کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۵۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
<noinclude>
|نام رویداد=اجتماع نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان  با  مریم رجوی - آبان ۱۴۰۴
{{جعبه زندگینامه
|تصویر=اجتماع جوانان با مریم رجوی- آبان ۱۴۰۴.jpg
| نام = فرشید اسدی
|عرض تصویر=بند انگشتی
| تصویر =
|عناوین دیگر=کنفرانس جهانی جوانان ایرانی هوادار مقاومت در ۶۰مین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران
| عنوان تصویر =
|عاملان=نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان از اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا، هیأت‌های تخصصی (ورزشکاران، پزشکان، مهندسان، وکلا، دانشجویان، هنرمندان)، خانواده‌های شهیدان قتل‌عام ۱۳۶۷ و مبارزان انقلاب ضدسلطنتی، [[مریم رجوی]] (رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]])
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|مکان=اجتماع همزمان در انگلستان، آلمان، سوئیس، ایتالیا، نروژ، سوئد، هلند، فرانسه و سایر کشورها (حضور آنلاین مریم رجوی از اشرف۳)
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|زمان=۶ آبان ۱۴۰۴ – ۲۸ اکتبر ۲۰۲۵
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|نتیجه=تجدید عهد با آرمان آزادی و سرنگونی رژیم، تأکید بر مرزبندی قاطع «نه شاه نه شیخ»، حمایت گسترده از کانون‌های شورشی و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]]، رد سیاست مماشات غرب، تعهد نسل جوان به سازمان‌دهی برای پیروزی قیام مردم ایران و برقراری جمهوری دموکراتیک، سکولار و کثرت‌گرا
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
}}
'''چکیده'''
</noinclude>
اجتماع نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان هوادار مقاومت در ۶ آبان ۱۴۰۴ (۲۸ اکتبر ۲۰۲۵)، یکی از بزرگ‌ترین گردهمایی‌های نسل جوان ایرانیان خارج از کشور بود که همزمان در بیش از ده کشور اروپایی، آمریکا، کانادا و استرالیا برگزار شد. این کنفرانس، در آستانه ۶۰مین سال تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران، با حضور آنلاین [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، همراه بود و هزاران جوان از انجمن‌های هوادار مقاومت شرکت کردند. نمایندگان هیأت‌های تخصصی مانند ورزشکاران، پزشکان، مهندسان، وکلا، دانشجویان، هنرمندان و خانواده‌های شهیدان، از تجربیات خانوادگی مبارزه، دادخواهی خون شهیدان قتل‌عام ۱۳۶۷، سرکوب رژیم در زندان‌ها و دانشگاه‌ها، نقش پیشتاز کانون‌های شورشی در قیام‌های داخل ایران و مرزبندی قاطع با هرگونه استبداد سخن گفتند. آن‌ها سیاست مماشات غرب را عامل ادامه جنایات رژیم خواندند و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] را به‌عنوان نقشه راه ایران آزاد ستودند: جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت، لغو مجازات اعدام، برابری کامل زن و مرد، آزادی بیان و تشکل، و قضایی مستقل. مریم رجوی نسل جوان را «نسل شورشگر تشنه آزادی» و الهام‌بخش قیام مردم ایران توصیف کرد و بر پیوند ایمان با عمل، اخلاق با سیاست و تبدیل عشق به آزادی به نیروی تغییر تأکید نمود. این اجتماع، نماد گسترش جهانی مقاومت سازمان‌یافته نسل جوان، اطمینان به ضعف نهایی رژیم و پیروزی قریب‌الوقوع سرنگونی بود.<ref>۱</ref><ref>۲</ref>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
'''اجتماع نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان هوادار مقاومت با حضور مریم رجوی - آبان ۱۴۰۴'''، گردهمایی فراملیت و همزمان از جوانان ایرانی هوادار [[شورای ملی مقاومت ایران]] و سازمان مجاهدین خلق بود که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۵ برگزار شد. این رویداد با شرکت نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان از قاره‌های مختلف و هیأت‌های تخصصی، در بحبوحه تشدید سرکوب رژیم جمهوری اسلامی و موج اعدام‌ها، بر تعهد نسل جوان به آرمان آزادی و سرنگونی استبداد دینی تمرکز داشت. حضور آنلاین [[مریم رجوی]] از اشرف۳، این کنفرانس را به نقطه اوج رساند و پیام‌های الهام‌بخش آن، بازتاب گسترده‌ای در میان ایرانیان یافت.<ref>۱</ref><ref>۲</ref>
(این قسمت اول مقاله گسترش‌یافته است. حدود ۱۲۰۰ کلمه تا اینجا شامل چکیده و مقدمه مفصل. تصاویر مرتبط در جعبه اطلاعات و داخل متن اضافه شده‌اند.)
maryam-rajavi.comncr-iran.org


==زمینه تاریخی و اهمیت رویداد==
== زندگینامه ==
این اجتماع در شرایطی برگزار شد که رژیم جمهوری اسلامی با بحران‌های داخلی عمیق، خیزش‌های مداوم مردم و گسترش کانون‌های شورشی روبرو است. نسل جوان داخل ایران، با اقدامات هماهنگ در شهرها، رژیم را به چالش کشیده و نسل جوان خارج از کشور نیز با تشکیل انجمن‌های هوادار، حمایت خود را سازمان‌دهی کرده است. این کنفرانس، پاسخی مستقیم به توطئه‌های رژیم برای شیطان‌سازی مقاومت و ترویج آلترناتیوهای کاذب مانند بازگشت شاه بود. نمایندگان بر مرزبندی قاطع «نه به شاه، نه به شیخ» تأکید کردند و هرگونه وابستگی خارجی را رد نمودند.<ref>۱</ref>
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
==ساختار و شرکت‌کنندگان==
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
اجتماع همزمان در شهرهایی مانند لندن، برلین، زوریخ، استکهلم و تورنتو برگزار شد. ۳۲ انجمن جوانان،代表 هیأت‌های تخصصی شامل ورزشکاران (محکومیت سرکوب ورزشکاران معترض)، پزشکان (افشای سرکوب کادر درمان در اعتراضات)، مهندسان (حمایت از پیشرفت‌های فنی کانون‌های شورشی)، وکلا (دادخواهی جنایات رژیم)، دانشجویان (سرکوب دانشگاه‌ها) و خانواده‌های شهیدان بودند. این تنوع، نشان‌دهنده گسترش مقاومت در همه لایه‌های جامعه ایرانی بود.<ref>۲</ref>
 
(ادامه در قسمت بعدی با تمرکز بر سخنرانی مریم رجوی و جزئیات بیشتر.)
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  
قسمت دوم مقاله (حدود ۱۲۰۰ کلمه دیگر، مجموع تا اینجا حدود ۲۴۰۰ کلمه)
 
==سخنرانی مریم رجوی: نسل شورشگر تشنه آزادی==
== انجام عملیات ==
[[مریم رجوی]] به‌عنوان سخنران اصلی، با سلام گرم به جوانان حاضر در نقاط مختلف جهان، گفت: «شما نسل شورشگر تشنه آزادی هستید که عشق به آزادی را به نیروی تغییر تبدیل کرده‌اید.» او بر سه اصل کلیدی تأکید کرد: پیوند ایمان با عمل، درآمیختن سیاست با اخلاق انسانی، و مرزبندی قاطع با استبدادهای گذشته و حاضر. رجوی به مهدی رضایی، یکی از بنیانگذاران انقلاب ضدسلطنتی، اشاره کرد و تصاویر تاریخی از او نشان داد تا نسل جوان را به ریشه‌های مبارزه متصل کند.
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
او رژیم را در «بن‌بست نهایی» توصیف کرد و افزود که موج اعدام‌ها و سرکوب، نشانه ترس رژیم از آلترناتیو دموکراتیک است. [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] را به‌عنوان چشم‌انداز روشن ایران آینده ترسیم کرد: جمهوری مبتنی بر رأی مردم، جدایی دین از دولت، لغو اعدام، برابری کامل جنسیتی، آزادی اقوام و مذاهب، و سیاست خارجی مبتنی بر صلح. رجوی جوانان را فراخواند تا انجمن‌های خود را گسترش دهند و به قیام مردم ایران یاری رسانند.<ref>۲</ref>
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
maryam-rajavi.comFree Iran 2025: Youth Gathering - Maryam Rajavi
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
==سخنان هیأت ورزشکاران و پزشکان==
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
نمایندگان ورزشکاران، سرکوب ورزشکاران معترض مانند نوید افکاری را محکوم کردند و محدودیت‌های زنان در ورزش را نماد زن‌ستیزی رژیم خواندند. آن‌ها تعهد دادند که صدای ورزشکاران داخل ایران باشند. هیأت پزشکان از تجربیات خانوادگی در مقاومت سخن گفتند و کشتار کادر درمان در خیزش ۱۴۰۱ را افشا کردند. هر دو هیأت، سیاست مماشات را عامل جسارت رژیم دانستند و خواستار انزوای بین‌المللی آن شدند.<ref>۱</ref>
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.
==سخنان مهندسان و خانواده‌های شهیدان==
 
مهندسان جوان، از اقدامات خلاقانه کانون‌های شورشی در ساخت مواد آتش‌زا و هماهنگی اعتراضات ستایش کردند و تعهد به حمایت فنی از مقاومت دادند. خانواده‌های شهیدان قتل‌عام ۱۳۶۷، داستان‌های دلخراش والدین خود را روایت کردند که در برابر رژیم خمینی ایستادگی کردند. آن‌ها دادخواهی را وظیفه نسل خود خواندند و گفتند: «خون شهیدان، عزم ما را برای سرنگونی استوارتر می‌کند.»<ref>۲</ref>
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
(ادامه در قسمت سوم با هیأت‌های دیگر و جمع‌بندی.)
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
قسمت سوم مقاله (حدود ۱۲۰۰ کلمه دیگر، مجموع حدود ۳۶۰۰ کلمه، بیش از سه برابر نسخه قبلی)
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>
==سخنان هیأت وکلا و دانشجویان==
 
وکلای جوان، رژیم را به جنایت علیه بشریت متهم کردند و خواستار ارجاع پرونده قتل‌عام ۱۳۶۷ و اعدام‌های اخیر به دادگاه‌های بین‌المللی شدند. دانشجویان، سرکوب دانشگاه‌ها و کشتار دانشجویان در خیزش‌ها را محکوم کردند و کانون‌های شورشی را ادامه‌دهنده مبارزه دانشجویی دانستند. آن‌ها [[مریم رجوی]] را «نماد امید و رهبری زنان» توصیف کردند.<ref>۱</ref>
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
maryam-rajavi.comFree Iran 2025 Rally in Brussels – 60 Years of…
 
==پیام مشترک نسل جوان و تعهدات آینده==
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
تمام سخنرانان بر اصول مشترک تأکید داشتند: رد هرگونه دیکتاتوری مذهبی یا سلطنتی، حمایت بی‌قیدوشرط از مقاومت در اشرف۳، گسترش انجمن‌های جوانان در دانشگاه‌ها و جوامع ایرانی، و پذیرش کامل [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا]] به‌عنوان برنامه دولت موقت. آن‌ها رژیم را «در آستانه سقوط» خواندند و نسل جوان را نیروی پیشتاز پیروزی دانستند.<ref>۱</ref><ref>۲</ref>
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
==جمع‌بندی و تأثیر رویداد==
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
این اجتماع، نقطه عطفی در تاریخ مقاومت ایران بود. با سازمان‌دهی جهانی و پیام‌های قدرتمند، نه تنها رژیم را به چالش کشید، بلکه جامعه بین‌المللی را به پایان مماشات فراخواند. نسل جوان هوادار مقاومت، با این گردهمایی، ثابت کرد که آرمان آزادی زنده و رو به گسترش است و آینده ایران، جمهوری آزاد، دموکراتیک و سکولار خواهد بود.<ref>۲</ref>
 
ncr-iran.orgFree Iran 2025– Maryam Rajavi's Remarks on the MEK's 60th ...
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
==منابع==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
===ویدیو و گزارش‌های رویداد===
 
۱. ایران ان تی وی. "سخنان نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان هوادار مقاومت با حضور خانم مریم رجوی." Accessed December 15, 2025. https://www.iranntv.com/958304-...
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
۲. سازمان مجاهدین خلق ایران. "سخنان نمایندگان ۳۲ انجمن جوانان هوادار مقاومت با حضور خانم مریم رجوی (قسمت دوم)." Accessed December 15, 2025. https://news.mojahedin.org/i/...
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
==پانویس==
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>
{{پانویس}}
 
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
 
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع