]]
* [[انقلاب ۱۳۵۷]]
* [[صادق خلخالی]]
* [[دادگاه انقلاب اسلامی]]
* [[جعفر شریف‌امامی]]
* [[غلامرضا ازهاری]]
* [[مهدی بازرگان]]
* [[دوره پهلوی]]


۲۵۰. کسری ترشیزی
== منابع ==
 
<references />
۲۵۱. بهنام ترک زبان
 
۲۵۲. مریم ترک‌زبان
 
۲۵۳. مسعود ترک‌زبان
 
۲۵۴. مینا ترک‌زبان
 
۲۵۵. الهه تشرف
 
۲۵۶. آزاده تمسکنی
 
۲۵۷. احسان توتونچیان
 
۲۵۸. نسترن توجا
 
۲۵۹. موسی توحیدی خانیکی
 
۲۶۰. مقداد توکل
 
۲۶۱. صدف توکل
 
۲۶۲. سامین ثابت‌رفتار
 
۲۶۳. سید امین ثنایی
 
۲۶۴. نوید ثنایی
 
۲۶۵. سحر ثنایی
 
۲۶۶. سارا جاروندی
 
۲۶۷. آلیلا جانسون
 
۲۶۸. میلیشیا جاودان
 
۲۶۹. سارا جاودان
 
۲۷۰. مینا جاودان
 
۲۷۱. روشنک جباری
 
۲۷۲. آیدا جباری
 
۲۷۳. ملیکا جدی گلبرنجی
 
۲۷۴. دانیال جدی گلبرنجی
 
۲۷۵. سولماز جدیری
 
۲۷۶. یاشار جدیری صابر
 
۲۷۷. محمد جدیری صابر
 
۲۷۸. آیسان جدیری صابر
 
۲۷۹. دانیال جعفری
 
۲۸۰. دارا جعفری
 
۲۸۱. دارسی جعفری
 
۲۸۲. علیرضا جمشیدی فر
 
۲۸۳. شایان جنتیان
 
۲۸۴. سامان جهانبخش
 
۲۸۵. اشکان جهانبخش
 
۲۸۶. یلدا جهاندارپور
 
۲۸۷. ندا جهاندارپور
 
۲۸۸. سمیه پرایس جهانسوز
 
۲۸۹. پگاه جهانمیری
 
۲۹۰. دیما جهانی
 
۲۹۱. امید جواد مکویی
 
۲۹۲. کاظم جوانمردی
 
۲۹۳. مهیار جودکی
 
۲۹۴. حنیف جوش
 
۲۹۵. ون چانگ چانگ
 
۲۹۶. نیما چاه تلخی
 
۲۹۷. نوید چاه‌تلخی
 
۲۹۸. نگین چاه‌تلخی
 
۲۹۹. اسماعیل چلداوی
 
۳۰۰. میلاد چهارلنگی
 
۳۰۱. مهراب چهارلنگی
 
۳۰۲. پردیس چهارلنگی
 
۳۰۳. سینا چیتگر
 
۳۰۴. آرمین حاتمی
 
۳۰۵. مهران حاجیلویی مبتکر
 
۳۰۶. آرش حامدی یکتا
 
۳۰۷. نگار حائری
 
۳۰۸. آروین حبیبی
 
۳۰۹. آدرین حبیبی
 
۳۱۰. آرمان حبیبی
 
۳۱۱. حبیب حبیبی‌پور
 
۳۱۲. آتوسا حبیبی‌پور
 
۳۱۳. فاطمه حریمی
 
۳۱۴. محمدرضا حسامی
 
۳۱۵. هستی حسامی
 
۳۱۶. بهاره حسن‌پور
 
۳۱۷. سارا حسنی
 
۳۱۸. مریم حسنی
 
۳۱۹. صبا حسنی
 
۳۲۰. یوسف حسنینی
 
۳۲۱. مینا حسنینی
 
۳۲۲. فرهاد حسین‌زاده
 
۳۲۳. امید حسین‌زاده
 
۳۲۴. یاشا حسینوند موثقی
 
۳۲۵. آوین حسینوند موثقی
 
۳۲۶. آکام حسینوند موثقی
 
۳۲۷. مسعود حسینی
 
۳۲۸. آزاده حسینی
 
۳۲۹. بهاره حسینی
 
۳۳۰. آیت حسینی
 
۳۳۱. اپل حسینی
 
۳۳۲. نوس حسینی
 
۳۳۳. فرزانه حسینی
 
۳۳۴. تینا حسینی
 
۳۳۵. لیلا حسینی
 
۳۳۶. آرمین حسینی
 
۳۳۷. متین حسینی
 
۳۳۸. اشکان حسینی
 
۳۳۹. مریم حسینی
 
۳۴۰. نسترن حسینی
 
۳۴۱. ثریا حسینی
 
۳۴۲. آدرین حسینی
 
۳۴۳. رایان حسینی
 
۳۴۴. سید یوسف حسینی
 
۳۴۵. آریانا حسینی
 
۳۴۶. امیر حسینی
 
۳۴۷. یاسر حق جو
 
۳۴۸. یاس حق‌جو
 
۳۴۹. محمدرضا حقوردی لر
 
۳۵۰. جاوید حقیقی
 
۳۵۱. مریم حقیقی
 
۳۵۲. محسن حکمت‌منش
 
۳۵۳. هادی حمزه
 
۳۵۴. آرش حمزه
 
۳۵۵. سام حمزه نژاد
 
۳۵۶. سیمون حمزه نژاد
 
۳۵۷. آزاده حیدری
 
۳۵۸. ماریا حیدری
 
۳۵۹. محمد حیدری
 
۳۶۰. سارا حیدری
 
۳۶۱. یاسر حیدری
 
۳۶۲. کیمیا حیدری
 
۳۶۳. تورج حیدری‌نیا
 
۳۶۴. ایرج حیدری‌نیا
 
۳۶۵. کیانا حیدریان
 
۳۶۶. سارا حیدریان
 
۳۶۷. تینا حیدری‌نیا
 
۳۶۸. نیما خادمی
 
۳۶۹. شهاب خادمی
 
۳۷۰. حمیدرضا خالقی
 
۳۷۱. سیاوش خان
 
۳۷۲. سپی‌خان
 
۳۷۳. سارا خبازی
 
۳۷۴. ندا خبازیان
 
۳۷۵. اشرف خبازیان
 
۳۷۶. الی خبازیان
 
۳۷۷. پویا خرازی دادبخش
 
۳۷۸. شبنم خراسانی
 
۳۷۹. آیلار خرم
 
۳۸۰. سیاوش خسروی
 
۳۸۱. کسری خسروی
 
۳۸۲. مریم خلاق
 
۳۸۳. مسعود خلاق دوست
 
۳۸۴. آریانا خلاق دوست
 
۳۸۵. حنیفه خیری
 
۳۸۶. محمد دارآفرین
 
۳۸۷. سارا دام
 
۳۸۸. بهراد دانش‌فر
 
۳۸۹. زال دانشگری
 
۳۹۰. اسماعیل داوری
 
۳۹۱. پارمیس دبیری‌فرد
 
۳۹۲. رها درب آذین
 
۳۹۳. محمد درودی
 
۳۹۴. علی درودی
 
۳۹۵. نازلی درودیان
 
۳۹۶. سارا دروی
 
۳۹۷. حنیف درویش
 
۳۹۸. بیژن دریانی
 
۳۹۹. شهرزاد دشتی
 
۴۰۰. ناتاشا دفوس
 
۴۰۱. گلوریا دلسوز
 
۴۰۲. فرزاد دلیر
 
۴۰۳. روشنا دلیرانی
 
۴۰۴. پریسا دمیرچی
 
۴۰۵. استلا مکس‌دوتر دنیلسون
 
۴۰۶. هانا دوست محمدی
 
۴۰۷. سینا دوستان
 
۴۰۸. آرمین دوشکی
 
۴۰۹. مهتاب دوغ‌فروش بنان
 
۴۱۰. هادی دوغ‌فروش بنان
 
۴۱۱. مبینا دولتی
 
۴۱۲. مونا دولتی
 
۴۱۳. حبیب دیارا
 
۴۱۴. آزاد ذاکری
 
۴۱۵. امیرحسین ذبیحی
 
۴۱۶. الهه ذبیحی
 
۴۱۷. پارو ذوالفقاری
 
۴۱۸. پارسا ذوالفقاری
 
۴۱۹. زهرا راد
 
۴۲۰. سام رامتینی
 
۴۲۱. نیما رجایی
 
۴۲۲. نیره رجبی
 
۴۲۳. نغمه رجبی
 
۴۲۴. زهرا رجوی
 
۴۲۵. علی رجوی
 
۴۲۶. رعنا رحمانفرد
 
۴۲۷. نرگس رحمانفرد
 
۴۲۸. حنیف رحمانی
 
۴۲۹. نیما رحمت‌الهی
 
۴۳۰. جولیا رحمتی
 
۴۳۱. بابک رحمتیان
 
۴۳۲. پرهام رحیم دزفولی
 
۴۳۳. سام رحیمی
 
۴۳۴. پروین رحیمی
 
۴۳۵. بابک رحیمی (افشار)
 
۴۳۶. پویا رحیمیان
 
۴۳۷. نیما رستمی
 
۴۳۸. سلیمان رسول‌زاده
 
۴۳۹. نیکی رسولی
 
۴۴۰. علی محمد رشیدی
 
۴۴۱. فردین رضا
 
۴۴۲. کیا رضا زاده
 
۴۴۳. عسل رضاپور
 
۴۴۴. مینا رضانیا
 
۴۴۵. امیل رضانیا
 
۴۴۶. آریانوش رضایی
 
۴۴۷. رویا رضایی
 
۴۴۸. رضا رضایی
 
۴۴۹. هلنا رضایی
 
۴۵۰. صبا رضایی
 
۴۵۱. نیوشا رضایی
 
۴۵۲. آریانا رضائیان
 
۴۵۳. کیانا رضائیان
 
۴۵۴. بیتا رضوان
 
۴۵۵. مریم رضوی
 
۴۵۶. سهند رضوی
 
۴۵۷. حسین رعیت پرور
 
۴۵۸. پدرو رعیت‌پرور
 
۴۵۹. سوگل رفیعی
 
۴۶۰. یاسمین رفیعی وردینی
 
۴۶۱. میریام رفیعی وردینی
 
۴۶۲. الیزا رفیعی وردینی
 
۴۶۳. روشن رمز
 
۴۶۴. آریا رنجبر
 
۴۶۵. بهار رنجبر
 
۴۶۶. شروین رهبر
 
۴۶۷. کارین رهبری
 
۴۶۸. لیلا رو سفید
 
۴۶۹. مهرنوش روزبهانی
 
۴۷۰. مهتاب روزبهانی
 
۴۷۱. محسن روزبهانی
 
۴۷۲. لیانا روزبهانی
 
۴۷۳. نبی ریاحی
 
۴۷۴. شایان رئوفی
 
۴۷۵. آرشان رئوفی
 
۴۷۶. طلایه‌زاده
 
۴۷۷. مائده‌زاده
 
۴۷۸. امین‌زاده
 
۴۷۹. امیر زاده
 
۴۸۰. عسل‌زاده
 
۴۸۱. مریم‌زاده عطار
 
۴۸۲. رزا زارعی
 
۴۸۳. الیا زارعی
 
۴۸۴. نیما زاهد
 
۴۸۵. زهرا زرچینی
 
۴۸۶. پارسا زرچینی
 
۴۸۷. آرزو زرچینی
 
۴۸۸. مجید زرچینی
 
۴۸۹. زهرا زرگر
 
۴۹۰. مژده زرین فکر
 
۴۹۱. ملیکا زمانی
 
۴۹۲. محسن زمانیان
 
۴۹۳. یوسف زند
 
۴۹۴. سپیده زندی
 
۴۹۵. آنا زنگنه
 
۴۹۶. آزی زنگنه
 
۴۹۷. ملیکا زیاری
 
۴۹۸. سارا ساجدی
 
۴۹۹. الهام ساجدیان
 
۵۰۰. مهستی سادات
 
۵۰۱. سامان ساکنیان
 
۵۰۲. مینا سالم
 
۵۰۳. آنا سامی
 
۵۰۴. آزاده سامی
 
۵۰۵. دیوید سانتالوچیا
 
۵۰۶. معین سبحانی
 
۵۰۷. آرش سبحانی
 
۵۰۸. فرانک سپهری
 
۵۰۹. آرزو ستاری
 
۵۱۰. سانا ستوده مرام
 
۵۱۱. سارا ستوده‌مرام
 
۵۱۲. سام سجادی
 
۵۱۳. جهانبخش سرخوش
 
۵۱۴. صادق سرخیلی
 
۵۱۵. سینا سرخیلی
 
۵۱۶. شهاب سریری
 
۵۱۷. صبا سعدی
 
۵۱۸. میترا سعدی دوست
 
۵۱۹. یاسر سعدی‌دوست
 
۵۲۰. سعید سعدی‌دوست
 
۵۲۱. سمیرا سعدی‌دوست
 
۵۲۲. کیانو سعدی‌دوست
 
۵۲۳. سینا سعیدیان
 
۵۲۴. آیدین سعیدیان
 
۵۲۵. ماهان سفری
 
۵۲۶. دنیا سلامت
 
۵۲۷. یارین سلطانی تأیید
 
۵۲۸. احسان سلماسی
 
۵۲۹. علی سلیمانی
 
۵۳۰. محمد سلیمانی
 
۵۳۱. کوروش سلیمی
 
۵۳۲. ایمان سندان
 
۵۳۳. لیلا سهیلی شمیرانی
 
۵۳۴. پیام سوداگری
 
۵۳۵. دیوید سونسون
 
۵۳۶. دانیال سوو
 
۵۳۷. عالیه سیاس
 
۵۳۸. پدرام سیدی
 
۵۳۹. فروغ سیسمان
 
۵۴۰. امیر سیفی
 
۵۴۱. احسان سیفی
 
۵۴۲. ساشا سیم لقایی اصل
 
۵۴۳. سیبل سیم لقایی اصل
 
۵۴۴. ولی‌الله شارجبیان
 
۵۴۵. نصیر شاعرپور
 
۵۴۶. کاوه شاعرپور
 
۵۴۷. احسان شالباف
 
۵۴۸. سینا شالباف
 
۵۴۹. بهروز شاهد
 
۵۵۰. سونی شاهوردی
 
۵۵۱. جول شاهوردی
 
۵۵۲. هالی شاهوردی
 
۵۵۳. علی شبستری
 
۵۵۴. اورخان شبستری
 
۵۵۵. کامیار شجاع نژاد
 
۵۵۶. بهراد شجاع‌نژاد
 
۵۵۷. محمد شخصیان
 
۵۵۸. محمدحسین شرافت نیا
 
۵۵۹. رحمان شربت داران
 
۵۶۰. کوثر شرقی
 
۵۶۱. میشل شریعت
 
۵۶۲. یاسمین شریعت‌مداری
 
۵۶۳. نیکول شریعتی
 
۵۶۴. نیکولا شریعتی
 
۵۶۵. ایمان شریف
 
۵۶۶. میلاد شریف
 
۵۶۷. بیژن شریفی
 
۵۶۸. نغمه شریفی
 
۵۶۹. لیلا شریفیان
 
۵۷۰. لادن شریفیان
 
۵۷۱. پرهام شعبانعلی آسیابان
 
۵۷۲. پریا شعبانعلی آسیابان
 
۵۷۳. سحر شمامی
 
۵۷۴. پگاه شمس آبادی
 
۵۷۵. کاترینا شمیرانی
 
۵۷۶. سارا شهباز
 
۵۷۷. مهیار شهریاری
 
۵۷۸. احسان شهریاری
 
۵۷۹. امید شهزاده
 
۵۸۰. اشکان شوشتری
 
۵۸۱. ماهان شوشتری
 
۵۸۲. پارسا شوگرلند
 
۵۸۳. سامی شومینی
 
۵۸۴. یاسمین شیاونی
 
۵۸۵. حسین شیرازی
 
۵۸۶. شهاب صابری
 
۵۸۷. افشار صادق
 
۵۸۸. شروین صادق
 
۵۸۹. آمنه صادق‌پور
 
۵۹۰. سینا صادق‌پور
 
۵۹۱. رکسانا صادق‌پور
 
۵۹۲. کیانوش صادق‌پور
 
۵۹۳. میکی صادق‌پور
 
۵۹۴. پیام صادقی
 
۵۹۵. میلاد صالحی
 
۵۹۶. نیکا صدرمنصوری
 
۵۹۷. شکیبا صدیقی
 
۵۹۸. حمید صراف
 
۵۹۹. آرین صفا
 
۶۰۰. نگار صف
 
۶۰۱. نهال صفا
 
۶۰۲. سعید صفا
 
۶۰۳. آرمان صفایی-نوایی
 
۶۰۴. سینا صفایی‌نوایی
 
۶۰۵. دانا صفری
 
۶۰۶. عباس صفری
 
۶۰۷. یگانه صمیمی
 
۶۰۸. عاطفه صمیمی
 
۶۰۹. کیان ضابطی
 
۶۱۰. ندا ضابطی
 
۶۱۱. ماندانا ضرغامی
 
۶۱۲. علی ضیایی
 
۶۱۳. نعیمه ضیایی
 
۶۱۴. سیاوش ضیفی
 
۶۱۵. مسعود ضیفی
 
۶۱۶. وحید طاقی
 
۶۱۷. کاوه طاهری
 
۶۱۸. آذر طاهری
 
۶۱۹. سابینا طاهری
 
۶۲۰. فرح طهماسبی
 
۶۲۱. شیرین طهماسبی
 
۶۲۲. بتانه طوسی
 
۶۲۳. بنفشه طوسی
 
۶۲۴. آرمین ظهیری
 
۶۲۵. امیرمنصور ظهیری مسگر
 
۶۲۶. هرمز عابدی
 
۶۲۷. محمد عابدی
 
۶۲۸. رسول عارف‌خانی
 
۶۲۹. مهیا عارف‌خانی
 
۶۳۰. محمدرضا عارف‌خانی
 
۶۳۱. محمد امین عالمی
 
۶۳۲. آزاده عالمی
 
۶۳۳. میلو عباسی
 
۶۳۴. شهابه عباسی
 
۶۳۵. سیف‌الله عبدالعزیز
 
۶۳۶. امیر عبداللهی
 
۶۳۷. یاشار عبداللهی‌نیک
 
۶۳۸. داریوش عبدالمالکی
 
۶۳۹. پریسا عبدالمالکی
 
۶۴۰. دانیال عبدالمالکی
 
۶۴۱. پروانه عبدالمالکی
 
۶۴۲. مهدی عبدالهی
 
۶۴۳. پویا عبدی
 
۶۴۴. رویا عبدی
 
۶۴۵. علی عبودی
 
۶۴۶. ایلیا عبیات
 
۶۴۷. سپیده عرفا
 
۶۴۸. نیما عزیزی
 
۶۴۹. فردین عظیمی
 
۶۵۰. سپی عظیمی الیگودرز
 
۶۵۱. رضوان علافچی
 
۶۵۲. محمدرضا علمی
 
۶۵۳. ناصر علیانی
 
۶۵۴. ندا علیانی
 
۶۵۵. نیما علی‌بابانژاد سالم
 
۶۵۶. لیلا علی‌پور
 
۶۵۷. مهران علی‌پور
 
۶۵۸. زیبا علی‌پور
 
۶۵۹. اتوسا علیرضایی فراهانی
 
۶۶۰. شیدا علیزاده
 
۶۶۱. امیر عمادی
 
۶۶۲. مقداد عمرانی
 
۶۶۳. سهیلا عونی اصل
 
۶۶۴. مهیا عیوض ایحاری
 
۶۶۵. مریم غانمی
 
۶۶۶. ایمان غانمی
 
۶۶۷. موسی غفاری
 
۶۶۸. اشکان غفوری
 
۶۶۹. پدرام غلامی
 
۶۷۰. مهسا غلامی
 
۶۷۱. سمیر غنایی
 
۶۷۲. پیوند غیوری
 
۶۷۳. پویا غیوری
 
۶۷۴. مازیار فاضل دربندی
 
۶۷۵. رضا فاضل دربندی
 
۶۷۶. هادی فاضل نظام دوست
 
۶۷۷. روشن فاطمی
 
۶۷۸. علی فاطمی
 
۶۷۹. دانیال فتاحی
 
۶۸۰. نوید فتاحی
 
۶۸۱. اشرف فتح‌پور
 
۶۸۲. سعید فتوت
 
۶۸۳. محسن فدایی
 
۶۸۴. ماتیا فراهانی
 
۶۸۵. سونیا فردوسی
 
۶۸۶. رکسانا فردوسی
 
۶۸۷. رزا فرز کناری
 
۶۸۸. نوید فرزان
 
۶۸۹. آیدا فرسیابی
 
۶۹۰. کیان فرهادی
 
۶۹۱. امیر فروزان
 
۶۹۲. ماریانه فروزنده
 
۶۹۳. مینا فروزنده
 
۶۹۴. مونا فروزنده
 
۶۹۵. یونس فروزنده
 
۶۹۶. الهه فروزنده
 
۶۹۷. الی فروزنده‌جو
 
۶۹۸. میلاد فرید حاجی‌آقایی
 
۶۹۹. محمد فریور
 
۷۰۰. کای فغانی
 
۷۰۱. آرش فغانی
 
۷۰۲. حمید فلاح
 
۷۰۳. دانیال فیلابی
 
۷۰۴. دنیس فینرتی
 
۷۰۵. نهاله قابل
 
۷۰۶. پرستو قادری
 
۷۰۷. شوان قادری
 
۷۰۸. شیرین قادری
 
۷۰۹. روژا قاسمی
 
۷۱۰. کوین قاسمی
 
۷۱۱. ژوبین قاضی
 
۷۱۲. دلشاد قبادی
 
۷۱۳. عرشیا قدرتی
 
۷۱۴. بردیا قدرتی
 
۷۱۵. مرتضی قدمی
 
۷۱۶. آرش قراچه
 
۷۱۷. یاشار قراچه
 
۷۱۸. امینه قرایی
 
۷۱۹. علی قرایی
 
۷۲۰. احسان قرایی
 
۷۲۱. معصومه قربان‌زاده
 
۷۲۲. محسن قربانی
 
۷۲۳. دانیال قربانی
 
۷۲۴. فرامرز قره خانی
 
۷۲۵. امید قزوینی جبرئیل آباد
 
۷۲۶. ایلیار قلیچی
 
۷۲۷. سعید قنبری
 
۷۲۸. بهار قنبری
 
۷۲۹. شیرین قنبری
 
۷۳۰. حسن قویدل
 
۷۳۱. هومن کاشفی
 
۷۳۲. آرین کاشفی
 
۷۳۳. علی کاظمی
 
۷۳۴. مراد کاظمی
 
۷۳۵. شقایق کاکایی
 
۷۳۶. امید کاویانی فرد زاده
 
۷۳۷. علی کاویانی فرد زاده
 
۷۳۸. عاطفه کبیریان
 
۷۳۹. سعید کرمانی
 
۷۴۰. مهدی کرمانی
 
۷۴۱. حنیف کرمانی
 
۷۴۲. شورا کرمانی
 
۷۴۳. آریا کرملو
 
۷۴۴. سعید کریمی
 
۷۴۵. روبینا کریمی
 
۷۴۶. امیرحسین کریمی
 
۷۴۷. آذر کریمی
 
۷۴۸. علیرضا کریمی‌نژاد
 
۷۴۹. سپیده کریمی‌زندی
 
۷۵۰. نیما کلانتر
 
۷۵۱. مونا کلانتر
 
۷۵۲. آنا کمال
 
۷۵۳. پریسا کمالی
 
۷۵۴. مریم کماندار
 
۷۵۵. بیتا کهزادی
 
۷۵۶. سانیا کهنسال
 
۷۵۷. آرمان کیامنش
 
۷۵۸. مهدی کیانخواه
 
۷۵۹. مهیار کیانخواه
 
۷۶۰. مسعود کیانی
 
۷۶۱. کیان کیانی
 
۷۶۲. کیارش کیانی
 
۷۶۳. کیمیا کیانی
 
۷۶۴. میرا گُل
 
۷۶۵. رزی گارنر
 
۷۶۶. بهاره گازانی
 
۷۶۷. سوگند گراوینا
 
۷۶۸. بهروز گرگین
 
۷۶۹. پریا گرمرودی
 
۷۷۰. پارسا گرمرودی
 
۷۷۱. سارا گل مینایی
 
۷۷۲. سام گل مینایی
 
۷۷۳. شایان گل مینایی اصفهانی
 
۷۷۴. امیر گلریز
 
۷۷۵. سروناز گلستانه
 
۷۷۶. احمد گنجی
 
۷۷۷. مهدیه گوچق
 
۷۷۸. احسان گودرزی
 
۷۷۹. ستاره گودرزی
 
۷۸۰. یوسف لاراکی
 
۷۸۱. علی لطفی
 
۷۸۲. پوریا لطفی
 
۷۸۳. پویا لگزیان
 
۷۸۴. پرهام لگزیان
 
۷۸۵. علیرضا لگزیان
 
۷۸۶. بنیامین لینداکرز
 
۷۸۷. اولویا لیندنبرگ
 
۷۸۸. آمیتیس مارکوس
 
۷۸۹. مهشید مازوجی
 
۷۹۰. مریم مازوجی
 
۷۹۱. مسعود ماسوری
 
۷۹۲. سمیه مالکی
 
۷۹۳. یاشار مالکی
 
۷۹۴. رز مالکی
 
۷۹۵. رونال مالکی
 
۷۹۶. میترا مالکی
 
۷۹۷. صوفی مالکی
 
۷۹۸. داوود مالکی
 
۷۹۹. رضا ماه روز
 
۸۰۰. فربد ماهوتچیان
 
۸۰۱. حنیف ماهوتچیان
 
۸۰۲. میلاد ماهوتچیان
 
۸۰۳. فرنام ماهوتچیان
 
۸۰۴. محمود ماهوتچیان
 
۸۰۵. کیمیا متقی
 
۸۰۶. حمید متقی طالب
 
۸۰۷. افشین متولی
 
۸۰۸. مریم متولی
 
۸۰۹. مریم مجیدی
 
۸۱۰. محمود محب
 
۸۱۱. سارا محبی
 
۸۱۲. لیلا محبی
 
۸۱۳. آندرین (کیوان) محسنی
 
۸۱۴. سلینا محسنی
 
۸۱۵. رضا محسنی
 
۸۱۶. محمد محسنی
 
۸۱۷. مور محسنی
 
۸۱۸. افسانه محسنی
 
۸۱۹. پانته آ محمد
 
۸۲۰. علی محمد
 
۸۲۱. علی محمد پور
 
۸۲۲. اصغر محمدزاده
 
۸۲۳. محمدرضا محمدزاده
 
۸۲۴. مصطفی محمدزاده
 
۸۲۵. یاسمین محمدزاده
 
۸۲۶. سارا محمدزاده
 
۸۲۷. الیزابت محمدزاده
 
۸۲۸. آزیتا محمدی
 
۸۲۹. تارا نیوشا محمدی
 
۸۳۰. سهیلا محمدی
 
۸۳۱. پریسا محمدی
 
۸۳۲. ندا محمدی
 
۸۳۳. رویا محمدی
 
۸۳۴. علی محمدی
 
۸۳۵. میکی محمدی
 
۸۳۶. مسعود محمدی
 
۸۳۷. بابک محمدی
 
۸۳۸. ملودی محمدی
 
۸۳۹. آرسامن محمدی
 
۸۴۰. آرتمیس محمدی
 
۸۴۱. هیوا محمدی
 
۸۴۲. الهه محمدی
 
۸۴۳. آنا هیتا محمدی
 
۸۴۴. آبتین محمودی
 
۸۴۵. صابر محمودی
 
۸۴۶. اشکان محمودی سلیمان‌در
 
۸۴۷. آرتین مددزاده
 
۸۴۸. آرین مددزاده
 
۸۴۹. حشمت مددی
 
۸۵۰. احمد مرادی
 
۸۵۱. گلچین مرادی
 
۸۵۲. ایمان مرادی
 
۸۵۳. ندا مرادی
 
۸۵۴. جف مرادی
 
۸۵۵. علی مرادی
 
۸۵۶. عرفان مرادی
 
۸۵۷. آرش مرندی
 
۸۵۸. حسن مروتی
 
۸۵۹. ایمان مریدی
 
۸۶۰. امیر مسگر
 
۸۶۱. آرزو مشایخی
 
۸۶۲. آزاده مشایخی
 
۸۶۳. مینوش مشهدی
 
۸۶۴. الهه مصدق
 
۸۶۵. علی مصلحی
 
۸۶۶. مهدی معماری
 
۸۶۷. اندره معین
 
۸۶۸. بهروز معینی
 
۸۶۹. عطا مقدم
 
۸۷۰. بهروز مقصودی
 
۸۷۱. عبدالسلام ملااحمدی
 
۸۷۲. رویا ملازاده
 
۸۷۳. پژمان ملک نیا
 
۸۷۴. علی ملکی
 
۸۷۵. میلاد ملکی
 
۸۷۶. سعدون ملکی
 
۸۷۷. ربکا ملیحی
 
۸۷۸. سمیرا منشازاده
 
۸۷۹. مراد منصورپور
 
۸۸۰. مانی منصورپور
 
۸۸۱. ماری منصوری
 
۸۸۲. نیکی منوچهری
 
۸۸۳. نیما مها
 
۸۸۴. النا مهدوی
 
۸۸۵. هومن مهدوی درونکلا
 
۸۸۶. پوریا مهربان
 
۸۸۷. پدرام مهربان
 
۸۸۸. علیرضا مهربانی
 
۸۸۹. رضا مهربانی
 
۸۹۰. سحر مهربانی‌فرد
 
۸۹۱. روبین مهرعالیوند
 
۸۹۲. مهسا مهریزاده
 
۸۹۳. شیلا مهریزاده
 
۸۹۴. آیلین موتاب پوررضایی
 
۸۹۵. آیلا موتاب پوررضایی
 
۸۹۶. مهکامه موسوی
 
۸۹۷. تینا موسوی‌دوست
 
۸۹۸. لونا موسیول
 
۸۹۹. جاهد مولا
 
۹۰۰. علی مولودی
 
۹۰۱. آرین مولوی
 
۹۰۲. نگین مولوی
 
۹۰۳. آیدا مومنی
 
۹۰۴. مهرنوش مومنی
 
۹۰۵. آرش مومنی
 
۹۰۶. نکیسا موهاما
 
۹۰۷. فیروزه میاندار
 
۹۰۸. یاسمین میر
 
۹۰۹. فرزانه میرعرب
 
۹۱۰. روبین میرزایی
 
۹۱۱. مینو میرزایی
 
۹۱۲. آروین میرزایی
 
۹۱۳. سید طاهر میرعربشاهی
 
۹۱۴. مسعود ناصری
 
۹۱۵. صباح ناصری
 
۹۱۶. ماهر ناصری
 
۹۱۷. کیوان ناصری
 
۹۱۸. کارولین ناصری
 
۹۱۹. ثریا ناصری کریموند
 
۹۲۰. سونیا ناقلی
 
۹۲۱. نیما نامداری
 
۹۲۲. محمد نامداری
 
۹۲۳. امین نامداری
 
۹۲۴. امیر نامداری
 
۹۲۵. آفاق نامور سپهرراد
 
۹۲۶. ابراهیم نبوی
 
۹۲۷. آصف نبوی
 
۹۲۸. شبنم نجات
 
۹۲۹. فرزانه نجاری سهزابی
 
۹۳۰. پرویز نجف
 
۹۳۱. دینا نجفی
 
۹۳۲. پویا نجفی
 
۹۳۳. الهه نژاد
 
۹۳۴. زهرا نژادآبادی
 
۹۳۵. علی نژادآبادی
 
۹۳۶. حنیف نسب
 
۹۳۷. رایان نصیر
 
۹۳۸. سارا نصیری
 
۹۳۹. نیما نعامی
 
۹۴۰. علیرضا نعامی
 
۹۴۱. غزاله نقی‌زاده
 
۹۴۲. روشنک نکویی
 
۹۴۳. داریوش نکویی
 
۹۴۴. مینو نگهداری
 
۹۴۵. طناز نوایی
 
۹۴۶. الهه نوبری
 
۹۴۷. سحر نورافروز هریس
 
۹۴۸. ارمغان نوربخش
 
۹۴۹. آفاق نوربخش
 
۹۵۰. عارف نوری
 
۹۵۱. مژده نوش‌آذر
 
۹۵۲. نوید نیرومند
 
۹۵۳. نوشین نیرومند
 
۹۵۴. مریم نیرومند
 
۹۵۵. متین نیک اندیش
 
۹۵۶. شیما نیکنام
 
۹۵۷. گیتی نیماپور
 
۹۵۸. ارس هادی
 
۹۵۹. پیمان‌هادی
 
۹۶۰. مریم هادی‌زاده
 
۹۶۱. آرین هاشم‌زاده
 
۹۶۲. ویکتوریا هراندز
 
۹۶۳. سام هلم
 
۹۶۴. حسین همایونی
 
۹۶۵. فرحناز همایونی
 
۹۶۶. آرین همتی
 
۹۶۷. نوید هوس
 
۹۶۸. نوید هوشی
 
۹۶۹. سحر هولستروم
 
۹۷۰. آروین واحدی
 
۹۷۱. لیلا واحدی
 
۹۷۲. رویا والی
 
۹۷۳. احسان والی‌زاده
 
۹۷۴. آندره‌آ وثیق
 
۹۷۵. یاسمین وجود
 
۹۷۶. حمیدرضا ورشک
 
۹۷۷. سحر وزل
 
۹۷۸. ساما وزیری
 
۹۷۹. رادمهر وفا سرشت
 
۹۸۰. دنا وفاسرشت
 
۹۸۱. نیکلا ولی‌بیگی
 
۹۸۲. اما ولی‌بیگی
 
۹۸۳. صبا ویسی
 
۹۸۴. حامد یازرلو
 
۹۸۵. معصومه یامی
 
۹۸۶. هستی یامی
 
۹۸۷. پردیس یاوری
 
۹۸۸. سوشیانس یاوری
 
۹۸۹. سیروس یاوری
 
۹۹۰. سمیرا یایتز
 
۹۹۱. مهیا یزدانی
 
۹۹۲. پویا یزدی
 
۹۹۳. ابراهیم یعقوبی
 
۹۹۴. امیر یعقوبی
 
۹۹۵. کوثر یعقوبی
 
۹۹۶. مانی یعقوبی
 
۹۹۷. مریم یعقوبی
 
۹۹۸. اتوسا یکتا
 
۹۹۹. فرزاد یوسفی
 
۱۰۰۰. امیر یوسفی
 
۱۰۰۱. محمد یوسفی
 
۱۰۰۲. کامیلا یون<ref name=":0" />
 
==منابع==

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۶

امیرعباس هویدا
زادروز۲۸ بهمن ۱۲۹۷
تهران
درگذشت۱۸ فروردین ۱۳۵۸
تهران
علت مرگاعدام پس از محاکمه در دادگاه انقلاب
محل زندگیتهران، دمشق، بیروت، پاریس، لندن، بروکسل، اشتوتگارت، ژنو، آنکارا
ملیتایرانی
تابعیتایران
تحصیلاتعلوم سیاسی
از دانشگاهدانشگاه آزاد بروکسل
پیشهدیپلمات، مدیر دولتی، سیاستمدار
سال‌های فعالیت۱۳۲۱ تا ۱۳۵۷
کارفرماوزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران، دولت ایران
نهادحزب ایران نوین، حزب رستاخیز
شناخته‌شده برایطولانی‌ترین دوره نخست‌وزیری در تاریخ معاصر ایران
نقش‌های برجستهوزیر دارایی، نخست‌وزیر ایران، وزیر دربار
تأثیرگذارانحسن‌علی منصور، عبدالله انتظام
شهر خانگیتهران
پس ازحسن‌علی منصور
پیش ازجمشید آموزگار
حزب سیاسیحزب ایران نوین، حزب رستاخیز
اتهام‌هااتهام‌های متعدد سیاسی و اقتصادی در دادگاه انقلاب
مجازات‌هااعدام
منصبنخست‌وزیر ایران
همسرلیلا امامی
فرزنداننداشت
والدینحبیب‌الله هویدا (عین‌الملک)، افسرالملوک
خویشاوندانفریدون هویدا

امیرعباس هویدا (۲۸ بهمن ۱۲۹۷ – ۱۸ فروردین ۱۳۵۸) دیپلمات و سیاستمدار ایرانی و از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی دوران محمدرضا شاه پهلوی بود که از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ بیش از دوازده سال نخست‌وزیری ایران را برعهده داشت و از این حیث طولانی‌ترین دورهٔ نخست‌وزیری پیوسته را در تاریخ معاصر ایران تجربه کرد.[۱] او پیش از نخست‌وزیری در وزارت امور خارجه، سازمان ملل متحد، شرکت ملی نفت ایران و وزارت دارایی فعالیت کرده بود و پس از پایان نخست‌وزیری نیز برای مدتی وزیر دربار شد.

دورهٔ طولانی نخست‌وزیری هویدا با یکی از پرشتاب‌ترین مراحل توسعه اقتصادی، صنعتی‌شدن، گسترش آموزش عالی و افزایش درآمدهای نفتی ایران هم‌زمان بود؛ اما همین دوران شاهد تمرکز فزایندهٔ قدرت در دست شاه، تضعیف نهاد نخست‌وزیری و مجلس، محدودیت فعالیت احزاب و مطبوعات، فعالیت گستردهٔ ساواک و سرانجام تشکیل نظام تک‌حزبی حزب رستاخیز بود. میزان اختیار واقعی هویدا در برابر محمدرضا شاه یکی از موضوعات اصلی مناقشه دربارهٔ کارنامهٔ سیاسی اوست. برخی پژوهشگران او را تکنوکراتی تحصیل‌کرده و عمل‌گرا می‌دانند که در نظامی اقتدارگرا قدرت مستقلی نداشت؛ منتقدانش در مقابل معتقدند استمرار طولانی حضور او در مقام نخست‌وزیری به تثبیت همان نظام کمک کرد.[۲]

در اوج انقلاب ۱۳۵۷، حکومت پهلوی در اقدامی که با هدف نشان‌دادن مبارزه با فساد و آرام‌کردن مخالفان انجام شد، هویدا را در آبان ۱۳۵۷ بازداشت کرد. پس از فروپاشی حکومت پهلوی او از فرصت فرار استفاده نکرد و خود را به حکومت جدید تسلیم کرد.[۱] هویدا پس از دو جلسه محاکمه در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ به اعدام محکوم و همان روز کشته شد. کوتاهی روند دادرسی، نبود وکیل مدافع و نحوهٔ اجرای حکم از همان زمان بحث‌ها و انتقادهای گسترده‌ای برانگیخت.[۳]

خانواده و تولد

امیرعباس هویدا در ۲۸ بهمن ۱۲۹۷، برابر با ۱۹ فوریهٔ ۱۹۱۹، در تهران به دنیا آمد.[۱] پدرش حبیب‌الله هویدا، مشهور به «عین‌الملک»، از کارکنان وزارت امور خارجه بود و در دوره‌هایی مأموریت دیپلماتیک داشت. مادرش افسرالملوک از خانواده‌ای با پیشینهٔ قاجاری بود.

دربارهٔ پیشینهٔ مذهبی خانوادهٔ پدری هویدا مطالب متفاوتی منتشر شده است. بر اساس پژوهش عباس میلانی در دانشنامه ایرانیکا، خانوادهٔ پدری او ریشه‌هایی در جامعهٔ بهایی داشت، اما شواهد اندکی وجود دارد که حبیب‌الله هویدا در بزرگسالی پیرو عملی آیین بهایی بوده یا فرزندانش را با این آیین پرورش داده باشد.[۱] در سال‌های بعد، مخالفان سیاسی هویدا گاه از مسئلهٔ تبار مذهبی پدرش برای حمله سیاسی به او استفاده می‌کردند.

برادر کوچک‌تر او، فریدون هویدا، نویسنده، منتقد سینما و دیپلمات بود و بعدها به مقام سفیر ایران در سازمان ملل متحد رسید.[۴]

کودکی در خارج از ایران

هویدا تنها دو سال داشت که پدرش به مأموریت دیپلماتیک در دمشق رفت. در نتیجه بخش بزرگی از دوران کودکی و نوجوانی خود را خارج از ایران گذراند.

خانواده ابتدا در دمشق و سپس در بیروت اقامت داشتند. هویدا در مدرسهٔ فرانسوی بیروت تحصیل کرد و زبان فرانسه عملاً به یکی از زبان‌های اصلی زندگی فکری او تبدیل شد. او همچنین عربی را به‌خوبی می‌دانست و بعدها انگلیسی نیز آموخت.[۱]

زندگی طولانی در محیط‌های عربی و اروپایی، آشنایی با ادبیات فرانسه و تماس با فرهنگ سیاسی اروپا بر شخصیت و علایق فکری او تأثیر گذاشت. برادرش فریدون هویدا در مصاحبهٔ تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران نیز بخش قابل توجهی از خاطرات خود را به سال‌های زندگی خانوادگی آنان در بیروت و تأثیر این محیط بر امیرعباس اختصاص داده است.[۴]

تحصیلات در اروپا

هویدا در ۱۳۱۷ برای ادامه تحصیل عازم پاریس شد. با بروز اختلاف دیپلماتیک میان حکومت رضاشاه و فرانسه، اقامت او در این کشور طولانی نشد. مدتی به لندن رفت و سرانجام تحصیلات عالی خود را در بلژیک ادامه داد.

او در دانشگاه آزاد بروکسل علوم سیاسی خواند و پس از حدود سه سال مدرک دانشگاهی گرفت.[۱]

در همین دوره به ادبیات و فلسفهٔ اروپایی علاقه‌مند شد. آثار نویسندگانی چون آندره ژید برای او اهمیت داشت و برای مدتی با اندیشه‌های چپ و مارکسیستی نیز آشنایی پیدا کرد؛ هرچند بعدها در فعالیت سیاسی خود به جنبش‌های مارکسیستی نپیوست.

بازگشت به ایران

هویدا در سال ۱۳۲۱ به ایران بازگشت. ایران در آن زمان در اشغال نیروهای متفقین قرار داشت و فضای سیاسی کشور پس از کناره‌گیری رضاشاه نسبت به دورهٔ پیشین بازتر شده بود.

او به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و هم‌زمان دورهٔ خدمت نظام وظیفه را به‌عنوان افسر وظیفه گذراند.[۱]

دانش زبان‌های خارجی و آشنایی با فرهنگ اروپا به او امکان داد با محافل ادبی و روشنفکری تهران ارتباط پیدا کند. در همین سال‌ها با نویسندگانی چون صادق هدایت و صادق چوبک آشنا شد. رابطهٔ او با چوبک سال‌ها ادامه یافت و مکاتبات پراکنده‌ای نیز با هدایت داشت.[۱]

آغاز فعالیت دیپلماتیک

نخستین مأموریت مهم هویدا در وزارت امور خارجه به سفارت ایران در پاریس مربوط می‌شد. او به‌عنوان وابستهٔ مطبوعاتی سفارت فعالیت کرد.

در این دوره برخی کارکنان سفارت به قاچاق ارز و طلا متهم شدند و نام هویدا نیز در برخی نشریات سیاسی ایران مطرح شد. این اتهام سال‌ها بعد نیز علیه او تکرار شد. با این حال، بررسی اسناد وزارت خارجه فرانسه که عباس میلانی به آنها استناد کرده است، نشان می‌دهد که هویدا در این ماجرا نقشی نداشته و نشریه‌ای که نخستین بار اتهام را مطرح کرده بود نیز بعداً مطالب خود را اصلاح کرد.[۱]

این نمونه از مواردی است که برخی اتهامات سیاسی علیه هویدا در دوره‌های بعد بدون توجه به اسناد موجود بازتولید شد.

عبدالله انتظام و حسن‌علی منصور

هویدا در دوران فعالیت دیپلماتیک با دو شخصیت که بعدها در مسیر سیاسی او اهمیت زیادی پیدا کردند روابط نزدیکی برقرار کرد: عبدالله انتظام و حسن‌علی منصور.

عبدالله انتظام از دیپلمات‌های باسابقه و بعدها مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود. هویدا مدتی تحت حمایت و راهنمایی او قرار داشت.

حسن‌علی منصور نیز که بعدها نخست‌وزیر شد، دوست نزدیک هویدا بود. دوستی و همکاری این دو در دهه‌های بعد نقش مهمی در ورود هویدا به سطوح بالای سیاست ایران ایفا کرد.[۲]

مأموریت در آلمان

پس از انتصاب عبدالله انتظام به یک مأموریت دیپلماتیک در آلمان، هویدا نیز به آن کشور رفت و چند سال در اشتوتگارت فعالیت کرد.

آلمان در آن زمان هنوز با پیامدهای جنگ جهانی دوم روبه‌رو بود. تجربهٔ مشاهده بازسازی آلمان پس از جنگ از جمله تجربه‌هایی بود که در نگاه هویدا به توسعه، مدیریت و نقش تکنوکراسی اثر گذاشت.

دوران دولت مصدق و فعالیت در سازمان ملل

در زمان نخست‌وزیری محمد مصدق و اوج نهضت ملی شدن صنعت نفت، هویدا در مرکز تحولات سیاسی ایران حضور فعالی نداشت.

در وزارت امور خارجه، ابتدا باقر کاظمی و سپس حسین فاطمی تغییراتی در دستگاه دیپلماسی ایجاد کردند. هویدا در این دوره از ایران خارج شد و مدتی در سازمان ملل متحد در ژنو کار کرد.[۱]

او در مأموریت‌های سازمان ملل به کشورهای مختلفی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین سفر کرد.

این دوره در تقویت نگاه بین‌المللی او و آشنایی‌اش با مسائل توسعه در کشورهای تازه‌استقلال‌یافته مؤثر بود.

بازگشت به وزارت امور خارجه

هویدا در اواسط دههٔ ۱۳۳۰ به وزارت امور خارجه بازگشت.

یکی از مأموریت‌های او سفارت ایران در ترکیه بود. اما اختلاف سبک کاری او با مسئولان سفارت موجب شد که مدت زیادی در این مقام نماند.

عبدالله انتظام و فؤاد روحانی زمینه انتقال او به شرکت ملی نفت ایران را فراهم کردند.[۱]

شرکت ملی نفت ایران

ورود به شرکت ملی نفت یکی از مراحل مهم پیشرفت اداری هویدا بود.

او در این شرکت به مقام مدیریتی رسید و به‌تدریج به‌عنوان مدیری تکنوکرات شناخته شد. هویدا در این دوره مجله‌ای با نام کاوش منتشر کرد و از روشنفکران و نویسندگان برای همکاری با آن دعوت کرد.

در نوشته‌های این دوره بر ضرورت نوسازی ایران، توسعهٔ دستگاه اداری و پرورش مدیران و کارشناسان ایرانی تأکید می‌کرد. از دید او، ایران باید به جای وابستگی دائمی به کارشناسان خارجی، طبقه‌ای از مدیران و متخصصان داخلی تربیت کند.[۲]

کانون مترقی

حسن‌علی منصور و گروهی از مدیران جوان و تحصیل‌کرده در اواخر دههٔ ۱۳۳۰ و اوایل دههٔ ۱۳۴۰ تشکلی به نام «کانون مترقی» تشکیل دادند.

هویدا از فعالان این گروه بود.

کانون مترقی عمدتاً متشکل از تکنوکرات‌ها و مدیران جوانی بود که به اصلاح دستگاه اداری، توسعه اقتصادی و نوسازی کشور در چارچوب سلطنت محمدرضا شاه اعتقاد داشتند.

هویدا در یادداشت‌های خود از نوعی همکاری مشروط با شاه برای پیشبرد برنامهٔ نوسازی سخن گفته بود.[۱]

کانون مترقی بعدها به یکی از پایه‌های تشکیل حزب ایران نوین تبدیل شد.

حزب ایران نوین

در سال ۱۳۴۲ کانون مترقی با تأیید حکومت گسترش یافت و به حزب ایران نوین تبدیل شد.

این حزب به سرعت به حزب غالب در ساختار سیاسی کشور تبدیل شد و پس از نخست‌وزیرشدن حسن‌علی منصور بخش بزرگی از مقام‌های دولتی را در اختیار گرفت.

هویدا یکی از چهره‌های اصلی حزب و از نزدیک‌ترین همکاران منصور بود.

وزیر دارایی

حسن‌علی منصور در اسفند ۱۳۴۲ نخست‌وزیر شد و هویدا را به وزارت دارایی منصوب کرد.

هویدا در وزارت دارایی کوشید برخی روش‌های اداری را اصلاح کند و از مدیران و کارشناسان جوان استفاده کند. ورود فناوری رایانه‌ای به برخی فرایندهای وزارتخانه و اصلاح روند تهیه بودجه از اقداماتی بود که در این دوره به او نسبت داده می‌شود.[۱]

همین دوره نخستین تماس‌های نزدیک و منظم هویدا با محمدرضا شاه را ایجاد کرد.

بر اساس روایت‌های موجود، شاه از شیوهٔ رفتار هویدا، تسلط او بر زبان فرانسه و آشنایی‌اش با فرهنگ و سیاست اروپا استقبال می‌کرد.

ترور حسن‌علی منصور

در اول بهمن ۱۳۴۳ حسن‌علی منصور در مقابل مجلس شورای ملی هدف سوءقصد قرار گرفت.

عاملان ترور با گروه مذهبی مرتبط با هیئت‌های مؤتلفه اسلامی ارتباط داشتند. منصور چند روز بعد، در ۶ بهمن، بر اثر جراحات وارده درگذشت.

زمینه سیاسی ترور با اعتراض نیروهای مذهبی به تصویب مصونیت قضایی مستشاران آمریکایی و تبعید روح‌الله خمینی ارتباط داشت.[۱]

پس از تیراندازی به منصور، محمدرضا شاه ابتدا هویدا را موقتاً مأمور تشکیل دولت کرد و پس از مرگ منصور، او را رسماً به نخست‌وزیری منصوب کرد.

در محافل سیاسی آن زمان تصور می‌شد دوران نخست‌وزیری هویدا کوتاه خواهد بود؛ اما این دوره بیش از دوازده سال ادامه یافت.[۲]

نخست‌وزیری

هویدا از بهمن ۱۳۴۳ تا مرداد ۱۳۵۶ نخست‌وزیر ایران بود.

دوام کم‌سابقهٔ او در این مقام بیش از هر چیز با ساختار قدرت در دورهٔ محمدرضا شاه ارتباط داشت. از دههٔ ۱۳۴۰ به بعد شاه هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری‌های داخلی، سیاست خارجی، نظامی و اقتصادی مداخله مستقیم می‌کرد.

در چنین شرایطی نخست‌وزیر بیش از گذشته به مجری سیاست‌های شاه تبدیل شده بود.

خود هویدا نیز در مقطعی نقش نخست‌وزیر را به نوعی «رئیس دفتر» شاه تشبیه کرده بود؛ عبارتی که بعدها منتقدانش برای نشان‌دادن کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری به آن استناد کردند.[۱]

سبک مدیریتی

هویدا در سال‌های نخست نخست‌وزیری تلاش داشت چهره‌ای ساده و غیرتشریفاتی از خود ارائه دهد.

او گاه شخصاً اتومبیل پیکان خود را می‌راند، روابط نزدیکی با روزنامه‌نگاران برقرار می‌کرد و کوشش می‌کرد میان دولت و بخشی از روشنفکران ارتباط ایجاد کند.

پوشش مرتب، پیپ، عصا و گل ارکیده‌ای که اغلب به لباسش می‌زد از ویژگی‌های شناخته‌شدهٔ ظاهر او شد.

هویدا همچنین شبکهٔ گسترده‌ای از روابط شخصی با مدیران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و سیاستمداران داشت و در حفظ این ارتباط‌ها مهارت نشان می‌داد.[۱]

رابطه با محمدرضا شاه

یکی از اصلی‌ترین موضوعات در ارزیابی هویدا رابطهٔ او با محمدرضا شاه است.

در ساختار سیاسی ایران آن دوره، شاه تصمیم‌گیر اصلی در مسائل راهبردی بود. سیاست خارجی، امور نظامی و امنیتی و بخش بزرگی از سیاست‌های کلان اقتصادی تحت نظارت مستقیم او قرار داشت.

هویدا توانست با پذیرش این ساختار، بیش از هر نخست‌وزیر دیگری در دورهٔ پهلوی دوم در مقام خود باقی بماند.

منتقدان او این سازگاری را نشانهٔ ضعف سیاسی و تسلیم در برابر تمرکز قدرت شاه می‌دانند. در مقابل، برخی نزدیکان و مدافعان او استدلال کرده‌اند که هویدا در محدوده‌ای که نظام سیاسی اجازه می‌داد برای گسترش مدیریت حرفه‌ای و توسعه اقتصادی تلاش می‌کرد.[۲]

توسعه اقتصادی

بخش بزرگی از دوران نخست‌وزیری هویدا با رشد سریع اقتصاد ایران همراه بود.

افزایش درآمد نفت، سرمایه‌گذاری دولتی، توسعه صنایع، گسترش شبکه‌های حمل‌ونقل و برق، افزایش شهرنشینی و سرمایه‌گذاری در آموزش از ویژگی‌های این دوره بود.

به‌ویژه پس از جهش قیمت نفت در ۱۳۵۲، منابع مالی دولت به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.

هویدا در سخنرانی‌های خود از رشد درآمد سرانه، افزایش شمار دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و توسعه زیرساخت‌های کشور به‌عنوان نشانه‌های موفقیت برنامه‌های توسعه یاد می‌کرد.[۱]

با این حال، سرعت بالای هزینه‌کرد درآمدهای نفتی پیامدهایی مانند تورم، کمبود نیروی متخصص، فشار بر زیرساخت شهری و افزایش نابرابری‌های منطقه‌ای و اجتماعی نیز به همراه داشت.

افزایش درآمد نفت

جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳ و تحولات بازار جهانی انرژی موجب افزایش شدید قیمت نفت شد.

درآمد نفتی ایران طی مدت کوتاهی چند برابر شد و دولت برنامه‌های بسیار گسترده‌ای برای توسعه اقتصادی، صنعتی و نظامی آغاز کرد.

شاه خواهان آن بود که ایران در زمانی کوتاه به یکی از قدرت‌های صنعتی جهان تبدیل شود.

برخی اقتصاددانان و مدیران سازمان برنامه دربارهٔ سرعت بیش از حد هزینه‌ها و پیامدهای تورمی آن هشدار دادند. با این حال، بخش بزرگی از برنامه‌های بلندپروازانه دولت ادامه یافت.

از همین دوره مشکلاتی مانند افزایش قیمت‌ها، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، کمبود مسکن و فشار بر ظرفیت اجرایی دولت شدت گرفت.

آموزش و دانشگاه‌ها

دوران نخست‌وزیری هویدا با گسترش سریع نظام آموزشی همراه بود.

شمار مدارس، دانشگاه‌ها و دانشجویان افزایش یافت و هزاران دانشجوی ایرانی برای تحصیل به اروپا و آمریکای شمالی اعزام شدند.

هویدا در سال‌های پایانی نخست‌وزیری اعلام می‌کرد تعداد مراکز آموزش عالی کشور در مقایسه با اوایل دههٔ ۱۳۴۰ به‌شدت افزایش یافته است.[۱]

گسترش آموزش عالی، در کنار افزایش شهرنشینی، به پیدایش طبقهٔ متوسط تحصیل‌کرده بزرگ‌تری انجامید؛ گروهی که بخش‌هایی از آن در سال‌های بعد به منتقد ساختار سیاسی تبدیل شدند.

صنعت و زیرساخت

در دورهٔ هویدا صنایع فولاد، خودروسازی، پتروشیمی، ماشین‌سازی و صنایع مصرفی توسعه یافتند.

شبکه‌های برق و جاده نیز گسترش پیدا کردند.

تولید خودرو پیکان از نمادهای صنعتی‌شدن این دوره بود و خود هویدا نیز در تبلیغ آن از پیکان استفاده می‌کرد.

سرمایه‌گذاری‌های صنعتی عمدتاً با حمایت دولت و درآمد نفت صورت می‌گرفت و بخش خصوصی وابستگی زیادی به سیاست‌های دولتی و اعتبارات بانکی داشت.

اصلاحات اجتماعی

نخست‌وزیری هویدا هم‌زمان با ادامه برنامه‌های انقلاب سفید بود.

برنامه‌هایی مانند اصلاحات ارضی، سپاه دانش، سپاه بهداشت، گسترش حقوق سیاسی زنان و برخی اصلاحات آموزشی و اداری در این دوره ادامه یافتند.

حق رأی زنان پیش از نخست‌وزیری او برقرار شده بود، اما حضور زنان در مجلس و مشاغل دولتی در دورهٔ او افزایش یافت.

نیره ابتهاج سمیعی، نماینده مجلس در آن دوره، در تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران دربارهٔ ساختار حزب ایران نوین، سیاست‌های دولت در زمینه حقوق زنان و دیدگاه‌های هویدا خاطراتی بیان کرده است.[۵]

حزب ایران نوین و نظام حزبی

حزب ایران نوین در بیشتر دوران نخست‌وزیری هویدا حزب اکثریت بود.

نظام سیاسی ایران در ظاهر دارای رقابت حزبی بود، اما انتخابات و احزاب تحت نظارت شدید حکومت قرار داشتند و امکان انتقال واقعی قدرت از طریق رقابت آزاد سیاسی محدود بود.

هویدا مدتی دبیرکل حزب ایران نوین نیز بود.

ادغام تدریجی حزب و دولت و وابستگی مقام‌های سیاسی به حمایت دربار از جمله ویژگی‌های نظام سیاسی این دوره بود.

ساواک و محدودیت سیاسی

دوران هویدا همچنین با فعالیت گسترده سازمان اطلاعات و امنیت کشور، مشهور به ساواک، همراه بود.

ساواک مسئول مقابله با مخالفان سیاسی حکومت بود و گروه‌های چپ، ملی‌گرا، مذهبی و سازمان‌های مسلح را زیر نظر داشت.

بازداشت مخالفان، سانسور و محدودیت آزادی مطبوعات از موضوعات اصلی انتقاد از حکومت پهلوی در این دوره بود.

اختیار مستقیم هویدا بر ساواک محدود بود و این سازمان مستقیماً با شاه ارتباط داشت؛ با این حال، از نظر سیاسی دولت هویدا بخشی از ساختار حکومتی‌ای بود که این محدودیت‌ها در آن اعمال می‌شد.

همین مسئله در ارزیابی مسئولیت سیاسی او اهمیت دارد.

رابطه با روشنفکران

هویدا برخلاف بسیاری از رجال سنتی حکومت، به ادبیات و هنر علاقه داشت و با شماری از نویسندگان و روشنفکران شخصاً آشنا بود.

صادق چوبک از دوستان قدیمی او بود و هویدا با محافل فرهنگی تهران ارتباط داشت.

او در سال‌های نخست نخست‌وزیری می‌کوشید فاصله میان حکومت و روشنفکران را کاهش دهد، اما گسترش سانسور و محدودیت فعالیت سیاسی موجب شد این تلاش‌ها اثر محدودی داشته باشد.[۱]

برخی روشنفکران او را سیاستمداری اهل کتاب و فرهنگ می‌دانستند، در حالی که منتقدانی مانند مصطفی رحیمی تأکید هویدا بر شخصیت روشنفکرانه را با نقش سیاسی او در ساختار اقتدارگرای حکومت ناسازگار می‌دانستند.

حزب رستاخیز

محمدرضا شاه در اسفند ۱۳۵۳ اعلام کرد همهٔ احزاب موجود منحل و یک حزب واحد با نام حزب رستاخیز ملت ایران تشکیل می‌شود.

هویدا نخستین دبیرکل حزب رستاخیز شد.

این اقدام عملاً نظام تک‌حزبی را در ایران رسمی کرد.

بر اساس پژوهش ایرانیکا، هویدا در محافل خصوصی نسبت به تشکیل حزب رستاخیز انتقادهایی داشت، اما در عمل مسئولیت دبیرکلی آن را پذیرفت و برای سازمان‌دهی حزب تلاش کرد.[۱]

تلاش حزب برای گسترش عضویت، دخالت در فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد شعبه در سراسر کشور به افزایش نارضایتی بخش‌هایی از جامعه، از جمله بازار و روحانیان، انجامید.

مبارزه با گران‌فروشی

در میانهٔ دههٔ ۱۳۵۰ و با افزایش تورم، دولت و حزب رستاخیز برنامه‌ای گسترده برای مقابله با گران‌فروشی اجرا کردند.

بازرسان حزبی و دولتی به بازارها اعزام شدند و شماری از بازرگانان و کسبه جریمه، بازداشت یا تحت فشار قرار گرفتند.

منتقدان معتقد بودند دولت به جای مقابله با عوامل ساختاری تورم، کسبه و بازار را مقصر معرفی کرده است.

این سیاست به تیره‌ترشدن رابطه حکومت با بخش‌هایی از بازار انجامید و از جمله عواملی بود که بر نارضایتی اجتماعی در آستانه انقلاب افزود.

کاهش نقش نخست‌وزیری

یکی از مهم‌ترین نقدهای تاریخی به دوره هویدا تضعیف جایگاه نخست‌وزیری در برابر شاه است.

قانون اساسی مشروطه دولت را در برابر مجلس مسئول می‌دانست، اما در عمل طی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تصمیم‌های کلیدی هرچه بیشتر در دربار گرفته می‌شدند.

شاه در امور نظامی، سیاست خارجی، بودجه، برنامه‌های توسعه و انتصاب مقام‌های مهم دخالت مستقیم داشت.

دوام دوازده‌ساله هویدا از یک سو ثبات مدیریتی ایجاد کرد و از سوی دیگر نمادی از کاهش استقلال مقام نخست‌وزیری شد.

فساد و نظام اداری

فساد اقتصادی و استفاده از روابط شخصی در نظام اداری یکی از موضوعات مهم انتقاد از حکومت پهلوی بود.

در سال‌های رونق نفتی، گسترش قراردادهای دولتی و افزایش شدید مخارج حکومت فرصت‌های بیشتری برای فساد و رانت ایجاد کرد.

دربارهٔ شخص هویدا اتهامات متعددی مطرح شده است؛ با این حال، میان فساد ساختاری حکومت و اثبات فساد شخصی او باید تمایز گذاشت.

پژوهش‌های عباس میلانی برخی اتهامات قدیمی دربارهٔ هویدا را فاقد سند کافی می‌داند و تصویری از او به‌عنوان فردی که شخصاً ثروت عظیمی اندوخته باشد ارائه نمی‌کند.[۲]

با این حال، منتقدان وی معتقد بودند نخست‌وزیر مسئول سیاسی دستگاهی بود که در آن فساد و روابط مبتنی بر نفوذ گسترش یافته بود.

زندگی شخصی

هویدا در سال ۱۳۴۵ با لیلا امامی ازدواج کرد. لیلا امامی خواهر همسر حسن‌علی منصور بود.

این ازدواج چند سال بیشتر دوام نیاورد و در سال ۱۳۵۰ به طلاق انجامید؛ با این حال، رابطه دوستانه آنان پس از جدایی ادامه پیدا کرد.[۱]

هویدا فرزندی نداشت.

او به کتاب، سینما و ادبیات علاقه فراوان داشت. مجموعه‌ای از پیپ‌ها و عصاها داشت و گل ارکیده‌ای که به یقه کت خود می‌زد به یکی از نشانه‌های ظاهری شناخته‌شده او تبدیل شده بود.

پایان نخست‌وزیری

در مرداد ۱۳۵۶ محمدرضا شاه تصمیم گرفت پس از بیش از دوازده سال هویدا را از نخست‌وزیری کنار بگذارد.

در ۱۴ مرداد ۱۳۵۶ شاه در دیدار با هویدا از او خواست استعفا دهد و جمشید آموزگار جانشین او شد.[۱]

این تغییر هم‌زمان با شرایط تازه داخلی و خارجی بود. دولت جیمی کارتر در آمریکا بر موضوع حقوق بشر تأکید بیشتری می‌کرد و حکومت ایران نیز درصدد اصلاح برخی سیاست‌ها و تغییر فضای سیاسی بود.

وزیر دربار

پس از پایان نخست‌وزیری، هویدا به سمت وزیر دربار منصوب شد.

این مقام از نظر تشریفاتی مهم بود و امکان ارتباط نزدیک با شاه را فراهم می‌کرد، اما هویدا دیگر مسئول اداره دولت نبود.

اقامت او در دربار نیز طولانی نشد. با شدت گرفتن بحران سیاسی در سال ۱۳۵۷ و گسترش اعتراضات، موقعیت بسیاری از رجال قدیمی حکومت متزلزل شد.

بحران ۱۳۵۷

در سال ۱۳۵۷ اعتراض‌های ضدحکومتی در سراسر ایران گسترش یافت.

دولت‌های جمشید آموزگار، جعفر شریف‌امامی و سپس غلامرضا ازهاری نتوانستند بحران را مهار کنند.

حکومت برای آرام‌کردن مخالفان مجموعه‌ای از اقدامات انجام داد؛ از جمله آزادی زندانیان سیاسی، محدودکردن ساواک و بازداشت شماری از مقام‌های پیشین به اتهام فساد.

هویدا که برای سال‌ها چهره اصلی دولت پهلوی بود، به یکی از مهم‌ترین اهداف این سیاست تبدیل شد.

بازداشت به دستور حکومت پهلوی

در ۱۸ آبان ۱۳۵۷، برابر با ۸ نوامبر ۱۹۷۸، هویدا به دستور حکومت بازداشت شد.[۱][۶]

تصمیم به بازداشت او در جلسه‌ای با حضور محمدرضا شاه اتخاذ شده بود. مقامات حکومت بازداشت هویدا و ده‌ها مقام پیشین را بخشی از مبارزه با فساد معرفی کردند.

در همان زمان مخالفان حکومت این اقدام را تلاشی برای قربانی‌کردن رجال پیشین و منحرف‌کردن اعتراض‌ها می‌دانستند.

روح‌الله خمینی نیز در مصاحبه‌ای در آبان ۱۳۵۷ بازداشت هویدا و دیگر مقام‌ها را اقدامی برای فریب افکار عمومی خواند.[۷]

فرصت خروج از ایران

پیش از بازداشت و حتی در دوران نگهداری، امکان‌هایی برای خروج هویدا از ایران مطرح شد.

به روایت عباس میلانی، دوستان او در فرانسه نیز طرحی برای خارج‌کردنش از ایران تهیه کرده بودند، اما هویدا نپذیرفت.[۱]

در روزهای فروپاشی حکومت، نگهبانان محل بازداشت او نیز محل را ترک کردند و عملاً امکان فرار برایش فراهم شد.

با این حال، هویدا در ایران ماند.

دلایل این تصمیم متفاوت تفسیر شده‌اند. تعلق به ایران، نگرانی درباره مادر سالخورده و باور به امکان دفاع از عملکرد خود در دادگاه از جمله دلایلی است که در منابع مطرح شده است.[۲]

سقوط حکومت پهلوی

در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نظام سلطنتی فروپاشید.

هویدا که دیگر نگهبانی نداشت، به جای فرار خود را به مقامات دولت موقت معرفی کرد.

او در ۲۴ بهمن در یک نشست خبری توضیح داد که امکان خروج داشته اما تصمیم گرفته است بماند و در برابر اتهام‌هایی که علیه او مطرح می‌شود پاسخ دهد.[۸]

او سپس به مدرسه رفاه، یکی از مراکز اصلی اداره امور انقلاب، منتقل شد.

دادگاه انقلاب

رسیدگی به پرونده هویدا در دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست صادق خلخالی انجام شد.

جلسه نخست محاکمه در اسفند ۱۳۵۷ برگزار شد و پس از مدتی متوقف گردید.

جلسه دوم در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ برگزار شد.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه او مجموعه‌ای بسیار گسترده از موضوعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی را شامل می‌شد؛ از همکاری با حکومت پهلوی و وابستگی به قدرت‌های خارجی تا مشارکت در سرکوب مخالفان و فساد اقتصادی.

برخی از اتهامات با مسئولیت سیاسی او به‌عنوان نخست‌وزیر مرتبط بودند، در حالی که برخی دیگر، از جمله اتهام‌های قدیمی درباره قاچاق در دوران مأموریت پاریس، پیش‌تر مورد تردید یا رد اسناد قرار گرفته بودند.[۱]

شرایط محاکمه

دادگاه هویدا با معیارهای دادرسی معمول فاصله زیادی داشت.

او وکیل مدافع مستقل نداشت و امکان آماده‌سازی یک دفاع حقوقی طولانی و منظم برایش فراهم نشد.

گزارش‌های مطبوعاتی آن زمان محاکمه را بسیار سریع توصیف کردند. واشنگتن پست در گزارش روز اعدام نوشت که دادگاه به‌صورت غیرعلنی برگزار شد و سپس حکم اعدام اجرا گردید.[۳]

مهدی بازرگان و برخی چهره‌های دولت موقت خواهان محاکمه‌ای علنی و حقوقی بودند که در آن امکان دفاع کامل فراهم شود، اما این دیدگاه در برابر جناح طرفدار دادگاه‌های سریع انقلابی غالب نشد.[۱]

حکم اعدام

دادگاه انقلاب هویدا را به اعدام محکوم کرد.

حکم در همان روز، ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، اجرا شد.

در گزارش رسمی، اعدام او اجرای حکم دادگاه انقلاب معرفی شد.

اما دربارهٔ چگونگی دقیق مرگ هویدا روایت‌های متفاوتی وجود دارد.

بر اساس روایت عباس میلانی که بر مصاحبه‌ها و منابع متعدد تکیه دارد، پس از خروج از جلسه دادگاه و پیش از اجرای رسمی حکم، فردی به هویدا شلیک کرد؛ هویدا زخمی شد و سپس با شلیک دیگری کشته شد.[۲]

گزارش‌های خبری همان روز نیز کشته‌شدن او پس از محاکمه سریع و محرمانه را تأیید کردند، اگرچه در جزئیات نحوه شلیک تفاوت‌هایی میان روایت‌ها وجود دارد.[۳]

بنابراین، اصل صدور حکم اعدام و کشته‌شدن هویدا در همان روز قطعی است، اما جزئیات لحظات پایانی او در منابع به شکل کاملاً یکسان روایت نشده است.

جسد و محل دفن

جسد هویدا مدتی در سردخانه نگهداری شد.

بر اساس روایت ایرانیکا، حدود سه ماه طول کشید تا امکان خاکسپاری او فراهم شود. خانواده نگران بودند مراسم دفن یا محل قبر مورد تعرض قرار گیرد.[۱]

در نهایت او در قبری بدون نشان دفن شد.

مادر هویدا که در آن زمان بیمار و سالخورده بود، به گفته برخی نزدیکان از مرگ پسرش آگاه نشد.[۲]

ارزیابی دوران هویدا

ارزیابی تاریخی هویدا با دیدگاه‌های بسیار متفاوت همراه است.

طرفداران او به رشد سریع اقتصادی، توسعه صنایع، افزایش آموزش عالی، گسترش زیرساخت و ظهور نسلی از تکنوکرات‌ها در دوران نخست‌وزیری‌اش اشاره می‌کنند.

منتقدان در مقابل تأکید می‌کنند که همین دوره با تمرکز قدرت در دست شاه، سرکوب مخالفان، کاهش نقش مجلس و احزاب، سانسور، گسترش ساواک و سرانجام نظام تک‌حزبی رستاخیز همراه بود.

این دو جنبه از دوره هویدا را نمی‌توان به آسانی از یکدیگر جدا کرد؛ توسعه اقتصادی سریع در بستری سیاسی رخ داد که امکان مشارکت و رقابت آزاد سیاسی بسیار محدود بود.

هویدا و مسئولیت سیاسی حکومت

یکی از پرسش‌های اصلی درباره هویدا آن است که چه اندازه از سیاست‌های حکومت پهلوی را می‌توان مستقیماً به او نسبت داد.

نخست‌وزیر بر بخش‌های مهمی از دستگاه اجرایی نظارت داشت، اما شاه در سیاست‌های اصلی، نیروهای مسلح، امنیت، سیاست خارجی و انتصاب بسیاری از مقام‌های کلیدی نقش تعیین‌کننده داشت.

ساواک نیز بیش از آنکه تابع مستقیم نخست‌وزیر باشد به شاه گزارش می‌داد.

با این همه، طولانی‌بودن نخست‌وزیری هویدا به این معنا بود که او برای بیش از یک دهه مهم‌ترین مقام اجرایی حکومت پس از شاه بود و مسئولیت سیاسی عملکرد دولت را نمی‌توان کاملاً از او جدا کرد.

همین دوگانگی، یعنی محدودیت اختیار واقعی از یک سو و استمرار طولانی همکاری با حکومت از سوی دیگر، از مسائل مرکزی در پژوهش‌های مربوط به هویداست.[۲]

هویدا و انقلاب ۱۳۵۷

برخی تحلیل‌ها هویدا را نمادی از نسل تکنوکرات‌هایی می‌دانند که خواهان نوسازی اقتصادی ایران بودند اما نتوانستند یا نخواستند توسعه اقتصادی را با توسعه سیاسی همراه کنند.

در دههٔ ۱۳۵۰ شکاف میان جامعه‌ای که به سرعت در حال شهرنشینی و تحصیل‌کرده‌شدن بود و ساختار سیاسی بسته حکومت افزایش یافت.

در عین حال، تورم، نارضایتی بازار، فساد اداری، محدودیت سیاسی و سیاست‌های حزب رستاخیز بر فشارهای اجتماعی افزودند.

هویدا در بخش بزرگی از این دوره نخست‌وزیر بود و به همین دلیل پس از آغاز بحران به یکی از نمادهای نظام پهلوی تبدیل شد.

شخصیت فرهنگی

حتی بسیاری از منتقدان هویدا علاقه او به کتاب و فرهنگ را انکار نکرده‌اند.

او آثار ادبی فرانسه را می‌خواند، به سینما علاقه داشت و با نویسندگان و هنرمندان ارتباط داشت.

هویدا از خوانندگان آثار آندره ژید، آندره مالرو و نویسندگان اروپایی بود و در عین حال آثار داستانی عامه‌پسند، از جمله رمان‌های پلیسی، را نیز می‌خواند.[۱]

ظاهر اروپایی، زبان فرانسه روان و معاشرت با روشنفکران از او چهره‌ای متفاوت با بسیاری از سیاستمداران سنتی ایران ساخته بود.

همین خصوصیات نیز موجب ارزیابی‌های متضاد شد؛ برخی او را «روشنفکری در خدمت سلطنت» می‌دیدند و برخی دیگر روشنفکرنمایی او را نوعی پوشش برای همکاری طولانی با نظام اقتدارگرا تلقی می‌کردند.

فراماسونری

نام هویدا در پژوهش‌ها و آثار مربوط به فراماسونری در ایران نیز آمده است.

ایرانیکا بر اساس برخی منابع از عضویت او در تشکیلات فراماسونری یاد می‌کند.[۱]

در فضای سیاسی ایران پیش و پس از انقلاب، عضویت در لژهای فراماسونری اغلب با ادعاهای گسترده‌تری درباره نفوذ خارجی درآمیخته بود؛ با این حال، برای ارزیابی تاریخی باید میان عضویت در یک لژ و ادعاهای اثبات‌نشده درباره جاسوسی یا وابستگی سیاسی تمایز گذاشت.

مسئله مذهب هویدا

موضوع مذهب هویدا نیز در زندگی او به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شد.

مخالفان مذهبی حکومت بارها او را «بهایی» معرفی می‌کردند. اما پژوهش ایرانیکا تأکید می‌کند که اگرچه در خانواده پدری او پیشینه بهایی وجود داشته، شواهد کافی برای اینکه خود هویدا پیرو آیین بهایی بوده باشد وجود ندارد.[۱]

برخی دوستان نزدیک او حتی از گرایش شخصی غیرمذهبی یا شکاکانه او سخن گفته‌اند.

از این رو، نسبت‌دادن قطعی هویت مذهبی بهایی به شخص هویدا با شواهد موجود سازگار نیست و باید میان تبار خانوادگی و باور شخصی او تمایز گذاشت.

هویدا در خاطرات رجال دوره پهلوی

چهره هویدا در خاطرات رجال سیاسی دوره پهلوی نیز بسیار متناقض است.

اسدالله علم در یادداشت‌های خود گاه با لحنی تند از او انتقاد می‌کند و او را بیش از اندازه سازگار با شاه می‌داند.

در مقابل، برخی مدیران و همکاران هویدا در مصاحبه‌های تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران او را مدیری دقیق، باهوش و اهل گفت‌وگو معرفی کرده‌اند.

پرویز راجی، که در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ ریاست دفتر نخست‌وزیر را برعهده داشت، در تاریخ شفاهی خود اطلاعاتی درباره شیوه مدیریت و محیط دفتر هویدا ارائه کرده است.[۹]

تفاوت این روایت‌ها خود نشان‌دهنده جایگاه پیچیده و مناقشه‌برانگیز هویدا در میان نخبگان سیاسی آن دوره است.

کتاب «معمای هویدا» و پژوهش عباس میلانی

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های جدید درباره زندگی هویدا کتاب عباس میلانی با عنوان The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.[۲]

این اثر بر اسناد آرشیوی، نامه‌ها، خاطرات و بیش از صد مصاحبه با دوستان، بستگان، همکاران و مخالفان هویدا استوار است.

نسخه فارسی آن با عنوان معمای هویدا نیز شناخته شده است.

کتاب میلانی کوشید از تصویرهای کاملاً سیاه یا کاملاً سفید درباره هویدا فاصله بگیرد و زندگی او را در ارتباط با مسئله نوسازی، اقتدارگرایی و بحران سیاسی دوران پهلوی بررسی کند.

این کتاب خود نیز با نقدهایی روبه‌رو شد؛ برخی منتقدان معتقد بودند میلانی چهره‌ای بیش از اندازه روشنفکر و مثبت از هویدا ترسیم کرده است. همین مناقشه نشان می‌دهد که ارزیابی هویدا همچنان بخشی از اختلاف گسترده‌تر درباره تاریخ دوره پهلوی است.

اهمیت تاریخی

اهمیت هویدا تنها به طولانی‌بودن نخست‌وزیری‌اش محدود نمی‌شود.

زندگی سیاسی او تقریباً تمام تناقض‌های اصلی دوران متأخر پهلوی را در خود جمع کرده است: تلاش برای نوسازی و توسعه اقتصادی، رشد تکنوکراسی و آموزش در کنار تمرکز سیاسی، محدودیت آزادی و وابستگی تصمیم‌گیری به دربار.

او همچنین نمونه‌ای از نسلی از مدیران ایرانی بود که بخش بزرگی از آموزش و تجربه خود را در غرب به دست آورده و تصور می‌کردند می‌توان با تکیه بر مدیریت فنی و رشد اقتصادی جامعه را مدرن کرد.

انقلاب ۱۳۵۷ نشان داد که توسعه اقتصادی بدون حل مسئله مشارکت سیاسی، مشروعیت و توزیع قدرت نمی‌تواند به‌تنهایی ثبات یک نظام سیاسی را تضمین کند.

سرنوشت شخصی هویدا نیز از همین منظر نمادین بود: سیاستمداری که بیش از دوازده سال در رأس دولت پهلوی قرار داشت، در ماه‌های پایانی همان حکومت بازداشت شد و کمتر از دو ماه پس از انقلاب در دادگاهی سریع به اعدام محکوم و کشته شد.

گاهشمار زندگی

  • ۲۸ بهمن ۱۲۹۷ ـ تولد در تهران.
  • اوایل دههٔ ۱۳۰۰ ـ مهاجرت خانواده به دمشق به دلیل مأموریت دیپلماتیک پدر.
  • دههٔ ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ ـ تحصیل در بیروت.
  • ۱۳۱۷ ـ سفر به فرانسه برای ادامه تحصیل.
  • اواخر دههٔ ۱۳۱۰ ـ تحصیل در لندن و سپس بروکسل.
  • ۱۳۲۱ ـ بازگشت به ایران و ورود به وزارت امور خارجه.
  • دههٔ ۱۳۲۰ ـ مأموریت در سفارت ایران در پاریس و سپس آلمان.
  • اوایل دههٔ ۱۳۳۰ ـ فعالیت در سازمان ملل متحد.
  • اواسط دههٔ ۱۳۳۰ ـ بازگشت به وزارت امور خارجه و مأموریت در ترکیه.
  • دههٔ ۱۳۳۰ ـ انتقال به شرکت ملی نفت ایران.
  • اواخر دههٔ ۱۳۳۰ ـ همکاری با حسن‌علی منصور و کانون مترقی.
  • ۱۳۴۲ ـ مشارکت در شکل‌گیری حزب ایران نوین.
  • اسفند ۱۳۴۲ ـ انتصاب به وزارت دارایی در دولت حسن‌علی منصور.
  • ۱ بهمن ۱۳۴۳ ـ ترور حسن‌علی منصور.
  • بهمن ۱۳۴۳ ـ آغاز نخست‌وزیری امیرعباس هویدا.
  • ۱۳۴۵ ـ ازدواج با لیلا امامی.
  • ۱۳۵۰ ـ جدایی از لیلا امامی.
  • اسفند ۱۳۵۳ ـ تشکیل حزب رستاخیز و انتخاب هویدا به دبیرکلی آن.
  • ۱۴ مرداد ۱۳۵۶ ـ پایان نخست‌وزیری و جانشینی جمشید آموزگار.
  • ۱۳۵۶ ـ انتصاب به وزارت دربار.
  • ۱۸ آبان ۱۳۵۷ ـ بازداشت به دستور حکومت پهلوی.
  • ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ـ سقوط حکومت پهلوی.
  • ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ ـ تسلیم داوطلبانه به مقامات حکومت جدید.
  • اسفند ۱۳۵۷ ـ نخستین جلسه محاکمه.
  • ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ ـ ادامه محاکمه، صدور حکم اعدام و کشته‌شدن در تهران.

مناصب مهم

  • دیپلمات وزارت امور خارجه؛
  • کارمند سازمان ملل متحد؛
  • مدیر در شرکت ملی نفت ایران؛
  • عضو و از چهره‌های اصلی کانون مترقی؛
  • عضو ارشد حزب ایران نوین؛
  • وزیر دارایی در کابینه حسن‌علی منصور؛
  • نخست‌وزیر ایران از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶؛
  • دبیرکل حزب ایران نوین؛
  • نخستین دبیرکل حزب رستاخیز؛
  • وزیر دربار از ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ ۱٫۱۶ ۱٫۱۷ ۱٫۱۸ ۱٫۱۹ ۱٫۲۰ ۱٫۲۱ ۱٫۲۲ ۱٫۲۳ ۱٫۲۴ ۱٫۲۵ ۱٫۲۶ ۱٫۲۷ ۱٫۲۸ ۱٫۲۹ Abbas Milani, “Hoveyda, Amir-Abbas,” Encyclopaedia Iranica, Vol. XII, Fasc. 5, pp. 543–550, 2004, updated 10 November 2014.
  2. ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ Abbas Milani, The Persian Sphinx: Amir Abbas Hoveyda and the Riddle of the Iranian Revolution, Washington, D.C.: Mage Publishers, 2000.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Dusko Doder, “Shah's Premier, Hoveyda, Secretly Tried, Executed,” The Washington Post, 7 April 1979.
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Foundation for Iranian Studies, “Interview with Fereydun Hoveyda,” Oral History Program, 20 June 1988 and 5 May 1989.
  5. ↑ Foundation for Iranian Studies, “Interview with Nayyereh Ebtehaj-Samii,” Oral History Program, April 1984.
  6. ↑ William Claiborne, “Former Prime Minister Jailed In Iranian Anticorruption Drive,” The Washington Post, 8 November 1978.
  7. ↑ روح‌الله خمینی، مصاحبه دربارهٔ بازداشت امیرعباس هویدا، نوفل‌لوشاتو، ۱۸ آبان ۱۳۵۷، صحیفه امام، جلد ۴، صص ۳۸۹–۳۹۱.
  8. ↑ Abdorrahman Boroumand Center for Human Rights in Iran, “Amir Abbas Hoveyda: One Person’s Story.”
  9. ↑ Foundation for Iranian Studies, “Interview with Parviz Raji,” Oral History Program.