کاربر:Hamidreza/صفحه تمرین

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو


درحال ویرایش

انتقال کودکان در جنگ‌ها (Kindertransport)

مقدمه و چارچوب حقوقی بین‌المللی

این پدیده اشکال مختلفی دارد: از تخلیه‌های بشردوستانه برای نجات جان کودکان (مانند کیندرترنسپورت یهودیان)، تا ربودن سازمان‌یافته کودکان توسط رژیم‌های دیکتاتوری (مانند آرژانتین و نازی‌ها)، تا تبعید اجباری کودکان به‌عنوان ابزار پاکسازی نژادی یا فرهنگی (مانند اوکراین و اویغور).

در طول تاریخ، انتقال کودکان از مناطق جنگی به مکان‌های امن یکی از اقدامات مهم بشردوستانه و همچنین بسیار دردناک و پیچیده، برای نجات جان غیرنظامیان بوده است. از آغاز جنگ جهانی اول تا بحران‌های معاصر در اوکراین، غزه و سین‌کیانگ، میلیون‌ها کودک در اثر جنگ‌ها از خانواده‌هایشان جدا شده و به کشورهای دیگر منتقل شده‌اند یا به‌صورت اجباری از هویت فرهنگی و زبانی خود محروم گردیده‌اند. یکی از معروف‌ترین نمونه، Kindertransport (۱۹۳۸–۱۹۴۰) است که حدود ۱۰ هزار کودک یهودی از کشورهای تحت سلطه نازی به بریتانیا منتقل شدند.

در جنگ زمستانی فنلاند (۱۹۳۹–۱۹۴۰) نیز حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار کودک فنلاندی عمدتاً به سوئد فرستاده شدند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۷) هزاران کودک اسپانیایی به کشورهای مختلف از جمله بریتانیا، فرانسه و شوروی منتقل شدند و در جنگ جهانی دوم صدها هزار کودک بریتانیایی از شهرها به مناطق روستایی تخلیه گردیدند.

در دوران جنگ ایران و عراق و پس از آن، سازمان مجاهدین خلق نیز تعدادی از کودکان اعضای خود را به کشورهای اروپایی فرستاد. در سال‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از انتقال کودکان از مناطق جنگی اوکراین به روسیه منتشر شده است.

این اقدامات همواره با اهداف حفاظتی انجام شده‌اند، هرچند جدایی از خانواده پیامدهای روانی و اجتماعی سنگینی به همراه داشته است.

چارچوب حقوقی بین‌المللی

حقوق بین‌الملل بشردوستانه حمایت گسترده‌ای از کودکان در زمان مخاصمات مسلحانه فراهم می‌کند. مهم‌ترین اسناد حقوقی عبارتند از:

۱. کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل‌های الحاقی ۱۹۷۷: کودکان به‌عنوان غیرنظامیان از حمایت عمومی برخوردارند و بر اساس ماده ۷۷ پروتکل اول، «کودکان باید مورد احترام ویژه قرار گیرند و در برابر هر نوع حمله نامناسب محافظت شوند.»

۲. کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹: ماده ۳۸ این کنوانسیون حمایت از کودکان در مخاصمات مسلحانه را تضمین می‌کند و ماده ۳۵ هرگونه ربودن، فروش یا قاچاق کودکان را ممنوع می‌کند.

۳. اساسنامه رم (دیوان بین‌المللی کیفری ۱۹۹۸): انتقال اجباری کودکان به‌عنوان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شناخته شده است.

۴. پروتکل اختیاری ۲۰۰۰ درباره مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه: سربازگیری اجباری کودکان زیر ۱۸ سال را ممنوع می‌کند.

۵. شش نقض سنگین علیه کودکان در مخاصمات مسلحانه (شورای امنیت سازمان ملل): شامل کشتن یا ناقص کردن، سربازگیری، تجاوز جنسی، ربودن، حمله به مدارس و بیمارستان‌ها و ممانعت از دسترسی بشردوستانه.

جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸)

نسل‌کشی ارامنه و ربودن کودکان (۱۹۱۵–۱۹۲۳)

نسل‌کشی ارامنه که گاهی «اولین نسل‌کشی قرن بیستم» نامیده می‌شود، به نابودی فیزیکی ارامنه مسیحی ساکن امپراتوری عثمانی از بهار ۱۹۱۵ تا پاییز ۱۹۱۶ اشاره دارد. تقریباً ۱٫۵ میلیون ارمنی در امپراتوری عثمانی زندگی می‌کردند و حداقل ۶۶۴٬۰۰۰ و احتمالاً تا ۱٫۲ میلیون نفر در جریان نسل‌کشی جان باختند.

یکی از جنبه‌های کمتر شناخته‌شده این نسل‌کشی، ربودن سازمان‌یافته ده‌ها هزار کودک ارمنی بود. این کودکان به‌زور از خانواده‌هایشان جدا شده و به خانواده‌های ترک و مسلمان سپرده شدند. آنها مجبور به تغییر دین به اسلام شدند و از سوگواری، صحبت به زبان مادری و حفظ هویت ارمنی خود منع شدند.

طلعت پاشا، (وزیر کشور عثمانی): «تبعید ارامنه اقدامی احتیاطی و موقتی برای تأمین امنیت نظامی امپراتوری است.»

موضع‌گیری دولت‌ها و رهبران

دولت عثمانی تحت کنترل کمیته اتحاد و ترقی (جوان‌ترک‌ها)، تبعید ارامنه را «اقدام احتیاطی» در برابر تهدید متفقین نامید. هنگامی که قدرت‌های آنتانت و آمریکا اعتراض کردند، عثمانی‌ها تبعیدها را «جابجایی موقت» معرفی کردند. در واقع بخشی از برنامه مخفیانه ریشه‌کنی ارامنه و ایجاد امپراتوری پان‌تورانی بود.

۲ کودکان پناهنده بلژیکی (۱۹۱۴–۱۹۱۹)

پس از حمله آلمان به بلژیک در ۴ اوت ۱۹۱۴، حدود ۱٫۵ میلیون بلژیکی — یعنی یک نفر از هر پنج نفر — از کشور گریختند. بیش از یک میلیون نفر به هلند، ۳۲۵٬۰۰۰ نفر به فرانسه و بین ۲۱۱٬۰۰۰ تا ۲۶۵٬۰۰۰ نفر به بریتانیا پناهنده شدند.

در بریتانیا حدود ۳۰٬۰۰۰ کودک پناهنده بلژیکی در مدارس ابتدایی بریتانیایی پذیرفته شدند. تا اوت ۱۹۱۶، آموزش ابتدایی در ۷۰ مدرسه برای ۴٬۵۰۰ دانش‌آموز بلژیکی فراهم شده بود. تا ژوئیه ۱۹۱۹ تقریباً همه بلژیکی‌ها به کشورشان بازگشتند.

موضع‌گیری دولت‌ها و رهبران

دولت بریتانیا تحت فشار افکار عمومی پذیرش پناهندگان بلژیکی را تسهیل کرد. هلند به‌عنوان کشور بی‌طرف بر اساس کنوانسیون لاهه ۱۹۰۷ موظف به پذیرش بود. دولت بلژیک در تبعید در لوهاور فرانسه مستقر شد و پس از جنگ بازگشت پناهندگان را سازماندهی کرد.

۳ انتقال کودکان در امپراتوری اتریش-مجارستان

جنگ جهانی اول تأثیرات ویرانگری بر کودکان اتریش-مجارستان داشت. نرخ مرگ‌ومیر کودکان مجارستان با حدود ۲۰ درصد، از بالاترین نرخ‌ها در اروپا بود. محاصره دریایی متفقین واردات مواد غذایی را کاملاً قطع کرد.

در تابستان‌های ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸، کمپین‌های «کودکان به روستا» و «کودک مهمان» هزاران کودک شهری را از شهرهای بزرگ به مناطق روستایی منتقل کرد. پس از فروپاشی امپراتوری، موج عظیم ۳۵۰٬۰۰۰ پناهنده تعداد زیادی کودک بی‌سرپرست و یتیم ایجاد کرد.

جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹)

۱ کودکان روسیه — Niños de Rusia (۱۹۳۷–۱۹۳۸)

در جریان جنگ داخلی اسپانیا، دولت جمهوری اسپانیا ترتیب تخلیه کودکان از مناطق جنگی را داد. در مجموع حدود ۲۹٬۰۰۰ کودک به کشورهای مختلف فرستاده شدند. از میان آنها، ۲٬۸۹۵ کودک طی چهار محموله بین ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ به اتحاد جماهیر شوروی فرستاده شدند.

کودکان در «خانه‌های کودکان» اسکان داده شدند و عمدتاً به زبان اسپانیایی با روش آموزشی شوروی تحصیل کردند. برخی بین ۱۹۵۶ و ۱۹۵۹ به اسپانیا بازگشتند. بر اساس آرشیو مرکز اسپانیایی مسکو، در فوریه ۲۰۰۴ هنوز ۲۳۹ نفر از این کودکان (اکنون سالخورده) در قلمروهای شوروی سابق ساکن بودند.

فرانسیسکو فرانکو (رهبر ناسیونالیست‌ها): «خروج کودکان از اسپانیا توطئه مارکسیست‌ها برای مسموم کردن ذهن نسل آینده است. ما اجازه نمی‌دهیم فرزندان اسپانیا ابزار تبلیغاتی بلشویک‌ها شوند.»

موضع‌گیری دولت‌ها و رهبران

فرانکو با هرگونه تخلیه مخالف بود و کشتی‌های نیروی دریایی خود را برای جلوگیری از خروج فرستاد. دولت جمهوری تخلیه را از طریق شورای ملی تخلیه کودکان سازماندهی کرد. شوروی کودکان را پذیرفت و مراقبت نسبتاً خوبی از آنها به عمل آورد. دولت بریتانیا به‌عنوان امضاکننده توافقنامه عدم مداخله ۱۹۳۶ ابتدا از پذیرش پناهندگان خودداری کرد.

۲ کودکان باسک به بریتانیا (۱۹۳۷)

پس از بمباران ویرانگر شهر گرنیکا توسط لژیون کندور نازی در آوریل ۱۹۳۷، در ۲۳ مه ۱۹۳۷ کشتی اس‌اس هابانا با ۳٬۸۶۱ کودک، ۹۵ معلم و ۱۵ کشیش کاتولیک در بندر ساوت‌همپتون پهلو گرفت. کودکان به اردوگاه موقت نورث‌استونهام منتقل شدند.

کودکان به تدریج در «کلنی‌هایی» در سراسر بریتانیا توزیع شدند. ارتش نجات ۴۰۰ کودک و کلیسای کاتولیک حدود ۱٬۲۰۰ کودک نگهداری کردند. تا سپتامبر ۱۹۳۹ تنها حدود ۴۰۰ کودک در بریتانیا باقی مانده بودند. بسیاری برای همیشه در بریتانیا ماندند.

نویل چمبرلین (نخست‌وزیر بریتانیا): «حمایت از پناهندگان کودک اسپانیایی نباید سیاست عدم مداخله ما را نقض کند. هیچ بودجه عمومی نباید خرج شود.»

موضع‌گیری دولت‌ها و رهبران

دولت بریتانیا شرایط سختی گذاشت: هیچ بودجه عمومی خرج نشود و کمیته کودکان باسک باید هفته‌ای ۱۰ شیلینگ برای هر کودک تضمین کند. دولت خودمختار باسک درخواست کمک بین‌المللی کرد و فرانسه و بلژیک تعداد بیشتری کودک پذیرفتند.