کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحه تمرین انگلس
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۷۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = فرشید اسدی
| عنوان =
| تصویر =
| عنوان ۲ = فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی و همکار [[کارل مارکس]]
| عنوان تصویر =
| نام = فریدریش انگلس
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| تصویر = فریدریش انگلس.jpg
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| عنوان تصویر = فریدریش انگلس، حدود دهه ۱۸۶۰
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| زادروز = ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| زادگاه = بارمن، پروس، پادشاهی پروس (آلمان کنونی)
| ملیت = ایرانی
| تاریخ مرگ = ۵ اوت ۱۸۹۵ (۷۴ سال)
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| مکان مرگ = لندن، بریتانیا
| علت مرگ = سرطان حنجره
| آرامگاه = سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد (دریای شرقی، نزدیک ایستبورن)
| محل زندگی = بارمن • برمن • برلین • منچستر • لندن
| ملیت = آلمانی (پروس)
| نژاد = آلمانی
| تابعیت = پروسی (تا ۱۸۹۵)
| تحصیلات = gymnasium (ناتمام)، خودآموخته در فلسفه و اقتصاد سیاسی
| دانشگاه = دانشگاه برلین (غیررسمی، ۱۸۴۱–۱۸۴۲)
| پیشه = فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی، روزنامه‌نگار، تاجر، انقلابی
| سال‌های فعالیت = ۱۸۳۸–۱۸۹۵
| نهاد = حزب کمونیست‌ها • انترناسیونال اول • حزب سوسیال دموکرات آلمان
| شناخته‌شده برای = همکار [[کارل مارکس]] در نگارش [[مانیفست کمونیست]]، وضعیت طبقه کارگر در انگلستان، ضد دورینگ، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار مارکسیسم علمی، ویرایشگر آثار [[کارل مارکس]] پس از مرگ، رهبر انترناسیونال اول
| اتهام =
| مجازات =
| پانویس =
| پانویس =
}}
}}
'''فریدریش انگلس''' (۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ ۵ اوت ۱۸۹۵)، فیلسوف، نظریه‌پرداز سوسیالیستی، روزنامه‌نگار و تاجر آلمانی، نزدیک‌ترین همکار و دوست مادام‌العمر [[کارل مارکس]] بود که با او مارکسیسم را بنیان گذاشت. انگلس با کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (۱۸۴۵)، نخستین توصیف سیستماتیک از شرایط کارگران صنعتی را ارائه داد و با آثار مانند ضد دورینگ (۱۸۷۸)، منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (۱۸۸۴) و ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه [[کارل مارکس]]، به تبیین و گسترش مارکسیسم پرداخت.
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


انگلس از خانواده‌ای ثروتمند تاجر پارچه متولد شد، اما با مشاهده فقر کارگری در منچستر، به سوسیالیسم روی آورد. او با [[کارل مارکس]] در ۱۸۴۴ آشنا شد و دوستی‌شان - که یکی از عمیق‌ترین روابط فکری تاریخ است - به نگارش مانیفست حزب کمونیست (۱۸۴۸) منجر گردید. انگلس حمایت مالی از [[کارل مارکس]] کرد تا او بر تحقیق تمرکز کند، و پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، آثار ناتمام او را منتشر و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.
== زندگینامه ==
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


انگلس دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و نقد سرمایه‌داری را توسعه داد و بر جنبش‌های کارگری اروپا تأثیر گذاشت. او در انترناسیونال اول نقش داشت، با سوسیال دموکرات‌های آلمان همکاری کرد و دیدگاه‌هایش بر انقلاب‌های قرن بیستم (از روسیه تا چین) اثر گذاشت. انگلس با ترکیب فلسفه هگلی، اقتصاد سیاسی انگلیسی و سوسیالیسم فرانسوی، مارکسیسم را به نظریه علمی تبدیل کرد و پایه‌های نقد سرمایه‌داری مدرن را گذاشت.
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  


زندگی انگلس پر از تضاد بود: تاجر موفق که از سود کارخانه خانوادگی در منچستر زندگی می‌کرد، اما سرمایه‌داری را محکوم می‌نمود؛ شکارچی روباه با اشراف انگلیسی که انقلاب پرولتاری را ترویج می‌کرد؛ فیلسوفی که با مری برنز (کارگر ایرلندی) زندگی مشترک داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد. انگلس نه تنها "دومین ویولن" [[کارل مارکس]] بود، بلکه نظریه‌پرداز مستقل با سهم عمده در ماتریالیسم دیالکتیکی، تحلیل طبقه و نقد خانواده بورژوایی به شمار می‌رود. آثار او مانند وضعیت طبقه کارگر در انگلستان نخستین گزارش میدانی از بهره‌کشی صنعتی است و منشأ خانواده پایه مطالعات فمینیستی مارکسیستی شد.
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


میراث انگلس دوگانه است: الهام‌بخش انقلاب‌های سوسیالیستی و جنبش‌های کارگری، اما انتقادشده برای ساده‌سازی دیالکتیک (انگلس‌پوزیتیویسم) و تأثیر بر مارکسیسم-لنینیسم استالینی. با این حال، انگلس با پیش‌بینی بحران‌های سرمایه‌داری، رشد طبقه کارگر و نیاز به انقلاب پرولتاری، یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن نوزدهم باقی ماند. دوستی ۴۰ ساله‌اش با [[کارل مارکس]] - پر از بحث‌های شبانه، حمایت مالی و همکاری فکری - پایه مارکسیسم شد و جهان را تغییر داد. انگلس نه تنها همکار، بلکه حامی، ویرایشگر و مبلغ [[کارل مارکس]] بود که بدون او، مارکسیسم شاید به شکل کنونی وجود نداشت. زندگی او از کارخانه‌های منچستر تا تبعید لندن، بازتاب تحول از سرمایه‌داری صنعتی به نقد علمی آن است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels|عنوان=Friedrich Engels|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">Service, Robert. ''Friedrich Engels: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۵.</ref><ref name="carver">Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.</ref><ref name="hunt">Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.</ref><ref name="green">Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.</ref>
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
== قسمت اول: زندگی اولیه، خانواده و تحصیلات (۱۸۲۰–۱۸۴۲) ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
فریدریش انگلس در ۲۸ نوامبر ۱۸۲۰ در بارمن (بخشی از ووپرتال کنونی)، پروس، در خانواده‌ای ثروتمند پروتستان پیتیست متولد شد. پدرش فریدریش انگلس پدر، صاحب کارخانه پارچه بود و مادرش الیزابت ون هار از خانواده‌ای فرهنگی. انگلس بزرگ‌ترین از ۹ فرزند بود و در محیطی سخت‌گیر مذهبی بزرگ شد، اما زود از پیتیسم فاصله گرفت. کودکی در بارمن صنعتی گذشت و انگلس با فقر کارگری آشنا شد. او در gymnasium البرفلد تحصیل کرد و استعداد در زبان‌ها، تاریخ و ادبیات نشان داد، اما در ۱۸۳۷ مدرسه را ترک کرد تا در تجارت خانوادگی کار کند. در برمن (۱۸۳۸–۱۸۴۱) به عنوان کارمند تجاری، با جوانان هگلی و رادیکال آشنا شد و مقالات انتقادی نوشت (با نام مستعار فریدریش اسوالد). در ۱۸۴۱–۱۸۴۲ خدمت سربازی در برلین گذراند و غیررسمی در دانشگاه برلین فلسفه هگل را شنید. با جوانان هگلی (برونو باوئر، ماکس اشتیرنر) آشنا شد و به چپ هگلی روی آورد. تأثیر فویرباخ او را به ماتریالیسم سوق داد و از دین فاصله گرفت.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>
== دوران منچستر و مشاهده سرمایه‌داری صنعتی (۱۸۴۲–۱۸۴۴) ==
در ۱۸۴۲، پدر انگلس او را به منچستر فرستاد تا در کارخانه پارچه خانوادگی (ارمن و انگلس) کار کند – بزرگ‌ترین شهر صنعتی بریتانیا. منچستر "کارخانه جهان" بود: دودکش‌ها، کارخانه‌های غول‌پیکر و فقر شدید کارگری.
انگلس ۲۱ ماه در منچستر ماند و با زندگی کارگران آشنا شد: ساعات کار ۱۴–۱۶ ساعته، کودک‌کاری، مسکن‌های کثیف، بیماری و مرگ زودرس. او با چارتیست‌ها (جنبش کارگری) و اوونیست‌ها (سوسیالیست‌های آرمان‌شهری) ارتباط گرفت و با مری برنز (کارگر ایرلندی) رابطه عاطفی برقرار کرد – رابطه‌ای که تا مرگ مری (۱۸۶۳) ادامه یافت و انگلس را با زندگی واقعی طبقه کارگر آشنا کرد. انگلس محله‌های فقیرنشین را بازدید کرد، آمار جمع‌آوری نمود و با کارگران مصاحبه کرد. نتیجه کتاب وضعیت طبقه کارگر در انگلستان (Die Lage der arbeitenden Klasse in England, ۱۸۴۵) بود – نخستین توصیف سیستماتیک از بهره‌کشی صنعتی. انگلس سرمایه‌داری را "جنگ طبقاتی پنهان" نامید و پیش‌بینی کرد طبقه کارگر انقلاب خواهد کرد. کتاب تأثیر عمیقی بر [[کارل مارکس]] گذاشت و پایه ماتریالیسم تاریخی شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== آشنایی و دوستی مادام‌العمر با [[کارل مارکس]] (۱۸۴۴–۱۸۴۸) ==
در اوت ۱۸۴۴، انگلس در پاریس با [[کارل مارکس]] دیدار کرد – دیدار ۱۰ روزه که دوستی مادام‌العمرشان را آغاز کرد. انگلس [[کارل مارکس]] را با مشاهدات منچستر و کتاب وضعیت طبقه کارگر آشنا کرد و [[کارل مارکس]] او را با فلسفه هگلی و اقتصاد سیاسی.
آن‌ها خانواده مقدس (Die heilige Familie, ۱۸۴۵) را با هم نوشتند – نقد جوانان هگلی. سپس ایدئولوژی آلمانی (Die deutsche Ideologie, نوشته ۱۸۴۵–۱۸۴۶، منتشر ۱۹۳۲) را نگاشتند که ماتریالیسم تاریخی را تبیین کرد: "زندگی مادی تعیین‌کننده آگاهی است". در ۱۸۴۸، با انقلاب‌های اروپا، انگلس و [[کارل مارکس]] مانیفست حزب کمونیست (Manifest der Kommunistischen Partei) را نوشتند؛ سندی که با جمله "شبحی در اروپا می‌گردد – شبح کمونیسم" آغاز می‌شود. مانیفست تاریخ را مبارزه طبقاتی دانست و پرولتاریا را به انقلاب فراخواند. انگلس نقش کلیدی در نگارش داشت و بخش‌های اقتصادی را نوشت. انگلس در انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹ آلمان شرکت کرد و در قیام البرفلد و بادن جنگید – تجربه‌ای که او را به تئوری جنگ چریکی سوق داد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="britannica"/>
== تبعید به بریتانیا و بازگشت به تجارت (۱۸۴۹–۱۸۷۰) ==
پس از شکست انقلاب ۱۸۴۸–۱۸۴۹، انگلس به بریتانیا تبعید شد و در نوامبر ۱۸۴۹ به لندن رسید و تا پایان عمر در آن‌جا ماند. او ابتدا با [[کارل مارکس]] (که از ۱۸۴۹ در لندن بود) همکاری کرد و در روزنامه نوین راین (Neue Rheinische Zeitung) نوشت، اما برای تأمین مالی خانواده [[کارل مارکس]] (که در فقر شدید بود)، در ۱۸۵۰ به منچستر بازگشت و در کارخانه خانوادگی ارمن و انگلس کار کرد. انگلس ۲۰ سال (۱۸۵۰–۱۸۷۰) به عنوان تاجر موفق کار کرد؛ زندگی دوگانه‌ای که از آن متنفر بود اما برای حمایت از [[کارل مارکس]] تحمل کرد. او حقوق ماهانه به [[کارل مارکس]] می‌فرستاد تا او بر تحقیق سرمایه تمرکز کند. انگلس شکار روباه با اشراف انگلیسی می‌کرد، اما شب‌ها مقاله می‌نوشت و با [[کارل مارکس]] بحث می‌کرد. در این دوره، انگلس در جنبش کارگری بریتانیا فعال بود: با چارتیست‌ها و اتحادیه‌ها همکاری کرد و کتاب انقلاب و ضد انقلاب در آلمان (۱۸۵۲) را نوشت. او مطالعات نظامی انجام داد و در جنگ کریمه و جنگ داخلی آمریکا مقاله نوشت؛ تخصصی که بعدها در آثارش دیده شد.<ref name="hunt"/><ref name="carver"/><ref name="green"/>
== همکاری نزدیک با [[کارل مارکس]] و انترناسیونال اول (۱۸۶۴–۱۸۷۲) ==
انگلس و [[کارل مارکس]] در لندن خانه‌های نزدیک داشتند و روزانه دیدار می‌کردند و به بحث‌های طولانی در مورد فلسفه، اقتصاد و سیاست می‌پرداختند. انگلس در تأسیس انترناسیونال اول کارگران (۱۸۶۴) نقش داشت و در شورای عمومی فعال بود. او با میخائیل باکونین (آنارشیست) اختلاف داشت و در کنگره لاهه (۱۸۷۲) به اخراج باکونین کمک کرد؛ اختلافی که انترناسیونال را تقسیم کرد. انگلس کتاب مسکن مسئله (۱۸۷۲) را نوشت و از کمون پاریس (۱۸۷۱) دفاع کرد؛ تجربه‌ای که او و [[کارل مارکس]] را به دیکتاتوری پرولتاریا سوق داد. پس از مرگ مری برنز (۱۸۶۳)، انگلس با خواهرش لیزی زندگی کرد و در ۱۸۷۸ با او ازدواج کرد (کوتاه پیش از مرگ لیزی). انگلس زندگی خصوصی آزاد داشت و از حقوق زنان دفاع می‌کرد.<ref name="hunt"/><ref name="green"/>
== آثار عمده و توسعه مارکسیسم (۱۸۷۰–۱۸۸۳) ==
در ۱۸۷۰، انگلس تجارت را ترک کرد و به لندن بازگشت تا تمام‌وقت به نوشتن بپردازد. کتاب آنتی دورینگ (Herr Eugen Dühring's Revolution in Science, ۱۸۷۸) شاهکار او بود – نقد جامع دورینگ که دیالکتیک ماتریالیستی، ماتریالیسم تاریخی و سوسیالیسم علمی را تبیین کرد. بخش‌هایی از آن به سوسیالیسم آرمان‌شهری و سوسیالیسم علمی تبدیل شد؛ متن کلاسیک مارکسیسم.


انگلس در دیالکتیک طبیعت (نوشته ۱۸۷۳–۱۸۸۳، منتشر ۱۹۲۵) دیالکتیک هگلی را به طبیعت اعمال کرد و ماتریالیسم دیالکتیکی را توسعه داد. او با دانشمندان (مانند داروین) مکاتبه داشت و از تکامل دفاع کرد. پس از مرگ [[کارل مارکس]] در ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین ویرایش جلدهای دوم و سوم سرمایه را بر عهده گرفت؛ کاری که سال‌ها طول کشید و مارکسیسم را به نسل بعدی منتقل کرد.<ref name="carver" /><ref name="britannica" />
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
== دوران پس از مرگ [[کارل مارکس]] و رهبری جنبش سوسیالیستی (۱۸۸۳–۱۸۹۵) ==
 
[[پرونده:کارل مارکس و فریدریش انگلس .jpg|جایگزین=کارل مارکس و فریدریش انگلس|بندانگشتی|کارل مارکس و فریدریش انگلس]]
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
پس از مرگ [[کارل مارکس]] در مارس ۱۸۸۳، انگلس مسئولیت سنگین حفظ و گسترش مارکسیسم را بر عهده گرفت. او جلد دوم (۱۸۸۵) و سوم (۱۸۹۴) سرمایه را از دست‌نوشته‌های پیچیده [[کارل مارکس]] ویرایش و منتشر کرد؛ این امر بدون انگلس شاید ممکن نبود. انگلس مقدمه‌های تحلیلی نوشت و نظریه ارزش اضافی را روشن کرد. انگلس رهبر معنوی سوسیال دموکرات‌های آلمان (SPD) و انترناسیونال دوم (تأسیس ۱۸۸۹) شد. او با ادوارد برنشتاین، آگوست ببل و کارل کائوتسکی مکاتبه داشت و از رشد حزب دفاع کرد. انگلس در نامه‌هایش (مانند نامه به بلوخ، ۱۸۹۰) ماتریالیسم تاریخی را توضیح داد: "پایه اقتصادی تعیین‌کننده است، اما روبنا نیز تأثیر دارد." در آخرین سال‌ها، انگلس با الیزابت برنز (خواهر لیزی) زندگی کرد و خانه‌اش در لندن مرکز روشنفکران سوسیالیست بود. او با جنبش‌های کارگری بریتانیا، فرانسه و آمریکا ارتباط داشت و از فابیان‌ها انتقاد کرد.<ref name="hunt" /><ref name="carver" /><ref name="britannica" />
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
== آثار نهایی و سهم در فمینیسم و خانواده ==
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
در دهه آخر، انگلس منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت (Der Ursprung der Familie, des Privateigentums und des Staats, ۱۸۸۴) را نوشت. بر اساس یادداشت‌های [[کارل مارکس]] از مورگان. او استدلال کرد که خانواده تک‌همسری بورژوایی از مالکیت خصوصی ناشی می‌شود و سرکوب زنان را تداوم می‌بخشد. انگلس پیش‌بینی کرد سوسیالیسم خانواده را آزاد خواهد کرد و برابری جنسیتی برقرار می‌شود. انگلس مقدمه جدیدی برای مانیفست کمونیست (۱۸۹۰) نوشت و رشد سرمایه‌داری انحصاری را تحلیل کرد. او مقالات نظامی و تاریخی متعدد نوشت و با داروینیسم اجتماعی به مقابله برخاست.<ref name="green"/><ref name="carver"/>
== مرگ و مراسم تشییع (۱۸۹۵) ==
انگلس در اوت ۱۸۹۵ بر اثر سرطان حنجره درگذشت. در مراسمی ساده با  حضور سوسیالیست‌‌های جهان -طبق وصیتش- جسد سوزانده و خاکستر به دریا ریخته شد.  الیانور مارکس (دختر [[کارل مارکس]]) و دیگران سخنرانی کردند.
مرگ انگلس پایان عصر بنیان‌گذاران مارکسیسم بود، اما آثارش زنده ماند.<ref name="hunt"/><ref name="britannica"/>
== میراث فریدریش انگلس و ارزیابی تاریخی ==
میراث انگلس عظیم است: او مارکسیسم را از ایده‌های [[کارل مارکس]] به نظریه سیستماتیک تبدیل کرد و با ویرایش سرمایه، آن را به نسل بعدی رساند. کتاب‌هایش مانند ضد دورینگ و منشأ خانواده پایه مارکسیسم-لنینیسم شدند و بر انقلاب‌های روسیه، چین و کوبا تأثیر گذاشتند. انگلس رشد طبقه کارگر، بحران‌های سرمایه‌داری و نیاز به انقلاب را پیش‌بینی کرد؛ پیش‌بینی‌هایی که تا حدی درست بودند. او در فمینیسم، مطالعات خانواده و نقد ایدئولوژی سهم داشت. انتقادها شامل ساده‌سازی دیالکتیک (پوزیتیویسم انگلس) و تأثیر بر استالینیسم است. برخی او را "دومین" [[کارل مارکس]] می‌دانند، اما پژوهش‌های جدید (مانند هانت) او را نظریه‌پرداز مستقل با سهم برابر نشان می‌دهند. انگلس با زندگی دوگانه (تاجر و انقلابی)، دوستی عمیق با [[کارل مارکس]] و حمایت بی‌قیدوشرط، نماد تعهد به آرمان سوسیالیستی است. <ref name="carver"/><ref name="green"/><ref name="britannica"/>
== منابع ==
=== بیوگرافی‌ها ===


Hunt, Tristram. ''The Frock-Coated Communist: The Revolutionary Life of Friedrich Engels''. Penguin, ۲۰۰۹.
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
Carver, Terrell. ''Friedrich Engels: His Life and Thought''. Macmillan, ۱۹۸۹.
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>
Green, John. ''Engels: A Revolutionary Life''. Artery Publications, ۲۰۰۸.


=== دانشنامه‌ها ===
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


"Friedrich Engels." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Friedrich-Engels
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  


== پانویس ==
== منابع ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع