کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=تظاهرات مونیخ - ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=تظاهرات مونیخ-۲۴بهمن ۱۴۰۴.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=
| تصویر =
|توضیح تصویر=تصویر جمعیت تظاهرکنندگان ایرانی در میدان اودئون پلاتس مونیخ (تصویر نمادین)
| عنوان تصویر =
|عناوین دیگر=تظاهرات ایرانیان آزاده مونیخ همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|عاملان=ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]]، [[مریم رجوی]] (پیام آنلاین)، جان برکو، استرون استیونسون، صبا رضایی، میلاد ماهوتچیان، سانیا کهنسال، نینا پسیان، عبیدالله بلوچی، محمد محدثین، حسین یعقوبی، رویا بخشایش
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|مکان=مونیخ، آلمان (میدان اودئون پلاتس)
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زمان=۲۵ بهمن ۱۴۰۴ – ۱۴ فوریه ۲۰۲۶
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|نتیجه=حضور هزاران ایرانی و حامیان بین‌المللی همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ، محکومیت دیکتاتوری ولایت فقیه و سلطنت، تأکید بر مرزبندی «نه شاه نه شیخ»، حمایت از قیام مردم ایران برای سرنگونی رژیم و استقرار جمهوری دموکراتیک، درخواست به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران، لیست‌گذاری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]، تعطیلی سفارتخانه‌های رژیم و قطع شریان‌های مالی آن؛ بازتاب در خبرگزاری‌های فرانسه، آسوشیتدپرس و رویترز
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''چکیده'''
</noinclude>
تظاهرات مونیخ در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ (۱۴ فوریه ۲۰۲۶)، گردهمایی گسترده ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]] در میدان اودئون پلاتس مونیخ بود که همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) برگزار شد. این رویداد نمادی از اراده ملی ایرانیان برای رد هرگونه دیکتاتوری (سلطنتی یا مذهبی) و حمایت از قیام برای آزادی و دموکراسی بود. شرکت‌کنندگان با شعار «نه شاه نه شیخ»، مرزبندی قاطع با استبداد را اعلام کردند و امنیت جهانی را به سرنگونی رژیم ایران گره زدند. [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، در پیام خود گفت: «جامعه ایران در مسیر انقلاب دموکراتیک و برای یک جمهوری دموکراتیک در حرکت است. واداشتن این رژیم به برچیدن بساط بمب‌سازی اتمی و گروه‌های نیابتی آدم‌کش در منطقه فقط یک راه دارد و آن سرنگونی ولایت فقیه به دست مردم و مقاومت و قیام سازمان‌یافته است.» او سه پیام دگرگون‌کننده قیام را برشمرد: عزم قطعی مردم برای سرنگونی، اثبات راه تغییر از طریق قیام سازمان‌یافته با تعیین‌کنندگی کانون‌های شورشی، و ناتوانی رژیم از حفظ قدرت بدون کشتار. مریم رجوی از رهبران جهان خواست: به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی، اقدام شورای امنیت برای ممانعت از اعدام‌ها، ایجاد دسترسی به اینترنت آزاد، ارجاع پرونده خامنه‌ای به دادگاه بین‌المللی، تعطیلی سفارتخانه‌های رژیم و قطع شریان‌های مالی آن. جان برکو، رئیس پیشین پارلمان انگلستان، گفت: «آلترناتیو در مقابل رژیم خون‌ریز آخوندها این نیست که به عقب برگردیم به سلطنت. ما خواهان یک دیکتاتوری در ایران نیستیم نه حکومت آخوندها نه از نوع حکومت شاه و نه از حکومت پسر شاه.» استرون استیونسون، نماینده پیشین پارلمان اروپا، اظهار داشت: «در دیماه گذشته مردم ایران خواست خود را برای جهان روشن ساختند. آنها خواهان چیزی کمتر از یک سرنگونی کامل دیکتاتور مذهبی نیستند. یک پیام به‌روشنی ساطع شد مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر.» صبا رضایی گفت: «آینده ایران توسط مردم، برای مردم و با مردم بنا خواهد شد.» میلاد ماهوتچیان تأکید کرد: «حضور امروز شما در اینجا نشانه این هست که تعهد ما خلل‌ناپذیر است.» سانیا کهنسال بیان کرد: «ما امروز رهبران جهان رو فرا می‌خوانیم که صدای فراخوان آزادی را بشنوید که از خونه ما و میهن ما می‌آید.» نینا پسیان گفت: «ما از جهان نمی‌خواهیم به جای ما بجنگد، ما می‌خواهیم در کنار ما و در کنار حقیقت بایستد.» عبیدالله بلوچی اظهار داشت: «ما بلوچ، کرد، عرب، ترک، فارس، همه یکی هستیم و در برابر ظلم دیکتاتوری با هم ایستاده‌ایم.» محمد محدثین گفت: «ما امروز بیش از هر زمان دیگه‌ای به سرنگونی این رژیم نزدیک هستیم.» حسین یعقوبی بیان کرد: «پرچمدار ما مریم رجوی در سراسر جهان پرچم استقلال، عزت و شرافت ملت ایران رو بلند کرده.» رویا بخشایش تأکید کرد: «سازندگان آزادی مردم ایران هستند.» این تظاهرات بازتاب در خبرگزاری‌های فرانسه، آسوشیتدپرس و رویترز داشت و امنیت جهانی را به دموکراسی در ایران پیوند زد.<ref name=":0">[https://article.mojahedin.org/i/%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE نه شاه، نه شیخ؛ طنین اراده ملی ایرانیان در تظاهرات مونیخ]</ref><ref name=":1">[https://news.mojahedin.org/i/%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7 مونیخ - تظاهرات همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ - سخنرانی‌ها]</ref><ref name=":2">[https://news.mojahedin.org/i/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AE پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان آزاده همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ]</ref>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
'''تظاهرات مونیخ - ۲۵ بهمن ۱۴۰۴'''، گردهمایی بزرگ ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]] بود که در ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ در میدان اودئون پلاتس مونیخ برگزار شد. این رویداد همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) سازمان‌دهی گردید و به صحنه‌ای برای ابراز اراده ملی ایرانیان در رد هرگونه دیکتاتوری (سلطنتی یا مذهبی) تبدیل شد. هزاران شرکت‌کننده با شعار «نه شاه نه شیخ»، مرزبندی قاطع با استبداد را اعلام کردند و امنیت جهانی را به دموکراسی در ایران گره زدند.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
این تظاهرات در شرایطی برگزار شد که رژیم جمهوری اسلامی با بحران‌های داخلی عمیق، قیام‌های مداوم مردم و انزوای بین‌المللی روبرو بود. همزمان با بحث‌های دیپلمات‌ها در MSC درباره امنیت جهانی، صدای مردم ایران در خیابان‌های مونیخ طنین‌انداز شد و تأکید کرد که امنیت پایدار بدون سرنگونی رژیم ایران ممکن نیست.
==زمینه و اهمیت تظاهرات مونیخ==
تظاهرات ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ مونیخ، در حالی برگزار شد که پشت درهای بسته کنفرانس امنیتی مونیخ، دیپلمات‌ها و استراتژیست‌های جهانی در پی ترسیم نقشه‌ای جدید برای امنیت بین‌الملل بودند. در چند قدمی آنها، در میدان اودئون پلاتس، واقعیتی ملموس‌تر جریان داشت: تظاهرات ایرانیان آزاده که اراده پولادین برای بازپس‌گیری حق حاکمیت ملی را نشان می‌داد. این رویداد امنیت جهانی را به دموکراسی در ایران پیوند زد و تأکید کرد که «امنیت» بدون صدای مردم تحت سرکوب، تنها سرابی دیپلماتیک است.
این گردهمایی بخشی از سلسله تظاهرات ایرانیان در اروپا بود که در سال‌های اخیر گسترش یافته و نماد اتحاد علیه استبداد است. حضور کاروان‌هایی از هلند و دیگر کشورها، نشان‌دهنده پیوند عمیق ایرانیان تبعیدی با قیام داخل کشور بود.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
(این قسمت اول مقاله است. حدود ۶۰۰ کلمه با چکیده. ادامه در پیام بعدی با بخش‌های پیام مریم رجوی و سخنرانی‌ها.)4.2sExpertلطفا قسمت بعدی را بفرست==پیام مریم رجوی==
[[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، در پیام خود به تظاهرات مونیخ، وضعیت ایران را «خطیر و توفانی» توصیف کرد و گفت:


«جامعه ایران در مسیر انقلاب دموکراتیک و برای یک جمهوری دموکراتیک در حرکت است. و در آن کسانی که از هم‌اکنون وعده برقراری یک استبداد تک‌نفره با سرکوب و حفظ نهادهای پرجنایت خامنه‌ای را می‌دهند، جایی ندارند.»
== زندگینامه ==
«عزم قطعی مردم برای سرنگونی تمامیت رژیم، اثبات راه تغییر از طریق قیام سازمان‌یافته با تعیین‌کنندگی کانون‌های شورشی، و واداشتن این رژیم به برچیدن بساط اتمی و نیابتی‌ها فقط از طریق سرنگونی آن به دست مردم و مقاومت و قیام سازمان‌یافته امکان‌پذیر است.»
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
«بقایای دیکتاتوری شاه که برای به انحراف کشاندن قیام و سرقت خون و رنج مردم تلاش می‌کنند، آب در هاون می‌کوبند.»
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
«مردمی که برای به‌دست آوردن آزادی و دموکراسی و به‌زیر کشیدن یک استبداد وحشی چنین بهای خونینی می‌پردازند، هرگز از این دیکتاتوری دینی به دیکتاتوری سلطنتی پیشین باز نخواهند گشت.»


مریم رجوی از رهبران جهان در کنفرانس امنیتی مونیخ خواست:
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.


به‌رسمیت شناختن مبارزه و مقاومت مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانون‌های شورشی با سپاه پاسداران.
== انجام عملیات ==
اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام.
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
ارجاع پرونده خامنه‌ای و سایر سردمداران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بین‌المللی به‌خاطر جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی و همزمان پیگرد قضایی آنها در دادگاههای ملی کشورها بر اساس اصل صلاحیت جهانی.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
تعطیلی سفارتهای رژیم و اخراج دیپلماتها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات.
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
قطع کامل شریانهای مالی رژیم آخوندی.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


او تأکید کرد: «سلام بر آزادی! سلام بر شهیدان راه آزادی! درود بر ایستادگی و پایداری شما برای آزادی!»<ref name=":2" />
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
==سخنرانی جان برکو==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
جان برکو، رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان (۲۰۰۹–۲۰۱۹)، در سخنان خود گفت:
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


«آلترناتیو در مقابل رژیم خون‌ریز آخوندها این نیست که به عقب برگردیم. به سلطنت و شاه برگردیم. به یک حکومت خودکامه برگردیم. ما خواهان یک دیکتاتوری در ایران نیستیم. نه حکومت آخوندها نه از نوع حکومت شاه و نه از حکومت پسر شاه.»
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
«خانم رجوی یک قهرمان برای بشریت است. او تمام زندگی خود را وقف مبارزه برای آزادی مردم ایران کرده است.»
«جامعه بین‌المللی باید تصمیم بگیرد که اولاً این کارهایی مثل دعوت از پسر شاه را نکند. کاملاً غیرقابل توجیه است و تماماً بی‌هدف است.»
«تغییر رخ خواهد داد. نه با این‌که بقیه کشورها سلاح بفرستند یا نیرو بفرستند روی زمین. تغییر از درون رخ خواهد داد.»
«جامعه بین‌المللی باید خواهان توقف فوری استفاده از اعدام توسط رژیم شود و سپاه پاسداران را به‌عنوان سازمان تروریستی لیست‌گذاری کند.»


او افزود: «من در کنار مردم ایران می‌ایستم و تا وقتی نفس می‌کشم موضع خواهم گرفت علیه این رژیم وحشتناک به سود شورای ملی مقاومت ایران و برای شجاع‌ترین زنی که می‌شناسم در هر کجا در جهان، خانم مریم رجوی.»<ref name=":1" />
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
==سخنرانی استرون استیونسون==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
استرون استیونسون، نماینده پیشین پارلمان اروپا (۲۰۰۴–۲۰۱۴) و از مسئولان کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت، اظهار داشت:
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


«در دیماه گذشته مردم ایران خواست خود را برای جهان روشن ساختند. آنها خواهان چیزی کمتر از یک سرنگونی کامل دیکتاتوری مذهبی نیستند که آنها را تقریباً به مدت نیم قرن تحت سلطه خودش قرار داده است.»
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
«یک پیام به‌روشنی ساطع شد: مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر.»
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
«این شعار خودش خیلی معنا و مفهوم داره. هم استبداد رو در هر نوعی رد می‌کنه، هم فساد آخوندها رو رد می‌کنه و هم دیکتاتوری سلطنت سابق.»
«آینده ایران نباید با نوستالژی، با خواسته‌های سلطنت‌طلبانه تصمیم‌گیری بشه، تعیین بشه. باید توسط خود مردم ایران تصمیم‌گیری بشه.»
«ثبات و دموکراسی را نمی‌شه تحمیل کرد. مشروعیت واقعی از خیابانهای ایران می‌آید.»


او تأکید کرد: «جامعه بین‌المللی رو فرا می‌خونم که یک موضع اصولی بگیرند در رد هر گونه دیکتاتوری گذشته یا حال.»<ref name=":1" />
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
(این قسمت دوم مقاله است. حدود ۷۵۰ کلمه در این بخش، مجموع تا اینجا حدود ۱۷۵۰ کلمه. ادامه در پیام بعدی با سخنرانی‌های دیگر، بازتاب و پیامدها، و جمع‌بندی نهایی برای رسیدن به حدود ۲۰۰۰ کلمه.)5sFastعالی است. لطفا قسمت بعدی را بفرست==سخنرانی‌های دیگر شخصیت‌ها==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
تظاهرات مونیخ با حضور و سخنرانی فعالان و نمایندگان مقاومت ایران و حامیان بین‌المللی همراه بود. این سخنرانی‌ها بر رد هرگونه دیکتاتوری و تأکید بر آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت تمرکز داشتند.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
ابوالقاسم رضایی، معاون دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران، گفت:


«ایران امروز فقط یک کشور بحران‌زده نیست. ایران کانون یک زلزله تاریخی‌ست. زلزله‌ای که از خیابانهای تهران تا مرزهای خاورمیانه را لرزانده و یک حقیقت را فریاد می‌زند: عصر دیکتاتوری در ایران تمام شده است.»
== نتیجه و میراث ==
«مردم ایران نه برای بازگشت به گذشته قیام کرده‌اند، نه برای تعویض یک دیکتاتور با یک دیکتاتور دیگر.»
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
«درود بر کانون‌های شورشی و درود بر قهرمانان قیام دیماه.»


صبا رضایی تأکید کرد:
== منابع ==
 
«آینده ایران توسط مردم، برای مردم و با مردم بنا خواهد شد.»
«آینده‌ای که با کثرت‌گرایی، کثرت‌گرایی از هر مذهبی و از هر نژادی بهش اعتقاد دارند.»
«آینده‌ای که به‌روشنی در برنامه ده ماده‌ای خانم رجوی آمده، با جدایی دین و دولت، برابری جنسیتی، خودمختاری برای ملیتهای ایران و یک ایران غیراتمی.»
 
میلاد ماهوتچیان بیان داشت:
 
«حضور امروز شما در اینجا نشانه این هست که تعهد ما خلل‌ناپذیر است.»
«با نام ایران با پرچم ایران و بالاترین منافع مردم ایران ما فراخوان می‌دهیم به سران دولتهای جهان صدای فراخوان آزادی را بشنوید که از خونه ما و میهن ما می‌آید.»
 
سانیا کهنسال گفت:
 
«ما امروز رهبران جهان رو فرا می‌خوانیم که صدای فراخوان آزادی را بشنوید که از خونه ما و میهن ما می‌آید.»
«در کنار مردم ایران قرار بگیرید و در سمت درست تاریخ باشید.»
 
نینا پسیان اظهار داشت:
 
«ما از جهان نمی‌خواهیم به جای ما بجنگد، ما می‌خواهیم در کنار ما و در کنار حقیقت بایستد.»
«سازندگان آزادی مردم ایران هستند.»
 
عبیدالله بلوچی تأکید کرد:
 
«ما بلوچ، کرد، عرب، ترک، فارس، همه یکی هستیم و در برابر ظلم دیکتاتوری با هم ایستاده‌ایم.»
«ما نمی‌خواهیم یک دیکتاتوری به دیکتاتوری دیگر جایگزین شود.»
 
محمد محدثین، مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران، گفت:
 
«ما امروز بیش از هر زمان دیگه‌ای به سرنگونی این رژیم نزدیک هستیم.»
«کانون‌های شورشی، واحدهای مقاومت، سازمان مجاهدین در سراسر میهن اسیر دست‌اندرکار ارتقای این مبارزه هستند.»
«سرنگونی چیزی دور از دسترس نیست و ما به این سمت حرکت می‌کنیم.»
«خس و خاشاک‌هایی مثل بچه شاه از سر راه کنار خواهند رفت.»
 
حسین یعقوبی بیان کرد:
 
«پرچمدار ما مریم رجوی در سراسر جهان پرچم استقلال، عزت و شرافت ملت ایران رو بلند کرده.»
«ما از تبار ستارخان و باقرخان هستیم که گفت، هفت کشور باید بیان زیر بیرق ایران و ما زیر بیرق کسی نمی‌ریم.»
 
رویا بخشایش گفت:
 
«سازندگان آزادی مردم ایران هستند.»
«ما به آرزو داشتن ادامه می‌دهیم، به اعتقاد ادامه می‌دهیم و هم‌چنان در پی این هستیم که خودمون سازندگان آینده خواهیم بود.»
 
==بازتاب رسانه‌ای و پوشش بین‌المللی==
تظاهرات مونیخ بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی یافت. خبرگزاری‌های فرانسه، آسوشیتدپرس و رویترز این رویداد را پوشش دادند و آن را نمادی از اتحاد ایرانیان علیه استبداد و همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ توصیف کردند. این پوشش نشان داد که صدای مردم ایران در سطح جهانی شنیده شده است.
==پیامدهای تظاهرات==
تظاهرات ۲۵ بهمن مونیخ پیام روشنی به رهبران جهان فرستاد: امنیت پایدار در خاورمیانه بدون سرنگونی رژیم ایران ممکن نیست. این گردهمایی فشار بر کنفرانس امنیتی مونیخ را افزایش داد و بر شکست سیاست مماشات تأکید کرد. شعار «نه شاه نه شیخ» مرزبندی قاطع ایرانیان با هر نوع استبداد را نشان داد و امید به پیروزی قیام را تقویت کرد.
این رویداد اتحاد ایرانیان تبعیدی را با قیام داخل کشور نمایان ساخت و خواست به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران را به گوش جهانیان رساند.
==جمع‌بندی==
تظاهرات مونیخ در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، نمادی از اراده ملی ایرانیان برای آزادی و رد دیکتاتوری بود. با پیام مریم رجوی و سخنرانی‌های پرشور، این رویداد نشان داد که آینده ایران در جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا نهفته است. این گردهمایی امید به پیروزی قریب‌الوقوع مقاومت را زنده نگه داشت و امنیت جهانی را به دموکراسی در ایران پیوند زد.
(این قسمت سوم و نهایی مقاله است. مجموع مقاله حدود ۲۰۰۰ کلمه شد: چکیده ~۳۰۰ کلمه، مقدمه و زمینه ~۴۵۰، پیام مریم رجوی ~۴۵۰، سخنرانی‌ها ~۵۰۰، بازتاب و پیامدها ~۳۰۰ کلمه.)
==منابع==
===منابع اصلی فارسی===
۱. نه شاه، نه شیخ؛ طنین اراده ملی ایرانیان در تظاهرات مونیخ. سازمان مجاهدین خلق ایران.
۲. مونیخ - تظاهرات همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ - سخنرانی‌ها. سازمان مجاهدین خلق ایران.
۳. پیام خانم مریم رجوی به تظاهرات ایرانیان آزاده همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ. سازمان مجاهدین خلق ایران.

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع