کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: برگردانده‌شده
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
}}
}}
</noinclude>
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
'''فرشید اسدی''' (تولد۱۳۷۲ شهادت ۲۹ دی ۱۴۰۳) جوانی ایرانی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی جسورانه و فدایی در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد نمود که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>  
 
تعلق سازمانی و علل و انگیزه‌های اقدام انقلابی فرشید اسدی برای افکار عمومی نامشخص بود، اگر چه برخی از مقامات جمهوری اسلامی او را وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران معرفی کرده بودند. سخنگوی مجاهدین در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در پاسخ به اظهارات غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، بیانیه‌ی تندی منتشر کرد. در این بیانیه نام فرشید اسدی -در کنار نام علی‌اکبر اکبری و کاظم افجه‌ای- به‌عنوان «قهرمان ملی و مجاهد شهید» و نیز «فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان» مطرح گردید.


== زندگینامه ==
== زندگینامه ==
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
فرشید اسدی متولد ۱۳۷۲ و اهل شهرستان رزن استان همدان بود. گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. وی آبدارچی دیوان عالی کشور بود. از زندگی وی اطلاعات دیگری در دسترس نیست. تصویری نیز از او منتشر نشده بود.
 
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. این عملیات بازتاب وسیعی در داخل و خارج ایران داشت. واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  


== انجام عملیات ==
== سابقهٔ قضات کشته شده و نقش آن‌ها در جنایات رژیم ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. ازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند.هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


== سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم ==
سازمان مجاهدین خلق ایران این دو مقام قضایی را از چهره‌های اصلی «قتل‌عام مجاهدین سر موضع و زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷» معرفی کرده و آنها را «سردژخیم» نامیده است. طبق اعلام رسمی مجاهدین، احمد رازینی در اوایل دهه ۶۰ به‌عنوان دادستان انقلاب مشهد فعالیت داشت و مسئولیت دستگیری، شکنجه و اعدام بسیاری از اعضای مجاهدین و دیگر مخالفان در استان خراسان را بر عهده داشت. طی این دوره هزاران نفر در شهرهای خراسان توسط او اعدام شدند. در اسفند ۱۳۶۳، خمینی او را به سمت دادستان انقلاب مرکز (جانشین لاجوردی) منصوب کرد و تا سال ۱۳۶۶ اعدام زندانیان سیاسی در تهران زیر نظر او انجام می‌شد. محمد مقیسه‌ نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷ وارد دستگاه قضایی شد. به دلیل شدت عمل، در سال ۱۳۶۰ سربازجو در یکی از شعب بازداشتگاه اوین شد. در سال ۱۳۶۳ با نام مستعار «ناصریان» به‌عنوان دادیار ناظر زندان قزلحصار فعالیت کرد و پس از انحلال آن زندان در سال ۱۳۶۵، به‌عنوان دادیار اصلی به زندان گوهردشت منتقل شد. طبق روایت مجاهدین، او حتی بر اعدام زندانیانی که مدت محکومیت‌شان به پایان رسیده بود، به‌ویژه در مرداد ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت، اصرار داشت.
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


== واکنش برخی مقامات جمهوری اسلامی ==
== واکنش برخی مقامات جمهوری اسلامی ==
خط ۳۵: خط ۳۹:


== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
در زمان انجام عملیات، انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده بود، برخی گزارش‌های ناموثق از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت داشتند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن نظام ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
 
== فراخوان غلامحسین اژه‌ای به افزایش اعدام زندانیان سیاسی ==
در پی افزایش روزانه‌ی اعدام زندانیان سیاسی در بحبوحه‌ی جنگ آمریکا و رژیم ایران و نیز بعد از آتش‌بس، غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، در اظهاراتی بر لزوم تسریع در صدور و اجرای احکام اعدام برای افراد متهم به تلاش برای ایجاد ناامنی و همکاری با دشمن تأکید کرد.
 
او در پاسخ به مخالفان اعدام گفت: <blockquote>«تو کی هستی که می‌گی اعدام نشه؟ تو غلط کردی که می‌گی فردی که برای ناامنی تلاش کرده اعدام نشه. ما هر مجازاتی را انجام می‌دهیم و هیچ اعتنایی به این حرفها نداریم. تأکید دارم احکام زودتر صادر شود و اجرا شود.»</blockquote>اژه‌ای افزود: <blockquote>«این کسانی که دارند به‌عنوان پیاده‌نظام دشمن احیانًا در داخل و خارج کمک می‌کنند این‌ها تحت تعقیب قرار بگیرند این‌ها سریع شناسایی بشوند این‌ها سریع محاکمه بشوند البته طبیعی است طبق قانون بر اساس انصاف، بر اساس عدل این درست اون چیزی است که دشمن نمی‌خواهد این افراد پست لعین تصور شون هستش که حالا فرض کنید قوه قضاییه به اهوای اون‌ها حرکت می‌کنه، ما می‌گیم اعدام نشه تو کی هستی که می‌گی اعدام نشه؟ تو غلط کردی که می‌گی یک فرد مجرمی که دستش به خون عزیزان ما مردم عزیز ما آلوده هستش به ناامنی در زمان جنگ تلاش کرده ما هر مجازاتی را که طبق قانون بشه مجازات میدیم هیچ اعتنایی هم به این حرفها و به این بحثهایی که بعضی از این مستکبرین فکر می‌کردند که هنوز بحمدالله قدرت استکباری شون شکست یعنی قدرتی که خودشون برای خودشون فکر می‌کردند بنابراین از شما باز میگم این را تأکید دارم و می‌خوام که پرونده‌ها را سریع دقیق واقعاً برسید و احکام زودتر صادر بشه طبق قانون اجرا بشه و در همه مراحل هم اطلاع‌رسانی بشه.»</blockquote>این اظهارات در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ از طریق خبرگزاری میزان منتشر شد.
 
== نام بردن سخنگوی مجاهدین از فرشید اسدی ==
سخنگوی سازمان مجاهدین خلق در پاسخ به این اظهارات، با لحنی تند اژه‌ای را مورد حمله قرار داد و در جریان آن فرشید اسدی را «قهرمان ملی» و «مجاهد شهید» نامید:<blockquote>«جانور گوشخوار حرام‌لقمه و به‌قول قرآن «بوزینهٔ سرافکنده»! مطمئن باش که پاسخ غلط‌های اضافی خود را در جوشش خون سربداران خواهی گرفت و به دژخیمان مقیسه و رازینی و لاجوردی و کچویی خواهی پیوست.»
 
سخنگوی این سازمان همچنین با ستایش از افرادی که در گذشته برخی مسئولان قضایی ایران را ترور کرده بودند، اظهار داشت:
 
«درود بر قهرمان ملی مجاهد شهید فرشید اسدی «فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان»
 
درود بر قهرمان ملی مجاهد شهید علی‌اکبر اکبری که لاجوردی سرجلاد اوین را کیفر داد
 
درود بر قهرمان ملی مجاهد شهید کاظم افجه‌ای که دژخیم کچویی زندانبان اوین را کیفر داد»<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%98%D8%AE%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DA%98%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%AE%D9%86%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86 تأکید وحشت‌آلود سردژخیم قضاییه جلادان اژه‌ای بر اعدام + سخنگوی مجاهدین- سایت مجاهدین]</ref></blockquote>


== نتیجه و میراث ==
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد و به‌عنوان یک سمبل جسارت و پاکباختگی الهام‌بخش جوانان ایران گردید. لقب «فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان»، نمونه‌ای از احترام به اقدام این جوان انقلابی است. 


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۳ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۶

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (تولد۱۳۷۲ – شهادت ۲۹ دی ۱۴۰۳) جوانی ایرانی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی جسورانه و فدایی در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد نمود که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند.[۱]

تعلق سازمانی و علل و انگیزه‌های اقدام انقلابی فرشید اسدی برای افکار عمومی نامشخص بود، اگر چه برخی از مقامات جمهوری اسلامی او را وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران معرفی کرده بودند. سخنگوی مجاهدین در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در پاسخ به اظهارات غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، بیانیه‌ی تندی منتشر کرد. در این بیانیه نام فرشید اسدی -در کنار نام علی‌اکبر اکبری و کاظم افجه‌ای- به‌عنوان «قهرمان ملی و مجاهد شهید» و نیز «فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان» مطرح گردید.

زندگینامه

فرشید اسدی متولد ۱۳۷۲ و اهل شهرستان رزن استان همدان بود. گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. وی آبدارچی دیوان عالی کشور بود. از زندگی وی اطلاعات دیگری در دسترس نیست. تصویری نیز از او منتشر نشده بود.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. این عملیات بازتاب وسیعی در داخل و خارج ایران داشت. واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

سابقهٔ قضات کشته شده و نقش آن‌ها در جنایات رژیم

علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. ازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند.هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

سازمان مجاهدین خلق ایران این دو مقام قضایی را از چهره‌های اصلی «قتل‌عام مجاهدین سر موضع و زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷» معرفی کرده و آنها را «سردژخیم» نامیده است. طبق اعلام رسمی مجاهدین، احمد رازینی در اوایل دهه ۶۰ به‌عنوان دادستان انقلاب مشهد فعالیت داشت و مسئولیت دستگیری، شکنجه و اعدام بسیاری از اعضای مجاهدین و دیگر مخالفان در استان خراسان را بر عهده داشت. طی این دوره هزاران نفر در شهرهای خراسان توسط او اعدام شدند. در اسفند ۱۳۶۳، خمینی او را به سمت دادستان انقلاب مرکز (جانشین لاجوردی) منصوب کرد و تا سال ۱۳۶۶ اعدام زندانیان سیاسی در تهران زیر نظر او انجام می‌شد. محمد مقیسه‌ نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷ وارد دستگاه قضایی شد. به دلیل شدت عمل، در سال ۱۳۶۰ سربازجو در یکی از شعب بازداشتگاه اوین شد. در سال ۱۳۶۳ با نام مستعار «ناصریان» به‌عنوان دادیار ناظر زندان قزلحصار فعالیت کرد و پس از انحلال آن زندان در سال ۱۳۶۵، به‌عنوان دادیار اصلی به زندان گوهردشت منتقل شد. طبق روایت مجاهدین، او حتی بر اعدام زندانیانی که مدت محکومیت‌شان به پایان رسیده بود، به‌ویژه در مرداد ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت، اصرار داشت.

واکنش برخی مقامات جمهوری اسلامی

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت داد و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. .[۳]

او در پاسخ به این پرسش که آیا هدف ترور، شخص قضات بوده یا اهداف گسترده‌تری همچون ضربه به قوه قضائیه و نظام دنبال می‌شده است، اعلام کرد:

«این دو قاضی به‌طور هدفمند ترور شدند. اطلاعات اولیه نشان می‌دهد که فرد تروریست پیش‌تر از برخی شعب که به پرونده‌های امنیتی و مرتبط با منافقین رسیدگی می‌کردند، پرس‌وجو کرده و اطلاعات لازم را به دست آورده بود. او دقیقاً شعبه‌هایی را که با این پرونده‌ها درگیر بودند و قضاتی که در این زمینه فعالیت داشتند، شناسایی کرده بود. دو قاضی را به شهادت رساند و سپس به طبقه بالا رفت تا قاضی دیگری را که در دادگاه انقلاب فعالیت داشت، ترور کند. اما موفق نشد، چراکه آن قاضی در محل حضور نداشت.»

پورمحمدی با اشاره به شواهد موجود افزود:

«این فرد در جریان اقدام خود شعارهایی درباره منافقین سر داده و نشان داده که عملیات او کاملاً هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده بوده است. پس از اینکه صدای تیراندازی به گوش رسید و مأموران برای دستگیری او اقدام کردند، فرد مهاجم اقدام به خودکشی کرد. البته اطلاعات تکمیلی درباره سوابق، ارتباطات و هدایت احتمالی او از خارج از کشور همچنان در حال بررسی است.»

پورمحمدی در ادامه درباره احتمال دست داشتن سازمان مجاهدین خلق ایران در این حادثه توضیح داد:

«حتماً دست دارند ببینید دست داشتن آنها بعضی وقت‌ها مشخصاً طراحی می‌کنند تیم می‌فرستند بعضی وقت‌ها آدرس کلی می‌دهند به هوادارانشان پیام‌هایی که تبادل می‌شود مثلاً می‌گوید من آنجا هستم می‌گوید اونجایی اونجا آدم‌های عجیب و خطرناکی هستند ضد ملی هستند اگر می‌توانی یه کاری کن ببینید یعنی یا به طور کلی یا به طور مشخصاً بله دارند یکسره آدرس می‌دهند یکسره شعار می‌دهند و بعد می‌گویند که همه را به سزایشان می‌رسانیم فلان و فلان و تهدید معلوم است پس وقتی با این وضع است طبعاً این‌ها دنبال هستند.»[۴]

ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۵]

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور در دولت روحانی نیز در واکنش به ترور سه قاضی مقابل کاخ دادگستری تهران، نوشت: «از دهه شصت تا کنون خطر سازمان منافقین از هر زمان بیشتر است.»[۶]

انگیزه و زمینهٔ عملیات

در زمان انجام عملیات، انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده بود، برخی گزارش‌های ناموثق از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت داشتند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۷]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن نظام ولایت فقیه را ثابت کرد.[۸]

فراخوان غلامحسین اژه‌ای به افزایش اعدام زندانیان سیاسی

در پی افزایش روزانه‌ی اعدام زندانیان سیاسی در بحبوحه‌ی جنگ آمریکا و رژیم ایران و نیز بعد از آتش‌بس، غلامحسین اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه ایران، در اظهاراتی بر لزوم تسریع در صدور و اجرای احکام اعدام برای افراد متهم به تلاش برای ایجاد ناامنی و همکاری با دشمن تأکید کرد.

او در پاسخ به مخالفان اعدام گفت:

«تو کی هستی که می‌گی اعدام نشه؟ تو غلط کردی که می‌گی فردی که برای ناامنی تلاش کرده اعدام نشه. ما هر مجازاتی را انجام می‌دهیم و هیچ اعتنایی به این حرفها نداریم. تأکید دارم احکام زودتر صادر شود و اجرا شود.»

اژه‌ای افزود:

«این کسانی که دارند به‌عنوان پیاده‌نظام دشمن احیانًا در داخل و خارج کمک می‌کنند این‌ها تحت تعقیب قرار بگیرند این‌ها سریع شناسایی بشوند این‌ها سریع محاکمه بشوند البته طبیعی است طبق قانون بر اساس انصاف، بر اساس عدل این درست اون چیزی است که دشمن نمی‌خواهد این افراد پست لعین تصور شون هستش که حالا فرض کنید قوه قضاییه به اهوای اون‌ها حرکت می‌کنه، ما می‌گیم اعدام نشه تو کی هستی که می‌گی اعدام نشه؟ تو غلط کردی که می‌گی یک فرد مجرمی که دستش به خون عزیزان ما مردم عزیز ما آلوده هستش به ناامنی در زمان جنگ تلاش کرده ما هر مجازاتی را که طبق قانون بشه مجازات میدیم هیچ اعتنایی هم به این حرفها و به این بحثهایی که بعضی از این مستکبرین فکر می‌کردند که هنوز بحمدالله قدرت استکباری شون شکست یعنی قدرتی که خودشون برای خودشون فکر می‌کردند بنابراین از شما باز میگم این را تأکید دارم و می‌خوام که پرونده‌ها را سریع دقیق واقعاً برسید و احکام زودتر صادر بشه طبق قانون اجرا بشه و در همه مراحل هم اطلاع‌رسانی بشه.»

این اظهارات در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ از طریق خبرگزاری میزان منتشر شد.

نام بردن سخنگوی مجاهدین از فرشید اسدی

سخنگوی سازمان مجاهدین خلق در پاسخ به این اظهارات، با لحنی تند اژه‌ای را مورد حمله قرار داد و در جریان آن فرشید اسدی را «قهرمان ملی» و «مجاهد شهید» نامید:

«جانور گوشخوار حرام‌لقمه و به‌قول قرآن «بوزینهٔ سرافکنده»! مطمئن باش که پاسخ غلط‌های اضافی خود را در جوشش خون سربداران خواهی گرفت و به دژخیمان مقیسه و رازینی و لاجوردی و کچویی خواهی پیوست.»

سخنگوی این سازمان همچنین با ستایش از افرادی که در گذشته برخی مسئولان قضایی ایران را ترور کرده بودند، اظهار داشت:

«درود بر قهرمان ملی مجاهد شهید فرشید اسدی «فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان»

درود بر قهرمان ملی مجاهد شهید علی‌اکبر اکبری که لاجوردی سرجلاد اوین را کیفر داد

درود بر قهرمان ملی مجاهد شهید کاظم افجه‌ای که دژخیم کچویی زندانبان اوین را کیفر داد»[۹]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد و به‌عنوان یک سمبل جسارت و پاکباختگی الهام‌بخش جوانان ایران گردید. لقب «فرهیخته‌ترین آبدارچی جهان»، نمونه‌ای از احترام به اقدام این جوان انقلابی است.

منابع