مهدیه مددزاده
| مهدیه مددزاده | |
|---|---|
مهدیه مددزاده | |
| زادروز | ۱۳۵۸ جلفا، استان آذربایجان شرقی، ایران |
| درگذشت | ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ قرارگاه اشرف، استان دیالی، عراق |
| علت مرگ | اصابت گلولهٔ تکتیرانداز در جریان حملهٔ نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف |
| آرامگاه | مزار مروارید، قرارگاه اشرف |
| محل زندگی | جلفا، ایران؛ قرارگاه اشرف، عراق |
| ملیت | ایرانی |
| تابعیت | ایرانی |
| تحصیلات | کارشناسی مهندسی کامپیوتر، گرایش نرمافزار |
| پیشه | مهندس نرمافزار و فعال سیاسی |
| سالهای فعالیت | ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۰ |
| نهاد | سازمان مجاهدین خلق ایران |
| شناختهشده برای | پیوستن به مقاومت ایران، حضور در قرارگاه اشرف و جانباختن همراه برادرش در حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ |
| نقشهای برجسته | عضو سازمان مجاهدین خلق ایران |
| شهر خانگی | جلفا |
| حزب سیاسی | سازمان مجاهدین خلق ایران |
| جنبش | مقاومت ایران |
| مخالفان | حکومت جمهوری اسلامی ایران |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| خویشاوندان | اکبر مددزاده (برادر)؛ شبنم مددزاده (خواهر)؛ فرزاد مددزاده (برادر) |
مهدیه مددزاده (۱۳۵۸، جلفا – ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، قرارگاه اشرف) مهندس نرمافزار، فعال سیاسی و عضو سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او پس از دریافت مدرک کارشناسی مهندسی کامپیوتر در ایران، در ۲۹سالگی از کشور خارج شد و در خرداد ۱۳۸۷ به سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف پیوست.[۱]
مهدیه مددزاده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، هنگام حملهٔ گستردهٔ نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف، هدف گلولهٔ تکتیرانداز قرار گرفت و در ۳۲سالگی جان باخت. اکبر مددزاده، برادر او، نیز در همان حمله کشته شد. مهدیه و اکبر از جمله ۳۶ عضو سازمان مجاهدین بودند که در جریان این حمله جان باختند.[۲]
تولد و خانواده
مهدیه مددزاده در سال ۱۳۵۸ در شهر جلفا در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. او دوران کودکی و تحصیلات خود را در منطقهٔ جلفا گذراند. در یکی از نامههایش از رسیدن پیام مقاومت ایران به جلفا و کوچههای محلهٔ گرگر سخن گفته است؛ ازاینرو، به نظر میرسد خانوادهٔ او با این بخش از جلفا ارتباط داشتهاند.[۱]
اطلاعاتی دربارهٔ نام پدر و مادر، شغل آنان و دوران کودکی مهدیه در منابع مورد استفاده منتشر نشده است. چند تن از اعضای خانوادهٔ مددزاده در فعالیتهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی حضور داشتند.
اکبر مددزاده، برادر مهدیه، عضو سازمان مجاهدین و از ساکنان قرارگاه اشرف بود. او و مهدیه هر دو در حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ جان باختند.
شبنم مددزاده، خواهر آنان، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران و فعال دانشجویی بود. او در سال ۱۳۸۷ همراه برادر دیگرش، فرزاد مددزاده، بازداشت شد و پنج سال را در زندانهای اوین، گوهردشت و قرچک ورامین گذراند.[۳]
تحصیلات
مهدیه مددزاده تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ مهندسی کامپیوتر با گرایش نرمافزار به پایان رساند و مدرک کارشناسی دریافت کرد.[۱]
نام دانشگاه، سال ورود و تاریخ فارغالتحصیلی او در منابع منتشرشده ذکر نشده است. همچنین مشخص نیست که او پس از پایان تحصیل در شرکت یا مؤسسهای مشغول به کار بوده یا خیر.
منابع مقاومت ایران نوشتهاند که مهدیه با وجود برخورداری از تحصیلات دانشگاهی، از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران ناراضی بود و در جستوجوی راهی برای فعالیت سازمانیافته علیه حکومت جمهوری اسلامی قرار داشت.[۲]
آشنایی با مقاومت ایران
جزئیات مربوط به زمان و چگونگی آشنایی مهدیه مددزاده با سازمان مجاهدین در منابع موجود بهطور کامل بیان نشده است. زندگینامهٔ او این فرایند را دورهای از جستوجوی فکری و سیاسی توصیف میکند که در نهایت به تصمیم او برای پیوستن به مقاومت ایران انجامید.
بر اساس نوشتههای باقیمانده از مهدیه، پیامها و مواضع مریم رجوی نقش مهمی در انتخاب سیاسی او داشت. او در نامهای خطاب به مریم رجوی نوشته بود که پیام مقاومت از قرارگاه اشرف تا شهر جلفا و محلهٔ گرگر رسیده و اشتیاق او را برای پیوستن به مجاهدین برانگیخته است.[۱]
منابع مقاومت ایران از دشواریها و موانعی سخن گفتهاند که مهدیه برای خروج از ایران با آنها روبهرو بود، اما ماهیت این موانع، مسیر خروج و نحوهٔ ورود او به عراق را مشخص نکردهاند.
خروج از ایران
مهدیه مددزاده در سال ۱۳۸۷ تصمیم گرفت ایران را ترک کند و به قرارگاه اشرف برود. در آن زمان ارتباط یا سفر به مقر سازمان مجاهدین میتوانست با تعقیب امنیتی و مجازات سنگین از سوی حکومت جمهوری اسلامی روبهرو شود.
او پس از پشت سر گذاشتن موانع خروج از کشور در خرداد ۱۳۸۷ وارد قرارگاه اشرف شد.[۱] سن او هنگام ورود به اشرف ۲۹ سال بود.[۲]
زمان خروج مهدیه از ایران با افزایش فشارهای امنیتی بر خانوادهٔ مددزاده همزمان بود. شبنم و فرزاد مددزاده در اسفند همان سال بازداشت شدند. منابع منتشرشده مشخص نکردهاند که آیا بازداشت آنان ارتباط مستقیمی با حضور مهدیه و اکبر در اشرف داشت یا خیر؛ اما گزارشهای مقاومت ایران، ارتباط خانوادگی با اعضای مجاهدین را یکی از زمینههای فشار امنیتی بر خانواده میدانند.
پیوستن به سازمان مجاهدین خلق ایران
مهدیه مددزاده پس از ورود به قرارگاه اشرف به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. منابع مورد استفاده حوزهٔ دقیق مسئولیت، واحد سازمانی و نوع فعالیت روزانهٔ او در اشرف را بیان نکردهاند.
او در تعهدنامهها و نامههای خود از عضویت در سازمان مجاهدین بهعنوان انتخاب آگاهانه و نتیجهٔ یک دورهٔ جستوجوی شخصی یاد کرده است. در یکی از نوشتههایش، خود را «مجاهد اشرفنشان» معرفی کرده و بر آمادگی برای پرداخت بهای انتخابش تأکید کرده بود.[۱]
مهدیه همچنین بر پاسداری از ارزشهای سازمان مجاهدین، ادامهٔ مبارزه علیه حکومت جمهوری اسلامی و ماندن در اشرف تأکید داشت.
قرارگاه اشرف
قرارگاه اشرف در استان دیالی عراق از اواخر دههٔ ۱۳۶۰ مرکز اصلی استقرار اعضای سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران بود.
پس از حملهٔ نیروهای ائتلاف به عراق در سال ۲۰۰۳، اعضای سازمان مجاهدین در اشرف خلع سلاح شدند. ارتش آمریکا حفاظت قرارگاه را بر عهده گرفت و ساکنان را افراد حفاظتشده بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو معرفی کرد.
در سال ۲۰۰۹، مسئولیت امنیت اشرف به دولت عراق واگذار شد. پس از این انتقال، دولت نوری مالکی محدودیتهایی دربارهٔ ورود دارو، تجهیزات پزشکی، سوخت، رفتوآمد و ارتباط ساکنان با خارج از اردوگاه برقرار کرد.
مهدیه مددزاده بخش عمدهٔ دوران کوتاه عضویت خود در سازمان مجاهدین را در همین شرایط گذراند.
حملهٔ ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸
حدود یک سال پس از ورود مهدیه مددزاده به اشرف، نیروهای نظامی و پلیس عراق در روزهای ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ به قرارگاه حمله کردند.
نیروهای عراقی با استفاده از باتوم، گلوله، خودروهای زرهی و ماشینهای آبپاش وارد بخشهایی از قرارگاه شدند. در جریان حمله شماری از ساکنان جان باختند، صدها نفر مجروح و ۳۶ تن بازداشت شدند.
بر اساس سخنان ضبطشده از مهدیه که بعدها در سیمای آزادی پخش شد، مشاهدهٔ حمله و خشونت علیه ساکنان، او را به حضور فعال در برابر نیروهای مهاجم واداشت. او دربارهٔ آن لحظات گفته بود:
«اینجا نقطهٔ بین شرافت و بیشرافتی است؛ آدم نمیتواند ببیند و فقط بایستد و نگاه کند.»[۴]
این سخنان در رسانههای مقاومت ایران بهعنوان بیانگر انگیزهٔ او برای دفاع از ساکنان اشرف بازتاب یافته است.
محاصرهٔ قرارگاه اشرف
پس از حملهٔ مرداد ۱۳۸۸، نیروهای عراقی بخشهایی از قرارگاه را در اختیار گرفتند و محاصرهٔ اشرف تشدید شد. بلندگوهایی در اطراف اردوگاه نصب شد که برای مدت طولانی پیامهایی علیه سازمان مجاهدین پخش میکردند.
مقاومت ایران اعلام کرد نیروهای عراقی مانع ورود آزادانهٔ پزشکان، دارو و تجهیزات درمانی به قرارگاه میشدند و ساکنان برای دریافت خدمات پزشکی با محدودیت روبهرو بودند.
مهدیه مددزاده در نامههای خود از اشرف بهعنوان کانون مقاومت در برابر جمهوری اسلامی یاد میکرد. او در یکی از این نوشتهها گفته بود که قرارگاه با وجود حملهها و فشارها همچنان پابرجا خواهد ماند.[۱]
نوشتهها و تعهدنامهها
بخشهایی از تعهدنامهها و نامههای مهدیه مددزاده در زندگینامهٔ منتشرشده از سوی سازمان مجاهدین بازنشر شده است.
در یکی از تعهدنامهها، مهدیه مسیر پیوستن خود به مقاومت را با مراحلی چون خواستن، جستوجوکردن و یافتن توصیف کرده بود. او با استناد به آیهای از سورهٔ محمد، هدایت را نتیجهٔ جستوجو و انتخاب آگاهانه میدانست.[۱]
او در نامهای دیگر از خدا خواسته بود که در مسیر انتخابشده ثابتقدم بماند و بتواند تا پایان از ارزشهای سازمان مجاهدین محافظت کند.
در یکی از پیامهای بازمانده از او آمده است:
«در این مسیر، پرچم هیهات را بلند میکنم و قیمت راهی را که انتخاب کردهام، میدهم.»[۵]
این نوشتهها بازتابدهندهٔ دیدگاههای سیاسی و تشکیلاتی مهدیه در سالهای حضورش در قرارگاه اشرف است.
زمینهٔ حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
در آغاز سال ۱۳۹۰، دولت عراق یگانهای نظامی بیشتری را در اطراف قرارگاه اشرف مستقر کرد. این نیروها شامل واحدهای زرهی، مکانیزه و پیاده بودند و خودروهای هاموی، زرهپوش و ماشینآلات سنگین در اختیار داشتند.
سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت نسبت به احتمال حملهٔ گسترده هشدار دادند و از ایالات متحده و سازمان ملل متحد خواستند برای حفاظت از ساکنان مداخله کنند.
دولت عراق اعلام کرده بود قصد دارد حاکمیت خود را بر زمینهای قرارگاه اعمال کند. مقاومت ایران این استدلال را پوششی برای اجرای خواست حکومت جمهوری اسلامی و انهدام سازمان مجاهدین در عراق میدانست.
حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
بامداد جمعه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، نیروهای ارتش عراق با استفاده از یگانهای زرهی، خودروهای هاموی و سلاحهای جنگی به قرارگاه اشرف حمله کردند.
بر اساس گزارش کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت، یگانهای مهاجم از ده تیپ و گردان زرهی، پیاده و مکانیزه تشکیل شده بودند. تیراندازی و پیشروی نیروها بیش از شش ساعت ادامه یافت.[۲]
ساکنان اشرف برای جلوگیری از پیشروی نیروهای عراقی به بخشهای مسکونی، زنجیرههای انسانی تشکیل دادند. آنان در برابر خودروهای نظامی و نیروهای مسلح قرار گرفتند.
گزارشهای مقاومت ایران حاکی است که حدود ۱۸۰ نفر هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفتند، دستکم ۲۲ نفر زیر خودروهای زرهی و هاموی رفتند و حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر مجروح شدند. شمار نهایی جانباختگان ۳۶ نفر اعلام شد.
جانباختن مهدیه مددزاده
مهدیه مددزاده در جریان حمله در صف دفاع از قرارگاه حضور داشت. او هدف گلولهٔ مستقیم تکتیرانداز قرار گرفت و در ۳۲سالگی جان باخت.[۲]
منابع مورد استفاده محل دقیق اصابت گلوله و جزئیات انتقال او به درمانگاه را مشخص نکردهاند. سازمان مجاهدین اعلام کرد نیروهای عراقی مانع انتقال شماری از مجروحان به مراکز درمانی مجهز در خارج از قرارگاه شدند.
اکبر مددزاده، برادر مهدیه، نیز در همان حمله جان باخت. نام هر دو در فهرست ۳۶ جانباختهٔ حمله ثبت شد.[۶]
مهدیه یکی از هشت زن جانباخته در حمله بود. هفت زن دیگر عبارت بودند از آسیه رخشانی، نسترن عظیمی، فاطمه مسیح، مرضیه پورنقی، فائزه رجبی، شهناز پهلوانی و صبا هفتبرادران.
پیکر مهدیه و اکبر مددزاده در مزار مروارید در قرارگاه اشرف به خاک سپرده شد.
آمار حمله
در ساعات نخست پس از حمله، آمار جانباختگان بهتدریج افزایش یافت؛ زیرا شماری از مجروحان بهدلیل شدت جراحات و نبود امکانات درمانی کافی جان باختند.
در گزارشهای اولیه نام ۲۸ و سپس ۳۱ جانباخته منتشر شد. در گزارش نهایی، شمار کشتهشدگان ۳۶ نفر اعلام گردید. شمار مجروحان نیز در منابع مختلف حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر ذکر شده است.
مقاومت ایران اعلام کرد سه تن از مجروحانی که توسط نیروهای عراقی بازداشت شده بودند، بهدلیل خودداری از درمان جان باختند.
مسئولیت حمله در روایت مقاومت ایران
سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران، نوری مالکی و فرماندهان نظامی عراق را مسئول مستقیم حمله معرفی کردند. آنها اعلام کردند که عملیات به درخواست حکومت جمهوری اسلامی و با هماهنگی نیروی قدس سپاه پاسداران انجام شده است.
مریم رجوی حملهٔ نیروهای عراقی به ساکنان خلع سلاحشدهٔ اشرف را جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی توصیف کرد و خواهان تحقیق مستقل بینالمللی شد.
دولت عراق این اتهام را نپذیرفت و اعلام کرد نیروهایش برای بازپسگیری بخشی از زمینهای متعلق به دولت وارد قرارگاه شدهاند. سازمان مجاهدین این ادعا را رد کرد و تصاویر تیراندازی و پیشروی زرهیها را نشانهٔ برنامهریزی قبلی برای کشتار ساکنان دانست.
واکنشهای بینالمللی
حملهٔ ۱۹ فروردین با محکومیت شماری از شخصیتهای سیاسی، نمایندگان پارلمانها و مدافعان حقوقبشر روبهرو شد. ایالات متحده، اتحادیهٔ اروپا و دفتر حقوقبشر سازمان ملل متحد نسبت به استفاده از نیروی مرگبار و شمار بالای تلفات ابراز نگرانی کردند.
مقاومت ایران خواهان خروج نیروهای عراقی از قرارگاه، انتقال مجروحان به بیمارستان، ورود هیئت حقیقتیاب سازمان ملل و استقرار ناظران بینالمللی شد.
شورای ملی مقاومت در بیانیهٔ سیامین سالگرد تأسیس خود نام مهدیه و اکبر مددزاده و دیگر جانباختگان حمله را گرامی داشت و آنان را مدافعان آزادی، عدالت و حقوق انسانی معرفی کرد.[۷]
وضعیت شبنم مددزاده هنگام حمله
در زمان حمله به قرارگاه اشرف، شبنم مددزاده، خواهر مهدیه و اکبر، در زندان اوین محبوس بود. او در اسفند ۱۳۸۷ همراه برادرش فرزاد بازداشت شده و به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین به پنج سال زندان محکوم شده بود.
خبر جانباختن مهدیه و اکبر در شرایطی به خانواده رسید که شبنم در زندان و زیر فشار امنیتی قرار داشت. او در سالهای بعد گفته است که حکومت ایران از مرگ خواهر و برادرش بهعنوان ابزاری برای فشار روانی بر او استفاده میکرد.
شبنم مددزاده پس از پایان محکومیت از زندان آزاد و مدتی بعد از ایران خارج شد. او در کنفرانسهای حقوقبشری، از جمله نشست «فراخوان به عدالت» در پاریس، دربارهٔ زندانهای جمهوری اسلامی و جانباختن مهدیه و اکبر سخن گفت.[۳]
در اسفند ۱۴۰۲، شبنم مددزاده در اجلاس شورای حقوقبشر سازمان ملل در ژنو سخنرانی کرد. او در این جلسه نیز از مهدیه و اکبر بهعنوان قربانیان حملهٔ ۱۹ فروردین یاد کرد.[۸]
بزرگداشت
پایگاه شهدای سازمان مجاهدین و سایت مجاهد در سال ۱۳۹۰ زندگینامهٔ مهدیه مددزاده را با عنوان «خون شقایق بر خاک اشرف» منتشر کردند.[۱][۹]
نام مهدیه در مراسمهای سالانهٔ بزرگداشت جانباختگان حملهٔ ۱۹ فروردین، در کنار نام اکبر مددزاده و دیگر اعضای کشتهشده، گرامی داشته میشود.
مریم رجوی در سخنرانی سالگرد حمله، مهدیه و هفت زن دیگر جانباخته را از پیشگامان شورای مرکزی جدید سازمان مجاهدین توصیف کرد.
در برنامههای سیمای آزادی نیز بخشهایی از سخنان، نامهها و تصاویر مهدیه بازپخش شده است. گفتوگوی سیمای آزادی با عالم مددزاده در سال ۱۴۰۱ نیز به یاد مهدیه و اکبر و نقش خانوادهٔ مددزاده در حمایت از مقاومت اختصاص داشت.[۶]
ویژگیهای فردی در روایت مقاومت ایران
منابع مقاومت ایران، مهدیه مددزاده را فردی جستوجوگر، مصمم، صمیمی و آمادهٔ پذیرش دشواریهای مبارزه توصیف کردهاند.
در این روایت، دریافت تحصیلات دانشگاهی برای او پایان جستوجو نبود و نارضایتی از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران، وی را به یافتن راهی برای فعالیت سازمانیافته سوق داد.
پشت سر گذاشتن موانع خروج از ایران، ورود به اشرف در دورهٔ فشار و محاصره و حضور در برابر حملات نیروهای عراقی از مهمترین نشانههای پایداری او در روایت سازمان مجاهدین است.
این توصیفها منعکسکنندهٔ روایت رسمی مقاومت ایران از شخصیت و انتخابهای مهدیه مددزاده است. منابع مستقل اطلاعات تفصیلی اندکی دربارهٔ زندگی شخصی، دوران تحصیل و فعالیتهای او پیش از پیوستن به سازمان مجاهدین منتشر کردهاند.
جایگاه در روایت مقاومت ایران
مهدیه مددزاده در روایت مقاومت ایران نماد جوانان تحصیلکردهای معرفی میشود که زندگی و موقعیت حرفهای خود در ایران را ترک کردند و به مقاومت سازمانیافته پیوستند.
زندگی او همچنین با سرنوشت سیاسی خانوادهٔ مددزاده پیوند خورده است: مهدیه و اکبر در یک روز در قرارگاه اشرف جان باختند؛ شبنم و فرزاد در ایران بازداشت و زندانی شدند؛ و دیگر اعضای خانواده در فعالیتهای حمایت از مقاومت مشارکت داشتند.
همزمانی جانباختن مهدیه و اکبر و زندانیبودن شبنم، خانوادهٔ مددزاده را به یکی از خانوادههای شناختهشده در روایت مقاومت ایران تبدیل کرده است.
گاهشمار زندگی
| سال یا تاریخ | رویداد |
|---|---|
| ۱۳۵۸ | تولد در جلفای آذربایجان شرقی |
| دههٔ ۱۳۷۰ و اوایل دههٔ ۱۳۸۰ | ادامهٔ تحصیلات و دریافت مدرک کارشناسی مهندسی کامپیوتر، گرایش نرمافزار |
| پیش از ۱۳۸۷ | آشنایی با مقاومت ایران و تصمیم به پیوستن به سازمان مجاهدین |
| خرداد ۱۳۸۷ | خروج از ایران و ورود به قرارگاه اشرف در ۲۹سالگی |
| اسفند ۱۳۸۷ | بازداشت شبنم و فرزاد مددزاده در ایران |
| ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ | حضور در برابر حملهٔ نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف |
| ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ | جانباختن بر اثر اصابت گلولهٔ تکتیرانداز در حملهٔ نیروهای عراقی به اشرف |
| ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ | جانباختن اکبر مددزاده، برادر مهدیه، در همان حمله |
| پس از حمله | خاکسپاری در مزار مروارید قرارگاه اشرف |
جستارهای وابسته
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- قرارگاه اشرف
- حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
- حمله ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ به قرارگاه اشرف
- شبنم مددزاده
- آسیه رخشانی
- نسترن عظیمی
- فاطمه مسیح
- صبا هفتبرادران
- مزار مروارید
- شورای ملی مقاومت ایران
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ پایگاه شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران، خون شقایق بر خاک اشرف؛ جاودانه فروغ اشرف، مجاهد شهید مهدیه مددزاده، ۲۹ دی ۱۳۹۰.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، مهدیه مددزاده در روز ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در اشرف جان بر سر پیمان گذاشت، ۱۹ فروردین ۱۴۰۰.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، کنفرانس فراخوان به عدالت در پاریس؛ سخنرانی زندانیان سیاسی و شاهدان جنایتهای ضدبشری، ۱۰ آذر ۱۳۹۵.
- ↑ سیمای آزادی، مشروح اخبار شامگاهی؛ به یاد قهرمانان حماسهٔ فروغ اشرف، ۱۹ فروردین ۱۴۰۴.
- ↑ سیمای آزادی، ۱۹ فروردین؛ سالگرد کارزار کبیر فروغ اشرف، قسمت دوم، ۱۹ فروردین ۱۴۰۴.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ سیمای آزادی، خاطراتی از شرکت در همیاری با سیمای آزادی؛ گفتوگو با عالم مددزاده، ۲۱ دی ۱۴۰۱.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ سیامین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۲۴ شهریور ۱۳۹۰.
- ↑ شورای ملی مقاومت ایران، سه بار قطع سخنان زندانی سیاسی شبنم مددزاده در شورای حقوقبشر، ۲۹ اسفند ۱۴۰۲.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، خون شقایق بر خاک اشرف؛ جاودانه فروغ اشرف، مهدیه مددزاده، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰.