|
|
| (۴۷۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
|
| |
| {{جعبه زندگینامه | | {{جعبه زندگینامه |
| |نام_شخص= جهانگیرخان صوراسرافیل | | | اندازه جعبه = |
| |تصویر= جهانگیرخان صوراسرافیل.jpg | | | عنوان = |
| |عرض_تصویر=250px | | | نام = محمود فرد |
| |توضیح_تصویر= | | | تصویر =محمود فرد- ۱.jpg |
| |تاریخ تولد= ۱۲۹۲ | | | اندازه تصویر = |
| |محل تولد= شیراز | | | عنوان تصویر = محمود فرد |
| |تاریخ_مرگ= ۲تیر ۱۲۸۷ | | | زادروز = ۱۳۴۶ |
| |محل_مرگ= باغ شاه، تهران، ایران | | | زادگاه = همدان |
| |مدفن= | | | تاریخ مرگ = ۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶) |
| |علت مرگ= اعدام به دستور محمدعلیشاه قاجار | | | مکان مرگ = آلبانی |
| |شناختهشده برای = آزادیخواهان و مردم ایران | | |عرض جغرافیایی محل دفن= |
| | | |طول جغرافیایی محل دفن= |
| |دین = اسلام | | |latd=|latm=|lats=|latNS=N |
| |همسر= | | |longd=|longm=|longs=|longEW=E |
| |والدین= | | | محل زندگی = قرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی |
| | | ملیت = ایرانی |
| | | نژاد = |
| | | تابعیت = |
| | | تحصیلات = |
| | | دانشگاه = |
| | | پیشه = مجاهد، مبارز سیاسی |
| | | سالهای فعالیت = از خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال) |
| | | کارفرما = |
| | | نهاد = سازمان مجاهدین خلق ایران |
| | | نماینده = |
| | | شناختهشده برای = مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی |
| | | نقشهای برجسته = شرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی |
| | | سبک = |
| | | تأثیرگذاران = |
| | | تأثیرپذیرفتگان = |
| | | شهر خانگی = همدان |
| | | تلویزیون = |
| | | لقب = مجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور |
| | | حزب = |
| | | جنبش = مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران |
| | | مخالفان = رژیم جمهوری اسلامی ایران |
| | | هیئت = |
| | | دین = |
| | | مذهب = |
| | | منصب = |
| | | مکتب = |
| | | آثار = |
| | | خویشاوندان سرشناس = |
| | | جوایز = |
| | | امضا = |
| | | اندازه امضا = |
| | | وبگاه = |
| | | پانویس = |
| }} | | }} |
| | '''محمود فرد''' (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو [[ارتش آزادیبخش ملی ایران]] بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در [[اشرف ۳|اشرف۳]] در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته میشود. |
| | == زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت == |
| | محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیاتهای نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد]</ref> |
| | == سالهای پایداری در اشرف و لیبرتی == |
| | یکی از مهمترین دورههای زندگی مبارزهای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در [[قرارگاه اشرف]] و [[کمپ لیبرتی]] بود. او در برابر بمبارانها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجههای روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمککار همرزمان خود بود. |
|
| |
|
| '''جهانگیرخان صوراسرافیل،''' معروف به '''میرزا جهانگیرخان شیرازی''' یا '''میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل''' (زاده ۱۲۵۳، درگذشته ۲تیر۱۲۸۷)، از برجستهترین روزنامهنگاران، نویسندگان و فعالان سیاسی دوران مشروطه ایران بود که با انتشار روزنامه «صوراسرافیل» نقشی برجسته در بیداری سیاسی و اجتماعی ایفا کرد. قلم تند و صریح او علیه استبداد و بیعدالتی، روزنامهاش را به یکی از مهمترین رسانههای مشروطهخواهان تبدیل ساخت. نوشتههای طنزآلود [[علیاکبر دهخدا]] در ستون «چرند و پرند» به مدیریت او، نقشی کلیدی در آگاهی توده مردم داشت و نام جهانگیرخان را در تاریخ مطبوعات ایران ماندگار کرد. وی در کنار شخصیتهایی چون [[ملکالمتکلمین]]، از رهبران فکری نهضت مشروطه به شمار میرفت. با آغاز استبداد صغیر و حمله نیروهای محمدعلیشاه به مجلس، جهانگیرخان دستگیر و در باغ شاه به دستور شاه اعدام شد؛ رویدادی که بهگفته [[احمد کسروی]]، «یکی از خونینترین صحنههای تاریخ مشروطه» بود.<ref name=":1">کسروی، احمد. ''تاریخ مشروطه ایران''، جلد دوم. تهران: امیرکبیر، چاپ دهم.</ref> مرگ او، گرچه ضایعهای برای جنبش بود، اما قلم و اندیشهاش همچنان الهامبخش آزادیخواهان باقی ماند.<ref name=":0">کسروی، احمد. ''تاریخ مشروطه ایران''، جلد اول. تهران: امیرکبیر، چاپ دهم.</ref>
| | این مجاهد در حماسههای مهم مقاومت شرکت داشت: |
| | |
| == مقدمه ==
| |
| جهانگیرخان صوراسرافیل، در شمار روشنفکرانی است که نقش قلم و بیان را برای پیشبرد اهداف سیاسی و اجتماعی درک کرد و آن را به کار گرفت. او نهتنها یک روزنامهنگار بود، بلکه با شجاعت فکری و موضعگیریهای قاطع، صدای مشروطهخواهان در مقابله با استبداد شد. روزنامه صوراسرافیل به مدیریت او، بهویژه با مقالات دهخدا، به پایگاهی برای طرح مباحث عدالت، قانون و آزادی تبدیل شد.<ref name=":0" />
| |
| | |
| == زندگینامه و پیشینه فکری ==
| |
| میرزا جهانگیرخان شیرازی در سال ۱۲۵۳ خورشیدی در شهر شیراز زاده شد. در کودکی پدرش، آقا رجبعلی، را از دست داد و سرپرستی و تربیت وی بر عهده عمه و مادربزرگش قرار گرفت. جهانگیرخان تحصیلات مقدماتی خود را در شیراز به پایان رساند و در زمینههای نجوم، ریاضی، منطق و خوشنویسی آموزش دید. در سن ۱۹ سالگی به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه دارالفنون، که در آن زمان از مراکز برجسته آموزش دانشهای نوین بود، تحصیلات خود را در رشته آموزش دانشهای جدید تکمیل کرد. این دوره با آغاز سلطنت مظفرالدین شاه قاجار (۱۲۷۵–۱۲۸۵ خورشیدی) همزمان بود.
| |
| | |
| پس از اتمام تحصیلات، جهانگیرخان از سوی حسینقلی خان نظامالسلطنه به سمتی در قزوین منصوب شد. با آغاز جنبش مشروطهخواهی و شنیده شدن «ندای آزادی و مشروطه»، او به تهران بازگشت و به فعالیتهای سیاسی و فرهنگی روی آورد. جهانگیرخان از شیفتگان اندیشههای میرزا آقاخان کرمانی، نویسنده کتاب ''تاریخ بیداری ایرانیان''، بود و به آثار او علاقهای ویژه داشت. او دو اثر مهم کرمانی، ''آیینه اسکندری'' و ''نامه باستان''، را با خط خوش تصحیح و بازنویسی کرد تا برای انتشار آماده شوند.میرزا جهانگیرخان در تهران اقامت گزید و با محافل روشنفکری و انجمنهای آزادیخواه پیوند یافت. تحصیلات او در علوم جدید و علاقهاش به ادبیات و سیاست، زمینه را برای ورود به عرصه مطبوعات فراهم کرد.<ref name=":3">[https://www.irna.ir/news/83830662/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C درباره جهانگیرخان شیرازی]</ref>
| |
| | |
| == فعالیتهای سیاسی ==
| |
| با اوجگیری جنبش مشروطه، میرزا جهانگیرخان به عضویت انجمنهای متعددی درآمد که از جمله آنها میتوان به ''انجمن اجتماعیون عامیون'' (مستقر در باکو) و ''انجمن آذربایجان'' اشاره کرد. فعالیتهای سیاسی او پس از تأسیس نخستین دوره مجلس شورای ملی و استقرار نظام مشروطه ادامه یافت. جهانگیرخان به ''کمیته ملی''، که از مخالفان محمدعلی شاه قاجار تشکیل شده بود، پیوست. این کمیته شامل چهرههای برجستهای چون میرزا نصرالله ملکالمتکلمین، سید جمالالدین واعظ اصفهانی، سید محمدرضا شیرازی (مساوات)، ابراهیم خان حکیمالملک، سید حسن تقیزاده، سید عبدالرحیم خلخالی، سید جلیل اردبیلی، حسینقلی خان نواب، ادیبالسلطنه، میرزا علیاکبر خان دهخدا، میرزا داود خان، میرزا محمدعلی خان نصرتالسلطان، ابوالحسن خان معاضدالسلطنه و میرزا سلیمان خان بود.
| |
| | |
| جلسات کمیته ملی بهصورت مخفیانه و هر نیمهشب در منزل حکیمالملک در خیابان پستخانه برگزار میشد و اعضا با طلوع آفتاب محل را ترک میکردند. اجرای تصمیمهای این جلسات بر عهده افرادی چون محمد نجات، حسین پرویز و میرزا محسن نجمآبادی بود. هدف اصلی کمیته ملی، تهییج افکار عمومی برای مبارزه با استبداد محمدعلی شاه بود. سخنوران برجستهای مانند سید جمالالدین واعظ و ملکالمتکلمین با سخنرانیهای آتشین و نویسندگانی چون میرزا جهانگیرخان، مساوات و دهخدا با انتشار روزنامهها و مقالات تند، نقش مهمی در پیشبرد این اهداف ایفا کردند.
| |
| | |
| میرزا جهانگیرخان شیرازی به دلیل فعالیتهای آزادیخواهانه و نقش مؤثرش در جنبش مشروطه، از شخصیتهای کلیدی این دوره به شمار میرود. او با بهرهگیری از قلم و اندیشه خود، به همراه دیگر مشروطهخواهان، در راه استقرار عدالت و آزادی در ایران کوشید.<ref name=":3" />
| |
| | |
| == فعالیتهای مطبوعاتی ==
| |
| جهانگیرخان از همان آغاز فعالیت مطبوعاتی، لحن صریح و انتقادی را برگزید. وی به باور بسیاری از مورخان، از پیشگامان روزنامهنگاری مدرن در ایران به شمار میرود؛ زیرا با بهرهگیری از طنز، نثر ساده و نقد اجتماعی، توانست گفتمان مشروطهخواهی را به زبان مردم کوچه و بازار منتقل کند.<ref name=":0" /> مهمترین دستاورد جهانگیرخان تأسیس و مدیریت روزنامه صوراسرافیل بود. این روزنامه که در دوران اوج نهضت مشروطه منتشر شد، به سرعت به تریبونی برای انتقاد از استبداد و فساد دستگاه قاجار تبدیل گردید. به نوشته کسروی، صوراسرافیل «بیش از هر روزنامه دیگری بر افکار مردم اثر گذاشت و بذر قانونخواهی را در دل عامه کاشت».
| |
| | |
| ستون «چرند و پرند» به قلم علیاکبر دهخدا، که با زبان طنز و انتقادی نوشته میشد، از پرخوانندهترین بخشهای این روزنامه بود. سبک نگارش این مقالات باعث شد که مفاهیم پیچیده سیاسی، مانند ضرورت قانون اساسی و محدود کردن قدرت شاه، برای مردم عادی قابل فهم شود. صوراسرافیل یکی از محبوبترین جراید آن روزگار بود.<ref name=":0" />
| |
| | |
| جهانگیرخان علاوه بر مدیریت روزنامه، مقالههای متعددی در نقد خودکامگی، بیعدالتی اجتماعی و فساد دربار نوشت. این مقالهها بهدلیل صراحت لهجه، بارها موجب توقیف روزنامه و تهدید جان او شد، اما او از موضع خود عقبنشینی نکرد.<ref name=":2">کسروی، احمد. ''تاریخ هجدهساله آذربایجان''. تهران: امیرکبیر.</ref>
| |
| | |
| == یک نمونه از نوشتههای جهانگیرخان ==
| |
| در سرمقاله نخستین شماره «صوراسرافیل» درباره هدف از انتشار آن چنین آمده بود: <blockquote>«تکمیل معنی مشروطیت و حمایت مجلس شورای ملی و معاونت روستاییان و فقرا و مظلومین».</blockquote>در همین شماره صوراسرافیل درباره «آزادی قلم» و رویارویی با «دیو سیاه گنده مهیب» سانسور چنین می خوانیم:<blockquote>«قلم را روی کاغذ گذاشتم در حالتی که نفوس یک مملکت و روح یک ملت با هزاران چشم ناظر اعمال من شدند... در این بین... یکی بازوی مرا گرفت و نگاهداشت. برگشتم دیدم یک دیو سیاه گنده مهیبی است که می گوید اسمم اداره پوسیده انطباعات است و من هم در این کار دخالت دارم... باید من هم تفتیش کنم و پیش من مسئول باشی! یک مشت به سینه آن دیو زده، عقب راندم... بلی قلمی را که خدا در قرآن مجید بدان قسم خورده نمی توان اسیر سَلاسل و اَغلال (=زنجیرها) یک اداره مستبدّ کرد و مقید به قیود نظارت و ممیزی مستبدّین و ظالمین نمود... قلم، ضامن عدل و آسایش یک کشور است، نباید محبوس چاه زندان بُختُ النّصر (=از پادشاهان امپراتوری بابل که به مدت ۴۴ سال ـ از سال ۶۰۵تا ۵۶۱پیش از میلاد ـ در سرزمین پهناور بابل با خودکامگی حکومت کرد) ها باشد»<ref>«صور اسرافیل»، مجموعه کامل، چاپ «نشر تاریخ ایران»، تهران، ۱۳۶۱شمسی</ref> </blockquote>
| |
| | |
| == نقش در نهضت مشروطه ==
| |
| جهانگیرخان صوراسرافیل صرفاً یک روزنامهنگار نبود؛ او در صف مقدم مبارزه سیاسی نیز قرار داشت. با برپایی مجلس شورای ملی، روزنامهاش به حامی اصلی مشروطه تبدیل شد. او در کنار ملکالمتکلمین، سید جمال واعظ و دیگر فعالان، در انجمنهای سیاسی عضویت داشت و به ترویج مفاهیم نوگرایانه میپرداخت.<ref name=":0" />
| |
| | |
| در جریان بحرانهای پس از صدور فرمان مشروطیت، جهانگیرخان از سرسختترین منتقدان محمدعلیشاه بود. او در مقالات خود بارها شاه را به نقض قانون متهم کرد و از لزوم مقاومت در برابر استبداد سخن گفت. این مواضع، دشمنی دربار را نسبت به او برانگیخت.<ref name=":1" />
| |
| | |
| == بازداشت و اعدام ==
| |
| با به توپ بستن مجلس در تیر ۱۲۸۷ و آغاز دوره استبداد صغیر، محمدعلیشاه دستور سرکوب مشروطهخواهان را صادر کرد. جهانگیرخان، که از چهرههای شاخص آزادیخواه بود، بههمراه ملکالمتکلمین دستگیر شد. به روایت کسروی، این دو نفر پس از انتقال به باغ شاه، بدون محاکمه و در شرایطی تحقیرآمیز، به قتل رسیدند.<ref name=":1" />
| |
| | |
| این اقدام، بازتابی گسترده در افکار عمومی داشت و موجی از نفرت نسبت به استبداد قاجار را برانگیخت. کسروی مینویسد: «قتل این دو مرد، خون تازهای در رگهای آزادیخواهان دوانید و مقاومت در آذربایجان و گیلان شدت گرفت».<ref name=":2" />
| |
| | |
| == شعر دهخدا در رثای جهانگیرخان ==
| |
| دهخدا یک شب در پاریس جهانگیر خان صوراسرافیل را در خواب میبیند. جهانگیر خان به او میگوید: «چرا نگفتی جوان اوفتاد» منظورش این بود که چرا نگفتی که جوانمرگ شد. دهخدا از خواب میپرد و همان شب به یاد او این مسمط را میسراید: <blockquote>'''«یادآر ز زشمع مرده یاد آٰر»'''
| |
| | |
| «ای مرغ سحر ! چو این شب تار / بگذاشت ز سر سیاهکاری
| |
| | |
| وز نفحه ی روح بخش اسحار / رفت از سر خفتگان خماری
| |
| | |
| بگشود گره ز زلف زرتار / محبوبه ی نیلگون عماری
| |
| | |
| یزدان به کمال شد پدیدار / و اهریمن زشتخو حصاری
| |
| | |
| یاد آر ز شمع مرده یاد آر
| |
| | |
| | |
| ای مونس یوسف اندرین بند / تعبیر عیان چو شد ترا خواب
| |
| | |
| دل پر ز شعف، لب از شکرخند / محسود عدو، به کام اصحاب
| |
| | |
| رفتی برِ یار و خویش و پیوند / آزادتر از نسیم و مهتاب
| |
| | |
| زان کو همه شام با تو یک چند / در آرزوی وصال احباب
| |
| | |
| اختر به سحر شمرده یاد آر
| |
| | |
| | |
| چون باغ شود دوباره خرّم / ای بلبل مستمند مسکین
| |
| | |
| وز سنبل و سوری و سپرغم / آفاق، نگار خانه ی چین
| |
| | |
| گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم / تو داده ز کف زمام تمکین
| |
| | |
| ز آن نوگل پیشرس که در غم / ناداده به نار شوق تسکین
| |
| | |
| از سردی دی فسرده، یاد آر
| |
| | |
| | |
| ای همره تیهِ پور عمران / بگذشت چو این سنین معدود
| |
| | |
| و آن شاهد نغز بزم عرفان / بنمود چو وعدِ خویش مشهود
| |
| | |
| وز مذبح زر چو شد به کیوان / هر صبح شمیم عنبر و عود
| |
| | |
| زان کو به گناهِ قوم نادان / در حسرت روی ارض موعود
| |
| | |
| بر بادیه جان سپرده، یاد آر
| |
| | |
| | |
| چون گشت ز نو زمانه آباد / ای کودک دوره ی طلائی
| |
| | |
| وز طاعت بندگان خود شاد / بگرفت ز سر خدا، خدائی
| |
|
| |
|
| نه رسم ارم، نه اسم شدّاد، / گِل بست زبان ژاژخائی
| | حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ |
|
| |
|
| زان کس که ز نوک تیغ جلاد / مأخوذ به جرم حق ستائی
| | حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد |
|
| |
|
| پیمانه ی وصل خورده یاد آر» <ref>[https://fardayeroushaneman.ir/mag/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%87%D8%AE%D8%AF%D8%A7 زندگی نامه و آثار دهخدا]</ref></blockquote>
| | او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.<ref name=":1">[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B3/#:~:text=%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%20%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1%20%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%20%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF,%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B1%D8%B2%D9%85%20%D9%88%20%D8%B4%D8%B1%D9%81%20%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%20%D9%88%20%D8%AF%D8%B1 جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد پس از ۳۶ سال نبرد با رژیم آخوندی در صفوف مجاهدین]</ref> |
| | == تعهدات و نوشتهها == |
| | محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید میکرد. در یکی از نوشتههای سال ۱۳۹۱ آمده است:<blockquote>«من بهعنوان یک مجاهد اشرفی همچون خواهران و برادرانم متعهد میشوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. میکشم میکشم هر که برادرم کشت، میکشم میکشم هر آنکه خواهرم کشت.»</blockquote>در نقشهمسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادیبخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفتهاند و لحظه به لحظه قیمت آن را میپردازند. |
| | در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشهمسیر او چنین بود:<blockquote>«ما درس صداقت و صفا میخوانیم، آیین محبت و وفا میدانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایرانزمین است... میتوان و باید.»<ref name=":0" /></blockquote> |
|
| |
|
| == میراث و ارزیابی تاریخی == | | == نبرد با بیماری و درگذشت == |
| میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل در تاریخ مطبوعات ایران جایگاه ویژهای دارد. او نهتنها یک مدیر روزنامه، بلکه پیشگام استفاده از رسانه برای تغییر اجتماعی بود. مقالات او و دهخدا در صوراسرافیل، الگویی برای روزنامهنگاری انتقادی در ایران شد. مورخان، تأثیر این روزنامه را در آگاهی مردم و تقویت مشروطهخواهی انکارناپذیر میدانند.<ref name=":1" />
| | محمود فرد سالها از نارسایی کلیه رنج میبرد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیتپذیری درخشان به وظایف خود عمل مینمود.<ref name=":1" /> |
| | == پیام تسلیت مریم رجوی == |
| | خانم '''[[مریم رجوی]]'''، رئیسجمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:<blockquote>«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بیامان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت میگویم. |
|
| |
|
| بهرغم اعدام فجیع او، اندیشه و راهش در حافظه تاریخی ملت باقی ماند. نام جهانگیرخان امروز در کنار چهرههایی چون دهخدا و ملکالمتکلمین، بهعنوان نماد آزادیخواهی و مقاومت فکری در برابر استبداد ذکر میشود.<ref name=":2" /> | | درود بر او که بهرغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خونآشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد. |
|
| |
|
| میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل با تأسیس روزنامهای که صدای عدالتخواهان شد، نقشی اساسی در نهضت مشروطه ایران ایفا کرد. او با قلمی پرتوان و رویکردی مردمی، مفاهیم قانون و آزادی را به میان تودهها برد و برای تحقق این آرمانها جان خود را فدا کرد. بررسی حیات او نشان میدهد که تاریخ مشروطه، در کنار نبردهای مسلحانه، صحنه فداکاری روزنامهنگارانی است که با سلاح قلم به جنگ استبداد رفتند.
| | یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران بهپا خاسته برای آزادی بهویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»<ref name=":0" /><ref name=":1" /></blockquote> |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| محمود فرد |
|---|
 محمود فرد |
| زادروز | ۱۳۴۶ همدان |
|---|
| درگذشت | ۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶) آلبانی |
|---|
| محل زندگی | قرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی |
|---|
| ملیت | ایرانی |
|---|
| پیشه | مجاهد، مبارز سیاسی |
|---|
| سالهای فعالیت | از خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال) |
|---|
| نهاد | سازمان مجاهدین خلق ایران |
|---|
| شناختهشده برای | مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی |
|---|
| نقشهای برجسته | شرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی |
|---|
| شهر خانگی | همدان |
|---|
| لقب | مجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور |
|---|
| جنبش | مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران |
|---|
| مخالفان | رژیم جمهوری اسلامی ایران |
|---|
محمود فرد (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو ارتش آزادیبخش ملی ایران بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در اشرف۳ در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته میشود.
زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت
محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیاتهای نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.[۱]
سالهای پایداری در اشرف و لیبرتی
یکی از مهمترین دورههای زندگی مبارزهای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی بود. او در برابر بمبارانها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجههای روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمککار همرزمان خود بود.
این مجاهد در حماسههای مهم مقاومت شرکت داشت:
حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸
حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد
او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.[۲]
تعهدات و نوشتهها
محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید میکرد. در یکی از نوشتههای سال ۱۳۹۱ آمده است:
«من بهعنوان یک مجاهد اشرفی همچون خواهران و برادرانم متعهد میشوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. میکشم میکشم هر که برادرم کشت، میکشم میکشم هر آنکه خواهرم کشت.»
در نقشهمسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادیبخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفتهاند و لحظه به لحظه قیمت آن را میپردازند.
در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشهمسیر او چنین بود:
«ما درس صداقت و صفا میخوانیم، آیین محبت و وفا میدانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایرانزمین است... میتوان و باید.»[۱]
نبرد با بیماری و درگذشت
محمود فرد سالها از نارسایی کلیه رنج میبرد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیتپذیری درخشان به وظایف خود عمل مینمود.[۲]
پیام تسلیت مریم رجوی
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:
«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بیامان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت میگویم.
درود بر او که بهرغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خونآشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.
یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران بهپا خاسته برای آزادی بهویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»[۱][۲]
منابع