درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
<div>[[پرونده:مهشید رزاقی1.JPG|جایگزین=مهشید رزاقی|بندانگشتی|200x200پیکسل|مهشید رزاقی]]</div>
   <div>
   <div>
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.  
'''مهشید رزاقی''' (حسین)، (زاده‌ی ۱۳۳۳، شمیران تهران – درگذشته ۸ مردادماه ۱۳۶۷، زندان گوهردشت کرج) عضو تیم ملی فوتبال امید ایران و باشگاه هما بود. مهشید رزاقی در باشگاه هما با دوستش [[حبیب خبیری]] کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، همراه شد. او پس از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] خیلی زود به ماهیت نظام جمهوری اسلامی پی بُرد؛ و همراه برادرش احمد به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] پیوست.  


قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.  
مهشید رزاقی در آذرماه ۱۳۵۹، به‌خاطر فعالیت‌های افشاگرانه‌اش در صفوف هواداران مجاهدین دستگیر شد؛ و تحت شکنجه قرار گرفت. او محکوم به یک سال زندان شد. اما پس از پایان محکومیتش به دلیل [[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰|تظاهرات ۳۰ خرداد]] و آغاز [[مبارزه مسلحانه]] که در پی آن سرکوب مخالفین حکومت شروع شد، وی را از زندان آزاد نکردند.


منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند.   
مهشید رزاقی در روز ۸ مرداد ۱۳۶۷، چند روز پس از آتش‌بس [[جنگ ایران و عراق]] با فتوای [[روح‌الله خمینی|خمینی]] در [[زندان گوهردشت]] کرج، همراه با ده‌ها مجاهد دیگر، به دار آویخته شد. احمد رزاقی برادر کوچک‌تر مهشید نیز چند روز پس از اعدام مهشید، در زندان اوین حلق‌آویز شد.   


حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.  
مهشید رزاقی یکی از اعضاء و هوادار سازمان مجاهدین است که خبر اعدامش توسط سازمان ملل در کتابی با عنوان «جنایت علیه بشریت» انتشار یافته است.  


پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.
[[مهشید رزاقی|بیشتر بخوانید...]]


پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
<div>
 
 
<!-- نوشتار ۲ -->
<div class="box-content">
<div>[[پرونده:مجیدکا1.JPG|جایگزین=مجید کاووسی‌فر|بندانگشتی|180x180پیکسل|مجید کاووسی‌فر]]</div>
  <div>
'''مجید کاووسی‌فر'''، جوانی ۲۸ ساله بود که به همراه برادرزاده‌اش در روز ۱۱ مردادماه ۱۳۸۴، یک قاضی جمهوری اسلامی بنام حسن احمدی مقدس را به خاطر جنایاتش، در مقابل محل کارش در دادسرای ارشاد، در خیابان وزرای تهران با شلیک گلوله به قتل رساند. او در آخرین صحبت‌هایش گفت که من به درجه‌ای از فهم و شعور رسیده‌ام و با برادرزاده‌ام حسین هم قسم شدم ریشه ظلم را خشک کنیم.
 
مجید کاووسی‌فر پیش از اعدام، لبخند بر لب داشت و لحظاتی قبل از اعدامش، با دست بسته برای مردمی که در محل بودند، به علامت پیروزی دست تکان داد. او در آخرین کلماتش فریاد کشید: مرد می‌میرم.


[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]
مجید کاووسی‌فر به نقل از دوستانش، شورشگری جوانمرد و از جنوب شهر تهران و زاده‌ی رنج و فقر بود و زمانی که مشاهده کرد قاضی احمدی مقدس به دختران و پسران تعرض و دست درازی می‌کند،تصمیم گرفت شخصاً عدالت را اجرا کند.


<div>
مجید کاووسی‌فر پس از کشتن قاضی حسن مقدس احمدی به امارات گریخت؛ و به سفارت آمریکا در ابوظبی رفت و درخواست پناهندگی کرد. اما سفارت آمریکا با آگاهی از هویت مجید کاووسی‌فر، بی‌درنگ وی را دستگیر و به پلیس امارات تسلیم کرد و امارات نیز وی را به نظام جمهوری اسلامی ایران استرداد نمود.


<!-- نوشتار ۲ -->
مجید کاووسی‌فر و برادرزاده‌اش اسفندماه سال ۱۳۸۴، در دادگاه تهران محکوم به اعدام شدند؛ و حکم آن‌ها همزمان با سالگرد قتل قاضی حسن احمدی مقدس به اجرا درآمد. مجید کاووسی فر هنگام اعدام با حرکتی عجیب دنیا را مبهوت کرد.


  <div class="box-content">
تصویر او پیش از اعدام، در حالی‌که با لبخندی بر لب و روحیه‌ای بالا و محکم برای مردم دست تکان می‌دهد، به سرعت در سراسر جهان مشهور شد؛ و در سینه‌ی تاریخ به ثبت رسید. خبرگزاری رویترز، عکس اعدام مجید کاووسی‌فر و برادر زاده وی حسین کاووسی‌فر با جراثقال را به‌عنوان عکس دهه انتخاب کرد.


<div>[[پرونده:عبدالله موحد، کشتی‌گیر.jpg|جایگزین=عبدالله موحد|بندانگشتی|215x215پیکسل|عبدالله موحد]]</div>
[[مجید کاووسی‌فر|بیشتر بخوانید...]]
  <div>
'''عبدالله موحد'''، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان [[غلامرضا تختی]] بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد.
استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد.
با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور [[ساواک]] شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت.
عبدالله موحد در نهایت با وقوع [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت.
[[عبدالله موحد|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>


<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:محراب عبدالله‌زاده،اعدام.jpg|جایگزین=محراب عبدالله‌زاده|بندانگشتی|170x170پیکسل|محراب عبدالله‌زاده]]</div>
<div>[[پرونده:ادیب ال.....JPG|جایگزین=دیب الممالک فراهانی|بندانگشتی|190x190پیکسل|دیب الممالک فراهانی]]</div>
   <div>
   <div>
'''محراب عبدالله‌زاده'''، (متولد حدوداً ۱۳۷۷، ارومیه - اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی ارومیه) زندانی سیاسی ۲۷ ساله کرد اهل ارومیه و از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ به صورت مخفیانه در [[زندان مرکزی اورمیه|زندان مرکزی ارومیه]] اعدام شد.
محراب عبدالله‌زاده پیش‌تر توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجف‌زاده به اتهام «بغی» و «افساد فی‌الارض» در پرونده مرتبط با کشته شدن یکی از نیروهای حکومتی به نام عباس فاطمیه در اعتراضات مهرماه ۱۴۰۱ نوشین‌شهر ارومیه، به اعدام محکوم شده بود. حکم وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید و درخواست اعاده دادرسی او توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی رد شد.
زندانی سیاسی محراب عبدالله‌زاده در ۳۰ مهر ۱۴۰۱ در محل کار خود بازداشت گردید. گزارش‌ها حاکی است که وی در ۳۸ روز نخست بازداشت تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت، از دسترسی به وکیل منتخب و تماس با خانواده محروم بود و تمامی اتهامات را رد کرده و خواستار بررسی موقعیت مکانی تلفن همراه خود برای اثبات عدم حضور در صحنه شده بود. اعترافات وی تحت شکنجه اخذ شده و پرونده فاقد ادله مستقل کافی دانسته می‌شود.
چند روز پیش از اجرای حکم اعدام، محراب عبدالله‌زاده به دلیل درگیری با یک سرباز زندان در زمان ملاقات، با دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده او در دی ۱۴۰۴ با انتشار پیام ویدیویی خواستار توقف حکم و رسیدگی عادلانه شدند. قوه قضائیه اجرای حکم را تأیید کرد اما جزئیات روند دادرسی و محل دقیق اعدام را به طور کامل شفاف نساخته است.


اعدام محراب عبدالله‌زاده در فضای تنش‌های منطقه‌ای انجام گرفت و به عنوان مصداق قتل حکومتی و انتقام‌گیری سیاسی از معترضان ارزیابی شده است. این مورد بخشی از موج گسترده اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ اخیر است که نهادهای حقوق بشری آن را نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و موازین بین‌المللی می‌دانند.
'''ادیب الممالک فراهانی'''، با نام کامل محمدصادق ادیب‌الممالک فراهانی، (زاده ۱۱ مردادماه ۱۲۳۹-ه.ش، گازران اراک – درگذشته ۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۳۵-ه.ق – تهران) مقلب به امیرالشعرا و متخلص به ”امیری” و ”شاعر پروانه”، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دوران مشروطه بود. ادیب‌الممالک از سن ۸ یا ۹ سالگی شعر می‌سرود. ادیب‌الممالک فراهانی پس از سفر به تبریز، معاون و نایب‌رئیس مدرسه لقمانیه تبریز شد. او در ابتدای سال ۱۳۱۸-ه.ق، به قفقاز و از آن‌جا به خوارزم رفت. سپس به مشهد آمد؛ و تا سال ۱۳۲۰-ه.ق، در مشهد زندگی کرد. سپس عازم تهران شد. وی در سال‌های ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲-ه.ق، نویسنده مهم و درجه اول روزنامه ایران سلطانی بود. ادیب‌الممالک فراهانی هم‌چنین سفری کوتاه به باکو داشت؛ و در آن‌جا با روزنامه ارشاد ترکی همکاری و صفحه‌ی ضمیمه‌ی آن‌را به فارسی منتشر می‌کرد. ادیب‌الممالک در انواع شعر بسیار توانمند بود؛ و در سبک سخن‌سرایی، پیرو و هم‌طراز استادان قدیمی مانند قاآنی شیرازی  وسروش اصفهانی است. ادیب‌الممالک از نخستین کسانی بود که با پایه‌گذاری روزنامه‌ی ادب، به‌طور رسمی  وارد عرصه مطبوعات گردید و کم‌وبیش تا پایان عمر، کار روزنامه‌نویسی را همراه با شاعری ادامه داد. ادیب‌الممالک فراهانی در دوران استبداد '''[[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]]''' به صفوف مشروطه‌خواهان پیوست. در سال ۱۲۹۰، وارد عدلیه شد؛ و تا پایان عمر به‌ریاست چندین شعبه دادگستری در شهرهای سمنان، اراک، یزد و ساوجبلاغ منصوب گشت. هنگامی که '''[[نهضت آزادی]]''' و آزادی‌خواهان ایرانی بر علیه استبداد قاجار پا گرفت و توده‌های مردم خواهان برقراری حکومت دموکراسی بودند، نوشته و مکتوبات ادیب‌الممالک در پیشبرد سطح آگاهی مردم از حقوق سیاسی و اجتماعی خود و تشویق برانگیختن آن‌ها به ایستادگی و مقاومت در برابر فشارها و تهدیدات زمامداران حکومت اثر بسیار مهمی داشت. ادیب‌الممالک را می‌توان پیشتاز شاعران و روزنامه‌نگارانی هم‌چون '''[[محمد فرخی یزدی|فرخی یزدی]]'''، '''[[محمدتقی بهار|ملک‌الشعرای بهار]]'''، '''[[میرزاده عشقی]]''' و '''[[علی‌اکبر دهخدا|علی اکبر دهخدا]]''' دانست. ادیب‌الممالک فراهانی ریاست عدلیه‌ی یزد را به عهده داشت که سکته کرد و به‌ناچار عازم تهران شد. وی سرانجام در روز چهارشنبه ۲۸ ربیع‌الثانی سال ۱۳۳۵-ه.ق، در سن ۵۸ سالگی در تهران درگذشت و در شهر ری، در بارگاه شاه عبدالعظیم، در حجره‌ی میرزا ابولحسن‌خان قائم‌مقامی به‌خاک سپرده شد.


[[محراب عبدالله‌زاده|بیشتر بخوانید...]]
[[ادیب‌الممالک فراهانی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۳

نوشتارهای جدید هفته
مهشید رزاقی
مهشید رزاقی

مهشید رزاقی (حسین)، (زاده‌ی ۱۳۳۳، شمیران تهران – درگذشته ۸ مردادماه ۱۳۶۷، زندان گوهردشت کرج) عضو تیم ملی فوتبال امید ایران و باشگاه هما بود. مهشید رزاقی در باشگاه هما با دوستش حبیب خبیری کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، همراه شد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی خیلی زود به ماهیت نظام جمهوری اسلامی پی بُرد؛ و همراه برادرش احمد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست.

مهشید رزاقی در آذرماه ۱۳۵۹، به‌خاطر فعالیت‌های افشاگرانه‌اش در صفوف هواداران مجاهدین دستگیر شد؛ و تحت شکنجه قرار گرفت. او محکوم به یک سال زندان شد. اما پس از پایان محکومیتش به دلیل تظاهرات ۳۰ خرداد و آغاز مبارزه مسلحانه که در پی آن سرکوب مخالفین حکومت شروع شد، وی را از زندان آزاد نکردند.

مهشید رزاقی در روز ۸ مرداد ۱۳۶۷، چند روز پس از آتش‌بس جنگ ایران و عراق با فتوای خمینی در زندان گوهردشت کرج، همراه با ده‌ها مجاهد دیگر، به دار آویخته شد. احمد رزاقی برادر کوچک‌تر مهشید نیز چند روز پس از اعدام مهشید، در زندان اوین حلق‌آویز شد.

مهشید رزاقی یکی از اعضاء و هوادار سازمان مجاهدین است که خبر اعدامش توسط سازمان ملل در کتابی با عنوان «جنایت علیه بشریت» انتشار یافته است.

بیشتر بخوانید...


مجید کاووسی‌فر
مجید کاووسی‌فر

مجید کاووسی‌فر، جوانی ۲۸ ساله بود که به همراه برادرزاده‌اش در روز ۱۱ مردادماه ۱۳۸۴، یک قاضی جمهوری اسلامی بنام حسن احمدی مقدس را به خاطر جنایاتش، در مقابل محل کارش در دادسرای ارشاد، در خیابان وزرای تهران با شلیک گلوله به قتل رساند. او در آخرین صحبت‌هایش گفت که من به درجه‌ای از فهم و شعور رسیده‌ام و با برادرزاده‌ام حسین هم قسم شدم ریشه ظلم را خشک کنیم.

مجید کاووسی‌فر پیش از اعدام، لبخند بر لب داشت و لحظاتی قبل از اعدامش، با دست بسته برای مردمی که در محل بودند، به علامت پیروزی دست تکان داد. او در آخرین کلماتش فریاد کشید: مرد می‌میرم.

مجید کاووسی‌فر به نقل از دوستانش، شورشگری جوانمرد و از جنوب شهر تهران و زاده‌ی رنج و فقر بود و زمانی که مشاهده کرد قاضی احمدی مقدس به دختران و پسران تعرض و دست درازی می‌کند،تصمیم گرفت شخصاً عدالت را اجرا کند.

مجید کاووسی‌فر پس از کشتن قاضی حسن مقدس احمدی به امارات گریخت؛ و به سفارت آمریکا در ابوظبی رفت و درخواست پناهندگی کرد. اما سفارت آمریکا با آگاهی از هویت مجید کاووسی‌فر، بی‌درنگ وی را دستگیر و به پلیس امارات تسلیم کرد و امارات نیز وی را به نظام جمهوری اسلامی ایران استرداد نمود.

مجید کاووسی‌فر و برادرزاده‌اش اسفندماه سال ۱۳۸۴، در دادگاه تهران محکوم به اعدام شدند؛ و حکم آن‌ها همزمان با سالگرد قتل قاضی حسن احمدی مقدس به اجرا درآمد. مجید کاووسی فر هنگام اعدام با حرکتی عجیب دنیا را مبهوت کرد.

تصویر او پیش از اعدام، در حالی‌که با لبخندی بر لب و روحیه‌ای بالا و محکم برای مردم دست تکان می‌دهد، به سرعت در سراسر جهان مشهور شد؛ و در سینه‌ی تاریخ به ثبت رسید. خبرگزاری رویترز، عکس اعدام مجید کاووسی‌فر و برادر زاده وی حسین کاووسی‌فر با جراثقال را به‌عنوان عکس دهه انتخاب کرد.

بیشتر بخوانید...


دیب الممالک فراهانی
دیب الممالک فراهانی

ادیب الممالک فراهانی، با نام کامل محمدصادق ادیب‌الممالک فراهانی، (زاده ۱۱ مردادماه ۱۲۳۹-ه.ش، گازران اراک – درگذشته ۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۳۵-ه.ق – تهران) مقلب به امیرالشعرا و متخلص به ”امیری” و ”شاعر پروانه”، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دوران مشروطه بود. ادیب‌الممالک از سن ۸ یا ۹ سالگی شعر می‌سرود. ادیب‌الممالک فراهانی پس از سفر به تبریز، معاون و نایب‌رئیس مدرسه لقمانیه تبریز شد. او در ابتدای سال ۱۳۱۸-ه.ق، به قفقاز و از آن‌جا به خوارزم رفت. سپس به مشهد آمد؛ و تا سال ۱۳۲۰-ه.ق، در مشهد زندگی کرد. سپس عازم تهران شد. وی در سال‌های ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲-ه.ق، نویسنده مهم و درجه اول روزنامه ایران سلطانی بود. ادیب‌الممالک فراهانی هم‌چنین سفری کوتاه به باکو داشت؛ و در آن‌جا با روزنامه ارشاد ترکی همکاری و صفحه‌ی ضمیمه‌ی آن‌را به فارسی منتشر می‌کرد. ادیب‌الممالک در انواع شعر بسیار توانمند بود؛ و در سبک سخن‌سرایی، پیرو و هم‌طراز استادان قدیمی مانند قاآنی شیرازی  وسروش اصفهانی است. ادیب‌الممالک از نخستین کسانی بود که با پایه‌گذاری روزنامه‌ی ادب، به‌طور رسمی وارد عرصه مطبوعات گردید و کم‌وبیش تا پایان عمر، کار روزنامه‌نویسی را همراه با شاعری ادامه داد. ادیب‌الممالک فراهانی در دوران استبداد محمدعلی شاه به صفوف مشروطه‌خواهان پیوست. در سال ۱۲۹۰، وارد عدلیه شد؛ و تا پایان عمر به‌ریاست چندین شعبه دادگستری در شهرهای سمنان، اراک، یزد و ساوجبلاغ منصوب گشت. هنگامی که نهضت آزادی و آزادی‌خواهان ایرانی بر علیه استبداد قاجار پا گرفت و توده‌های مردم خواهان برقراری حکومت دموکراسی بودند، نوشته و مکتوبات ادیب‌الممالک در پیشبرد سطح آگاهی مردم از حقوق سیاسی و اجتماعی خود و تشویق برانگیختن آن‌ها به ایستادگی و مقاومت در برابر فشارها و تهدیدات زمامداران حکومت اثر بسیار مهمی داشت. ادیب‌الممالک را می‌توان پیشتاز شاعران و روزنامه‌نگارانی هم‌چون فرخی یزدی، ملک‌الشعرای بهار، میرزاده عشقی و علی اکبر دهخدا دانست. ادیب‌الممالک فراهانی ریاست عدلیه‌ی یزد را به عهده داشت که سکته کرد و به‌ناچار عازم تهران شد. وی سرانجام در روز چهارشنبه ۲۸ ربیع‌الثانی سال ۱۳۳۵-ه.ق، در سن ۵۸ سالگی در تهران درگذشت و در شهر ری، در بارگاه شاه عبدالعظیم، در حجره‌ی میرزا ابولحسن‌خان قائم‌مقامی به‌خاک سپرده شد.

بیشتر بخوانید...