کاربر:Safa/1صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
Safa (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:پارک اتابک.jpg|بندانگشتی|'''پارک اتابک و محل مجروح شدن ستارخان''']]
'''واقعه‌ی پارک اتابک'''، به فاجعه‌ی خلع سلاح مجاهدین تبریز اشاره دارد این واقعه اشاره به حوادث تاریخی دارد که پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه‌خواه و پناهنده شدن محمدعلی میرزا شاه مستبد قاجار به سفارت روسیه، اتفاق افتاد. قوای روس به بهانه‌ی حفاظت از اتباع خود، تبریز را اشغال کرده بودند و ستارخان و مجاهدان تبریز که بیش‌ترین نقش را در پیروزی [[انقلاب مشروطه]] داشتند نتوانستند مستقیما در فتح تهران شرکت کنند.


'''مجلس خبرگان''' که بعدها '''مجلس خبرگان رهبری''' نامیده شد، عنوان  یک نهاد دولتی است که از تعدادی روحانی (فقهای واجد شرایط) تشکیل شده است. این نهاد ابتدا به دستور خمینی و برای تدوین قانون اساسی ایجاد شد. او که  قول تشکیل مجلس موسسان داده بود، بعد از رفراندم جمهوری اسلامی، منکر مؤسسان شد و به جای نمایندگان منتخب مردم ایران، مجلسی را به نام «خبرگان» علم کرد که در آن زمان ۷۵ نماینده داشت و باید ظرف یک‌ماه قانون اساسی مورد نظر او را تدوین می‌کرد. این مجلس در ۲۸مرداد ۱۳۵۸ شروع به‌کار کرد و کار آن به جای یک ماه، سه ماه به درازا کشید. سرانجام در ۲۴آبان همان سال قانون اساسی مبتنی بر اصل ولایت فقیه را به خمینی تحویل داد. در ۱۲آذر ۱۳۵۸ رفراندمی برای تصویب این قانون برگزار شد.
حکومت جدید در تهران که افرادی چون [[مخبرالسلطنه]] را شامل می‌شد وجود [[ستارخان]] رهبر انقلابی و محبوب [[جنبش مشروطه ایران|جنبش مشروطه]] را در تبریز که یک دژ شکست‌ناپذیر به‌شمار می‌رفت به ضرر خود می‌دید. مخبرالسلطنه از طرف حکومت جدید والی آذربایجان شد و از همان ابتدا برای دور کردن ستارخان از تبریز تلاش کرد و در نهایت با زمینه‌چینی و اصرار او حکومت جدید ستارخان را به تهران فراخواند.


پس از تصویب قانون اساسی، بر مبنای اصل ۱۰۷ این قانون، مجلس خبرگان وظیفه تعیین رهبر و نظارت بر او را طبق اصل ۱۱۱ طی دوره هشت‌ساله تا انتخابات بعدی به عهده گرفت. ساختار جدید مجلس خبرگان با نام تغییر یافته‌ی «مجلس خبرگان رهبری» در روز ۱۹ آذر ۱۳۶۱ نخستین دورۀ خود را برگزار کرد و از آن پس به‌صورت یک نهاد تحت امر ولی فقیه در آمد و تاکنون وظیفه‌ای جز اجرای اوامر ولی فقیه نداشته است.  
در مسیر تهران و در تهران مردم استقبال شایانی از [[ستارخان]] و [[باقرخان]]، سردار و سالار ملی کردند. در تهران کشمکش جنگ قدرت بین سران حکومت جدید موقعیت ستارخان و مجاهدان را نیز تحت تاثیر قرار داد. نهایتا دولت، با فعالیت‌‌های [[قوام‌السلطنه]] در مجلس قانونی را برای خلع سلاح مجاهدان تصویب کرد.


مجلس خبرگان  نقش حیاتی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران دارد.
محل استقرار مجاهدان و ستارخان پارک اتابک تهران بود. ستارخان این مصوبه را قبول کرد و تلاش کرد مجاهدان را نیز برای خلع سلاح قانع کند اما موفق نشد. روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ نیروهای دولتی پارک اتابک، محل استقرار ستارخان و مجاهدان را گلوله‌باران کردند. ستارخان در این واقعه از ناحیه زانو مجروح شد.


== تاریخچه مجلس خبرگان ==
چهار سال بعد در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستارخان در تهران در یک خانه‌ اجاره‌ای درگذشت. پیکر او طی مراسم باشکوهی تشییع و در باغ طوطی شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد.
پس از انقلاب ضد سلطنتی حسن حبیبی مامور تدوین قانون اساسی جدید شد. وی با همکاری ناصر کاتوزیان، عبدالکریم لاهیجی، محمدجعفر جعفری لنگرودی متنی را آماده کرد و این متن را شورای انقلاب تصویب و در ۱۲ فصل و ۱۵۱ ماده در روز ۲۴ خرداد ۱۳۵۸ در مطبوعات منتشر کرد.<ref>[https://www.iranhr.net/fa/articles/4719/ سایت سازمان حقوق بشر ایران]</ref>


اما خمینی طرح دیگر در مد نظر داشت. او تصمیم گرفته بود که یک حکومت اسلامی به جای نظام سلطنتی برپا دارد. بعد از برگزاری رفراندم جمهوری اسلامی، دومین قدم تصویب قانون اساسی بود. طبق وعده‌ی او باید برای تصویب قانون اساسی، یک مجلس موسسان مرکب از نمایندگان منتخب تمامی مردم تشکیل می‌شد و مواد قانون اساسی را به بحث می‌گذاشت. این قانون در صورتی مشروعیت داشت که با رأی آزادانه‌ی مردم ایران به تصویب می‌رسید. خمینی برای این‌که این سازوکار دموکراتیک پیش نرود، وضعیت اضطراری کشور را بهانه کرد و گفت:
[[پرونده:استقبال مردم تهران از ستارخان.jpg|بندانگشتی|'''استقبال مردم تهران پس از پیروزی مشروطه از مجاهدان تبریز و ستارخان''']]


«تعویق در تصویب قانون اساسی و گذاشتن آن را در نظر یك مجلس بزرگ مؤسسان كه مناقشه آن و تأسیس آن شش ماه طول می‌کشد، و مناقشات آن معلوم نیست یكی و دو سال، سه سال، طول بكشد، خطر است برای اسلام؛ خطر است برای رسول‎اللّه‎ تأسیس مجلس مؤسسان به آن‌طوری كه غربی‌ها الهام كردند، خطر است برای اسلام؛ خطر است، خطر است برای كشور اسلامی، خطر است برای امام زمان آنهایی كه در اشتباه هستند برگردند و بدانند توطئه در كار است.»
== '''واقعه پارک اتابک''' ==
'''اعاده مشروطه از استبداد محمد‌علی شاه'''


او افزود:
وقتی ستارخان با یارانش به‌سمت تهران حرکت کردند، باقرخان نیز به او پیوست. هنگامی که مجاهدان تبریز با نیروهای محمدعلی شاه می‌جنگیدند، یپرم خان ارمنی یک کمیته با نام «کمیته ستار» در رشت تشکیل داد و به حمایت محمدولی خان تنکابنی زمین‌دار بزرگ شمال، با نیروهای خود وارد تهران شد. بختیاری‌ها به سرکردگی سردار اسعد از اصفهان، برای کمک به مشروطه‌خواهان وارد تهران شدند. تهران سقوط کرد و به دست مشروطه‌خواهان افتاد.


«هر وقت ما خواستيم قانون اساسی جمهوري يا جمهوری دمكراتيك را تدوين كنيم، شما آقايانی كه حقوقدان هستيد، شما آقايان روشنفكر غربی، صلاحيت داريد كه نظر بدهيد. لكن ما هر وقت خواستيم قانون اسلامی بنويسيم، خواستيم مسائل اسلام را طرح بكنيم، شما صلاحيت نداريد. شما از اسلام اطلاعی نداريد.»<ref>[https://ana.ir/fa/news/852769/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C خبرگزاری آنا]</ref>
خیزش دلاورانۀ ستارخان و همرزمانش در برابر خودکامگی‌های [[محمدعلی شاه]] قاجار در تبریز ـ که یازده ماه به طول انجامید ـ سرانجام به فتح تهران به دست مشروطه خواهان و پیروزی انقلاب مشروطه منجرشد، در روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی کمیسیون فوق‌العاده‌یی مرکّب از «انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان» در روز پیروزی انقلاب در بهارستان تشکیل شد و همین کمیسیون محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرد و پسر خردسالش احمد را به شاهی نشاند. این کمیسیون از میان اعضای شرکت‌کننده، [[محمدولی خان تنکابنی|سپهدار تنکابنی]] را برای تشکیل دولت «انقلاب» برگزید.


در آن زمان لشگرکشی پاسداران جمهوری اسلامی به کردستان نیز ادامه داشت و روزانه نیز چماقداران حزب جمهوری اسلامی به دفاتر سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگر سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی نیز حمله می‌کردند تا آزادیهای دموکراتیک به دست آمده از انقلاب ضدسلطنتی را هر چه محدود و محدوتر کنند.  
«کمیسیون فوق‌العاده» تا اوایل شهریور ۱۲۸۸ با محمدعلی شاه که در سفارت روسیه پناهنده شده بود، گفتگوکرد و سرانجام به توافق رسیدند که سالانه به او صدهزار تومان مقرّری بدهند و پس از این توافق اورا روانۀ روسیه کردند.


در چنین فضایی بود که مجلس موسسان تشکیل نشد و به جای آن «مجلس خبرگان» برای تدوین قانون اساسی از ۲۸مرداد ۱۳۵۸ آغاز به کار کرد.  
پس از فتح تهران، مهدی قلی‌خان هدایت ملقب به [[مخبرالسلطنه]] که قبل از روی کار آمدن محمدعلی شاه استاندار تبریز بود، دوباره اداره شهر تبریز را به‌دست گرفت. وقتی مخبرالسلطنه وارد تبریز شد، روس‌ها با بهانه حمایت از بورژوازی و برقراری نظم، نیروهای نظامی خود را در شهر تبریز مستقر کردند و شهر شکل حکومت نظامی گرفت. مخبرالسلطنه از روس‌ها خواست نیروهای خود را از تبریز خارج کنند؛ چون با روی کار آمدن مشروطه و شکل‌گیری قانون جدید نیازی به نیروهای بیگانه در شهر دیده نمی‌شد، روس‌ها نپذیرفتند و حضور ستارخان و باقرخان و مسلح بودن آن‌ها را بهانه کرده و سبب به‌وجود آمدن بی‌نظمی و اغتشاش دانستند.
[[پرونده:سپهدار و سردار اسعد.jpg|بندانگشتی|'''سپهدار تنکابنی وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری وزیر کشور قوای پیروز مشروطه پس از فتح تهران''']]


== تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان ==
=== دولت انقلاب بعداز مشروطه ===
سیدمحمود طالقانی با ۲میلیون و ۱۷هزار رأی نماینده‌ی اول استان تهران و تمام ایران بود. طبق معمول او باید ریاست مجلس خبرگان را به عهده می‌گرفت، اما خمینی می‌دانست که اگر او ریاست را به عهده بگیرد، نخواهد گذاشت اصل ولایت فقیه در قانون اساسی گنجانده شود، از همه سو او را در فشار می‌گذاشت. خمینی حتی  منتظری را نیز در مسند ریاست خبرگان نپسندید. هدف او این بود که محمدحسین بهشتی این کار را پیش ببرد؛ و پیش برد.


== نمونه‌ای از مباحثات مجلس خبرگان قانون اساسی ==
دولت انقلاب نه تنها, با محمّدعلی‌شاه درنیفتاد و او را به محاکمه نکشید, بلکه, برایش مقرّری تعیین کرد. لیاخوف‌ها و سیاستگران درباری همدست روس و انگلیس از مجازات مصون ماندند. چرا که اینان همپالکی‌های همیشگی آنها بودند. کینۀ آنها به‌سوی مجاهدینی سمت و سو داشت که ماه‌ها, سنگر به سنگر, با این «میوه‌چینان» جنگیده بودند و به‌خوبی روشن بود که فردا نیز سدّ راه ادامۀ خودکامگی و وابستگی خواهند شد. امّا, برای ازمیان بردن مجاهدان, بهانه لازم بود. این بهانه را تفرقه افکنی‌ها و اغتشاش‌های ناشی از کشمکش‌های دست‌های «اعتدالی» و «انقلابی» به‌دست داد.
آنچه می‌خوانید بخشی از گزارشی است که تلویزیون جمهوری اسلامی از مجلس خبرگان تهیه کرده است:


مقدم مراغه‌ای: «اسلام با قدرتی که دارد و آیات آن را در انقلاب اخیر دیده‌ایم، نیازی به قانون اساسی ندارد، اکثریت ملت ایران مسلمانند. ما اگر اصول دین اسلام را در قانون اساسی بیاوریم، خدمتی نکرده‌ایم».
=== دسته‌بندی‌های سیاسی در دولت مشروطه ===
دستۀ «انقلابی» را [[سید حسن تقی‌زاده|سیدحسن تقی‌زاده]] پدید آورده بود. او در دوران قیام دلیرانۀ مجاهدان در تبریز «از پشت پرده به کارشکنی می‌کوشید» و «به ستّارخان و باقرخان بد می‌گفت و بدین‌سان, یک‌دسته را از آنان جدا گردانیده, به سرِ خود گرد می‌آورد. [[حیدرخان عمواوغلی|حیدر عمواوغلی]], که از تهران با وی همبستگی داشت, در این‌جا نیز به او پیوسته, در نهان با ستّارخان دشمنی می‌نمود. بدتر از همۀ اینها, آن که [[میرزا محمدعلی خان تربیت|میرزا محمّدعلی خان تربیت]] که از خویشان تقی‌زاده و از افزارهای دست او بود, و او نیز همچون تقی‌زاده, به لندن و کانونهای سیاسی آن جا راه داشت و به‌تازگی از آنجا بازگشته, در تبریز می‌زیست, او هم با ستّارخان دشمنی می‌کرد و او را "لوتی" و "تاراج‌گر" می‌خواند»<ref>(تاریخ مشروطه, کسروی, ص۸۰۸).</ref>


بهشتی: «اجازه می‌خواهم که پاشم بیایم آن‌جا»
تقی‌زاده و همدستانش, «نامبرداری مجاهدین را برنتافته, همیشه, می‌کوشیدند جانفشانی‌های آنان را خوار و بی‌ارج نمایند و از نام و آوازه‌شان بکاهند... و نگذارند شورش همچنان پیش‌رفته و آخرین فیروزی به‌نام مجاهدان و جانبازان درآید» <ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۳۰)</ref>


گوینده‌ی تلویزیون: آیت‌الله دکتر بهشتی، پرورش یافته فقه و حقوق اسلامی، و از شاگردان مکتب امام خمینی، هوشمندانه، دیدگاههای مخالفان را در مجلس به‌دقت زیر نظر دارد.
تقی‌زاده همیشه «پیروی از مردان سیاسی انگلیس» می‌نمود و «یک‌رو به‌سوی آزادی‌خواهان و یک‌رو به‌سوی لندن» داشت.
[[پرونده:نفرات مسلح سردار اسعد.jpg|بندانگشتی|'''نفرات مسلح سردار اسعد بختیاری در درگیری در پارک اتابک''']]
[[سردار اسعد بختیاری]] هم که مانند تقی‌زاده, در جهت پیشرفت سیاست انگلیس در ایران می‌کوشید و «در دشمنی با آنان ـ مجاهدان ـ با (دارودستة تقی‌زاده) همراهی داشت», دستۀ «اعتدالی» را به‌وجود آورده بود. به هرحال, «دست‌های بیگانه درکار بود که آتشِ دو تیرگی (اختلاف) را دامن زد» این دو دسته, عامل اصلی ایجاد دو دستگی‌ها و اختلافات بودند.<ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۵۲۴)</ref>


بهشتی: آقای مراغه‌ای، صحیح می‌گید، اسلام، نیازی به این‌که قانون اساسی پشتوانه آن باشد، ندارد. این مطلبتان مورد قبوله. اما آنچه ما کردیم این نبود، و آنچه ما می‌کنیم این نیست. ما اگر از اول تا این‌جا کوشیده‌ایم، مبانی اسلام را تو قانون اساسی بیاریم، به‌خاطر نیاز آنطرف نیست، به‌خاطر نیاز اینطرفه. قانون اساسی یک ملت و یک جامعه مسلمان و یک انقلاب اسلامی، قانون اساسی چنین جامعه و چنین انقلابی بدان نیاز دارد که متکی به معارف اسلامی باشد. آیا هیچ وجدان سالمی می‌تونه این را نفی کنه، یا حتی در آن تردید کنه؟
=== ستارخان در پارک اتابک ===
ستّارخان در هنگامۀ این کشمکش‌ها در تهران می‌زیست. او را به ترفند از کانون پرالتهاب جنبش ـ تبریز ـ جدا کرده و به تهران برده بودند. او از اختلافاتِ درون جبهۀ خلق, که جز به سود دشمنان خلق نبود, سخت, دلگیر بود, امّا, نتوانست آن را فیصله دهد. چرا که «این کشاکش از سرچشمۀ دیگری آب می‌خورد و نیرومندتر از آن بود که او بتواند از عهدۀ جلوگیری برآید»<ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۰)</ref>


بهشتی: اصل ۵، لطفاً بادقت عنایت بفرمایید. «در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر عج در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت برعهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند“. لطفاً گلدانها برای گرفتن رأی ببرید…
نخستین اقدام عملی دستۀ «انقلابی» قتل [[سید عبدالله بهبهانی]], یکی از سران مشروطة تهران, در شب ۲۴تیر ۱۲۸۹ بود, که به اعتبار سابقۀ روشن و نفوذ توده‌یی وی, تأثیر اجتماعی زیادی برجای نهاد.


بهشتی: کل آراء حاضر ۶۵نفر شمردیم موافق ۵۳نفر مخالف ۸نفر ممتنع ۴نفر. اصل پنجم تصویب شد»<ref>[https://leader.mojahedin.org/i/news/54668 سایت سازمان مجاهدین، مسعود رجوی، استراتژی قیام و سرنگونی (۱۳)]</ref>
این قتل, دو دستگی‌ها را شدّت بخشید و هواخواهان وی, مسبّب اصلی ـ تقی‌زاده ـ را شناختند و «بیرون کردن او را از مجلس می‌خواستند». بازار تهران, به‌همین جهت, سه روز بسته شد. تقی‌زاده, ترسان از خشم مردم, به خانۀ سردار اسعد, سردستۀ «اعتدالیون» پناه برد. سردار اسعد «با این که خود از اعتدالیون بود, به نگاهداری او برخاست» <ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۱)</ref>


== اعتراض سیدمحمود طالقانی ==
ستّارخان, باقرخان, معزّالسّلطان و یک‌تن دیگر از مجاهدان, طی اطلاعیه‌یی ضمن محکوم‌کردن قتل بهبهانی, تأکید کردند که «عوامل دسته بندی‌ها را از مجلس بیرون کنند». تقی‌زاده چند روز پس از این واقعه, پنهانی, از راه تبریز به استانبول گریخت.
سیدمحمود طالقانی که فقط سه هفته از زمان تشکیل مجلس خبرگان در قید حیات بود، عار داشت که  روی صندلی این مجلس بنشیند. مغموم و محزون و کفش از پای‌کنده و عصا بر دست روی زمین می‌نشست تا اعتراض خود را نشان دهد.  


او آخرین خطبه‌ی خود در بهشت زهرا (دو روز قبل از وفات) گفت:
دو هفته پس از قتل بهبهانی, در شب نهم مرداد, علی‌محمّدخان تربیت, از دستۀ «انقلابی» و از خویشان تقی‌زاده ـ که مانند خود او به «لندن و کانون‌های سیاسی آن‌جا راه داشت»ـ به دست چهار مجاهد از دستۀ معزّالسّلطان, کشته شد. آن چهار نفر, بعد از این قتل, به ستّارخان پناه بردند, امّا, ستّارخان حاضر نشد به آنها پناه دهد و قتل «تربیت» را محکوم کرد.


«صدها بار من گفتم مسأله‌ی شورا از اساسی‌ترین مسأله‌ی اسلامی است. حتی به پیغمبرش با اون عظمت می‌گوید با این مردم مشورت کن به اینها شخصیت بده. بدانند که مسئولیت دارند. متکی به شخص رهبر نباشند. ولی نه این‌که نکردند، می‌دانم چرا نکردند. هنوز هم در مجلس خبرگان بحث می‌کنند، در این اصل اساسی قرآن که به چه صورت پیاده بشود. باید، شاید، یا این‌که می‌توانند… نه، این اصل اسلامیه. علی میفرمود: ”مَن استَبَدَّ برَأیه هَلَکَ“ هرکه استبداد کند درکارهای خود هلاک می‌شود.
سپهدار تنکابنی نیز در نهان با مجاهدین دشمنی می‌ورزید. او و دیگر دست‌اندرکاران دولت نوپا, همسو شد تا «یک مشت مردان غیرتمند و دلیر را که به چشم بیگانگان خار بودند, آلوده گردانند و از دید مردم بیندازند و در میانشان تخم کینه و دشمنی بکارند و سپس, انقلابی و اعتدالی دست به‌هم داده, به کندن ریشۀ ایشان همداستان گردند» <ref>(تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص۱۳۳)</ref>


چرا نمی‌شود نمی‌دانم؟ یعنی گروههایی افرادی دست‌اندرکار. شاید این طور تشخیص بدهند اگر شورا باشد دیگه ما چه کاره هستیم؟ شما هیچ، بروید دنبال کارتان!» <ref>[https://leader.mojahedin.org/i/news/54668 سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>
پس از دولت سپهدار تنکابنی, دولت [[مستوفی‌الممالک]] روی کار آمد که ترکیبی بود از «انقلابیون» و «اعتدالیون». مستوفی‌الممالک با بهانه قراردادن قتل بهبهانی و تربیت, تصمیم به جمع آوری ابزار جنگ از مجاهدان گرفت. البتّه, دولت‌های روس و انگلیس, در این تصمیم‌گیری الهام‌بخش او بودند.


== اصل ولایت فقیه ==
=== اطلاعیه خلع سلاح ===
ولایت فقیه ابتدا در پیش‌نویس قانون اساسی نبود و بعدها به آن افزوده شد.
روز دهم مرداد ۱۲۸۹, فردای قتل «تربیت», وزیر مختار روس با وزیر خارجۀ انگلیس در خصوص ضرورت مُبرم خلع سلاح مردم گفتگو کرد. دو روز بعد, مجلس در نشست ۷ساعته, همین ضرورت را مورد بررسی قرارداد و درست به همان نظری رسید که نمایندگان روس و انگلیس به‌آن رسیده بودند. مجلس در همان جلسه تصویب کرد که تا ۴۸ساعت دیگر, همۀ مردم, به جز شهربانی و ارتش, باید سلاح‌های خود را به ماٌموران دولتی تحویل دهند. ستّارخان پذیرفت. زیرا, در آن شرایط, در تهران, نه توان مقابله با دولت را داشت و نه مطلق کردن تضاد با دولت وقت را درست می‌دانست. به این جهت, اعلام کرد: «نخست کسی که آن را به‌کار بندد, من خواهم بود... به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده, برای سپردن به دولت آماده باشند» و به آنها گوشزد کرد که «کاری نکنند که کاسه بر سر ما بشکند». امّا, دشمنان آزادی, تنها, به خلع سلاح مجاهدان قانع نبودند و «بر آن می‌کوشیدند کار را به زدوخورد رسانیده, گزندی نیز به خود آنان رسانند» براین اساس بود که گردانندگان دولت مستوفی و همدستانشان, پیش از به پایان رسیدن مهلت مقرّر, «بسیج جنگ می‌دیدند و هرچه از سواره و پیاده و ژاندارم و پولیس و قزّاق و سواران بختیاری» در تهران بودند, برای ازمیان برداشتن مجاهدان آماده کردند. پالکونیک, رئیس قوای قزّاق, نیز چون واقعۀ بمباران مجلس, پادرمیان داشت.<ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص۱۳۹)</ref>


اصل پنجم قانون اساسی:
تلاش‌های بسیار ستّارخان, برای جلوگیری از درگیری به جایی نرسید. «دولت "انقلابی" کابینۀ مستوفی‌الممالک خرسندی نداشت شکار را از دست دهد و از فرصتی که برای برانداختن یک مرد دلیرِ به نام پیداکرده بود, سودجویی ننماید»<ref>(تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۱۴۲)</ref>


در زمان غیبت حضرت مهدی (عج) ولایت امر و امامت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند. در صورتی‌که هیچ کس چنین اکثریتی نداشته باشد، رهبر یا شورای رهبری طبق اصل ۱۰۷ عهده‌دار می‌شوند. عبارت اکثریت مردم در بررسی متمم قانون اساسی حذف و راه برای دیکتاتوری مطلق‌العنان باز شد.
=== حمله به پارک اتابک ===
زدوخورد با ستّارخان و یاران مجاهدش را, قوای بختیاری زیر فرمان سردار اسعد, آغاز کردند. آنها پس از چهار ساعت تیرباران پیاپی پارک اتابک ـ منزلگاه سردار ملی ـ و کشتن و مجروح کردن بیش از ۶۰ مجاهدِ مدافعِ حریم آزادی, این نبرد نابرابرِ دشمن‌شادکن را به پایان بردند و به قول سردار اسعد, تهران, از وجود «متمرّدین» (=مجاهدین) پاک شد: «فردای آن روز در کوچه‌های تهران مجاهدی دیده نمی‌شد. مردم تهران از پیشامد, سخت, افسردگی داشتند و همگی دلسوزی می‌نمودند و با آن که دولت حکومت نظامی برپا و سختگیری آغاز کرده بود, بازارها را باز نمی‌کردند...»<ref>(تاریخ هیجده ساله آذربایجان, ج۱, ص۱۴۳)</ref>


پس از تبدیل مجلس موسسان در فردای پیروزی انقلاب ضد سلطنتی به مجلس خبرگان قانون اساسی، گام‌های بعدی در استحاله‌ی ساختارهای اجتماعی از دموکراسی به حکومت مطلقه مجلس خبرگان رهبری برداشته شد.  
=== پیش زمینه حمله به پارک اتابک ===
بعد از ورود نیروهای مجاهدان مشروطه به تهران در سال ۱۲۸۸ نیروهای مجاهد تبریزی همراه ستارخان سردار ملی درپارک اتابک در محل فعلی سفارت روسیه و قوای باقرخان در عشرت‌آباد سکنی گزیدند. بعد ازسقوط محمدعلی شاه قاجار اختلاف و درگیری بین گروه‌های مختلف که در فتح تهران دست داشتند بوجود آمد. عده‌ای به سردستگی تقی‌زاده که از تبریز به تهران آمده بودگروهی را تشکیل دادند که به دسته انقلابیون مشهور شدند اینان در پی جذب نمایندگان تهران و سایر شهرها به جناح خود برآمدند.  


مجلس خبرگان پس از تدوین قانون اساسی مورد نظر خمینی به «مجلس خبرگان رهبری» تغییر نام یافت و وظیفه‌ی جدید خود را برای تحکیم موقعیت ولی فقیه و تبدیل ولایت فقیه به ولایت مطلقه‌ی فقیه به عهده گرفت.  
درمقابل اینان هم سردار اسعد بختیاری و عده‌ای دیگر دسته دیگری بنام اعتدالیون بوجود آوردند. کار کشاکش بین این جناح‌ها بالا گرفت و روزنامه‌های آنروز کشور هم هریک طرفدار یکی از این جناح‌ها شده بودند و سیاست‌های آنان را تبلیغ می کردند. سردستگان مجاهدان چند دسته بودند و هرکدام از آنان از جناح‌های مختلف حمایت می کردند.  


=== '''دوره‌ی اول مجلس خبرگان با نام مجلس خبرگان رهبری''' ===
این اختلاف‌ها و در گیری‌ها باعث شد که وزرا و رجال سیاسی دستگاه استبدادی محمدعلی شاه که قبلاً در خدمت شاه مستبد بودند دوباره وارد میدان شوند ورشته کارهای حکومتی را بدست بگیرند و خود را به این و یا آن جناح منتسب کنند. اینان دسته‌های جانباز مجاهد را فدای خودخواهی و سیاهکاری خویش ساختند.  
نخستین مجلس خبرگان رهبری در شرایطی تشکیل شد که ایران در حال جنگ با عراق بود. اولین انتخابات آن در ۱۹ آذر ۱۳۶۱ برگزار شد. در این دوره ۷۵ نفر از نمایندگان مجلس خبرگان تعیین شدند و انتخابات بقیه نمایندگان به دور دوم کشید. جمع کل نمایندگان یا دور دوم ۸۲ نفر بود که این مجلس را تشکیل داده و اولین جلسه خود را در ۲۳ تیر ۱۳۶۱ افتتاح کردند.


علی مشکینی به عنوان اولین رئیس خبرگان و [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] نائب رئیس این مجلس بود. محمد مومن و حسن طاهری خرم‌آبادی منشیان مجلس بودند.
بعد از سقوط استبداد محمد علی شاه ۵ کابینه تشکیل شد که آخرین باریعد ازدرگیری‌های مختلف بالاخره [[مستوفی‌الممالک]] به عنوان رئیس الوزرا منسوب گردید و کابینه پنجم راپس از بر افتادن محمدعل شاه تشکیل داد. قبل از وی کابینه سپهدار به خاطر کشاکش‌ها بین اعتدالیون و انقلابیون نتوانسته بود کاری از پیش ببرد و لذا سقوط کرده بود.


==== اقدامات مهم این مجلس ====
نیروی مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهای دیگر گروه انبوهی بودند. این نیروهای وطن‌دوست و شجاع مورد خوشایند دولت‌های بیگانه آن‌زمان مثل روسیه وانگلستان که در سیاست ایران دخیل بودند نبودند و این دولتها به جد دنبال نابودی این جانبازان راه آزادی و مشروطیت بودند. ترکیب این نیروها هم ناهمگون بود. عده‌ای از آنان از همان ابتدای پاگیری مقاومت و انقلاب به همراه سرداران آزادی بر علیه استبداد جنگیده بودند ولی عده‌ای دیگری بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران به آن‌ها پیوسته بودند.


* انتخاب [[حسینعلی منتظری]] به عنوان قائم‌مقام رهبری در سال ۱۳۶۴.
یک‌عده‌ای ازآنان که تحت حمایت سردار اسعد بختیاری و [[یپرم خان]] بودند از وضعیت خوبی برخودار بودند ولی بقیه همگی سرگردان روزگار خود را می‌گذرانیدند و از سرنوشت و آینده خود آگاهی نداشتند. این وضعیت باعث سردرگمی آنان و دخیل بستن و پیروی کردن آنان از یکی از جناح‌های اعتدالیون و یا انقلابیون شده بود.
* پس از مرگ خمینی در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، انتخاب سیدعلی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید.


=== دوره‌ی دوم مجلس خبرگان ===
کشاکش و اختلاف بین انقلابیون و سردار اسعد بختیاری که از در خفا از انقلابیون حمایت می‌کرد از یک‌سو و اعتدالیون از سوی دیگرکه از حمایت سپهدار برخوردار بود ادامه داشت. در این میان دو ترور سیاسی نقش تعیین کننده ای در بوجود آمدن حادثه پارک اتابک بازی کردند. در شب بیستم و جهارم تبرماه ۴ نفر از مجاهدان به منزل سید عبدالله بهبهانی ربخته واو را در مقابل چشمان بستگانش کشتند.  
دومین انتخابات برای مجلس خبرگان در ۱۶ مهر ۱۳۶۹ برگزار و ۸۳ نفر به مجلس وارد شدند. این مجلس در ۲ اسفند ۱۳۶۹ کار خود را آغاز کرد.


رئیس این دوره‌ی مجلس نیز علی مشکینی و نایبان رئیس اکبر هاشمی رفسنجانی و آیت‌الله امینی بودند. حسن طاهری خرم‌آبادی و محمد مومن هم منشیان دور دوم بودند.
کسروی معتقد است که این ترور به‌دستور تقی‌زاده توسط افراد وابسته به [[حیدرخان عمواوغلی]] صورت گرفت. در ماجرای دوم که در شب نهم مرداد صورت گرفت هنگامی‌که علی‌محمد خان تربیت و سید عبدالرزاق نامی در درشکه نشسته بودند در حین عبور از خیابان لاله‌زار در حوالی چهارراه مخبرالدوله توسط چند تن از مجاهدان وابسته به معزالسطان مورد سو ءقصد قرار گرفته و کشته شدند.  


در این دوره جند نامزد مشهور از جمله برخی نمایندگان سابق خبرگان رد صلاحیت شدند و بدلیل محرمانه بودن مذاکرات از این دوره هیچ گزارشی منتشر نشد.
بنا‌به نوشته احمد کسروی در تاریح هیجده ساله آذربایجان صفحه ۱۳۲ این ترور سیاسی بدستور اعتدالیون درکین‌خواهی از انقلابیون صورت پذیرفت. بدنبال این ترورها ترس و ناامنی جامعه را فراگرفت و این بهانه‌ای شدکه خلع سلاح مجاهدان در دستور کار دولت و مستوفی‌الممالک به‌عنوان رئیس‌الوزا قرارگیرد. دولت‌های روس و انگلیس خواهان آن بودند که سلاح وابزار و ادوات جنگی از همه مجاهدین گرفته شود و آن‌ها پی کار خود فرستاده شوند.  


=== دوره‌ی سوم مجلس خبرگان ===
وقتی ستارخان و باقرخان با نیروهای خود به تهران آمدند و مردم استقبال شایانی ازآنها کردند. این استقبال مردمی از رهبران آزادی مورد خوشایند روسیه قرارنگرفت و به دولت فشار می‌آورد که ستارخان و بافرخان را از تهران بیرون براند و به خارج از کشوربفرستد. سردار اسعد بختیاری و سپهدار هم ازآمدن سرداران آزادی ایران و قوایشان به تهران خرسند نبودند و لذا قبل از آمدن آنان تلگرافی به نجف فرستادند و از آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی خواستند که ستارخان و باقر خان را به نجف فراخوانند. آنان در تلگراف خود نوشتند که اینان مایه شورش هستند و به دولت سرخم نمی‌کنند. زمانی که ستارخان و باقرخان در قزوین بودند تلگرافی ازاین آخوندهادریافت کردند که از آنان خواسته بودند که مستقیما ازهمان جا که هستند به نجف بیایند ولی ستارخان این دعوت را قبول نکرد و آنان بسوی تهران رفتند بعد از ورود به تهران ستارخان در پارک اتابک محل فعلی سفارت روسیه و باقرخان با افرادش درعشرت‌آباد سکنی گزیدند.
سومین مجلس با انتخابات روز اول آبان ۱۳۷۷ و رد صلاحیت ۲۱۴ نفر و کناره‌گیری ۱۳ نفر و ورود ۸۶ نفر با این مجلس تعیین تکلیف شد. اولین جلسه روز ۴ اسفند ۱۳۷۷ برگزار شد.


انتخابات سومین دور مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ۱ آبان سال ۱۳۷۷ برگزار شد در این انتخابات در مجموع ۳۹۶ نفر ثبت نام کرده بودند که از این میان ۲۱۴ نفر رد صلاحیت شدند، ۱۳ نفر از ادامه مبارزات انتخاباتی کناره گیری کردند و ۱۸۷ نفر هم دعوت به امتحان شدند که ۶۰ نفر از آنان شرکت  نکردند و در نهایت ۱۶۷ نفر باهم برای رسیدن به کرسی مجلس خبرگان به رقابت پرداختند که از این میان ۷۶ نفر توانستند که به مجلس راه پیدا کنند و در چهارم اسفندماه سال ۱۳۷۷ اولین جلسه از سومین دوره مجلس خبرگان رهبری آغاز به کار کرد. ترکیب هیئت رئیسه مانند دور دوم خبرگان بود با این تفاوت که به جای محمد مومن، قربانعلی دری نجف‌آبادی منشی گردید.
ستارخان از درگیری و اختلاف بین دسته‌های وابسته به اعتدالیون و انقلابیون بسیار دلگیر بود و خواهان حل اختلاف بین آنان بود ولی این کشاکش‌ها از سرچشمه دیگری آب می خورد و نیرومندتر از آن بود که اوبتواند از آن جلوگیری کند ستارخان و و باقرخان و معزالسلطان و ضرغام‌السلطنه چهار تن از رهبران و مجاهدان مشروطه که در کشاکش مشروطه خواهی جانباری کرده بودند و مجلس شورای برخاسته ازانقلاب مشروطه را نتیجه جانبازیهای خود می‌دانشتند با هم هم‌پیمان شدند که در مقابل دست اندازی عده‌ای نورسیده به مجلس و انقلاب بایستند و لذا خواستار اخراج عده‌ای که بنطرشان عامل دسته‌بندی و کشاکش و اختلاف بودند از مجلس بودند.


=== دوره‌ی چهارم مجلس خبرگان ===
مستوفی‌الممالک که تازه بر سر کار آمده بود برنامه دولتش را جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد امنيت اعلام کرده بود راهکار خلع سلاح عمومی و استقرار نيروهای مسلح رسمی در شهر تهران را بعنوان یک راه حل امنیتی اعلام کرده بود. مجاهدين تبريز و آذربايجان که پس از فتح تهران همراه سرداران آذربايجان در پارک اتابک سکنی گزيده بودند انتخاب اول اين خلع سلاح بودند.  
انتخابات این مجلس در تاریخ ۲۴ آذرماه سال ۱۳۸۵ برگزار شد که در نتیجه برگزاری دو دوره انتخابات ۸۸ نفر به مجلس خبرگان رهبری راه پیدا کردند. این دوره ده سال تا ۱۳۹۵ طول کشید.


در این دوره هم علی مشکینی به عنوان رئیس انتخاب شد، اکبر هاشمی رفسنجانی و یزدی به عنوان نواب رئیس برگزیده شدند، قربانعلی دری نجف‌آبادی و سید احمد خاتمی به عنوان منشیان برگزیده شدند.
اين امر بر مجاهدين تبريز گران آمد. چون برخي از نيروها همچون بختياري‌ها و يا نيروهای تحت امر يپرم‌خان ارمنی (هرچند که رئيس وقت نظميه تهران بود) از اين امر مستثني شدند، آنان اين امر را توطئه‌ای جهت تضعيف جناح آذربايجانی می‌دانستند، ولي دمکرات‌ها و سردار اسعد و يپرم‌خان اصرار بر آن داشتند. نمايندگان هيئت دولت در نشستی هفت ساعته با ستارخان و باقرخان توانستند نظر مثبت اين دو را جلب کنند.


با توجه به این که مشکینی در مردادماه سال ۱۳۸۶ مرد، اکبر هاشمی رفسنجانی متصدی ریاست مجلس خبرگان شد، محمد مومن و محمد یزدی نواب رئیس انتخاب شد، سید احمد خاتمی و قربانعلی دری نجف‌آبادی به عنوان منشی مجلس برگزیده شد.
در اين جلسه مقرر شد علاوه بر اين که پول سلاح را دولت بپردازد مواجب عقب افتاده مجاهدين نيز فی‌المجلس پرداخت گردد. گزارش رسمی و دولتی از واقعه پارک اتابک: در یک سند رسمی دولتی گزارشی از واقعه پارک اتابک که برای متحصنين تلگرافخانه تبريز ارسال شده و رونوشت آن براي انجمن‌های ايالتی و ولايتی ساير شهرها ارسال گرديده است چگونگی این واقعه شرح داده شده است.


دوره چهارم مجلس خبرگان یکی از پر اتفاق ترین دوره‌ها بود، در سال ۱۳۸۶، هاشمی رفسنجانی عهده‌دار ریاست این مجلس شد و در سال ۱۳۸۹ محمدرضا مهدوی کنی جانشین وی شد که ریاست دوره چهارم را تا پیش از بیماری بر‌عهده داشت.
بر اثر فتنه‌انگيزی برخي افراد و از جمله نيروهای سفارتخانه عثماني؛ مجاهدين با اين امر مخالفت کردند و خلع سلاح را دون شأن خود می‌ديدند. مهلت دولتيان به پايان رسيد و حمله محاصره‌کنندگان پارک اتابک شروع شد. جنگي نابرابر درگرفت. ستارخان و باقرخان نيز که شرکت نکردن خود را ناجوانمردانه مي‌ديدند به دفاع کنندگان از پارک پيوستند که درجريان اين امر ستارخانه به شدت از ناحيه پا زخمي گرديد.


ریاست موقت اجلاسیه شانزدهم دوره چهارم با توجه به غیبت مهدوی‌کنی برعهده نایب رئیس اول او‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍، هاشمی شاهرودی بود.
بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم‌خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت‌تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.  


پس از این تحولات، سیدمحمود هاشمی شاهرودی به عنوان نواب رئیس انتخاب شدند، سیداحمد خاتمی و قربانعلی دری نجف‌آبادی با سمت قبلی یعنی منشی مجلس به کارشان ادامه دادند. پس از مهدوی کنی محمد یزدی رئیس مجلس شد.
ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و وی و یارانش ناچار به خلع سلاح شدند سرانجام با کشته شدن هيجده نفر از مجاهدين آذربايجان و مجروح شدن بيش از چهل نفر از آنان واقعه تأثر برانگيز پارک به پايان رسيد.  


=== دوره‌ی پنجم مجلس خبرگان ===
بعد از دستگیری ستارخان و باقرخان توسط قوای دولتی آنها به خانه صمصام السلطنه منتقل شده ومدتی آنجا توقف کردند و پزشکان به مداوای ستارخان پرداختند. اين واقعه تأثر همه مشروطه‌خواهان را برانگيخت. با پا درميانی مشروطه‌خواهان، مجاهدين دستگير شده آزاد شدند و با پرداخت حق‌السفر به آذربايجان بازگشتند. ستارخان و باقرخان در تهران ماندند.  
انتخابات پنجمین دوره از مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ۷ اسفند سال ۱۳۹۴ برگزار شد، در این دوره ۷۹۶ نفر  از جمله ۱۶ زن نامزد شده بودند، از این میان ۶۴ نفر رد صلاحیت شدند، این دوره از خبرگان هم همزمان با دوازدهمین دوره‌ی انتخابات مجلس برگزار شد.


ریاست این دوره احمد جنتی به عهده داشت، سید ابراهیم رئیسی به عنوان نائب اول و هاشم حسینی بوشهری به عنوان نائب دوم انتخاب شدند، سیداحمد خاتمی هم به عنوان منشی این دوره برگزیده شد.
=== درگذشت ستارخان و باقرخان ===
[[پرونده:ستارخان در بستر بیماری.jpg|بندانگشتی|'''ستارخان پس از جراحت در پارک اتابک و در بستر بیماری''']]
ستارخان خانه‌نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به‌جایی نرسید سردار ملي چهارسال پس از اين واقعه به دليل همان زخم تير درپای با دلی پرخون در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و در شهر ری دفن گرديد.  


این مجلس کار خود را در ۴ خرداد ۱۳۹۵ آغاز کرد.
يار ديرين وی باقرخان درجريان وقايع جنگ جهانی اول و هجرت دولت به سوی غرب کشور در منطقه قصرشيرين درقلعة محمدامين طالباني سکنی گزيد، ولی اين شخص که فردی شرور بود به طمع اسلحه و اسب‌های سالار و با تحريک عوامل بيگانه، وی و هيجده نفر از همراهانش را به قتل رساند.(۱)


=== دوره‌ی ششم مجلس خبرگان ===
تمام این حوادث ودسته‌بندی‌ها و توطئه‌ها از این بابت بود که سلاح رااز دست یک عده انسان شرافتمند که مشروطه را با خون خویش آبیاری کرده بودند بگیرند و آن‌ها را از چشم مردم بیاندازند. باخلع سلاح مجاهدان و رهبران مشروطه عوامل استبداد هر چه بیشتر دستاوردهای انقلاب مشروطه را بغما کردند و دوباره دستگاه استبداد را در شکل دیگر این‌بار به اسم مشروطه را انداختند.<ref>«تاریخ ۱۸ ساله آدربایجان صقخه ۱۲۷ گفتار دهم»</ref>
انتخابات این دوره در روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ همزمان با دوازدهمین دور مجلس شورا برگزار شد و کار خود را از اول خرداد ۱۴۰۳ آغاز کرد.
 
محمدعلی موحدی کرمانی با ۵۵ رأی به عنوان رئیس مجلس خبرگان انتخاب شد. نائب رئیس اول سیدهاشم حسینی بوشهری و نائب رئیس دوم علیرضا اعرافی و منشی اول عباس کعبی‌نسب، منشی دوم محسن اراکی شد.
 
== اصول مربوط به رهبری (ولی فقیه) در قانون اساسی ==
موضوع رهبری در جمهوری اسلامی در اصول ۱۰۷، ۱۰۸ و ۱۱۱ آمده قانون اساسی است.
 
=== اصل ۱۰۷ ===
پس از مرگ خمینی، تعیین رهبر به عهده خبرگان است. خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند، هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی واجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یک صد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیراین صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیت‌های ناشی از آن را برعهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.
 
=== اصل ۱۰۸ ===
قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آیین‌نامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهای اولین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آرای آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هرگونه تغییر و تجدیدنظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان، در صلاحیت خود آنان است.
 
=== اصل ۱۱۱ ===
هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یک صد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یک صد و هشتم می‌باشد.
 
در صورت فوت یا کناره‌گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می‌گیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد دیگری به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقها در شورا، به جای وی منصوب می‌گردد.
 
== ساختار مجلس خبرگان ==
 
 
مجلس خبرگان رهبری، از سه بخش هیئت رئیسه، کمیسیون‏‌ها و دبیرخانه تشکیل می‌شود:
 
=== هیئت رئیسه ===
 
این مجلس دو هیئت رئیسه دارد یکی سنی و دیگری هیئت رئیسه دائم است.
 
==== هیئت رئیسه سنی ====
در اوّلین جلسه مجلس خبرگان، بر اساس سنّ نمایندگان، تعیین می‌شود که مسن‏‌ترین فرد از خبرگان حاضر، به عنوان رئیس سنى و فرد بعدى به منزله نایب‏‌رئیس و دو نفر از جوان‏‌ترین خبرگان حاضر، به سمت منشی تعیین می‌شوند و در جایگاه مخصوص قرار می‌گیرند.
 
==== وظایف هیئت رئیسه سنی ====
هیئت رئیسه سنّى، وظایف زیر را بر عهده دارد:
 
- اداره جلسه افتتاحیه؛
 
- انجام مراسم تحلیف؛
 
- اجراى انتخابات هیئت‏‌رئیسه دائم.
 
هیئت رئیسه سِنّى، با انتخاب اعضاى هیئت رئیسه دائم، به کار خود پایان می‌دهد. مدّت زمان هیئت رئیسه سنى، فقط در اوّلین جلسه هر دوره از مجلس خبرگان است.
 
==== هیئت رئیسه دائم ====
هیئت رئیسه دوم، هیئت رئیسه دائم است.
 
این هیئت، مرکب از رئیس، دو نایب‏‌رئیس، دو منشى و دو کارپرداز است که از میان اعضاء، براى مدّت دو سال و با رأى مخفى، انتخاب می‌شوند.
 
انتخاب رئیس، با رأى اکثریت مطلق حاضران و انتخاب نواب رئیس و منشیان و کارپردازان، هر کدام جداگانه و با اکثریت نسبى و به صورت مخفى است. در صورتى که در انتخاب رئیس، در مرحله اول، اکثریت مطلق حاصل نشود، از بین دو نفرى که بیشترین رأى را کسب کرده‏‌اند، با رأى‏‌گیرى مجدد و اکثریت نسبى، رئیس، انتخاب می‌شود.
 
===== وظایف هیئت رئیسه دائم =====
ریاست مجلس خبرگان، علاوه بر اداره جلسات مجلس خبرگان، بر کلیه امور ادارى، مالى، استخدامى و سازمانى مجلس خبرگان، نظارت دارد و باید با ارتباط منظم با ولی فقیه، کار کند. وى، مصوبات قانونى مجلس خبرگان را امضا و به مراجع ذى‏ربط ابلاغ می‌کند. رئیس مجلس خبرگان، موظف است گزارشى سالانه از عمل‏کرد و اقدامات هیئت رئیسه را به مجلس خبرگان ارائه کند.
 
=== کمیسیون‌ها ===
مجلس خبرگان رهبری دارای ۶ کمیسیون است که وظیفه آنها انجام بررسى‌هاى کارشناسى و تهیّه گزارش جهت طرح در جلسات رسمى است که به شرح ذیل می‌باشند:
 
==== ۱. کمیسیون اصل ۱۰۸ قانون اساسى‏ ====
به منظور بررسى و تدوین قوانین مربوط به خبرگان، از جمله انتخابات و آیین‏‌نامه داخلى مجلس خبرگان، تشکیل می‌شود. اعضاى اصلى آن، یازده نفر و اعضاى علی‌البدل، چهار نفرند.
 
==== ۲. کمیسیون امور مالى و ادارى‏ ====
این کمیسیون به بررسى امور مالى و ادارى مجلس خبرگان می‌پردازد و داراى نه عضو اصلى و سه عضو علی‌البدل است.
 
==== ۳. کمیسیون اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسى‏ ====
به منظور آمادگى خبرگان براى اجراى اصل ۱۰۷ و شناخت حدود و شرایط مذکور در اصل ۵ و ۱۰۹ قانون اساسى، کمیسیونى مرکب از یازده عضو اصلى و چهار عضو علی‌البدل، تشکیل مى ‌شود تا درباره همه موارد مربوط به شرایط و صفات رهبر و درباره همه کسانى که در شرایط رهبرى قرار دارند، تحقیق و بررسى به عمل آورد و نتایج آن را به هیئت رئیسه ارائه کند. گزارش این کمیسیون، سرى تلقى می‌شود و به صورت اسناد طبقه‏‌بندى شده، حفاظت می‌شود و بدون تصویب مجلس خبرگان، در اختیار دیگرى قرار نمی‌گیرد، مگر ولی فقیه، که عنداللزوم به اطّلاع وى می‌رسد.
 
==== ۴. کمیسیون سیاسى - اجتماعى‏ ====
به منظور آگاهى مستمر اعضاى مجلس‏ خبرگان از تحولات مهم داخلى و خارجی، به ویژه در زمینه مسائل سیاسى، فرهنگى، مدیریتى، امنیتى و اقتصادى تشکیل می‌شود و موظف است با تشکیل جلسات با حضور نخبگان و مسئولان امور سیاسى، امنیتى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، مسائل مهم داخلى و جهانى را که به نحوى، به انجام وظایف خبرگان، به ویژه وظایف مذکور در اصول ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون‏ اساسى، مربوط می‌شود، مورد بررسى قرار دهد و گزارش آن را به هیئت رئیسه تقدیم کند تا در اولین اجلاسیه خبرگان، به اطلاع اعضا برسد.
 
==== ۵. کمیسیون تحقیق موضوع اصل ۱۱۱ قانون اساسى‏ ====
به منظور اجراى اصل ۱۱۱ قانون اساسى و براى نظارت بر استمرار شرایطى که در اصل ۵ و ۱۰۹ قانون اساسى براى رهبرى ذکر شده است و تصمیم‏‌گیرى در موارد فقدان آن، تشکیل می‌شود.
 
تحقیقات و مذاکرات این کمیسیون، محرمانه است. مجلس خبرگان، به وسیله این کمیسیون، موضوع نظارت بر رهبرى را به اجرا می‌گذارد. این کمیسیون، باید هرگونه اطلاعات لازم را در رابطه با اصل ۱۱۱، در محدوده قوانین و موازین شرعى، تحصیل کند و نسبت به صحت و سقم گزارش‏‌هاى مربوطه، بررسى لازم را به عمل آورد. سایر اعضاى خبرگان نیز، اطلاعات خود را در باره اصل ۱۱۱، در اختیار این کمیسیون قرار می‌دهند. کمیسیون، بعد از بررسى و تحقیق، در صورتى که مطالب مذکور را براى تشکیل اجلاس خبرگان، کافى نداند، موضوع را با عضو یا اعضاى خبرگان که اطلاعات را در اختیار گذارده‏‌اند، در میان می‌گذارد و توضیحات خود را ارائه می‌کند و در صورتى که آنان قانع نشدند، اگر اکثریت نمایندگان، تقاضاى تشکیل جلسه فوق‏‌العاده را کنند، اجلاسیّه مجلس خبرگان، برگزار می‌شود.
 
==== ۶. کمیسیون بررسى راه‌‏هاى پاسدارى و حراست از ولایت فقیه‏ ====
به منظور بررسى راه‏‌هاى حراست از ولایت فقیه، تشکیل می‌گردد. اهم وظایف آن، ارائه پیشنهاد به هیئت رئیسه در این امور است:
 
۱. تحقیق و پژوهش در موضوع حکومت اسلامى، بالاخص ولایت فقیه، تألیف و نشر آن به صورت‏‌هاى مناسب و پاسخ به شبهات.
 
۲. معرفى ولایت فقیه در مجامع علمى داخل و خارج کشور و در سطح عموم مردم.
 
۳. بررسى شیوه‏‌هاى مناسب تدریس و ترویج اندیشه حکومت اسلامى و ولایت‏‌فقیه، در سطوح مختلف تحصیلى دانش‌آموزان و دانشجویان و نیز در سطح رسانه‏‌هاى عمومى، خصوصا صدا و سیما و ارائه راهکارهاى مناسب به هیئت رئیسه مجلس خبرگان.
 
=== دبیرخانه ===
دبیرخانه مجلس خبرگان نهادى است قانونى که زیر نظر هیئت رئیسه مجلس خبرگان، اداره می‌شود و براى انجام مأموریت‏‌ها و مسئولیت‏‌ها و تنظیم امور مربوط به مجلس خبرگان، تشکیل می‌گردد که بخشی از وظایف آن عبارت است از:
 
==== بخش اول: ====
الف - تنظیم کلیه امور مربوط به مجلس، کمیسیون‏‌ها و هیئت رئیسه و ارتباط با ریاست مجلس و برقرارى ارتباط متقابل.
 
ب - تنظیم روابط مجلس، کمیسیون‏‌ها، هیئت‌ها و اعضا، با ولی فقیه و دستگاه‏‌هاى گوناگون کشور.
 
ج - همکارى لازم با مسئولین ذی‌ربط، در اجراى انتخابات مجلس خبرگان، با رعایت قانون و آیین‏‌نامه انتخابات.
 
د - معرفى نهاد خبرگان.
 
ه - چاپ و انتشار مصوبات مجلس، به صورت اختصاصى یا عمومى، حسب مورد با توجه به آیین‏‌نامه خبرگان و انعکاس اخبار به رسانه‏‌هاى گروهى با هماهنگى مقامات ذی‌ربط.
 
و - تحقیق و پژوهش در موضوع حکومت اسلامى، بالأخص ولایت فقیه، تألیف و نشر آن به صورت‏‌هاى مناسب، معرفى ولایت فقیه در مجامع علمى داخل و خارج کشور و در سطح عموم مردم براساس سیاست‏‌گذارى کمیسیون بررسى راه‏‌هاى پاسدارى و حراست از ولایت‏‌فقیه، پس از تأیید هیئت رئیسه.
 
ز - تهیه بولتن حاوى اخبار و گزارشات مربوط به امور رهبرى، نمایندگان رهبرى در ارگان‏‌ها و نهادها، نهادهاى وابسته، مسئله ولایت فقیه، مسائل سیاسى و بین‏‌المللى و مسائل جارى کشورى که می‌تواند در وسعت بینش و بالمآل در تصمیم‏‌گیرى خبرگان مؤثر باشد.
 
==== بخش دوم: ====
الف - تهیه دستور کار جلسات عادى و فوق‏‌العاده مجلس و ارائه به هیئت رئیسه.
 
ب - تهیه گزارش‌ها و منابع لازم در زمینه مسائل فقهى، فرهنگى، اجتماعى و سیاسى، در حوزه مسئولیت خبرگان، براى اعضاى هیئت رئیسه و ریاست مجلس و خبرگان.
 
ج - تهیه صورت مذاکرات مجلس و کمیسیون‏‌ها و هیئت‌ها.
 
د - نگهدارى و طبقه‏‌بندى و بایگانى اسناد و مدارک مربوط و نیز مصوبات مجلس و کمیسیون‏‌هاى خبرگان، با استفاده از امکانات و تجهیزات لازم.
 
ه - تهیه مواد و متون لازم، جهت اعلام مواضع، براى هیئت رئیسه و تنظیم پیش‏‌نویس بیانیه‏‌ها.
 
و - تهیه طرح تشکیلات دبیرخانه، براى تصویب هیئت رییسه و سازمان مدیریت و برنامه‏‌ریزى.
 
شرایط انتخابات مجلس خبرگان
 
الف) تعداد خبرگان
 
ماده ۱ – عده نمایندگان مجلس خبرگان در هر استان، همان عدد دوره اول خواهد بود.
 
ماده ۲ – استان‌هایی که جدیداً تشکیل شده یا می‌شود با رعایت ماده اول، تعداد خبرگان به نسبت جمعیت هر استان بین استان‌های جدید تقسیم می‌شود و از تاریخ آمارگیری سال ۱۳۶۵ به ازای هر یک میلیون نفری که به جمعیت هر استان اضافه شود یک نماینده دیگر به نمایندگان آن استان افزوده خواهد شد.
 
ب) شرایط انتخاب شوندگان
 
ماده ۳ – خبرگان منتخب مردم باید دارای شرایط زیر باشند:
 
الف – اشتهار به دیانت و وثوق و شایستگی اخلاقی
 
ب – اجتهاد در حدی که قدرت استنباط بعض مسائل فقهی را داشته باشد و بتواند ولی فقیه واجد شرایط رهبری را تشخیص دهد.
 
ج – بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز.
 
د – معتقد بودن به نظام جمهوری اسلامی ایران.
 
ﻫ - نداشتن سوابق سوء سیاسی و اجتماعی.
 
تبصره ۱ – مرجع تشخیص دارا بودن شرایط فوق، فقهای شورای نگهبان قانون اساسی می‌باشند.
 
تبصره ۲ – کسانی که ولی فقیه – صریحاً و یا ضمناً – اجتهاد آنان را تأیید کرده باشد، از نظر علمی نیاز به تشخیص فقهای شورای نگهبان نخواهند داشت.
 
تبصره ۳ – ضرورت ندارد که نمایندگان، ساکن و یا متولد حوزه انتخابیه خود باشند.
 
ج) شرایط انتخاب‌کنندگان
 
ماده ۴ – انتخاب‌کنندگان باید دارای شرایط ذیل باشند:
 
الف – تابعیت جمهوری اسلامی ایران
 
ب – داشتن پانزده سال تمام
 
د) مدت
 
ماده ۵- خبرگان برای مدت هشت سال، انتخاب می‌شوند و شش ماه به پایان هر دوره باید انتخابات دوره بعد آغاز گردد، به طوری که سه ماه به پایان هر دوره، انتخابات دوره بعد خاتمه یافته باشد.
 
=== آیین‌نامه داخلی مجلس خبرگان ===
ماده ۱۲ – جلسات مجلس خبرگان، با حضور دو سوم کل خبرگانی که می‌باید انتخاب گردند، رسمیت می‌یابد.
 
ماده ۱۳ – مصوبات مجلس خبرگان، با موافقت نصف به علاوه یک حاضران، معتبر است، مگر در مورد تعیین رهبر که موافقت دو سوم حاضران معتبر می‌باشد.
 
ماده ۱۴ – جلسه افتتاحیه، به وسیله هیئت نظارت مرکزی، با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز می‌گردد ، سپس رئیس هیئت نظارت، از هیأت رئیسه سنی – که قبلاً بر مبنای شناسنامه تعیین شده‌اند – دعوت می‌کند تا به جایگاه مخصوص روند و اداره جلسه را به عهده گیرند.
 
تبصره – هیئت رئیسه سنی ، مرکب است از رئیس، نایب رئیس از سالمندترین و دو منشی از جوان‌ترین اعضای حاضر در جلسه.
 
ماده ۱۵ – صورت جلسات به وسیله نوار، ضبط و بوسیله تندنویس، پیاده می‌شود و به امضای رئیس یا نایب رئیس می‌رسد.
 
صورت جلسه انتخاب رهبر، باید به امضای همه اعضای حاضر در جلسه برسد.
 
ماده ۱۶ – در آغاز نخستین جلسه رسمی، خبرگان مراسم تحلیف را بدین صورت برگزار می‌کنند: «ما  در برابر قرآن مجید و مردم شریف ایران، به خدای متعال، سوگند یاد می‌کنیم که در ایفای وظیفه سنگینی که به عهده داریم، یعنی تشخیص و معرفی بهترین فرد، برای مقام والای رهبری امت، خود را در پیشگاه مقدس خداوند و در برابر ملت غیور ایران، مسئول بدانیم و کوچکترین مسامحه و خیانت را روا نداریم››.
 
ماده ۱۷ – هیئت رئیسه سنی بلافاصله به انتخاب هیئت رئیسه دائم، می‌پردازد.
 
ماده ۱۸ – هیئت رئیسه دائم ، نیز مرکب است از ۴ نفر: رئیس، نایب رئیس و دو منشی که برای مدت دو سال با رأی‌گیری مخفی و اکثریت نسبی انتخاب می‌شوند.
 
ماده ۱۹ – مجلس خبرگان سالی یکبار حداقل به مدت دو روز، اجلاسیه رسمی دارد.
 
ماده ۲۰ – در مواردی که هیئت رئیسه لازم بداند، یا ده نفر از اعضا کتباً پیشنهاد کنند، اجلاسیه فوق‌العاده تشکیل می‌شود.
 
ماده ۲۱ – وظیفه مجلس خبرگان در اجلاسیه‌های عادی خود ، اجرای اصل ۱۱۱ قانون اساسی و به بحث و تبادل نظر درباره مسائل مربوط به رهبری و تبادل نظر برای یافتن بهترین شیوه عمل در جهت ایفای این مسئولیت خطیر و پیشنهاد آن به مقام رهبری می‌باشد.
 
ماده ۲۲ – این قانون در بیست و یک ماده و شش تبصره، در جلسه مورخه ۱۰/۷/۱۳۵۹ فقهای شورای نگهبان ، تنظیم و برای تصویب نهایی به خمینی ازائه شد.
 
== اجلاس خبرگان با خامنه‌ای ==
حیدری کاشانی عضو مجلس خبرگان پس از جلسه ۱۸ آبان ۱۴۰۳ فاش کرد که در چهلمین روز کشته شدن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان و معاون او هاشم صفی‌الدین، خامنه‌ای گفته که اعضای خبرگان باید برای شرایطی که او دیگر زنده نیست، آماده باشند تا بتوانند به‌سرعت رهبر جدیدی انتخاب کنند.<ref>[https://www.iranintl.com/202411135874 سایت ایران اینترنشنال]</ref>
 
=== اطلاعیه‌ی مجلس خبرگان پس از سقوط بشار اسد ===
بسم الله الرحمن الرحیم
 
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱستَقمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ ٱلمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تحزنُواْ وَأَبشِرُواْ بِالجَنَّةِ ٱلَّتِی کُنتُم تُوعَدُونَ
 
تحولات اخیر منطقه‌ی غرب آسیا به ویژه حوادث کشور سوریه گر‌چه با شیطنت رسانه‌های معاند و نشان دادن چهره‌ای موجه از تروریست‌های تکفیری به طور نسبی افکار جهانیان را تحت تأثیر قرار داده، رهبر معظم انقلاب در بیانات جامع و حکیمانه خود به وضوح زوایایی از واقعیت این جریان شیطانی و دست‌های پیدا و پنهان این اقدام شوم علیه محور مقاومت را تبیین فرمودند. مجلس خبرگان رهبری، ضمن قدردانی از مواضع روشنگرانه مقام معظم رهبری «مدظله العالی» در قبال مسائل سوریه و افق امیدوارانه‌ای که معظم له نسبت به آینده سوریه، قیام جوانان سوری و گسترش سیطره محور مقاومت در منطقه ترسیم فرمودند و گرامیداشت یاد و خاطره رهبران بزرگ و شهیدان سرافراز جبهه مقاومت، تأکید می‌کند «مقاومت» و «ایستادگی» در برابر جبهه کفر و صهیونیسم جهانی به سردمداری آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب، تنها راه پیروزی و غلبه بر دشمنان اسلام و مسلمین می‌باشد و سازش با زورگویان عالم حد یقف و پایانی ندارد.
 
لذا به مردم عزیز و ولایتمدار به ویژه جوانان ایران اسلامی و کشور‌های محور مقاومت می‌گوییم چنانچه در حادثه عاشورا و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران آن حضرت و اسارت خاندان اهل بیت علیهم السلام و در دوران معاصر شاهد جنگ تحمیلی صدام خبیث علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران، جنگ ۳۳ روزه رژیم صهیونی با حزب الله لبنان و حوادث بعد از ۷ اکتبر و شهادت ۵۰ هزار انسان به ویژه زن و کودک بی‌گناه در غزه توسط رژیم تروریستی و نامشروع اسرائیل بودیم، تاریخ گواه این است که باطل اگرچه هیاهو و جولانی دارد، بر اساس وعده لایتغیر إلهی، مضمحل می‌شود و دوام و بقایی نخواهد داشت و سرانجام، نصرت و پیروزی از آن حق و پیروان آن خواهد بود و تنها راه غلبه بر باطل، تقویت ایمان، استقامت، عمل به تکلیف، حضور آگاهانه در صحنه و ارتقای بصیرت است.
 
 
محمدعلی موحدی کرمانی
 
رئیس مجلس خبرگان رهبری<ref>[https://www.iribnews.ir/fa/news/4407944/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سایت خبرگزاری صدا و سیما]</ref>
 
== اعضای مجلس خبرگان ==
اسامی کلیه اعضای مجلس خبرگان رهبری بر مبنای حروف الفبا از دوره او تا آخر
 
از این افراد ۳ نفر ۶ دوره و ۸ نفر ۵ دوره و ۱۵ نفر ۴ دوره نماینده بودند.<ref>[https://www.irna.ir/news/85414986/%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84 سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی]</ref>
 
رضا استادی
 
محمد امامی کاشانی  ۵ دوره
 
علی اسلامی
 
محمدحسین احمدی شاهرودی
 
صادق آملی لاریجانی
 
علیرضا اسلامیان
 
ابراهیم امینی ۴ دوره
 
مختار امینیان ۴ دوره
 
اسدالله ایمانی  ۵ دوره
 
احمد بهشتی
 
محمد بهرامی خوشکار
 
هادی باریک‌بین
 
مرتضی بنی‌فضل
 
محمدباقر باقری کنی
 
محمدتقی پورمحمدی
 
احمد جنتی ۵ دوره
 
سید صابر جباری
 
سید هاشم حسینی بوشهری
 
محی‌الدین حائری شیرازی
 
سید عبدالهادی حسینی شاهرودی
 
محسن حیدری آل‌کثیر
 
ابوالقاسم خزعلی ۴ دوره
 
سید احمد خاتمی ۴ دوره
 
عبدالرحمان خدایی
 
سید محسن خرازی
 
سید علی‌محمد دستغیب
 
قربانعلی دری نجف‌آبادی  ۵ دوره
 
سید علی‌اصغر دستغیب ۴ دوره
 
محمدمهدی ربانی املشی
 
علی رازینی
 
سید ابراهیم رئیسی
 
حسن روحانی
 
هادی روحانی
 
رضا رمضانی
 
محمدحسین زرندی
 
عباسعلی سلیمانی
 
علی‌احمد سلامی
 
سیدابراهیم سیدحاتمی
 
محمد شیخ‌الاسلام
 
سید محمد شاه‌چراغی
 
سید علی شفیعی ۵ دوره
 
سید محمدنقی شاهرخی
 
حسن شریعتی نیاسر
 
سید حسن طاهری خرم‌آبادی ۴ دوره
 
سید حبیب‌الله طاهری گرگانی
 
سید مجتبی طاهری
 
سید یوسف طباطبایی‌نژاد
 
نورالله طبرسی
 
غیاث‌الدین طه‌محمدی
 
سید محمود علوی
 
حسن عالمی ۴ دوره
 
سید حسن عاملی
 
عبدالمحمود عبداللهی
 
محمدرضا فاکر
 
محی الدین فاضل هرندی
 
علی فلاحیان
 
محمد فیضی
 
محسن قمی ۴ دوره
 
زین‌العابدین قربانی ۴ دوره
 
سید اکبر قره‌باغی (غفاری)
 
سید علی‌اکبر قریشی ۶ دوره
 
محسن کازرونی
 
عباس کعبی ۴ دوره
 
سید هاشم لطفی مهروئیه
 
محسن مجتهد شبستری ۵ دوره
 
حسام‌الدین مجتهدی
 
احمد محسنی گرکانی
 
محمد محمدی گیلانی
 
عباس محفوظی ۴ دوره
 
علی‌اکبر مشکینی
 
سید محمدحسن مرعشی شوشتری
 
مرتضی مقتدایی ۵ دوره
 
محمدتقی مصباح یزدی
 
علی‌اصغر معصومی
 
علی معلمی
 
احمد مبلغی
 
سید کرامت‌الله ملک‌حسینی
 
سید محمدعلی موسوی جزایری ۶ دوره
 
حسن ممدوحی
 
محمدعلی موحدی کرمانی  ۶ دوره
 
سید ابوالحسن مهدوی ۴ دوره
 
محمدرضا مهدوی کنی
 
حبیب‌الله مهمان نواز
 
سید ابوالفضل میرمحمدی
 
محمد مؤمن ۴ دوره
 
غلامعلی نعیم‌آبادی
 
حسن نمازی
 
عبدالنبی نمازی
 
سید کاظم نورمفیدی ۵ دوره
 
عباس واعظ طبسی ۴ دوره
 
سید محمد واعظ موسوی
 
محمدتقی واعظی
 
ابوالقاسم وافی یزدی
 
هاشم هاشم‌زاده هریسی
 
اکبر هاشمی رفسنجانی
 
سید محمود هاشمی شاهرودی
 
محمد یزدی<ref>[https://majlesekhobregan.ir/fa/members/%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7 سایت مجلس خبرگان]</ref>


== منابع ==
== منابع ==


<span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>
<references />
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۷

پارک اتابک و محل مجروح شدن ستارخان

واقعه‌ی پارک اتابک، به فاجعه‌ی خلع سلاح مجاهدین تبریز اشاره دارد این واقعه اشاره به حوادث تاریخی دارد که پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه‌خواه و پناهنده شدن محمدعلی میرزا شاه مستبد قاجار به سفارت روسیه، اتفاق افتاد. قوای روس به بهانه‌ی حفاظت از اتباع خود، تبریز را اشغال کرده بودند و ستارخان و مجاهدان تبریز که بیش‌ترین نقش را در پیروزی انقلاب مشروطه داشتند نتوانستند مستقیما در فتح تهران شرکت کنند.

حکومت جدید در تهران که افرادی چون مخبرالسلطنه را شامل می‌شد وجود ستارخان رهبر انقلابی و محبوب جنبش مشروطه را در تبریز که یک دژ شکست‌ناپذیر به‌شمار می‌رفت به ضرر خود می‌دید. مخبرالسلطنه از طرف حکومت جدید والی آذربایجان شد و از همان ابتدا برای دور کردن ستارخان از تبریز تلاش کرد و در نهایت با زمینه‌چینی و اصرار او حکومت جدید ستارخان را به تهران فراخواند.

در مسیر تهران و در تهران مردم استقبال شایانی از ستارخان و باقرخان، سردار و سالار ملی کردند. در تهران کشمکش جنگ قدرت بین سران حکومت جدید موقعیت ستارخان و مجاهدان را نیز تحت تاثیر قرار داد. نهایتا دولت، با فعالیت‌‌های قوام‌السلطنه در مجلس قانونی را برای خلع سلاح مجاهدان تصویب کرد.

محل استقرار مجاهدان و ستارخان پارک اتابک تهران بود. ستارخان این مصوبه را قبول کرد و تلاش کرد مجاهدان را نیز برای خلع سلاح قانع کند اما موفق نشد. روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۹ نیروهای دولتی پارک اتابک، محل استقرار ستارخان و مجاهدان را گلوله‌باران کردند. ستارخان در این واقعه از ناحیه زانو مجروح شد.

چهار سال بعد در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ستارخان در تهران در یک خانه‌ اجاره‌ای درگذشت. پیکر او طی مراسم باشکوهی تشییع و در باغ طوطی شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

استقبال مردم تهران پس از پیروزی مشروطه از مجاهدان تبریز و ستارخان

واقعه پارک اتابک

اعاده مشروطه از استبداد محمد‌علی شاه

وقتی ستارخان با یارانش به‌سمت تهران حرکت کردند، باقرخان نیز به او پیوست. هنگامی که مجاهدان تبریز با نیروهای محمدعلی شاه می‌جنگیدند، یپرم خان ارمنی یک کمیته با نام «کمیته ستار» در رشت تشکیل داد و به حمایت محمدولی خان تنکابنی زمین‌دار بزرگ شمال، با نیروهای خود وارد تهران شد. بختیاری‌ها به سرکردگی سردار اسعد از اصفهان، برای کمک به مشروطه‌خواهان وارد تهران شدند. تهران سقوط کرد و به دست مشروطه‌خواهان افتاد.

خیزش دلاورانۀ ستارخان و همرزمانش در برابر خودکامگی‌های محمدعلی شاه قاجار در تبریز ـ که یازده ماه به طول انجامید ـ سرانجام به فتح تهران به دست مشروطه خواهان و پیروزی انقلاب مشروطه منجرشد، در روز ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی کمیسیون فوق‌العاده‌یی مرکّب از «انبوهی از ملایان و درباریان و آزادیخواهان و بازرگانان» در روز پیروزی انقلاب در بهارستان تشکیل شد و همین کمیسیون محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کرد و پسر خردسالش احمد را به شاهی نشاند. این کمیسیون از میان اعضای شرکت‌کننده، سپهدار تنکابنی را برای تشکیل دولت «انقلاب» برگزید.

«کمیسیون فوق‌العاده» تا اوایل شهریور ۱۲۸۸ با محمدعلی شاه که در سفارت روسیه پناهنده شده بود، گفتگوکرد و سرانجام به توافق رسیدند که سالانه به او صدهزار تومان مقرّری بدهند و پس از این توافق اورا روانۀ روسیه کردند.

پس از فتح تهران، مهدی قلی‌خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه که قبل از روی کار آمدن محمدعلی شاه استاندار تبریز بود، دوباره اداره شهر تبریز را به‌دست گرفت. وقتی مخبرالسلطنه وارد تبریز شد، روس‌ها با بهانه حمایت از بورژوازی و برقراری نظم، نیروهای نظامی خود را در شهر تبریز مستقر کردند و شهر شکل حکومت نظامی گرفت. مخبرالسلطنه از روس‌ها خواست نیروهای خود را از تبریز خارج کنند؛ چون با روی کار آمدن مشروطه و شکل‌گیری قانون جدید نیازی به نیروهای بیگانه در شهر دیده نمی‌شد، روس‌ها نپذیرفتند و حضور ستارخان و باقرخان و مسلح بودن آن‌ها را بهانه کرده و سبب به‌وجود آمدن بی‌نظمی و اغتشاش دانستند.

سپهدار تنکابنی وزیر جنگ و سردار اسعد بختیاری وزیر کشور قوای پیروز مشروطه پس از فتح تهران

دولت انقلاب بعداز مشروطه

دولت انقلاب نه تنها, با محمّدعلی‌شاه درنیفتاد و او را به محاکمه نکشید, بلکه, برایش مقرّری تعیین کرد. لیاخوف‌ها و سیاستگران درباری همدست روس و انگلیس از مجازات مصون ماندند. چرا که اینان همپالکی‌های همیشگی آنها بودند. کینۀ آنها به‌سوی مجاهدینی سمت و سو داشت که ماه‌ها, سنگر به سنگر, با این «میوه‌چینان» جنگیده بودند و به‌خوبی روشن بود که فردا نیز سدّ راه ادامۀ خودکامگی و وابستگی خواهند شد. امّا, برای ازمیان بردن مجاهدان, بهانه لازم بود. این بهانه را تفرقه افکنی‌ها و اغتشاش‌های ناشی از کشمکش‌های دست‌های «اعتدالی» و «انقلابی» به‌دست داد.

دسته‌بندی‌های سیاسی در دولت مشروطه

دستۀ «انقلابی» را سیدحسن تقی‌زاده پدید آورده بود. او در دوران قیام دلیرانۀ مجاهدان در تبریز «از پشت پرده به کارشکنی می‌کوشید» و «به ستّارخان و باقرخان بد می‌گفت و بدین‌سان, یک‌دسته را از آنان جدا گردانیده, به سرِ خود گرد می‌آورد. حیدر عمواوغلی, که از تهران با وی همبستگی داشت, در این‌جا نیز به او پیوسته, در نهان با ستّارخان دشمنی می‌نمود. بدتر از همۀ اینها, آن که میرزا محمّدعلی خان تربیت که از خویشان تقی‌زاده و از افزارهای دست او بود, و او نیز همچون تقی‌زاده, به لندن و کانونهای سیاسی آن جا راه داشت و به‌تازگی از آنجا بازگشته, در تبریز می‌زیست, او هم با ستّارخان دشمنی می‌کرد و او را "لوتی" و "تاراج‌گر" می‌خواند»[۱]

تقی‌زاده و همدستانش, «نامبرداری مجاهدین را برنتافته, همیشه, می‌کوشیدند جانفشانی‌های آنان را خوار و بی‌ارج نمایند و از نام و آوازه‌شان بکاهند... و نگذارند شورش همچنان پیش‌رفته و آخرین فیروزی به‌نام مجاهدان و جانبازان درآید» [۲]

تقی‌زاده همیشه «پیروی از مردان سیاسی انگلیس» می‌نمود و «یک‌رو به‌سوی آزادی‌خواهان و یک‌رو به‌سوی لندن» داشت.

نفرات مسلح سردار اسعد بختیاری در درگیری در پارک اتابک

سردار اسعد بختیاری هم که مانند تقی‌زاده, در جهت پیشرفت سیاست انگلیس در ایران می‌کوشید و «در دشمنی با آنان ـ مجاهدان ـ با (دارودستة تقی‌زاده) همراهی داشت», دستۀ «اعتدالی» را به‌وجود آورده بود. به هرحال, «دست‌های بیگانه درکار بود که آتشِ دو تیرگی (اختلاف) را دامن زد» این دو دسته, عامل اصلی ایجاد دو دستگی‌ها و اختلافات بودند.[۳]

ستارخان در پارک اتابک

ستّارخان در هنگامۀ این کشمکش‌ها در تهران می‌زیست. او را به ترفند از کانون پرالتهاب جنبش ـ تبریز ـ جدا کرده و به تهران برده بودند. او از اختلافاتِ درون جبهۀ خلق, که جز به سود دشمنان خلق نبود, سخت, دلگیر بود, امّا, نتوانست آن را فیصله دهد. چرا که «این کشاکش از سرچشمۀ دیگری آب می‌خورد و نیرومندتر از آن بود که او بتواند از عهدۀ جلوگیری برآید»[۴]

نخستین اقدام عملی دستۀ «انقلابی» قتل سید عبدالله بهبهانی, یکی از سران مشروطة تهران, در شب ۲۴تیر ۱۲۸۹ بود, که به اعتبار سابقۀ روشن و نفوذ توده‌یی وی, تأثیر اجتماعی زیادی برجای نهاد.

این قتل, دو دستگی‌ها را شدّت بخشید و هواخواهان وی, مسبّب اصلی ـ تقی‌زاده ـ را شناختند و «بیرون کردن او را از مجلس می‌خواستند». بازار تهران, به‌همین جهت, سه روز بسته شد. تقی‌زاده, ترسان از خشم مردم, به خانۀ سردار اسعد, سردستۀ «اعتدالیون» پناه برد. سردار اسعد «با این که خود از اعتدالیون بود, به نگاهداری او برخاست» [۵]

ستّارخان, باقرخان, معزّالسّلطان و یک‌تن دیگر از مجاهدان, طی اطلاعیه‌یی ضمن محکوم‌کردن قتل بهبهانی, تأکید کردند که «عوامل دسته بندی‌ها را از مجلس بیرون کنند». تقی‌زاده چند روز پس از این واقعه, پنهانی, از راه تبریز به استانبول گریخت.

دو هفته پس از قتل بهبهانی, در شب نهم مرداد, علی‌محمّدخان تربیت, از دستۀ «انقلابی» و از خویشان تقی‌زاده ـ که مانند خود او به «لندن و کانون‌های سیاسی آن‌جا راه داشت»ـ به دست چهار مجاهد از دستۀ معزّالسّلطان, کشته شد. آن چهار نفر, بعد از این قتل, به ستّارخان پناه بردند, امّا, ستّارخان حاضر نشد به آنها پناه دهد و قتل «تربیت» را محکوم کرد.

سپهدار تنکابنی نیز در نهان با مجاهدین دشمنی می‌ورزید. او و دیگر دست‌اندرکاران دولت نوپا, همسو شد تا «یک مشت مردان غیرتمند و دلیر را که به چشم بیگانگان خار بودند, آلوده گردانند و از دید مردم بیندازند و در میانشان تخم کینه و دشمنی بکارند و سپس, انقلابی و اعتدالی دست به‌هم داده, به کندن ریشۀ ایشان همداستان گردند» [۶]

پس از دولت سپهدار تنکابنی, دولت مستوفی‌الممالک روی کار آمد که ترکیبی بود از «انقلابیون» و «اعتدالیون». مستوفی‌الممالک با بهانه قراردادن قتل بهبهانی و تربیت, تصمیم به جمع آوری ابزار جنگ از مجاهدان گرفت. البتّه, دولت‌های روس و انگلیس, در این تصمیم‌گیری الهام‌بخش او بودند.

اطلاعیه خلع سلاح

روز دهم مرداد ۱۲۸۹, فردای قتل «تربیت», وزیر مختار روس با وزیر خارجۀ انگلیس در خصوص ضرورت مُبرم خلع سلاح مردم گفتگو کرد. دو روز بعد, مجلس در نشست ۷ساعته, همین ضرورت را مورد بررسی قرارداد و درست به همان نظری رسید که نمایندگان روس و انگلیس به‌آن رسیده بودند. مجلس در همان جلسه تصویب کرد که تا ۴۸ساعت دیگر, همۀ مردم, به جز شهربانی و ارتش, باید سلاح‌های خود را به ماٌموران دولتی تحویل دهند. ستّارخان پذیرفت. زیرا, در آن شرایط, در تهران, نه توان مقابله با دولت را داشت و نه مطلق کردن تضاد با دولت وقت را درست می‌دانست. به این جهت, اعلام کرد: «نخست کسی که آن را به‌کار بندد, من خواهم بود... به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده, برای سپردن به دولت آماده باشند» و به آنها گوشزد کرد که «کاری نکنند که کاسه بر سر ما بشکند». امّا, دشمنان آزادی, تنها, به خلع سلاح مجاهدان قانع نبودند و «بر آن می‌کوشیدند کار را به زدوخورد رسانیده, گزندی نیز به خود آنان رسانند» براین اساس بود که گردانندگان دولت مستوفی و همدستانشان, پیش از به پایان رسیدن مهلت مقرّر, «بسیج جنگ می‌دیدند و هرچه از سواره و پیاده و ژاندارم و پولیس و قزّاق و سواران بختیاری» در تهران بودند, برای ازمیان برداشتن مجاهدان آماده کردند. پالکونیک, رئیس قوای قزّاق, نیز چون واقعۀ بمباران مجلس, پادرمیان داشت.[۷]

تلاش‌های بسیار ستّارخان, برای جلوگیری از درگیری به جایی نرسید. «دولت "انقلابی" کابینۀ مستوفی‌الممالک خرسندی نداشت شکار را از دست دهد و از فرصتی که برای برانداختن یک مرد دلیرِ به نام پیداکرده بود, سودجویی ننماید»[۸]

حمله به پارک اتابک

زدوخورد با ستّارخان و یاران مجاهدش را, قوای بختیاری زیر فرمان سردار اسعد, آغاز کردند. آنها پس از چهار ساعت تیرباران پیاپی پارک اتابک ـ منزلگاه سردار ملی ـ و کشتن و مجروح کردن بیش از ۶۰ مجاهدِ مدافعِ حریم آزادی, این نبرد نابرابرِ دشمن‌شادکن را به پایان بردند و به قول سردار اسعد, تهران, از وجود «متمرّدین» (=مجاهدین) پاک شد: «فردای آن روز در کوچه‌های تهران مجاهدی دیده نمی‌شد. مردم تهران از پیشامد, سخت, افسردگی داشتند و همگی دلسوزی می‌نمودند و با آن که دولت حکومت نظامی برپا و سختگیری آغاز کرده بود, بازارها را باز نمی‌کردند...»[۹]

پیش زمینه حمله به پارک اتابک

بعد از ورود نیروهای مجاهدان مشروطه به تهران در سال ۱۲۸۸ نیروهای مجاهد تبریزی همراه ستارخان سردار ملی درپارک اتابک در محل فعلی سفارت روسیه و قوای باقرخان در عشرت‌آباد سکنی گزیدند. بعد ازسقوط محمدعلی شاه قاجار اختلاف و درگیری بین گروه‌های مختلف که در فتح تهران دست داشتند بوجود آمد. عده‌ای به سردستگی تقی‌زاده که از تبریز به تهران آمده بودگروهی را تشکیل دادند که به دسته انقلابیون مشهور شدند اینان در پی جذب نمایندگان تهران و سایر شهرها به جناح خود برآمدند.

درمقابل اینان هم سردار اسعد بختیاری و عده‌ای دیگر دسته دیگری بنام اعتدالیون بوجود آوردند. کار کشاکش بین این جناح‌ها بالا گرفت و روزنامه‌های آنروز کشور هم هریک طرفدار یکی از این جناح‌ها شده بودند و سیاست‌های آنان را تبلیغ می کردند. سردستگان مجاهدان چند دسته بودند و هرکدام از آنان از جناح‌های مختلف حمایت می کردند.

این اختلاف‌ها و در گیری‌ها باعث شد که وزرا و رجال سیاسی دستگاه استبدادی محمدعلی شاه که قبلاً در خدمت شاه مستبد بودند دوباره وارد میدان شوند ورشته کارهای حکومتی را بدست بگیرند و خود را به این و یا آن جناح منتسب کنند. اینان دسته‌های جانباز مجاهد را فدای خودخواهی و سیاهکاری خویش ساختند.

بعد از سقوط استبداد محمد علی شاه ۵ کابینه تشکیل شد که آخرین باریعد ازدرگیری‌های مختلف بالاخره مستوفی‌الممالک به عنوان رئیس الوزرا منسوب گردید و کابینه پنجم راپس از بر افتادن محمدعل شاه تشکیل داد. قبل از وی کابینه سپهدار به خاطر کشاکش‌ها بین اعتدالیون و انقلابیون نتوانسته بود کاری از پیش ببرد و لذا سقوط کرده بود.

نیروی مجاهدان چه در تهران و چه در شهرهای دیگر گروه انبوهی بودند. این نیروهای وطن‌دوست و شجاع مورد خوشایند دولت‌های بیگانه آن‌زمان مثل روسیه وانگلستان که در سیاست ایران دخیل بودند نبودند و این دولتها به جد دنبال نابودی این جانبازان راه آزادی و مشروطیت بودند. ترکیب این نیروها هم ناهمگون بود. عده‌ای از آنان از همان ابتدای پاگیری مقاومت و انقلاب به همراه سرداران آزادی بر علیه استبداد جنگیده بودند ولی عده‌ای دیگری بعد از پیروزی مجاهدین و فتح تهران به آن‌ها پیوسته بودند.

یک‌عده‌ای ازآنان که تحت حمایت سردار اسعد بختیاری و یپرم خان بودند از وضعیت خوبی برخودار بودند ولی بقیه همگی سرگردان روزگار خود را می‌گذرانیدند و از سرنوشت و آینده خود آگاهی نداشتند. این وضعیت باعث سردرگمی آنان و دخیل بستن و پیروی کردن آنان از یکی از جناح‌های اعتدالیون و یا انقلابیون شده بود.

کشاکش و اختلاف بین انقلابیون و سردار اسعد بختیاری که از در خفا از انقلابیون حمایت می‌کرد از یک‌سو و اعتدالیون از سوی دیگرکه از حمایت سپهدار برخوردار بود ادامه داشت. در این میان دو ترور سیاسی نقش تعیین کننده ای در بوجود آمدن حادثه پارک اتابک بازی کردند. در شب بیستم و جهارم تبرماه ۴ نفر از مجاهدان به منزل سید عبدالله بهبهانی ربخته واو را در مقابل چشمان بستگانش کشتند.

کسروی معتقد است که این ترور به‌دستور تقی‌زاده توسط افراد وابسته به حیدرخان عمواوغلی صورت گرفت. در ماجرای دوم که در شب نهم مرداد صورت گرفت هنگامی‌که علی‌محمد خان تربیت و سید عبدالرزاق نامی در درشکه نشسته بودند در حین عبور از خیابان لاله‌زار در حوالی چهارراه مخبرالدوله توسط چند تن از مجاهدان وابسته به معزالسطان مورد سو ءقصد قرار گرفته و کشته شدند.

بنا‌به نوشته احمد کسروی در تاریح هیجده ساله آذربایجان صفحه ۱۳۲ این ترور سیاسی بدستور اعتدالیون درکین‌خواهی از انقلابیون صورت پذیرفت. بدنبال این ترورها ترس و ناامنی جامعه را فراگرفت و این بهانه‌ای شدکه خلع سلاح مجاهدان در دستور کار دولت و مستوفی‌الممالک به‌عنوان رئیس‌الوزا قرارگیرد. دولت‌های روس و انگلیس خواهان آن بودند که سلاح وابزار و ادوات جنگی از همه مجاهدین گرفته شود و آن‌ها پی کار خود فرستاده شوند.

وقتی ستارخان و باقرخان با نیروهای خود به تهران آمدند و مردم استقبال شایانی ازآنها کردند. این استقبال مردمی از رهبران آزادی مورد خوشایند روسیه قرارنگرفت و به دولت فشار می‌آورد که ستارخان و بافرخان را از تهران بیرون براند و به خارج از کشوربفرستد. سردار اسعد بختیاری و سپهدار هم ازآمدن سرداران آزادی ایران و قوایشان به تهران خرسند نبودند و لذا قبل از آمدن آنان تلگرافی به نجف فرستادند و از آخوند خراسانی و شیخ مازندرانی خواستند که ستارخان و باقر خان را به نجف فراخوانند. آنان در تلگراف خود نوشتند که اینان مایه شورش هستند و به دولت سرخم نمی‌کنند. زمانی که ستارخان و باقرخان در قزوین بودند تلگرافی ازاین آخوندهادریافت کردند که از آنان خواسته بودند که مستقیما ازهمان جا که هستند به نجف بیایند ولی ستارخان این دعوت را قبول نکرد و آنان بسوی تهران رفتند بعد از ورود به تهران ستارخان در پارک اتابک محل فعلی سفارت روسیه و باقرخان با افرادش درعشرت‌آباد سکنی گزیدند.

ستارخان از درگیری و اختلاف بین دسته‌های وابسته به اعتدالیون و انقلابیون بسیار دلگیر بود و خواهان حل اختلاف بین آنان بود ولی این کشاکش‌ها از سرچشمه دیگری آب می خورد و نیرومندتر از آن بود که اوبتواند از آن جلوگیری کند ستارخان و و باقرخان و معزالسلطان و ضرغام‌السلطنه چهار تن از رهبران و مجاهدان مشروطه که در کشاکش مشروطه خواهی جانباری کرده بودند و مجلس شورای برخاسته ازانقلاب مشروطه را نتیجه جانبازیهای خود می‌دانشتند با هم هم‌پیمان شدند که در مقابل دست اندازی عده‌ای نورسیده به مجلس و انقلاب بایستند و لذا خواستار اخراج عده‌ای که بنطرشان عامل دسته‌بندی و کشاکش و اختلاف بودند از مجلس بودند.

مستوفی‌الممالک که تازه بر سر کار آمده بود برنامه دولتش را جلوگيري از هرج و مرج و ايجاد امنيت اعلام کرده بود راهکار خلع سلاح عمومی و استقرار نيروهای مسلح رسمی در شهر تهران را بعنوان یک راه حل امنیتی اعلام کرده بود. مجاهدين تبريز و آذربايجان که پس از فتح تهران همراه سرداران آذربايجان در پارک اتابک سکنی گزيده بودند انتخاب اول اين خلع سلاح بودند.

اين امر بر مجاهدين تبريز گران آمد. چون برخي از نيروها همچون بختياري‌ها و يا نيروهای تحت امر يپرم‌خان ارمنی (هرچند که رئيس وقت نظميه تهران بود) از اين امر مستثني شدند، آنان اين امر را توطئه‌ای جهت تضعيف جناح آذربايجانی می‌دانستند، ولي دمکرات‌ها و سردار اسعد و يپرم‌خان اصرار بر آن داشتند. نمايندگان هيئت دولت در نشستی هفت ساعته با ستارخان و باقرخان توانستند نظر مثبت اين دو را جلب کنند.

در اين جلسه مقرر شد علاوه بر اين که پول سلاح را دولت بپردازد مواجب عقب افتاده مجاهدين نيز فی‌المجلس پرداخت گردد. گزارش رسمی و دولتی از واقعه پارک اتابک: در یک سند رسمی دولتی گزارشی از واقعه پارک اتابک که برای متحصنين تلگرافخانه تبريز ارسال شده و رونوشت آن براي انجمن‌های ايالتی و ولايتی ساير شهرها ارسال گرديده است چگونگی این واقعه شرح داده شده است.

بر اثر فتنه‌انگيزی برخي افراد و از جمله نيروهای سفارتخانه عثماني؛ مجاهدين با اين امر مخالفت کردند و خلع سلاح را دون شأن خود می‌ديدند. مهلت دولتيان به پايان رسيد و حمله محاصره‌کنندگان پارک اتابک شروع شد. جنگي نابرابر درگرفت. ستارخان و باقرخان نيز که شرکت نکردن خود را ناجوانمردانه مي‌ديدند به دفاع کنندگان از پارک پيوستند که درجريان اين امر ستارخانه به شدت از ناحيه پا زخمي گرديد.

بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولتی، که در مجموع سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم‌خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و تعدادی مسلسل شصت‌تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.

ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و وی و یارانش ناچار به خلع سلاح شدند سرانجام با کشته شدن هيجده نفر از مجاهدين آذربايجان و مجروح شدن بيش از چهل نفر از آنان واقعه تأثر برانگيز پارک به پايان رسيد.

بعد از دستگیری ستارخان و باقرخان توسط قوای دولتی آنها به خانه صمصام السلطنه منتقل شده ومدتی آنجا توقف کردند و پزشکان به مداوای ستارخان پرداختند. اين واقعه تأثر همه مشروطه‌خواهان را برانگيخت. با پا درميانی مشروطه‌خواهان، مجاهدين دستگير شده آزاد شدند و با پرداخت حق‌السفر به آذربايجان بازگشتند. ستارخان و باقرخان در تهران ماندند.

درگذشت ستارخان و باقرخان

ستارخان پس از جراحت در پارک اتابک و در بستر بیماری

ستارخان خانه‌نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به‌جایی نرسید سردار ملي چهارسال پس از اين واقعه به دليل همان زخم تير درپای با دلی پرخون در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت و در شهر ری دفن گرديد.

يار ديرين وی باقرخان درجريان وقايع جنگ جهانی اول و هجرت دولت به سوی غرب کشور در منطقه قصرشيرين درقلعة محمدامين طالباني سکنی گزيد، ولی اين شخص که فردی شرور بود به طمع اسلحه و اسب‌های سالار و با تحريک عوامل بيگانه، وی و هيجده نفر از همراهانش را به قتل رساند.(۱)

تمام این حوادث ودسته‌بندی‌ها و توطئه‌ها از این بابت بود که سلاح رااز دست یک عده انسان شرافتمند که مشروطه را با خون خویش آبیاری کرده بودند بگیرند و آن‌ها را از چشم مردم بیاندازند. باخلع سلاح مجاهدان و رهبران مشروطه عوامل استبداد هر چه بیشتر دستاوردهای انقلاب مشروطه را بغما کردند و دوباره دستگاه استبداد را در شکل دیگر این‌بار به اسم مشروطه را انداختند.[۱۰]

منابع

  1. (تاریخ مشروطه, کسروی, ص۸۰۸).
  2. (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۳۰)
  3. (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۵۲۴)
  4. (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۰)
  5. (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص ۱۳۱)
  6. (تاریخ هیجده ساله. ج۲, ص۱۳۳)
  7. (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص۱۳۹)
  8. (تاریخ هیجده ساله, ج۱, ص ۱۴۲)
  9. (تاریخ هیجده ساله آذربایجان, ج۱, ص۱۴۳)
  10. «تاریخ ۱۸ ساله آدربایجان صقخه ۱۲۷ گفتار دهم»