کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل در حمایت از آزادی و صلح پایدار در ایران
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=بیانیه مشترک ۵۷برنده جایزه نوبل.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=
| تصویر =
|توضیح تصویر=بیانیه مشترک برندگان جایزه نوبل در حمایت از مردم ایران و دولت موقت شورای ملی مقاومت (تصویر نمادین)
| عنوان تصویر =
|عناوین دیگر=حمایت ۵۷ برنده جایزه نوبل از دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران بر اساس برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|عاملان=۵۷ برنده جایزه نوبل از رشته‌های مختلف (صلح، پزشکی، فیزیک، شیمی، ادبیات و اقتصاد) از کشورهای مختلف جهان
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|مکان=جهانی (انتشار بیانیه)
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زمان=مارس ۲۰۲۶ (اوایل فروردین ۱۴۰۵)
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|نتیجه=حمایت رسمی و گسترده از اعلام دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران، تأکید بر رد دیکتاتوری دینی و سلطنتی، استقبال از برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، فراخوان به گذار دموکراتیک و برگزاری انتخابات آزاد، افزایش فشار بین‌المللی بر رژیم ایران برای پاسخگویی به جنایات علیه بشریت
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''چکیده'''
</noinclude>
در مارس ۲۰۲۶ (اوایل فروردین ۱۴۰۵)، ۵۷ برنده جایزه نوبل از رشته‌های صلح، پزشکی، فیزیک، شیمی، ادبیات و اقتصاد بیانیه مشترکی منتشر کردند و از اعلام دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران برای انتقال حاکمیت به مردم و برپایی جمهوری دموکراتیک حمایت کردند. امضاکنندگان تأکید کردند که مردم ایران در قیام‌های خود نشان داده‌اند که هم دیکتاتوری سلطنتی و هم حکومت دینی را رد کرده و خواستار یک جمهوری دموکراتیک هستند. بیانیه اعلام داشت که آینده ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد، نه با زور و نه با بازتولید استبداد. آنها برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی را چشم‌اندازی روشن برای ایران دموکراتیک، سکولار، غیراتمی و صلح‌آمیز دانستند که شامل آزادی بیان، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و اقتصاد مبتنی بر عدالت اجتماعی است. این بیانیه با اشاره به حمایت پیشین بیش از ۴۰۰۰ قانون‌گذار و ۱۰۵ برنده جایزه نوبل از طرح ۱۰ماده‌ای، حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت را گامی ضروری برای استقرار دموکراسی، ثبات در ایران و صلح در خاورمیانه خواندند. اسامی امضاکنندگان شامل خوزه راموس-هورتا (صلح ۱۹۹۶)، سر ریچارد رابرتس (پزشکی ۱۹۹۳)، جان ماتر (فیزیک ۲۰۰۶)، جفری هینتون (فیزیک ۲۰۲۴)، پیر آگوستینی (فیزیک ۲۰۲۳) و بسیاری دیگر از شخصیت‌های برجسته علمی و سیاسی جهان است.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%DB%B0%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA بیانیه بیش از ۱۰۰۰ شخصیت بین‌المللی- حمایت از اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت]</ref>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
'''بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل در حمایت از آزادی و صلح پایدار در ایران'''، سندی مهم و تأثیرگذار بود که در مارس ۲۰۲۶ (اوایل فروردین ۱۴۰۵) منتشر شد. این بیانیه توسط ۵۷ برنده جایزه نوبل از رشته‌های مختلف علمی و ادبی امضا گردید و از اعلام دولت موقت شورای ملی مقاومت ایران برای انتقال حاکمیت به مردم و برپایی جمهوری دموکراتیک حمایت کرد.<ref name=":0" />
 
==زمینه و محتوای بیانیه==
== زندگینامه ==
بیانیه در شرایطی منتشر شد که رژیم ولایت فقیه با بحران‌های عمیق داخلی، قیام‌های سراسری و انزوای بین‌المللی روبرو بود. امضاکنندگان با احترام عمیق به تاریخ و فرهنگ غنی ملت ایران، تأکید کردند که مردم این سرزمین بیش از یک قرن است برای آزادی، حاکمیت قانون و کرامت انسانی مبارزه می‌کنند. آنها با اشاره به کشتار هزاران نفر در قیام دیماه، مرگ خامنه‌ای را تحولی مهم دانستند اما هشدار دادند که تغییر رژیم تنها به دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آنان امکان‌پذیر است.<ref name=":0" />
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
بیانیه اعلام داشت:
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
«مردم ایران به‌وضوح هم دیکتاتوری سلطنتی و هم حکومت دینی را رد کرده و خواستار یک جمهوری دموکراتیک هستند. آینده ایران باید به دست مردم ایران رقم بخورد نه با زور و نه با باز تولید استبداد در هر شکل آن.»
 
امضاکنندگان از اعلام تشکیل دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران استقبال کردند و آن را گامی مهم برای انتقال حاکمیت به مردم و برگزاری انتخابات آزاد دانستند. آنها برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی را چنین توصیف کردند:
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  
«این طرح که خواستار آزادی بیان و اجتماعات، جدایی دین و دولت، برابری جنسیتی، لغو اعدام، به‌رسمیت شناختن خودمختاری برای ملیت‌های تحت ستم در ایران متحد و ایران غیراتمی است، شایسته حمایت ماست.»
 
بیانیه ادامه داد:
== انجام عملیات ==
«حمایت از دولت موقت شورای ملی مقاومت و خانم مریم رجوی و جنبش مقاومت تحت رهبری ایشان یک گام ضروری در راستای استقرار دموکراسی و ثبات در ایران و صلح و همزیستی در منطقه و جهان است.»<ref name=":0" />
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
==اسامی امضاکنندگان بیانیه==
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
بیانیه توسط ۵۷ برنده جایزه نوبل امضا شد که برخی از برجسته‌ترین آنها عبارتند از:
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
۱. پرزیدنت خوزه راموس-هورتا، برنده جایزه صلح نوبل ۱۹۹۶، رئیس‌جمهور کنونی تیمور شرقی از سال ۲۰۲۲
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
۲. پروفسور سر ریچارد رابرتس، برنده جایزه نوبل پزشکی ۱۹۹۳، انگلستان-آمریکا
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.
۳. پروفسور جان ماتر، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۰۶، آمریکا (بانی و محقق ارشد ناسا در تلسکوپ جیمز وب)
 
۴. پروفسور جفری هینتون، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۴، کانادا
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
۵. پروفسور پیر آگوستینی، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۳، فرانسه
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
۶. پروفسور ویکتور آمبروس، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۴، آمریکا
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>
۷. پروفسور رابرت آومن، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۵، آمریکا
 
۸. پروفسور گئورگ بدنورز، برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۸۷، آلمان
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
۹. پروفسور ماریو کاپچی، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۰۷، ایتالیا-آمریکا
 
۱۰. پروفسور توماس چک، برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۹، آمریکا
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
۱۱. الفریده یلینک، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۴، اتریش
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
۱۲. پروفسور هاروی آلتر، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۰، آمریکا
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
۱۳. پروفسور آرون سیچانوور، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۴
 
۱۴. پروفسور الیاس کوری، برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۹۰، آمریکا
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
۱۵. پروفسور جروم فریدمن، برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۹۰، آمریکا
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
۱۶. پروفسور راینهارد گنزل، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۰، آلمان
 
۱۷. هرتا مولر، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۹، آلمان
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
۱۸. پروفسور الیور هارت، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۶، آمریکا
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
۱۹. پروفسور روآلد هافمن، برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۱، آمریکا-اوکراین
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
۲۰. پروفسور مایکل هاوتون، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۰، انگلستان
 
۲۱. پروفسور لوئیس ایگنارو، برنده جایزه نوبل پزشکی ۱۹۹۸، آمریکا
== نتیجه و میراث ==
۲۲. پروفسور برایان جوزفسون، برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۷۳، انگلستان
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.
۲۳. پروفسور تاکاکی کاجیتا، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۵، ژاپن
 
۲۴. پروفسور برایان کوبیلکا، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۲، آمریکا
== منابع ==
۲۵. پروفسور رابرت هیوبر، برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۸، آلمان
۲۶. پروفسور راجر کورنبرگ، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۶، آمریکا
۲۷. پروفسور رابرت لفکوویتز، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۲، آمریکا
۲۸. پروفسور ژان ماری لن، برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۷، فرانسه
۲۹. پروفسور اریک مسکین، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۷، آمریکا
۳۰. پروفسور کریگ ملو، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۰۶، آمریکا
۳۱. پروفسور پاتریک مودیانو، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۴، فرانسه
۳۲. پروفسور پل مودریچ، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۵، آمریکا
۳۳. پروفسور ادوارد موزر، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۴، نروژ
۳۴. پروفسور می-بریت موزر، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۴، نروژ
۳۵. پروفسور ویلیام فیلیپس، برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۹۷، آمریکا
۳۶. پروفسور سر پیتر رتکلیف، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۹، انگلستان
۳۷. پروفسور چارلز رایس، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۰، آمریکا
۳۸. پروفسور اولگا توکارچوک، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۸، لهستان
۳۹. پروفسور ژان‌پیر سوواژ، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۶، فرانسه
۴۰. پروفسور رندی شکمن، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۳، آمریکا
۴۱. پروفسور ریچارد شراک، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۵، آمریکا
۴۲. پروفسور گرگ سمنزا، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۱۹، آمریکا
۴۳. پروفسور دنی شختمن، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۱، اسرائیل
۴۴. پروفسور ورنون اسمیت، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۲، آمریکا
۴۵. پروفسور ووله سوینکا، برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۸۶، نیجریه
۴۶. پروفسور جک شوستک، برنده جایزه نوبل پزشکی ۲۰۰۹، آمریکا
۴۷. پروفسور آریه وارشل، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۱۳، آمریکا-اسرائیل
۴۸. جودی ویلیامز، برنده جایزه صلح نوبل ۱۹۹۷، آمریکا
۴۹. پروفسور یوهان دایزنهوفر، برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۸۸، آمریکا
۵۰. پروفسور میشل مایور، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۹، سوئیس
۵۱. پروفسور شلدون گلاشو، برنده جایزه نوبل فیزیک ۱۹۷۹، آمریکا
۵۲. توکل کرمان، برنده جایزه صلح نوبل، یمن
۵۳. سر کازوئو ایشیگورو، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷، انگلستان
۵۴. پروفسور مونجی باوندی، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۳، آمریکا-تونس-فرانسه
۵۵. پروفسور گرهارد ارتل، برنده جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۷، آلمان
۵۶. پروفسور دانا استریکلند، برنده جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۸، کانادا
۵۷. پروفسور پل میلگرام، برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۰، آمریکا
این لیست نشان‌دهنده تنوع علمی، جغرافیایی و فکری امضاکنندگان است که از رشته‌های مختلف و کشورهای گوناگون حمایت خود را از مردم ایران اعلام کردند.<ref name=":0" />
==اهمیت و پیامدهای بیانیه==
بیانیه با اشاره به حمایت پیشین بیش از ۴۰۰۰ قانون‌گذار و ۱۰۵ برنده جایزه نوبل از برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، آن را چشم‌اندازی روشن برای ایران دموکراتیک و صلح پایدار در خاورمیانه دانست. امضاکنندگان تأکید کردند که تغییر رژیم باید از طریق انتخابات آزاد و تضمین حقوق مردم انجام شود و هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد. این بیانیه فشار بر جامعه جهانی را برای به‌رسمیت شناختن مقاومت سازمان‌یافته ایران و دولت موقت شورای ملی مقاومت افزایش داد و سیاست مماشات با رژیم را محکوم کرد.<ref name=":0" />
==جمع‌بندی==
بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل در مارس ۲۰۲۶، سند مهمی در حمایت از مردم ایران و دولت موقت شورای ملی مقاومت بود. امضاکنندگان با رد هر دو دیکتاتوری دینی و سلطنتی، آینده ایران را در جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا دانستند. این بیانیه، برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی را مبنای گذار دموکراتیک معرفی کرد و از جامعه جهانی خواست تا از قیام مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته حمایت کند. این اقدام، امید به پیروزی قیام و استقرار ایران آزاد را تقویت کرد و نشان داد که جهان دموکراتیک در کنار مردم ایران ایستاده است.
==منابع==
===منابع اصلی===
۱. بیانیه مشترک ۵۷ برنده جایزه نوبل حمایت از آزادی و صلح پایدار در ایران. سازمان مجاهدین خلق ایران.<ref name=":0" />
===منابع انگلیسی (مرتبط و تکمیلی)===
۲. 57 Nobel Laureates Endorse NCRI Interim Government for Democratic Iran. NCRI.<ref name=":1" />
۳. Nobel Laureates Back Maryam Rajavi's 10-Point Plan for Iran. Maryam Rajavi Official Website.<ref name=":2" />
این مقاله کاملاً بر اساس متن ارسالی شما نوشته شد و اسامی امضاکنندگان به‌طور کامل در بخش مربوطه آورده شده است.

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع