درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<div class="main-box">
<div class="main-box">
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
   <div class="box-header">[[پرونده:Pecile.png|45px|alt=|پیوند=]] نوشتارهای جدید هفته</div>
خط ۵: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:حسن مدرس.jpg|جایگزین=سید حسن مدرس|بندانگشتی|190x190پیکسل|سید حسن مدرس]]</div>
<div>[[پرونده:حامد ولیدی.jpg|جایگزین=حامد ولیدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|حامد ولیدی]]</div>
   <div>
   <div>
'''سید حسن مدرس'''، با نام اصلی سید حسن طباطبایی زواره (زاده ۱۲۴۹ - درگذشت ۱۰ آذر ۱۳۱۶) در روستای سرابه کچو از توابع اردستان به دنیا آمد. حسن مدرس از علمای اصفهان در دوران انقلاب مشروطه بود که به حمایت از گروه‌های مشروطه‌خواه پرداخت. وی در دوره دوم مجلس، از طرف فقها به‌عنوان یکی از مجتهدانی تعیین شد که طبق قانون اساسی مشروطه می‌بایست بر هماهنگی مصوبات مجلس با شرع اسلام نظارت داشته باشند. او از دوره دوم تا دوره ششم نیز برای چهار دوره نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بود. در دوره جنگ جهانی اول، کمیته دفاع ملی را تشکیل داد و به قم مهاجرت کرد. حسن مدرس با اقدامات رضاخان مخالفت می‌کرد. در نتیجه رضاخان او را تبعید کرد و در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۱۶به قتل رساند.
'''حامد ولیدی'''، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.
 
قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]] به [[سازمان ملل متحد]] و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.  
 
منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند. 
 
حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.  


پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه [[محمد معصوم شاهی]] در زندان مرکزی کرج اعدام شد.


[[سید حسن مدرس|بیشتر بخوانید...]]
پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.
 
[[حامد ولیدی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
خط ۱۸: خط ۲۸:
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">


<div>[[پرونده:زهره بنی‌جمالی.jpg|جایگزین=زهره بنی‌جمالی|بندانگشتی|200x200پیکسل|زهره بنی‌جمالی]]</div>
<div>[[پرونده:عبدالله موحد، کشتی‌گیر.jpg|جایگزین=عبدالله موحد|بندانگشتی|215x215پیکسل|عبدالله موحد]]</div>
   <div>
   <div>
 
'''عبدالله موحد'''، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان [[غلامرضا تختی]] بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد.
'''زهره بنی‌جمالی'''، (متولد سال ۱۳۳۶، اراک – درگذشته ۲۹ آبان ۱۴۰۴، آلبانی) از کادرهای قدیمی و عضو شورای مرکزی [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. او هنگامی که دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه ملی تهران بود به سازمان مجاهدین پیوست. زهره بنی‌جمالی در قیام‌های [[انقلاب ضدسلطنتی]] شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب به طور حرفه‌ای به فعالیت‌های خود در سازمان مجاهدی ادامه داد. با آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، وظایف گوناگونی را در پایگاه‌های عملیاتی مجاهدین انجام داد. زهره بنی‌جمالی در تابستان ۱۳۶۱، به خارج کشور منتقل شد و تا سال ۱۳۶۵، مسئولیت تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، انگلستان، فرانسه و اسکاندیناوی عهده‌دار شد. با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۵، زهره بنی‌جمالی به ارتش آزادی‌بخش منتقل شد و مدیریت‌های مختلف از جمله اداره‌ی آموزشگاه‌ها را به عهده گرفت. زهره بنی‌جمالی در دهه‌های گذشته به هزاران بیمار و مجروح در سخت‌ترین شرایط رسیدگی‌های پزشکی انجام داد. او در حملات موشکی و محاصره‌ی شدید کمپ [[لیبرتی]]، شب و روز مشغول رسیدگی به دیگران بود و بر اثر کثرت کارها و فشارهای ناشی از آن، دچار عارضه‌های قلبی و ریوی شد. زهره بنی‌جمالی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین بود که سرانجام پس از ۵۰ سال مبارزه حرفه‌ای با دیکتاتوری‌های شاه و جمهوری اسلامی، در اثر نارسایی قلبی و عوارض ریوی در ۲۹ آبان‌ماه ۱۴۰۴، در آلبانی درگذشت. خانم [[مریم رجوی]] رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، با تسلیت به شورای مرکزی و مسئول اول مجاهدین و عموم مجاهدان اشرفی، به‌خاطر درگذشت زهره بنی جمالی، او را الگوی مسئولیت‌پذیری و صدق و فدا و شاخص درخشانی از زنان پیشتاز و راهگشای مجاهد خلق توصیف کرد.
استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد.
 
با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور [[ساواک]] شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت.
[[زهره بنی‌جمالی|بیشتر بخوانید...]]
عبدالله موحد در نهایت با وقوع [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت.
 
[[عبدالله موحد|بیشتر بخوانید...]]


<div>
  <div>
  <div>


خط ۳۲: خط ۴۱:


   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:غلامحسین ساعدی؛21.jpg|جایگزین=غلامحسین ساعدی؛21.jpg|بندانگشتی|230x160پیکسل|غلامحسین ساعدی]]</div>
<div>[[پرونده:محراب عبدالله‌زاده،اعدام.jpg|جایگزین=محراب عبدالله‌زاده|بندانگشتی|170x170پیکسل|محراب عبدالله‌زاده]]</div>
   <div>
   <div>
'''محراب عبدالله‌زاده'''، (متولد حدوداً ۱۳۷۷، ارومیه - اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی ارومیه) زندانی سیاسی ۲۷ ساله کرد اهل ارومیه و از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]، سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ به صورت مخفیانه در [[زندان مرکزی اورمیه|زندان مرکزی ارومیه]] اعدام شد.


'''غلامحسین ساعدی'''، با نام مستعار گوهرمراد (زاده ۲۴ دی ماه ۱۳۱۴ - درگذشته در ۲ آذر ۱۳۶۴) رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس نامدار ایرانی بود. وی نویسنده داستان عزاداران بیل است که تبدیل به فیلمنامه «گاو» شد. فیلم سینمایی گاو از فیلم‌های موج نوی سینمای ایران به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازی علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی و [[پرویز فنی‌زاده]] بر اساس همین داستان ساخته شد. غلامحسین ساعدی پزشک اعصاب و روان بود اما در زمینه نویسندگی بسیار پرکار بود و تا پایان عمر پنجاه ساله‌اش آثار زیادی از خود به جا گذاشت. غلامحسین ساعدی فعالیت ادبی خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و سپس پا به عرصه‌های دیگر گذاشت. او با [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران]] فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد. این فعالیت‌ها منجر به دستگیری چند ماهه‌ی او بعد از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شد. او یک‌بار دیگر در سال ۱۳۵۳ دستگیر و به مدت یک سال در زندان‌های [[ساواک]] زندانی و شکنجه شد.
محراب عبدالله‌زاده پیش‌تر توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجف‌زاده به اتهام «بغی» و «افساد فی‌الارض» در پرونده مرتبط با کشته شدن یکی از نیروهای حکومتی به نام عباس فاطمیه در اعتراضات مهرماه ۱۴۰۱ نوشین‌شهر ارومیه، به اعدام محکوم شده بود. حکم وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید و درخواست اعاده دادرسی او توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی رد شد.


غلامحسین ساعدی پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] با سرکوب هنرمندان و دگراندیشان از ایران خارج شد و مواضع تندی نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. او در یکی از مقالات خود نوشت:
زندانی سیاسی محراب عبدالله‌زاده در ۳۰ مهر ۱۴۰۱ در محل کار خود بازداشت گردید. گزارش‌ها حاکی است که وی در ۳۸ روز نخست بازداشت تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت، از دسترسی به وکیل منتخب و تماس با خانواده محروم بود و تمامی اتهامات را رد کرده و خواستار بررسی موقعیت مکانی تلفن همراه خود برای اثبات عدم حضور در صحنه شده بود. اعترافات وی تحت شکنجه اخذ شده و پرونده فاقد ادله مستقل کافی دانسته می‌شود.


«شرف کفتار بر رژیم خمینی در این است که او به مرده‌خواری قناعت می‌کند، ولی این یک، نه تنها به تناول زنده‌ها و مرده‌ها مشغول است که نفس زندگی را می‌خواهد نابود کند، شرف و حیثیت و فرهنگ انسانی را می‌خواهد به خاک بسپارد»
چند روز پیش از اجرای حکم اعدام، محراب عبدالله‌زاده به دلیل درگیری با یک سرباز زندان در زمان ملاقات، با دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده او در دی ۱۴۰۴ با انتشار پیام ویدیویی خواستار توقف حکم و رسیدگی عادلانه شدند. قوه قضائیه اجرای حکم را تأیید کرد اما جزئیات روند دادرسی و محل دقیق اعدام را به طور کامل شفاف نساخته است.


غلامحسین ساعدی همچنین به همه هنرمندانی که حاضر به همکاری با این رژیم شدند حمله کرد. وی همچنین از شورای ملی مقاومت حمایت کرد و درکنار آن‌ها قرار گرفت. او تا پایان عمر داستانها و نمایشنامه‌های زیادی نوشت که از جمله می‌توان به آثاری چون، عزاداران بیل، چوب به‌دست‌های ورزیل اشاره کرد. وی پس از انقلاب مقالات و آثار زیادی در اعتراض به سرکوب و اختناق در ایران نوشت که از جمله‌ی آنها «اتللو در سرزمین عجایب» است.
اعدام محراب عبدالله‌زاده در فضای تنش‌های منطقه‌ای انجام گرفت و به عنوان مصداق قتل حکومتی و انتقام‌گیری سیاسی از معترضان ارزیابی شده است. این مورد بخشی از موج گسترده اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ اخیر است که نهادهای حقوق بشری آن را نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و موازین بین‌المللی می‌دانند.
<br>[[غلامحسین ساعدی|بیشتر بخوانید...]]


  </div>
[[محراب عبدالله‌زاده|بیشتر بخوانید...]]
</div>
 
<div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۳

نوشتارهای جدید هفته
حامد ولیدی
حامد ولیدی

حامد ولیدی، (متولد ۱۳۵۹، کرمانشاه - اعدام‌شده ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، زندان مرکزی کرج) مهندس عمران ۴۵ ساله اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، عضو سازمان مجاهدین خلق ایران، در ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ همراه خویشاوندانش در تهران دستگیر شد و تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت.

قضاییه رژیم ایران حامد ولیدی را به اتهام جاسوسی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه متهم کرد؛ در حالی که این زندانی سیاسی یک ماه پیش از آغاز جنگ دستگیرشده بودند. خبر دستگیری آقای ولیدی در ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ از سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران اعلام گردید و نام و مشخصاتش پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران به سازمان ملل متحد و سازمان‌های مدافع حقوق بشر ارسال شده بود.

منابع غیروابسته به رژیم ایران این اتهامات را «ترفندی تکراری» برای چسباندن مخالفان به موساد و توجیه احکام سنگین توصیف کرده‌اند.

حامد ولیدی در مهر ۱۴۰۴ به اتهام عضویت در مجاهدین به اعدام محکوم گردید. خبرگزاری قضاییه ادعا کرد که او و همراهانش پس از ساخت پرتابه انفجاری و انتقال آن‌ها به محل‌های پرتاب، همراه با ۱۰ پرتابه انفجاری آماده شلیک دستگیر شدند و از محل سکونت آن‌ها در اصفهان و خانه تیمی در تهران، مهمات و اقلام ساخت خمپاره کشف شده‌است.

پس از انتقال شتاب‌زده‌ی حامد ولیدی به مکان نامعلوم در ۳۰ فروردین ۱۴۰۵، وی در سحرگاه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ به همراه محمد معصوم شاهی در زندان مرکزی کرج اعدام شد.

پس از اعدام حامد ولیدی، مقاومت ایران روند دادرسی را دارای نقض‌های جدی استانداردهای دادرسی عادلانه دانست.

بیشتر بخوانید...


عبدالله موحد
عبدالله موحد

عبدالله موحد، با نام کامل عبدالله موحد اردبیلی (متولد ۱۳۱۸، بابلسر – درگذشته ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا)، کشتی‌گیر آزادکار برجسته و نامدار ایرانی بود که با کسب ۶ مدال طلای المپیک و جهان، در زمره پرافتخارترین ورزشکاران تاریخ ایران قرار دارد. عبدالله موحد که دوست صمیمی و همبازی جهان‌پهلوان غلامرضا تختی بود، به دلیل دستاوردهای بی‌نظیرش، در تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی در رتبه یازدهم قهرمانان آزادکار قرن بیستم جای گرفته است. موحد دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه عالی شمیران و دکترای تربیت بدنی از آمریکا بود. او ورزش را از سنین کودکی با ژیمناستیک و شنا آغاز کرد و پس از موفقیت در والیبال آموزشگاهی، به دلیل کوتاهی قد (۱۷۳ سانتی‌متر) و با تشویق برادرش به کشتی روی آورد. استعداد شگرف او در کشتی باعث شد تا به سرعت پله‌های ترقی را طی کند. اوج درخشش موحد در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ میلادی رقم خورد که توانست پنج مدال طلای متوالی در مسابقات قهرمانی جهان (منچستر، تولیدو، دهلی‌نو، مار دل پلاتا و ادمونتون) و یک مدال طلای المپیک (۱۹۶۸ مکزیکوسیتی) را از آن خود کند. علاوه بر این، دو مدال طلای بازی‌های آسیایی (۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ بانکوک) نیز در کارنامه درخشان او به چشم می‌خورد. با وجود این افتخارات، زندگی ورزشی موحد با حواشی تلخی نیز همراه بود. پس از مصدومیت و انصراف از ادامه مسابقات در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، وی -با دستور ساواک شاهنشاهی- با محرومیت مادام‌العمر از سوی فدراسیون ورزشی ایران مواجه شد و خروج وی از ایران نیز ممنوع گردید. سابقه‌ی این محرومیت به برخورد برخی اعضای تیم با تیمسار حجت (رئیس وقت ورزش ایران در دیکتاتوری شاهنشاهی) برمی‌گشت که تیمسار حجت با عصبانیت و فحاشی به اعضای تیم در اردوی آمادگی برای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ، از محل اردو خارج شد و پس از آن تعدادی از کشتی‌گیران تیم ملی اعلام کردند که با وضع موجود کشتی نخواهند گرفت. عبدالله موحد در نهایت با وقوع انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد. در آمریکا با وجود پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی این کشور، به دلیل عرق ملی آن را نپذیرفت و سال‌ها به شغل مکانیکی و اداره پمپ بنزین مشغول بود. عبدالله موحد سرانجام بر اثر سکته قلبی در ایالات متحده آمریکا چشم از جهان فروبست و نامی ماندگار در تاریخ ورزش از خود به یادگار گذاشت. بیشتر بخوانید...


محراب عبدالله‌زاده
محراب عبدالله‌زاده

محراب عبدالله‌زاده، (متولد حدوداً ۱۳۷۷، ارومیه - اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی ارومیه) زندانی سیاسی ۲۷ ساله کرد اهل ارومیه و از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴، سحرگاه یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ به صورت مخفیانه در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.

محراب عبدالله‌زاده پیش‌تر توسط شعبه یکم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجف‌زاده به اتهام «بغی» و «افساد فی‌الارض» در پرونده مرتبط با کشته شدن یکی از نیروهای حکومتی به نام عباس فاطمیه در اعتراضات مهرماه ۱۴۰۱ نوشین‌شهر ارومیه، به اعدام محکوم شده بود. حکم وی در شعبه ۹ دیوان عالی کشور تأیید و درخواست اعاده دادرسی او توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی رد شد.

زندانی سیاسی محراب عبدالله‌زاده در ۳۰ مهر ۱۴۰۱ در محل کار خود بازداشت گردید. گزارش‌ها حاکی است که وی در ۳۸ روز نخست بازداشت تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت، از دسترسی به وکیل منتخب و تماس با خانواده محروم بود و تمامی اتهامات را رد کرده و خواستار بررسی موقعیت مکانی تلفن همراه خود برای اثبات عدم حضور در صحنه شده بود. اعترافات وی تحت شکنجه اخذ شده و پرونده فاقد ادله مستقل کافی دانسته می‌شود.

چند روز پیش از اجرای حکم اعدام، محراب عبدالله‌زاده به دلیل درگیری با یک سرباز زندان در زمان ملاقات، با دستور رئیس زندان به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده او در دی ۱۴۰۴ با انتشار پیام ویدیویی خواستار توقف حکم و رسیدگی عادلانه شدند. قوه قضائیه اجرای حکم را تأیید کرد اما جزئیات روند دادرسی و محل دقیق اعدام را به طور کامل شفاف نساخته است.

اعدام محراب عبدالله‌زاده در فضای تنش‌های منطقه‌ای انجام گرفت و به عنوان مصداق قتل حکومتی و انتقام‌گیری سیاسی از معترضان ارزیابی شده است. این مورد بخشی از موج گسترده اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ اخیر است که نهادهای حقوق بشری آن را نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و موازین بین‌المللی می‌دانند.

بیشتر بخوانید...