کاربر:Khosro/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: واگردانی دستی برگردانده‌شده
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۹۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|وسط|بندانگشتی|887x887پیکسل]]
[[پرونده:برای_صفحه_تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل|وسط]]
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه      =
|نام_شخص=ابوالفضل سپاهی بادجانی
| عنوان            =  
|تصویر=ابوافضل سپاهی،اعدام.jpg
| تصویر             = اسماعیل امیرخیزی.jpg
|عرض_تصویر=260px
| اندازه تصویر      =240پیکسل
|توضیح_تصویر=ابوالفضل سپاهی بادجانی
| عنوان تصویر      =محمد اسماعیل امیرخیزی
|تاریخ_تولد=  
| تاریخ مرگ        = ۲۷ بهمن ۱۳۴۴
|محل_تولد=اصفهان
| مکان مرگ          = تهران
|تاریخ_مرگ=
| عرض جغرافیایی محل دفن =
|ملیت=
| طول جغرافیایی محل دفن =
|محل_مرگ=میدان علیخانی اصفهان، اعدام در ملأ عام
| latd =
|مدفن=
| latm =
|علت مرگ=
| lats =
|شناخته‌شده برای=
| latNS =  
|همسر=
| longd =  
|والدین=
| longm =  
|تاریخ تولد=۱۳۸۲
| longs =  
|تاریخ مرگ= ۶ مرداد ۱۴۰۵
| longEW =  
|دین=اسلام
| محل زندگی        = تبریز، تهران، استانبول، برلین، بغداد
|اتهام‌ها=محاربه از طریق آتش‌زدن اماکن عمومی، افساد فی‌الارض، مسدودکردن خیابان‌ها و مشارکت در قتل چهار نیروی بسیج و نیروی انتظامی
| ملیت             =  
|مجازات=اعدام
| نژاد              =  
|مکان تولد=اصفهان
| تابعیت            =  
|شهر خانگی=اصفهان}}
| تحصیلات          = مکتب‌خانه‌های تبریز (ادب فارسی و عربی)
'''ابوالفضل سپاهی بادجانی'''، (متولد ۱۳۸۲، اصفهان، اعدام‌شده ۶ مرداد ۱۴۰۵، اصفهان) جوان ۲۳ ساله از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در اصفهان، سحرگاه سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در میدان علیخانی اصفهان به‌صورت علنی اعدام شد.  
| دانشگاه          =
| پیشه              = نویسنده، شاعر، مورخ، ادیب، معلم
| سال‌های فعالیت    = ۱۲۸۲–۱۳۴۴
| کارفرما          = وزارت معارف
| نهاد              = انجمن ایالتی آذربایجان، کمیته میلیون ایرانی
| نماینده          = نماینده اردبیل در انجمن ایالتی آذربایجان
| شناخته‌شده برای   = نقش در نهضت مشروطیت، همکاری با ستارخان و خیابانی، آثار تاریخی و ادبی
| نقش‌های برجسته    = منشی و مستشار ستارخان، عضو هیئت مدیره قیام آزادیستان
| سبک              = قصیده‌سرایی، نثر تاریخی
| تأثیرگذاران      = ستارخان، شیخ محمد خیابانی، سیدحسن تقی‌زاده
| تأثیرپذیرفتگان    = محمدحسین شهریار
| شهر خانگی        =
| تلویزیون          =
| لقب              = هنر، گرامی
| حزب              =
| جنبش              = نهضت مشروطیت، قیام آزادیستان
| مخالفان          =
| هیئت              =  
| دین               =اسلام  
| مذهب              =  
| منصب              = رئیس دارالفنون، رئیس فرهنگ آذربایجان
| مکتب              =
| آثار              = قیام آذربایجان و ستارخان، تاریخ فرهنگ و ادب آذربایجان، تصحیح بوستان سعدی، تصحیح دیوان عنصری، قطعات منتخب زبان فارسی
| خویشاوندان سرشناس =
| فرزندان          =
| جوایز            =
| امضا              =
| اندازه امضا      =
| وبگاه            =
| پانویس            =
| اتهام‌ها        =
| مجازات           =  
|نام=محمد اسماعیل امیرخیزی|تاریخ تولد=۱۹ آذر ۱۲۵۵|مکان تولد=تبریز، محله امیرخیز}}
'''محمد اسماعیل امیرخیزی'''، (متولد ۱۹ آذر ۱۲۵۵، تبریز - درگذشته ۲۷ بهمن ۱۳۳۴، تهران) متخلص به هنر و گرامی، فرزند محمدتقی، نویسنده، شاعر، پژوهشگر، ادیب، محقق، مورخ و از رجال برجسته [[جنبش مشروطه ایران|نهضت مشروطیت ایران]]، در محله امیرخیز تبریز زاده شد. او تا ۱۴ سالگی مقدمات ادب فارسی و عربی را در مکتب‌خانه‌های تبریز فرا گرفت و سپس در تجارتخانه پدرش (دکان بزازی) مشغول به کار شد. اسماعیل امیرخیزی در سن ۲۷ سالگی به حج رفت و در استانبول با مفاهیم مشروطه و جمهوری از طریق جراید و گفتگوها آشنا شد. از آغاز نهضت مشروطیت به آزادی‌خواهان پیوست و به عنوان نماینده اردبیل در انجمن ایالتی آذربایجان شرکت کرد. پس از اعتبار یافتن سردار ملّی [[ستارخان]]، به عنوان منشی ظاهری و مستشار باطنی او منصوب شد و در دستگاه او عاملی مؤثر بود.


پس از افتتاح مجلس شورای ملی دوره دوم، همراه ستارخان به تهران رفت، اما پس از حادثه پارک اتابک (تیرخوردن ستارخان)، با اجازه او به تبریز بازگشت. در ۱۳۳۰ قمری/۱۹۱۲ میلادی به دلیل تجاوز روس‌ها و فشار استبداديان به استانبول هجرت کرد، سپس به دعوت [[سیّدحسن تقی‌زاده|سیدحسن تقی‌زاده]] به برلین رفت و در کمیته میلیون ایرانی فعالیت کرد. در ۱۳۳۳ قمری/۱۹۱۵ میلادی برای کمک به میلیون به بغداد رفت، اما پس از سقوط بغداد به دست انگلیس، به استانبول بازگشت و دو سال ماند. پس از ۷ سال دوری، با خروج روس‌ها از آذربایجان، به تبریز بازگشت و در ۱۲۹۸ شمسی به وزارت معارف پیوست و در دبیرستان محمودیه تدریس کرد. محمداسماعیل امیرخیزی به [[شیخ محمد خیابانی]] پیوست و با پیشنهاد او به هیئت مدیره قیام درآمد؛ پیشنهاد تغییر نام آذربایجان به آزادیستان از او بود. از یاران و مشاوران شیخ بود و در انتخاب ریاست گارد ملی، کلنل [[محمدتقی‌ پسیان|محمدتقی خان پسیان]] را پیشنهاد داد (هرچند سید مرتضی دیبا منصوب شد). او در فرستادن مجاهدان به اهر، پیشنهاد نگهداشتن نیروها در پل آجی را داد. پس از قتل خیابانی، از سیاست کناره گرفت و به امور فرهنگی روی آورد.
وی در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، آتش‌زدن اماکن عمومی و مشارکت در کشته شدن چهار نیروی حکومتی محکوم شده بود. بازداشت ابوالفضل سپاهی در ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزلش و تیراندازی همراه بود.  


تا ۱۳۱۴ شمسی، اسماعیل امیرخیزی اداره مدرسه فردوسی را بر عهده داشت، سپس به تهران رفت و ریاست دارالفنون را عهده‌دار شد. در ۱۳۲۱ شمسی به تبریز بازگشت و ریاست فرهنگ آذربایجان را بر عهده گرفت، اما دو سال بعد به تهران آمد و از ۱۳۲۵ شمسی دوباره ریاست دارالفنون را بر عهده داشت. در ۱۳۲۸ شمسی بازنشسته شد و در ۲۷ بهمن ۱۳۴۴ شمسی، در تهران درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. آثارش شامل تصحیح بوستان [[سعدی]]، تصحیح دیوان عنصری، قیام آذربایجان و ستارخان، تاریخ فرهنگ و ادب آذربایجان، قطعات منتخبه زبان فارسی و اشعار و مقالات متعدد در جراید است. اسماعیل امیرخیزی معلم شهریار بود و تأثیرگذار بر ادبیات آذربایجان؛ تأکید بر حفظ زبان فارسی، تعلیم دختران، تشکیل شورای فرهنگ، و آموزش بزرگسالان داشت. با وجود مجاهدات، قربانی توطئه سکوت شد و نامش در سایه ستارخان و خیابانی قرار گرفت.<ref name=":0">[https://www.iichs.ir/fa/news/1041/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C محمد اسماعیل امیرخیزی - پژوهشکده تاریخ معاصر]</ref><ref name=":1">[https://hamnava.ir/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85 امیرخیزی، معلمی که زود فراموشش کردیم! - هم‌نوا]</ref><ref name=":2">[https://www.cgie.org.ir/fa/article/225766/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C امیرخیزی - مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی]</ref><ref name=":3">[https://nasrnews.ir/detail/36428/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86 اسماعیل امیرخیزی، یار و یاور ستارخان - نصرنیوز]</ref><ref name=":4">[https://azarpazhouh.ir/1403/slider/%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b7%d9%87-2/ نقش «اسماعیل امیرخیزی» در مشروطیت - آذرپژوه]</ref><ref name=":5">[https://azariha.org/11448/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B7%D8%A6%D9%87-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA/ امیرخیزی، قربانی «توطئه سکوت» - آذری‌ها]</ref><ref name=":6">[https://shanjaan.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4/ محمد اسماعیل امیرخیزی نویسنده و پژوهشگر - شانجان]</ref>
گزارش‌ها حاکی از شکنجه شدید برای اخذ اعترافات اجباری، محرومیت از وکیل مستقل و دادرسی غیرشفاف است. این اعدام یکی از چهار مورد اعدام‌شده در این پرونده است و خطر اعدام هشت متهم دیگر همچنان وجود دارد. پیش از این دو زندانی سیاسی به نام‌های [[عرفان اسفندیاری]] و [[گل‌محمد محمدی]] از متهمان پرونده‌ی میدان علیخانی در ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ اعدام شدند.<ref name=":0">[https://hengaw.net/fa/news/2026/07/article-177 حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در «میدان علیخانی» در ملأعام اجرا شد - هه‌نگاو]</ref><ref name=":1">[https://humanrightsinir.org/execution-787/ احکام اعدام امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی اجرا شد - حقوق بشر در ایران]</ref><ref name=":2">[https://iranhrs.org/abolfazl-sepahi-amirhossein-safari-public-execution-isfahan/amp/ ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری؛ اعدام دو زندانی سیاسی در میدان علیخانی اصفهان - کانون حقوق بشر ایران]</ref><ref name=":3">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86 اعدام جنایتکارانه دو شورشگر دلیر امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی در اصفهان - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref>  


== زندگی و تحصیلات ==
== هویت و دستگیری ==
محمد اسماعیل امیرخیزی، متخلص به هنر و گرامی، در ۱۹ آذر ۱۲۵۵ شمسی (۵ ذی‌الحجه ۱۲۹۴ قمری) در محله تاریخی امیرخیز تبریز، از محله‌های قدیمی و معروف این شهر، به دنیا آمد. پدرش، محمدتقی، تاجر بزازی بود و دکانی در بازار تبریز داشت. خانواده او از طبقه متوسط بودند و در محیطی فرهنگی و تجاری رشد کردند. محمد اسماعیل تا ۱۴ سالگی، به دلیل شرایط خانوادگی، در تجارتخانه پدرش مشغول به کار شد و در کنار آن به تحصیل پرداخت. این تجربه اولیه در بازار تبریز او را با فرهنگ و اجتماع شهر آشنا کرد و زمینه‌ساز گرایش‌های بعدی‌اش به مسائل اجتماعی و سیاسی شد. تبریز در آن دوره مرکز فعالیت‌های فکری و سیاسی بود که تأثیر زیادی بر شکل‌گیری شخصیت او داشت.<ref name=":0" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":6" /> 
ابوالفضل سپاهی بادجانی، متولد ۱۳۸۲ و ۲۳ ساله، از شهروندان اصفهان بود. او در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ پس از یورش نیروهای امنیتی به منزلش، با استفاده از سلاح گرم و تیراندازی بازداشت شد.  


=== تحصیلات و رشد ادبی ===
=== اتهامات ===
محمد اسماعیل امیرخیزی در سال ۱۲۶۲ ش، در سن ۷ سالگی، وارد مکتب‌خانه‌ای در تبریز شد و مقدمات ادب فارسی و عربی را آموخت. در سال ۱۲۶۵ ش، به مکتب سید حسین زنوزی، یکی از برجسته‌ترین مکتب‌خانه‌های تبریز، رفت و در آنجا علوم ادبی و دینی را فراگرفت. این مکتب به دلیل حضور اساتید برجسته، نقش مهمی در تربیت ادیبان داشت. پس از اتمام دوره مکتب، او به تکمیل معلومات خود نزد اساتید بزرگ ادامه داد. استعداد فطری‌اش در شعر و ادب او را به یکی از ادیبان جوان و بنام آذربایجان تبدیل کرد. توانایی او در قصیده‌سرایی و نثر ادبی از همان جوانی مورد توجه قرار گرفت. این پایه ادبی بعدها در آثارش، مانند تصحیح متون کهن و نگارش تاریخ، نمود یافت. محیط فرهنگی تبریز، که در آن زمان مرکز نشر جراید و فعالیت‌های روشنفکری بود، به رشد فکری او کمک کرد.<ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":6" /> 
ابوالفضل سپاهی بادجانی به اتهام «محاربه از طریق آتش‌زدن اماکن عمومی» (شامل مسجد و خودپرداز)، «افساد فی‌الارض»، درگیری، حمل سلاح سرد (تبر و چاقو)، مسدود کردن خیابان‌ها، آتش‌زدن لاستیک‌ها، تخریب اموال عمومی و مشارکت در کشته شدن چهار نیروی یگان ویژه (ولی‌الله صفری، محمد همتی، حسین رمضانی و علی خشوعی اصفهانی) در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی متهم شد.  


=== سفر حج و آشنایی با ایده‌های مشروطه ===
=== روند قضایی ===
در سال ۱۲۸۲ ش، در سن ۲۷ سالگی، محمد اسماعیل به سفر حج رفت. در بازگشت، چند روز در استانبول اقامت کرد و از طریق مطالعه جراید عثمانی و گفتگو با روشنفکران، با مفاهیم مشروطه و جمهوری آشنا شد. این تجربه نقطه عطفی در زندگی او بود، زیرا او را با اندیشه‌های آزادی‌خواهی و اصلاحات سیاسی آشنا کرد. این آشنایی زمینه پیوستن او به نهضت مشروطیت را فراهم کرد و دیدگاهش را نسبت به استبداد قاجاری تغییر داد. بازگشت او به تبریز با انگیزه مشارکت در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی همراه بود.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":6" /> 
پرونده ابوالفضل سپاهی در شعبه دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی مرتضی براتی رسیدگی شد. حکم اعدام صادر و در دیوان عالی کشور تأیید گردید. گزارش‌ها حاکی از شکنجه شدید جسمی و روحی برای اخذ اعترافات اجباری، محرومیت از دسترسی به وکیل مستقل و دادرسی غیرشفاف است. احکام صرفاً بر اساس اقرارهای زیر شکنجه صادر شده است.  


== نقش در نهضت مشروطیت ==
== اجرای حکم اعدام ==
سحرگاه سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ (۲۸ جولای ۲۰۲۶)، حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی به‌صورت علنی در میدان علیخانی اصفهان تحت تدابیر شدید امنیتی اجرا شد. نیروهای امنیتی از ساعات آخر شب با استقرار گسترده در محل، تجمع شهروندان معترض را سرکوب کردند و درگیری‌هایی رخ داد که منجر به مجروح شدن و بازداشت چندین نفر شد. شهروندان با سوت و کف و شعار «بی‌شرف بی‌شرف» اعتراض کردند. این اعدام یکی از اولین موارد اعدام در ملأعام بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه بود.


=== پیوستن به مشروطه‌خواهان و همکاری با ستارخان ===
== زمینه پرونده و وضعیت سایر متهمان ==
محمد اسماعیل امیرخیزی از آغاز نهضت مشروطیت به جمع آزادی‌خواهان پیوست. در سال۱۲۸۶ ش، به طور رسمی به طرفداران مشروطیت ملحق شد و به عنوان نماینده اردبیل در انجمن ایالتی آذربایجان، که نهادی کلیدی برای هماهنگی مشروطه‌خواهان بود، شرکت کرد. پس از شهرت یافتن ستارخان به دلیل شجاعتش در دفاع از مشروطه، انجمن ایالتی او را به عنوان منشی ظاهری و مستشار باطنی ستارخان منصوب کرد. در دستگاه سردار ملی، نقش مشورتی او بسیار برجسته بود و ستارخان در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها به نظرات او تکیه می‌کرد. امیرخیزی با دانش ادبی و سیاسی خود، به تنظیم مکاتبات، هماهنگی فعالیت‌ها، و ارائه راهبردهای سیاسی کمک کرد. او در حفظ انسجام نیروهای مشروطه‌خواه در تبریز نقش مهمی داشت و به عنوان حلقه اتصال بین انجمن ایالتی و ستارخان عمل کرد.<ref name=":0" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":6" /> 
پرونده «میدان علیخانی» به وقایع ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مربوط است. دست‌کم ۱۲ نفر در این پرونده به اعدام محکوم شده بودند. پیش‌تر عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی در ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵، اعدام شده بودند و با اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، شمار اعدام‌شدگان این پرونده به چهار نفر رسید. وضعیت علیرضا سپاهی و هفت متهم دیگر همچنان نامعلوم و در معرض خطر اعدام است. طی پنج ماه گذشته دست‌کم ۲۲ نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه اعدام شده‌اند.  


=== سفر به تهران و بازگشت به تبریز ===
=== نقض حقوق ===
پس از افتتاح مجلس شورای ملی دوره دوم در سال ۱۲۸۸ ش، محمد اسماعیل همراه ستارخان به تهران رفت تا در استقرار نظام مشروطه مشارکت کند. اما پس از حادثه پارک اتابک (۱۲۸۹ شمسی)، که در آن ستارخان تیر خورد و زخمی شد، امیرخیزی با اجازه او به تبریز بازگشت. این بازگشت به دلیل ناامنی‌های سیاسی و نیاز به ادامه فعالیت‌های مشروطه‌خواهانه در آذربایجان بود. او در تبریز به سازماندهی نیروهای محلی و حفظ روحیه آزادی‌خواهان کمک کرد.<ref name=":0" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /> 
گزارش‌ها بر شکنجه برای اخذ اعترافات، محرومیت از وکیل مستقل، نبود شفافیت در دادرسی و اجرای علنی حکم به‌عنوان موارد نقض حق حیات، دادرسی عادلانه و منع شکنجه تأکید دارند.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":3" />  
 
=== هجرت به خارج و فعالیت‌های ملی ===
امیرخیزی در سال۱۲۹۱ ش، به دلیل تجاوز روس‌ها به آذربایجان و فشار استبداديان، محمد اسماعیل به استانبول هجرت کرد. در آنجا به دعوت سیدحسن تقی‌زاده به برلین رفت و در کمیته میلیون ایرانی، که گروهی از فعالان مشروطه‌خواه بود، فعالیت کرد. در سال ۱۲۹۴ ش، برای کمک به میلیون به بغداد سفر کرد، اما پس از سقوط بغداد به دست نیروهای انگلیسی، به استانبول بازگشت و دو سال در آنجا ماند. پس از خروج روس‌ها از آذربایجان در سال ۱۲۹۷، پس از ۷ سال دوری، به تبریز بازگشت.<ref name=":0" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":6" />
 
== قیام خیابانی و فعالیت‌های سیاسی بعدی ==
 
=== پیوستن به شیخ محمد خیابانی و نقش در قیام آزادیستان ===
محمد اسماعیل امیرخیزی در سال ۱۲۹۹ ش، به شیخ محمد خیابانی، رهبر قیام آزادیستان، پیوست. این قیام از ۱۷ فروردین تا ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ ش، با هدف اصلاحات سیاسی و استقلال آذربایجان از سلطه خارجی شکل گرفت. با پیشنهاد خیابانی، امیرخیزی به هیئت مدیره قیام ملحق شد و نقش مشورتی کلیدی ایفا کرد. او پیشنهاد تغییر نام آذربایجان به «آزادیستان» را مطرح کرد که نشان‌دهنده اعتقادش به آرمان‌های آزادی‌خواهی بود. در انتخاب رئیس گارد ملی، او کلنل محمدتقی خان پسیان را پیشنهاد داد، اما شیخ، سید مرتضی دیبا را منصوب کرد. هنگام اعزام ۲۰۰ مجاهد به اهر برای مقابله با نیروهای مخالف، امیرخیزی پیشنهاد کرد نیروها در پل آجی (محل استراتژیک نزدیک تبریز) نگه داشته شوند تا از پراکندگی جلوگیری شود. او در تنظیم مکاتبات و هماهنگی فعالیت‌های قیام نیز نقش داشت. پس از سرکوب قیام و قتل خیابانی در شهریور ۱۲۹۹، امیرخیزی از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت و به امور فرهنگی و آموزشی روی آورد.<ref name=":0" /><ref name=":2" /><ref name=":4" /><ref name=":6" /> 
 
=== کناره‌گیری از سیاست و تمرکز بر فرهنگ ===
پس از قتل شیخ محمد خیابانی، محمد اسماعیل امیرخیزی به دلیل فضای سنگین سیاسی و سرکوب آزادی‌خواهان، از فعالیت‌های سیاسی فاصله گرفت. او تصمیم گرفت انرژی خود را صرف امور فرهنگی و آموزشی کند. این تغییر جهت نشان‌دهنده انعطاف او در حفظ آرمان‌هایش از طریق آموزش و ادبیات بود. در سال ۱۲۹۸ ش، پیش از قیام، به وزارت معارف پیوسته بود و این زمینه را برای فعالیت‌های بعدی‌اش فراهم کرد. او معتقد بود که آموزش و ترویج فرهنگ می‌تواند به تقویت هویت ملی و بیداری اجتماعی کمک کند، به‌ویژه در آذربایجان که تحت تأثیر تهاجمات خارجی و استبداد داخلی بود. این دوره نشان‌دهنده گذار او از مبارزه سیاسی به نقش‌آفرینی فرهنگی بود که بعدها در تدریس و نگارش آثارش نمود یافت.<ref name=":0" /><ref name=":3" /><ref name=":5" /><ref name=":6" /> 
 
== فعالیت‌های آموزشی و مدیریت فرهنگی ==
 
=== تدریس و مدیریت مدرسه فردوسی ===
محمد اسماعیل امیرخیزی در سال ۱۲۹۸ ش، به وزارت معارف پیوست و در دبیرستان محمودیه (بعدها فردوسی) تبریز به تدریس ادبیات فارسی پرداخت. تا سال ۱۳۱۴ ش، اداره این مدرسه را بر عهده داشت و به تربیت نسل جدیدی از دانش‌آموزان کمک کرد. او به آموزش ادبیات کلاسیک و مدرن اهتمام داشت و با روش‌های نوین تدریس، دانش‌آموزان را به مطالعه متون کهن فارسی تشویق می‌کرد. یکی از شاگردان برجسته او محمدحسین شهریار، شاعر نامدار، بود که تا سال ۱۲۹۹ در این مدرسه درس خواند و خود را مدیون آموزش‌های امیرخیزی می‌دانست. او با وساطت نزد [[محمدتقی بهار|ملک‌الشعرای بهار]]، مقدمه‌ای برای دیوان شهریار فراهم کرد. مدیریت او در مدرسه فردوسی به تقویت آموزش در تبریز کمک کرد و این دوره به عنوان یکی از نقاط اوج فعالیت‌های آموزشی‌اش شناخته می‌شود.
 
=== ریاست فرهنگ آذربایجان و دارالفنون ===
در سال ۱۳۱۴ ش، امیرخیزی به تهران نقل مکان کرد و ریاست دارالفنون، یکی از معتبرترین مراکز آموزشی ایران، را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۲۱ ش، به تبریز بازگشت و به عنوان رئیس فرهنگ آذربایجان منصوب شد. در این سمت، او به توسعه آموزش در منطقه اهتمام ورزید. او به تعلیم دختران و تأسیس مدارس دخترانه اهمیت زیادی داد و شورای فرهنگ را برای بحث در مسائل آموزشی تشکیل داد. همچنین، در آموزش بزرگسالان تلاش کرد و انجمنی از علاقه‌مندان فرهنگ تأسیس نمود تا زبان فارسی را ترویج کند و مسائل فرهنگی را بررسی نماید. در جلسات حزبی، او گفت‌وگوها را به زبان فارسی مصوب کرد تا هویت ملی تقویت شود. در سال ۱۳۲۳ ش، به تهران بازگشت و از ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۸، دوباره ریاست دارالفنون را بر عهده داشت. در ۱۳۲۸ بازنشسته شد، اما تأثیراتش در نظام آموزشی باقی ماند.<ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":5" /><ref name=":6" /> 
 
== آثار ادبی-فرهنگی ==
[[پرونده:محمد اسماعیل امیرخیزی.jpg|جایگزین=قیام آذربایجان و ستارخان، اثر اسماعیل امیرخیزی|بندانگشتی|240x240پیکسل|قیام آذربایجان و ستارخان، اثر اسماعیل امیرخیزی]]
محمد اسماعیل امیرخیزی آثار متعددی در حوزه ادبیات و تاریخ از خود به جا گذاشت. او تصحیح بوستان سعدی را در سال‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۱۲ ش، در تبریز منتشر کرد که نشان‌دهنده تسلط او بر متون کلاسیک فارسی بود. همچنین، دیوان عنصری را تصحیح کرد که یکی از کارهای برجسته او در احیای متون کهن است. کتاب «قیام آذربایجان و ستارخان» از مهم‌ترین آثار اوست که به شرح نقش مشروطه‌خواهان و سردار ملی در نهضت مشروطیت می‌پردازد و سندی ارزشمند از تاریخ معاصر ایران است. دیگر اثر او، «تاریخ فرهنگ و ادب آذربایجان»، به بررسی سیر تحولات فرهنگی و ادبی منطقه پرداخت و منبعی مهم برای مطالعات منطقه‌ای است. او همچنین «قطعات منتخبه زبان فارسی (نظم و نثر)» را تدوین کرد که گزیده‌ای از آثار ادبی فارسی بود. اشعار و مقالات او در جراید مختلف منتشر شد و مجموعه خطی آثارش در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود. او قصیده‌سرای برجسته‌ای بود و یک شعر به سبک سانِت‌های اروپایی سرود که بیانگر نوآوری او در شعر بود. 
 
=== تأثیر بر ادبیات و آموزش ===
اسماعیل امیرخیزی تأثیر عمیقی بر ادبیات و آموزش آذربایجان گذاشت. او معلم محمدحسین شهریار در مدرسه فردوسی بود و با آموزش ادبیات کلاسیک، بر سبک شاعری او اثر گذاشت. شهریار خود را مدیون او می‌دانست و مقدمه دیوانش با وساطت امیرخیزی توسط ملک‌الشعرای بهار نوشته شد. او بر حفظ و ترویج زبان فارسی تأکید داشت و در جلسات حزبی، گفت‌وگوها را به فارسی مصوب کرد تا هویت ملی تقویت شود. فعالیت‌های او در شورای فرهنگ و آموزش بزرگسالان به توسعه سواد و فرهنگ در آذربایجان کمک کرد. تأسیس انجمن علاقه‌مندان فرهنگ نیز فضایی برای بحث‌های ادبی و فرهنگی فراهم کرد. او با احیای متون کهن و نگارش تاریخ مشروطیت، به حفظ میراث ادبی و تاریخی ایران کمک کرد. با این حال، به دلیل قرار گرفتن در سایه شخصیت‌هایی مانند ستارخان و خیابانی، نامش کمتر مورد توجه قرار گرفت.<ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":4" /><ref name=":5" /><ref name=":1" />
 
== درگذشت و ارزیابی میراث ==
محمد اسماعیل امیرخیزی در ۲۷ بهمن ۱۳۴۴ شمسی (۲۵ شوال ۱۳۸۵ قمری) در تهران درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. با وجود نقش برجسته‌اش در مشروطیت، قیام خیابانی، و آموزش، نام او در تاریخ معاصر ایران کمتر شناخته شده است. برخی او را قربانی «توطئه سکوت» می‌دانند، با این حال، آثار تاریخی و ادبی او، به‌ویژه «قیام آذربایجان و ستارخان»، سندی ارزشمند از تاریخ مشروطیت است و نقش او در ترویج فرهنگ و آموزش غیرقابل انکار است. او به عنوان ادیب، مورخ، و معلم، به حفظ هویت فرهنگی و ادبی ایران کمک کرد و میراثش در کتابخانه مجلس و آثار شاگردانش مانند شهریار باقی مانده است.<ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":5" /><ref name=":4" /> 


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۹

ابوالفضل سپاهی بادجانی
ابوالفضل سپاهی بادجانی
زادروز۱۳۸۲
اصفهان
درگذشت۶ مرداد ۱۴۰۵
میدان علیخانی اصفهان، اعدام در ملأ عام
شهر خانگیاصفهان
دیناسلام
اتهام‌هامحاربه از طریق آتش‌زدن اماکن عمومی، افساد فی‌الارض، مسدودکردن خیابان‌ها و مشارکت در قتل چهار نیروی بسیج و نیروی انتظامی
مجازات‌هااعدام

ابوالفضل سپاهی بادجانی، (متولد ۱۳۸۲، اصفهان، اعدام‌شده ۶ مرداد ۱۴۰۵، اصفهان) جوان ۲۳ ساله از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان، سحرگاه سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در میدان علیخانی اصفهان به‌صورت علنی اعدام شد.

وی در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، آتش‌زدن اماکن عمومی و مشارکت در کشته شدن چهار نیروی حکومتی محکوم شده بود. بازداشت ابوالفضل سپاهی در ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزلش و تیراندازی همراه بود.

گزارش‌ها حاکی از شکنجه شدید برای اخذ اعترافات اجباری، محرومیت از وکیل مستقل و دادرسی غیرشفاف است. این اعدام یکی از چهار مورد اعدام‌شده در این پرونده است و خطر اعدام هشت متهم دیگر همچنان وجود دارد. پیش از این دو زندانی سیاسی به نام‌های عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی از متهمان پرونده‌ی میدان علیخانی در ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ اعدام شدند.[۱][۲][۳][۴]

هویت و دستگیری

ابوالفضل سپاهی بادجانی، متولد ۱۳۸۲ و ۲۳ ساله، از شهروندان اصفهان بود. او در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ پس از یورش نیروهای امنیتی به منزلش، با استفاده از سلاح گرم و تیراندازی بازداشت شد.

اتهامات

ابوالفضل سپاهی بادجانی به اتهام «محاربه از طریق آتش‌زدن اماکن عمومی» (شامل مسجد و خودپرداز)، «افساد فی‌الارض»، درگیری، حمل سلاح سرد (تبر و چاقو)، مسدود کردن خیابان‌ها، آتش‌زدن لاستیک‌ها، تخریب اموال عمومی و مشارکت در کشته شدن چهار نیروی یگان ویژه (ولی‌الله صفری، محمد همتی، حسین رمضانی و علی خشوعی اصفهانی) در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی متهم شد.

روند قضایی

پرونده ابوالفضل سپاهی در شعبه دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی مرتضی براتی رسیدگی شد. حکم اعدام صادر و در دیوان عالی کشور تأیید گردید. گزارش‌ها حاکی از شکنجه شدید جسمی و روحی برای اخذ اعترافات اجباری، محرومیت از دسترسی به وکیل مستقل و دادرسی غیرشفاف است. احکام صرفاً بر اساس اقرارهای زیر شکنجه صادر شده است.

اجرای حکم اعدام

سحرگاه سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ (۲۸ جولای ۲۰۲۶)، حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی به‌صورت علنی در میدان علیخانی اصفهان تحت تدابیر شدید امنیتی اجرا شد. نیروهای امنیتی از ساعات آخر شب با استقرار گسترده در محل، تجمع شهروندان معترض را سرکوب کردند و درگیری‌هایی رخ داد که منجر به مجروح شدن و بازداشت چندین نفر شد. شهروندان با سوت و کف و شعار «بی‌شرف بی‌شرف» اعتراض کردند. این اعدام یکی از اولین موارد اعدام در ملأعام بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه بود.

زمینه پرونده و وضعیت سایر متهمان

پرونده «میدان علیخانی» به وقایع ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مربوط است. دست‌کم ۱۲ نفر در این پرونده به اعدام محکوم شده بودند. پیش‌تر عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی در ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵، اعدام شده بودند و با اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، شمار اعدام‌شدگان این پرونده به چهار نفر رسید. وضعیت علیرضا سپاهی و هفت متهم دیگر همچنان نامعلوم و در معرض خطر اعدام است. طی پنج ماه گذشته دست‌کم ۲۲ نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه اعدام شده‌اند.

نقض حقوق

گزارش‌ها بر شکنجه برای اخذ اعترافات، محرومیت از وکیل مستقل، نبود شفافیت در دادرسی و اجرای علنی حکم به‌عنوان موارد نقض حق حیات، دادرسی عادلانه و منع شکنجه تأکید دارند.[۱][۲][۳][۴]

منابع