کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۰۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = فرشید اسدی
| عنوان = باروخ اسپینوزا
| تصویر =
| عنوان ۲ = فیلسوف rationalist هلندی
| عنوان تصویر =
| نام = باروخ اسپینوزا
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| تصویر = باروخ اسپینوزا.jpg
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| عنوان تصویر = پرتره باروخ اسپینوزا، حدود ۱۶۶۵. منبع: Wikimedia Commons.
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| زادروز = ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| زادگاه = آمستردام، جمهوری هلند
| ملیت = ایرانی
| تاریخ مرگ = ۲۱ فوریه ۱۶۷۷ (۴۴ سال)
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| مکان مرگ = لاهه، جمهوری هلند
| علت مرگ = بیماری ریوی (احتمالاً ناشی از گرد شیشه در تراش عدسی)
| آرامگاه = قبرستان کلیسای جدید (Nieuwe Kerk) در لاهه (سنگ قبر از بین رفته)
| محل زندگی = آمستردام • رینسبورگ • فوربورگ • لاهه
| ملیت = هلندی (جمهوری هلند)
| نژاد = یهودی سفاردی (پرتغالی‌تبار)
| تابعیت = هلندی
| تحصیلات = آموزش یهودی سنتی در کنیسه، سپس خودآموخته در فلسفه، علوم و لاتین
| دانشگاه = خودآموخته؛ شرکت در محافل روشنفکری آمستردام
| پیشه = فیلسوف، تراشنده عدسی (اپتیک)، نویسنده
| سال‌های فعالیت = ۱۶۵۶–۱۶۷۷
| نهاد = محافل روشنفکری هلند، مکاتبه با فیلسوفان اروپایی
| شناخته‌شده برای = اخلاق (Ethica)، رساله الهیاتی-سیاسی، پانته‌ئیسم، نقد ادیان سازمان‌یافته، فلسفه دکارتی اصلاح‌شده
| نقش‌های برجسته = بنیان‌گذار نقد مدرن کتاب مقدس، پیشگام روش هندسی در فلسفه، تأثیر بر روشنگری
| اتهام = الحاد، انکار معجزات و روح جاودان (در هرم ۱۶۵۶)
| مجازات = هرم (طرد از جامعه یهودی آمستردام، ۱۶۵۶)
| پانویس =
| پانویس =
}}
}}
[[پرونده:Portrait of Baruch de Spinoza (cropped).jpg|بندانگشتی|۲۵۰پیکسل|پرتره باروخ اسپینوزا، حدود ۱۶۶۵ – تنها پرتره معتبر از او در زمان حیات. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Baruch-Spinoza|عنوان=Baruch Spinoza|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref>]]
</noinclude>
'''باروخ (بندیکتوس دی) اسپینوزا''' (۱۶۳۲–۱۶۷۷)، فیلسوف rationalist هلندی‌تبار یهودی، یکی از تأثیرگذارترین متفکران عصر روشنگری و بنیان‌گذار فلسفه مدرن انتقادی است. اسپینوزا با نظام فلسفی منحصربه‌فردش – که خدا را با طبیعت یکی می‌دانست (پانته‌ئیسم) – دیدگاه‌های سنتی در مورد خدا، دین، اخلاق و سیاست را به چالش کشید. او در کتاب شاهکارش ''اخلاق'' (Ethica, ordine geometrico demonstrata، ۱۶۷۷، پس از مرگ منتشر شد) فلسفه را به روش هندسی اقلیدسی نوشت و استدلال کرد که جهان یک جوهر واحد (خدا یا طبیعت) است و همه چیز از ضرورت آن ناشی می‌شود.
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>
اسپینوزا به دلیل نقد کتاب مقدس و انکار معجزات، در ۲۴ سالگی از جامعه یهودی آمستردام طرد (هرم) شد و زندگی ساده‌ای به عنوان تراشنده عدسی گذراند. آثار او مانند ''رساله الهیاتی-سیاسی'' (۱۶۷۰) پایه آزادی بیان و جدایی دین از سیاست را گذاشت و بر فیلسوفانی مانند هیوم، هگل، نیچه و اینشتین تأثیر عمیق گذاشت. اسپینوزا نماد تفکر آزاد، تحمل دینی و rationalism است و فلسفه‌اش همچنان در الهیات، اخلاق و علوم سیاسی بحث‌برانگیز است.<ref name="britannica"/><ref name="stanford">{{یادکرد وب|نشانی=https://plato.stanford.edu/entries/spinoza/|عنوان=Spinoza, Benedict de|وبگاه=Stanford Encyclopedia of Philosophy|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref>
[[پرونده:Spinoza young portrait.jpg|بندانگشتی|چپ|۲۵۰پیکسل|اسپینوزا در جوانی – تصویر احتمالی از دوران پیش از طرد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== زندگی اولیه و خانواده ==
باروخ اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ در آمستردام، مرکز جمهوری هلند (عصر طلایی هلند)، متولد شد. خانواده‌اش یهودیان سفاردی بودند که از پرتغال گریخته بودند تا از تفتیش عقاید کاتولیک در امان بمانند. پدرش میگوئل (میخائل) اسپینوزا تاجر موفق ادویه و میوه بود و مادرش حنا دبورا از خانواده‌ای یهودی پرتغالی.
اسپینوزا در جامعه یهودی پررونق آمستردام بزرگ شد و آموزش سنتی یهودی دریافت کرد: تورات، تلمود و کابالا در مدرسه کنیسه تالمود توراه. او به زبان‌های عبری، پرتغالی، اسپانیایی و هلندی مسلط بود و بعدها لاتین را برای مطالعه فلسفه آموخت. در نوجوانی، با مرگ مادر (۱۶۴۲) و پدر (۱۶۵۴)، مسئولیت تجارت خانوادگی را بر عهده گرفت، اما علاقه‌اش به فلسفه بیشتر بود.
در محافل روشنفکری آمستردام، اسپینوزا با فرانسیس وان دن اندن (معلم لاتین و آزاداندیش) آشنا شد و آثار دکارت، هابز و فیلسوفان کلاسیک را مطالعه کرد. این دوره، او را از orthodoxy یهودی دور کرد و به rationalism سوق داد.<ref name="britannica"/><ref name="nadler">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Nadler|نام=Steven|عنوان=Spinoza: A Life|ناشر=Cambridge University Press|سال=۱۹۹۹}}</ref>
[[پرونده:Spinoza excommunication document.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|سند هرم (طرد) اسپینوزا از جامعه یهودی آمستردام، ۱۶۵۶ – یکی از معدود اسناد باقی‌مانده از آن رویداد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="nadler" />]]
== طرد از جامعه یهودی (هرم ۱۶۵۶) ==
در اواسط دهه ۱۶۵۰، دیدگاه‌های اسپینوزا – به ویژه انکار معجزات، روح جاودان فردی و تفسیر literal کتاب مقدس – با orthodoxy جامعه یهودی آمستردام در تضاد قرار گرفت. جامعه یهودی پرتغالی آمستردام (که از ترس تفتیش عقاید اسپانیا و پرتغال به هلند پناه برده بود) بسیار محافظه‌کار بود و نمی‌خواست با دیدگاه‌های رادیکال یکی از اعضای جوانش، مقامات هلندی را تحریک کند.
در ۲۷ ژوئیه ۱۶۵۶ (۶ تاموز ۵۴۱۶ به تقویم عبری)، رهبران کنیسه متن هرم (cherem – طرد رسمی) را علیه اسپینوزا خواندند. متن هرم او را به دلیل "عقاید شریرانه و اعمال زشت" طرد کرد و هرگونه ارتباط با او را ممنوع نمود. اسپینوزا ۲۳ ساله بود و این رویداد زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد.
اسپینوزا بعدها گفت که هرم را با رضایت پذیرفت، زیرا آزادی فکری‌اش را ترجیح می‌داد. او نام لاتین بندیکتوس دی اسپینوزا (Benedictus de Spinoza – باروخ مبارک) را برگزید و از جامعه یهودی فاصله گرفت، هرچند برخی مورخان معتقدند او هنوز به نوعی هویت یهودی پایبند بود.<ref name="nadler"/><ref name="stanford"/>
[[پرونده:Spinoza lens grinding.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تصویر بازسازی‌شده از اسپینوزا در حال تراش عدسی – حرفه‌ای که منبع درآمد و علت احتمالی مرگ او شد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== زندگی مستقل و حرفه تراش عدسی ==
پس از هرم، اسپینوزا آمستردام را ترک کرد و ابتدا به نزدیکی اوترخت رفت، سپس به رینسبورگ (Voorburg) و نهایتاً لاهه نقل مکان کرد. او زندگی ساده و زاهدانه‌ای برگزید و از ارث خانوادگی و کمک دوستان (مانند یان دی ویت، سیاستمدار برجسته هلندی) می‌زیست.
برای استقلال مالی، اسپینوزا حرفه تراش عدسی را آموخت – هنری دقیق که در عصر طلایی هلند (دوران پیشرفت اپتیک و تلسکوپ) رونق داشت. او عدسی‌های باکیفیت برای تلسکوپ و میکروسکوپ می‌تراشید و با دانشمندانی مانند کریستیان هویگنس و لایب‌نیتس مکاتبه داشت. گرد شیشه احتمالاً به بیماری ریوی او (سیلیکوز یا سل) منجر شد.
اسپینوزا در خانه‌های اجاره‌ای کوچک زندگی می‌کرد، کتابخانه‌ای غنی داشت و با روشنفکران هلندی (مانند گروه "کالج" در آمستردام) بحث می‌کرد. او از سیاست دوری کرد، هرچند پیشنهاد کرسی فلسفه در دانشگاه هایدلبرگ (۱۷۷۳) را رد کرد تا "آزادی فلسفه‌ورزی" را حفظ کند.<ref name="britannica"/><ref name="nadler"/>
[[پرونده:Spinoza house Rijnsburg.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|خانه اسپینوزا در رینسبورگ (۱۶۶۰–۱۶۶۳) – امروز موزه اسپینوزا. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== آغاز نگارش آثار و مکاتبات فلسفی ==
در دهه ۱۶۶۰، اسپینوزا نخستین آثارش را نوشت. کتاب ''اصول فلسفه دکارت'' (۱۶۶۳، تنها کتاب منتشرشده در زمان حیات با نام واقعی) توضیح هندسی فلسفه دکارت بود و شهرتش را افزایش داد.
او با فیلسوفان و دانشمندان اروپایی مکاتبه گسترده‌ای داشت: با هنری اولدنبورگ (دبیر انجمن سلطنتی لندن)، لایب‌نیتس، هویگنس و دیگران. این مکاتبات (که پس از مرگ منتشر شد) نشان‌دهنده جایگاه اسپینوزا در شبکه روشنفکری اروپا است.
در رینسبورگ، اسپینوزا بخش‌هایی از ''اخلاق'' را نوشت و ''رساله الهیاتی-سیاسی'' را آماده کرد. او به تدریج نظام فلسفی خود را شکل داد: مونизм (یک‌جوهرگرایی)، ضرورت‌گرایی (determinism) و عقل‌گرایی مطلق.<ref name="stanford"/>
[[پرونده:Spinoza - Tractatus theologico-politicus (1670) title page.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|صفحه عنوان ''رساله الهیاتی-سیاسی'' (۱۶۷۰) – تنها اثر عمده منتشرشده در زمان حیات با نام مستعار. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== رساله الهیاتی-سیاسی (۱۶۷۰) ==
اسپینوزا نخستین اثر جنجالی‌اش را به صورت ناشناس در ۱۶۷۰ منتشر کرد: ''رساله الهیاتی-سیاسی'' (Tractatus Theologico-Politicus). این کتاب نقد رادیکال کتاب مقدس بود و استدلال می‌کرد که تورات و انجیل آثار انسانی هستند، نه کلام الهی مستقیم، و پر از تناقض و افسانه.
اسپینوزا روش تاریخی-انتقادی را برای تفسیر متون مقدس پیشنهاد کرد: درک زمینه تاریخی، فرهنگی و زبانی. او معجزات را انکار کرد و گفت قوانین طبیعت ثابت هستند و خدا نمی‌تواند آن‌ها را نقض کند. کتاب از آزادی بیان و تفکر دفاع کرد و جدایی دین از سیاست را پیشنهاد داد – ایده‌ای پیشرو که پایه سکولاریسم مدرن شد.
رساله بلافاصله محکوم شد: کلیسای کاتولیک، پروتستان‌ها و حتی برخی یهودیان آن را "کتاب جعلی از شیطان" نامیدند و در هلند ممنوع گردید. اما در محافل روشنفکری اروپا خوانده شد و بر روشنگری (ولتر، هیوم) تأثیر گذاشت.<ref name="stanford"/><ref name="nadler"/>
[[پرونده:Benedictus de Spinoza - Ethica - manuscript page Pieter van Gent.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|صفحه‌ای از دست‌نویس ''اخلاق'' اسپینوزا – نوشته‌شده به روش هندسی. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="stanford" />]]
== اخلاق (Ethica، منتشرشده پس از مرگ، ۱۶۷۷) و نظام فلسفی اصلی ==
شاهکار اسپینوزا ''اخلاق، نشان‌داده‌شده به روش هندسی'' (Ethica, ordine geometrico demonstrata) بود که در زمان حیات منتشر نکرد تا از سانسور در امان بماند. دوستانش آن را پس از مرگ منتشر کردند.
کتاب به سبک اقلیدسی نوشته شده: تعاریف، اصول بدیهی، پیشنهادها، اثبات‌ها و توضیحات. اسپینوزا پنج بخش دارد:


درباره خدا: خدا جوهر واحد، بی‌نهایت و ضروری است. خدا = طبیعت (Deus sive Natura) – پانته‌ئیسم اسپینوزا.
== زندگینامه ==
درباره طبیعت و منشأ ذهن: ذهن و بدن دو وجه یک جوهر هستند (پاراللیسم).
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
درباره عواطف: عواطف از افزایش یا کاهش قدرت عمل ناشی می‌شوند. انسان‌ها اسیر عواطف منفعل هستند.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
درباره اسارت انسانی: اخلاق بر پایه عقل برای آزادی از عواطف.
درباره قدرت عقل و آزادی: دانش شهودی خدا منجر به "عشق عقلانی به خدا" و سعادت ابدی می‌شود.


اسپینوزا ضرورت‌گرا (determinist) بود: همه چیز از ضرورت طبیعت خدا ناشی می‌شود و آزادی اراده توهم است. آزادی واقعی درک این ضرورت و عمل بر اساس عقل است.<ref name="stanford"/><ref name="britannica"/>
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.
[[پرونده:Spinoza statue The Hague.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|مجسمه اسپینوزا در لاهه، نزدیک خانه آخرش. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
 
== مرگ، انتشار آثار پس از مرگ و واکنش‌ها ==
== انجام عملیات ==
اسپینوزا در ۲۱ فوریه ۱۶۷۷ در لاهه بر اثر بیماری ریوی (احتمالاً سیلیکوز از گرد شیشه) در ۴۴ سالگی درگذشت. دوستانش آثار باقی‌مانده را منتشر کردند: ''اخلاق''، ''رساله سیاسی''، ''رساله عقلانی'' و مکاتبات.
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
آثار او "اسپینوزیسم" نامیده شد و به الحاد متهم گردید. اما در قرن ۱۸، روشنگریان او را قهرمان آزادی تفکر دانستند. گوته، هگل و نیچه از او تأثیر گرفتند و اینشتین گفت: "من به خدای اسپینوزا ایمان دارم."
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
اسپینوزا پایه نقد کتاب مقدس مدرن، پانته‌ئیسم و اخلاق عقلانی است.<ref name="nadler"/>
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[پرونده:Spinoza grave The Hague.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|محل دفن اسپینوزا در کلیسای جدید لاهه – سنگ قبر اصلی از بین رفته اما یادبود باقی مانده. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
== مرگ و انتشار آثار پس از مرگ ==
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.
اسپینوزا آخرین سال‌های زندگی‌اش را در لاهه گذراند و بر تکمیل ''اخلاق'' و ''رساله سیاسی'' تمرکز کرد. او از پیشنهادهای شغلی (مانند کرسی دانشگاهی) خودداری کرد تا استقلال فکری‌اش حفظ شود.
 
در زمستان ۱۶۷۶–۱۶۷۷، بیماری ریوی‌اش (احتمالاً سل یا سیلیکوز ناشی از گرد شیشه در تراش عدسی) شدت گرفت. اسپینوزا در ۲۱ فوریه ۱۶۷۷ در ۴۴ سالگی درگذشت. دوستان نزدیکش – از جمله پزشک لوئی مایر – کنار بسترش بودند. او آرام و بدون ترس از مرگ رفت، مطابق فلسفه‌اش که مرگ را بخشی از ضرورت طبیعت می‌دانست.
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
پس از مرگ، دوستانش به سرعت آثار باقی‌مانده را منتشر کردند (Opera Posthuma، ۱۶۷۷) به زبان لاتین و هلندی: ''اخلاق''، ''رساله سیاسی''، ''رساله در مورد اصلاح عقل''، ''رساله کوتاه در مورد خدا، انسان و سعادت'' و مکاتبات. انتشار این آثار موجی از بحث و محکومیت برانگیخت، اما اسپینوزا را به شهرت ابدی رساند.<ref name="nadler"/><ref name="britannica"/>
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
[[پرونده:Spinoza monument Amsterdam.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|یادبود اسپینوزا در آمستردام، نزدیک محل تولدش – ساخته‌شده در قرن ۲۰ به عنوان نماد آزادی تفکر. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>
== میراث و تأثیر بر روشنگری و فلسفه مدرن ==
 
اسپینوزا در زمان حیاتش "الحادی خطرناک" نامیده شد و آثارش در بسیاری از کشورها ممنوع گردید. اما در قرن ۱۸، روشنگریان او را قهرمان آزادی تفکر دانستند. ولتر، دیدرو و روسو از ایده جدایی دین و سیاست او الهام گرفتند. گوته او را "مسیحی‌ترین فیلسوف" نامید و هگل اسپینوزا را نقطه شروع فلسفه مدرن دانست: "یا اسپینوزیست باش یا اصلاً فیلسوف نباش."
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
در قرن ۱۹، رمانتیک‌ها (شلینگ، هگل) و نیچه از پانته‌ئیسم و ضرورت‌گرایی او تأثیر گرفتند. در قرن ۲۰، اینشتین گفت: "من به خدای اسپینوزا ایمان دارم که خود را در نظم هماهنگ طبیعت آشکار می‌کند، نه خدایی که به امور انسان‌ها توجه دارد." فروید، دلوز و آلتوسر اسپینوزا را در روان‌کاوی، سیاست و ماتریالیسم بازخوانی کردند.
 
اسپینوزا پایه‌گذار نقد تاریخی کتاب مقدس (با هرمان ساموئل ریماروس و بعدها استراس) و سکولاریسم مدرن است. ایده‌های او در مورد دموکراسی، تحمل دینی و اخلاق عقلانی بر اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی‌های مدرن تأثیر گذاشت.
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
در جهان یهود، اسپینوزا ابتدا مطرود بود، اما در قرن ۲۰ به عنوان پیشگام سکولاریسم یهودی و آزادی تفکر ستایش شد. امروز خانه‌هایش در رینسبورگ و لاهه موزه هستند و مجسمه‌های متعددی در هلند به یاد او ساخته شده.<ref name="stanford"/><ref name="nadler"/>
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
== منابع ==
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.
=== بیوگرافی‌ها ===


Nadler, Steven. ''Spinoza: A Life''. Cambridge University Press, ۱۹۹۹ (ویرایش دوم ۲۰۱۸). https://www.cambridge.org/core/books/spinoza/4E4D4F7A4E4D4F7A4E4D4F7A4E4D4F7A
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
Gullan-Whur, Margaret. ''Within Reason: A Life of Spinoza''. Jonathan Cape, ۱۹۹۸.
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


=== دانشنامه‌ها و مقالات تخصصی ===
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


"Baruch Spinoza." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Baruch-Spinoza
== نتیجه و میراث ==
Nadler, Steven. "Baruch Spinoza." In ''Stanford Encyclopedia of Philosophy''. https://plato.stanford.edu/entries/spinoza/
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  


=== منابع تصویری ===
== منابع ==
تصاویر از Wikimedia Commons انتخاب شده‌اند: https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Baruch_Spinoza
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع