کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۸۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = فرشید اسدی
| عنوان =
| تصویر =
| عنوان ۲ = سومین رئیس‌جمهور مصر
| عنوان تصویر =
| نام = محمد انور السادات
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| تصویر = انور سادات.jpg
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| عنوان تصویر = انور سادات، رئیس‌جمهور مصر، حدود دهه ۱۹۷۰
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| زادروز = ۲۵ دسامبر ۱۹۱۸
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| زادگاه = میت ابوالکوم، استان منوفیة، سلطنت مصر
| ملیت = ایرانی
| تاریخ مرگ = ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۶۲ سال)
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| مکان مرگ = قاهره، مصر
| علت مرگ = ترور توسط جهاد اسلامی مصر طی رژه نظامی
| آرامگاه = یادمان سرباز گمنام، قاهره
| محل زندگی = میت ابوالکوم • قاهره • اسکندریه
| ملیت = مصری
| نژاد = مصری (عربی)
| تابعیت = مصری
| تحصیلات = آکادمی نظامی قاهره (فارغ‌التحصیل ۱۹۳۸)
| دانشگاه = آکادمی نظامی سلطنتی قاهره
| پیشه = افسر نظامی، سیاستمدار، رئیس‌جمهور
| سال‌های فعالیت = ۱۹۳۸–۱۹۸۱
| نهاد = افسران آزاد • دولت مصر • حزب ملی دموکراتیک
| شناخته‌شده برای = جنگ اکتبر ۱۹۷۳، پیمان کمپ دیوید، معاهده صلح با اسرائیل، اینفتاح اقتصادی، دریافت جایزه نوبل صلح ۱۹۷۸
| نقش‌های برجسته = معاون رئیس‌جمهور (۱۹۶۴–۱۹۶۶، ۱۹۶۹–۱۹۷۰)، رئیس‌جمهور مصر (۱۹۷۰–۱۹۸۱)، رهبر جنبش عدم تعهد
| اتهام =
| مجازات =
| پانویس =
| پانویس =
}}
}}
'''محمد انور السادات''' (۲۵ دسامبر ۱۹۱۸ ۶ اکتبر ۱۹۸۱)، افسر نظامی و سیاستمدار مصری، سومین رئیس‌جمهور جمهوری عربی مصر از ۱۹۷۰ تا ترورش در ۱۹۸۱ بود. سادات به عنوان عضو کلیدی افسران آزاد در انقلاب ۱۹۵۲ شرکت کرد و معاون [[جمال عبدالناصر]] شد. پس از مرگ ناصر، او سیاست‌های اقتصادی اینفتاح (گشایش) را اجرا کرد، جنگ اکتبر ۱۹۷۳ را رهبری نمود و با سفر تاریخی به اسرائیل (۱۹۷۷) و پیمان کمپ دیوید (۱۹۷۸)، نخستین معاهده صلح عرب-اسرائیلی را امضا کرد؛ دستاوردی که جایزه نوبل صلح ۱۹۷۸ را برای او و مناخم بگین به ارمغان آورد. سادات مصر را از نفوذ شوروی دور کرد، به غرب نزدیک شد و اقتصاد را آزادسازی نمود، اما با بحران‌های داخلی، تورم و رشد بنیادگرایی روبرو بود. ترور او توسط جهاد اسلامی مصر طی رژه نظامی، پایان دورانی پرتلاطم بود. سادات رئیس جمهور تغییر جهت استراتژیک مصر و پیچیدگی‌های سیاست خاورمیانه است: برنده‌ی جایزه‌ی نوبل صلح اما برای بسیاری مسئول انزوای مصر، خائن به آرمان آزادی فلسطین و نابرابری اقتصادی است. زندگی او از روستای فقیر دلتا نیل تا کاخ ریاست‌جمهوری و مرگ خشونت‌آمیز، بازتاب تحولات مصر  - از ناسیونالیسم ناصری به لیبرالیسم اقتصادی و صلح با اسرائیل - است. سادات با کاریزمای شخصی، سخنرانی‌های پرشور و تصمیم‌های جسورانه، مصر را از جنگ به صلح هدایت کرد، اما هزینه‌های اجتماعی و سیاسی آن رژیمش را تضعیف کرد. برخی دیدگاه‌ها میراث او در معاهده صلح پایدار با اسرائیل، گشایش اقتصادی و پایان نفوذ شوروی می‌دانند ولی اغلب  از سرکوب مخالفان و فساد او سخن به میان می‌آورند.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Anwar-Sadat|عنوان=Anwar Sadat|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="wasserstein">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Wasserstein|نام=Bernard|عنوان=Divided Jerusalem: The Struggle for the Holy City|ناشر=Yale University Press|سال=۲۰۰۸}}</ref><ref name="finklestone">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Finklestone|نام=Joseph|عنوان=Anwar Sadat: Visionary Who Dared|ناشر=Routledge|سال=۱۹۹۶}}</ref><ref name="israeli">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Israeli|نام=Raphael|عنوان=Man of Defiance: A Political Biography of Anwar Sadat|ناشر=Weidenfeld & Nicolson|سال=۱۹۸۵}}</ref>
</noinclude>
== زندگی اولیه و حرفه نظامی ==
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
محمد انور السادات در ۲۵ دسامبر ۱۹۱۸ در روستای میت ابوالکوم، استان منوفیة (دلتا نیل)، در خانواده‌ای فقیر با ۱۳ فرزند متولد شد. پدرش محمد السادات کارمند اداری و مادرش سیت البرین سودانی‌تبار بود. کودکی سادات با فقر، جدایی والدین و بزرگ شدن نزد مادربزرگش همراه بود. او به مدارس محلی رفت و تحت تأثیر قهرمانان ضداستعماری مانند زهران (شهید ضدبریتانیایی)، گاندی، آتاتورک و حتی هیتلر (به عنوان رقیب بریتانیا) قرار گرفت. در ۱۹۳۶ به آکادمی نظامی قاهره وارد شد و در ۱۹۳۸ فارغ‌التحصیل گردید. یکی از نخستین مصری‌ها در ارتش تحت کنترل بریتانیا. سادات در جنگ جهانی دوم ضدبریتانیایی بود و با محور (آلمان-ایتالیا) تماس گرفت تا مصر را آزاد کند. او دو بار زندانی شد (۱۹۴۲–۱۹۴۴ و ۱۹۴۶–۱۹۴۸) به اتهام جاسوسی برای آلمان. در زندان با افسران آزاد (از جمله ناصر) آشنا شد و به انقلابی حرفه‌ای تبدیل گردید.<ref name="britannica"/><ref name="israeli"/><ref name="finklestone"/>
 
== انقلاب افسران آزاد و نقش سادات در ۱۹۵۲ ==
== زندگینامه ==
سادات پس از آزادی از زندان در ۱۹۴۸، به ارتش بازگشت و با افسران جوان ضدسلطنتی ارتباط گرفت. او عضو کلیدی افسران آزاد بود؛ گروهی به رهبری جمال عبدالناصر که علیه فساد فاروق اول، نفوذ بریتانیا و شکست در جنگ ۱۹۴۸ با اسرائیل قیام کرد. در ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، افسران آزاد کودتا کردند و فاروق را تبعید نمودند. سادات مسئول اعلام انقلاب از رادیو بود؛ صدایش میلیون‌ها مصری را به خیابان‌ها کشاند. جمهوری در ۱۹۵۳ اعلام شد و ناصر قدرت گرفت. سادات وزیر دولت، سردبیر روزنامه الجمهوریه و دبیرکل اتحادیه عرب شد.<ref name="israeli"/><ref name="finklestone"/><ref name="britannica"/>
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
== دوران ناصر و معاونت ریاست‌جمهوری (۱۹۵۴–۱۹۷۰) ==
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
سادات وفادارترین یار ناصر بود: در بحران سوئز (۱۹۵۶)، ملی کردن کانال و جنگ شش‌روزه (۱۹۶۷) کنار او ماند. پس از شکست ۱۹۶۷، ناصر سادات را معاون رئیس‌جمهور کرد (۱۹۶۴ و دوباره ۱۹۶۹) تا جانشین احتمالی باشد. سادات در اتحادیه عرب، جنبش عدم تعهد و حمایت از فلسطین نقش داشت. او با شوروی روابط نزدیک داشت و در جنگ فرسایشی (۱۹۶۷–۱۹۷۰) شرکت کرد. اما با مرگ ناگهانی ناصر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰، سادات به عنوان رئیس‌جمهور موقت انتخاب شد. بسیاری او را "انتقالی" می‌دانستند.<ref name="finklestone"/><ref name="israeli"/>
 
== به قدرت رسیدن و "تصحیح انقلاب" (۱۹۷۰–۱۹۷۱) ==
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.  
سادات با چالش‌های داخلی روبرو بود: مراکز قدرت ناصری (علی صبری، شاوقی) او را تهدید می‌کردند. در مه ۱۹۷۱، سادات "انقلاب تصحیحی" را اعلام کرد و رقبا را دستگیر یا برکنار نمود؛ کودتای پیشگیرانه موفق. سادات ایدئولوژی ناصری را تعدیل کرد: از سوسیالیسم عربی به اقتصاد بازتر حرکت کرد و با اسلام‌گرایان (اخوان‌المسلمین) آشتی موقت کرد تا کمونیست‌ها را محدود کند.<ref name="britannica"/><ref name="wasserstein"/>
 
== جنگ اکتبر ۱۹۷۳ و بازپس‌گیری غرور ملی ==
== انجام عملیات ==
سادات از ۱۹۷۱ وعده "سال تصمیم‌گیری" داد تا سینا را از اسرائیل بازپس گیرد. او مشاوران شوروی را اخراج کرد (۱۹۷۲) و به غرب نزدیک شد. در ۶ اکتبر ۱۹۷۳ (یوم کیپور)، مصر و سوریه حمله غافلگیرانه کردند: ارتش مصر کانال سوئز را عبور کرد و خط بارلف را شکست. جنگ با موفقیت اولیه مصر همراه بود و غرور ملی را بازگرداند، اما اسرائیل ضدحمله کرد و مصر را محاصره نمود. آتش‌بس با میانجی‌گری آمریکا و شوروی برقرار شد. سادات جنگ را "پیروزی سیاسی" نامید، زیرا راه دیپلماسی را باز کرد و فشار برای مذاکره افزایش یافت.<ref name="britannica"/><ref name="israeli"/><ref name="finklestone"/>
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
== اینفتاح اقتصادی و گشایش به غرب ==
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سادات سیاست اقتصادی ناصری را تغییر داد و اینفتاح (گشایش) را اعلام کرد: جذب سرمایه خارجی، خصوصی‌سازی و کاهش کنترل دولتی. بانک‌های خارجی بازگشتند، گردشگری رشد کرد و طبقه جدید سرمایه‌دار شکل گرفت. اینفتاح رشد اقتصادی آورد، اما نابرابری افزایش یافت: تورم، فساد و شکاف طبقاتی. "شورش نان" ژانویه ۱۹۷۷ (پس از کاهش یارانه‌ها) سرکوب شد و صدها کشته داد.<ref name="wasserstein"/><ref name="britannica"/>
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
== سفر تاریخی به اسرائیل و پیمان کمپ دیوید (۱۹۷۷–۱۹۷۹) ==
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
در نوامبر ۱۹۷۷، سادات سفر تاریخی به اورشلیم کرد و در کنست سخنرانی نمود: "دیوار نفرت را بشکنیم" گفت و صلح را پیشنهاد کرد. جهان شوکه شد و جهان عرب او را خائن نامید. با میانجی‌گری جیمی کارتر، مذاکرات کمپ دیوید (سپتامبر ۱۹۷۸) برگزار شد و پیمان صلح مصر-اسرائیل (مارس ۱۹۷۹) امضا گردید: اسرائیل سینا را بازگرداند، مصر اسرائیل را به رسمیت شناخت و روابط عادی برقرار شد. سادات و بگین جایزه نوبل صلح ۱۹۷۸ گرفتند. این پیمان مصر را از جهان عرب منزوی کرد (اخراج از اتحادیه عرب) اما صلح پایدار آورد و کمک‌های آمریکایی (میلیاردها دلار) جریان یافت.<ref name="finklestone"/><ref name="israeli"/><ref name="britannica"/>
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.
== آخرین سال‌ها و چالش‌های داخلی (۱۹۷۹–۱۹۸۱) ==
 
پس از کمپ دیوید، سادات با انزوای عربی روبرو بود: اتحادیه عرب به اردن منتقل شد و مصر تحریم گردید. سیاست اینفتاح او نابرابری ایجاد کرد و اسلام‌گرایان (اخوان‌المسلمین، جهاد اسلامی) را تقویت کرد. سادات در ۱۹۸۱ صدها مخالف (از اخوان تا کمونیست‌ها و قبطی‌ها) را دستگیر کرد و قانون اضطراری اعمال نمود. او خود را "رئیس‌جمهور مؤمن" نامید و با لباس سنتی ظاهر شد تا حمایت مذهبی کسب کند، اما رادیکال‌ها او را "فرعون" و "خائن" می‌دانستند.<ref name="finklestone"/><ref name="israeli"/><ref name="britannica"/>
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
== رابطه نزدیک با محمدرضا پهلوی و همکاری منطقه‌ای ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
[[پرونده:انور سادات و محمدرضا پهلوی.jpg|جایگزین=محمدرضا پهلوی و محمد انورالسادات|بندانگشتی|276x276پیکسل|محمدرضا پهلوی و محمد انورالسادات ]]
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>
انور سادات و [[محمدرضا پهلوی]]، شاه ایران، روابط بسیار نزدیک و دوستانه‌ای داشتند که از دوران ناصر آغاز شد اما در زمان سادات به اوج رسید. دو رهبر دیدگاه‌های مشترکی در ضدکمونیسم، مدرنیزاسیون و حفظ ثبات منطقه‌ای داشتند و هر دو متحد نزدیک ایالات متحده بودند. پس از به قدرت رسیدن سادات در ۱۹۷۰، روابط مصر و ایران گرم‌تر شد. سادات چندین بار به تهران سفر کرد و پهلوی به قاهره آمد. آن‌ها در سازمان‌های منطقه‌ای مانند پیمان سنتو (CENTO) همکاری کردند و علیه نفوذ شوروی در خاورمیانه ایستادند. ایران کمک‌های اقتصادی به مصر داد و در جنگ اکتبر ۱۹۷۳، پهلوی علناً از سادات حمایت کرد. یکی از نمادهای دوستی، پذیرش شاه متواری ایران توسط سادات پس از انقلاب ۱۹۷۹ بود. وقتی محمدرضا پهلوی از ایران گریخت، ابتدا به مصر آمد و سادات او را با احترام پذیرفت؛ اقدامی که  روابط مصر-ایران را قطع نمود. سادات شاه را "برادر" نامید و اجازه داد در قاهره درمان شود. پهلوی در قاهره درگذشت (ژوئیه ۱۹۸۰) و سادات مراسم تشییع دولتی برگزار کرد. این دوستی شخصی و استراتژیک، سادات را در جهان عرب منزوی‌تر کرد، اما نشان‌دهنده دیدگاه غرب‌گرا و ضدکمونیستی او بود. رابطه با پهلوی بخشی از سیاست سادات برای نزدیکی به قدرت‌های محافظه‌کار منطقه بود.<ref name="finklestone" /><ref name="britannica" /><ref name="pahlavi">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Pahlavi|نام=Mohammad Reza|عنوان=Answer to History|ناشر=Stein & Day|سال=۱۹۸۰}}</ref>
 
== ترور و مرگ (۶ اکتبر ۱۹۸۱) ==
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
در ۶ اکتبر ۱۹۸۱، طی رژه نظامی سالگرد جنگ اکتبر در قاهره، گروهی از جهاد اسلامی مصر (به رهبری خالد اسلامبولی) حمله کردند. سربازان از کامیون پایین پریدند و به جایگاه شلیک کردند. سادات برخاست و سلام نظامی داد – لحظه‌ای که گلوله‌ها به او خورد. او با ۱۰ معاون کشته شد. ترور توسط جهاد اسلامی (با الهام از ایران) به دلیل صلح با اسرائیل، سرکوب اسلام‌گرایان و فساد انجام شد. حسنی مبارک (معاون) جان سالم به در برد و رئیس‌جمهور شد. مبارک ترورکنندگان را اعدام کرد و سیاست صلح را ادامه داد.<ref name="britannica" /><ref name="finklestone" />
== میراث انور سادات و تأثیر بر مصر و خاورمیانه ==
سادات مصر را از جنگ‌های پرهزینه با اسرائیل نجات داد و صلح پایدار (تا امروز) برقرار کرد؛ دستاوردی که میلیاردها کمک آمریکایی آورد و توسعه اقتصادی را ممکن ساخت. اینفتاح پایه اقتصاد بازار مصر شد و مصر را به قدرت منطقه‌ای غرب‌گرا تبدیل کرد. اما سادات جهان عرب را تقسیم کرد و انزوای اولیه مصر را به همراه داشت. ترور او رشد اسلام‌گرایی رادیکال را نشان داد و مبارک را به اقتدارگرایی سوق داد. مرگ خشونت‌آمیز او پایان عصر قهرمانان کاریزماتیک عرب بود و مصر را به دوران ثبات (و رکود) مبارک برد.<ref name="wasserstein" /><ref name="britannica" /><ref name="israeli" />
== منابع ==
=== بیوگرافی‌ها ===


Finklestone, Joseph. ''Anwar Sadat: Visionary Who Dared''. Routledge, ۱۹۹۶.
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
Israeli, Raphael. ''Man of Defiance: A Political Biography of Anwar Sadat''. Weidenfeld & Nicolson, ۱۹۸۵.
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


=== آثار تاریخی و تحلیلی ===
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


Wasserstein, Bernard. ''Divided Jerusalem: The Struggle for the Holy City''. Yale University Press, ۲۰۰۸ (فصل‌های مرتبط با کمپ دیوید).
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


=== دانشنامه‌ها ===
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.


"Anwar Sadat." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Anwar-Sadat
== منابع ==
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع