کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۵۱ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
 
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = فرشید اسدی
| عنوان =
| تصویر =
| عنوان ۲ = بنیان‌گذار آموزش ناشنوایان و کودکستان در ایران
| عنوان تصویر =
| نام = جبار باغچه‌بان (میرزا جبار عسکرزاده)
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| تصویر = جبار باغچه‌بان.jpg
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| عنوان تصویر = جبار باغچه‌بان، بنیان‌گذار نخستین کودکستان و مدرسه ناشنوایان ایران. منبع: Wikimedia Commons.
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| زادروز = ۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴ خورشیدی (۹ مه ۱۸۸۵ میلادی)
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| زادگاه = ایروان، قفقاز، امپراتوری روسیه (ارمنستان کنونی)
| تاریخ مرگ = ۴ آذر ۱۳۴۵ خورشیدی (۲۵ نوامبر ۱۹۶۶ میلادی)
| مکان مرگ = تهران، ایران
| علت مرگ = کهولت سن
| آرامگاه = نزدیکی ابن بابویه، شهر ری، تهران
| محل زندگی = ایروان • تبریز • شیراز • تهران
| ملیت = ایرانی
| ملیت = ایرانی
| نژاد = ایرانی (تبار آذری-ایرانی)
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| تابعیت = ایرانی
| تحصیلات = تحصیلات سنتی و خودآموخته
| دانشگاه = بدون تحصیلات دانشگاهی رسمی
| پیشه = آموزگار، نویسنده، شاعر، مبتکر آموزشی
| سال‌های فعالیت = ۱۳۰۳–۱۳۴۵ خورشیدی
| نهاد = باغچه اطفال تبریز • مدرسه ناشنوایان تهران
| شناخته‌شده برای = تأسیس نخستین کودکستان ایران، بنیان‌گذاری آموزش ناشنوایان، ابداع الفبای گویا و گوشی استخوانی، پیشگام ادبیات کودک
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار باغچه اطفال، مخترع روش‌های آموزشی برای ناشنوایان، نویسنده کتاب‌های کودک
| پانویس =
| پانویس =
}}
}}
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


'''جبار باغچه‌بان''' (میرزا جبار عسکرزاده، ۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴ ایروان – ۴ آذر ۱۳۴۵ تهران)، آموزگار، نویسنده، شاعر و مبتکر آموزشی ایرانی بود که به عنوان پدر آموزش ناشنوایان و پیشگام آموزش پیش‌دبستانی در ایران شناخته می‌شود. او نخستین کودکستان ایران را با نام «باغچه اطفال» در تبریز (۱۳۰۳) تأسیس کرد و از همین رو نام خانوادگی «باغچه‌بان» را برگزید. باغچه‌بان نخستین مدرسه ناشنوایان ایران را در تبریز بنیان گذاشت و روش‌های نوینی برای آموزش آن‌ها ابداع کرد، از جمله الفبای گویا (الفبای دستی) و گوشی استخوانی (تلفن گنگ) که در جهان به نام او شناخته می‌شود.
== زندگینامه ==
 
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
باغچه‌بان با روش ترکیبی آموزش الفبا، تحول بزرگی در آموزش زبان فارسی ایجاد کرد و کتاب‌های کودک مانند «بابا برفی» (برگزیده شورای جهانی کتاب کودک)، «زندگی کودکان» و نمایشنامه‌های کودکانه نوشت – او نخستین ناشر و مؤلف کتاب کودک در ایران است. باغچه‌بان از خانواده‌ای معمار و شیرینی‌پز در ایروان برخاست، تحصیلات سنتی داشت و با مهاجرت به ایران پس از جنگ جهانی اول، به آموزش روی آورد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
 
زندگی باغچه‌بان پر از نوآوری و مبارزه با موانع بود: از تأسیس کودکستان در شرایط سخت تا آموزش ناشنوایان بدون تجربه قبلی، و ترویج آموزش مختلط و دختران. او با کارشکنی‌های اداری مقابله کرد و روش‌های آموزشی‌اش همچنان در ایران کاربرد دارد. فرزندانش ثمین، ثمینه و پروانه باغچه‌بان نیز در موسیقی و ادبیات کودک فعال بودند.
 
باغچه‌بان نماد انسان‌دوستی، نوآوری آموزشی و تعهد به کودکان محروم است – مردی که با دست خالی، آموزش را برای ناشنوایان ممکن کرد، کودکستان را رواج داد و ادبیات کودک را بنیان گذاشت. میراث او در مدارس ناشنوایان، کتاب‌های کودک و روش‌های آموزشی زنده است و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین خدمتگزاران تعلیم و تربیت ایران شناخته می‌شود. باغچه‌بان نه تنها معلم، بلکه مبتکر و شاعری بود که دنیای سکوت را به صدا درآورد و باغچه‌ای از امید برای کودکان کاشت – میراثی که نسل‌ها از آن بهره می‌برند.<ref name="wikipedia-fa">{{یادکرد وب|نشانی=https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86|عنوان=جبار باغچه‌بان|وبگاه=ویکی‌پدیا فارسی}}</ref><ref name="beytoote">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.beytoote.com/scientific/scientist/biography-jabbar02-baghcheban.html|عنوان=بیوگرافی جبار باغچه بان|وبگاه=بیتوته}}</ref><ref name="magerta">{{یادکرد وب|نشانی=https://magerta.ir/culture/biography/research-on-biography-of-jabar-baghcheban/|عنوان=تحقیق درباره زندگینامه استاد جبار باغچه بان|وبگاه=ماگرتا}}</ref><ref name="tabnak">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.tabnak.ir/fa/tags/166323/1/%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%86|عنوان=جبار باغچه‌بان|وبگاه=تابناک}}</ref>
 
== قسمت اول: زندگی اولیه، مهاجرت به ایران و آغاز فعالیت آموزشی (۱۲۶۴–۱۳۰۳)
 
میرزا جبار عسکرزاده در ۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴ خورشیدی در ایروان (قفقاز، امپراتوری روسیه) متولد شد. جدش از تبریز یا ارومیه بود و پدرش عسکر، معمار و شیرینی‌پز بود. باغچه‌بان تحصیلات سنتی در مسجد داشت و قرآن و فارسی آموخت، اما در ۱۵ سالگی به دلیل مشکلات مالی، مدرسه را ترک کرد و به حرفه پدر روی آورد.


در جوانی شعر می‌سرود و با نام "عاجز" آثار ترکی منتشر کرد. با جنگ جهانی اول و کشتار مسلمانان قفقاز توسط روس‌ها و ارمنی‌ها، همراه همسرش صفیه میر بابایی در ۱۲۹۸ از جلفا به ایران مهاجرت کرد و در مرند ساکن شد.
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  


در مرند، باغچه‌بان آموزگار مدرسه احمدیه شد و ایرادات روش آموزش فارسی را دید. او روش نوینی ابداع کرد که موفقیت‌آمیز بود. در ۱۳۰۳ به تبریز رفت و نخستین کودکستان ایران را با نام «باغچه اطفال» تأسیس کرد – از همین رو نام «باغچه‌بان» را برگزید.<ref name="wikipedia-fa"/><ref name="beytoote"/><ref name="magerta"/>
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


== تأسیس نخستین مدرسه ناشنوایان ایران (۱۳۰۷) ==
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
در ۱۳۰۷، باغچه‌بان با مشاهده کودکی ناشنوا در محله، تصمیم گرفت به آموزش ناشنوایان بپردازد. او با کمک همسرش صفیه، نخستین مدرسه ناشنوایان ایران را در تبریز تأسیس کرد – ابتدا با ۳ دانش‌آموز و سپس گسترش به ده‌ها نفر.
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


باغچه‌بان بدون تجربه قبلی، روش‌های نوین ابداع کرد: الفبای دستی (الفبای گویا) که حروف را با شکل دست نشان می‌دهد، و "گوشی استخوانی" (تلفن گنگ) – دستگاهی که صدا را از طریق لرزش استخوان به گوش داخلی منتقل می‌کند. این اختراع در جهان به نام باغچه‌بان شناخته شد و در کنگره‌های بین‌المللی ارائه گردید.
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.


او روش ترکیبی آموزش الفبا را ابداع کرد: ابتدا تصویر، سپس کلمه و جمله – روشی که تحول بزرگی در آموزش زبان فارسی بود و امروز کاربرد دارد. باغچه‌بان ناشنوایان را به حرف زدن آموخت و آن‌ها را به جامعه بازگرداند.<ref name="wikipedia-fa"/><ref name="beytoote"/><ref name="magerta"/>
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


== گسترش کودکستان‌ها و فعالیت در شیراز و تهران ==
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
باغچه‌بان کودکستان را به شهرهای دیگر برد: در شیراز (۱۳۱۲) و تهران (۱۳۱۴) شعبه‌هایی تأسیس کرد. او آموزش مختلط و دختران را ترویج کرد و با کارشکنی‌های اداری (مانند عدم مجوز رسمی) مقابله نمود.
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


در تهران، مدرسه ناشنوایان را گسترش داد و با رضاشاه دیدار کرد که حمایت کرد. باغچه‌بان کتاب‌های آموزشی نوشت و نمایشنامه‌های کودکانه اجرا کرد – پیشگام تئاتر کودک در ایران بود.<ref name="tabnak"/><ref name="wikipedia-fa"/>
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


== ادبیات کودک و نوآوری‌های فرهنگی ==
== نتیجه و میراث ==
باغچه‌بان نخستین ناشر و مؤلف کتاب کودک در ایران است: بابا برفی (۱۳۱۳، برگزیده شورای جهانی کتاب کودک)، زندگی کودکان، الفبای آسان و نمایشنامه‌هایی مانند خاله سوسکه. او با شعر و داستان، زبان کودکانه را رواج داد و آموزش را سرگرم‌کننده کرد.
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
 
باغچه‌بان مجله "کودک" منتشر کرد و با نویسندگان کودک همکاری داشت. فرزندانش ثمین (آهنگساز)، ثمینه و پروانه نیز در ادبیات کودک فعال شدند.<ref name="magerta"/><ref name="beytoote"/>
 
== دوران پس از جنگ جهانی دوم و گسترش آموزش ناشنوایان (۱۳۲۰–۱۳۴۵) ==
پس از جنگ جهانی دوم، باغچه‌بان به تهران بازگشت و مدرسه ناشنوایان را گسترش داد. او با کمک همسر و فرزندان، شعبه‌هایی در شهرهای دیگر باز کرد و معلمان تربیت نمود. باغچه‌بان با وزارت فرهنگ همکاری کرد و روش‌هایش در برنامه‌های آموزشی رسمی وارد شد.
 
او کتاب‌های آموزشی جدید نوشت و در کنگره‌های بین‌المللی شرکت کرد – اختراع گوشی استخوانی‌اش در جهان شناخته شد. باغچه‌بان آموزش دختران ناشنوا را اولویت داد و با پیش‌داوری‌ها مقابله کرد. فرزندانش ثمین (آهنگساز)، ثمینه (نویسنده کودک) و پروانه نیز در آموزش و هنر کودک فعال شدند – خانواده باغچه‌بان به "خاندان آموزش" معروف شد.<ref name="beytoote"/><ref name="magerta"/><ref name="tabnak"/>
 
== فعالیت‌های فرهنگی و ادبی نهایی ==
باغچه‌بان نمایشنامه‌های کودکانه اجرا کرد و تئاتر کودک را رواج داد. او شعر می‌سرود و با نام "عاجز" آثار منتشر کرد، اما بیشتر به نثر کودک پرداخت. کتاب بابا برفی (۱۳۱۳) با تصاویر ساده و داستان‌های اخلاقی، کلاسیک ادبیات کودک ایران شد.
 
باغچه‌بان با نویسندگان مانند صادق هدایت و بزرگ علوی دوستی داشت و در انجمن‌های فرهنگی شرکت کرد. او آموزش را "باغچه امید" می‌دانست و تا آخر عمر به کودکان محروم کمک کرد.<ref name="wikipedia-fa"/><ref name="magerta"/>
 
== مرگ و مراسم تشییع ==
جبار باغچه‌بان در ۴ آذر ۱۳۴۵ خورشیدی در تهران درگذشت. مراسم تشییع با حضور معلمان، دانش‌آموزان ناشنوا و فرهنگیان برگزار شد. او نزدیک ابن بابویه در شهر ری دفن شد – آرامگاهی ساده که امروز زیارتگاه علاقه‌مندان است.<ref name="tabnak"/><ref name="beytoote"/>
 
== میراث جبار باغچه‌بان و تأثیر پایدار ==
میراث باغچه‌بان عظیم است: او آموزش ناشنوایان را در ایران ممکن کرد، کودکستان را رواج داد و ادبیات کودک را بنیان گذاشت. روش‌های او (الفبای گویا، گوشی استخوانی، آموزش ترکیبی) همچنان کاربرد دارد و مدارس ناشنوایان ایران بر پایه کار او ساخته شده.
 
باغچه‌بان پیشگام آموزش مختلط، دختران و کودکان محروم بود و با نوآوری، آموزش را انسانی‌تر کرد. آثارش در ادبیات کودک کلاسیک هستند و خانواده‌اش ادامه‌دهنده راه او شد.
 
باغچه‌بان نماد انسان‌دوستی و نوآوری آموزشی است – مردی که از مهاجرت و فقر به خدمت به کودکان رسید و دنیای سکوت را به صدا درآورد. میراث او در هزاران دانش‌آموز ناشنوا، کودکستان‌ها و کتاب‌های کودک زنده است – پیشگامی که ایران مدرن آموزش را مدیون اوست.<ref name="wikipedia-fa"/><ref name="beytoote"/><ref name="magerta"/>


== منابع ==
== منابع ==
(به روش شیکاگو)
ویکی‌پدیا فارسی. "جبار باغچه‌بان." آخرین دسترسی ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵. https://fa.wikipedia.org/wiki/جبار_باغچه%E2%80%8Cبان.
بیتوته. "بیوگرافی جبار باغچه بان." آخرین دسترسی ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵. https://www.beytoote.com/scientific/scientist/biography-jabbar02-baghcheban.html.
ماگرتا. "تحقیق درباره زندگینامه استاد جبار باغچه بان." آخرین دسترسی ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵. https://magerta.ir/culture/biography/research-on-biography-of-jabar-baghcheban/.
تابناک. "جبار باغچه‌بان." آخرین دسترسی ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵. https://www.tabnak.ir/fa/tags/166323/1/جبار-باغچه-بان.

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع