کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نوشتن مقاله جدید
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵۰ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل در حمایت از آزادی و صلح پایدار در ایران
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=بیانیه مشترک ۵۷برنده جایزه نوبل.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=
| تصویر =
|توضیح تصویر=بیانیه مشترک برندگان جایزه نوبل در حمایت از مردم ایران و دولت موقت شورای ملی مقاومت (تصویر نمادین)
| عنوان تصویر =
|عناوین دیگر=حمایت ۵۷ برنده جایزه نوبل از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران بر اساس برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|عاملان=۵۷ برنده جایزه نوبل از رشته‌های مختلف (صلح، پزشکی، فیزیک، شیمی، ادبیات و اقتصاد) از کشورهای مختلف جهان
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|مکان=جهانی (انتشار بیانیه)
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زمان=مارس ۲۰۲۶ (اوایل فروردین ۱۴۰۵)
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|نتیجه=حمایت رسمی و گسترده از اعلام دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران، تأکید بر رد دیکتاتوری دینی و سلطنتی، استقبال از برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، فراخوان به گذار دموکراتیک و برگزاری انتخابات آزاد، افزایش فشار بین‌المللی بر رژیم ایران برای پاسخگویی به جنایات علیه بشریت
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل''' با نام کامل '''بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل در حمایت از آزادی و صلح پایدار در ایران،''' سندی است که در مارس ۲۰۲۶ (اوایل فروردین ۱۴۰۵) منتشر شد. این بیانیه توسط ۵۷ برنده جایزه نوبل از رشته‌های مختلف علمی و ادبی امضا گردید و از اعلام دولت موقت [[شورای ملی مقاومت ایران]] برای انتقال حاکمیت به مردم و برپایی جمهوری دموکراتیک حمایت کرد.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B0%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA بیانیه بیش از ۱۰۰۰ شخصیت بین‌المللی- حمایت از اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت]</ref>
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


امضاکنندگان تأکید کردند که مردم ایران در قیام‌های خود نشان داده‌اند که هم دیکتاتوری سلطنتی و هم حکومت دینی را رد کرده و خواستار یک جمهوری دموکراتیک هستند. بیانیه اعلام داشت که آینده ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد، نه با زور و نه با بازتولید استبداد. آنها [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|برنامه ۱۰ماده‌ای]] [[مریم رجوی]] را چشم‌اندازی روشن برای ایران دموکراتیک، سکولار، غیراتمی و صلح‌آمیز دانستند که شامل آزادی بیان، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و اقتصاد مبتنی بر عدالت اجتماعی است. این بیانیه با اشاره به حمایت پیشین بیش از ۴۰۰۰ قانون‌گذار و ۱۰۵ برنده جایزه نوبل از طرح ۱۰ماده‌ای، حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت را گامی ضروری برای استقرار دموکراسی، ثبات در ایران و صلح در خاورمیانه خواندند.<ref name=":0" />
== زندگینامه ==
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


==اسامی امضاکنندگان بیانیه==
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.
۱-پرزیدنت خوزه راموس-هورتا Jose Ramos-Horta، رئیس‌جمهور کنونی تیمور شرقی از سال ۲۰۲۲، جایزه صلح نوبل ۱۹۹۶


۲-پروفسور سر ریچارد رابرتس، Sir Richard Robertsجایزه نوبل پزشکی ۱۹۹۳، انگلستان-آمریکا-
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


۳-پروفسور جان متر، John Mather جایزه نوبل فیزیک ۲۰۰۶، آمریکا. بانی و محقق ارشد ناسا در تلسکوپ معروف جیمزوب که در سال ۲۰۲۱ به فضا پرتاب شد و در حال حاضر به کشفیات خود در کیهان ادامه می‌دهد
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


۴-پروفسور جفری هینتونGeoffrey Hinton جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۴، کانادا.
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.


۵-پروفسور پیر آگوستینی Pierre Agostini جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۳، فرانسه.
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


۶-پروفسور ویکتور آمبروس Victor Ambros جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۴، آمریکا
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


۷-پروفسور رابرت آومن Robert Aumann جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۵، آمریکا
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


۸-پروفسور گئورگ بدنورز Georg Bednorz جایزه نوبل، فیزیک ۱۹۸۷، آلمان
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.


۹-پروفسور ماریو کاپچی Mario Capecchi جایزه نوبل پزشکی ۲۰۰۷، ایتالیا- آمریکا
== منابع ==
 
۱۰پروفسور توماس چک، thomas Cechجایزه نوبل شیمی ۱۹۸۹، آمریکا
 
۱۱-خانم الفریده یلینک، Elfriede Jelinekجایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۴، اتریش
 
۱۲-پروفسور هاروی آلتر Harvey J Alter، جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۰، آمریکا
 
۱۳-پروفسور آرون سیچانوورAaron Ciechanover جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۴،
 
۱۴-پروفسور الیاس کوریElias Corey جایزه نوبل شیمی ۱۹۹۰، آمریکا
 
۱۵-پروفسور جروم فریدمنJerome Friedmanجایزه نوبل فیزیک ۱۹۹۰، آمریکا
 
۱۶-پروفسور راینهارد گنزلReinhard Genzelجایزه نوبل، فیزیک ۲۰۲۰، آلمان
 
۱۷-خانم هرتا مولر، Herta Mullerجایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۹، آلمان
 
۱۸-پروفسور الیور هارتOliver Hartجایزه نوبل، اقتصاد ۲۰۱۶، آمریکا
 
۱۹-پروفسور روآلد هافمنRoald Hoffmannجایزه نوبل شیمی ۱۹۸۱، آمریکا- اوکراین
 
۲۰-پروفسور مایکل هاوتونMichael houghtonجایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۰، انگلستان
 
۲۱-پروفسور لوئیس ایگنارو، Louis Ignarroجایزه نوبل پزشکی ۱۹۹۸، آمریکا
 
۲۲-پروفسور برایان جوزفسون، Brian Josephsonجایزه نوبل فیزیک ۱۹۷۳ انگلستان
 
۲۳-پروفسور تاکاکی کاجیتا، takaaki Kajitaجایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۵، ژاپن
 
۲۴-پروفسور برایان کوبیلکا، Brian Kobilkaجایزه نوبل شیمی ۲۰۱۲، آمریکا
 
۲۵-پروفسور رابرت هیوبر Robert Huber برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۸، آلمان
 
۲۶-پروفسور راجر کورنبرگ، Roger Kornbergجایزه نوبل شیمی ۲۰۰۶، آمریکا
 
۲۷-پروفسور رابرت لفکوویتزRobert Lefkowitzجایزه نوبل شیمی ۲۰۱۲، آمریکا
 
۲۸-پروفسور ژان ماری لن، Jean-Marie Lehnجایزه نوبل شیمی ۱۹۸۷، فرانسه
 
۲۹-پروفسور اریک مسکین، Eric Maskinجایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۷، آمریکا
 
۳۰-پروفسور کریگ ملو، Craig Melloجایزه نوبل پزشکی ۲۰۰۶، آمریک
 
۳۱-پروفسور پاتریک مودیانو، Patrick Modianoجایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۴، فرانسه
 
۳۲-پروفسور پل مودریچ، Paul Modrichجایزه نوبل شیمی ۲۰۱۵، آمریکا
 
۳۳-پروفسور ادوارد موزر، Edvard Moserجایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۴، نروژ
 
۳۴-پروفسور می-بریت موزر، May-Britt Moserجایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۴، نروژ
 
۳۵-پروفسور ویلیام فیلیپس، William Phillipsجایزه نوبل فیزیک ۱۹۹۷، آمریکا
 
۳۶-پروفسور سر پیتر رتکلیف Sir Peter Ratcliffe جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۹، انگلستان
 
۳۷-پروفسور چارلز رایس، Charles Riceجایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۰، آمریکا
 
۳۸-پروفسور اولگا توکارچوک، Olga tokarczukجایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۸، لهستان
 
۳۹-پروفسور ژان پیر سوواژ، Jean-Pierre Sauvageجایزه نوبل شیمی، ۲۰۱۶، فرانسه
 
۴۰-پروفسور رندی شکمن، Randy Schekmanجایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۳، آمریکا
 
۴۱-پروفسور ریچارد شراک، Richard Schrockجایزه نوبل شیمی ۲۰۰۵، آمریکا
 
۴۲-پروفسور گرگ سمنزا، Gregg Semenzaجایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۹، آمریکا
 
۴۳-پروفسور دنی شختمن، Danny Shechtmanجایزه نوبل شیمی ۲۰۱۱،
 
۴۴-پروفسور ورنون اسمیت، Vernon Smithجایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۲، آمریکا
 
۴۵-پروفسور ووله سوینکا، Wole Soyinkaجایزه نوبل ادبیات ۱۹۸۶، نیجریه
 
۴۶-پروفسور جک شوستک، Jack Szostakجایزه نوبل پزشکی ۲۰۰۹، آمریکا
 
۴۷-پروفسور آریه وارشل، Arieh Warshelجایزه نوبل شیمی ۲۰۱۳ آمریکا
 
۴۸-خانم جودی ویلیامز، Jody Williamsجایزه صلح نوبل ۱۹۹۷، آمریکا
 
۴۹-پروفسور یوهان دایزنهوفر Johann Deisenhoferجایزه نوبل شیمی ۱۹۸۸، آمریکا
 
۵۰-پروفسور میشل مایور، Michel Mayor جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۹، سوئیس
 
۵۱-پروفسور شلدون گلاشو، جایزه نوبل فیزیک ۱۹۷۹، آمریکا
 
۵۲-توکل کرمان، جایزه نوبل صلح، یمن
 
۵۳-سر کازوئو ایشیگوروKazuo Ishiguro جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷، انگلستان
 
۵۴-پروفسور مونجی باوندی Moungi Bawendi جایزه نوبل، شیمی ۲۰۲۳، آمریکا-تونس-فرانسه
 
۵۵-پروفسور گرهارد ارتلGerhard Ertl جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۷، آلمان
 
۵۶-پروفسور دانا استریکلند Donna Strickland جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۸، کانادا
 
۵۷-پروفسور پل میلگرام Paul Milgrom جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۰، آمریکا
 
بیانیه مشترک برندگان جایزه نوبل.<ref name=":0" />
 
==منابع==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع