کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه =
| نام = فرشید اسدی
| عنوان =
| تصویر =
| عنوان ۲ =
| عنوان تصویر =
| نام =احمد عبدالهادی چلبی
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| تصویر =Ahmed Chalabi 2003.jpg
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| اندازه تصویر = 250px
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|عنوان تصویر =احمد چلبی در سال ۲۰۰۳
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| زادروز = ۸ آبان ۱۳۲۳
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| زادگاه= کاظمین، بغداد، پادشاهی عراق
| ملیت = ایرانی
| تاریخ مرگ =۱۲ آبان ۱۳۹۴
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| مکان مرگ =بغداد، عراق
| علت مرگ = حمله قلبی
| پیداشدن جسد =
| آرامگاه = کاظمین، بغداد
| بناهای یادبود =
| محل زندگی = بغداد، لندن، واشنگتن، امان، بیروت
|
| نام‌های دیگر =
| تابعیت =عراقی
| تحصیلات =دکترای ریاضیات
| دانشگاه =مؤسسه فناوری ماساچوست (لیسانس)، دانشگاه شیکاگو (دکترا)
| پیشه =سیاستمدار، بانکدار، ریاضیدان
| سال‌های فعالیت =۱۹۹۲–۲۰۱۵
| شعار =
| نهاد =کنگره ملی عراق
| نماینده =
| شناخته‌شده برای =بنیانگذار کنگره ملی عراق و نقش کلیدی در ترغیب آمریکا به حمله ۲۰۰۳ به عراق
| نقش‌های برجسته =دبیرکل کنگره ملی عراق، رئیس شورای حکومتی موقت عراق، معاون نخست‌وزیر عراق، رئیس کمیسیون مالی مجلس عراق
| سبک =
| تأثیرگذاران =
| تأثیرپذیرفتگان =
| شهر خانگی =کاظمین
| لقب =معمار حمله آمریکا به عراق
| دوره =
| پس از =
| پیش از =
| حزب =کنگره ملی عراق
| جنبش =اپوزیسیون عراقی
| مخالفان =صدام حسین و رژیم بعثی
| هیئت =
| دین =اسلام (شیعه)
| مذهب =
| اتهام =فساد بانکی (در اردن)
| مجازات =محکومیت غیابی به ۲۲ سال زندان (بعداً عفو شد)
| منصب =دبیرکل کنگره ملی عراق
| مکتب =
| آثار =
| همسر =لیلا عسیران
| شریک زندگی =
| فرزندان =تمارا چلبی، هادی چلبی، مریم چلبی، هاشم چلبی
| والدین =عبدالهادی چلبی (پدر)
| خویشاوندان سرشناس =
| گفتاورد =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| signature_alt =
| وبگاه =
| پانویس =
| پانویس =
}}
}}
'''احمد عبدالهادی چلبی''' (۸ آبان ۱۳۲۳ ۱۲ آبان ۱۳۹۴) سیاستمدار، بانکدار و ریاضیدان عراقی بود که به‌عنوان بنیانگذار و دبیرکل '''کنگره ملی عراق''' شناخته می‌شود. او یکی از برجسته‌ترین چهره‌های مخالف رژیم [[صدام حسین]] در تبعید به‌شمار می‌رفت و نقش کلیدی در ترغیب دولت ایالات متحده به حمله ۲۰۰۳ به عراق ایفا کرد. چلبی با ارائه اطلاعات و لابی گسترده در واشنگتن، از جمله ادعاهایی درباره سلاح‌های کشتار جمعی و ارتباط‌های رژیم بعثی با القاعده، به توجیه جنگ کمک کرد؛ ادعاهایی که بعدها بسیاری از آن‌ها نادرست از آب درآمدند.
</noinclude>
چلبی از خانواده‌ای ثروتمند و شیعه در کاظمین بغداد زاده شد. پس از کودتای ۱۹۵۸ عراق را ترک کرد و بیشتر عمر خود را در تبعید در بریتانیا، آمریکا، لبنان و اردن گذراند. او دکترای ریاضیات از دانشگاه شیکاگو داشت و پیش از ورود به سیاست، بانک پترا را در اردن تأسیس کرد که به دلیل اتهامات فساد مالی منجر به محکومیت غیابی او شد. در سال ۱۹۹۲ کنگره ملی عراق را بنیان نهاد که با حمایت مالی و سیاسی آمریکا به یکی از اصلی‌ترین گروه‌های مخالف صدام تبدیل شد. پس از سقوط رژیم بعثی در ۲۰۰۳، چلبی به عراق بازگشت، در شورای حکومتی موقت عضویت یافت، معاون نخست‌وزیر شد و بعدها رئیس کمیسیون مالی مجلس عراق گردید. او در دوران پس از جنگ نقش پیچیده‌ای در سیاست عراق ایفا کرد؛ ابتدا نزدیک به آمریکا بود، سپس به سمت ایران گرایش یافت و در سیاست‌های فرقه‌ای و مبارزه با فساد دخیل شد.
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
چلبی شخصیتی جنجالی و مرموز بود که از سوی برخی «معمار حمله آمریکا به عراق» و از سوی دیگران «فریبکار بزرگ» لقب گرفت. او متهم به ارائه اطلاعات غلط به آمریکا شد و روابطش با واشنگتن پس از جنگ تیره گردید. با این حال، تا پایان عمر در صحنه سیاسی عراق فعال ماند و حتی در سال‌های آخر نامزد نخست‌وزیری بود. چلبی در ۱۲ آبان ۱۳۹۴ بر اثر حمله قلبی در بغداد درگذشت و مرگ او بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت. میراث او همچنان موضوع بحث است: از یک سو نماد تلاش برای سرنگونی دیکتاتوری، و از سوی دیگر عامل تشدید بی‌ثباتی و فرقه‌گرایی در عراق پس از ۲۰۰۳. این مقاله به‌طور کامل زندگی اولیه، تحصیلات، فعالیت‌های سیاسی در تبعید، تأسیس کنگره ملی عراق، نقش در جنگ ۲۰۰۳، دوران پس از سقوط صدام، مناقشات و اتهامات، و میراث او را بررسی می‌کند.
== زندگی اولیه و خانواده ==
احمد عبدالهادی چلبی در ۳۰ اکتبر ۱۹۴۴ (۸ آبان ۱۳۲۳) در منطقه کاظمین بغداد، در یک خانواده شیعه ثروتمند و بانفوذ زاده شد. پدرش عبدالهادی چلبی وزیر بازرگانی و رئیس مجلس اعیان عراق در دوران پادشاهی بود و پدربزرگش نیز سمت‌های مهمی در دولت داشت. خانواده چلبی از اعیان کاظمین بودند و لقب «چلبی» (اشرافی) را از دوران عثمانی به ارث برده بودند. پس از کودتای ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ به رهبری عبدالکریم قاسم و سقوط پادشاهی، خانواده چلبی عراق را ترک کردند و به لبنان و سپس کشورهای دیگر مهاجرت کردند.
چلبی از نوجوانی در خارج از عراق زندگی کرد و بیشتر عمر خود را در تبعید گذراند. او با لیلا عسیران، دختر سیاستمدار برجسته لبنانی عادل عسیران، ازدواج کرد و چهار فرزند به نام‌های تمارا، هادی، مریم و هاشم داشت.
== تحصیلات و فعالیت‌های اولیه ==
چلبی تحصیلات عالی خود را در آمریکا گذراند. او لیسانس ریاضیات را از مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) گرفت و در سال ۱۹۶۹ دکترای ریاضیات را از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد. موضوع پایان‌نامه او در حوزه نظریه گره (knot theory) بود. پس از فارغ‌التحصیلی، مدتی به‌عنوان استاد ریاضیات در دانشگاه آمریکایی بیروت تدریس کرد.
در دهه ۱۹۷۰، چلبی به فعالیت‌های اقتصادی روی آورد. او با کمک برادرش بانک پترا را در اردن تأسیس کرد که به سرعت به یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های این کشور تبدیل شد. اما در سال ۱۹۸۹ بانک پترا ورشکست شد و چلبی متهم به اختلاس، جعل و کلاهبرداری گردید. دادگاه نظامی اردن او را غیاباً به ۲۲ سال زندان محکوم کرد، هرچند چلبی همیشه این اتهامات را سیاسی و بی‌اساس می‌دانست. بعدها شاه عبدالله دوم اردن او را عفو کرد.
== فعالیت سیاسی در تبعید و تأسیس کنگره ملی عراق ==
چلبی از دهه ۱۹۹۰ به‌طور جدی وارد سیاست مخالفان صدام حسین شد. پس از جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ و شورش‌های داخلی عراق، او به شمال عراق (مناطق کردنشین) رفت و با حمایت مالی آمریکا، کنگره ملی عراق (Iraqi National Congress - INC) را در سال ۱۹۹۲ بنیان نهاد. این سازمان ائتلافی از گروه‌های مختلف مخالف رژیم بعثی بود و هدف اصلی آن سرنگونی صدام حسین اعلام شد.
کنگره ملی عراق با دریافت ده‌ها میلیون دلار کمک از دولت آمریکا (از طریق CIA و وزارت خارجه) فعالیت کرد و چلبی به‌عنوان دبیرکل آن، لابی گسترده‌ای در واشنگتن، لندن و کنگره آمریکا انجام داد. او با نومحافظه‌کاران آمریکایی مانند پل ولفوویتز و ریچارد پرل ارتباط نزدیک برقرار کرد و در تصویب قانون آزادی عراق (Iraq Liberation Act) در سال ۱۹۹۸ نقش داشت.
== نقش در حمله آمریکا به عراق (۲۰۰۳) ==
چلبی یکی از اصلی‌ترین چهره‌هایی بود که دولت جرج بوش را به حمله به عراق ترغیب کرد. او و گروهش اطلاعات متعددی درباره وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق، ارتباط رژیم صدام با القاعده و جنایات بعثی‌ها ارائه دادند. بسیاری از این اطلاعات بعدها نادرست یا اغراق‌آمیز ثابت شدند. چلبی ادعا می‌کرد که پس از سقوط صدام، عراق به یک دموکراسی سکولار و متحد غرب تبدیل خواهد شد.
پس از حمله مارس ۲۰۰۳، چلبی با نیروهای خود به عراق بازگشت. او عضو شورای حکومتی موقت عراق شد و در بعثی‌زدایی (de-Ba'athification) نقش فعالی ایفا کرد که منتقدان آن را یکی از عوامل تشدید تنش‌های فرقه‌ای می‌دانند. چلبی ابتدا مورد حمایت آمریکا بود اما پس از افشای نادرستی برخی اطلاعات، روابطش با واشنگتن تیره شد.
== دوران پس از سقوط صدام و فعالیت‌های سیاسی در عراق ==
چلبی در سال‌های پس از ۲۰۰۳ سمت‌های مختلفی داشت: معاون نخست‌وزیر در دولت ابراهیم جعفری (۲۰۰۵-۲۰۰۶)، سرپرست موقت وزارت نفت و رئیس کمیسیون مالی مجلس عراق. او در انتخابات پارلمانی شرکت کرد اما موفقیت چشمگیری نداشت. در سال‌های آخر به سمت ایران گرایش یافت و با برخی گروه‌های شیعه نزدیک شد. چلبی حتی در سال ۲۰۱۴ یکی از نامزدهای جدی نخست‌وزیری بود.
او متهم به فساد مالی و سوءاستفاده از موقعیت سیاسی بود، اما همیشه این اتهامات را رد می‌کرد. چلبی تا پایان عمر در سیاست عراق فعال ماند و تلاش کرد خود را به‌عنوان یک ملی‌گرای عراقی معرفی کند.
== مرگ و میراث ==
احمد چلبی در ۳ نوامبر ۲۰۱۵ (۱۲ آبان ۱۳۹۴) در سن ۷۱ سالگی بر اثر حمله قلبی در خانه‌اش در کاظمین بغداد درگذشت. جسد او در حرم کاظمین به خاک سپرده شد. مرگ او با گمانه‌زنی‌هایی درباره مسمومیت همراه بود، اما مقامات رسمی آن را طبیعی اعلام کردند.
میراث چلبی پیچیده و جنجالی است. بسیاری او را مسئول ارائه اطلاعات غلط به آمریکا و ایجاد زمینه برای جنگ ۲۰۰۳ می‌دانند که منجر به بی‌ثباتی، فرقه‌گرایی و ظهور داعش شد. با این حال، حامیانش او را مبارزی شجاع علیه دیکتاتوری صدام می‌دانند که برای آزادی عراق تلاش کرد. چلبی نماد سیاستمدار مرموز و بانفوذی است که توانست قدرت‌های بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.
== جستارهای وابسته ==


کنگره ملی عراق
== زندگینامه ==
جنگ عراق (۲۰۰۳)
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
صدام حسین
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
 
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.
 
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.
 
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>
 
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
 
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
 
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
 
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
 
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.


== منابع ==
== منابع ==
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع