کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
(۴۳۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات کتاب
<noinclude>
|نام کتاب            = ایران در شرف دگرگونی: نقش اجتماعی زنان و تجربیات شخصی من
{{جعبه زندگینامه
|عنوان اصلی          = Iran im Umbruch: Die soziale Rolle der Frauen und meine persönlichen Erfahrungen
| نام = فرشید اسدی
|تصویر               = پرونده:کتاب «ایران در شرف دگرگونی، نقش اجتماعی زنان و تجربیات شخصی من» به‌قمل پرفسور ریتا زوسموت.jpg
| تصویر =
|اندازه تصویر         = 500px
| عنوان تصویر =
|توضیح تصویر          = جلد کتاب
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
|نویسنده              = پروفسور ریتا زوسموت
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
|کشور                = آلمان
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
|زبان اصلی            = آلمانی
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
|موضوع                = نقش اجتماعی زنان در مقاومت ایران، خاطرات سیاسی
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
|سبک                  = گزارش اجتماعی، خاطرات سیاسی
| ملیت = ایرانی
|انتشار              =  
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
|ناشر                = —
| پانویس =
|تاریخ نشر            = ۱۳ اوت ۲۰۲۵
|نوع رسانه            = چاپی
|تعداد_صفحات          = ۱۲۸
|پانویس               = کتاب شامل یک مقدمه و ۹ فصل است و پیشگفتار آن توسط کریستینا-ماریا بامل و تقریظ توسطهرتا دویبلر-گملین نوشته شده است.
}}
}}
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


== زندگینامه ==
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.


'''کتاب ''ایران در شرف دگرگونی: نقش اجتماعی زنان و تجربیات شخصی من،''''' نوشته پروفسور ریتا زوسموت، رئیس پیشین پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ)، گزارشی است از ۱۸ سال همراهی نویسنده با مقاومت ایران و نقش زنان در این جنبش. زوسموت در ۱۲۸ صفحه و ۹ فصل، مسیر سیاسی خود، نخستین مواجهه با مقاومت ایران، تجربه‌های مستقیم از [[قرارگاه اشرف|اشرف]] و [[اشرف ۳]]، دیدارها و همکاری با [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] و [[مریم رجوی]] را روایت می‌کند. او مقاومت ایران را نه فقط یک جنبش سیاسی بلکه مبارزه‌ای برای آزادی و بقا معرفی می‌کند و زنان را موتور محرک این حرکت می‌داند. این کتاب، که با پیشگفتاری از کشیش اعظم برلین و تقریظ وزیر پیشین دادگستری آلمان همراه است، هم تجربه‌ای شخصی و انسانی و هم سندی تاریخی درباره جایگاه زنان در مبارزه برای آزادی ایران به‌شمار می‌رود. زوسموت در پایان، آینده‌ای روشن‌تر برای ایران و منطقه را ممکن می‌داند و امید را «آخرین چیزی که می‌میرد» معرفی می‌کند.
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


== معرفی کتاب ==
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
کتاب ''ایران در شرف دگرگونی: نقش اجتماعی زنان و تجربیات شخصی من'' به قلم پروفسور ریتا زوسموت، سیاستمدار برجسته آلمانی و رئیس پیشین بوندستاگ (۱۹۸۸–۱۹۹۸)، در اوت ۲۰۲۵ منتشر شد. این اثر ۱۲۸ صفحه‌ای شامل یک مقدمه و ۹ فصل است و حاصل نزدیک به دو دهه همراهی نویسنده با مقاومت سازمان‌یافته ایران و سازمان مجاهدین خلق است. کتاب از تجربه‌های شخصی، مشاهدات و دیدگاه‌های نویسنده درباره نقش زنان در این مبارزه سخن می‌گوید و همزمان سندی تاریخی درباره مقاومت ایران است.
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


== درباره نویسنده ==
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.
ریتا زوسموت (متولد ۱۹۳۷) یکی از چهره‌های تأثیرگذار سیاسی آلمان است که علاوه بر ریاست پارلمان فدرال، سابقه وزارت جوانان، خانواده و بهداشت را در کارنامه دارد. او در رشته‌های فلسفه، جامعه‌شناسی و تاریخ تحصیل کرده و پیش از ورود به سیاست، کرسی استادی دانشگاهی داشته است. زوسموت به دلیل مواضع قاطع خود در زمینه دموکراسی، حقوق‌بشر و حمایت از زنان شناخته می‌شود.


== محتوای کتاب ==
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


==== مقدمه ====
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
زوسموت در مقدمه کتاب تصریح می‌کند که می‌خواهد صدای زنانی باشد که در برابر «یکی از زن‌ستیزترین دیکتاتوری‌های جهان» ایستاده‌اند. او به رابطه عاطفی و سیاسی خود با مقاومت ایران اشاره می‌کند و از مریم رجوی به‌عنوان شخصیتی الهام‌بخش یاد می‌کند که فراتر از یک رهبر سیاسی، نماد امید و آزادی است.
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


==== فصل اول: راه من به دنیای سیاست ====
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
در این فصل، نویسنده به مسیر طولانی خود در سیاست آلمان و چالش‌های شخصی‌اش اشاره کرده و حمایت از مقاومت ایران را یکی از مهم‌ترین تجربه‌های زندگی خود می‌داند.
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


==== فصل دوم: مسیر من به سوی جنبش مقاومت ایران ====
== نتیجه و میراث ==
او نخستین آشنایی خود با مقاومت را در سال ۲۰۰۸ و از طریق دیدار با یک فعال زن ایرانی روایت می‌کند. این مواجهه به نقطه عطفی در زندگی سیاسی او بدل شد و سبب شد ارتباطی پایدار با شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق برقرار کند.
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  
 
==== فصل سوم: آزادی به بهای جان ====
این فصل به بررسی [[قتل عام ۶۷|قتل‌عام زندانیان سیاسی]] در سال ۱۳۶۷ اختصاص دارد و زوسموت آن را به‌عنوان یکی از سیاه‌ترین جنایت‌های جمهوری اسلامی تحلیل می‌کند.
 
==== فصل چهارم: کار من با شورای ملی مقاومت ====
او تلاش‌های خود برای حذف نام [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] از فهرست گروه‌های تروریستی و فشارهای سیاسی و رسانه‌ای مرتبط با آن را شرح می‌دهد. به باور او، این مبارزه نمادین نشانگر مشروعیت مقاومت ایران بود.
 
==== فصل پنجم: تجربه‌های من با اشرف ====
این بخش شرح مفصل دیدارهای نویسنده از  اشرف و اشرف ۳ است. زوسموت ضمن اشاره به فشارها و حملات علیه اعضای مقاومت در عراق، انتقال آنان به آلبانی را «نمادی از امید» می‌داند. در این فصل، او به روایت زندگی پنج زن مجاهد از اشرف ۳ پرداخته و آنان را نمادهای شجاعت و ایستادگی معرفی می‌کند.
 
==== فصل ششم: آشنایی با مریم رجوی ====
در این فصل، زوسموت شخصیت مریم رجوی را با رهبرانی چون [[نلسون ماندلا]] مقایسه می‌کند و [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|برنامه ۱۰ ماده‌ای]] او برای آینده ایران را «نقشه راهی دموکراتیک» می‌خواند.
 
==== فصل‌های پایانی ====
فصل هشتم به همبستگی جهانی با ایرانیان اختصاص دارد و فصل نهم، با عنوان «آیا دوران جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک می‌شود»، به چشم‌انداز آینده ایران می‌پردازد. نویسنده در پایان از امید به آزادی و ضرورت ایستادگی جهانی در کنار مردم ایران سخن می‌گوید.
 
=== پیشگفتار و تقریظ ===
کتاب با پیشگفتار کریستینا-ماریا بامل، کشیش اعظم کلیسای پروتستان برلین-براندنبورگ، آغاز می‌شود و تقریظ آن به قلم هرتا دویبلر-گملین، وزیر پیشین دادگستری آلمان، نوشته شده است. هر دو مقدمه بر اهمیت نقش زنان و ضرورت حمایت جهانی از مقاومت ایران تأکید دارند.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%B3%D9%85%D9%88%D8%AA معرفی کتاب: ایران در شرف دگرگونی، نقش اجتماعی زنان و تجربیات شخصی من - به‌قلم پروفسور ریتا زوسموت]</ref> <ref>[https://www.amazon.de/-/en/Iran-im-Wandel-Rita-S%C3%BCssmuth/dp/B0FMDVJR3B/ref=sr_1_1?crid=2JCJPTAP25F1A&dib=eyJ2IjoiMSJ9.eDg5NO5x8I6PE1pcu9TRs3vcB2bGX3T1xyHA6GmMfUiYjerfRxr1RA5-VJL9HxqWZDfBYjZn_niCKftRqIWicgNa5tMmPhLT-iSoudqY_SHKFKdcK5wvyI9BT219EBAPZWaawuYtGIiadQEgICwODXPO-Mu3CwPElingZyIJPKRWHqwbjV5lkxanAEsnaklyyTee_VU5HO79FY3Eqa_62di4Y89zPU-VO50KGSB-ODE.zc1H4PV4lSnOnZwqRqwWuJq05o_KMZBA33n0Zqx9qP0&dib_tag=se&keywords=iran+im+wandel&qid=1758529097&sprefix=iran+im+wandel%2Caps%2C279&sr=8-1 Iran im Wandel]
 
[https://www.amazon.de/-/en/Iran-im-Wandel-Rita-S%C3%BCssmuth/dp/B0FMDVJR3B/ref=sr_1_1?crid=2JCJPTAP25F1A&dib=eyJ2IjoiMSJ9.eDg5NO5x8I6PE1pcu9TRs3vcB2bGX3T1xyHA6GmMfUiYjerfRxr1RA5-VJL9HxqWZDfBYjZn_niCKftRqIWicgNa5tMmPhLT-iSoudqY_SHKFKdcK5wvyI9BT219EBAPZWaawuYtGIiadQEgICwODXPO-Mu3CwPElingZyIJPKRWHqwbjV5lkxanAEsnaklyyTee_VU5HO79FY3Eqa_62di4Y89zPU-VO50KGSB-ODE.zc1H4PV4lSnOnZwqRqwWuJq05o_KMZBA33n0Zqx9qP0&dib_tag=se&keywords=iran+im+wandel&qid=1758529097&sprefix=iran+im+wandel%2Caps%2C279&sr=8-1 Die gesellschaftliche Rolle der Frauen und meine persönlichen Begegnungen]</ref>
 
== بازتاب رسانه‌ای ==
خبرگزاری رویترز در ۱۳ اوت ۲۰۲۵ انتشار این کتاب را بازتاب داد و آن را اثری دانست که نقش زنان در مقاومت ایران و دیدارهای زوسموت با مریم رجوی را برجسته می‌کند.
 
کتاب ''ایران در شرف دگرگونی'' نه تنها خاطرات شخصی یک سیاستمدار برجسته اروپایی است، بلکه سندی تاریخی درباره پیوند میان سیاست جهانی و مقاومت ایران محسوب می‌شود. زوسموت با قلمی صریح، نقش زنان در این مبارزه را برجسته کرده و تصویری روشن از آینده‌ای دموکراتیک برای ایران ارائه می‌دهد.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع