عملیات روانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات مفهوم | نام = عملیات روانی | نام اصلی = Psychological Operations (PSYOP) | نام‌های دیگر = عملیات روان‌شناختی، PSYOP، عملیات پشتیبانی اطلاعات نظامی (MISO، در برخی دوره‌های دکترین نظامی آمریکا) | تصویر = | اندازه تصویر = | تو...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴۱۲: خط ۴۱۲:
مرکز و مدرسهٔ جنگ ویژهٔ جان اف. کندی ارتش آمریکا نیز مسئولیت مهمی در آموزش و توسعهٔ دکترین عملیات روانی، نیروهای ویژه و امور مدنی دارد.<ref>[https://www.army.mil/article/256328/u_s_army_john_f_kennedy_special_warfare_center_and_school_seventy_years_and_counting Christopher E. Howard, “U.S. Army John F. Kennedy Special Warfare Center and School: Seventy Years and Counting,” U.S. Army, 2022]</ref>
مرکز و مدرسهٔ جنگ ویژهٔ جان اف. کندی ارتش آمریکا نیز مسئولیت مهمی در آموزش و توسعهٔ دکترین عملیات روانی، نیروهای ویژه و امور مدنی دارد.<ref>[https://www.army.mil/article/256328/u_s_army_john_f_kennedy_special_warfare_center_and_school_seventy_years_and_counting Christopher E. Howard, “U.S. Army John F. Kennedy Special Warfare Center and School: Seventy Years and Counting,” U.S. Army, 2022]</ref>


این نهادینه‌شدن نشان‌دهندهٔ تبدیل عملیات روانی از فعالیتی موقت در زمان جنگ به یک تخصص
این نهادینه‌شدن نشان‌دهندهٔ تبدیل عملیات روانی از فعالیتی موقت در زمان جنگ به یک تخصص نظامی دائمی بود.
 
== عملیات روانی در عصر دیجیتال ==
 
اینترنت و رسانه‌های اجتماعی محیط فعالیت روانی را دگرگون کرده‌اند.
 
انتشار پیام دیگر الزاماً نیازمند چاپخانه، فرستندهٔ رادیویی یا شبکهٔ تلویزیونی نیست.
 
محتوا می‌تواند در مدت کوتاهی به میلیون‌ها نفر برسد.
 
همچنین مخاطب دیگر فقط دریافت‌کننده نیست؛ می‌تواند پیام را بازنشر، نقد، تغییر یا با اطلاعات دیگر مقایسه کند.
 
این تحول عملیات روانی را هم آسان‌تر و هم دشوارتر کرده است.
 
دسترسی به مخاطب افزایش یافته، اما رقابت بر سر توجه و اعتماد نیز شدیدتر شده است.
 
== داده و تحلیل مخاطب ==
 
محیط دیجیتال حجم بزرگی از داده‌های رفتاری و ارتباطی ایجاد می‌کند.
 
تحلیل این داده‌ها می‌تواند شناخت الگوهای ارتباطی، موضوعات مورد توجه و ساختار شبکه‌های اجتماعی را افزایش دهد.
 
با این حال استفاده از داده‌های شخصی و روش‌های هدف‌گیری دقیق پرسش‌هایی دربارهٔ حریم خصوصی، اخلاق و مرز میان اقناع و دستکاری ایجاد کرده است.
 
این مسائل موجب شده‌اند مطالعهٔ عملیات نفوذ دیجیتال به حوزه‌ای میان علوم نظامی، ارتباطات، فناوری و اخلاق تبدیل شود.
 
== هوش مصنوعی ==
 
[[هوش مصنوعی]] نیز می‌تواند محیط عملیات روانی را تغییر دهد.
 
سامانه‌های هوش مصنوعی قادرند حجم زیادی از متن، تصویر، صوت و ویدئو تولید یا تحلیل کنند.
 
از یک سو این قابلیت می‌تواند تحلیل اطلاعات و تولید محتوای ارتباطی را تسریع کند.
 
از سوی دیگر، امکان تولید جعل عمیق، حساب‌های مصنوعی و حجم عظیمی از محتوای غیرواقعی می‌تواند تشخیص اصالت اطلاعات را دشوار کند.
 
در نتیجه اعتماد به منبع و قابلیت راستی‌آزمایی ممکن است در محیط اطلاعاتی آینده اهمیت بیشتری پیدا کند.
 
== محدودیت‌های عملیات روانی ==
 
عملیات روانی قادر نیست رفتار انسان را به‌طور مکانیکی کنترل کند.
 
افراد و جوامع پیام‌ها را بر اساس فرهنگ، تجربه، هویت و منافع خود تفسیر می‌کنند.
 
یک پیام ممکن است:
 
* پذیرفته شود؛
* نادیده گرفته شود؛
* رد شود؛
* به شکل دیگری تفسیر شود؛
* نتیجه‌ای خلاف انتظار ایجاد کند.
 
همین مسئله یکی از دلایل اهمیت پژوهش و ارزیابی در عملیات روانی است.
 
== خطر نتیجه معکوس ==
 
عملیات ضعیف می‌تواند به جای افزایش نفوذ، اعتماد مخاطب را کاهش دهد.
 
اگر پیام آشکارا با واقعیت در تضاد باشد یا مخاطب احساس کند مورد تحقیر و دستکاری قرار گرفته است، نتیجه ممکن است خلاف هدف طراح باشد.
 
همچنین اختلاف میان پیام و رفتار واقعی فرستنده می‌تواند اعتبار پیام را از بین ببرد.
 
از این رو رفتار سازمان یا دولت نیز بخشی از محیط ارتباطی است.
 
در یک سند دیپلماتیک آمریکا در سال ۱۹۵۳ نیز تصریح شده بود که «اعمال» می‌توانند از تبلیغات گفتاری مؤثرتر باشند و جنگ روانی نباید از اهداف سیاسی جدا شود.<ref>[https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1952-54v08/d43 “Concept and Ideas for Psychological Warfare in Europe,” U.S. Department of State, 1953]</ref>
 
== مسائل اخلاقی ==
 
عملیات روانی پرسش‌های اخلاقی مهمی ایجاد می‌کند.
 
مهم‌ترین آنها مرز میان '''اقناع''' و '''دستکاری''' است.
 
موضوعاتی مانند استفاده از ترس، بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های روان‌شناختی، انتشار اطلاعات گزینشی، پنهان‌کردن منبع و استفاده از اطلاعات نادرست می‌توانند محل مناقشه باشند.
 
گسترش فناوری‌های دیجیتال این مسائل را پیچیده‌تر کرده است؛ زیرا پیام می‌تواند با سرعت زیاد، در مقیاس گسترده و برای گروه‌های بسیار مشخص طراحی شود.
 
== مسائل حقوقی ==
 
عنوان «عملیات روانی» به خودی خود قانونی یا غیرقانونی بودن یک اقدام را تعیین نمی‌کند.
 
ارزیابی حقوقی به ماهیت اقدام، مخاطب، محتوا، وضعیت مخاصمه و قواعد حقوقی قابل اجرا بستگی دارد.
 
برای مثال، دعوت سربازان دشمن به تسلیم با تهدید غیرقانونی غیرنظامیان یکسان نیست.
 
همچنین استفاده از نشان‌ها یا حمایت‌های ویژه‌ای که حقوق بین‌الملل بشردوستانه برای مقاصد مشخص در نظر گرفته است می‌تواند محدودیت‌های حقوقی جداگانه‌ای داشته باشد.
 
بنابراین هر اقدام باید بر اساس ویژگی‌های خود ارزیابی شود.
 
== اهمیت عملیات روانی ==
 
اهمیت عملیات روانی از نقش انسان در جنگ و سیاست ناشی می‌شود.
 
تجهیزات نظامی خود تصمیم نمی‌گیرند که مقاومت ادامه یابد یا متوقف شود؛ انسان‌ها چنین تصمیمی می‌گیرند.
 
فرمانده، سرباز، رهبر سیاسی و جمعیت هر یک بر اساس اطلاعات، برداشت‌ها، انگیزه‌ها و شرایط خود رفتار می‌کنند.
 
عملیات روانی تلاش سازمان‌یافته‌ای برای اثرگذاری بر بخشی از همین فرایند تصمیم‌گیری است.
 
به همین دلیل، قدرت فیزیکی و قدرت تأثیرگذاری دو حوزهٔ جدا اما مرتبط در راهبرد هستند.
 
== نقد مفهوم ==
 
عملیات روانی با چند مشکل مفهومی روبه‌رو است.
 
نخست، مرز آن با [[پروپاگاندا]]، [[عملیات اطلاعاتی]]، [[جنگ اطلاعاتی]]، [[فریب نظامی]] و [[ارتباطات راهبردی]] همیشه کاملاً روشن نیست.
 
دوم، تعریف‌ها در طول زمان تغییر کرده‌اند.
 
سوم، اصطلاحات مورد استفاده در یک کشور الزاماً در دکترین کشور دیگر معنای یکسانی ندارند.
 
چهارم، اندازه‌گیری رابطهٔ مستقیم میان پیام و رفتار دشوار است.
 
همین عوامل سبب شده‌اند که مطالعهٔ عملیات روانی نیازمند توجه به تاریخ، دکترین و زمینهٔ سازمانی هر تعریف باشد.
 
== جمع‌بندی ==
 
عملیات روانی مجموعه‌ای از فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده برای تأثیرگذاری بر مخاطبان مشخص در حمایت از اهداف سیاسی و نظامی است. برخلاف برداشت عمومی که آن را صرفاً با پروپاگاندا یا انتشار اطلاعات نادرست یکسان می‌داند، عملیات روانی در مفهوم تخصصی شامل چرخه‌ای از '''شناخت مخاطب، تعیین رفتار مطلوب، طراحی و انتقال پیام و ارزیابی اثر''' است.
 
ریشه‌های تأثیرگذاری روان‌شناختی در جنگ بسیار قدیمی‌اند، اما عملیات روانی به‌عنوان قابلیت سازمان‌یافته عمدتاً در سدهٔ بیستم شکل گرفت. ارتش آمریکا نخستین ساختار تخصصی خود را در ۱۹۱۸ ایجاد کرد و پس از تجربه‌های جنگ جهانی دوم و جنگ کره، این حوزه به تدریج به یک قابلیت دائمی تبدیل شد.<ref>[https://www.army.mil/article/199431/100_years_of_subterfuge_the_history_of_army_psychological_operations Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge: The History of Army Psychological Operations,” U.S. Army]</ref>
 
تحول نام این حوزه از «پروپاگاندای رزمی» و «جنگ روانی» به PSYOP و سپس MISO و بازگشت دوبارهٔ عنوان PSYOP در بخشی از ساختار نظامی آمریکا نشان می‌دهد که تعریف و جایگاه آن ثابت نبوده است.<ref>[https://www.armyupress.army.mil/Journals/Military-Review/Online-Exclusive/2018-OLE/Mar/PSYOP/ David Cowan and Chaveso Cook, “What’s in a Name?”, ''Military Review'', 2018]</ref>
 
با گسترش اینترنت، رسانه‌های اجتماعی و [[هوش مصنوعی]]، ابزارهای تأثیرگذاری تغییر کرده‌اند، اما مسئلهٔ بنیادی عملیات روانی همچنان همان رابطهٔ میان '''اطلاعات، ادراک، تصمیم و رفتار انسان''' است.
 
== جستارهای وابسته ==
 
* [[جنگ روانی]]
* [[پروپاگاندا]]
* [[جنگ اطلاعاتی]]
* [[عملیات اطلاعاتی]]
* [[عملیات نفوذ]]
* [[فریب نظامی]]
* [[اطلاعات نادرست]]
* [[ضدپروپاگاندا]]
* [[ارتباطات راهبردی]]
* [[دیپلماسی عمومی]]
* [[جنگ سیاسی]]
* [[روان‌شناسی اجتماعی]]
* [[افکار عمومی]]
* [[جنگ نامتقارن]]
* [[جنگ نامنظم]]
* [[جنگ منظم]]
* [[جنگ چریکی]]
* [[جنگ سرد]]
* [[هوش مصنوعی]]
 
== منابع ==
 
<references />
 
[[رده:علوم نظامی]]
[[رده:مطالعات امنیتی]]
[[رده:جنگ روانی]]
[[رده:عملیات روانی]]
[[رده:ارتباطات سیاسی]]
[[رده:پروپاگاندا]]
[[رده:عملیات اطلاعاتی]]
 
{{تاریخ آخرین ویرایش|۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۳

عملیات روانی
شناسنامه
نام‌های دیگرعملیات روان‌شناختی، PSYOP، عملیات پشتیبانی اطلاعات نظامی (MISO، در برخی دوره‌های دکترین نظامی آمریکا)
حوزهعلوم نظامی، مطالعات امنیتی، روان‌شناسی اجتماعی، ارتباطات سیاسی، روابط بین‌الملل
خاستگاهاستفادهٔ تاریخی از پیام، اقناع، پروپاگاندا و تأثیر روان‌شناختی در جنگ؛ شکل مدرن آن با توسعهٔ روان‌شناسی، رسانه‌های جمعی، مطالعات ارتباطات و سازمان‌های تخصصی نظامی پدید آمد
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدیمخاطب هدف، تحلیل مخاطب، رفتار مطلوب، تأثیر، اقناع، اعتبار، پیام، رسانه، ادراک، انگیزه، نگرش، ارزیابی اثر، محیط اطلاعاتی
جریان‌های مرتبطجنگ روانی، پروپاگاندا، عملیات اطلاعاتی، جنگ اطلاعاتی، ارتباطات راهبردی، فریب نظامی، عملیات نفوذ، جنگ سیاسی
تأثیرپذیرفته ازروان‌شناسی اجتماعی، نظریه‌های ارتباطات و اقناع، مطالعات پروپاگاندا، تجربهٔ جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، جنگ کره و جنگ سرد
تأثیرگذار بردکترین‌های نظامی معاصر، عملیات اطلاعاتی، ارتباطات راهبردی، تحلیل مخاطب، عملیات نفوذ و مطالعات محیط اطلاعاتی
نقد و ارزیابی

عملیات روانی (به انگلیسی: Psychological Operations و به اختصار PSYOP) به فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ای گفته می‌شود که با شناخت مخاطبان مشخص و انتقال اطلاعات، پیام‌ها و نشانه‌های انتخاب‌شده می‌کوشند بر ادراک، احساسات، انگیزه‌ها، استدلال، نگرش و در نهایت رفتار آنان تأثیر بگذارند تا از اهداف سیاسی یا نظامی معینی پشتیبانی شود.[۱]

در کاربرد نظامی مدرن، «رفتار» جایگاهی اساسی در تعریف عملیات روانی دارد. هدف صرفاً این نیست که مخاطب چیزی را بشنود یا حتی باور کند؛ عملیات زمانی از نظر عملیاتی اهمیت پیدا می‌کند که پیام یا مجموعهٔ اقدامات بتواند رفتار مشخصی را ایجاد، تقویت یا تغییر دهد. به همین دلیل شناخت مخاطب، تعیین رفتار مورد نظر، انتخاب رسانه و ارزیابی نتیجه از اجزای اساسی برنامه‌ریزی عملیات روانی به‌شمار می‌روند.

عملیات روانی با جنگ روانی ارتباط نزدیک دارد، اما این دو کاملاً مترادف نیستند. اصطلاح جنگ روانی بیشتر دارای پیشینهٔ تاریخی و ناظر به رقابت خصمانه یا جنگی است، در حالی که عملیات روانی به یک قابلیت سازمان‌یافته و مجموعه‌ای از فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده اشاره دارد که می‌تواند در مراحل مختلف رقابت، بحران و مخاصمه مورد استفاده قرار گیرد. تاریخ سازمانی ارتش آمریکا نیز نشان می‌دهد که نام و تعریف این قابلیت در طول یک قرن چند بار تغییر کرده است.[۲]

تعریف عملیات روانی

تعریف عملیات روانی در طول زمان تغییر کرده است. با این حال، سه عنصر در بسیاری از تعریف‌های نظامی تکرار می‌شوند: مخاطب مشخص، تأثیرگذاری برنامه‌ریزی‌شده و رفتار مطلوب.

در تعریف تاریخی مورد استفادهٔ وزارت دفاع آمریکا، عملیات روانی شامل فعالیت‌هایی برای انتقال اطلاعات و نشانه‌های انتخاب‌شده به مخاطبان خارجی بود تا بر احساسات، انگیزه‌ها، استدلال عینی و در نهایت رفتار دولت‌ها، سازمان‌ها، گروه‌ها و افراد تأثیر گذاشته شود.[۳]

این تعریف نشان می‌دهد که عملیات روانی صرفاً «تبلیغات» نیست. پروپاگاندا یا پیام ارتباطی می‌تواند یکی از ابزارهای آن باشد، اما عملیات روانی شامل فرایند وسیع‌تری از پژوهش، تحلیل، برنامه‌ریزی، تولید، انتشار و ارزیابی است.

تفاوت عملیات روانی و جنگ روانی

اصطلاح‌های «عملیات روانی» و «جنگ روانی» در متون عمومی گاه به جای یکدیگر به کار می‌روند، اما از نظر تاریخی تفاوت دارند.

جنگ روانی اصطلاحی گسترده‌تر و قدیمی‌تر برای استفادهٔ سازمان‌یافته از ابزارهای روان‌شناختی و ارتباطی در رقابت و جنگ است.

عملیات روانی بیشتر به فعالیت تخصصی و برنامه‌ریزی‌شده‌ای اشاره دارد که در ساختارهای نظامی مدرن سازمان یافته است.

اسناد تاریخی وزارت خارجهٔ آمریکا نشان می‌دهند که حتی در دهه‌های نخست جنگ سرد تعریف «عملیات روانی» مورد اختلاف بود. در یک تعریف گسترده، این اصطلاح تقریباً تمام کاربرد هماهنگ عناصر قدرت ملی برای تأثیرگذاری بر دیگر کشورها را شامل می‌شد؛ تعریف محدودتر آن را فعالیت‌هایی برای تأثیر بر نگرش و رفتار مردم خارجی در حمایت از اهداف ملی می‌دانست.[۴]

این اختلاف تاریخی یکی از دلایلی است که تعریف و جایگاه عملیات روانی در دوره‌های مختلف تغییر کرده است.

پیشینه تاریخی

استفاده از روش‌های روان‌شناختی برای تأثیرگذاری بر دشمن بسیار قدیمی‌تر از تشکیل واحدهای تخصصی عملیات روانی است.

تهدید، نمایش قدرت، شایعه، فریب، پیام‌های تسلیم و تلاش برای تضعیف روحیهٔ دشمن از دیرباز بخشی از جنگ بوده‌اند.

با پیدایش رسانه‌های جمعی، روان‌شناسی جدید و دولت‌های دارای دستگاه‌های ارتباطی گسترده، امکان سازمان‌دهی علمی‌تر چنین فعالیت‌هایی فراهم شد.

به همین دلیل شکل مدرن عملیات روانی عمدتاً محصول سدهٔ بیستم است.

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول مرحله‌ای مهم در سازمان‌یافتن عملیات روانی بود.

ارتش آمریکا در ژانویهٔ ۱۹۱۸ یک بخش تخصصی روان‌شناختی در ساختار اطلاعات نظامی ایجاد کرد. چند ماه بعد فعالیت عملیاتی آن در قالب بخش پروپاگاندا در ستاد نیروهای اعزامی آمریکا در اروپا گسترش یافت.[۵]

این واحد در فاصلهٔ ۲۸ اوت تا ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ حدود ۵٫۱ میلیون اعلامیه در ۱۸ طرح چاپ کرد و بیش از سه میلیون نسخه از آنها را، عمدتاً با هواپیما و بالن، منتشر کرد.[۶]

اعلامیه‌ها به ابزاری برای انتقال مستقیم پیام به سربازان دشمن تبدیل شدند و تجربهٔ جنگ جهانی اول بعدها در توسعهٔ عملیات روانی نظامی مورد توجه قرار گرفت.

جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم دامنه و پیچیدگی عملیات روانی را به‌طور چشمگیری افزایش داد.

رادیو، فیلم، مطبوعات، اعلامیه، شایعه و دیگر ابزارهای ارتباطی در مقیاسی گسترده مورد استفاده قرار گرفتند.

در این دوره فعالیت‌های روانی با عملیات اطلاعاتی، فریب، پروپاگاندا و فعالیت‌های اطلاعاتی محرمانه نیز ارتباط پیدا کردند.

پس از انحلال دفتر خدمات راهبردی آمریکا (OSS) در پایان جنگ، بخشی از تجربه‌ها و قابلیت‌های مرتبط با «عملیات روحیه‌ای» و پروپاگاندای سیاه به ساختارهای دولتی دیگر منتقل شد. اسناد تاریخی دولت آمریکا نشان می‌دهند که در سال‌های نخست پس از جنگ، مقام‌های آمریکایی دربارهٔ نحوهٔ سازمان‌دهی عملیات روانی آشکار و مخفی اختلاف‌نظر داشتند.[۷]

جنگ کره و نهادینه‌شدن عملیات روانی

جنگ کره نقش مهمی در تبدیل عملیات روانی به یک قابلیت دائمی نظامی در آمریکا داشت.

در آوریل ۱۹۵۲ ارتش آمریکا مرکز جنگ روانی را در فورت براگ تأسیس کرد. این مرکز مسئولیت‌های آموزشی و سازمانی مرتبط با جنگ روانی را متمرکز کرد.[۸]

پس از آتش‌بس کره در ۱۹۵۳، برخلاف دوره‌های پس از دو جنگ جهانی، قابلیت عملیات روانی به‌طور کامل منحل نشد و به‌تدریج به بخشی پایدارتر از ساختار نظامی تبدیل شد.[۹]

جنگ سرد

در دوران جنگ سرد اهمیت عملیات روانی از میدان جنگ فراتر رفت.

رقابت ایالات متحده و اتحاد شوروی نه‌تنها نظامی، بلکه سیاسی، ایدئولوژیک و اطلاعاتی بود.

اسناد دولت آمریکا در سال ۱۹۴۷ نشان می‌دهند که مقام‌های امنیت ملی در حال تفکیک فعالیت‌های آشکار اطلاعاتی از عملیات روانی مخفی بودند. NSC 4-A مسئولیت برخی عملیات روانی مخفی را به ساختار اطلاعاتی آمریکا سپرد.[۱۰]

در همان دوره این اصل نیز مطرح بود که عملیات روانی باید در خدمت سیاست قرار گیرد، نه اینکه خود تعیین‌کنندهٔ سیاست شود. یک سند وزارت خارجهٔ آمریکا در ۱۹۵۳ تأکید می‌کرد که جنگ روانی یا سیاسی باید بازتاب سیاست و اهداف سیاسی باشد.[۱۱]

مخاطب هدف

یکی از مهم‌ترین مفاهیم عملیات روانی مخاطب هدف است.

عملیات روانی برای یک جمعیت انتزاعی و نامشخص طراحی نمی‌شود. طراح عملیات ابتدا باید مشخص کند که چه فرد، گروه یا سازمانی قادر است رفتار مورد نظر را انجام دهد.

مخاطب می‌تواند گروهی از نیروهای نظامی، رهبران، اعضای یک سازمان یا بخشی از جمعیت خارجی باشد.

شناخت دقیق مخاطب شرط اساسی طراحی پیام است.

تحلیل مخاطب

تحلیل مخاطب از مهم‌ترین مراحل عملیات روانی است.

تحلیل‌گران می‌کوشند مشخص کنند:

  • مخاطب چه باورهایی دارد؛
  • ارزش‌های اصلی او چیست؛
  • چه نیازها و نگرانی‌هایی دارد؛
  • به چه منابعی اعتماد می‌کند؛
  • چه رسانه‌هایی را مصرف می‌کند؛
  • چه کسانی بر او نفوذ دارند؛
  • چه موانعی در برابر رفتار مورد نظر وجود دارد؛
  • چه شرایطی ممکن است رفتار او را تغییر دهد.

این مرحله عملیات روانی را از انتشار عمومی و بدون هدف پیام متمایز می‌کند.

رفتار مطلوب

عملیات روانی مدرن معمولاً بر تعیین یک رفتار قابل مشاهده تأکید دارد.

برای نمونه، هدف می‌تواند متقاعدکردن یک واحد دشمن به تسلیم باشد.

در چنین حالتی «تسلیم‌شدن» رفتار است؛ در حالی که «ترسیدن»، «ناامیدشدن» یا «موافق‌شدن» بیشتر حالات روانی یا نگرشی هستند.

ممکن است تغییر نگرش برای رسیدن به رفتار لازم باشد، اما موفقیت عملیاتی نهایتاً با رفتار مورد نظر ارتباط پیدا می‌کند.

ادراک

انسان‌ها بر اساس واقعیت عینی به تنهایی تصمیم نمی‌گیرند؛ برداشت آنان از واقعیت نیز بر رفتارشان اثر می‌گذارد.

بنابراین ادراک در عملیات روانی اهمیت بنیادی دارد.

دو گروه ممکن است یک رویداد واحد را به شیوه‌ای متفاوت تفسیر کنند.

تجربهٔ گذشته، فرهنگ، هویت، اعتماد و اطلاعات در دسترس بر این تفسیر اثر می‌گذارند.

از این رو طراح عملیات روانی باید نه‌تنها بداند چه اتفاقی افتاده، بلکه بررسی کند مخاطب آن اتفاق را چگونه فهمیده است.

انگیزه

دانستن اینکه مخاطب چه چیزی را باور دارد کافی نیست.

عملیات روانی باید عوامل انگیزشی رفتار را نیز بررسی کند.

ترس، امنیت، منزلت، تعلق گروهی، منافع اقتصادی، وفاداری، خانواده، هویت و باورهای سیاسی یا مذهبی می‌توانند بر تصمیم انسان اثر بگذارند.

اهمیت این عوامل در جوامع و گروه‌های مختلف یکسان نیست.

به همین دلیل پیام واحد ممکن است برای دو مخاطب متفاوت نتایج کاملاً متفاوتی ایجاد کند.

اعتبار

اعتبار یکی از سرمایه‌های اصلی عملیات روانی است.

پیامی که مخاطب آن را غیرقابل اعتماد بداند، حتی اگر از نظر فنی به‌خوبی تولید شده باشد، احتمالاً تأثیر محدودی خواهد داشت.

اعتبار به چند عامل بستگی دارد:

  • اعتبار منبع؛
  • سازگاری پیام با تجربهٔ مخاطب؛
  • امکان راستی‌آزمایی؛
  • سابقهٔ درست یا نادرست بودن پیام‌های قبلی؛
  • هماهنگی میان سخن و عمل.

به همین دلیل عملیات روانی الزاماً مبتنی بر اطلاعات دروغ نیست. در بحث تغییر نام PSYOP در سال ۲۰۱۰، رابرت گیتس، وزیر دفاع وقت آمریکا، تصریح کرده بود که فعالیت‌های PSYOP بر اطلاعات معتبر و قابل اعتماد متکی‌اند، در حالی که خود اصطلاح PSYOP برای برخی مخاطبان تداعی‌کنندهٔ فریب و دستکاری شده بود.[۱۲]

پیام

پیام عملیاتی باید با مخاطب، هدف و شرایط محیطی هماهنگ باشد.

پیام ممکن است اطلاعاتی، اقناعی، هشداردهنده یا دعوت‌کننده به انجام رفتاری مشخص باشد.

زبان، لحن، تصویر، نماد و انتخاب پیام‌رسان می‌توانند بر نحوهٔ دریافت محتوا اثر بگذارند.

پیام مؤثر برای یک مخاطب الزاماً برای مخاطب دیگر مؤثر نیست.

رسانه

انتخاب رسانه نیز بخشی از عملیات روانی است.

در دوره‌های مختلف از ابزارهایی مانند:

  • اعلامیه؛
  • پوستر؛
  • روزنامه؛
  • بلندگو؛
  • رادیو؛
  • تلویزیون؛
  • فیلم؛
  • ارتباط چهره‌به‌چهره؛
  • اینترنت؛
  • رسانه‌های اجتماعی

استفاده شده است.

انتخاب رسانه به دسترسی مخاطب، اعتبار آن رسانه، محیط عملیاتی و نوع رفتار مورد نظر وابسته است.

اعلامیه

اعلامیه از قدیمی‌ترین رسانه‌های عملیات روانی مدرن است.

اعلامیه می‌تواند بدون نیاز به تجهیزات دریافت‌کننده مستقیماً به دست مخاطب برسد.

در جنگ‌های جهانی، کره، ویتنام و درگیری‌های بعدی، میلیون‌ها اعلامیه برای انتقال پیام منتشر شدند.

محتوا می‌توانست شامل خبر، هشدار، دستورالعمل یا دعوت به تسلیم باشد.

رادیو

رادیو امکان ارتباط با مخاطبان بسیار گسترده و عبور از مرزهای جغرافیایی را فراهم کرد.

در جنگ جهانی دوم و جنگ سرد، رادیو یکی از ابزارهای اصلی رقابت روانی و سیاسی بود.

رادیو همچنین امکان تکرار پیام و ایجاد ارتباط مستمر با مخاطب را فراهم می‌کرد.

ارتباط چهره‌به‌چهره

عملیات روانی الزاماً رسانه‌ای و از راه دور نیست.

ارتباط مستقیم با رهبران محلی، گروه‌های اجتماعی یا افراد نیز می‌تواند بخشی از فعالیت ارتباطی باشد.

در چنین شرایطی شناخت زبان، فرهنگ، آداب و روابط قدرت محلی اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

ارتباط مستقیم همچنین امکان دریافت بازخورد فوری از مخاطب را فراهم می‌کند.

اینترنت و رسانه‌های اجتماعی

گسترش اینترنت محیط عملیات روانی را تغییر داده است.

رسانه‌های اجتماعی امکان انتقال سریع پیام، تعامل مستقیم و دسترسی بالقوه به گروه‌های بسیار بزرگ را فراهم می‌کنند.

اما همین محیط بسیار رقابتی است.

مخاطب می‌تواند هم‌زمان پیام‌های متضاد بسیاری دریافت کند و صحت ادعاها را با منابع دیگر مقایسه کند.

به همین دلیل مسئلهٔ اعتبار و شناخت شبکه‌های اجتماعی مخاطب اهمیت بیشتری یافته است.

ارزیابی

عملیات روانی بدون ارزیابی نتیجه ناقص است.

ارزیابی می‌کوشد مشخص کند آیا رفتار مخاطب در جهت مورد نظر تغییر کرده است یا خیر.

این کار دشوار است؛ زیرا رفتار انسان معمولاً نتیجهٔ یک عامل واحد نیست.

برای مثال کاهش مقاومت یک واحد نظامی ممکن است حاصل ترکیبی از کمبود مهمات، شکست در میدان جنگ، ضعف فرماندهی و پیام‌های روانی باشد.

بنابراین رابطهٔ میان پیام و رفتار باید با احتیاط تحلیل شود.

شاخص‌های اثربخشی

برای سنجش عملیات می‌توان از شاخص‌های قابل مشاهده استفاده کرد.

اگر هدف تشویق نیروها به تسلیم باشد، تعداد تسلیم‌شدگان می‌تواند یکی از شاخص‌ها باشد.

اگر هدف تغییر رفتار جمعیتی مشخص باشد، تغییر قابل اندازه‌گیری آن رفتار می‌تواند بررسی شود.

با این حال، وجود همبستگی به تنهایی اثبات نمی‌کند که عملیات روانی علت تغییر بوده است.

به همین دلیل ارزیابی مستمر و استفاده از چند منبع اطلاعاتی اهمیت دارد.

عملیات روانی و پروپاگاندا

پروپاگاندا و عملیات روانی همپوشانی دارند، اما مترادف نیستند.

پروپاگاندا عمدتاً نوعی ارتباط هدفمند برای تأثیرگذاری بر عقاید، نگرش‌ها یا رفتار است.

عملیات روانی فرایند وسیع‌تری است که تحلیل مخاطب، تعیین هدف رفتاری، طراحی، انتشار و ارزیابی را شامل می‌شود.

در تعاریف تاریخی، پروپاگاندا یکی از ابزارهای اصلی جنگ و عملیات روانی محسوب می‌شد. در یک سند رسمی آمریکایی در دههٔ ۱۹۶۰، پروپاگاندا به اطلاعات، ایده‌ها و درخواست‌هایی تعریف شده بود که برای تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، نگرش یا رفتار گروه مشخصی در حمایت از اهداف ملی طراحی می‌شوند.[۱۳]

پروپاگاندای سفید، خاکستری و سیاه

در طبقه‌بندی تاریخی، پروپاگاندا از نظر انتساب منبع به سه گروه تقسیم شده است.

پروپاگاندای سفید منبع واقعی خود را آشکار می‌کند.

پروپاگاندای خاکستری منبع خود را مشخص نمی‌کند.

پروپاگاندای سیاه خود را به منبعی غیر از منبع واقعی نسبت می‌دهد.[۱۴]

این تقسیم‌بندی مربوط به انتساب منبع است و لزوماً دربارهٔ صحت یا نادرستی محتوای پیام داوری نمی‌کند.

عملیات روانی آشکار و مخفی

در تاریخ عملیات روانی، مسئلهٔ آشکار یا مخفی بودن منبع اهمیت زیادی داشته است.

اسناد سال‌های نخست جنگ سرد نشان می‌دهند که دولت آمریکا میان برنامه‌های آشکار اطلاع‌رسانی و عملیات روانی مخفی تمایز قائل می‌شد و دربارهٔ تقسیم مسئولیت میان وزارت خارجه، ساختار نظامی و سازمان اطلاعات مرکزی بحث وجود داشت.[۱۵]

این تاریخ همچنین نشان می‌دهد که اصطلاح «عملیات روانی» در دوره‌های مختلف می‌توانست دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر از معنای تخصصی امروزی آن داشته باشد.

عملیات روانی و فریب نظامی

فریب نظامی و عملیات روانی می‌توانند مکمل یکدیگر باشند، اما هدف و سازوکار آنها متفاوت است.

فریب نظامی معمولاً می‌کوشد تصمیم‌گیرندهٔ دشمن را دربارهٔ قصد، توانایی، زمان یا مکان عملیات به برداشت اشتباه برساند.

عملیات روانی بر مخاطبان مشخص و رفتار آنان تمرکز دارد.

یک عملیات نظامی ممکن است از هر دو قابلیت به‌طور هماهنگ استفاده کند، اما نباید آنها را یک مفهوم دانست.

عملیات روانی و جنگ اطلاعاتی

جنگ اطلاعاتی مفهومی گسترده‌تر از عملیات روانی است.

جنگ اطلاعاتی می‌تواند رقابت بر سر اطلاعات، سامانه‌های اطلاعاتی، شبکه‌ها و فرایند تصمیم‌گیری را شامل شود.

عملیات روانی مستقیماً بر بعد انسانی محیط اطلاعاتی تمرکز دارد.

انسان پیام را دریافت، تفسیر و بر اساس آن تصمیم‌گیری می‌کند.

به همین دلیل رفتار انسان نقطهٔ مرکزی عملیات روانی است.

عملیات روانی و عملیات اطلاعاتی

عملیات اطلاعاتی نیز نباید با عملیات روانی یکسان دانسته شود.

در برخی دکترین‌های نظامی، عملیات روانی یکی از قابلیت‌هایی بود که در چارچوب وسیع‌تر عملیات اطلاعاتی هماهنگ می‌شد.

این حوزه می‌توانست قابلیت‌هایی مانند فریب نظامی، امنیت عملیات و دیگر فعالیت‌های اطلاعاتی را نیز دربرگیرد.

مرز سازمانی میان این مفاهیم در طول زمان تغییر کرده و خود موضوع بحث در نیروهای مسلح آمریکا بوده است.[۱۶]

عملیات روانی و جنگ نامتقارن

در جنگ نامتقارن، عملیات روانی می‌تواند برای هر دو طرف اهمیت داشته باشد.

طرف ضعیف‌تر ممکن است بکوشد بر ارادهٔ سیاسی طرف قدرتمندتر اثر بگذارد یا هزینهٔ ادامهٔ جنگ را در ذهن جامعه و تصمیم‌گیرندگان آن افزایش دهد.

طرف قدرتمندتر نیز می‌تواند از توان ارتباطی و رسانه‌ای گستردهٔ خود برای تأثیرگذاری بر نیروها و محیط انسانی طرف مقابل استفاده کند.

بنابراین عملیات روانی ذاتاً ابزار طرف ضعیف یا قوی نیست.

عملیات روانی و جنگ منظم

در جنگ منظم نیز عملیات روانی می‌تواند مکمل عملیات رزمی باشد.

دعوت نیروهای دشمن به تسلیم، انتشار اطلاعات دربارهٔ وضعیت میدان نبرد و تلاش برای کاهش ارادهٔ مقاومت نمونه‌هایی از کاربرد آن هستند.

اقدام نظامی نیز خود می‌تواند پیام ایجاد کند. نمایش قدرت یا شکست یک یگان ممکن است اثر روانی‌ای بسیار بیشتر از یک پیام رسانه‌ای داشته باشد.

از این رو میان عملیات فیزیکی و اثر روانی آنها رابطه‌ای متقابل وجود دارد.

عملیات روانی و جنگ چریکی

در جنگ چریکی و شورشگری، رابطه با جمعیت می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.

نیروهای شورشی و نیروهای دولتی ممکن است هر دو برای کسب حمایت، همکاری یا بی‌طرفی مردم تلاش کنند.

در چنین محیط‌هایی عملیات روانی با مسائل مشروعیت، اعتماد، امنیت و تجربهٔ روزمرهٔ جمعیت پیوند پیدا می‌کند.

پیام تبلیغاتی زمانی که با تجربهٔ واقعی مردم ناسازگار باشد ممکن است تأثیر اندکی داشته باشد یا حتی نتیجهٔ معکوس ایجاد کند.

عملیات روانی و دیپلماسی عمومی

دیپلماسی عمومی نیز به ارتباط با مخاطبان خارجی مربوط است، اما ماهیتی متفاوت دارد.

دیپلماسی عمومی بخشی از سیاست خارجی است و معمولاً با ارتباط بلندمدت، فرهنگ، اطلاعات و توضیح سیاست‌ها ارتباط دارد.

عملیات روانی یک قابلیت نظامی یا امنیتی با اهداف عملیاتی مشخص است.

همپوشانی احتمالی مخاطبان نباید موجب یکسان‌انگاری این دو حوزه شود.

عملیات روانی و اطلاعات نادرست

عملیات روانی مترادف اطلاعات نادرست نیست.

اطلاعات نادرست عامدانه بر محتوای خلاف واقع برای گمراه‌کردن متکی است.

عملیات روانی می‌تواند از اطلاعات واقعی و قابل تأیید برای ایجاد رفتار مطلوب استفاده کند.

در واقع انتشار مکرر اطلاعات نادرست می‌تواند اعتبار منبع را از میان ببرد و اثربخشی بلندمدت ارتباط با مخاطب را کاهش دهد.

عملیات روانی و جنگ سیاسی

جنگ سیاسی مفهومی گسترده‌تر است که استفاده از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و دیگر ابزارهای غیرنظامی یا شبه‌نظامی برای دستیابی به اهداف راهبردی را دربرمی‌گیرد.

در دورهٔ جنگ سرد، عملیات روانی گاه در چارچوب گسترده‌تر جنگ سیاسی بررسی می‌شد.

اسناد تاریخی آمریکا نشان می‌دهند که اصطلاح‌های «جنگ روانی» و «جنگ سیاسی» در برخی مباحث آن دوره نزدیک به یکدیگر استفاده می‌شدند.[۱۷]

PSYOP و MISO

یکی از تحولات اصطلاح‌شناختی مهم این حوزه تغییر نام PSYOP به Military Information Support Operations یا MISO بود.

وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۱۰ استفاده از اصطلاح MISO را جایگزین Psychological Operations کرد.

یکی از دلایل این تغییر، برداشت منفی از واژهٔ PSYOP و تداعی آن با دستکاری، شست‌وشوی مغزی و فریب عنوان شده بود.[۱۸]

با این حال، این تغییر با مخالفت‌هایی در جامعهٔ تخصصی عملیات روانی روبه‌رو شد.

فرماندهی عملیات ویژهٔ ارتش آمریکا در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷ استفاده از عنوان PSYOP را برای واحدها و کارکنان این حوزه دوباره برقرار کرد.[۱۹]

بنابراین PSYOP و MISO را نباید دو نظریهٔ کاملاً مستقل تلقی کرد؛ تغییر میان آنها تا حد زیادی محصول تحولات دکترین، سازمان و اصطلاح‌شناسی نظامی آمریکا بوده است.

ساختار سازمانی در ارتش آمریکا

قابلیت عملیات روانی آمریکا پس از جنگ کره به‌تدریج نهادینه شد.

رستهٔ عملیات روانی در ۱۸ نوامبر ۱۹۹۸ به‌صورت هنگ رسمی درآمد و در ۱۶ اکتبر ۲۰۰۶ به شاخه‌ای رسمی در ارتش آمریکا تبدیل شد.[۲۰]

مرکز و مدرسهٔ جنگ ویژهٔ جان اف. کندی ارتش آمریکا نیز مسئولیت مهمی در آموزش و توسعهٔ دکترین عملیات روانی، نیروهای ویژه و امور مدنی دارد.[۲۱]

این نهادینه‌شدن نشان‌دهندهٔ تبدیل عملیات روانی از فعالیتی موقت در زمان جنگ به یک تخصص نظامی دائمی بود.

عملیات روانی در عصر دیجیتال

اینترنت و رسانه‌های اجتماعی محیط فعالیت روانی را دگرگون کرده‌اند.

انتشار پیام دیگر الزاماً نیازمند چاپخانه، فرستندهٔ رادیویی یا شبکهٔ تلویزیونی نیست.

محتوا می‌تواند در مدت کوتاهی به میلیون‌ها نفر برسد.

همچنین مخاطب دیگر فقط دریافت‌کننده نیست؛ می‌تواند پیام را بازنشر، نقد، تغییر یا با اطلاعات دیگر مقایسه کند.

این تحول عملیات روانی را هم آسان‌تر و هم دشوارتر کرده است.

دسترسی به مخاطب افزایش یافته، اما رقابت بر سر توجه و اعتماد نیز شدیدتر شده است.

داده و تحلیل مخاطب

محیط دیجیتال حجم بزرگی از داده‌های رفتاری و ارتباطی ایجاد می‌کند.

تحلیل این داده‌ها می‌تواند شناخت الگوهای ارتباطی، موضوعات مورد توجه و ساختار شبکه‌های اجتماعی را افزایش دهد.

با این حال استفاده از داده‌های شخصی و روش‌های هدف‌گیری دقیق پرسش‌هایی دربارهٔ حریم خصوصی، اخلاق و مرز میان اقناع و دستکاری ایجاد کرده است.

این مسائل موجب شده‌اند مطالعهٔ عملیات نفوذ دیجیتال به حوزه‌ای میان علوم نظامی، ارتباطات، فناوری و اخلاق تبدیل شود.

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی نیز می‌تواند محیط عملیات روانی را تغییر دهد.

سامانه‌های هوش مصنوعی قادرند حجم زیادی از متن، تصویر، صوت و ویدئو تولید یا تحلیل کنند.

از یک سو این قابلیت می‌تواند تحلیل اطلاعات و تولید محتوای ارتباطی را تسریع کند.

از سوی دیگر، امکان تولید جعل عمیق، حساب‌های مصنوعی و حجم عظیمی از محتوای غیرواقعی می‌تواند تشخیص اصالت اطلاعات را دشوار کند.

در نتیجه اعتماد به منبع و قابلیت راستی‌آزمایی ممکن است در محیط اطلاعاتی آینده اهمیت بیشتری پیدا کند.

محدودیت‌های عملیات روانی

عملیات روانی قادر نیست رفتار انسان را به‌طور مکانیکی کنترل کند.

افراد و جوامع پیام‌ها را بر اساس فرهنگ، تجربه، هویت و منافع خود تفسیر می‌کنند.

یک پیام ممکن است:

  • پذیرفته شود؛
  • نادیده گرفته شود؛
  • رد شود؛
  • به شکل دیگری تفسیر شود؛
  • نتیجه‌ای خلاف انتظار ایجاد کند.

همین مسئله یکی از دلایل اهمیت پژوهش و ارزیابی در عملیات روانی است.

خطر نتیجه معکوس

عملیات ضعیف می‌تواند به جای افزایش نفوذ، اعتماد مخاطب را کاهش دهد.

اگر پیام آشکارا با واقعیت در تضاد باشد یا مخاطب احساس کند مورد تحقیر و دستکاری قرار گرفته است، نتیجه ممکن است خلاف هدف طراح باشد.

همچنین اختلاف میان پیام و رفتار واقعی فرستنده می‌تواند اعتبار پیام را از بین ببرد.

از این رو رفتار سازمان یا دولت نیز بخشی از محیط ارتباطی است.

در یک سند دیپلماتیک آمریکا در سال ۱۹۵۳ نیز تصریح شده بود که «اعمال» می‌توانند از تبلیغات گفتاری مؤثرتر باشند و جنگ روانی نباید از اهداف سیاسی جدا شود.[۲۲]

مسائل اخلاقی

عملیات روانی پرسش‌های اخلاقی مهمی ایجاد می‌کند.

مهم‌ترین آنها مرز میان اقناع و دستکاری است.

موضوعاتی مانند استفاده از ترس، بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های روان‌شناختی، انتشار اطلاعات گزینشی، پنهان‌کردن منبع و استفاده از اطلاعات نادرست می‌توانند محل مناقشه باشند.

گسترش فناوری‌های دیجیتال این مسائل را پیچیده‌تر کرده است؛ زیرا پیام می‌تواند با سرعت زیاد، در مقیاس گسترده و برای گروه‌های بسیار مشخص طراحی شود.

مسائل حقوقی

عنوان «عملیات روانی» به خودی خود قانونی یا غیرقانونی بودن یک اقدام را تعیین نمی‌کند.

ارزیابی حقوقی به ماهیت اقدام، مخاطب، محتوا، وضعیت مخاصمه و قواعد حقوقی قابل اجرا بستگی دارد.

برای مثال، دعوت سربازان دشمن به تسلیم با تهدید غیرقانونی غیرنظامیان یکسان نیست.

همچنین استفاده از نشان‌ها یا حمایت‌های ویژه‌ای که حقوق بین‌الملل بشردوستانه برای مقاصد مشخص در نظر گرفته است می‌تواند محدودیت‌های حقوقی جداگانه‌ای داشته باشد.

بنابراین هر اقدام باید بر اساس ویژگی‌های خود ارزیابی شود.

اهمیت عملیات روانی

اهمیت عملیات روانی از نقش انسان در جنگ و سیاست ناشی می‌شود.

تجهیزات نظامی خود تصمیم نمی‌گیرند که مقاومت ادامه یابد یا متوقف شود؛ انسان‌ها چنین تصمیمی می‌گیرند.

فرمانده، سرباز، رهبر سیاسی و جمعیت هر یک بر اساس اطلاعات، برداشت‌ها، انگیزه‌ها و شرایط خود رفتار می‌کنند.

عملیات روانی تلاش سازمان‌یافته‌ای برای اثرگذاری بر بخشی از همین فرایند تصمیم‌گیری است.

به همین دلیل، قدرت فیزیکی و قدرت تأثیرگذاری دو حوزهٔ جدا اما مرتبط در راهبرد هستند.

نقد مفهوم

عملیات روانی با چند مشکل مفهومی روبه‌رو است.

نخست، مرز آن با پروپاگاندا، عملیات اطلاعاتی، جنگ اطلاعاتی، فریب نظامی و ارتباطات راهبردی همیشه کاملاً روشن نیست.

دوم، تعریف‌ها در طول زمان تغییر کرده‌اند.

سوم، اصطلاحات مورد استفاده در یک کشور الزاماً در دکترین کشور دیگر معنای یکسانی ندارند.

چهارم، اندازه‌گیری رابطهٔ مستقیم میان پیام و رفتار دشوار است.

همین عوامل سبب شده‌اند که مطالعهٔ عملیات روانی نیازمند توجه به تاریخ، دکترین و زمینهٔ سازمانی هر تعریف باشد.

جمع‌بندی

عملیات روانی مجموعه‌ای از فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده برای تأثیرگذاری بر مخاطبان مشخص در حمایت از اهداف سیاسی و نظامی است. برخلاف برداشت عمومی که آن را صرفاً با پروپاگاندا یا انتشار اطلاعات نادرست یکسان می‌داند، عملیات روانی در مفهوم تخصصی شامل چرخه‌ای از شناخت مخاطب، تعیین رفتار مطلوب، طراحی و انتقال پیام و ارزیابی اثر است.

ریشه‌های تأثیرگذاری روان‌شناختی در جنگ بسیار قدیمی‌اند، اما عملیات روانی به‌عنوان قابلیت سازمان‌یافته عمدتاً در سدهٔ بیستم شکل گرفت. ارتش آمریکا نخستین ساختار تخصصی خود را در ۱۹۱۸ ایجاد کرد و پس از تجربه‌های جنگ جهانی دوم و جنگ کره، این حوزه به تدریج به یک قابلیت دائمی تبدیل شد.[۲۳]

تحول نام این حوزه از «پروپاگاندای رزمی» و «جنگ روانی» به PSYOP و سپس MISO و بازگشت دوبارهٔ عنوان PSYOP در بخشی از ساختار نظامی آمریکا نشان می‌دهد که تعریف و جایگاه آن ثابت نبوده است.[۲۴]

با گسترش اینترنت، رسانه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی، ابزارهای تأثیرگذاری تغییر کرده‌اند، اما مسئلهٔ بنیادی عملیات روانی همچنان همان رابطهٔ میان اطلاعات، ادراک، تصمیم و رفتار انسان است.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge: The History of Army Psychological Operations,” U.S. Army, 28 June 2018
  2. ↑ David Cowan and Chaveso Cook, “What’s in a Name? Psychological Operations versus Military Information Support Operations and an Analysis of Organizational Change,” Military Review, 6 March 2018
  3. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge,” U.S. Army
  4. ↑ “Psychological Operations,” Foreign Relations of the United States, 1950–1955: The Intelligence Community, Office of the Historian, U.S. Department of State
  5. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge,” U.S. Army
  6. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge,” U.S. Army
  7. ↑ “Introduction: Psychological and Political Warfare,” Foreign Relations of the United States, 1945–1950, Emergence of the Intelligence Establishment, Office of the Historian, U.S. Department of State
  8. ↑ Christopher E. Howard, “U.S. Army John F. Kennedy Special Warfare Center and School: Seventy Years and Counting,” U.S. Army, 3 May 2022
  9. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge,” U.S. Army
  10. ↑ “Coordination of Foreign Information Measures (NSC 4), Psychological Operations (NSC 4-A),” U.S. Department of State, 17 December 1947
  11. ↑ “Concept and Ideas for Psychological Warfare in Europe,” U.S. Department of State, 1953
  12. ↑ David Cowan and Chaveso Cook, “What’s in a Name?”, Military Review, 2018
  13. ↑ “Definitions,” Foreign Relations of the United States, 1961–1963, U.S. Department of State
  14. ↑ “Definitions,” Foreign Relations of the United States, 1961–1963, U.S. Department of State
  15. ↑ “Coordination of Foreign Information Measures (NSC 4), Psychological Operations (NSC 4-A),” U.S. Department of State
  16. ↑ Curtis D. Boyd, “Army IO Is PSYOP: Influencing More with Less,” Military Review, May–June 2007
  17. ↑ “Concept and Ideas for Psychological Warfare in Europe,” U.S. Department of State, 1953
  18. ↑ David Cowan and Chaveso Cook, “What’s in a Name?”, Military Review, 2018
  19. ↑ David Cowan and Chaveso Cook, “What’s in a Name?”, Military Review, 2018
  20. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge,” U.S. Army
  21. ↑ Christopher E. Howard, “U.S. Army John F. Kennedy Special Warfare Center and School: Seventy Years and Counting,” U.S. Army, 2022
  22. ↑ “Concept and Ideas for Psychological Warfare in Europe,” U.S. Department of State, 1953
  23. ↑ Jared M. Tracy, “100 Years of Subterfuge: The History of Army Psychological Operations,” U.S. Army
  24. ↑ David Cowan and Chaveso Cook, “What’s in a Name?”, Military Review, 2018

الگو:تاریخ آخرین ویرایش