آسیه رخشانی
| آسیه رخشانی | |
|---|---|
آسیه رخشانی | |
| زادروز | ۱۳۶۲ خارج از ایران |
| درگذشت | ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ قرارگاه اشرف، استان دیالی، عراق |
| علت مرگ | اصابت گلوله در جریان حمله نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف |
| آرامگاه | مزار مروارید، قرارگاه اشرف |
| محل زندگی | عراق و ایالات متحده آمریکا |
| ملیت | ایرانی |
| تابعیت | ایرانی |
| تحصیلات | تحصیلکرده در ایالات متحده آمریکا |
| پیشه | فعال سیاسی، تصویربردار و مستندساز |
| سالهای فعالیت | ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰ |
| نهاد | سازمان مجاهدین خلق ایران؛ ارتش آزادیبخش ملی ایران |
| شناختهشده برای | تصویربرداری از حمله ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به قرارگاه اشرف و ثبت اسناد تصویری این حمله |
| نقشهای برجسته | فعالیت در تولید فیلمهای مستند دربارهٔ قرارگاه اشرف |
| برنامه(ها)ی تلویزیونی | سیمای آزادی |
| حزب سیاسی | سازمان مجاهدین خلق ایران |
| جنبش | مقاومت ایران |
| مخالفان | حکومت جمهوری اسلامی ایران |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| آثار | فیلمهای مستند و تصاویر حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به قرارگاه اشرف |
| والدین | منصور رخشانی (پدر) |
آسیه رخشانی (۱۳۶۲ – ۱۹ فروردین ۱۳۹۰) عضو سازمان مجاهدین خلق ایران، از اعضای ارتش آزادیبخش ملی ایران و تصویربردار وقایع قرارگاه اشرف بود. پدر و مادر او از فعالان سازمان مجاهدین بودند و پیش از تولد آسیه ایران را ترک کرده بودند. او دوران کودکی و تحصیل خود را بخشی در عراق و بخشی در ایالات متحده آمریکا گذراند و در سال ۱۳۷۸ به مقاومت ایران پیوست.[۱]
رخشانی در سالهای پایانی زندگیاش در تولید فیلمهای مستند دربارهٔ قرارگاه اشرف فعالیت میکرد. او در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، هنگام تصویربرداری از حملهٔ نیروهای مسلح عراقی به ساکنان اشرف، هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت. تصاویر ثبتشده با دوربین او از اسناد تصویری حملهٔ آن روز بهشمار میرود.[۲]
خانواده و تبار
پدر و مادر آسیه رخشانی هر دو از فعالان سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. آنان بهدلیل فعالیت سیاسی و شرایط امنیتی حاکم بر ایران ناگزیر به ترک کشور شدند و به نیروهای مقاومت ایران پیوستند. به همین دلیل آسیه در خارج از ایران متولد شد و، بنا بر زندگینامهٔ منتشرشده از سوی کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت، هرگز فرصت سفر به ایران را نیافت.[۱]
نام پدر او منصور رخشانی بود. گزارشهای منتشرشده از حضور او در قرارگاه اشرف و دیدارهایش با آسیه سخن گفتهاند.[۳] نام مادر آسیه و جزئیات بیشتری دربارهٔ دیگر اعضای خانواده در منابع مورد استفاده ذکر نشده است.
اجداد خانوادهٔ رخشانی از اهالی استان سیستان و بلوچستان بودند. کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت نوشته است که آسیه به مردم بلوچستان علاقه داشت و اخبار مربوط به این منطقه، محرومیتهای مردم بلوچ و تحولات سیاسی آن را دنبال میکرد.[۱]
کودکی در خارج از ایران
بر پایهٔ اطلاعات منتشرشده، آسیه رخشانی در سال ۱۳۶۲ در خارج از ایران به دنیا آمد. کشور و شهر دقیق محل تولد او در منابع مقاومت ایران مشخص نشده است.
او در کودکی مدتی در عراق و در محیط خانوادههای اعضای سازمان مجاهدین زندگی کرد. در پی جنگ خلیج فارس و تحولات امنیتی عراق، شمار زیادی از کودکان خانوادههای مجاهدین برای ادامهٔ تحصیل و دورماندن از خطرهای جنگ به کشورهای اروپایی، کانادا و ایالات متحده فرستاده شدند. آسیه نیز به ایالات متحده آمریکا منتقل شد.
منابع مقاومت ایران نوشتهاند که او در آمریکا تحصیل کرد و از امکانات آموزشی و زندگی نسبتاً مناسبی برخوردار بود.[۴] دربارهٔ نام مدرسه، شهر محل اقامت، مقطع نهایی تحصیلی یا سرپرستان او در آمریکا اطلاعاتی منتشر نشده است.
با وجود آنکه رخشانی در ایران زندگی نکرده بود، منابع سازمان مجاهدین علاقهٔ او به ایران و بهویژه مردم سیستان و بلوچستان را یکی از ویژگیهای هویتی و سیاسی او دانستهاند.
پیوستن به مقاومت ایران
آسیه رخشانی در سال ۱۳۷۸ به مقاومت ایران پیوست و راهی قرارگاه اشرف شد.[۱] با توجه به سال تولد اعلامشده، او هنگام این تصمیم حدود ۱۶ سال داشت.
منابع مقاومت ایران این تصمیم را انتخاب شخصی رخشانی برای ترک زندگی و تحصیل در آمریکا و پیوستن به مبارزه علیه حکومت جمهوری اسلامی معرفی کردهاند. در پیام مریم رجوی بهمناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۲ نیز از آسیه رخشانی بهعنوان یکی از جوانانی یاد شده است که تحصیل در غرب را رها کردند و به ارتش آزادیبخش پیوستند.[۴]
منابع مورد استفاده دربارهٔ مراحل حقوقی انتقال او از آمریکا به عراق، رضایت سرپرستان، نوع آموزشهای اولیه و زمان دقیق عضویت رسمی او اطلاعاتی ارائه نمیکنند. همچنین روشن نیست که عبارت «پیوستن به مقاومت» در سال ۱۳۷۸ از نظر تشکیلاتی دقیقاً به آغاز عضویت در سازمان مجاهدین یا ورود به یکی از واحدهای ارتش آزادیبخش اشاره دارد.
فعالیت در قرارگاه اشرف
رخشانی پس از ورود به عراق در قرارگاه اشرف مستقر شد. قرارگاه اشرف از اواخر دههٔ ۱۳۶۰ تا آغاز دههٔ ۱۳۹۰ مرکز اصلی استقرار اعضای سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران بود.
او در اشرف در فعالیتهای سازمانی، فرهنگی و رسانهای مشارکت داشت. منابع مقاومت از علاقهٔ او به مسائل اجتماعی ایران، وضعیت زنان و مشکلات مناطق محروم سخن گفتهاند. رخشانی در یکی از پیامهای تصویری خود دربارهٔ زنان عضو مجاهدین در اشرف گفته بود:
«زنان اینجا همیشه به فکر این هستند که چهکار میتوانند انجام بدهند برای مردمشان.»[۵]
این جمله در یادوارههای مربوط به جانباختگان ۱۹ فروردین بازنشر شده و بهعنوان بیانگر انگیزهٔ سیاسی و اجتماعی او معرفی شده است.
فعالیت تصویری و مستندسازی
آسیه رخشانی در سالهای پایانی زندگی به تهیه و تولید فیلمهای مستند از رویدادهای قرارگاه اشرف کمک میکرد. فعالیت او شامل تصویربرداری از زندگی روزمرهٔ ساکنان، مراسمها، محدودیتهای ایجادشده در اطراف اردوگاه و رویارویی نیروهای عراقی با ساکنان بود.[۱]
ارتباط سازمانی دقیق او با سیمای آزادی در منابع بهروشنی توضیح داده نشده است؛ با این حال، ایرانپدیا و شماری از رسانههای مقاومت از او بهعنوان خبرنگار یا تصویربردار سیمای آزادی یاد کردهاند.
پس از واگذاری حفاظت قرارگاه اشرف از نیروهای آمریکایی به دولت عراق، تصویربرداری از اقدامات نیروهای عراقی اهمیت بیشتری یافت. سازمان مجاهدین تصاویر ثبتشده توسط ساکنان را برای اطلاعرسانی، ارائه به نهادهای بینالمللی و مستندسازی موارد نقض حقوق آنان به کار میبرد.
رخشانی در حملهٔ ۱۹ فروردین نیز دوربین خود را به همراه داشت و از نخستین مراحل ورود خودروهای زرهی، تیراندازی نیروهای عراقی و مجروحشدن ساکنان تصویربرداری کرد.
زمینهٔ حمله به قرارگاه اشرف
پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، اعضای سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف خلع سلاح شدند. نیروهای آمریکایی حفاظت اردوگاه را بر عهده گرفتند و ساکنان آن را افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو معرفی کردند.
در سال ۲۰۰۹، مسئولیت حفاظت قرارگاه به دولت عراق واگذار شد. دولت نوری مالکی محدودیتهایی در زمینهٔ رفتوآمد، ورود دارو، تجهیزات پزشکی و دسترسی ساکنان به خدمات خارج از قرارگاه اعمال کرد.
در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸، نیروهای عراقی برای نخستینبار بهطور گسترده وارد اشرف شدند. در جریان آن حمله شماری از ساکنان کشته، صدها نفر مجروح و ۳۶ تن بازداشت شدند. تنش میان ساکنان و دولت عراق در ماههای بعد ادامه یافت.
در آغاز سال ۱۳۹۰، یگانهای نظامی عراق به همراه خودروهای زرهی و تجهیزات سنگین در اطراف قرارگاه مستقر شدند. سازمان مجاهدین پیش از حمله دربارهٔ احتمال یورش نظامی هشدار داده بود.
حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
صبح ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، نیروهای ارتش عراق با استفاده از خودروهای زرهی، هاموی، سلاحهای خودکار و ماشینآلات سنگین وارد بخشهایی از قرارگاه اشرف شدند. هدف اعلامشدهٔ دولت عراق بازپسگیری بخشهایی از زمینهای اردوگاه بود؛ اما ساکنان اشرف و مقاومت ایران این اقدام را طرحی برای تصرف و تخلیهٔ اجباری قرارگاه دانستند.
بر اساس گزارش کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت، نیروهای عراقی شامل یگانهایی از ده تیپ و گردان زرهی، مکانیزه و پیاده بودند. تیراندازی و پیشروی زرهیها بیش از شش ساعت ادامه یافت.[۱]
در جریان حمله، ۳۶ تن از اعضای سازمان مجاهدین جان باختند و حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر مجروح شدند. شماری از جانباختگان هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفتند و برخی دیگر زیر خودروهای زرهی رفتند.
هشت زن در میان جانباختگان بودند: آسیه رخشانی، فاطمه مسیح، مرضیه پورنقی، نسترن عظیمی، فائزه رجبی، مهدیه مددزاده، شهناز پهلوانی و صبا هفتبرادران.[۶]
تصویربرداری از حمله
آسیه رخشانی در زمان آغاز حمله دوربین خود را برداشت و به تصویربرداری از پیشروی نیروهای عراقی، تیراندازی و انتقال مجروحان پرداخت. در بخشی از تصاویر ضبطشده، صدای دیگر ساکنان شنیده میشود که به او هشدار میدهند در تیررس قرار گرفته و باید روی زمین بخوابد؛ اما او به تصویربرداری ادامه میدهد.[۳]
یکی از شاهدان گفته است که مشاهدهٔ رخشانی در حال تصویربرداری در میانهٔ تیراندازی باعث شد او نیز پناهگاه خود را ترک کند و ثبت تصاویر حمله را ادامه دهد. شاهد دیگری روایت کرده است که پس از اصابت گلوله، آسیه دوربین خود را به سوی یکی از همراهان پرتاب کرد و خواست فیلمهای ضبطشده را از صحنه خارج کند.
تصاویر موجود در دوربین او، تیراندازی مستقیم و هدفگیری ساکنان را ثبت کرده بود. سازمان مجاهدین این فیلمها را بخشی از اسناد حمله دانست و آنها را برای رسانهها، سازمانهای حقوقبشری و نهادهای بینالمللی ارسال کرد.
نحوهٔ جانباختن
رخشانی هنگام فیلمبرداری هدف گلوله قرار گرفت. گزارشهای مقاومت ایران نوشتهاند که او توسط تیراندازان عراقی مورد اصابت قرار گرفت و بر اثر جراحت و نبود امکانات درمانی کافی جان باخت.[۷]
در یکی از این گزارشها محل اصابت گلوله پای او ذکر شده است. گزارشهای دیگر بدون تعیین محل جراحت نوشتهاند که رخشانی هنگام تصویربرداری هدف تکتیرانداز قرار گرفت. ازاینرو، دربارهٔ محل دقیق جراحت و علت پزشکی نهایی مرگ او اطلاعات کاملاً یکسانی در منابع وجود ندارد.
تصویری از رخشانی در کنار مادرش در آخرین لحظات زندگی منتشر شده است. پیکر او پس از حمله در مزار مروارید در قرارگاه اشرف به خاک سپرده شد.
شمار جانباختگان و مجروحان
گزارشهای اولیهٔ حمله نام ۲۸ جانباخته را منتشر کردند، زیرا هویت همهٔ کشتهشدگان و سرنوشت مجروحان در ساعات نخست مشخص نبود.[۸]
در گزارشهای نهایی، شمار جانباختگان ۳۶ نفر اعلام شد. همچنین شمار مجروحان در منابع مختلف حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ تن ذکر شده است. اختلاف آمار مجروحان میتواند ناشی از تفاوت میان مجروحان بستریشده، مصدومان سطحی و افرادی باشد که بعداً برای درمان مراجعه کردند.
مسئولیت حمله در روایت مقاومت ایران
سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران دولت نوری مالکی را مسئول مستقیم حمله دانستند. مقاومت ایران اعلام کرد که عملیات به درخواست حکومت جمهوری اسلامی و برای تصرف قرارگاه اشرف و نابودی سازمان مجاهدین اجرا شده است.
مریم رجوی حمله را «جنایت علیه بشریت» و «جنایت جنگی» توصیف کرد و خواهان تحقیق مستقل بینالمللی و محاکمهٔ فرماندهان و مقامهای مسئول شد.[۸]
دولت عراق این اتهامها را رد کرد و مدعی شد نیروهایش برای بازپسگیری زمینهای متعلق به دولت وارد قرارگاه شدهاند. مقامهای عراقی مسئولیت شمار بالای تلفات را نپذیرفتند.
واکنشهای بینالمللی
حملهٔ ۱۹ فروردین با واکنش دولتها، نمایندگان پارلمانها و سازمانهای حقوقبشری روبهرو شد. ایالات متحده، اتحادیهٔ اروپا و دفتر حقوقبشر سازمان ملل دربارهٔ استفاده از خشونت و شمار بالای تلفات ابراز نگرانی کردند.
مقاومت ایران خواستار بازگشت نیروهای عراقی به مواضع پیش از حمله، انتقال مجروحان به مراکز درمانی، ورود هیئت حقیقتیاب سازمان ملل و استقرار نیروهای حافظ صلح در اشرف شد.
شورای ملی مقاومت در بیانیهٔ سیامین سالگرد تأسیس خود، نام آسیه رخشانی و ۳۵ جانباختهٔ دیگر را ثبت کرد و آنان را مدافعان آزادی، عدالت و حقوق انسانی معرفی کرد.[۶]
سخنان و نوشتههای آسیه رخشانی
بخشهایی از پیامهای تصویری و نوشتههای آسیه رخشانی در یادوارههای سازمان مجاهدین بازنشر شده است. محور اصلی این پیامها وفاداری به سازمان مجاهدین، تعهد به ادامهٔ مبارزه و تأکید بر نقش زنان در آزادی ایران است.
او در یکی از پیامهای خود گفته بود:
«من مجاهد خلق، آسیه رخشانی، حاضر، حاضر، حاضر.»[۵]
در نوشتهای دیگر که مربوط به دورهٔ تشدید محاصرهٔ قرارگاه اشرف است، رخشانی بر ماندن در اشرف و ادامهٔ فعالیت تا آزادی ایران تأکید کرده بود. او از احتمال جانباختن در اشرف نیز سخن گفته و خواسته بود در صورت مرگ، پیکرش در اشرف یا در خاوران به خاک سپرده شود.
یادوارهها
پایگاه شهدای سازمان مجاهدین در ۶ بهمن ۱۳۹۰ برنامهای تصویری با عنوان «به یاد مجاهد قهرمان، آسیه رخشانی» منتشر کرد.[۹]
در سالهای بعد نام و تصاویر او در مراسمهای سالگرد حملهٔ ۱۹ فروردین، نمایشگاههای مربوط به جانباختگان اشرف و برنامههای سیمای آزادی بازتاب یافت. فیلمهای ضبطشده با دوربین او نیز در مستندهای مربوط به حمله باز نشر شد.
در سال ۱۳۹۶، مریم رجوی در مراسم سالگرد حمله از آسیه رخشانی و هفت زن دیگر جانباخته یاد کرد و آنان را پیشگامان شورای مرکزی جدید سازمان مجاهدین توصیف کرد.[۱۰]
بازتاب در شعر و ادبیات مقاومت
نام آسیه رخشانی در شعرها و نوشتههای مربوط به حملهٔ ۱۹ فروردین نیز بازتاب یافته است. در شعری با عنوان «خاطره از طراوت حضورتان خیس است»، دوربین رخشانی و ادامهٔ تصویربرداری او در لحظات حمله محور بخشی از شعر قرار گرفته است.[۱۱]
در این شعر، دوربین او به نمادی برای ثبت حقیقت و مقابله با فراموشی تبدیل شده است. تصاویر ضبطشدهٔ رخشانی نیز در روایت مقاومت ایران از حملهٔ اشرف جایگاهی مشابه یافتهاند.
جایگاه در روایت مقاومت ایران
در روایت مقاومت ایران، آسیه رخشانی نماد نسلی از جوانان ایرانی خارج از کشور است که زندگی و تحصیل در غرب را ترک کردند و به سازمان مجاهدین پیوستند.
تبار بلوچ، رشد در خارج از ایران، پیوستن به مقاومت در نوجوانی، فعالیت رسانهای و جانباختن هنگام تصویربرداری، عناصر اصلی روایت زندگی او را تشکیل میدهند.
دوربین رخشانی در یادوارههای مقاومت به نمادی از ثبت حقیقت تبدیل شده است. ادامهٔ تصویربرداری با وجود هشدار دربارهٔ هدفگیری و تلاش برای نجات دوربین پس از مجروحشدن، مهمترین بخش روایت همرزمانش از آخرین لحظات زندگی اوست.
اختلاف در سن
سال تولد آسیه رخشانی در منابع پیشین سازمان مجاهدین ۱۳۶۲ و زمان پیوستن او به مقاومت سال ۱۳۷۸ ذکر شده است. بر این اساس، او هنگام پیوستن حدود ۱۶ سال داشت.
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت سن او هنگام جانباختن را ۲۸ سال نوشته است.[۱] با توجه به فاصلهٔ سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۹۰، سن او بسته به ماه و روز تولد میتواند ۲۷ یا ۲۸ سال بوده باشد. تاریخ کامل تولد او در منابع رسمی مورد استفاده درج نشده است؛ بنابراین در جعبهٔ اطلاعات تنها سال تولد ثبت شده است.
گاهشمار زندگی
| سال یا تاریخ | رویداد |
|---|---|
| ۱۳۶۲ | تولد در خارج از ایران در خانوادهای وابسته به سازمان مجاهدین |
| دوران کودکی | انتقال به ایالات متحده آمریکا و ادامهٔ تحصیل |
| ۱۳۷۸ | ترک آمریکا و پیوستن به مقاومت ایران در حدود ۱۶سالگی |
| دههٔ ۱۳۸۰ | فعالیت در قرارگاه اشرف و مشارکت در فعالیتهای سازمانی و رسانهای |
| سالهای پایانی دههٔ ۱۳۸۰ | همکاری در تولید فیلمهای مستند دربارهٔ قرارگاه اشرف |
| ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ | تصویربرداری از حملهٔ نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف و جانباختن بر اثر اصابت گلوله |
| پس از حمله | انتشار تصاویر ضبطشده با دوربین او بهعنوان اسناد حمله |
جستارهای وابسته
- سازمان مجاهدین خلق ایران
- ارتش آزادیبخش ملی ایران
- قرارگاه اشرف
- حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
- سیمای آزادی
- شورای ملی مقاومت ایران
- فاطمه مسیح
- صبا هفتبرادران
- نسترن عظیمی
- فائزه رجبی
- مهدیه مددزاده
- مزار مروارید
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، آسیه رخشانی در روز ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در اشرف جان بر سر پیمان گذاشت، ۱۹ فروردین ۱۴۰۰.
- ↑ کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران، هشت زن بر تارک حماسهٔ ۱۹ فروردین در اشرف، ۱۷ فروردین ۱۳۹۸.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، بغض در آسمان خاکی، ۲۰ فروردین ۱۳۹۶.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ همبستگی ملی، پیام رئیسجمهور برگزیده مقاومت بهمناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۳–۱۳۹۲، ۱ مهر ۱۳۹۲.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، یادواره شهدای فروغ اشرف؛ درسهایی برای بشریت معاصر، ۲۱ فروردین ۱۴۰۱.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ شورای ملی مقاومت ایران، بیانیهٔ سیامین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران، ۲۴ شهریور ۱۳۹۰.
- ↑ سازمان مجاهدین خلق ایران، صدای مقاومت ایران، ۱۰ اسفند ۱۳۹۴.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ سازمان مجاهدین خلق ایران، اشرف؛ جنایت جنگی علیه افراد حفاظتشده و جنایت علیه بشریت، ۲۰ فروردین ۱۳۹۰.
- ↑ پایگاه شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران، به یاد مجاهد قهرمان، آسیه رخشانی، ۶ بهمن ۱۳۹۰.
- ↑ سیمای آزادی، ۱۹ فروردین؛ سالگرد کارزار کبیر فروغ اشرف، ۲۰ فروردین ۱۴۰۲.
- ↑ پایگاه شهدای سازمان مجاهدین خلق ایران، خاطره از طراوت حضورتان خیس است، ۱۷ فروردین ۱۳۹۷.