کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۶۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
{{جعبه زندگینامه
|نام رویداد=هفتادودومین قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل
| اندازه جعبه =
درباره نقض حقوق بشر در ایران
| عنوان =هگل
|تصویر=هفتاد و دومین قطعنامه ملل متحد در محکومیت نقض وخیم حقوق بشر در ایران.jpg
| نام =گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
|عرض تصویر=
| تصویر =پرونده:Hegel_portrait.jpg
|عناوین دیگر=قطعنامه A/C.3/79/L.35،
| اندازه تصویر =
قطعنامه محکومیت نقض وخیم حقوق بشر در ایران
| عنوان تصویر =پرتره هگل
|عاملان=کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، کشورهای عضو سازمان ملل، گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران
| زادروز =۲۷ اوت ۱۷۷۰
|مکان=نیویورک، سازمان ملل متحد
| زادگاه =شتوتگارت، آلمان
|زمان=۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ / ۲۹ آبان ۱۴۰۴
| تاریخ مرگ =۱۴ نوامبر ۱۸۳۱
|نتیجه=محکومیت نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، درخواست توقف اعدام‌ها، مطالبه پاسخگویی مقامات جمهوری اسلامی، تأکید بر دسترسی گزارشگران و مأموریت‌های حقیقت‌یاب، اشاره به اعدام‌های معترضان و اقلیت‌ها، و برجسته‌سازی آزار اقلیت‌های مذهبی در ایران
| مکان مرگ =برلین، آلمان
| عرض جغرافیایی محل دفن=
| طول جغرافیایی محل دفن=
| محل زندگی =آلمان
| ملیت =آلمانی
| نژاد =
| تابعیت =آلمانی
| تحصیلات =الهیات، فلسفه
| دانشگاه =دانشگاه توبینگن
| پیشه =فیلسوف
| سال‌های فعالیت =۱۷۹۰–۱۸۳۱
| کارفرما =
| نهاد =
| نماینده =
| شناخته‌شده برای =توسعه فلسفهٔ ایدئالیسم آلمانی
| نقش‌های برجسته =
| سبک =ایدئالیسم مطلق
| تأثیرگذاران =ایمانوئل کانت، یوهان گوته
| تأثیرپذیرفتگان =مارکس، نیچه، سورن کی‌یرکگور، موریس مرلو-پونتی
| شهر خانگی =
| تلویزیون =
| لقب =
| حزب =
| جنبش =
| مخالفان =
| هیئت =
| دین =مسیحیت (لوتریانیسم)
| مذهب =
| منصب =
| مکتب =
| آثار =«علم منطق»، «فلسفهٔ حقوق»، «پدیدارشناسی روح»
| خویشاوندان سرشناس =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| وبگاه =
| پانویس =
}}
}}


'''هفتاد‌ودومین قطعنامه سازمان ملل متحد،''' قطعنامه‌ای است که در تاریخ ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ / ۲۹ آبان ۱۴۰۴ با ۷۹ رأی موافق، ۲۸ رأی مخالف و ۶۳ رأی ممتنع در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحدتصویب شد. این قطعنامه نقض «وخیم و سیستماتیک» حقوق بشر در جمهوری اسلامی را محکوم می‌کند، به‌ویژه افزایش چشمگیر اعدام‌ها از جمله اعدام زنان، افراد زیر سن قانونی و معترضان سیاسی. در آن به اعدام‌های فراقانونی، ناپدیدسازی اجباری، تحریک رسانه‌ای علیه اقلیت‌ها و معترضان، و تخریب شواهد جنایت‌ها اشاره شده است. این قطعنامه برای نخستین بار، ناپدیدسازی، اعدام‌ها و از بین بردن شواهد قتل‌عام ۱۳۶۷ را محکوم می‌کند. قطعنامه هم‌چنین نسبت به مصونیت مقامات حاکمیت هشدار داده و خواستار پاسخگویی آن‌هاست. قطعنامه توجه بین‌المللی به وضعیت مدرن و تاریخی نقض حقوق بشر در ایران را افزایش داده است، از جمله توجه به آزار اقلیت‌های مذهبی مانند بهائی‌ها.  
'''گئورگ ویلهلم فریدریش هگل''' (۱۷۷۰–۱۸۳۱) یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان آلمانی و بنیانگذار ایدئالیسم مطلق است که تأثیر عمیقی بر فلسفهٔ مدرن، علوم اجتماعی، تاریخ و الهیات گذاشته است. فلسفهٔ هگل مبتنی بر تحلیل دیالکتیکی تاریخ، ذهن و واقعیت است و مفهوم «دیالکتیک» او به عنوان فرایند رشد و تکامل ایده‌ها و تاریخ شناخته می‌شود. آثار مهم او مانند «پدیدارشناسی روح»، «علم منطق» و «فلسفهٔ حقوق» چارچوب فکری گسترده‌ای برای بررسی رابطهٔ فرد، جامعه و دولت ارائه می‌دهند. هگل با توسعه ایدئالیسم آلمانی، هم تأثیرگذار بر مارکس و هم بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیستی و پدیدارشناسی معاصر بوده است. او علاوه بر تأملات فلسفی، توجه ویژه‌ای به تاریخ، هنر و دین داشت و فلسفهٔ او مبنای بسیاری از مکاتب فکری و سیاسی قرن نوزدهم و بیستم قرار گرفت.<ref>Charles Taylor, Hegel, Cambridge University Press, 1975</ref><ref>محمدرضا شمشیری، هگل و فلسفهٔ مدرن، نشر علمی، ۱۳۹۷</ref>


[[مریم رجوی]] با استقبال از قطعنامه خواستار ارجاع پرونده این رژیم به شورای امنیت ملل متحد قرارگرفتن سردمداران آن در برابر عدالت شد.
== زندگی و دوران تحصیل ==
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ در شتوتگارت، یکی از شهرهای ایالت ووتمبرگ آلمان متولد شد. خانوادهٔ او مذهبی و پروتستان بودند و تأثیر زیادی بر شکل‌گیری نگرش فلسفی و اخلاقی هگل داشتند.<ref>H. S. Harris, Hegel's Development, Oxford University Press, 1997</ref> او تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس محلی گذراند و از همان دوران علاقهٔ ویژه‌ای به فلسفه، تاریخ و الهیات نشان داد.


مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، پس از تصویب قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی علیه جمهوری اسلامی، نگرانی‌های خود را درباره ابعاد گسترده نقض حقوق بشر در ایران مورد تأکید قرار داد. او نیز با استقبال از محکومیت «استفاده نگران‌کننده و فزاینده از مجازات اعدام»، اعلام کرد که بیش از ۱۲۰۰ مورد اعدام در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ در ایران ثبت شده است؛ رقمی که به‌گفته او بیانگر شدت‌یافتن رویکرد سرکوبگرانه حکومت است.
در ۱۷۸۸، هگل وارد دانشگاه توبینگن شد و در آنجا به تحصیل الهیات و فلسفه پرداخت. هم‌دوره‌های او شامل فردریش شلینگ و یوهان گوته بودند، که هگل را با ایده‌های کلاسیک و نوآوری‌های فکری آشنا کردند.<ref>Frederick Beiser, The Fate of Reason, Harvard University Press, 1987</ref> در دانشگاه، او با مسائل فلسفهٔ کانت آشنا شد و به تدریج به توسعهٔ ایدئالیسم آلمانی علاقه‌مند گردید.


== پیش‌زمینه و تصویب قطعنامه ==
هگل در طول دوران تحصیل، علاوه بر فلسفه، مطالعات گسترده‌ای در زمینهٔ تاریخ، ادبیات و الهیات داشت. این ترکیب از علوم انسانی و فلسفه، زمینه‌ساز شکل‌گیری نگرش دیالکتیکی و سیستماتیک او شد که بعدها در آثار اصلی او مانند «پدیدارشناسی روح» و «علم منطق» نمود یافت. هگل پس از فارغ‌التحصیلی به عنوان معلم خصوصی و استاد فلسفه در چندین مؤسسهٔ آموزشی فعالیت کرد و همزمان به تدوین نظریه‌های فلسفی خود پرداخت.<ref>ابراهیم توفیق، تاریخ فلسفهٔ آلمان، انتشارات علمی، ۱۳۹۹</ref>
روز ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵، در کمیته سوم (اجتماعی – فرهنگی) مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه‌ای با عنوان «وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران» تصویب شد. این قطعنامه با ۷۹ رأی موافق، ۲ قرائت منفی و ۶۳ رأی ممتنع به تصویب رسید.  


این قطعنامه هفتاد‌ودومین قطع‌نامه سازمان ملل در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران به حساب می‌آید.<ref name=":0">[https://www.ncr-iran.org/en/ncri-statements/statement-human-rights/seventy-second-un-resolution-condemns-grave-human-rights-violations-in-iran/?utm_source=chatgpt.com Seventy-second UN Resolution Condemns Grave Human Rights Violations in Iran]</ref>  
== آثار و فلسفهٔ هگل ==
فلسفهٔ هگل مبتنی بر مفهوم دیالکتیک است؛ فرایندی که در آن تضادها منجر به تکامل و تعالی ایده‌ها می‌شوند. او جهان و تاریخ را به عنوان فرایندی منطقی و پیوسته می‌دید که از طریق تضادها و مقابلهٔ مفاهیم مختلف، به درک حقیقت و آزادی می‌رسد.<ref>Charles Taylor, Hegel, Cambridge University Press, 1975</ref> این رویکرد، محور اصلی فلسفهٔ هگل و پایهٔ ایدئالیسم مطلق او است.


== محتوای اصلی قطعنامه ==
از مهم‌ترین آثار هگل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
این قطعنامه در درجه اول به افزایش «نگران‌کننده» اعدام‌ها در ایران اعتراض می‌کند، خصوصاً استفاده از حکم اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی و خاموش کردن صدای معترضان.


در متن قطعنامه به اعدام زنان، افراد زیر سن قانونی و معترضان مرتبط با تظاهرات سپتامبر ۲۰۲۲ توجه ویژه شده است.  
پدیدارشناسی روح (Phänomenologie des Geistes): در این اثر، هگل مسیر رشد آگاهی انسان و خودآگاهی را از تجربهٔ فردی تا سطح تاریخی و اجتماعی بررسی می‌کند. او نشان می‌دهد که شناخت حقیقت از طریق مواجهه با تضادها و فرآیند دیالکتیکی به دست می‌آید.<ref>Hegel, Phenomenology of Spirit, 1807</ref>


همچنین در آن برای نخستین بار مسائلی مانند ناپدیدسازی اجباری، اعدام‌های فراقانونی و از بین بردن شواهد قتل‌عام ۱۳۶۷ محکوم شده است.  
علم منطق (Wissenschaft der Logik): هگل در این کتاب به بررسی ساختار تفکر، مفهوم و رابطهٔ میان ذهن و واقعیت می‌پردازد و پایهٔ منطق دیالکتیکی را ارائه می‌دهد. این اثر تأثیر شگرفی بر فلسفهٔ متافیزیک و علوم انسانی داشته است.<ref>Frederick Beiser, Hegel, Routledge, 2005</ref>


یکی دیگر از بندهای مهم، نگرانی نسبت به تحریک رسانه‌ای دولتی است که قطعنامه آن را به «تب و تاب خصومت و خشونت» مرتبط با اعدام‌های جمعی دهه ۱۳۶۰ دانسته است.  
فلسفهٔ حقوق (Grundlinien der Philosophie des Rechts): هگل در این اثر تحلیل فلسفی از جامعه، دولت، آزادی و اخلاق ارائه می‌دهد و مفاهیم حقوق، قانون و دولت مدرن را در چارچوب دیالکتیک تبیین می‌کند.<ref>Hegel, Elements of the Philosophy of Right, 1820</ref>


تصریح شده که این گونه تحریک‌های رسانه‌ای می‌تواند با «جنایات جمعی و خودسرانه» سال ۱۹۸۸ ارتباط داشته باشد.<ref name=":1">[https://www.maryam-rajavi.com/en/72th-statement-unga-condemning-human-rights-violations-iran/ Seventy-second UN Resolution Condemns Grave Human Rights Violations in Iran]</ref> <ref name=":0" />  
هگل همچنین بر هنر، دین و تاریخ تأکید داشت و معتقد بود که این حوزه‌ها بیانگر تجلی روح مطلق هستند. هنر و دین، به عنوان شکل‌های مهم خودآگاهی انسانی، مسیر درک حقیقت را روشن می‌کنند و فلسفه، چارچوب نظام‌مند و علمی این تجارب را ارائه می‌دهد.<ref>Robert Pippin, Hegel's Practical Philosophy, Cambridge University Press, 2008</ref>


== فقدان پاسخگویی و مصونیت مقامات ==
تأثیر فلسفهٔ هگل بسیار گسترده است. مارکس نظریهٔ دیالکتیک را از هگل وام گرفت اما آن را به زمینهٔ مادی و اقتصادی تعمیم داد. فیلسوفان اگزیستانسیالیست مانند سورن کی‌یرکگور و همچنین متفکران پدیدارشناسی مانند مرلو-پونتی، از تحلیل‌های هگل بهره برده‌اند.<ref>Frederick Beiser, The Cambridge Companion to Hegel, Cambridge University Press, 1993</ref>
قطعنامه تأکید دارد که یکی از دلایل اساسی ادامه نقض حقوق بشر در ایران، «نبود پاسخگویی مقامات» و گسترش مصونیت‌ آن‌هاست.  


این مصونیت سیستماتیک – به گفته قطعنامه – زمینه‌ساز تکرار جنایت‌ها و سرکوب است.  
== تأثیر و میراث فلسفی هگل ==
فلسفهٔ هگل تأثیر عمیقی بر جریان‌های فکری و فلسفی قرن نوزدهم و بیستم گذاشته است. از جمله مهم‌ترین تأثیرات او، شکل‌دهی به ایدئالیسم آلمانی و پایه‌گذاری مفاهیم دیالکتیکی بود که بعداً توسط فیلسوفان و نظریه‌پردازان اجتماعی مانند [[کارل مارکس]] مورد استفاده قرار گرفت.<ref>Frederick Beiser, Hegel and Marx, Princeton University Press, 2011</ref> مارکس دیالکتیک هگل را به حوزهٔ مادی و اقتصادی تعمیم داد و آن را به تحلیل تاریخی و اجتماعی تغییر داد، اما همواره آثار هگل را به عنوان نقطهٔ شروع فلسفهٔ انتقادی خود ارجاع می‌داد.


قطعنامه همچنین بر اهمیت پیگرد قانونی سردمداران مرتبط با نقض حقوق بشر، از جمله موارد سرکوب معترضان و موارد تاریخی، تأکید می‌کند.<ref name=":1" />  
هگل همچنین بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم تأثیرگذار بود. متفکرانی مانند سورن کی‌یرکگور و فریدریش نیچه، با نقد دیدگاه هگل و بررسی محدودیت‌های دیالکتیک، مسیرهای تازه‌ای در فلسفهٔ فرد و اخلاق باز کردند. در عین حال، پدیدارشناسان معاصر مانند موریس مرلو-پونتی و ژان پل سارتر از ساختار تحلیل خودآگاهی و شناخت هگل بهره بردند تا روابط میان تجربهٔ انسانی و جهان را بررسی کنند.<ref>Robert Stern, Hegelian Metaphysics, Oxford University Press, 2012</ref>


== توجه به اقلیت‌های مذهبی ==
علاوه بر فلسفه، آثار هگل تأثیر مهمی بر علوم اجتماعی، تاریخ و الهیات داشته است. او تاریخ را فرایندی منطقی و تدریجی می‌دید که از تضادها و تکامل ایده‌ها شکل می‌گیرد. این دیدگاه، تحلیل‌های اجتماعی و تاریخی را به شیوه‌ای سیستماتیک امکان‌پذیر کرد و مبنای مطالعات تاریخی و جامعه‌شناختی مدرن شد.<ref>Charles Taylor, Hegel and Modern Society, Cambridge University Press, 1979</ref>
یکی از بخش‌های قابل توجه قطعنامه، محکومیت آزار اقلیت‌های مذهبی در ایران است. قطعنامه به «تأثیر تجمعی» سرکوب طولانی‌مدت اقلیت‌هایی مانند بهائی‌ها، مسیحیان، صوفیان، اهل سنت، یارسانی‌ها و زرتشتی‌ها اشاره می‌کند.  


در این قطعنامه، به تلاش‌های مقامات دولتی برای بازداشت‌های خودسرانه، محاکمه‌های ناعادلانه و محرومیت از حقوق اساسی اقلیت‌های مذهبی اشاره شده است.<ref>[https://www.bic.org/news/united-nations-resolution-condemns-cumulative-impact-bahai-persecution-and-condemns-irans-human-rights-record?utm_source=chatgpt.com United Nations resolution condemns “cumulative” impact of Bahá’í persecution and condemns Iran’s human rights record]</ref>
از نظر فرهنگی، فلسفهٔ هگل بر هنر و ادبیات نیز اثر گذاشت. او هنر و دین را به عنوان تجلیات روح مطلق و بیانگر کنش انسان در برابر حقیقت می‌دید. این دیدگاه الهام‌بخش هنرمندان و نظریه‌پردازان فرهنگی شد تا ارزش نمادین و دیالکتیکی آثار هنری را تحلیل کنند.


== ارجاع به گزارشگر ویژه و نهادهای حقوق بشری ==
میراث هگل نه تنها در حوزهٔ فلسفه و علوم انسانی، بلکه در سیاست و تئوری اجتماعی نیز ادامه دارد. ایدهٔ دولت عقلانی و مفهوم آزادی هگل، به تحلیل‌های سیاسی و حقوقی مدرن راه یافته و بسیاری از نظام‌های آموزشی و فلسفی، آثار او را به عنوان بخشی از بنیاد فکری غربی مطالعه می‌کنند.<ref>محمدرضا شمشیری، هگل و فلسفهٔ مدرن، نشر علمی، ۱۳۹۷</ref>
پیش از این قطعنامه، شورای حقوق بشر سازمان ملل در جلسه ۵۸ام خود گزارش مربوط به وضعیت حقوق بشر در ایران را تصویب کرده بود. در این گزارش، به نقض مستمر حقوق بشر در ایران عبور از محدودیت‌های قانونی، خشونت دولتی و محدودیت فعالیت مدنی اشاره شده است.


قطعنامه نیز به چنین گزارش‌هایی و توصیه‌های گزارشگر ویژه تأکید دارد، و خواستار دسترسی کامل و نامحدود به مأموران حقیقت‌یاب بین‌المللی است.  
== نقدها و دیدگاه‌های معاصر ==
فلسفهٔ هگل همواره موضوع نقدهای گسترده و متنوع بوده است. یکی از مهم‌ترین نقدها به پیچیدگی و دشواری نگارش آثار او مربوط می‌شود. منتقدان معتقدند که سبک هگل سنگین و مفهومی است و فهم کامل نظریه‌های او بدون آشنایی عمیق با تاریخ فلسفه و دیالکتیک دشوار است.<ref>Frederick Beiser, Hegel's Philosophy of Right, Oxford University Press, 2002</ref>


اتحادیه اروپا نیز در بیانیه‌ای رسمی در مجمع عمومی تأکید کرده است که نگران «نرخ نگران‌کننده اعدام‌ها» در ایران است و خواستار دسترسی فوری گزارشگر ویژه و مأموران بین‌المللی به کشور است.<ref>[https://www.eeas.europa.eu/delegations/un-new-york/eu-statement-%E2%80%93-un-general-assembly-3rd-committee-interactive-dialogue-human-rights-iran-0_en?utm_source=chatgpt.com EU Statement – UN General Assembly 3rd Committee: Interactive dialogue on human rights in Iran]</ref>  
در حوزهٔ سیاست، برخی منتقدان مدعی‌اند که تفسیرهای هگل از دولت و جامعه می‌تواند توجیه‌کنندهٔ قدرت مرکزی و محدود کردن آزادی فردی باشد. برخی تحلیل‌گران، به ویژه در جریان مارکسیسم، تلاش کردند دیالکتیک هگل را از جهت مادی و اقتصادی بازتفسیر کنند تا محدودیت‌های سیاسی او را خنثی کنند.<ref>G. W. F. Hegel, Philosophy of Right, 1820</ref>


== واکنش‌ها و پیامدهای سیاسی ==
از سوی دیگر، هگل مورد تحسین بسیاری از متفکران معاصر قرار گرفته است. فلسفهٔ او، به ویژه نظریهٔ دیالکتیک، ابزار تحلیلی قدرتمندی برای بررسی تاریخ، اجتماع و فرهنگ فراهم کرده است. پژوهشگران حوزهٔ فلسفهٔ تاریخ و جامعه‌شناسی، استفاده از دیالکتیک هگل را به عنوان روش مطالعهٔ تحولات اجتماعی و تاریخی ضروری می‌دانند.
مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] با استقبال از این قطعنامه گفت: <blockquote>پس از تأکید قطعنامه بر قتل‌عام ۶۷ و اعدام‌های فزاینده امروز و با توجه به ادامه جنایت علیه بشریت در ۳دهه گذشته و در قیام‌های مردم، پرونده جنایت‌های رژیم باید فوراً به شورای امنیت ملل متحد ارجاع شود و سردمداران رژیم در برابر عدالت قرار گیرند.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%B6-%D9%88%D8%AE%DB%8C%D9%85-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%84%D9%84--%D9%85%D8%AA تصویب هفتادودومین قطعنامه محکومیت رژیم آخوندی به‌خاطر نقض وخیم حقوق‌بشر در کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد]</ref> </blockquote>مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، پس از تصویب قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی علیه جمهوری اسلامی، نگرانی‌های خود را درباره ابعاد گسترده نقض حقوق بشر در ایران مورد تأکید قرار داد. او با استقبال از محکومیت «استفاده نگران‌کننده و فزاینده از مجازات اعدام»، اعلام کرد که بیش از ۱۲۰۰ مورد اعدام در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ در ایران ثبت شده است؛ رقمی که به‌گفته او بیانگر شدت‌یافتن رویکرد سرکوبگرانه حکومت است.


او همچنین گنجاندن موضوع سرکوب فرامرزی در متن قطعنامه را «اقدامی حائز اهمیت اساسی» توصیف کرد و افزود که این اقدام نشان‌دهنده توجه جامعه بین‌المللی به دامنه رو‌به‌گسترش نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی فراتر از مرزهای کشور است. <ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C استقبال مای ساتو از محکومیت رژیم آخوندی در کمیته سوم مجمع عمومی]</ref>
منتقدان پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم نیز به نقد دیدگاه هگل پرداخته‌اند، به این نکته اشاره می‌کنند که تمرکز بیش از حد او بر کلیت و روح مطلق ممکن است فردیت و تجربهٔ شخصی را کم‌رنگ کند. در عین حال، نظریهٔ او الهام‌بخش بسیاری از پژوهش‌های فلسفی مدرن دربارهٔ هویت، آزادی و آگاهی بوده است.<ref>Robert Pippin, Hegel's Practical Philosophy, Cambridge University Press, 2008</ref>


== تحلیل بین‌المللی و اهمیت راهبردی ==
دیدگاه‌های معاصر همچنین شامل تحلیل‌های میان‌رشته‌ای است که فلسفهٔ هگل را با علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و حتی نظریه‌های فرهنگی تلفیق می‌کنند. این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که هگل همچنان درک عمیقی از روابط میان فرد، جامعه و تاریخ ارائه می‌دهد و دیالکتیک او به عنوان ابزار نقد و تحلیل در علوم انسانی کاربرد دارد.<ref>Charles Taylor, Hegel and Modern Society, Cambridge University Press, 1979</ref>
این قطعنامه نمادی از نگرانی عمیق جامعه بین‌المللی در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران است، به‌ویژه در مواردی که حقوق شهروندان، اقلیت‌ها و معترضان نقض می‌شود. تصویب آن با حضور مقاماتی مانند گزارشگر ویژه و تأکید بر تعیین مسئولیت جنایات تاریخی، پیام روشنی به مقامات ایرانی ارسال می‌کند.


هم‌زمان، با توجه به این که قطعنامه مجمع عمومی الزام حقوقی الزام‌آور (مثل قطعنامه شورای امنیت) ندارد، تأثیر آن بسته به فشارهای بعدی سیاسی و دیپلماتیک خواهد بود — به‌ویژه در صورتی که کشورهای ذی‌نفوذ به پیگیری پرونده در قالب شورای امنیت یا سایر سازوکارهای حقوقی بین‌المللی ادامه دهند.
== جمع‌بندی و جایگاه هگل در فلسفهٔ مدرن ==
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان تاریخ غرب است که با توسعهٔ ایدئالیسم مطلق و ارائهٔ روش دیالکتیکی، جایگاهی برجسته در فلسفهٔ مدرن پیدا کرده است. آثار او، از جمله «پدیدارشناسی روح»، «علم منطق» و «فلسفهٔ حقوق»، به عنوان چارچوبی برای تحلیل تاریخ، جامعه، فرهنگ و هنر شناخته می‌شوند و همچنان مورد مطالعه و نقد قرار می‌گیرند.<ref>Frederick Beiser, The Cambridge Companion to Hegel, Cambridge University Press, 1993</ref>
 
هگل با ترکیب تحلیل فلسفی، تاریخی و فرهنگی، توانست مفاهیم پیچیده‌ای مانند آزادی، خودآگاهی و روح مطلق را به شکل نظام‌مند ارائه کند. این نگرش، فلسفهٔ مدرن را تحت تأثیر قرار داد و به توسعهٔ نظریه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کمک کرد. تفاسیر مارکس از دیالکتیک هگل، نقدهای اگزیستانسیالیستی و مطالعات پدیدارشناسی، همه گواه تأثیر پایدار او بر تفکر انسانی هستند.<ref>Charles Taylor, Hegel, Cambridge University Press, 1975</ref>
 
علاوه بر فلسفهٔ نظری، هگل در حوزهٔ هنر و دین نیز نقش مؤثری ایفا کرد. او هنر و دین را تجلیات خودآگاهی انسانی و بخش‌هایی از فرایند تاریخی روح مطلق می‌دانست و این دیدگاه الهام‌بخش بسیاری از نظریه‌های فرهنگی و هنری مدرن شد. همزمان، تحلیل دیالکتیکی او در فلسفهٔ سیاسی و اجتماعی، ابزار نظری مؤثری برای مطالعهٔ دولت، قانون و جامعه ارائه داد.
 
به طور کلی، جایگاه هگل در فلسفهٔ مدرن به عنوان متفکری که تفکر دیالکتیکی و سیستماتیک را به تمام حوزه‌های معرفتی تعمیم داد، تثبیت شده است. فلسفهٔ او همچنان الهام‌بخش پژوهشگران، فیلسوفان و متفکران اجتماعی است و آثارش بخش جدایی‌ناپذیری از تاریخ تفکر غربی و مدرن محسوب می‌شود.<ref>محمدرضا شمشیری، هگل و فلسفهٔ مدرن، نشر علمی، ۱۳۹۷</ref>


== منابع ==
== منابع ==
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۴۱

هگل
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
پرونده:Hegel portrait.jpg
پرتره هگل
زادروز۲۷ اوت ۱۷۷۰
شتوتگارت، آلمان
درگذشت۱۴ نوامبر ۱۸۳۱
برلین، آلمان
محل زندگیآلمان
ملیتآلمانی
تابعیتآلمانی
تحصیلاتالهیات، فلسفه
از دانشگاهدانشگاه توبینگن
پیشهفیلسوف
سال‌های فعالیت۱۷۹۰–۱۸۳۱
شناخته‌شده برایتوسعه فلسفهٔ ایدئالیسم آلمانی
سبکایدئالیسم مطلق
تأثیرگذارانایمانوئل کانت، یوهان گوته
تأثیرپذیرفتگانمارکس، نیچه، سورن کی‌یرکگور، موریس مرلو-پونتی
دینمسیحیت (لوتریانیسم)
آثار«علم منطق»، «فلسفهٔ حقوق»، «پدیدارشناسی روح»

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (۱۷۷۰–۱۸۳۱) یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان آلمانی و بنیانگذار ایدئالیسم مطلق است که تأثیر عمیقی بر فلسفهٔ مدرن، علوم اجتماعی، تاریخ و الهیات گذاشته است. فلسفهٔ هگل مبتنی بر تحلیل دیالکتیکی تاریخ، ذهن و واقعیت است و مفهوم «دیالکتیک» او به عنوان فرایند رشد و تکامل ایده‌ها و تاریخ شناخته می‌شود. آثار مهم او مانند «پدیدارشناسی روح»، «علم منطق» و «فلسفهٔ حقوق» چارچوب فکری گسترده‌ای برای بررسی رابطهٔ فرد، جامعه و دولت ارائه می‌دهند. هگل با توسعه ایدئالیسم آلمانی، هم تأثیرگذار بر مارکس و هم بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیستی و پدیدارشناسی معاصر بوده است. او علاوه بر تأملات فلسفی، توجه ویژه‌ای به تاریخ، هنر و دین داشت و فلسفهٔ او مبنای بسیاری از مکاتب فکری و سیاسی قرن نوزدهم و بیستم قرار گرفت.[۱][۲]

زندگی و دوران تحصیل

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل در ۲۷ اوت ۱۷۷۰ در شتوتگارت، یکی از شهرهای ایالت ووتمبرگ آلمان متولد شد. خانوادهٔ او مذهبی و پروتستان بودند و تأثیر زیادی بر شکل‌گیری نگرش فلسفی و اخلاقی هگل داشتند.[۳] او تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس محلی گذراند و از همان دوران علاقهٔ ویژه‌ای به فلسفه، تاریخ و الهیات نشان داد.

در ۱۷۸۸، هگل وارد دانشگاه توبینگن شد و در آنجا به تحصیل الهیات و فلسفه پرداخت. هم‌دوره‌های او شامل فردریش شلینگ و یوهان گوته بودند، که هگل را با ایده‌های کلاسیک و نوآوری‌های فکری آشنا کردند.[۴] در دانشگاه، او با مسائل فلسفهٔ کانت آشنا شد و به تدریج به توسعهٔ ایدئالیسم آلمانی علاقه‌مند گردید.

هگل در طول دوران تحصیل، علاوه بر فلسفه، مطالعات گسترده‌ای در زمینهٔ تاریخ، ادبیات و الهیات داشت. این ترکیب از علوم انسانی و فلسفه، زمینه‌ساز شکل‌گیری نگرش دیالکتیکی و سیستماتیک او شد که بعدها در آثار اصلی او مانند «پدیدارشناسی روح» و «علم منطق» نمود یافت. هگل پس از فارغ‌التحصیلی به عنوان معلم خصوصی و استاد فلسفه در چندین مؤسسهٔ آموزشی فعالیت کرد و همزمان به تدوین نظریه‌های فلسفی خود پرداخت.[۵]

آثار و فلسفهٔ هگل

فلسفهٔ هگل مبتنی بر مفهوم دیالکتیک است؛ فرایندی که در آن تضادها منجر به تکامل و تعالی ایده‌ها می‌شوند. او جهان و تاریخ را به عنوان فرایندی منطقی و پیوسته می‌دید که از طریق تضادها و مقابلهٔ مفاهیم مختلف، به درک حقیقت و آزادی می‌رسد.[۶] این رویکرد، محور اصلی فلسفهٔ هگل و پایهٔ ایدئالیسم مطلق او است.

از مهم‌ترین آثار هگل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

پدیدارشناسی روح (Phänomenologie des Geistes): در این اثر، هگل مسیر رشد آگاهی انسان و خودآگاهی را از تجربهٔ فردی تا سطح تاریخی و اجتماعی بررسی می‌کند. او نشان می‌دهد که شناخت حقیقت از طریق مواجهه با تضادها و فرآیند دیالکتیکی به دست می‌آید.[۷]

علم منطق (Wissenschaft der Logik): هگل در این کتاب به بررسی ساختار تفکر، مفهوم و رابطهٔ میان ذهن و واقعیت می‌پردازد و پایهٔ منطق دیالکتیکی را ارائه می‌دهد. این اثر تأثیر شگرفی بر فلسفهٔ متافیزیک و علوم انسانی داشته است.[۸]

فلسفهٔ حقوق (Grundlinien der Philosophie des Rechts): هگل در این اثر تحلیل فلسفی از جامعه، دولت، آزادی و اخلاق ارائه می‌دهد و مفاهیم حقوق، قانون و دولت مدرن را در چارچوب دیالکتیک تبیین می‌کند.[۹]

هگل همچنین بر هنر، دین و تاریخ تأکید داشت و معتقد بود که این حوزه‌ها بیانگر تجلی روح مطلق هستند. هنر و دین، به عنوان شکل‌های مهم خودآگاهی انسانی، مسیر درک حقیقت را روشن می‌کنند و فلسفه، چارچوب نظام‌مند و علمی این تجارب را ارائه می‌دهد.[۱۰]

تأثیر فلسفهٔ هگل بسیار گسترده است. مارکس نظریهٔ دیالکتیک را از هگل وام گرفت اما آن را به زمینهٔ مادی و اقتصادی تعمیم داد. فیلسوفان اگزیستانسیالیست مانند سورن کی‌یرکگور و همچنین متفکران پدیدارشناسی مانند مرلو-پونتی، از تحلیل‌های هگل بهره برده‌اند.[۱۱]

تأثیر و میراث فلسفی هگل

فلسفهٔ هگل تأثیر عمیقی بر جریان‌های فکری و فلسفی قرن نوزدهم و بیستم گذاشته است. از جمله مهم‌ترین تأثیرات او، شکل‌دهی به ایدئالیسم آلمانی و پایه‌گذاری مفاهیم دیالکتیکی بود که بعداً توسط فیلسوفان و نظریه‌پردازان اجتماعی مانند کارل مارکس مورد استفاده قرار گرفت.[۱۲] مارکس دیالکتیک هگل را به حوزهٔ مادی و اقتصادی تعمیم داد و آن را به تحلیل تاریخی و اجتماعی تغییر داد، اما همواره آثار هگل را به عنوان نقطهٔ شروع فلسفهٔ انتقادی خود ارجاع می‌داد.

هگل همچنین بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم تأثیرگذار بود. متفکرانی مانند سورن کی‌یرکگور و فریدریش نیچه، با نقد دیدگاه هگل و بررسی محدودیت‌های دیالکتیک، مسیرهای تازه‌ای در فلسفهٔ فرد و اخلاق باز کردند. در عین حال، پدیدارشناسان معاصر مانند موریس مرلو-پونتی و ژان پل سارتر از ساختار تحلیل خودآگاهی و شناخت هگل بهره بردند تا روابط میان تجربهٔ انسانی و جهان را بررسی کنند.[۱۳]

علاوه بر فلسفه، آثار هگل تأثیر مهمی بر علوم اجتماعی، تاریخ و الهیات داشته است. او تاریخ را فرایندی منطقی و تدریجی می‌دید که از تضادها و تکامل ایده‌ها شکل می‌گیرد. این دیدگاه، تحلیل‌های اجتماعی و تاریخی را به شیوه‌ای سیستماتیک امکان‌پذیر کرد و مبنای مطالعات تاریخی و جامعه‌شناختی مدرن شد.[۱۴]

از نظر فرهنگی، فلسفهٔ هگل بر هنر و ادبیات نیز اثر گذاشت. او هنر و دین را به عنوان تجلیات روح مطلق و بیانگر کنش انسان در برابر حقیقت می‌دید. این دیدگاه الهام‌بخش هنرمندان و نظریه‌پردازان فرهنگی شد تا ارزش نمادین و دیالکتیکی آثار هنری را تحلیل کنند.

میراث هگل نه تنها در حوزهٔ فلسفه و علوم انسانی، بلکه در سیاست و تئوری اجتماعی نیز ادامه دارد. ایدهٔ دولت عقلانی و مفهوم آزادی هگل، به تحلیل‌های سیاسی و حقوقی مدرن راه یافته و بسیاری از نظام‌های آموزشی و فلسفی، آثار او را به عنوان بخشی از بنیاد فکری غربی مطالعه می‌کنند.[۱۵]

نقدها و دیدگاه‌های معاصر

فلسفهٔ هگل همواره موضوع نقدهای گسترده و متنوع بوده است. یکی از مهم‌ترین نقدها به پیچیدگی و دشواری نگارش آثار او مربوط می‌شود. منتقدان معتقدند که سبک هگل سنگین و مفهومی است و فهم کامل نظریه‌های او بدون آشنایی عمیق با تاریخ فلسفه و دیالکتیک دشوار است.[۱۶]

در حوزهٔ سیاست، برخی منتقدان مدعی‌اند که تفسیرهای هگل از دولت و جامعه می‌تواند توجیه‌کنندهٔ قدرت مرکزی و محدود کردن آزادی فردی باشد. برخی تحلیل‌گران، به ویژه در جریان مارکسیسم، تلاش کردند دیالکتیک هگل را از جهت مادی و اقتصادی بازتفسیر کنند تا محدودیت‌های سیاسی او را خنثی کنند.[۱۷]

از سوی دیگر، هگل مورد تحسین بسیاری از متفکران معاصر قرار گرفته است. فلسفهٔ او، به ویژه نظریهٔ دیالکتیک، ابزار تحلیلی قدرتمندی برای بررسی تاریخ، اجتماع و فرهنگ فراهم کرده است. پژوهشگران حوزهٔ فلسفهٔ تاریخ و جامعه‌شناسی، استفاده از دیالکتیک هگل را به عنوان روش مطالعهٔ تحولات اجتماعی و تاریخی ضروری می‌دانند.

منتقدان پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم نیز به نقد دیدگاه هگل پرداخته‌اند، به این نکته اشاره می‌کنند که تمرکز بیش از حد او بر کلیت و روح مطلق ممکن است فردیت و تجربهٔ شخصی را کم‌رنگ کند. در عین حال، نظریهٔ او الهام‌بخش بسیاری از پژوهش‌های فلسفی مدرن دربارهٔ هویت، آزادی و آگاهی بوده است.[۱۸]

دیدگاه‌های معاصر همچنین شامل تحلیل‌های میان‌رشته‌ای است که فلسفهٔ هگل را با علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و حتی نظریه‌های فرهنگی تلفیق می‌کنند. این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که هگل همچنان درک عمیقی از روابط میان فرد، جامعه و تاریخ ارائه می‌دهد و دیالکتیک او به عنوان ابزار نقد و تحلیل در علوم انسانی کاربرد دارد.[۱۹]

جمع‌بندی و جایگاه هگل در فلسفهٔ مدرن

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان تاریخ غرب است که با توسعهٔ ایدئالیسم مطلق و ارائهٔ روش دیالکتیکی، جایگاهی برجسته در فلسفهٔ مدرن پیدا کرده است. آثار او، از جمله «پدیدارشناسی روح»، «علم منطق» و «فلسفهٔ حقوق»، به عنوان چارچوبی برای تحلیل تاریخ، جامعه، فرهنگ و هنر شناخته می‌شوند و همچنان مورد مطالعه و نقد قرار می‌گیرند.[۲۰]

هگل با ترکیب تحلیل فلسفی، تاریخی و فرهنگی، توانست مفاهیم پیچیده‌ای مانند آزادی، خودآگاهی و روح مطلق را به شکل نظام‌مند ارائه کند. این نگرش، فلسفهٔ مدرن را تحت تأثیر قرار داد و به توسعهٔ نظریه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کمک کرد. تفاسیر مارکس از دیالکتیک هگل، نقدهای اگزیستانسیالیستی و مطالعات پدیدارشناسی، همه گواه تأثیر پایدار او بر تفکر انسانی هستند.[۲۱]

علاوه بر فلسفهٔ نظری، هگل در حوزهٔ هنر و دین نیز نقش مؤثری ایفا کرد. او هنر و دین را تجلیات خودآگاهی انسانی و بخش‌هایی از فرایند تاریخی روح مطلق می‌دانست و این دیدگاه الهام‌بخش بسیاری از نظریه‌های فرهنگی و هنری مدرن شد. همزمان، تحلیل دیالکتیکی او در فلسفهٔ سیاسی و اجتماعی، ابزار نظری مؤثری برای مطالعهٔ دولت، قانون و جامعه ارائه داد.

به طور کلی، جایگاه هگل در فلسفهٔ مدرن به عنوان متفکری که تفکر دیالکتیکی و سیستماتیک را به تمام حوزه‌های معرفتی تعمیم داد، تثبیت شده است. فلسفهٔ او همچنان الهام‌بخش پژوهشگران، فیلسوفان و متفکران اجتماعی است و آثارش بخش جدایی‌ناپذیری از تاریخ تفکر غربی و مدرن محسوب می‌شود.[۲۲]

منابع

  1. Charles Taylor, Hegel, Cambridge University Press, 1975
  2. محمدرضا شمشیری، هگل و فلسفهٔ مدرن، نشر علمی، ۱۳۹۷
  3. H. S. Harris, Hegel's Development, Oxford University Press, 1997
  4. Frederick Beiser, The Fate of Reason, Harvard University Press, 1987
  5. ابراهیم توفیق، تاریخ فلسفهٔ آلمان، انتشارات علمی، ۱۳۹۹
  6. Charles Taylor, Hegel, Cambridge University Press, 1975
  7. Hegel, Phenomenology of Spirit, 1807
  8. Frederick Beiser, Hegel, Routledge, 2005
  9. Hegel, Elements of the Philosophy of Right, 1820
  10. Robert Pippin, Hegel's Practical Philosophy, Cambridge University Press, 2008
  11. Frederick Beiser, The Cambridge Companion to Hegel, Cambridge University Press, 1993
  12. Frederick Beiser, Hegel and Marx, Princeton University Press, 2011
  13. Robert Stern, Hegelian Metaphysics, Oxford University Press, 2012
  14. Charles Taylor, Hegel and Modern Society, Cambridge University Press, 1979
  15. محمدرضا شمشیری، هگل و فلسفهٔ مدرن، نشر علمی، ۱۳۹۷
  16. Frederick Beiser, Hegel's Philosophy of Right, Oxford University Press, 2002
  17. G. W. F. Hegel, Philosophy of Right, 1820
  18. Robert Pippin, Hegel's Practical Philosophy, Cambridge University Press, 2008
  19. Charles Taylor, Hegel and Modern Society, Cambridge University Press, 1979
  20. Frederick Beiser, The Cambridge Companion to Hegel, Cambridge University Press, 1993
  21. Charles Taylor, Hegel, Cambridge University Press, 1975
  22. محمدرضا شمشیری، هگل و فلسفهٔ مدرن، نشر علمی، ۱۳۹۷