کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
اضافه کردن سخنرانی مریم رجوی
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<noinclude>
{{جعبه زندگینامه
| نام = فرشید اسدی
| تصویر =
| عنوان تصویر =
| زادروز = ۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
| زادگاه = شهرستان رزن، استان همدان، ایران
| تاریخ مرگ = ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
| مکان مرگ = کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
| علت مرگ = خودکشی با شلیک گلوله
| ملیت = ایرانی
| شناخته‌شده برای = عامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور ([[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]])
| پانویس =
}}
</noinclude>
'''فرشید اسدی''' (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های  ۱۳۶۷ به نام‌های [[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.<ref name=":1">[https://www.iranintl.com/fa/202504227291 ایران اینترنشنال - فرشید اسدی، ضارب مقیسه و رازینی، آبدارچی ۳۱ ساله دیوان عالی کشور بود]. ۱۴۰۴/۰۲/۰۲.</ref>


= کنفرانس «سیاست جدید»: ایستادن در کنار مقاومت سازمان‌یافته =
== زندگینامه ==
[[پرونده:کنفرانس پاریس.JPG|جایگزین=کنفرانس «ایران - سیاست جدید»|بندانگشتی|389x389پیکسل|کنفرانس «ایران - سیاست جدید»]]
فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد.
این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.


فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.


در تاریخ ۲۲دی ۱۴۰۳، کنفرانسی  به نام: «ایران؛ ضرورت یک سیاست جدید، ایستادن در کنار مقاومت سازمان‌یافته». در پاریس برگزار شد. در این کنفرانس،‌ لیز تراس، نخست‌وزیر پیشین انگلستان، جان برکو، رئیس پارلمان انگلستان، ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹، ژنرال کیت کلاگ، ژنرال تاد وولترز، فرماندهٔ ناتو و فرماندهٔ نیروهای آمریکا در اروپا(۲۰۱۹ ـ ۲۰۲۲)، یولیا تیموشنکو، نخست‌وزیر پیشین اوکراین، یانس یانشا، نخست‌وزیر اسلوونی(۲۰۲۲) و رهبر حزب دموکراتیک، دیوید جونز، وزیر پیشین ولز و برگزیت و اولا اوستون، نماینده پارلمان نروژ از حزب لیبرال و وزیر پیشین محیط‌ زیست سخنرانی کردند. مجاهدان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در این کنفرانس شرکت داشتند.
== انجام عملیات ==
صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.<ref name=":1" /><ref name=":2">[https://www.independentpersian.com/node/412264 ایندیپندنت فارسی - اختصاصی؛ فرشاد اسدی، آبدارچی دادگستری پس از ربودن اسلحه یک محافظ رازینی و مقیسه را کشت]. ۱۴۰۳/۱۰/۲۹.</ref> علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد.
این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد.
سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم
[[علی رازینی]] و [[محمد مقیسه]] از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند.
رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.


موضوع این کنفرانس به بررسی نقش نظام ولایت فقیه در بی‌ثباتی منطقه و راه‌بردهای جهانی برای حمایت از یک تغییر دموکراتیک در ایران اختصاص داشت.
== ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین ==
بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله [[مصطفی پورمحمدی]] تلاش کردند آن را به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.<ref name=":3">[https://www.iranintl.com/en/202501184290 Iran International - Former justice minister blames MEK for killing of two judges]. ۲۰۲۵.</ref>
با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.<ref name=":4">[https://www.bbc.com/persian/articles/c78xmdvg90ko بی‌بی‌سی فارسی - مامور سابق وزارت اطلاعات: قاتل رازینی و مقیسه از مجاهدین خلق نبود]. ۱۴۰۳/۱۱/۰۶.</ref>


اتخاذ یک سیاست جدید در قبال نظام ولایت فقیه، همواره از طرف سیاست‌مداران، بنیادهای فکری، تحلیل‌گران و نیز آشنایان به مسائل ایران مورد بحث قرار گرفته است. آنچه این کنفرانس ارائه کرد، کنار زدن سیاست  مماشات با این نظام و شناسایی مقاومت سازمان‌یافته به رهبری مریم رجوی بود.
سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.


== سخنرانی مریم رجوی ==
== انگیزه و زمینهٔ عملیات ==
[[مریم رجوی|'''مریم رجوی''']] سخنران اول این کنفرانس بود و سخنان زیر را ایراد کرد: 
انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد.
این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.


شخصیت‌های محترم، میهمانان گرامی!
== واکنش‌های مردمی و فضای مجازی ==
پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند '''#آبدارچی_قهرمان''' و '''#وعده_آبدارچی۲''' (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.<ref name=":5">[https://ir.voanews.com/a/reaction-of-users-to-killing--mohammad-moqiseh-and-ali-razini/7942218.html صدای آمریکا - واکنش کاربران به «آبدارچی قهرمان»].</ref>


از دیدار شما بسیار خوشوقتم. حضور شما در خانه مقاومت ایران پیام همبستگی قدرتمندی به میلیون‌ها ایرانی است که خواهان سرنگونی دیکتاتوری دینی هستند.
== بازداشت خانواده اکبری‌منفرد ==
یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد.
پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.<ref name=":6">[https://iranwire.com/fa/features/145839-یک-خانواده-شکنجه-شدند-چون-آبدارچی-دیوان-عالی-نوه-عمه-آنها-بود ایران‌وایر - یک خانواده شکنجه شدند، چون آبدارچی دیوان عالی نوه عمه آن‌ها بود].</ref>


سردمدار رژیم، در یکی از سخنرانی‌های اخیرش، مردم ایران را تهدید کرد که اگر به اغتشاش دست بزنند، لگدکوب خواهند شد. این اعتراف خامنه‌ای به آمادگی جامعه ایران برای قیام و سرنگونی رژیم است.
== نتیجه و میراث ==
عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.  


== وضعیت بحرانی رژیم آخوندی ==
== منابع ==
سه عامل مهم این وضعیت را به وجود آورده است:
 
عامل اول، سرکوب شدید،‌ ورشکستگی اقتصادی، بحران‌های عمیق اجتماعی و فساد فراگیر حکومتی است که جامعه را به آستانه انفجار رسانده است. تحریم ۹۰درصدی دو نمایش انتخابات سال ۲۰۲۴ نشان داد که رژیم هیچ پایگاه اجتماعی در ایران ندارد.
 
عامل دوم، شکست‌های رژیم در منطقه است، از جمله کمرشکن‌شدن حزب‌الله و سرنگونی دیکتاتوری سوریه، مهم‌ترین دولت متحد رژیم آخوندی.
 
عامل سوم، اعتلای مقاومت سازمان‌یافته که در تدارک قیام و سرنگونی رژیم است.
 
اجازه بدهید در این‌جا چند نکته را در رابطه با تحولات اخیر با شما در میان بگذارم:
 
اول- دیکتاتوری دینی پیش از این نفوذ خود را از طریق سوریه و عراق به دریای مدیترانه و لبنان گسترش داده بود. با این استراتژی، خامنه‌ای یک سپر حفاظتی برای رژیم و ابزاری برای باجگیری ایجاد کرده بود.
 
دوم- برای سال‌های متمادی، خامنه‌ای ضعف حکومتش در داخل کشور را با استفاده از حزب‌الله و سوریه و قدرت‌نمایی در منطقه جبران می‌کرد.
 
سوم- غالبا به غلط گفته می‌شود که ارتش سوریه در ۱۱روز فرو پاشید. در حالی که این ارتش سالیان پیش فروریخته بود.
 
به نقل از سردمداران سپاه، بشار اسد در همان سال‌ها امیدی به باقی ماندن در قدرت نداشت در واقع این خامنه‌ای بود که دستور داده بود، سپاه و حزب‌الله با استفاده از زور و جنایت او را بر سرکار نگهدارند. اما این بار وضعیت در سوریه فرق می‌کرد. نه حزب‌الله و نه نیروهای سپاه، قدرت ایستادگی نداشتند و فرار را بر قرار ترجیح دادند.
 
چهارم- سقوط دیکتاتوری سوریه و بسته‌شدن کرویدورهای زمینی و هوایی که برای پشتیبانی نیروهای رژیم در لبنان استفاده می‌شد، توانایی جنگ‌افروزی و تروریسم رژیم در منطقه را به‌صورت چشمگیری کاهش داد.
 
پنجم- امروز تعادل قوا در منطقه به زیان رژیم به‌هم خورده است، از این رو، پشتوانه دیپلوماسی باجگیری آخوندها در سطح بین‌المللی و تلاش آن‌ها برای حفظ مماشات به‌ میزان زیادی از بین رفته است. زمانی رژیم و لابی‌هایش در مورد قدرت و ماندگاری رژیم تبلیغ می‌کردند. این ادعا امروز کاملا باطل شده است.
 
ششم و از همه مهم‌تر تأثیر این واقعه در داخل ایران است. با سقوط بشار اسد همه دیدند قوای رژیم در سوریه از هم گسست. آن‌ها دیدند سپاه پاسداران تا چه حد ضعیف و شکننده است.
 
تلاش‌های خامنه‌ای برای قفل کردن قیام‌ها، از شروع جنگ خاورمیانه در ۱۵مهر ۱۴۰۲ نقش برآب شد.
 
این واقعه، انرژی جدیدی برای شکل‌گیری قیام‌های ایران ایجاد کرده است. جامعه ایران به طور فزاینده از هزینه کردن ده‌ها میلیارد دلار از دارایی مردم ایران توسط رژیم برای حفظ دیکتاتور سوریه خشمگین است. نهادهای سرکوب در ایران به‌شدت وحشت زده‌اند. آن‌ها نیروهای امنیتی را موظف به جلوگیری از اعتراضات کرده‌اند و سرکوب و اعدام را افزایش داده‌اند.
 
در سال ۲۰۲۴ رژیم با دست‌کم ۱۰۰۰اعدام رکورد جنایت را شکست. دو هفته بعد از سرنگونی دیکتاتوری سوریه، قاضی‌القضات رژیم به «دادستان کل و دادستان‌های سراسر کشور» دستور داد که «با همکاری مستقیم دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی، تمامی تدابیر مقتضی را … اتخاذ نمایند …تا توطئه دشمن برای ایجاد ناامنی در داخل کشور …خنثی شود»
 
این واکنش به عزم مردم ایران برای پایان دادن به کار رژیم آخوندی است که قطعا پایانش نزدیک است.
 
== سرنگونی رژیم امکان‌پذیر و در دسترس است ==
با سرنگونی دیکتاتوری سوریه مردم ما روشن‌تر از همیشه می‌بینند که سرنگونی رژیم ولایت فقیه امکان‌پذیر و در دسترس است.
 
آن‌ها بیش از همیشه به قدرت خود و شجاعت کانون‌های شورشی برای سرنگونی رژیم اعتماد دارند.
 
کانون‌های شورشی در تهران و سایر شهرهای کشور، کار بزرگ تدارک قیام سازمان‌یافته را پیش می‌برند.
 
دختران و پسران جوان به‌طور فزاینده به کانون‌ها می‌پیوندند و از پشتیبانی مردم برخوردارند. این سمت‌گیری جامعه ما به‌سوی برپایی ارتش بزرگ آزادی است.
 
خامنه‌ای و سپاه پاسدارانش یارای حفظ دیکتاتوری سوریه را نداشتند. آن‌ها به طور قطع در برابر مقاومت و قیام‌ سازمان‌یافته هم قادر به حفظ رژیم نیستند و سرنگون خواهند شد.
 
خامنه‌ای، پاسداران و بسیجی‌های خود را با دادن پول و امکانات مادی به ارتکاب جنایت علیه مردم وادار می‌کند. اما آن‌ها در برابر مقاومت سازمان‌یافته و قیام مردم، وحشت زده هستند.
 
خشم مردم ایران وارد فاز جدیدی شده است. فقر شدید، پایین بودن دستمزدها، تورم ۴۰درصدی، افزایش قیمت‌ کالاها و فقدان آب و برق همه را به‌ستوه آورده است.
 
== لحظه‌ی تعیین‌ کننده در تاریخ ایران ==
رژیم آخوندی از هر نظر در بن‌بست‌ است. بنابراین تلاش می‌کند دولت‌های غرب را به ادامه سیاست مماشات قانع کند.
 
متأسفانه در سه دهه گذشته، هنگامی که رژیم در لبه پرتگاه بود، دولت‌های غرب جانب رژیم را گرفتند.
 
یک نمونه در قیام‌های سال ۱۳۸۸ و نمونه دیگر در قیام‌۱۴۰۱ بود. بعداً روشن شد که در همان زمان فرستادگان آمریکا در حال مذاکره با رژیم بودند.
 
نمونة‌ مهم دیگر در سال۱۳۸۱ بود. زمانی که آمریکا سلاح‌های ارتش آزادی‌بخش ملی ایران را گردآوری کرد. این اقدامی بود که رژیم آخوندی از آن استقبال کرد.
 
این سیاست، باعث گسترش بنیادگرایی و جنگ‌افروزی تحت هدایت رژیم در منطقه شد. هم‌چنین آخوندها را به پیگیری برنامه بمب‌سازی اتمی ترغیب کرد.
 
امروز لحظه تعیین‌کننده دیگری در تاریخ ایران فرا رسیده است. مردم ایران به سوی سرنگونی رژیم خیز برداشته‌اند.
 
همان‌طور که روز ۲۱آذر، در جلسه‌یی در سنای آمریکا گفتم سرنگونی این رژیم در دسترس است و مقاومت ایران الزامات ضروری، برای انتقال قدرت به مردم بعد از سرنگونی رژیم را دارد.
 
== تدارک قیام ==
حالا یک جامعه انفجاری و جنبش‌های اعتراضی و در محور آن کانون‌های شورشی در حال تدارک قیام هستند.
 
یک مقاومت سازمان‌یافته با محوریت سازمان مجاهدین خلق با هزاران كادر آزموده وجود دارد و اشرف۳ یکی از مراکز آن است. هم چنین یک جایگزین دموکراتیک یعنی شورای ملی مقاومت ایران که پايدارترين ائتلاف سياسی تاريخ ايران با مرزبندی مشخص نه شاه و نه شیخ است.
 
این مقاومت یک برنامه روشن برای ایران آزاد فردا دارد، که مدافع آزادی‌ها و حقوق زنان، خودمختاری مليت‌های ایرانی، تساوی شيعه و سني و ساير اديان، جدايی دين از دولت، لغو حكم اعدام و يک ايران غيراتمی است كه پيوسته مدافع صلح در خاورميانه است.
 
براساس برنامه شورای ملی مقاومت، بعد از سرنگونی رژیم، یک دولت موقت به‌مدت حداکثر ۶ماه تشکیل می‌شود که وظیفه اصلی آن برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان و انتقال حاکمیت به نمایندگان مردم است.
 
زمان آن است که دولت‌های غرب از سیاست‌های گذشته اجتناب کنند و این بار در کنار مردم ایران قرار بگیرند.
 
ما آن‌ها را فرا می‌خوانیم که مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان شورشگر با سپاه‌ پاسداران را به رسمیت بشناسند.
 
بايد تاكيد كنم به‌رسمیت شناختن مقاومت ایران و نبرد کانون‌های شورشی بخش ضروری یک سیاست قاطع علیه رژیم آخوندی است. سرنگونی رژیم‌ آخوندها تنها راه وصول به آزادی در ایران و صلح و آرامش در منطقه است.
 
بیش از یک ماه است که حکومت خامنه‌ای از سقوط دیکتاتوری بشار اسد به خود می‌لرزد. همان طور که خودش بارها پیش‌بینی کرده بود، از این به بعد باید در تهران و اصفهان و شیراز و همدان و کرمانشاه در برابر قیام‌کنندگان و شورشگران خط ببندد.
 
و هم‌چنان که قوای صد هزار نفری‌ خامنه‌ای در سوریه از هم پاشید، در شهرهای ایران هم سپاه پاسداران در برابر قیام‌‌ها و ارتش بزرگ آزادی مردم ایران دوام نخواهد آورد.
 
در سقوط دیکتاتور دمشق؛ جهان شاهد تغییرات بنیادی تعادل قوا در خاورمیانه به زیان رژیم آخوندهاست. مردم ما فراتر از آن دکل سرنگونی این رژیم را می‌بینند.
 
ترس و لرز پاسداران و بسیجی‌های وحشتزده که سخنرانی‌های پی در پی خامنه‌ای آرام‌شان نمی‌کند، گویای همه چیز است. قطعا امروز با حضور شما نمایندگان و شخصیت‌های بین‌المللی از اروپا و آمریکا و حمایت شما از مردم ایران و مقاومت آنها این ترس و لرز صدچندان می شود و خامنه‌ای با یک جنون افسارگسیخته مجددا به صحنه خواهد آمد.
 
اما خامنه‌ای که در کشتار ۵۰۰هزار نفر از مردم بی‌گناه سوریه در ۱۳سال گذشته، بیشترین مسئولیت را دارد، به خاطر این جنایت بزرگ و همه خون‌هایی که از پیکر مردم ایران و سایر کشورهای منطقه ریخته، در پیشگاه خلق‌های منطقه و مردم ایران مورد حسابرسی قرار خواهد گرفت.
 
او امروز شمار اعدام زندانیان بی‌گناه را به‌حدی افزایش داده که در این دوران بی‌سابقه است. این کندن گور رژیم به دست خامنه‌ای است. او نمی‌خواهد از سرنگونی شاه و سرنگونی بشار اسد درس بگیرد. اما قیام‌کنندگان و شورشگران درس فراموشی‌ناپذیری به او خواهند داد.
 
رژیم اعدام و قتل عام باید برود.
 
پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک، مقصد قیام‌های سازمان‌یافته با پیشتازی کانون‌های شورشی و ارتش آزادی بزرگ مردم ایران!
 
سلام بر آزادی
 
سلام بر مردم ایران<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/conference-on-a-new-policy-toward-the-iranian-regime/ کنفرانس سیاست جدید در قبال رژیم با حضور شخصیت‌های برجسته سیاسی و نظامی - سایت مریم رجوی] </ref>
 
== منتخبی از سخنرانی سخنرانان ==
سخنرانان این کنفرانس به ترتیب زیر سخنرانی کرده و از جامعه بین‌المللی خواستند تا حمایت عملی و قاطعانه‌ای از مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته انجام دهند. آنها تأکید کردند که برنامه ۱۰ماده‌یی  مریم رجوی، چشم‌اندازی روشن و عملی برای یک ایران آزاد و دموکراتیک ارائه می‌دهد و این مسیر نه تنها به نفع مردم ایران بلکه به نفع صلح و ثبات جهانی خواهد بود.
 
== لیز تراس، نخست‌وزیر پیشین انگلستان ==
لیز تراس، نخست‌وزیر پیشین انگلستان، سال ۲۰۲۵ را نقطهٔ عطفی مهم در تاریخ اعلام کرد و گفت: «این یک فرصت واقعی تغییر برای مردم ایران» است. وی از خانم مریم رجوی و جنبش مقاومت برای تلاش‌هایشان قدردانی کرده و اظهار داشت: «ما نباید از پایان رژیم بترسیم، بلکه باید برای مردم ایران همان چیزی را بخواهیم که خودمان در اروپا و آمریکا داریم: آزادی و دموکراسی».
 
او با تأکید بر تحقق تغییر از «درون و توسط خود مردم ایران» به دولت‌های غربی گفت:
 
«ما باید با نیروهایی در کشورهای خود مقابله کنیم که با ایران مماشات می‌کنند یا از آن حمایت می‌کنند». هم‌چنین خواهان قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی انگلستان شد.
 
== جان برکو، رئیس پارلمان انگلستان، (۲۰۱۹ تا ۲۰۰۹) ==
جان برکو، رئیس پارلمان انگلستان، (۲۰۱۹ تا ۲۰۰۹) با اشاره به‌وجود یک جایگزین دموکراتیک و سازمان‌یافته، گفت: «وجود یک نیروی مقاومت با سابقه ۴۵ساله که به دموکراسی، پلورالیسم، عدالت، حاکمیت قانون، حفاظت از محیط‌زیست، برابری زنان، جدایی دین و دولت و لغو مجازات اعدام متعهد است، به‌وضوح یک جایگزین دموکراتیک است.
 
علاوه بر این، به‌دلیل سابقه مقاومت فداکارانه و از خود گذشته، این نیرو تجربه فراوانی دارد، به‌شدت آموخته و به‌شدت سازمان‌یافته است.
 
کانون‌های شورشی، هزاران و هزاران و هزاران نفر از آنها در سراسر کشور، ویژگی برجسته‌شان این است که از جامعه ایران برخاسته‌اند. آنها از درون جامعه ایرانی ظهور می‌کنند و با آن درهم‌تنیده‌اند، زیرا بخشی از کشور هستند».
 
== ژنرال کیت کلاگ ==
ژنرال کیت کلاگ گفت:
 
«من معتقدم که این سال باید به‌عنوان سال امید، سال عمل و سال تغییر در نظر گرفته شود. رژیم ایران اکنون ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر از هر زمان دیگری در دهه‌های گذشته است.
 
تغییر باید رخ دهد و این تغییر باید اکنون صورت گیرد. ضعف رژیم این فرصت را فراهم کرده است تا آینده ایران به شکلی متفاوت و آزادتر ترسیم شود».
 
او هم‌چنین گفت باید سیاست فشار حداکثری ایالات متحده علیه رژیم دوباره برقرار شود و آن را معادل ایستادن در کنار مردم ایران و حمایت از آرمان‌های آنها برای دموکراسی عنوان کرد و برنامهٔ ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی نقشهٔ راهی روشن و عملی برای یک ایران باثبات، صلح‌آمیز و غیرهسته‌یی دانست.
 
== ژنرال تاد وولترز، فرماندهٔ ناتو و فرماندهٔ نیروهای آمریکا در اروپا(۲۰۱۹ ـ ۲۰۲۲) ==
ژنرال تاد وولترز برقراری یک جهان آزاد و دوست‌داشتنی را در گرو یک دولت دموکراتیک در ایران دانست و در مورد برنامهٔ ۱۰ماده‌ای شورای ملی مقاومت به رهبری خانم مریم رجوی گفت:
 
آزمون پایداری این برنامه‌ها و مراحل در این واقعیت نهفته است که از منظر دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی، این برنامه قوی است و در چند سال گذشته اعتبار خود را به دست آورده است.
 
بنابراین وقتی به برنامه از بالا به پایین و از پایین به بالا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این برنامه بسیار جامع است. من فکر می‌کنم همه ما موافق هستیم که آماده هستیم و سال ۲۰۲۵ سالی تحول‌آفرین برای شهروندان بزرگ ایران خواهد بود که نماینده یک ایران آزاد و دموکراتیک هستند».
 
== یولیا تیموشنکو، نخست‌وزیر پیشین اوکراین ==
یولیا تیموشنکو گفت:
 
«دهه‌ها امتیاز دادن فقط تهران را تقویت کرده است. ما به اقدامات قاطع نیاز داریم تا این رژیم را تضعیف کنیم و از کسانی که برای آزادی در ایران می‌جنگند حمایت کنیم. مردم ایران تحت رهبری شورای ملی مقاومت ایران، شجاعت باور‌نکردنی در مبارزه برای آزادی نشان می‌دهند».
 
وی با تحسین نقش زنان در مقاومت، اظهار داشت: «مبارزه زنان در ایران الهام‌بخش زنان در سراسر جهان است. زمان آن رسیده که مقاومت سازمان‌یافته ایران را به‌عنوان صدای قانونی مردم ایران به‌رسمیت بشناسیم».
 
== یانس یانشا، نخست‌وزیر اسلوونی(۲۰۲۲) و رهبر حزب دموکراتیک ==
یانس یانشا سیاست اروپا در قبال ایران را شکست‌خورده دانست و گفت: «استراتژی اتحادیه اروپا باید شامل قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریستی، قطع منابع مالی رژیم و اخراج عوامل آن از خاک اروپا باشد».
 
وی افزود:
 
«این استراتژی باید شامل حمایت قاطع از شورای ملی مقاومت باشد. باید این جایگزین دموکراتیک به‌رسمیت شناخته شود که برنامه‌یی روشن برای انتقال قدرت ارائه کرده و شایسته حمایت بی‌دریغ بین‌المللی است».
 
== دیوید جونز، وزیر پیشین ولز و برگزیت ==
دیوید جونز با یادآوری شکست سپاه پاسداران در سوریه بر این واقعیت انگشت گذاشت که «حتی یک حکومت بزرگ، مسلح و به‌خوبی تأمین مالی شده نمی‌تواند در برابر مردمی که می‌خواهند از آن رها شوند، مقاومت کند». او با اشاره به کاهش نفوذ رژیم ایران در منطقه، اظهار داشت که قیام‌ها در ایران ادامه خواهد یافت. کانون‌های شورشی و عموم مردم کاملاً مصمم هستند که قدرت رژیم را هم‌چنان به چالش بکشند.
 
او خاطرنشان کرد که مقاومت ایران رویکردی منحصر به‌فردی دارد. خواهان حمایت مالی یا نظامی از هیچ کشوری نیست و تنها خواستار به‌رسمیت شناختن حق مردم ایران برای سرنگونی رژیم است.
 
== اولا اوستون، نماینده پارلمان نروژ از حزب لیبرال و وزیر پیشین محیط‌زیست ==
اولا اوستون،  تأکید کرد: «در این لحظه حساس باید به‌رسمیت بشناسیم که جایگزینی سازمان‌یافته و دموکراتیک برای رژیم کنونی وجود دارد: شورای ملی مقاومت ایران.
 
برنامه ۱۰ماده‌یی شورای ملی مقاومت تمام ارزش‌هایی را که ما گرامی می‌داریم، دربرمی‌گیرد: آزادی و دموکراسی، تعهد به برابری جنسیتی، احترام به حقوق‌بشر».
 
== منابع: ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

فرشید اسدی
زادروز۱۳۷۲ (میلادی: ۱۹۹۳ یا ۱۹۸۶ بر اساس برخی گزارش‌ها)
شهرستان رزن، استان همدان، ایران
درگذشت۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵)
کاخ دادگستری تهران، تهران، ایران
علت مرگخودکشی با شلیک گلوله
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایعامل تیراندازی و قتل دو قاضی دیوان عالی کشور (علی رازینی و محمد مقیسه)

فرشید اسدی (۱۳۷۲ – ۲۹ دی ۱۴۰۳) شهروند ایرانی، نیروی خدماتی و آبدارچی دیوان عالی کشور بود که در عملیاتی شجاعانه و نمادین در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز قضایی جمهوری اسلامی، دو تن از قاضیان بدنام و عاملان اصلی سرکوب و اعدام‌های ۱۳۶۷ به نام‌های علی رازینی و محمد مقیسه (معروف به ناصریان) را در دفتر کارشان در کاخ دادگستری تهران به ضرب گلوله از پای درآورد و سپس با شلیک به قلب خود، به زندگی‌اش پایان داد. این اقدام در صبح روز شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ (۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵) رخ داد و به سرعت به نمادی از خشم انباشتهٔ مردم ایران از جنایتکاران قضایی رژیم تبدیل شد. اسدی که حدود ۱۰ سال به صورت قراردادی در مجتمع قضایی خدمت می‌کرد، با استفاده از دسترسی روزمرهٔ خود به عنوان نیروی خدماتی، اسلحهٔ یکی از محافظان را ربود و عملیات را اجرا کرد. این رویداد، ضعف شدید امنیتی در قلب نظام قضایی را آشکار ساخت و موجی از شعف و تحسین در میان مردم ستمدیدهٔ ایران ایجاد کرد که سال‌هاست زیر سایهٔ اعدام، شکنجه و محاکمات فرمایشی زندگی می‌کنند. فرشید اسدی اهل شهرستان رزن استان همدان بود و گزارش‌ها او را جوانی آرام، سربه‌زیر و مودب توصیف کرده‌اند. با این حال، نارضایتی عمیق از شرایط شغلی، کسر حقوق، عدم ارتقا و مشاهدهٔ روزانهٔ جنایات قضایی، او را به نقطه‌ای رساند که تصمیم به این اقدام تاریخی گرفت.[۱]

زندگینامه

فرشید اسدی، آبدارچی ۳۱ سالهٔ دیوان عالی کشور، در ۲۹ دی ۱۴۰۳ با ربودن اسلحهٔ محافظ، دو قاضی ارشد جمهوری اسلامی یعنی علی رازینی و محمد مقیسه را در شعبه ۳۹ دیوان عالی به ضرب شش گلوله کشت. رازینی و مقیسه از چهره‌های اصلی سرکوب سیاسی، محاکمات ناعادلانه و اعدام‌های گسترده دههٔ ۶۰، به‌ویژه کشتار تابستان ۱۳۶۷ بودند که هزاران زندانی سیاسی، عمدتاً اعضای و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، را به جوخهٔ اعدام سپردند. اسدی پس از عملیات به طبقهٔ سوم رفت و با شلیک به قلب خود، خودکشی کرد تا زنده به دست جلادان نیفتد. این اقدام نمادین، ضربهٔ سنگینی به اعتبار امنیتی رژیم وارد کرد و نشان داد که دیکتاتوری ولایت فقیه حتی در امن‌ترین مراکز خود نیز آسیب‌پذیر است. مقامات رژیم بلافاصله تلاش کردند آن را به مجاهدین نسبت دهند تا شکست خود را توجیه کنند، اما کارشناسان سابق اطلاعاتی مانند ناصر رضوی این ادعا را رد کردند و ریشهٔ آن را در نارضایتی شخصی و انزجار از جنایات قضایی دانستند. با این حال، واکنش گستردهٔ مردم در فضای مجازی با هشتگ #آبدارچی_قهرمان، این عملیات را به عنوان نمادی از مقاومت مردمی و انتقام از جلادان ۶۷ جشن گرفت.

فرشید اسدی با این فداکاری، به صف بلند دادخواهان و مبارزان علیه رژیم ضدمردمی پیوست. او نشان داد که مردم ایران، حتی در موقعیت‌های به ظاهر معمولی، دیگر تحمل ادامهٔ این نظام جنایتکار را ندارند و قیام برای سرنگونی، از درون خود ارکان رژیم نیز در حال جوشیدن است.

انجام عملیات

صبح روز ۲۹ دی ۱۴۰۳، حوالی ساعت ۱۰:۴۰، فرشید اسدی وارد شعبهٔ ۳۹ دیوان عالی کشور در طبقهٔ همکف کاخ دادگستری تهران شد. او با نقشهٔ قبلی و استفاده از دسترسی شغلی خود به عنوان آبدارچی، اسلحهٔ کمری یکی از محافظان را ربود و بلافاصله آتش گشود.[۱][۲] علی رازینی، رئیس شعبه، و محمد مقیسه، مستشار آن، هدف اصلی بودند. اسدی با شلیک دقیق، رازینی را بلافاصله از پای درآورد. مقیسه که تلاش کرد فرار کند، ابتدا گلوله‌ای به دست و سپس از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت. محافظ شخصی نیز زخمی شد. اسدی پس از اجرای عملیات به طبقهٔ سوم ساختمان رفت و آنجا با شلیک گلوله به قلب خود، از دستگیری توسط نیروهای سرکوب جلوگیری کرد. این عملیات دقیق و شجاعانه، ضعف شدید حفاظتی در یکی از حساس‌ترین مراکز قضایی رژیم را برملا کرد. اسدی که سال‌ها در همان ساختمان خدمت می‌کرد، از غفلت امنیتی استفاده کرد و ضربه‌ای کاری به نمادهای سرکوب وارد آورد. سابقهٔ قضات مقتول و نقش آن‌ها در جنایات رژیم علی رازینی و محمد مقیسه از چهره‌های برجستهٔ قضایی جمهوری اسلامی بودند که دهه‌ها در صدور احکام سنگین علیه مخالفان سیاسی، معترضان و زندانیان عقیدتی نقش داشتند. هر دو به عنوان عاملان اصلی اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۱۳۶۷ ایران شناخته می‌شوند؛ کشتاری که هزاران زندانی سیاسی، به‌ویژه اعضای سازمان مجاهدین خلق، بدون محاکمهٔ عادلانه به جوخهٔ اعدام سپرده شدند. رازینی سابقهٔ طولانی در دادگاه‌های انقلاب و دیوان عالی داشت و حتی در سال ۱۳۷۷ هدف یک سوءقصد قرار گرفته بود. مقیسه نیز معروف به «ناصریان»، در محاکمات سیاسی و امنیتی احکام اعدام متعددی صادر کرده بود. این دو قاضی، نمادهای بارز نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی بودند و توسط نهادهای بین‌المللی به عنوان ناقض حقوق بشر تحریم شده بودند.

ادعاهای جمهوری اسلامی و تکذیب ارتباط با سازمان مجاهدین

بلافاصله پس از عملیات، مقامات رژیم از جمله مصطفی پورمحمدی تلاش کردند آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران نسبت دهند و ادعا کردند اسدی با «منافقین» ارتباط داشته و در حال شناسایی پرونده‌های مرتبط با این سازمان بوده است. این اتهام، الگوی تکراری رژیم برای توجیه شکست‌های امنیتی و امتیاز دادن به سرکوبگران است.[۳] با این حال، ناصر رضوی، مأمور با سابقهٔ سابق وزارت اطلاعات با بیش از ۳۰ سال تجربه در مبارزه با مجاهدین، این ادعاها را صراحتاً رد کرد. او تأکید کرد که تحقیقات همکاران سابقش نشان می‌دهد این اقدام هیچ ارتباط سازمانی با مجاهدین نداشته و بیشتر ریشه در مشکلات شخصی، افسردگی و نارضایتی شغلی اسدی دارد. قوهٔ قضاییه بلافاصله علیه رضوی اعلام جرم کرد و اظهارات او را «به دور از واقعیت» خواند.[۴]

سازمان مجاهدین خلق نیز در بیانیه‌های خود، این رویداد را نشانه‌ای از عمق بحران و نارضایتی درون رژیم دانست اما مسئولیت مستقیم را نپذیرفت. این تناقضات، نشان‌دهندهٔ سردرگمی و تلاش رژیم برای پنهان کردن حقیقت است: مردم ایران دیگر تحمل جلادان را ندارند.

انگیزه و زمینهٔ عملیات

انگیزهٔ دقیق اسدی به طور کامل روشن نشده، اما گزارش‌ها از نارضایتی شغلی او (کسر حقوق، تغییر رستهٔ شغلی و عدم ارتقا) حکایت دارند. برخی منابع حتی اشاره کرده‌اند که یکی از قضات مقتول ظاهراً از درخواست افزایش حقوق او حمایت می‌کرد، اما این امر مانع انزجار عمیق او از نظام جنایتکار نشد. این عملیات، بازتاب خشم گستردهٔ جامعه از محاکمات فرمایشی، اعدام‌های سیاسی و نقش قضات در سرکوب قیام‌های مردمی است. در شرایطی که رژیم با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین اقداماتی نشان می‌دهد که دیوار ترس در حال شکسته شدن است و مقاومت فردی نیز می‌تواند به موج سرنگونی بپیوندد.

واکنش‌های مردمی و فضای مجازی

پس از اعلام خبر، فضای مجازی ایران با هشتگ‌هایی مانند #آبدارچی_قهرمان و #وعده_آبدارچی۲ (کنایه به عملیات موشکی رژیم) پر شد. کاربران ایرانی این اقدام را ستودند و پیشنهاد دادند روز ۲۹ دی به عنوان «روز آبدارچی» در تقویم مبارزات مدنی ثبت شود. این واکنش‌ها، شکاف عمیق میان روایت رسمی رژیم و افکار عمومی را آشکار کرد و نشان داد که بخش بزرگی از جامعه، این عملیات را انتقامی مشروع از جنایتکاران ۶۷ می‌دانند.[۵]

بازداشت خانواده اکبری‌منفرد

یک روز پس از عملیات، وزارت اطلاعات به منزل خانواده اکبری‌منفرد یورش برد و امیرحسن اکبری‌منفرد (۲۳ ساله) را بازداشت کرد. چند روز بعد، پدر او محمدعلی اکبری‌منفرد (معلول و زندانی سیاسی سابق دههٔ ۶۰) نیز دستگیر شد. محمدعلی نوهٔ عمهٔ فرشید اسدی بود. رژیم آن‌ها را به ارتباط با سازمان مجاهدین و تأمین سلاح متهم کرد. پس از ماه‌ها بازداشت و شکنجه، برخی از متهمان تبرئه شدند اما پروندهٔ امیرحسن به دادگاه انقلاب رفت. این بازداشت‌ها، نمونهٔ بارز سیاست انتقام‌جویانهٔ رژیم از خانواده‌ها و فشار بر بستگان است و بار دیگر جنایتکار بودن ولایت فقیه را ثابت کرد.[۶]

نتیجه و میراث

عملیات فرشید اسدی فراتر از یک اقدام فردی، آینه‌ای از فروپاشی درونی رژیم ولایت فقیه و جوشش مقاومت در همهٔ لایه‌های جامعه است. او با فداکاری خود، به نمادی از شجاعت و انزجار از جنایتکاران قضایی تبدیل شد.

منابع