کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
(۴۰۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی |نام رویداد=کنفرانس برلین ۱۴۰۴ |تصویر=کنفرانس برلین (۲۰۲۵).jpg |عرض تصویر=انگشتی |زیرنویس=کارستن مولر، یان متسلر، ماریکل هرمایل، یواخیم روکر، هانس اولریش زایت، لئو داوتزنبرگ، مارتین پاتسلت، معصومه بلورچی، پیام ریتا زوسموت، سخنرانی آنلاین مریم رجوی |عناوین دیگر=کنفرانس همبستگی با مقاومت ایران |عاملان=نمایندگان پارلمان فدرال آلمان، دیپلمات‌های سابق، شورای ملی مقاومت ایران |مکان=برلین، آلمان |زمان=۳ مهر ۱۴۰۴ ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵ |نتیجه=حمایت از آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران، درخواست برای اعمال تحریم‌های قاطع علیه رژیم ایران، به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران، و قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی }}
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
| نام = فرشید اسدی
| تصویر =
| عنوان تصویر =
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


== زندگینامه ==
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.


'''کنفرانس برلین (۲۰۲۵)''' که در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵ در برلین، آلمان برگزار شد، رویدادی سیاسی با تمرکز بر سیاست ایران بود. این کنفرانس با حضور نمایندگان پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) و شخصیت‌های سیاسی، از جمله کارستن مولر (رئیس کمیسیون قضایی بوندستاگ)، یان متسلر و ماریکل هرمایل (نمایندگان بوندستاگ)، یواخیم روکر (سفیر سابق آلمان و رئیس سابق شورای حقوق بشر سازمان ملل)، هانس اولریش زایت (سفیر سابق آلمان)، لئو داوتزنبرگ (رئیس کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد)، مارتین پاتسلت (نمایندگان سابق بوندستاگ)، و معصومه بلورچی (نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آلمان) تشکیل شد.  
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


سخنرانی اصلی به صورت آنلاین توسط مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)، ارائه گردید. پیام پروفسور ریتا زوسموت، رئیس سابق بوندستاگ، نیز قرائت شد. موضوعات کلیدی شامل افشاگری‌های مقاومت ایران در مورد برنامه هسته‌ای رژیم ایران، ضرورت اعمال تحریم‌های بیشتر، و حمایت از تغییر رژیم دموکراتیک بود. مریم رجوی بر ۱۳۳ افشاگری مقاومت در ۳۴ سال گذشته تأکید کرد که مانع دستیابی رژیم به سلاح هسته‌ای شده است. سخنرانان آلمانی بر همبستگی با مقاومت ایران و رد هرگونه بازگشت به دیکتاتوری‌های گذشته، از جمله رژیم شاهنشاهی، اصرار ورزیدند.  
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


این کنفرانس بخشی از تلاش‌های گسترده‌تر برای سیاست‌گذاری اروپا در قبال ایران محسوب می‌شود و بر لزوم به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم تأکید داشت. اهمیت آن در برجسته‌سازی آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت و برنامه ده‌ماده‌ای رجوی نهفته است، که چارچوبی برای گذار به دموکراسی ارائه می‌دهد.
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.


== مقدمه ==
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
کنفرانس برلین ۲۰۲۵، با عنوان رسمی «کنفرانس آنلاین در برلین با اعضای پارلمان فدرال آلمان و شخصیت‌های برجسته»، یک رویداد سیاسی بین‌المللی بود که در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵ (۳ مهر ۱۴۰۴) در برلین، پایتخت آلمان، برگزار گردید. این کنفرانس توسط کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد سازمان‌دهی شد و بر مسائل مرتبط با سیاست ایران، به ویژه برنامه هسته‌ای رژیم جمهوری اسلامی، حقوق بشر، و چشم‌انداز تغییرات دموکراتیک تمرکز داشت. این رویداد بخشی از سری کنفرانس‌های بین‌المللی است که توسط حامیان شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) برگزار می‌شود و هدف آن همبستگی و حمایت سیاستمداران اروپایی از جنبش مقاومت ایران است. با توجه به تنش‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه، این کنفرانس در زمانی برگزار شد که اعمال مجدد تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران در حال بررسی بود، و سخنرانان بر لزوم اقدام قاطعانه تأکید کردند.
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


== زمینه تاریخی و سازمان‌دهی ==
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
شورای ملی مقاومت ایران، که در سال ۱۹۸۱ تأسیس شد، به عنوان یک ائتلاف اپوزیسیون دموکراتیک علیه رژیم جمهوری اسلامی عمل می‌کند. NCRI تحت رهبری مریم رجوی، که از سال ۱۹۹۳ به عنوان رئیس‌جمهور برگزیده برای دوران گذار انتخاب شده، بر اصول دموکراسی، جدایی دین از دولت، و حقوق زنان تأکید دارد. کنفرانس برلین ادامه‌ای از رویدادهای مشابه پیشین، مانند کنفرانس‌های مونیخ و برلین در سال‌های گذشته، بود که بر سیاست‌های اروپا در قبال ایران تمرکز داشتند. در سال ۲۰۲۵، این کنفرانس همزمان با تظاهرات گسترده ایرانیان در بروکسل (۶ سپتامبر) و نیویورک (۲۳ سپتامبر) برگزار شد، که نشان‌دهنده افزایش فعالیت‌های اپوزیسیون ایرانی در سطح بین‌المللی بود. سازمان‌دهندگان، از جمله لئو داوتزنبرگ، بر تضعیف رژیم ایران به دلیل بحران‌های داخلی و خارجی تأکید کردند و کنفرانس را فرصتی برای بحث درباره آلترناتیوهای دموکراتیک دانستند.
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


== شرکت‌کنندگان و سخنرانان ==
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
کنفرانس با حضور برجسته سیاستمداران آلمانی همراه بود. کارستن مولر، رئیس کمیسیون قضایی بوندستاگ، بر لزوم جایگزین دموکراتیک تأکید کرد و برنامه ده‌ماده‌ای رجوی را ستود. یان متسلر، نماینده بوندستاگ، حضور خود را نشانه‌ای از همبستگی آلمان با مقاومت ایران دانست. ماریکل هرمایل بر شجاعت مبارزان برای آزادی تمرکز داشت. یواخیم روکر، سفیر سابق آلمان در سوئد (۲۰۰۸-۲۰۱۱) و رئیس شورای حقوق بشر سازمان ملل (۲۰۱۵)، بر اصل صلاحیت جهانی برای پیگیری جنایات رژیم ایران اصرار ورزید و جنایات رژیم‌های پیشین، از جمله رژیم شاه، را محکوم کرد. هانس اولریش زایت، سفیر سابق در افغانستان و کره جنوبی (۲۰۰۵-۲۰۱۲)، تحلیل ژئوپلیتیکی از بحران موجودیتی رژیم ایران ارائه داد. لئو داوتزنبرگ بر تغییر ریشه‌دار از درون جامعه ایران تأکید کرد. مارتین پاتسلت، نماینده سابق بوندستاگ (۲۰۱۳-۲۰۲۱)، بر حمایت از اپوزیسیون سازمان‌یافته برای گذار دموکراتیک اصرار ورزید. معصومه بلورچی، نماینده NCRI در آلمان، سابقه ۶۰ ساله مقاومت علیه دو دیکتاتوری را یادآوری کرد. پیام پروفسور ریتا زوسموت، رئیس بوندستاگ برای ده سال، NCRI را به عنوان آلترناتیو دموکراتیک معرفی کرد و پایداری مریم رجوی را ستود.
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


سخنرانی اصلی توسط مریم رجوی به صورت آنلاین ارائه شد. وی شرایط ایران را "لحظه‌ای فوق‌العاده" توصیف کرد و بر ۱۳۳ افشاگری مقاومت در ۳۴ سال گذشته تأکید نمود که مانع بمب‌سازی اتمی رژیم شده است. رجوی سیاست اروپا را نقد کرد و راه‌حل بنیادی را سرنگونی رژیم توسط مردم و مقاومت سازمان‌یافته دانست، که دست رژیم را از بمب اتمی کوتاه می‌کند و از جنگ جلوگیری می‌نماید.
== نتیجه و میراث ==
 
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
== محتوای کلیدی و موضوعات مورد بحث ==
کنفرانس بر چندین محور تمرکز داشت. نخست، برنامه هسته‌ای ایران: رجوی بر نقش مقاومت در جلوگیری از دستیابی رژیم به سلاح هسته‌ای تأکید کرد و هشدار داد که بدون افشاگری‌ها، جهان با یک رژیم بنیادگرای مسلح به هسته‌ای روبرو می‌شد. دوم، تحریم‌ها و سیاست خارجی: سخنرانان بر اعمال تحریم‌های بیشتر اصرار ورزیدند، اما هشدار دادند که بدون راه‌حل دموکراتیک، این سیاست‌ها ناکارآمد خواهند بود. سوم، حقوق بشر و مقاومت: بحث بر سر به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم، قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی، و حمایت از جوانان شورشگر بود. چهارم، رد دیکتاتوری‌های گذشته: روکر و داوتزنبرگ بر عدم بازگشت به رژیم شاهنشاهی تأکید کردند و شورای ملی مقاومت را تنها آلترناتیو مشروع دانستند. برنامه ده‌ماده‌ای رجوی، که شامل انتخابات آزاد، برابری جنسیتی، و حفاظت از اقلیت‌ها است، به عنوان پایه‌ای برای آینده دموکراتیک ایران برجسته شد.
 
== اهمیت و تأثیرات ==
کنفرانس برلین ۲۰۲۵ اهمیت ژئوپلیتیکی دارد، زیرا در زمانی برگزار شد که تنش‌های هسته‌ای ایران افزایش یافته بود. این رویداد حمایت آلمان و اتحادیه اروپا از اپوزیسیون ایرانی را تقویت کرد و بر لزوم سیاست قاطعانه علیه رژیم تأکید نمود. از منظر حقوق بشر، کنفرانس بر پیگیری جنایات رژیم، از جمله اعدام‌ها و سرکوب‌ها، اصرار ورزید. تأثیرات آن شامل افزایش آگاهی عمومی در رسانه‌های آلمانی مانند Stuttgarter Zeitung و Welt بود، که پوشش گسترده‌ای از رویداد ارائه دادند. در سطح بین‌المللی، این کنفرانس بخشی از کمپین گسترده‌تر NCRI برای تغییر رژیم است و می‌تواند بر سیاست‌های آینده اروپا تأثیرگذار باشد.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع