کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=تظاهرات بزرگ برلین - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=تظاهرات بزرگ برلین.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=
| تصویر =
|توضیح تصویر=تصویر جمعیت تظاهرکنندگان ایرانی در میدان براندنبورگ برلین (تصویر نمادین)
| عنوان تصویر =
|عناوین دیگر=راهپیمایی و تظاهرات بزرگ ایرانیان آزاده برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|عاملان=ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]]، شخصیت‌های سیاسی آلمانی و بین‌المللی، [[مریم رجوی]] (سخنرانی آنلاین)
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|مکان=برلین، آلمان (میدان براندنبورگ)
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زمان=۱۸ بهمن ۱۴۰۴ – ۷ فوریه ۲۰۲۶
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|نتیجه=حضور ده‌ها هزار ایرانی و حامیان بین‌المللی، محکومیت دیکتاتوری ولایت فقیه و سلطنت، حمایت از قیام مردم ایران برای آزادی، تأکید بر مرزبندی «نه شاه نه شیخ»، درخواست لیست‌گذاری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] در لیست تروریستی، و فراخوان به جامعه جهانی برای حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] و تغییر دموکراتیک در ایران؛ بازتاب گسترده در رسانه‌های بین‌المللی
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''تظاهرات بزرگ برلین - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴'''، گردهمایی و راهپیمایی گسترده ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]] بود که در ۷ فوریه ۲۰۲۶ در میدان براندنبورگ برلین برگزار شد. این رویداد به مناسبت چهل و هفتمین سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ ایران سازمان‌دهی گردید و به صحنه‌ای برای محکومیت دیکتاتوری ولایت فقیه و هرگونه بازگشت به سلطنت تبدیل شد. هزاران شرکت‌کننده با شعارهای «نه شاه نه شیخ»، «مرگ بر دیکتاتور» و «آزادی، آزادی»، مرزبندی قاطع با هر نوع استبداد را اعلام کردند و از قیام مردم ایران برای آزادی و دموکراسی حمایت نمودند.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C زنده: تظاهرات ایرانیان آزاد برلین ۱۸ بهمن ۱۴۰۴]</ref><ref name=":1">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%DB%B1%DB%B8-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%B1%DA%AF-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA زنده: تظاهرات ایرانیان آزاد برلین ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ایرانیان آزاده میدان براندنبورگ آماده‌سازی محل تظاهرات]</ref>
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


این تظاهرات در بحبوحه سرکوب شدید رژیم جمهوری اسلامی، موج اعدام‌ها و اعتراضات مداوم مردم ایران برگزار شد. علی‌رغم سرمای شدید هوا و اختلالات حمل‌ونقل ناشی از اعتصابات قطار در آلمان، ده‌ها هزار ایرانی و حامیان بین‌المللی در میدان براندنبورگ گرد آمدند. این میدان، نماد تاریخی آزادی و اتحاد آلمان، به صحنه‌ای برای صدای آزادی‌خواهی مردم ایران تبدیل گردید.  
== زندگینامه ==
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


در این گردهمایی [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] به‌صورت حضوری شرکت داشت و سخنران اصلی بود. وی در سخنرانی  خود تأکید کرد: «قیام ایران، تیک‌تاک سرنگونی است. قیام‌کنندگان و نسل جوان ایران، آزادی را می‌خواهند و آماده پرداختن بهای آن هستند. این قیام تا سرنگونی ولایت فقیه ادامه خواهد یافت.» او خواستار لیست‌گذاری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] در فهرست تروریستی، اخراج دیپلمات‌های رژیم از اروپا، و حمایت جامعه جهانی از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] شد که شامل جمهوری دموکراتیک، سکولار، لغو اعدام، برابری جنسیتی و آزادی‌های اساسی است.  
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  


مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، شارل میشل، رئیس پیشین شورای اروپا، زابینه لویت هویزر آشنارنبرگر، وزیر دادگستری پیشین آلمان، کاک جلال خوشکلام، عضو کمیته مرکزی [[سازمان خبات انقلابی کردستان ایران|سازمان خبات کردستان]]،‌ساسان خاتونی، نماینده [[حزب دموکرات کردستان ایران|حزب دمکرات کردستان ایران]] و هیئت نمایندگان جوامع ایرانیان از جمله سخنرانان بودند. [[اشرف ۳|اشرف۳]] نیز به‌صورت آنلاین به این گردهمایی وصل بود.
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


این تظاهرات نماد اتحاد ایرانیان علیه استبداد بود و بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی مانند رویترز، دویچه وله، اکسپرس و یورونیوز داشت که آن را تجمعی عظیم برای آزادی ایران توصیف کردند. این رویداد نشان‌دهنده شکست سیاست مماشات غرب با رژیم ایران و امید به پیروزی قریب‌الوقوع قیام مردم ایران است.<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref name=":2">[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B6%D8%AF%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان برلین]</ref>
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


==سخنرانی مریم رجوی==
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
[[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، قیام مردم ایران را «آغاز پایان رژیم آخوندی» خواند. او با تأکید بر ادامه مبارزه تا سرنگونی، نکات کلیدی زیر را مطرح کرد:<blockquote>«قیام ایران، تیک‌تاک سرنگونی است.»


«هموطنان! یاران شورشگر و شورشگران در سراسر میهن، ما برای سالروز انقلاب ضدسلطنتی علیه دیکتاتوری شاه جمع شده‌ایم. اما ابتدا از قیام دیماه شروع می‌کنیم. قیامی که سرخ‌فام شد، اما با خون کهکشان شهیدان و هزاران جان شیفته و خشم و خروش خلق قهرمان، ایران و جهان را به لرزه درآورد.»
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


«حالا دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد. سال‌ها و سال‌ها می‌گفتیم سرنگونی سرنگونی. اینک همه مقدم آن را به چشم می‌بینند و صدای پایش را می‌شنوند.»
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


«شجاعت شورشگران ایران‌زمین درخشید و عالم‌گیر شد و طلسم مماشات در رابطه با سپاه پاسداران در اروپا درهم شکست.»
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


«حالا دیگر زمان به‌رسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است.»
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.


«بله زمان به‌رسمیت شناختن نبرد [[کانون‌های شورشی]] و [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]] است، در آستانه ورود به ۴۰سالگی است.»</blockquote>سخنرانی مریم رجوی با استقبال گسترده شرکت‌کنندگان همراه بود و شعارهای «مریم، مریم، رئیس‌جمهور»، «زنده باد آزادی» و «مرگ بر خامنه‌ای» را برانگیخت.<ref name=":2" />
== منابع ==
==سخنرانی‌های شخصیت‌های بین‌المللی==
تظاهرات برلین با حضور و سخنرانی شخصیت‌های برجسته بین‌المللی همراه بود که حمایت خود را از قیام مردم ایران اعلام کردند. این سخنرانی‌ها، ابعاد جهانی این رویداد را برجسته ساخت و پیام روشنی به جامعه بین‌المللی فرستاد.
 
مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا (۲۰۱۸–۲۰۲۱)، در پیام خود تأکید کرد:<blockquote>«مردم ایران به‌روشنی با قیام‌هایشان نشان داده‌اند خواهان استبداد نیستند، خواهان حکومت سلطنتی هم نیستند. آنها خواهان یک جمهوری دموکراتیک هستند.»
 
«قیامی که این روزها اتفاق افتاد در ۴ دهه جنبش دموکراسی‌خواهی ایران ریشه دارد.»
 
«خانم رجوی جنبش شما قدرت خود را برای جایگزینی با این رژیم نشان داده است.»
 
«شما که در اشرف هستید، آنچه الآن در ایران اتفاق می‌افتد نشان قدرت شما است.»
 
«رژیم را نمی‌توان از بیرون سرنگون کرد. آزادی ایران با نیرویی محقق می‌شود که دهه‌ها فداکاری کرده است.»
 
«ایران فقط می‌تواند با یک مقاومت سازمان‌یافته آزاد شود.»
 
«تنها خواست مقاومت ایران حق مقاومت برای مبارزه با عوامل این رژیم و مشخصاً علیه سپاه پاسداران است.»</blockquote>شارل میشل، رئیس پیشین شورای اروپا (۲۰۱۹–۲۰۲۴) و نخست‌وزیر بلژیک (۲۰۱۴–۲۰۱۹)، اظهار داشت:<blockquote>«اگر رژیم امروز سلاح هسته‌ای ندارد به لطف شماست زیرا شما مقاومت سازمان‌یافته و شجاع زنگ خطر را به صدا درآوردید.»
 
«در نهایت نه مماشات و نه جنگ، این مرا به درس سوم می‌رساند: یک جایگزین و آلترناتیو وجود دارد.»
«هیچ‌کس نباید حق داشته باشد رؤیاها و آرزوهای شما را بدزدد. در هفته‌های اخیر شاهد تلاش دیگری برای سرقت رؤیاها و آرزوهای شما بودیم. این بار توسط پسر شاه، فرزند یک دیکتاتور. این باید باعث شرمساری باشد.»
 
«بیایید هرگز شکنجه‌ها و قتل‌های انجام‌شده در دوران دیکتاتوری شاه را فراموش نکنیم. پسر شاه به‌دنبال ایجاد تصویری جعلی از حمایت است تا با دستکاری افکار عمومی بار دیگر مردم ایران را برباید.»
 
«او می‌خواهد خود را برای حکومت بر مردم تحمیل کند در حالی شما مقاومت سازمان‌یافته خواهان دموکراسی هستید و این تفاوتی بنیادین است.»
 
«خانم رجوی شما با شجاعت و پایداری خود یک الگو هستید. طرح ده‌ماده‌ای پلی استوار از سرکوب به سوی آزادی است.»</blockquote>پیتر آلتمایر، رئیس دفتر صدراعظم آلمان آنگلا مرکل (۲۰۱۳–۲۰۱۸)، گفت:<blockquote>«هیچ امیدی به تغییر رفتار رژیم ایران نیست. در ایران باید تغییر رژیم صورت بگیرد.»
 
«این رژیم باید با حکومتی جایگزین شود که در آن آزادی و دموکراسی حاکم باشد. این خواسته در برنامه ده‌ماده‌ای خانم مریم رجوی آمده است.»
 
«برقراری انتخابات آزاد، برابری زن و مرد و لغو حکم اعدام، این وظیفه‌ای است که به عهده شماست.»
«سپاه پاسداران بالاخره توسط اتحادیه اروپا لیست‌گذاری تروریستی شد. اما این اولین قدم است، باید قدم‌های بیشتری در این مسیر برداشت.»</blockquote>زابینه لویت هویزر آشنارنبرگر، وزیر دادگستری آلمان (۱۹۹۲–۱۹۹۶ و ۲۰۰۹–۲۰۱۳)، اظهار داشت:<blockquote>«مردم ایران جان خود را برای مبارزه در راه تغییر رژیم به خطر انداختند. شعار آنها این است: مرگ بر حکومت آخوندی، پیش به سوی آزادی و حق زندگی به شیوه‌ای که خود می‌خواهند. دقیقاً همان چیزی که خانم رجوی مطالبه می‌کند و شما خواهان آن هستید.»
 
«حضور امروز شما در اینجا و پیامی که برای ایرانی آزاد و برقراری یک جمهوری دموکراتیک با خود آورده‌اید، امیدبخش است.»
 
«این رژیم باید منزوی بشود.»<ref name=":1" /></blockquote>
 
==سخنرانی نمایندگان احزاب کردستان و جوامع ایرانی==
کاک جلال خوشکلام، عضو کمیته مرکزی سازمان خبات کردستان ایران، در سخنان خود گفت:
 
«درود بر روان پاک شهدای راه آزادی به‌ویژه شهدای دیماه ۱۴۰۴ که خونشان خیابان‌های ایران را رنگین کرد.»
 
«در جریان خیزش انقلابی دیماه ۱۴۰۴ رژیم دیکتاتوری به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن تظاهرکنندگان را قتل‌عام کرد.»
 
ساسان خاتونی، نماینده حزب دمکرات کردستان ایران، بیان کرد:<blockquote>«به‌نام کردستان، به‌نام آزادی. امروز ما اینجا گردهم آمده‌ایم تا به گوش جامعه جهانی و سازمان‌های حقوق بشری برسانیم که مبارزه با رژیم جنایتکار حاکم بر تهران به منظور رسیدن به آزادی و عدالت تا سرنگونی این رژیم جنایتکار و خونخوار همچنان ادامه دارد.»</blockquote>هیئت نمایندگان جوامع ایرانیان (نغمه رجبی و هیوا محمدی) تأکید کردند:<blockquote>«در سالگرد ۲۲ بهمن اینجا جمع شدیم روزی که مردم آزادی‌خواه ایران بپاخاستند و شاه دیکتاتور و دستگاه سرکوبگر ساواک را برای همیشه بیرون انداختند.»
«آزادی ایران نه با دخالت خارجی و نه با مماشات با رژیم آخوندی، بلکه آزادی ایران به سازماندهی و مقاومت و از خود گذشتگی نیاز دارد.»
 
«همانطوریکه سازمان مجاهدین در این ۴۷ سال بیش از صدهزار تن از اعضا و هواداران خود را برای آزادی این میهن فدیه کرده است.»</blockquote>این سخنرانی‌ها نشان‌دهنده حمایت گسترده احزاب کردستان و جوامع ایرانی از قیام مردم ایران و آلترناتیو دموکراتیک بود.<ref name=":1" />
==بازتاب رسانه‌ای و پوشش بین‌المللی==
تظاهرات بزرگ برلین در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی و فارسی‌زبان یافت و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات ایرانیان خارج از کشور در سال‌های اخیر ثبت شد. خبرگزاری‌های معتبر مانند رویترز، دویچه وله، اکسپرس، یورونیوز، بی‌بی‌سی فارسی، فرانس‌پرس و الجزیره به پوشش زنده، تصویری و تحلیلی این رویداد پرداختند.
 
رویترز در گزارشی با عنوان «ده‌ها هزار ایرانی در برلین علیه رژیم ایران تظاهرات کردند» نوشت: «تظاهرکنندگان با شعارهای علیه دیکتاتوری ولایت فقیه و بازگشت سلطنت، خواستار تغییر دموکراتیک شدند.» دویچه وله تأکید کرد که این گردهمایی «پیامی روشن به جامعه جهانی برای پایان مماشات با رژیم ایران» بود و به حضور شخصیت‌های سیاسی آلمانی اشاره کرد که حمایت فراحزبی را نشان می‌داد.
 
یورونیوز گزارش داد: «ایرانیان در برلین با وجود سرمای شدید، سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ را به صحنه‌ای برای محکومیت رژیم و حمایت از قیام تبدیل کردند.» بی‌بی‌سی فارسی نیز به سخنرانی مریم رجوی پرداخت و نوشت: «رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران قیام را تیک‌تاک سرنگونی خواند و خواستار لیست‌گذاری سپاه پاسداران شد.»
 
فرانس‌پرس و الجزیره نیز بر شعار محوری «نه شاه نه شیخ» تمرکز کردند و آن را نشانه رد هر دو دیکتاتوری گذشته و حال دانستند. رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مانند ایران اینترنشنال و منوتو نیز پوشش زنده و گسترده‌ای ارائه دادند و بر حضور گسترده جوانان و زنان تأکید کردند.
 
این پوشش رسانه‌ای، پیام تظاهرات را به گوش جهانیان رساند و فشار بر دولت‌های اروپایی را برای اتخاذ سیاست قاطع‌تر علیه رژیم افزایش داد.<ref name=":0" />
==پیامدهای سیاسی و بین‌المللی==
تظاهرات برلین پیام روشنی به جامعه جهانی فرستاد: مردم ایران نه به بازگشت به سلطنت و نه به ادامه دیکتاتوری ولایت فقیه رضایت دارند. این گردهمایی اتحاد ایرانیان خارج از کشور را در حمایت از قیام داخل ایران نشان داد و بر شکست سیاست مماشات غرب تأکید کرد.
 
شورای ملی مقاومت ایران این رویداد را نقطه عطفی در مشروعیت‌بخشی به آلترناتیو دموکراتیک خواند و اعلام کرد که صدای مردم ایران در جهان شنیده شده است. سخنرانی مریم رجوی و حضور گسترده شرکت‌کنندگان، امید به پیروزی قریب‌الوقوع قیام را تقویت کرد.
 
این تظاهرات فشار بر دولت‌های اروپایی را برای اقدامات عملی افزایش داد:
 
لیست‌گذاری فوری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا
 
اخراج دیپلمات‌های رژیم و بستن سفارتخانه‌های آن در کشورهای اروپایی
 
حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] به‌عنوان نقشه راه ایران آزاد
 
قطع شریان‌های مالی رژیم و تحریم‌های هدفمند علیه فرماندهان سپاه
 
حضور شخصیت‌های برجسته‌ای مانند مایک پمپئو و شارل میشل، نشان‌دهنده اجماع رو به رشد در محافل بین‌المللی بر حمایت از تغییر دموکراتیک در ایران بود. این رویداد همچنین به رژیم ایران نشان داد که جامعه ایرانی خارج از کشور، متحد و مصمم برای حمایت از قیام داخل کشور است.
==جمع‌بندی==
تظاهرات بزرگ برلین در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، نمادی از اراده راسخ ایرانیان برای آزادی و رد هرگونه دیکتاتوری بود. با حضور ده‌ها هزار نفر در یکی از نمادین‌ترین میدان‌های جهان، این رویداد نشان داد که مبارزه مردم ایران علیه استبداد ادامه دارد و آینده ایران در جمهوری دموکراتیک، سکولار، کثرت‌گرا و عاری از فساد نهفته است.
 
سخنرانی مریم رجوی با تأکید بر «تیک‌تاک سرنگونی» و حمایت شخصیت‌های سیاسی آلمانی و بین‌المللی، پیام این تظاهرات را به گوش جهانیان رساند: زمان پایان مماشات و حمایت عملی از قیام مردم ایران فرا رسیده است. این گردهمایی نه تنها اتحاد ایرانیان را به نمایش گذاشت، بلکه امید به پیروزی قریب‌الوقوع مقاومت و سرنگونی رژیم را تقویت کرد.
==منابع==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع