شبکهٔ مالی جمهوری اسلامی ایران: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی |نام رویداد=شبکهٔ مالی جمهوری اسلامی ایران |تصویر=شبکه مالی جمهوری اسلامی ایران.png |عاملان={{!}}بازیگران اصلی=سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهادهای زیر نظرخامنهای، بانک مرکزی،شرکت ملی نفت ایران، بانکها، صرافی...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
=== نفت، پتروشیمی و ناوگان سایه === | === نفت، پتروشیمی و ناوگان سایه === | ||
[[پرونده:شبکه مالی ایران و ناوگان سایه .jpg|جایگزین=شبکه مالی جمهوری اسلامی و ناوگان سایه|بندانگشتی|441x441پیکسل|'''شبکه مالی جمهوری اسلامی و ناوگان سایه''']] | |||
فروش نفت و فرآوردههای نفتی معمولاً به چند مرحله تقسیم میشود: تولید و تحویل محموله، حمل دریایی، فروش به خریدار، دریافت ارز یا اعتبار و انتقال عواید به حسابی که نهاد ایرانی بتواند از آن استفاده کند. گزارشهای دولت آمریکا و رسانههای مستقل از استفاده از مالکیتهای لایهلایه، تغییر نام یا پرچم کشتی، انتقال کشتیبهکشتی، اسناد گمراهکننده و مخلوطکردن محمولهها با نفت کشورهای دیگر سخن گفتهاند. | فروش نفت و فرآوردههای نفتی معمولاً به چند مرحله تقسیم میشود: تولید و تحویل محموله، حمل دریایی، فروش به خریدار، دریافت ارز یا اعتبار و انتقال عواید به حسابی که نهاد ایرانی بتواند از آن استفاده کند. گزارشهای دولت آمریکا و رسانههای مستقل از استفاده از مالکیتهای لایهلایه، تغییر نام یا پرچم کشتی، انتقال کشتیبهکشتی، اسناد گمراهکننده و مخلوطکردن محمولهها با نفت کشورهای دیگر سخن گفتهاند. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۷
| شبکهٔ مالی جمهوری اسلامی ایران | |
|---|---|
| عاملان | بازیگران اصلی=سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهادهای زیر نظرخامنهای،
بانک مرکزی،شرکت ملی نفت ایران، بانکها، صرافیها و شرکتهای واسطه |
شبکهٔ مالی جمهوری اسلامی ایران اصطلاحی برای توصیف مجموعهای چندلایه از نهادهای دولتی، نظامی، شبهدولتی و خصوصی است که درآمدها، داراییها و پرداختهای مرتبط با حکومت ایران را در داخل و خارج از کشور جابهجا میکنند. این شبکه یک سازمان واحد با اساسنامه یا سلسلهمراتب رسمی نیست؛ بلکه از پیوند میان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، بانکهای دولتی و خصوصی، شرکتهای نفتی و پتروشیمی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بنیادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، صرافیها، شرکتهای بازرگانی و واسطههای فرامرزی شکل گرفته است.[۱]
در ادبیات نهادهای نظارتی، بخش پنهان این ساختار معمولاً «بانکداری سایهٔ ایران» نامیده میشود. منظور از آن، سامانهای موازی با بانکداری رسمی است که در آن مشتری واقعی، مالک نهایی یا مقصد نهایی پول از مسیرهای قانونی و بانکی فاصله داده میشود. بااینحال، استفاده از صرافی، حواله یا شرکت خارجی بهخودیخود غیرقانونی نیست و تنها هنگامی در زمرهٔ فعالیتهای مشکوک قرار میگیرد که برای پنهانکردن مالک واقعی، جعل اسناد تجاری یا تسهیل معاملهٔ تحریمشده به کار رود.[۲]
شکلگیری تاریخی
پس از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷، بخشی از داراییهای خاندان سلطنتی و صاحبان بزرگ سرمایه مصادره و میان دستگاه دولتی و بنیادهای انقلابی تقسیم شد. بنیادهایی مانند بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، بنیاد شهید و آستان قدس رضوی در آغاز با اهداف حمایتی، مذهبی یا بازسازی فعالیت میکردند، اما بهتدریج به مجموعههای بزرگ اقتصادی در حوزههایی مانند ساختمان، کشاورزی، معدن، انرژی، خدمات مالی و بازرگانی تبدیل شدند. پژوهش مؤسسهٔ کلینگندیل این روند را بخشی از شکلگیری «مجتمع نظامی–بنیادی» میداند؛ مجتمعی که در آن نهادهای نظامی و بنیادهای انقلابی، در کنار نقش اقتصادی، قدرت سیاسی و امنیتی نیز به دست میآورند.[۳]
جنگ ایران و عراق و سپس برنامههای بازسازی دههٔ ۱۳۷۰ زمینهٔ ورود گستردهتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پروژههای عمرانی و اقتصادی را فراهم کرد. قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا از مهمترین بازوهای اقتصادی سپاه شد و این نهاد را به پیمانکار، سرمایهگذار و واسطهٔ اجرای پروژههای بزرگ تبدیل کرد.
بر اساس پژوهش کلینگندیل، بنیادها و نهادهای نظامی در طول زمان به مجموعههای شبهشرکتی تبدیل شدند که از امتیازات سیاسی و دسترسی ویژه به منابع برخوردارند، درحالیکه میزان پاسخگویی عمومی و نظارت بر بودجهٔ آنها محدود است.[۳]
اجزای اصلی شبکه
نهادهای رسمی دولتی
وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران، شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی نفتکش و بانک مرکزی در بخش رسمی زنجیرهٔ درآمد و پرداخت قرار دارند. این نهادها مسئول تولید یا فروش انرژی، دریافت درآمدهای ارزی، پرداخت هزینههای واردات و انتقال منابع به بخشهای مختلف اقتصاد هستند. تحریمهای آمریکا از سال ۲۰۱۸ به بعد، دسترسی بسیاری از بانکها و شرکتهای ایرانی را به بانکهای کارگزار، دلار و سامانههای پرداخت بینالمللی محدود کرده است. درنتیجه، بخشی از عملیات برونمرزی از راه حسابهای واسطه، ارزهای غیردلاری، تهاتر و شرکتهای خارج از ایران انجام میشود.[۴]
نفت مهمترین منبع خارجی شبکه است، اما تنها منبع آن نیست. ادارهٔ اطلاعات انرژی آمریکا برآورد کرده است که شرکتهای نفتی ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۳ میلیارد دلار درآمد خالص از صادرات نفت به دست آوردهاند. این برآورد به تخفیفهای احتمالی نفت ایران توجه کامل ندارد و بنابراین نباید آن را درآمد قطعی بودجهٔ حکومت تلقی کرد. بر اساس همان گزارش، نزدیک به ۹۰ درصد صادرات نفت خام و میعانات ایران در سال ۲۰۲۳ به چین رفته و بخشی از محمولهها از مسیرهای غیرمستقیم ثبت شده است.[۵]
سپاه پاسداران و نیروی قدس
سپاه پاسداران علاوه بر نقش نظامی، شبکهای اقتصادی در حوزههای عمرانی، انرژی، مخابرات، حملونقل، واردات و صادرات دارد. نیروی قدس سپاه پاسداران نیز در گزارشهای دولت آمریکا بهعنوان بخشی از ساختار پشتیبانی مالی و لجستیکی گروههای همپیمان جمهوری اسلامی در منطقه معرفی شده است.
(شبکه مقابله با جرائم مالی آمریکا یا FinCEN)، بر اساس اطلاعات دولت آمریکا، میگوید سپاه برای فروش نفت و انتقال درآمد از شرکتهای پوششی، واسطههای مالی، کشتیهای خارج از مالکیت مستقیم ایران و صرافیهای چندکشوری استفاده میکند.[۶]
در این مدل، سپاه یا نهاد وابسته لزوماً طرف مستقیم قرارداد خارجی نیست. یک شرکت بازرگانی در امارات یا هنگکنگ، یک صرافی در ایران و یک حساب بانکی در کشور ثالث میتوانند هرکدام تنها بخشی از معامله را انجام دهند. نتیجه، فاصلهگرفتن نام نهاد اصلی از اسناد پرداخت و دشوارشدن شناسایی مالک یا ذینفع نهایی است.
بنیادها و نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی
بنیادهای شبهدولتی بخش مهم دیگری از شبکهٔ اقتصادی را تشکیل میدهند. وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۲۱، «ستاد اجرایی فرمان امام»، آستان قدس رضوی و شرکتهای تابعهٔ آنها را بهدلیل انتساب به دفتر علی خامنهای تحریم کرد و مدعی شد این بنیادها در بخشهای انرژی، مخابرات، خدمات مالی، ساختمان، معدن و تولید فعالیت دارند. همان بیانیه بنیادها را سازمانهایی شبهرسمی توصیف کرد که از معافیتها و امتیازهای دولتی برخوردارند و بودجهٔ آنها بهطور کامل در معرض تصویب و نظارت عمومی قرار ندارد.[۷]
بانکها، صرافیها و شرکتهای پوششی
صرافیها در ساختار مالی ایران، هم کارکرد قانونی برای تأمین ارز و حواله دارند و هم ممکن است در پروندههای مشخص بهعنوان واسطهٔ شبکههای تحریمشده معرفی شوند. در مدل توصیفشده از سوی FinCEN، صرافی مستقر در ایران با استفاده از شرکتهای خارجی، حسابهای چندارزی و شبکهٔ واسطهها، پرداخت نفت، پتروشیمی یا کالاهای دیگر را تسویه میکند. شرکت پوششی ممکن است در اسناد خود واردات یا صادرات عادی نشان دهد، درحالیکه ذینفع اصلی یک نهاد تحریمشده باشد.[۸]
FinCEN در تحلیل روندهای مالی خود در اکتبر ۲۰۲۵، حدود ۹ میلیارد دلار «فعالیت بالقوهٔ بانکداری سایهٔ ایران» را بر اساس گزارشهای مؤسسات مالی آمریکا دربارهٔ تراکنشهای سال ۲۰۲۴ شناسایی کرد. این رقم، مجموع کل شبکهٔ مالی ایران یا اثبات جرم در همهٔ تراکنشها نیست؛ بلکه ارزش تراکنشهایی است که در دادههای گزارشهای بانکی، الگوهای مرتبط با فعالیت مشکوک را نشان دادهاند. در این تحلیل، شرکتهای صوری خارج از آمریکا حدود ۵ میلیارد دلار، شرکتهای نفتی مرتبط حدود ۴ میلیارد دلار و شرکتهای احتمالی تأمین فناوری حدود ۴۱۳ میلیون دلار تراکنش داشتهاند.[۱]
مراکز پرتکرار در گزارشهای رسمی و راهنماهای نظارتی شامل امارات متحدهٔ عربی، هنگکنگ و سنگاپور است. انتخاب این حوزهها لزوماً به معنای غیرقانونیبودن فعالیت در آنها نیست؛ شرکتهای بینالمللی بسیاری در این کشورها فعالیت قانونی دارند. مسئلهٔ مورد توجه نهادهای مبارزه با پولشویی، ترکیب مالکیت مبهم، گردشهای غیرعادی، استفادهٔ مکرر از شرکتهای کمفعالیت و ناهماهنگی میان کالای ادعایی و جریان واقعی پول است.[۲]
منابع درآمد و مسیرهای انتقال ارزش
نفت، پتروشیمی و ناوگان سایه

فروش نفت و فرآوردههای نفتی معمولاً به چند مرحله تقسیم میشود: تولید و تحویل محموله، حمل دریایی، فروش به خریدار، دریافت ارز یا اعتبار و انتقال عواید به حسابی که نهاد ایرانی بتواند از آن استفاده کند. گزارشهای دولت آمریکا و رسانههای مستقل از استفاده از مالکیتهای لایهلایه، تغییر نام یا پرچم کشتی، انتقال کشتیبهکشتی، اسناد گمراهکننده و مخلوطکردن محمولهها با نفت کشورهای دیگر سخن گفتهاند.
رویترز در فوریهٔ ۲۰۲۵ گزارش کرد
تحریمهای جدید آمریکا بیش از ۳۰ دلال، شرکت کشتیرانی و اپراتور مرتبط با فروش و انتقال نفت ایران را هدف گرفته بود و چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران بود.[۹]
«ناوگان سایه» عنوانی توصیفی برای کشتیها و شرکتهایی است که برای حمل کالاهای تحریمشده از مالکیتهای پیچیده، پرچمهای متفاوت، بیمه و مدیریت غیرشفاف یا مسیرهای چندمرحلهای استفاده میکنند. این عنوان بهتنهایی ثابت نمیکند که هر کشتی یا شرکت مرتکب تخلف شده است؛ تعیین حقوقی هر مورد به تصمیم تحریمی، اسناد مالکیت و شواهد معامله وابسته است.
تجارت مبتنی بر اسناد و تهاتر
در تجارت مبتنی بر اسناد، ارزش از راه تفاوت میان کالای واقعی و صورتحساب منتقل میشود. بیشاظهاری یا کماظهاری قیمت، فاکتورهای صوری، ارسال کالا به کشور واسطه و سپس بازصادرات آن به ایران از نشانههایی هستند که نهادهای نظارتی برای بررسی ریسک مطرح کردهاند.[۲]
تهاتر نفت با کالا، اعتبار تجاری، پرداخت با ارز محلی و مبادلهٔ کالا با کالا نیز میتواند نیاز به پرداخت مستقیم دلاری را کاهش دهد. ادارهٔ اطلاعات انرژی آمریکا به قراردادهای سوآپ و تهاتر ایران با کشورهایی مانند ونزوئلا و عراق اشاره کرده است.[۵]
حواله و انتقال نقدی

در نظامهای حوالهای، فرستنده در یک کشور پول محلی را به یک کارگزار میسپارد و همکار او در کشور دیگر، معادل آن را به گیرنده میپردازد؛ تسویهٔ میان کارگزاران میتواند بعداً و از مسیر دیگری انجام شود. این روش در بسیاری از جوامع برای انتقال پول شخصی یا تجاری بهصورت قانونی نیز استفاده میشود، اما نبود اطلاعات کامل دربارهٔ فرستنده و گیرنده، انتقال نقدی و استفاده از واسطههای بدون مجوز، ریسک پولشویی و تأمین مالی غیرقانونی را افزایش میدهد.[۱۰]
گزارش chathamhouse از پیوند میان صرافیها، بانکهای رسمی، واسطههای محلی و گروههای نیابتی در برخی کشورهای منطقه سخن میگوید و بخشی از این گزارش بر مصاحبهها و گزارشهای تحقیقی دربارهٔ موارد مشخص در عراق، سوریه و لبنان استوار است.[۱۰]
طلا و داراییهای دیجیتال
طلا میتواند در شرایط محدودیت بانکی برای حفظ ارزش و تسویهٔ تجارت استفاده شود. داراییهای دیجیتال نیز به دلیل سرعت انتقال، امکان جابهجایی برونمرزی و وجود صرافیهای کمنظارت، در برخی پروندهها بهعنوان یکی از لایههای شبکهٔ مالی معرفی شدهاند.
FinCEN در هشدار مه ۲۰۲۶ گفت
تسهیلکنندگان ایرانی ممکن است از استیبلکوینها برای پنهانکردن منشأ و مقصد وجوه استفاده کنند.[۶]
جغرافیای شبکه
شبکهٔ مالی جمهوری اسلامی ایران از نظر جغرافیایی در داخل ایران آغاز میشود، اما برای دسترسی به ارز، بانکهای کارگزار و بازارهای خارجی به چند حوزهٔ واسطه متصل است. امارات متحدهٔ عربی و هنگکنگ در بیانیههای OFAC و FinCEN بهعنوان محل استقرار شمار زیادی از شرکتهای واسطه معرفی شدهاند. سنگاپور، ترکیه، عمان، مالزی و عراق نیز در راهنماهای نظارتی و گزارشهای تحلیلی بهعنوان مسیرهای ممکن تجارت، تسویه یا انتقال ارزش مطرح شدهاند.[۱][۲]
چین در سمت تجاری شبکه جایگاه ویژهای دارد، زیرا طبق ارزیابی ادارهٔ اطلاعات انرژی، بخش عمدهای از صادرات نفت ایران به پالایشگاههای مستقل چین میرود.
رویترز گزارش کرد:
معاملات نفتی ایران و چین غالباً از ارزهای غیردلاری مانند یوان و شبکهٔ واسطهها استفاده میکند. [۵][۹]
میزان واقعی تخفیف، درآمد نهایی و سهم هر نهاد ایرانی در این معاملات به اطلاعات تجاری و مالیای وابسته است که همیشه عمومی نیست.
چارچوبهای نظارتی و تحریمی
ایالات متحده از چند ابزار برای محدودکردن این شبکه استفاده میکند: مسدودکردن دارایی اشخاص و شرکتها، تحریم بخشهای اقتصادی، تحریم کشتیها و هواپیماها، محدودکردن دسترسی مؤسسات مالی خارجی به حسابهای کارگزاری و هشدارهای FinCEN برای شناسایی الگوهای مشکوک.
OFAC تصریح میکند که تحریمهای ایران بر مجموعهای از قوانین، فرمانهای اجرایی و مقررات فدرال استوار است و برخی معاملات تنها در صورت وجود مجوز عمومی یا اختصاصی مجازند.[۴]
در سطح بینالمللی، گروه ویژهٔ اقدام مالی (FATF) در فوریهٔ ۲۰۲۶ اعلام کرد که ایران بهدلیل تکمیلنکردن بخش بزرگی از برنامهٔ اقدام خود همچنان در فهرست حوزههای پرخطر مشمول فراخوان اقدام قرار دارد. FATF از کشورها خواست، متناسب با ریسک، روابط کارگزاری و تراکنشهای مالی با ایران را محدود کنند و برای مؤسسات مالی و ارائهدهندگان خدمات دارایی مجازی بررسی مضاعف انجام دهند. این نهاد در عین حال تأکید کرد که جریانهای مربوط به کمکهای بشردوستانه، غذا، سلامت، هزینههای دیپلماتیک و حوالههای شخصی باید با رعایت ریسک و تعهدات بینالمللی مدیریت شوند.[۱۱]
محدودیتهای شناخت شبکه
پنهانبودن مالکیت، استفاده از شرکتهای چندمنظوره، تغییر نام کشتیها و شرکتها، ثبت معاملات به ارزهای گوناگون و نبود دسترسی عمومی به حسابهای واقعی، اندازهگیری شبکه را دشوار میکند. آمارهایی مانند ۹ میلیارد دلار فعالیت بالقوهٔ شناساییشده توسط FinCEN، بر پایهٔ گزارشهای تراکنشهای مشکوک و روششناسی یک نهاد مشخص هستند؛ این ارقام نه برآورد کل اقتصاد زیرزمینی ایراناند و نه بهتنهایی اثبات میکنند که همهٔ پولهای بررسیشده از جرم به دست آمدهاند.[۱]
همچنین، نسبتدادن هر شرکت یا صرافی به سپاه، دفتر رهبر جمهوری اسلامی یا یک گروه منطقهای نیازمند شواهد مالکیت، مدیریت، اسناد پرداخت یا تصمیم رسمی تحریمی است.
پیامدهای اقتصادی و سیاسی
وجود این شبکه به حکومت ایران امکان میدهد بخشی از تجارت و درآمد خارجی خود را در شرایط محدودیت بانکی حفظ کند، اما این سازوکار هزینههایی مانند تخفیف نفت، کارمزد واسطهها، ریسک توقیف، هزینهٔ حملونقل و دشواری دسترسی به سرمایه و فناوری دارد. ادارهٔ اطلاعات انرژی نیز تحریمها را از عوامل محدودکنندهٔ سرمایهگذاری خارجی و فشار بر پروژههای انرژی ایران دانسته است.[۵]
از سوی دیگر، شبکهٔ مالی موازی مرز میان دولت، بنگاه خصوصی و نهاد نظامی را مبهم میکند و تشخیص ذینفع واقعی را برای بانکها و شرکتهای خارجی دشوارتر میسازد. تحریمهای گسترده ممکن است هزینهٔ مبادله را برای نهادهای وابسته به حکومت افزایش دهد، اما آثار آن بر خانوارها، بخش خصوصی، دسترسی به دارو و تجارت بشردوستانه باید با دادههای مستقل و تفکیکشده سنجیده شود و نمیتوان از تعداد تحریمها بهتنهایی دربارهٔ موفقیت یا شکست سیاست فشار اقتصادی نتیجه گرفت.
جستارهای وابسته
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
- نیروی قدس سپاه پاسداران
- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
- تحریمهای بینالمللی علیه ایران
- تحریمهای اقتصادی وزارت خزانهداری آمریکا علیه رژیم ایران
- برنامهٔ هستهای ایران
- اقتصاد ایران
- پولشویی
- گروه ویژهٔ اقدام مالی
منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ شبکهٔ اجرای جرائم مالی وزارت خزانهداری ایالات متحدهٔ آمریکا (FinCEN)، «FinCEN Identifies $9 Billion of Iranian Shadow Banking Activity in 2024»، ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵، https://www.fincen.gov/news/news-releases/fincen-identifies-9-billion-iranian-shadow-banking-activity-2024
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ادارهٔ تحریمهای استرالیا و مرکز گزارشها و تحلیل معاملات استرالیا (AUSTRAC)، «Identifying sanctions risks in Iran’s shadow banking network»، ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، https://www.dfat.gov.au/international-relations/security/sanctions/guidance/identifying-sanctions-risks-irans-shadow-banking-network
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ بارت گروس، مؤسسهٔ کلینگندیل، «Beyond the IRGC: The rise of Iran’s military-bonyad complex»، ۲ اکتبر ۲۰۲۵، https://www.clingendael.org/publication/beyond-irgc-rise-irans-military-bonyad-complex
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC)، «Iran Sanctions»، دسترسی در ۲ اکتبر ۲۰۲۶، https://ofac.treasury.gov/sanctions-programs-and-country-information/iran-sanctions
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ادارهٔ اطلاعات انرژی ایالات متحدهٔ آمریکا، «Country Analysis Brief: Iran»، اکتبر ۲۰۲۴، https://www.eia.gov/international/content/analysis/countries_long/Iran/pdf/Iran%20CAB%202024.pdf
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ FinCEN، «FinCEN Issues Alert to Stop Money Laundering by Iranian Revolutionary Guard Corps»، ۱۱ مه ۲۰۲۶، https://www.fincen.gov/news/news-releases/fincen-issues-alert-stop-money-laundering-iranian-revolutionary-guard-corps
- ↑ وزارت خزانهداری ایالات متحدهٔ آمریکا، «Treasury Targets Billion Dollar Foundations Controlled by Iran’s Supreme Leader»، ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۱، https://home.treasury.gov/news/press-releases/sm1234
- ↑ وزارت خزانهداری ایالات متحدهٔ آمریکا، «Treasury Sanctions Iranian Network Laundering Billions for the Regime»، ۶ ژوئن ۲۰۲۵، https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0159
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ رویترز، «US imposes new sanctions on Iran’s shadow oil fleet»، ۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۵، https://www.reuters.com/world/us-imposes-new-sanctions-irans-shadow-fleet-treasury-department-says-2025-02-24/
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ خانهٔ چتم، «Uncovering the axis’s economic support networks»، ۶ مارس ۲۰۲۵، https://www.chathamhouse.org/2025/03/shape-shifting-axis-resistance/03-uncovering-axiss-economic-support-networks
- ↑ گروه ویژهٔ اقدام مالی، «High-Risk Jurisdictions subject to a Call for Action»، ۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۶، https://www.fatf-gafi.org/en/publications/High-risk-and-other-monitored-jurisdictions/Call-for-action-february-2026.html
