کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
وارد کردن عکس
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷۰۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
 
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه زندگینامه
 
| نام = فرشید اسدی
| نام               =امیر محمد خالقی
| تصویر =
| تصویر            =امیر محمد خالقی.JPG
| عنوان تصویر =
| اندازه تصویر     =
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| عنوان تصویر       =امیر محمد خالقی
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| زادروز           = ۱۳۸۴
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| زادگاه           = روستای محمدآباد پایین، شهرستان درمیان، استان خراسان جنوبی
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| تاریخ مرگ         = ۲۵بهمن ۱۴۰۳
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| مکان مرگ         =گچساران
| ملیت = ایرانی
| علت مرگ           = به‌دلیل اصابت ضربه چاقو
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| تحصیلات            =دانشجوی ۱۹ ساله‌ی رشته‌ی مدیریت کسب‌وکار در دانشگاه تهران
| پانویس =
}}
}}
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


'''امیر محمد خالقی''' (متولد ۱۳۸۴ – درگذشته ۲۵بهمن ۱۴۰۳۱۴۰۱) دانشجوی ۱۹ ساله‌ی رشته‌ی مدیریت کسب‌وکار در «دانشکدگان مدیریت»  دانشگاه تهران بود. او در سال ۱۳۸۴ در روستای محمدآباد پایین، شهرستان درمیان، استان خراسان جنوبی، به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در زادگاهش با موفقیت به پایان رساند. در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته‌ی مدیریت کسب‌وکار دانشگاه تهران پذیرفته شد.
== زندگینامه ==
 
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
در سال ۱۴۰۲ تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرد و به‌تازگی وارد ترم چهارم شده بود. علاوه بر تحصیل، در یک شغل پاره‌وقت در حوالی میدان انقلاب مشغول به کار شده بود.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.
 
شامگاه چهارشنبه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۲۱ امیرمحمد پس از پایان نخستین روز کاری خود، در مسیر بازگشت به خوابگاه کوی دانشگاه تهران، از کوچه‌ی جنت که به بزرگراه جلال آل‌احمد منتهی می‌شود، عبور می‌کرد. در این مسیر، دو سارق موتورسوار به او نزدیک شدند و قصد سرقت کوله‌پشتی‌ حامل لپ‌تاپ او را داشتند. امیرمحمد در برابر این اقدام مقاومت کرد و در نتیجه، سارقان با چاقو به کتف و ریه‌ی او ضرباتی وارد کردند. با وجود جراحات شدید، او تلاش کرد تا چند متر بدود، اما در نزدیکی پل عابر پیاده‌ی بزرگراه جلال آل‌احمد بر زمین افتاد. رهگذران و شاهدان عینی بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و او را به بیمارستان شریعتی منتقل کردند.  به دلیل شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات جان او بی‌نتیجه ماند و امیرمحمد در صبح پنج‌شنبه، ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ جان خود را از دست داد.
 
== زندگی و تحصیلات ==
امیرمحمد خالقی درمیان، دانشجوی ۱۹ ساله‌ی رشته‌ی مدیریت کسب‌وکار در «دانشکدگان مدیریت» در دانشگاه تهران، در سال ۱۳۸۴ در روستای محمدآباد پایین، شهرستان درمیان، استان خراسان جنوبی، به دنیا آمد. او فرزند مولوی عبدالرحمن، از روحانیون اهل سنت و معلمی در منطقه بود. امیرمحمد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در زادگاهش با موفقیت به پایان رساند و به دلیل علاقه‌ی فراوان به حوزه‌ی مدیریت و کسب‌وکار، در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته‌ی مدیریت کسب‌وکار دانشگاه تهران پذیرفته شد.
 
او در سال ۱۴۰۲ تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کرد و به‌تازگی وارد ترم چهارم شده بود. علاوه بر تحصیل، امیرمحمد به‌تازگی در یک شغل پاره‌وقت در حوالی میدان انقلاب مشغول به کار شده بود تا هم تجربه‌ی کاری کسب کند و هم به تأمین هزینه‌های تحصیلی و زندگی خود کمک نماید.
 
== کشته‌شدن با ضربه‌ی چاقو ==
امیر محمد خالقی در شامگاه چهارشنبه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۲۱،  پس از پایان نخستین روز کاری خود، در مسیر بازگشت به خوابگاه کوی دانشگاه تهران، از کوچه‌ی جنت که به بزرگراه جلال آل‌احمد منتهی می‌شود، عبور می‌کرد. در این مسیر، دو سارق موتورسوار به او نزدیک شدند و قصد سرقت کوله‌پشتی‌ حامل لپ‌تاپ را داشتند. امیرمحمد در برابر این اقدام مقاومت کرد و در نتیجه، سارقان با چاقو به کتف و ریه‌ی او ضرباتی وارد کردند. با وجود جراحات شدید، او تلاش کرد تا چند متر بدود، اما در نزدیکی پل عابر پیاده‌ی بزرگراه جلال آل‌احمد بر زمین افتاد. رهگذران و شاهدان عینی بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و او را به بیمارستان شریعتی منتقل کردند. متأسفانه، به دلیل شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات جان او بی‌نتیجه ماند و امیرمحمد در صبح پنج‌شنبه، ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ جان خود را از دست داد.
 
پیکر امیرمحمد خالقی به زادگاهش در شهرستان درمیان منتقل شد و با حضور گسترده‌ی مردم، تشییع و به خاک سپرده شد.به یاد امیر محمد خالقی.JPG 
 
== اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران ==
این حادثه‌ی تلخ واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت. دانشجویان دانشگاه تهران در ۲۵بهمن ۱۴۰۱ در اعتراض به قتل  امیرمحمد خالقی، دست به اعتراض زدند. این اعتراض که ابتدا در خوابگاه کوی دانشگاه تهران آغاز شد، به داخل دانشگاه و خیابان‌های اطراف گسترش یافت.اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران.JPG
 
دانشجویان معترض شعارهای زیر را سر دادند:
 
«دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»
 
«مسئول بی‌کفایت، استعفا استعفا»
 
«حراست درو باز کن»
 
«بی‌شرف، بی‌شرف»
 
«ما تماشاگر نمی‌خواهیم، به ما ملحق شوید»
 
««خونی که ریخته میشه ، با هیچی پاک نمیشه!»
 
با دخالت نیروی انتظامی برای فرونشاندن اعتراض، دست‌کم دو دانشجو بازداشت شده‌اند و یک دانشجوی دیگر از ناحیه بینی دچار شکستگی شده است.
 
یکی از دانشجویان در قسمتی از سخنرانی خود گفت:
 
«اگر ما ساکت بنشینیم این یک اتفاق عادی تلقی می‌شه. اعتراض ما که مشخصه به چیه مطالبات ما مشخصه که چیه فقط برای اینه که خون این عزیز پایمال نشه برای این‌که فردا دوباره کسی از این کوی دانشگاه آسیب نبینه. فقط درب پشتی نیست درب جلو هم همین وضعیته رو داره یک مقدار کمتر امنیت رو تأمین نمی‌کنند. ما بارها گفتیم کانکس پلیس بگذارند جای این‌که اینجا بگذارند بردند گذاشتند... نکنه دخترها و پسرها همدیگر رو ببینند
 
می‌گند بودجه نداریم نمی‌تونیم دوربین نصب کنیم در حالی‌که محوطه کوی رو پر دوربین کردند. بین این دو تا پرچم را نگاه کنید فقط ۴تا دوربین روی یک میله نصب کردند توی ساختمانها دوربین گذاشتند بهشون می‌گیم چرا؟ دلیلش رو دوستان می‌دونید این‌ها ما را خطر می‌بینند نه خفت‌گیرها را ما را عامل ناامنی می‌دونند نه دزدها رو این وضعیت باید تغییر کنه.
 
ببینید اگر خون اگر ریخته شدن یک خون هم نتونه ما و این‌ها را بیدار کنه هیچی دیگه نمی‌تونه اینکار رو بکنه»<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86 تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به‌قتل یک دانشجو]</ref>
 
اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران روز ۲۶بهمن ۱۴۰۳ نیز ادامه یافت. شماری از دانشجویان دانشگاه تهران در مقابل ساختمان کتابخانه مرکزی این دانشگاه تجمع کردند
 
== واکنش جمهوری اسلامی به قتل امیر محمد خالقی ==
جمهوری اسلامی برای پیشگیری از سرایت اعتراضات دانشجویی به کوچه‌های و خیابان‌های ایران به دانشجویان هشدار داد. سایت مشرق‌ نیوز در این رابطه نوشت:
 
«مطالبه‌ی روشن و مشخص دانشجویان خیلی زود از مسیر اصلی خارج شد. تجمعی که می‌توانست فرصتی برای دریافت پاسخ‌های شفاف از مسئولان باشد، به بیانیه‌خوانی‌هایی تبدیل شد که هیچ ارتباطی با موضوع امنیت نداشتند. ناگهان بحث از تأمین امنیت مسیرهای دانشجویی به موضوعاتی تاریخی و سیاسی کشیده شد، از کوی دانشگاه و اتفاق ۱۸ تیر تا مسائلی که هیچ ارتباطی با این قتل نداشتند.»<ref>[https://www.mashreghnews.ir/news/1689908/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AF وقتی «مطالبه‌گری» قربانی «انحراف سیاسی» شد - سایت مشرق نیوز]</ref>
 
دانشگاه تهران در ۲۵بهمن ۱۴۰۳ با صدور اطلاعیه‌ی نوشت: «فوت این دانشجوی عزیز در خارج از محیط دانشگاه و در محدوده پل گیشا رخ داده و مسئولان دانشگاه، بر حسب وظیفه پس از اطلاع اولیه در شب گذشته، به طور جدی در حال پیگیری موضوع‌ هستند.»<ref>[https://www.entekhab.ir/fa/news/850617/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B4%D8%A7-%D9%81%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D9%88%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%E2%80%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85 دانشگاه تهران: یکی از دانشجویان در محدوده پل گیشا فوت کرده است / فوت این دانشجو از سوی مرجع انتظامی در دست بررسی است / به طور جدی در حال پیگیری موضوع‌ هستیم - سایت انتخاب] </ref>
 
علی صالحی،‌دادستان تهران با اشاره به اینکه متاسفانه هنوز به مرحله کشف این جرم نرسیده‌ایم گفت: «افراد مظنون در این رابطه دستگیر شدند و تحقیقات در این زمینه در حال انجام است. کارهای فنی و اطلاعاتی در دست اقدام است. تلاش داریم در اسرع وقت مرتکب این بزه را دستگیر کرده و به سزای اعمالش برسانیم.»<ref>[https://www.mashreghnews.ir/news/1689818/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B8%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86 دستگیری افراد مظنون در رابطه با پرونده قتل دانشجوی دانشگاه تهران - سایت مشرق نیوز] </ref>


== پیام مریم رجوی ==
فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.
مریم رجوی در پیامی که در شبکه ایکس او منتشر شد در مورد این حادثه نوشت:


«درود بر دانشجویان دانشگاه تهران که در اعتراض به قتل دانشجوی بی‌گناه امیرمحمد خالقی به‌پا خاستند. دانشجویان می‌دانند که مسئولیت برعهده رژیمی است که امنیت و رفاه مردم برایش هیچ اهمیتی ندارد و جز حفظ نظام با شدیدترین سرکوب هدفی ندارد. دانشجویان خروشیدند که دیگر نباید سکوت کرد. آری دانشگاه سنگر آزادی است و باید نقش تاریخی خود را در همه جا ایفا کند. هموطنان را به حمایت از دانشجویان فرا‌می‌خوانم.»
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


== پیام مسعود رجوی ==
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
مسعود رجوی نیز در این رابطه پیامی صادر کرد:
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


«مسعود رجوی به دانشجویان سراسر کشور
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.


۲۶ بهمن ۱۴۰۳
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


دانشجویان دانشگاه تهران و کوی دانشگاه را تنها نگذارید! به حمایت از آنها برخیزید. زمان برخاستن و قیام است.
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


هر کوی و هر کلاس و هر دانشکده و دانشگاه را باید به یک کانون شورشی و پایگاه انقلاب ارتقا داد.
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


دانشجـو پیشتـاز اسـت.»<ref>[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C مسعود رجوی: دانشجویان دانشگاه تهران و کوی دانشگاه را تنها نگذارید و به حمایت از آنها برخیزید - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران] </ref>
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع