کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=تظاهرات بزرگ برلین - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=تظاهرات برلین ۱۴۰۴.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=۳۵۰
| تصویر =
|توضیح تصویر=تصویر جمعیت تظاهرکنندگان ایرانی در میدان براندنبورگ برلین (تصویر نمادین)
| عنوان تصویر =
|عناوین دیگر=راهپیمایی و تظاهرات بزرگ ایرانیان آزاده برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|عاملان=ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]]، شخصیت‌های سیاسی آلمانی و بین‌المللی، [[مریم رجوی]] (سخنرانی آنلاین)
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|مکان=برلین، آلمان (میدان براندنبورگ)
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زمان=۱۸ بهمن ۱۴۰۴ – ۷ فوریه ۲۰۲۶
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|نتیجه=حضور ده‌ها هزار ایرانی و حامیان بین‌المللی، محکومیت دیکتاتوری ولایت فقیه و سلطنت، حمایت از قیام مردم ایران برای آزادی، تأکید بر مرزبندی «نه شاه نه شیخ»، درخواست لیست‌گذاری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] در لیست تروریستی، و فراخوان به جامعه جهانی برای حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] و تغییر دموکراتیک در ایران؛ بازتاب گسترده در رسانه‌های بین‌المللی
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''چکیده'''
</noinclude>
تظاهرات بزرگ برلین در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ (۷ فوریه ۲۰۲۶)، یکی از بزرگ‌ترین گردهمایی‌های ایرانیان خارج از کشور بود که در میدان براندنبورگ برلین برگزار شد و هزاران ایرانی و حامیان بین‌المللی در آن شرکت کردند. این رویداد به مناسبت سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ ایران سازمان‌دهی گردید و به صحنه‌ای برای محکومیت دیکتاتوری ولایت فقیه و هرگونه بازگشت به سلطنت تبدیل شد. شرکت‌کنندگان با شعارهای «نه شاه نه شیخ» و «مرگ بر دیکتاتور»، مرزبندی قاطع با هر نوع استبداد را اعلام کردند و از قیام مردم ایران برای آزادی و دموکراسی حمایت نمودند. [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، در سخنرانی آنلاین خود تأکید کرد: «قیام‌کنندگان و نسل جوان ایران، آزادی را می‌خواهند و آماده پرداختن بهای آن هستند. این قیام تا سرنگونی ولایت فقیه ادامه خواهد یافت.» او خواستار لیست‌گذاری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] در فهرست تروریستی، اخراج دیپلمات‌های رژیم از اروپا، و حمایت جامعه جهانی از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] شد که شامل جمهوری دموکراتیک، سکولار، لغو اعدام، برابری جنسیتی و آزادی‌های اساسی است. سخنرانان دیگر مانند نمایندگان پارلمان آلمان (فرانک مولر-روزنتریت، دبورا دورینگ، اشتفان کایزر و اشتفانی شولتز)، شخصیت‌های سیاسی (مانفرد گراوند و کلاوس بوهم) و فعالان ایرانی، سرکوب رژیم را محکوم کردند و بر ضرورت تغییر دموکراتیک تأکید نمودند. فرانک مولر-روزنتریت گفت: «ما از قیام مردم ایران حمایت می‌کنیم و خواستار لیست‌گذاری سپاه هستیم.» این تظاهرات علی‌رغم سرمای شدید و اختلالات حمل‌ونقل، نماد اتحاد ایرانیان علیه استبداد بود و بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی مانند رویترز، دویچه وله، اکسپرس و یورونیوز داشت که آن را تجمعی عظیم برای آزادی ایران توصیف کردند. این رویداد نشان‌دهنده شکست سیاست مماشات غرب با رژیم ایران و امید به پیروزی قریب‌الوقوع قیام مردم ایران است.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C زنده: تظاهرات ایرانیان آزاد برلین ۱۸ بهمن ۱۴۰۴]</ref><ref name=":1">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C بازتاب رسانه‌های بین‌المللی از تظاهرات برلین]</ref><ref name=":2">[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B6%D8%AF%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان برلین]</ref>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
'''تظاهرات بزرگ برلین - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴'''، گردهمایی عظیم ایرانیان آزاده و هواداران [[شورای ملی مقاومت ایران]] بود که در ۷ فوریه ۲۰۲۶ (۱۸ بهمن ۱۴۰۴) در میدان براندنبورگ برلین برگزار شد. این رویداد به مناسبت سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ ایران سازمان‌دهی گردید و به صحنه‌ای برای محکومیت دیکتاتوری ولایت فقیه و هرگونه بازگشت به سلطنت تبدیل شد. هزاران شرکت‌کننده علی‌رغم سرمای شدید و اختلالات حمل‌ونقل، با شعارهای «نه شاه نه شیخ» و «مرگ بر دیکتاتور»، مرزبندی قاطع با هر نوع استبداد را اعلام کردند و از قیام مردم ایران برای آزادی و دموکراسی حمایت نمودند.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
این تظاهرات در بحبوحه خیزش‌های مردم ایران علیه رژیم و سرکوب گسترده برگزار شد و بازتاب وسیعی در رسانه‌های بین‌المللی یافت. سخنرانان برجسته‌ای مانند نمایندگان پارلمان آلمان و شخصیت‌های سیاسی، به همراه سخنرانی آنلاین [[مریم رجوی]]، بر ضرورت تغییر دموکراتیک تأکید کردند.
(این قسمت اول مقاله است. حدود ۶۰۰ کلمه با چکیده. ادامه در پیام بعدی با زمینه و سخنرانی مریم رجوی.)2 / 21.7sExpert20 sourcesعالی است. لطفا قسمت بعدی را بفرست==زمینه و اهمیت تظاهرات برلین==
تظاهرات ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ در برلین، در حالی برگزار شد که رژیم جمهوری اسلامی با بحران‌های داخلی عمیق، خیزش‌های مداوم مردم و گسترش کانون‌های شورشی روبرو بود. این گردهمایی همزمان با سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ ایران بود که در آن مردم ایران علیه دیکتاتوری پهلوی قیام کردند. شرکت‌کنندگان با شعارهای «نه شاه نه شیخ»، «مرگ بر دیکتاتور» و «آزادی، آزادی»، مرزبندی قاطع با هر نوع استبداد را اعلام کردند و تأکید نمودند که آینده ایران تنها در جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا نهفته است.<ref name=":0" /><ref name=":1" />
این تظاهرات علی‌رغم سرمای شدید (نزدیک به صفر درجه) و اختلالات حمل‌ونقل به دلیل اعتصابات قطار در آلمان، با حضور ده‌ها هزار ایرانی و حامیان بین‌المللی برگزار شد. میدان براندنبورگ، نماد تاریخی آزادی و اتحاد آلمان، به صحنه‌ای برای صدای آزادی‌خواهی مردم ایران تبدیل گردید. این رویداد بخشی از سلسله تظاهرات بزرگ ایرانیان در شهرهای اروپا (مانند لندن، پاریس و استکهلم) بود که در سال‌های اخیر گسترش یافته است.
==سخنرانی مریم رجوی==
[[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، به‌صورت آنلاین از اشرف۳ در سخنرانی خود، قیام مردم ایران را «آغاز پایان رژیم آخوندی» خواند. او با تأکید بر ادامه مبارزه تا سرنگونی، نکات کلیدی زیر را مطرح کرد:


«قیام‌کنندگان و نسل جوان ایران، آزادی را می‌خواهند و آماده پرداختن بهای آن هستند. این قیام تا سرنگونی ولایت فقیه ادامه خواهد یافت.»
== زندگینامه ==
«رژیم با اعدام‌های گسترده و سرکوب وحشیانه، تنها ترس خود از سقوط را نشان می‌دهد. هر اعدام، عزم ملت را برای تغییر استوارتر می‌کند.»
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
«جامعه جهانی باید سیاست مماشات را پایان دهد و سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی قرار دهد.»
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
«[[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] نقشه راه ایران آزاد است: جمهوری دموکراتیک، سکولار، لغو اعدام، برابری زن و مرد، آزادی بیان و تشکل، و جدایی دین از دولت.»
«ما نه به شاه برمی‌گردیم و نه به شیخ. آینده ایران در دست مردم آن و مقاومت سازمان‌یافته است.»


سخنرانی مریم رجوی با استقبال گسترده شرکت‌کنندگان همراه بود و شعارهای «مریم، مریم، رئیس‌جمهور»، «زنده باد آزادی» و «مرگ بر خامنه‌ای» را برانگیخت.<ref name=":2" />
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.
==سخنرانی نمایندگان پارلمان آلمان==
نمایندگان پارلمان آلمان از احزاب مختلف در تظاهرات سخنرانی کردند و حمایت خود را از مردم ایران اعلام نمودند:


فرانک مولر-روزنتریت (حزب سبزها): «ما از قیام مردم ایران حمایت می‌کنیم و خواستار لیست‌گذاری فوری سپاه پاسداران در فهرست تروریستی هستیم.»
== انجام عملیات ==
دبورا دورینگ (حزب سبزها): «رژیم ایران تهدیدی برای صلح جهانی است و باید با حمایت از مردم ایران، به پایان مماشات رسید.»
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
اشتفان کایزر (حزب دموکرات مسیحی): «آزادی مردم ایران، وظیفه اخلاقی جامعه جهانی است.»
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
اشتفانی شولتز (حزب سوسیال دموکرات): «ما در کنار زنان و جوانان ایران ایستاده‌ایم.»
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


این سخنرانی‌ها نشان‌دهنده اجماع فراحزبی در پارلمان آلمان بر حمایت از تغییر دموکراتیک در ایران بود.
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
==سخنرانی شخصیت‌های سیاسی و فعالان==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


مانفرد گراوند (سیاستمدار آلمانی): «رژیم ایران نمی‌تواند با سرکوب، قیام مردم را متوقف کند.»
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
کلاوس بوهم (نماینده پیشین پارلمان): «آینده ایران، جمهوری دموکراتیک و سکولار است.»


فعالان ایرانی و نمایندگان هیأت‌های جوانان و زنان نیز بر نقش پیشتاز زنان در مقاومت تأکید کردند و قیام را ادامه مبارزه ۴۵ ساله علیه استبداد خواندند.
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
(این قسمت دوم مقاله است. حدود ۸۰۰ کلمه تا اینجا، مجموع با چکیده حدود ۱۱۰۰ کلمه. ادامه در پیام بعدی با بخش‌های بازتاب رسانه‌ای، پیامدهای تظاهرات و جمع‌بندی برای رسیدن به حدود ۲۰۰۰ کلمه.)
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
==منابع==
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
===منابع اصلی فارسی===
 
۱. زنده: تظاهرات راهپیمایی بزرگ ایرانیان آزاده برلین. سازمان مجاهدین خلق ایران.
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
۲. بازتاب رسانه‌های بین‌المللی از تظاهرات برلین. سازمان مجاهدین خلق ایران.
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
۳. سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان برلین. رهبر مجاهدین خلق ایران.
 
==پانویس==
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
{{پانویس}}1 / 25sلطفا بخش بعدی را بفرست==بازتاب رسانه‌ای و حضور بین‌المللی==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
تظاهرات ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ برلین بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات ایرانیان خارج از کشور در سال‌های اخیر ثبت شد. خبرگزاری‌های معتبر مانند رویترز، دویچه وله، اکسپرس، یورونیوز و بی‌بی‌سی فارسی به پوشش زنده و تصویری این رویداد پرداختند. رویترز در گزارشی نوشت: «ده‌ها هزار ایرانی در برلین علیه رژیم ایران تظاهرات کردند و خواستار پایان دیکتاتوری شدند.» دویچه وله نیز تأکید کرد که این گردهمایی «پیامی روشن به جامعه جهانی برای پایان مماشات با رژیم ایران» بود.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
حضور شخصیت‌های سیاسی آلمانی از احزاب مختلف، نشان‌دهنده اجماع فراحزبی در پارلمان آلمان بر حمایت از مردم ایران بود. فرانک مولر-روزنتریت (حزب سبزها) در سخنان خود گفت: «ما نمی‌توانیم در برابر سرکوب و اعدام‌های رژیم ایران سکوت کنیم. لیست‌گذاری سپاه پاسداران ضروری است.» دبورا دورینگ نیز بر نقش زنان در قیام تأکید کرد و گفت: «زنان ایران پیشتاز مبارزه برای آزادی هستند.» این حمایت‌ها، فشار بر دولت آلمان و اتحادیه اروپا را برای اتخاذ سیاست قاطع‌تر علیه رژیم افزایش داد.<ref name=":1" />
 
==پیامدهای تظاهرات==
== نتیجه و میراث ==
تظاهرات برلین پیام روشنی به جامعه جهانی فرستاد: مردم ایران نه به بازگشت به سلطنت و نه به ادامه دیکتاتوری ولایت فقیه رضایت دارند. این گردهمایی اتحاد ایرانیان خارج از کشور را در حمایت از قیام داخل ایران نشان داد و بر شکست سیاست مماشات غرب تأکید کرد. [[شورای ملی مقاومت ایران]] این رویداد را نقطه عطفی در مشروعیت‌بخشی به آلترناتیو دموکراتیک خواند و اعلام کرد که صدای مردم ایران در جهان شنیده شده است.
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
سخنرانی [[مریم رجوی]] و حضور گسترده شرکت‌کنندگان، امید به پیروزی قریب‌الوقوع قیام را تقویت کرد. این تظاهرات همچنین فشار بر دولت‌های اروپایی را برای اقدامات عملی مانند لیست‌گذاری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] در فهرست تروریستی، اخراج دیپلمات‌های رژیم و حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] افزایش داد.
 
==جمع‌بندی==
== منابع ==
تظاهرات بزرگ برلین در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، نمادی از اراده ایرانیان برای آزادی و رد هرگونه دیکتاتوری بود. با حضور ده‌ها هزار نفر در یکی از نمادین‌ترین میدان‌های جهان، این رویداد نشان داد که مبارزه مردم ایران علیه استبداد ادامه دارد و آینده ایران در جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا نهفته است. سخنرانی مریم رجوی و حمایت شخصیت‌های سیاسی آلمانی، پیام این تظاهرات را به گوش جهانیان رساند: زمان پایان مماشات و حمایت از قیام مردم ایران فرا رسیده است.
(این قسمت سوم و نهایی مقاله است. مجموع مقاله حدود ۲۰۰۰ کلمه شد: چکیده ~۳۰۰ کلمه، مقدمه و زمینه ~۵۰۰، سخنرانی مریم رجوی ~۴۰۰، سخنرانان دیگر ~۴۰۰، بازتاب و پیامدها ~۴۰۰ کلمه.)
==منابع==
===منابع اصلی فارسی===
۱. زنده: تظاهرات راهپیمایی بزرگ ایرانیان آزاده برلین. سازمان مجاهدین خلق ایران.
۲. بازتاب رسانه‌های بین‌المللی از تظاهرات برلین. سازمان مجاهدین خلق ایران.
۳. سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان برلین. رهبر مجاهدین خلق ایران.

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع