درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
<div>[[پرونده:ساسان آزادوار،اعدام.jpg|جایگزین=ساسان آزادوار|بندانگشتی|190x190پیکسل|ساسان آزادوار]]</div>
   <div>
   <div>
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.  
'''ساسان آزادوار'''، (متولد ۱۳۸۴، اصفهان - اعدام‌شده ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، [[زندان دستگرد اصفهان]]) قهرمان کاراته‌کار ۲۱ ساله و از معترضان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] در ایران بود که در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی در زندان اصفهان اعدام شد.  


قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.  
او از جمله جوانانی بود که در جریان اعتراضات بازداشت و با اتهامات امنیتی مواجه شد. بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، روند بازداشت، بازجویی و محاکمه وی با نقض جدی استانداردهای دادرسی عادلانه همراه بوده و اعترافات اخذشده از او تحت فشار و شکنجه صورت گرفته است. این اعترافات نقش محوری در صدور حکم اعدام داشته‌اند.


منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند.
ساسان آزادوار در دوران بازداشت از دسترسی کامل به حقوق قانونی خود از جمله وکیل مستقل و ارتباط آزاد با خانواده محروم بوده است. بر اساس گزارش‌ها روند رسیدگی به پرونده او در فضایی غیرشفاف و تحت کنترل نهادهای امنیتی انجام شده است. اجرای حکم اعدام او در زندان اصفهان، واکنش‌های گسترده‌ای در میان رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری برانگیخت و به عنوان نمونه‌ای از برخورد شدید حکومت با معترضان جوان مطرح شد.


حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.  
ساسا آزادوار دهمین معترض اعدام‌شده در ارتباط با اعتراضات سراسری دی‌ماه است. علاوه بر این، گروه‌ها و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی، اعدام وی را اقدامی «جنایتکارانه» توصیف کرده و خواستار پاسخگویی مقامات شدند.  


پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.  
پرونده ساسان آزادوار در چارچوب گسترده‌تری از برخورد قضایی با معترضان قابل تحلیل است که در آن، استفاده از اعترافات اجباری، محدودیت دسترسی به وکیل، و صدور احکام سنگین از جمله اعدام، به عنوان ابزارهایی برای کنترل و سرکوب اعتراضات مطرح شده‌اند.  [[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطاعیه‌ای ضمن محکوم کردن اعدام ساسان آزادوار، خواهان آن شد که مسئولان رژیم ایران در پای برابر عدالت قرار گیرند.


پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
[[ساسان آزادوار|بیشتر بخوانید...]]
 
[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:عماد رام،هنرمند.jpg|جایگزین=عماد رام|بندانگشتی|215x215پیکسل|عماد رام]]</div>
  <div>
'''عماد رام'''، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت.
نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.


<div>[[پرونده:عبدالله موحد، کشتی‌گیر.jpg|جایگزین=عبدالله موحد|بندانگشتی|215x215پیکسل|عبدالله موحد]]</div>
عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد.  
  <div>
عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست.  
'''عبدالله موحد'''، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان [[غلامرضا تختی]] بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد.
عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است.
استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد.
[[عماد رام|بیشتر بخوانید...]]
با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور [[ساواک]] شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت.  
عبدالله موحد در نهایت با وقوع [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت.
[[عبدالله موحد|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:محراب عبدالله‌زاده،اعدام.jpg|جایگزین=محراب عبدالله‌زاده|بندانگشتی|170x170پیکسل|محراب عبدالله‌زاده]]</div>
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|165x165پیکسل|ژاندارک]]</div>
   <div>
   <div>
'''محراب عبدالله‌زاده'''، (متولد حدوداً ۱۳۷۷، ارومیه - اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی ارومیه) زندانی سیاسی ۲۷ ساله کرد اهل ارومیه و از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ به صورت مخفیانه در [[زندان مرکزی اورمیه|زندان مرکزی ارومیه]] اعدام شد.


محراب عبدالله‌زاده پیش‌تر توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجف‌زاده به اتهام «بغی» و «افساد فی‌الارض» در پرونده مرتبط با کشته شدن یکی از نیروهای حکومتی به نام عباس فاطمیه در اعتراضات مهرماه ۱۴۰۱ نوشین‌شهر ارومیه، به اعدام محکوم شده بود. حکم وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید و درخواست اعاده دادرسی او توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی رد شد.
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت. 
 
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.
 
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.  


زندانی سیاسی محراب عبدالله‌زاده در ۳۰ مهر ۱۴۰۱ در محل کار خود بازداشت گردید. گزارش‌ها حاکی است که وی در ۳۸ روز نخست بازداشت تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت، از دسترسی به وکیل منتخب و تماس با خانواده محروم بود و تمامی اتهامات را رد کرده و خواستار بررسی موقعیت مکانی تلفن همراه خود برای اثبات عدم حضور در صحنه شده بود. اعترافات وی تحت شکنجه اخذ شده و پرونده فاقد ادله مستقل کافی دانسته می‌شود.
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.


چند روز پیش از اجرای حکم اعدام، محراب عبدالله‌زاده به دلیل درگیری با یک سرباز زندان در زمان ملاقات، با دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده او در دی ۱۴۰۴ با انتشار پیام ویدیویی خواستار توقف حکم و رسیدگی عادلانه شدند. قوه قضائیه اجرای حکم را تأیید کرد اما جزئیات روند دادرسی و محل دقیق اعدام را به طور کامل شفاف نساخته است.
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…


اعدام محراب عبدالله‌زاده در فضای تنش‌های منطقه‌ای انجام گرفت و به عنوان مصداق قتل حکومتی و انتقام‌گیری سیاسی از معترضان ارزیابی شده است. این مورد بخشی از موج گسترده اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ اخیر است که نهادهای حقوق بشری آن را نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و موازین بین‌المللی می‌دانند.
در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.  


[[محراب عبدالله‌زاده|بیشتر بخوانید...]]
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۵

نوشتارهای جدید هفته
ساسان آزادوار
ساسان آزادوار

ساسان آزادوار، (متولد ۱۳۸۴، اصفهان - اعدام‌شده ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان دستگرد اصفهان) قهرمان کاراته‌کار ۲۱ ساله و از معترضان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ در ایران بود که در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی در زندان اصفهان اعدام شد.

او از جمله جوانانی بود که در جریان اعتراضات بازداشت و با اتهامات امنیتی مواجه شد. بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، روند بازداشت، بازجویی و محاکمه وی با نقض جدی استانداردهای دادرسی عادلانه همراه بوده و اعترافات اخذشده از او تحت فشار و شکنجه صورت گرفته است. این اعترافات نقش محوری در صدور حکم اعدام داشته‌اند.

ساسان آزادوار در دوران بازداشت از دسترسی کامل به حقوق قانونی خود از جمله وکیل مستقل و ارتباط آزاد با خانواده محروم بوده است. بر اساس گزارش‌ها روند رسیدگی به پرونده او در فضایی غیرشفاف و تحت کنترل نهادهای امنیتی انجام شده است. اجرای حکم اعدام او در زندان اصفهان، واکنش‌های گسترده‌ای در میان رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری برانگیخت و به عنوان نمونه‌ای از برخورد شدید حکومت با معترضان جوان مطرح شد.

ساسا آزادوار دهمین معترض اعدام‌شده در ارتباط با اعتراضات سراسری دی‌ماه است. علاوه بر این، گروه‌ها و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی، اعدام وی را اقدامی «جنایتکارانه» توصیف کرده و خواستار پاسخگویی مقامات شدند.

پرونده ساسان آزادوار در چارچوب گسترده‌تری از برخورد قضایی با معترضان قابل تحلیل است که در آن، استفاده از اعترافات اجباری، محدودیت دسترسی به وکیل، و صدور احکام سنگین از جمله اعدام، به عنوان ابزارهایی برای کنترل و سرکوب اعتراضات مطرح شده‌اند. شورای ملی مقاومت ایران با صدور اطاعیه‌ای ضمن محکوم کردن اعدام ساسان آزادوار، خواهان آن شد که مسئولان رژیم ایران در پای برابر عدالت قرار گیرند.

بیشتر بخوانید...

عماد رام
عماد رام

عماد رام، (زاده ۱۳۰۹ ساری - درگذشته ۱۳۸۲ آلمان) عماد‌ رام نوازنده فلوت، خواننده و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی است.او در شهر ساری متولد شد و از ۶ سالگی با نی‌‌ نیزارها به نواختن فلوت می‌پرداخت در سال ۱۳۳۵ به تهران آمد و به اداره هنرهای زیبا رفت. نت، سازشناسی و ارکستراسیون را نزد محمدعلی خادم میثاق، و ردیف‌ها را نزد حسن رادمرد فرا گرفت. از سال ۱۳۵۰ به سرپرستی یکی از ارکسترهای مهم منصوب شد.

عماد‌ رام پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به ضبط و پخش نوارهای «وطن با شبانه» پرداخت اما در همین رابطه دستگیر و محکوم به زندان و شلاق شد. او پس از آزادی به آلمان مهاجرت کرد و در کنسرتهای بزرگ در نقاط مختلف اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرد. عماد رام سال ۱۳۷۳ به شورای ملی مقاومت ایران پیوست. عماد رام بارها در میان مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی برنامه اجرا کرد.عماد رام در سوم خرداد ۱۳۸۲ در آلمان درگذشت. همسر او فلور صدودی همچنان عضو شورای ملی مقاومت است. بیشتر بخوانید...


ژاندارک
ژاندارک

ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزه‌ی اورلئان، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.

ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.

ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.

پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی بوْروی منتقل کردند.

در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…

در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.

ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت:

«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام».

شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.

بیشتر بخوانید...