کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوشتن مقاله جدید
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=تظاهرات  پاریس - اعتراض جهانی به اعدام مجاهدین و جوانان شورشگر
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=تظاهرات پاریس.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=
| تصویر =
|توضیح تصویر=تظاهرات ایرانیان آزاده در پاریس علیه اعدام مجاهدین و جوانان شورشگر
| عنوان تصویر =
|عناوین دیگر=تظاهرات گسترده در پاریس با پیام مریم رجوی در محکومیت اعدام مجاهدین و شورشگران
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|عاملان=ایرانیان آزاده مقیم اروپا، هواداران شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق، [[مریم رجوی]] (پیام ویدئویی)
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|مکان=پاریس، فرانسه
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زمان=۲۲ فروردین ۱۴۰۵ (۱۱ آوریل ۲۰۲۶)
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|نتیجه=اعتراض جهانی به اعدام مجاهدین و شورشگران، قرائت پیام مریم رجوی، تأکید بر صلح و آزادی، محکومیت اعدام‌های رژیم ایران، فراخوان به توقف اعدام‌ها، حمایت از دولت موقت [[شورای ملی مقاومت ایران]]، بازتاب گسترده در رسانه‌های مقاومت و برخی رسانه‌های فرانسوی
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''تظاهرات پاریس؛ اعتراض جهانی به اعدام،''' تظاهراتی است که ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]] در پاریس به تاریخ ۱۱ آوریل ۲۰۲۶ (۲۲ فروردین ۱۴۰۵) برگزار کردند. این تظاهرات در محکومیت اعدام‌های مجاهدین زندانی و جوانان شورشگر سازمان‌دهی گردید. شرکت‌کنندگان با شعارهای «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» و «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، اراده خود برای ادامه مبارزه تا سرنگونی رژیم را اعلام کردند. در این تظاهرات پیام [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، قرائت شد. مریم رجوی در این پیام بر صلح و آزادی، توقف اعدام‌ها، و سرنگونی رژیم به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته تأکید کرده بود. سخنرانان از جمله مژگان جولایی، آرمان حبیبی، زهره شفایی، کی اشمیت، مهدی سامع، پرویز جباری، اصغر ادیبی و بهرام آبتین بر شجاعت مجاهدین و شورشگران، رد هرگونه دیکتاتوری، و حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت تمرکز داشتند.
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


==زمینه و زمان برگزاری==
== زندگینامه ==
تظاهرات پاریس در ادامه موج اعتراضات جهانی به اعدام‌های رژیم و در شرایطی برگزار شد که رژیم با بحران‌های داخلی، قیام‌های سراسری و انزوای بین‌المللی روبرو بود. شرکت‌کنندگان با حمل پرچم‌های مقاومت و نمادهای آزادی، شعارهای ضد رژیم سر دادند و اراده خود برای ادامه مبارزه تا سرنگونی کامل رژیم را نشان دادند.<ref name=":0">[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C اعتراض جهانی به اعدام مجاهدان قهرمان و شورشگران دلیر - تظاهرات در پاریس-سایت سازمان مجاهدین]</ref>
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
==پیام مریم رجوی==
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
[[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، در پیام ویدئویی خود به تظاهرکنندگان گفت: «هموطنان، اشرف‌نشان‌ها، دوستان و حامیان فرانسوی مقاومت ایران گردهم‌آیی امروز شما شعله‌ای است از مقاومت و قیام مردم ایران است که برای کسب آزادی و حاکمیت مردم روزشماری می‌کنند و پرچم صلح و آزادی را به اهتزاز درآورده‌اند.» او تأکید کرد: «شهادت ۱۳ مجاهد قهرمان و شورشگر دلاور برای من و یاران و هموطنان‌مان البته که جگرسوز است. اما به‌پاخاستن آن‌ها زیر سلطه یک اختناق ضدبشری، ایمان و وفاداری آن‌ها به یک آرمان رهایی‌بخش، خبر بزرگی را اعلام کرده است؛ این خبر که نسل آهنین عزمی به صحنه نبرد آمده که هماورد رژیم ولایت فقیه است.» مریم رجوی افزود: «شعار مقاومت از ابتدا صلح و آزادی بوده و هست. باشد که آتش‌بس ۱۵ روزه برخلاف خواست بقایای شیخ و شاه، به پایان جنگ منجر شود و مسیر صلح و آزادی را هموار کند.» او فراخوان داد: «رژیم هزاران زندانی سیاسی را در زندان‌های خود حبس کرده است. ده‌ها هزار نفر از جوانان و نوجوانان بازداشت شده در قیام نیز در زندان‌ها هستند. بمباران‌ها و موشک‌باران‌ها جان زندانیان را تهدید می‌کند. اما رژیم حاضر به آزادی آنها نیست.»<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/global-protest-against-the-execution/ پیام مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان در پاریس-سایت مریم رجوی]</ref>
==جزئیات تظاهرات و شعارها==
تظاهرات  پاریس با حضور گسترده ایرانیان آزاده، خانواده‌های داغدار، زنان، جوانان و دانشجویان برگزار شد. شرکت‌کنندگان پرچم‌های سه‌رنگ ایران با نماد شیر و خورشید، عکس‌های شهدای قیام و مجاهدان اعدام‌شده را حمل می‌کردند. شعارهای اصلی عبارت بودند از:


«قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان»
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.


«مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


«نه شاه نه شیخ، جمهوری دموکراتیک»
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


«زنده باد آزادی، زنده باد مقاومت»
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.


تظاهرکنندگان با سرودهای انقلابی و شعارهای ضد رژیم، اراده خود برای ادامه مبارزه تا سرنگونی کامل ولایت فقیه را نشان دادند.<ref name=":0" />
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
==سخنرانی‌های دیگر شخصیت‌ها==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
مژگان جولایی، نماینده انجمن زنان ایرانی در فرانسه، گفت: «زنان ایران در خط مقدم مبارزه با استبداد زن‌ستیز رژیم قرار دارند. شجاعت آنها در قیام دیماه و مقاومت در زندان‌ها الهام‌بخش نسل جوان است. ما امروز اینجا هستیم تا صدای زنان زندانی سیاسی و مادران داغدار را به جهان برسانیم.»
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


آرمان حبیبی، جوان ایرانی، با اشاره به عملیات کانون‌های شورشی گفت: «شجاعت جوانان شورشگر در تهران و سایر شهرها نشان‌دهنده اراده خلل‌ناپذیر نسل جدید برای آزادی است. [[کانون‌های شورشی]] با ضربه به مراکز کلیدی رژیم، پیام روشنی به جهان فرستادند که تغییر از درون جامعه ایران در حال شکل‌گیری است.»
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


زهره شفایی، از هواداران مقاومت، تأکید کرد: «اعدام مجاهدان قهرمان، رژیم را به وحشت انداخته است. این جنایت‌ها نه تنها مقاومت را متوقف نمی‌کند، بلکه عزم مردم برای سرنگونی را قوی‌تر می‌سازد. ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که اعدام‌ها را محکوم کند و از حق مقاومت مردم ایران حمایت نماید.»
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


کی اشمیت، از حامیان فرانسوی مقاومت، گفت: «فرانسه و اروپا باید سیاست مماشات با رژیم ایران را پایان دهند. حمایت از مقاومت سازمان‌یافته و دولت موقت شورای ملی مقاومت، تنها راه صلح و دموکراسی در منطقه است.»
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  


مهدی سامع، نماینده انجمن ایرانیان در فرانسه، افزود: «پیام مریم رجوی روشن است: صلح و آزادی. ما از آتش‌بس حمایت می‌کنیم اما آتش‌بس باید به پایان جنگ و آغاز گذار به جمهوری دموکراتیک منجر شود.»
== منابع ==
 
پرویز جباری، در سخنرانی خود گفت: «با درودهای گرم صمیمانه و رفیقانه حزب دموکرات کردستان ایران برگزاری این گردهمایی را فرصتی ارزشمند برای تقویت هم‌بستگی، همگرایی و هم‌صدایی میان نیروهای مبارز و آزادیخواه ایران می‌داند.»
 
اصغر جباری: «حمله خارجی از بین بردن زیرساخت‌های ایران و حتی سران جنایتکار ایران راه چاره نیست تنها راه آزادی ایران پذیرش مقاومت ایران پذیرش کانون‌های شورشی و جایگزین دموکراتیکی که رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت به‌روشنی آن را بیان کرده است.»
 
آروین حبیبی نیز گفت: «تعهد نسل جدید در کانون‌های شورشی، گواه زنده‌ای بر تداوم آرمان مجاهدین است. وحید، پویا و بابک، سه جوانی که همه‌چیز را کنار گذاشتند تا علیه دیکتاتوری آخوندها مبارزه کنند امروز من اینجا هستم تا صدای آنها باشم.»<ref name=":0" />
 
==بازتاب رسانه‌ای و اهمیت رویداد==
این تظاهرات بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های مقاومت و برخی رسانه‌های فرانسوی داشت. سازمان مجاهدین خلق آن را نشانه اتحاد ایرانیان تبعیدی با قیام داخل کشور دانست. تظاهرات پاریس فشار بر دولت فرانسه و اتحادیه اروپا را برای تغییر سیاست مماشات با رژیم افزایش داد و بر ضرورت حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت تأکید کرد.<ref name=":0" />
==پیامدها و جمع‌بندی==
تظاهرات پاریس در ۲۲ فروردین ۱۴۰۵، نمادی از اراده ملی ایرانیان برای آزادی بود. پیام مریم رجوی و سخنرانی‌های شرکت‌کنندگان، مسیر آینده ایران را در جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا ترسیم کرد و بر رد هرگونه دیکتاتوری تأکید نمود. این تظاهرات صدای قیام مردم ایران را به گوش جهان رساند و امید به پیروزی مقاومت و سرنگونی رژیم را زنده نگه داشت. مقاومت سازمان‌یافته ایران با تکیه بر کانون‌های شورشی و ارتش آزادی، مسیر تغییر را به پیش می‌برد و جامعه جهانی را به حمایت از حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود فرامی‌خواند.
==منابع==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع