زندان اوین: تفاوت میان نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:زندان اوین.JPG|بندانگشتی|'''تصویر هوایی زندان اوین''']]
'''زندان اوین،''' معروفترین زندان ایران و خاورمیانه است که به دلیل شهرت زندانیان سیاسی از زمان شاه مانند مسعود رجوی، آیت‌الله طالقانی، خسرو گلسرخی، بیژن جزنی، موسی خیابانی، اعدام فراقانونی ۹ نفر در تپه‌های اوین و تعداد بسیار زیاد زندانیان در زمان جمهوری اسلامی همراه با اعدام‌های گسترده دهه ۶۰ در این زندان و بطور خاص [[قتل‌عام ۶۷]] در سطح جهان شناخته شده است. این زندان در روستایی به همین نام «اوین درکه» که جزو منطقه شمیرانات واقع در شمال تهران محسوب می‌شود واقع شده است که از شمال به محله کوهسار واقع در درکه، از شرق به محله اوین و از طرف غرب به تپه‌های زندان اوین و از طرف جنوب به سعادت‌آباد ختم می‌شود.
'''زندان اوین،''' معروفترین زندان ایران و خاورمیانه است که به دلیل شهرت زندانیان سیاسی از زمان شاه مانند مسعود رجوی، آیت‌الله طالقانی، خسرو گلسرخی، بیژن جزنی، موسی خیابانی، اعدام فراقانونی ۹ نفر در تپه‌های اوین و تعداد بسیار زیاد زندانیان در زمان جمهوری اسلامی همراه با اعدام‌های گسترده دهه ۶۰ در این زندان و بطور خاص [[قتل‌عام ۶۷]] در سطح جهان شناخته شده است. این زندان در روستایی به همین نام «اوین درکه» که جزو منطقه شمیرانات واقع در شمال تهران محسوب می‌شود واقع شده است که از شمال به محله کوهسار واقع در درکه، از شرق به محله اوین و از طرف غرب به تپه‌های زندان اوین و از طرف جنوب به سعادت‌آباد ختم می‌شود.


خط ۱۵: خط ۱۶:


اوين سال ۵۰ محدود به محوطه‌ای بود شامل دو بند قديمی و دو ساختمان در امتداد هم متشکل از سلول‌های انفرادی. بندهای چهارگانه و سلولهای معروف به ۲۰۹ يک- دو سال بعد ساخته شدند.<ref name=":14">منیره برادران - [https://www.radiozamaneh.com/228833/ رادیو زمانه - اوین، حافظه جمعی ما، نابود نمی‌شود]</ref>
اوين سال ۵۰ محدود به محوطه‌ای بود شامل دو بند قديمی و دو ساختمان در امتداد هم متشکل از سلول‌های انفرادی. بندهای چهارگانه و سلولهای معروف به ۲۰۹ يک- دو سال بعد ساخته شدند.<ref name=":14">منیره برادران - [https://www.radiozamaneh.com/228833/ رادیو زمانه - اوین، حافظه جمعی ما، نابود نمی‌شود]</ref>
=== تصمیم انتقال زندان اوین ===
آذر ۱۳۸۰، لایحه تقدیمی دولت هشتم جمهوری اسلامی با عنوان «لایحه انتقال زندان‌ها و مراکز اقدامات تامینی و تربیتی موجود به خارج از شهرها» در جلسه علنی مجلس به تصویب رسید و در همان ماه توسط شورای نگهبان تایید شد.
اردیبهشت ۱۳۹۱، محمدباقر قالیباف؛ شهردار وقت تهران از تبدیل زندان اوین به بوستان و فضای سبز و انتقال بزرگ‌ترین زندان سیاسی کشور خبر داد. تا ۱۴۰۱ و با گذشت ۱۰ سال از این وعده و ۲۱ سال از تصویب این لایحه، بازداشتگاه اوین همچنان پابرجاست و در این سال‌ها هم خبر جدیدی درباره اجرای این تصمیم شنیده و منتشر نشده است.<ref name=":6" /> تا ۱۴۰۲ هم زندان اوین هم‌چنان در محل قبلی خود مشغول به کار است.
یکی از زندانیان اوین در دو نظام در این رابطه می‌گوید: حال با فتوای حکومتی با همدستی شهرداری بر آن شده که اين مکان يادبود از بين برود و پارکی برای تفريح به جايش نهاده شود. آنها نه در تاراج و نابودسازی کشور مرزی می‌شناسند و نه در دروغ و تحريف حقيقت و پاک کردن آثار جنايت‌هاشان. مگر گورستان خاوران را تخريب نکردند؟ ولی آنها هر چقدر هم پرزور باشند، نمی‌توانند با تخريب بنا و ساختمان، تاريخی را که آن مکان شهادت می‌دهد، نابود کنند. بناها به خودی خود چيزی را بازگو نمی‌کنند. اوين چيزی جز ساختمان‌های بتونی نيست. تصور آن در هيبت سياه‌چال‌های قرون وسطائی فريب‌دهنده می‌شود. مردمی که زمان انقلاب برای ديدن اوين به آنجا هجوم آورده بودند، دنبال سرداب و سياه‌چال بودند. آنها کانالی را يافتند که احتملا وسيله‌ای جز سيستم فاضل‌آب نبود و آن را زندان مخفی اوين انگاشتند. اين تصورات کليشه‌ای از زندان و شکنجه‌گاه، که شکنجه را مثلاً در صندلی سراسر ميخ‌دار برای اعتراف‌گيری در مقابل قدرقدرت کليسا، که امروز در موزه‌های اروپا نمونه‌هایی از آن وجود دارد، خلاصه می‌کند، می‌تواند گول زننده باشد. ابزار شکنجه‌ای که من در سال ۶۰ در اوين ديدم، چيزی جز کابل، دستبند و طناب نبود و قدرت مطلق شکنجه‌گر ‌بر تن قربانی خود. شکنجه‌گر جانشين خدا بود و زندانی بنده‌ گناهکار. با همين ابزار "ساده" در خدمت قدرت بی‌مرز، خشن‌ترين شکنجه‌ها را بکار گرفتند. تا حد مرگ زندانی و اگر "شانس" آوردی و زنده ماندی، جراحت زخمی –جسمی و روانی- که هميشه می‌ماند. اينهمه در ساختمان‌های بتونی و مدرن اوين اتفاق افتاد، همان ساختمان‌هائی که امروز برای انجام کارهای اداری مردم به آنجا رجوع می‌کنند. در طبقه بالاتر همان ساختمان‌ها بود که "دادگاه" اسلامی چند دقيقه‌ای هزاران حکم مرگ صادر کرد. در همان باغ مزين به گل و درخت‌های کهنسال بود که انسانها را تيرباران کردند، به دار آويختند. پروانه عليزاده همراه زندانيان ديگر جسد آويخته شده را بر درخت‌های اوين ديده و شهادت داده است.<ref name=":14" />


== مدیریت زندان اوین ==
== مدیریت زندان اوین ==
خط ۳۳: خط ۲۷:
=== مواد مخدر در زندان اوین ===
=== مواد مخدر در زندان اوین ===
در مورد استعمال مواد مخدر در اوین همه نوع جنسی در دسترس زندانیان است. در حال حاضر قرص ترک اعتیاد و نشئه کنندهB2 است که به وفور یافت می‌شود. در اندرزگاه ۸ شیشه و مواد مخدر وجود دارد. کلونازپام ۲ و دیازپام را مثل نقل و نبات در اختیار زندانیان قرار میدهند. تهیه این قرصها ساده است. کافی است زندانی بگوید ناراحتی اعصاب و نیاز به دکتر دارم، در این صورت این قرصها به سرعت در اختیار وی قرار می گیرد و تا آخر حبس به او گفته می شود هر چقدر دلت می خواهد بخور!‌ روزانه بین ۴ تا ۵ لیتر متادون بین معتادین در هر اندرزگاه پخش می‌شود. هفته ای یک یا دو مورد اوردز یا خودکشی، وجود دارد.<ref name=":7" />
در مورد استعمال مواد مخدر در اوین همه نوع جنسی در دسترس زندانیان است. در حال حاضر قرص ترک اعتیاد و نشئه کنندهB2 است که به وفور یافت می‌شود. در اندرزگاه ۸ شیشه و مواد مخدر وجود دارد. کلونازپام ۲ و دیازپام را مثل نقل و نبات در اختیار زندانیان قرار میدهند. تهیه این قرصها ساده است. کافی است زندانی بگوید ناراحتی اعصاب و نیاز به دکتر دارم، در این صورت این قرصها به سرعت در اختیار وی قرار می گیرد و تا آخر حبس به او گفته می شود هر چقدر دلت می خواهد بخور!‌ روزانه بین ۴ تا ۵ لیتر متادون بین معتادین در هر اندرزگاه پخش می‌شود. هفته ای یک یا دو مورد اوردز یا خودکشی، وجود دارد.<ref name=":7" />
=== وضعیت بهداشت در زندان اوین ===
تمام اتاقهای سالن‌ها پر از ساس است که زندانیان بشدت از آن رنج می برند. این مشکل، بارها به مسئولین و حفاظت و رئیس زندان، بازرسان و حتی رئیس زندانهای ایران یعنی حاجی محمدی اطلاع داده شده و زندانیان اعتراض کرده اند ولی هیچکس اهمیتی نداده و رسیدگی نمی‌کند. سالن ها هر روز در سه شیفت صبح و ظهر و عصر نظافت می شود و از ساعت ۱۰ تا ۱۰ و نیم شب تمام سرویسها، حمام و چراغخانه شسته می‌شود و تا اذان صبح هیچ کس حق استحمام ندارد.
هر سالن ۵ کابین برای استحمام دارد. یک سرویس دستشویی ۶ کابینه با ۳ روشویی وجود دارد. کیفیت مواد شوینده بهداشتی برای شستن دستها بسیار پایین است. جیره ماهیانه مواد بهداشتی برای هر زندانی یک شامپو خمره ای داروگر و یک بسته تاید با نام عاج است که اصلا عمومیت مصرف ندارد و یک تیغ برای نظافت و اصلاح هم به زندانی می‌دهند. مصرف اضافه تر مواد بهداشتی باید با هزینه خود زندانی تهیه و خریداری شود.<ref name=":7" />
=== آمارگیری زندانیان در زندان اوین ===
=== آمارگیری زندانیان در زندان اوین ===
در اوین در هر ۲۴ ساعت، دو بار آمارگیری انجام می شود. یکبار قبل از ساعت ۸ صبح و یک بار قبل از ساعت هفت و نیم شب. از ساعت ۱۰ شب هیچ رفت و آمدی بین سالنها انجام نمی شود و همه زندانیان باید در سالنهای خودشان باشند. هواخوری راس ساعت ۷ بسته می شود و زنگ تخلیه را ۳ بار به صدا در می‌آورند. این بدان معنی است که زندانیان باید جهت آمارگیری به سالنهای خود بروند.<ref name=":7" />
در اوین در هر ۲۴ ساعت، دو بار آمارگیری انجام می شود. یکبار قبل از ساعت ۸ صبح و یک بار قبل از ساعت هفت و نیم شب. از ساعت ۱۰ شب هیچ رفت و آمدی بین سالنها انجام نمی شود و همه زندانیان باید در سالنهای خودشان باشند. هواخوری راس ساعت ۷ بسته می شود و زنگ تخلیه را ۳ بار به صدا در می‌آورند. این بدان معنی است که زندانیان باید جهت آمارگیری به سالنهای خود بروند.<ref name=":7" />
خط ۵۰: خط ۳۹:
در هر سالن دستگاه شارژ کارت تلفن موجود است و هزینه آن توسط خود زندانی تامین میشود. حداکثر کارت شارژ ۲۰۰ هزار تومان است و بیشتر از این اجازه شارژ داده نمی‌شود.
در هر سالن دستگاه شارژ کارت تلفن موجود است و هزینه آن توسط خود زندانی تامین میشود. حداکثر کارت شارژ ۲۰۰ هزار تومان است و بیشتر از این اجازه شارژ داده نمی‌شود.


== زندانیان در زندان اوین ==
=== ترکیب زندانیان در زندان اوین ===
در گذشته بخش اعظم زندانیان را زندانیان سیاسی و عقیدتی تشکیل می‌دادند، ولی در سال‌های اخیر مجرمان عادی از جمله قاتلان، سارقان و افراد مرتکب به جرایم جنسی و مواد مخدر نیز در این زندان نگهداری می‌شوند.<ref name=":8" />
در گذشته بخش اعظم زندانیان را زندانیان سیاسی و عقیدتی تشکیل می‌دادند، ولی در سال‌های اخیر مجرمان عادی از جمله قاتلان، سارقان و افراد مرتکب به جرایم جنسی و مواد مخدر نیز در این زندان نگهداری می‌شوند.<ref name=":8" />


خط ۲۷۷: خط ۲۶۶:


=== بند ۳۲۵ قدیم یا بند ویژه روحانیت ===
=== بند ۳۲۵ قدیم یا بند ویژه روحانیت ===
بند ۳۲۵ پیش‌تر ساختمانی ویلایی بود با درخت‌هایی سر به فلک کشیده و حوضی در میان آن و این بخش ویلایی جز مدتی کوتاه به‌عنوان زندان استفاده نمی‌شد. در این مجموعه تنها حدود سی‌وشش سلول انفرادی (۳۱۱ و ۳۲۵) که بعدها ساخته شد و به دلیل رنگ دیوارها "سلول‌های سبز" لقب گرفته بود.
حسن ظریف ناظریان زندانی سیاسی و از شاهدین قتل‌عام۶۷ در صفحه ۳۵ کتاب خاطراتش نوشته‌ است: من را با نفر دیگری به قسمت ۳۲۵ قدیم بردند. ما را تحویل بند ۵ دادند. این بند و بند کناری‌اش بند ۶، در شیب تپه بودند. هر دو ساختمان قدیمی بودند. سلول‌های‌شان هم بالاتر از حیاط بود. حیاطی پردرخت. بعدها فهمیدم اولین بار که زندانی به نام اوین ساخته شد، موجودی‌اش همین دو ساختمان مسکونی بود. بعدها چند سلول انفرادی هم نزدیک همین دو ساختمان بنا کردند. هر ساختمان حدود ۷ اتاق کوچک و بزرگ داشت. از سمت جنوب این بندها می‌شد نیمه بالایی هتل اوین را واضح دید. این دو بند تشکیل شده بود از افراد مسن، سلطنت‌طلب‌ها، استادان دانشگاه، هنرمندان رشته‌های سینما و موسیقی در زمان شاه، سران ارتش شاه، پیروان بهائیت، شخصیت‌های مختلف سیاسی۷ بازاریان... و افراد انتقالی را که نمی‌خواستند وارد بندهای اصلی اوین کنند چند روزی در این بندها نگه می‌داشتند.<ref name=":15">کتاب رمز ماندگاری خاطرات حسن ظریف ناظریان</ref>
بند ۳۲۵ و ۵۰۰الف «ویژه دادگاه روحانیت» است. در این‌جا بازداشتی‌ها برای خود یک اتاق اختصاصی با تمام امکانات دارند که در زمان رفتن به مرخصی‌های طویل‌المدت با قفل در آنها را می‌بندند. به گفته آخوندهای زندانی در این بندها، برای آوردن و مصرف مواد مخدر آزادند و بهمین دلیل بیش از ۷۰٪ متهمین بند «ویژه روحانیت» تریاکی‌اند.<ref name=":11" />
بند ۳۲۵ و ۵۰۰الف «ویژه دادگاه روحانیت» است. در این‌جا بازداشتی‌ها برای خود یک اتاق اختصاصی با تمام امکانات دارند که در زمان رفتن به مرخصی‌های طویل‌المدت با قفل در آنها را می‌بندند. به گفته آخوندهای زندانی در این بندها، برای آوردن و مصرف مواد مخدر آزادند و بهمین دلیل بیش از ۷۰٪ متهمین بند «ویژه روحانیت» تریاکی‌اند.<ref name=":11" />
بند ۳۲۵ پیش‌تر ساختمانی ویلایی بود با درخت‌هایی سر به فلک کشیده و حوضی در میان آن و این بخش ویلایی جز مدتی کوتاه به‌عنوان زندان استفاده نمی‌شد. در این مجموعه تنها حدود سی‌وشش سلول انفرادی (۳۱۱ و ۳۲۵) که بعدها ساخته شد و به دلیل رنگ دیوارها "سلول‌های سبز" لقب گرفته بود.


=== بازداشتگاه ۶۶ سپاه یا بند ۳۲۵ اوین ===
=== بازداشتگاه ۶۶ سپاه یا بند ۳۲۵ اوین ===
خط ۳۵۰: خط ۳۴۱:
==== ملی‌کش‌ها - زمان خمینی ====
==== ملی‌کش‌ها - زمان خمینی ====
در جمهوری اسلامی طبقه‌بندی زندانیان بر اساس میزان محکومیت هم وجود داشته است. از جمله این تقسیم‌بندی عده‌ای بودند که مدت محکومیتشان تمام شده بود ولی به دلایل مختلف که عمدتا به عدم پذیرش شرط آزادی که معمولا مصاحبه تلویزیونی و اظهار ندامت بود آزاد نشده بودند. به این افراد ملی‌کش می‌گفتند. مسعود ابویی در خاطراتش نقل می‌کند که لاجوردی در انفرادی گوهردشت در سال ۱۳۶۱ گفته بود شرط خروج شما از سلول انفرادی پذیرش مصاحبه تلویزیونی است و اضافه کرد حتی اگر مدت محکومیتت تمام هم شود در زندان می‌مانی و به شما می‌گویند فرجی‌کش، یعنی تا فرج امام زمان در زندان باقی می‌مانید.  
در جمهوری اسلامی طبقه‌بندی زندانیان بر اساس میزان محکومیت هم وجود داشته است. از جمله این تقسیم‌بندی عده‌ای بودند که مدت محکومیتشان تمام شده بود ولی به دلایل مختلف که عمدتا به عدم پذیرش شرط آزادی که معمولا مصاحبه تلویزیونی و اظهار ندامت بود آزاد نشده بودند. به این افراد ملی‌کش می‌گفتند. مسعود ابویی در خاطراتش نقل می‌کند که لاجوردی در انفرادی گوهردشت در سال ۱۳۶۱ گفته بود شرط خروج شما از سلول انفرادی پذیرش مصاحبه تلویزیونی است و اضافه کرد حتی اگر مدت محکومیتت تمام هم شود در زندان می‌مانی و به شما می‌گویند فرجی‌کش، یعنی تا فرج امام زمان در زندان باقی می‌مانید.  
== وضعیت بهداشت در زندان اوین ==
تمام اتاقهای سالن‌ها پر از ساس است که زندانیان بشدت از آن رنج می برند. این مشکل، بارها به مسئولین و حفاظت و رئیس زندان، بازرسان و حتی رئیس زندانهای ایران یعنی حاجی محمدی اطلاع داده شده و زندانیان اعتراض کرده اند ولی هیچکس اهمیتی نداده و رسیدگی نمی‌کند. سالن ها هر روز در سه شیفت صبح و ظهر و عصر نظافت می شود و از ساعت ۱۰ تا ۱۰ و نیم شب تمام سرویسها، حمام و چراغخانه شسته می‌شود و تا اذان صبح هیچ کس حق استحمام ندارد.
هر سالن ۵ کابین برای استحمام دارد. یک سرویس دستشویی ۶ کابینه با ۳ روشویی وجود دارد. کیفیت مواد شوینده بهداشتی برای شستن دستها بسیار پایین است. جیره ماهیانه مواد بهداشتی برای هر زندانی یک شامپو خمره ای داروگر و یک بسته تاید با نام عاج است که اصلا عمومیت مصرف ندارد و یک تیغ برای نظافت و اصلاح هم به زندانی می‌دهند. مصرف اضافه تر مواد بهداشتی باید با هزینه خود زندانی تهیه و خریداری شود.<ref name=":7" />
== وضعیت غذا در زندان اوین ==
حسن ظریف در کتابش در رابطه با غذا در سال ۶۰ در اوین نوشته است: وضع غذای اوین به نسبت قزلحصار خیلی خراب‌تر بود. ناهار به هر چهار نفرمان یک کاسه ماست‌خوری، مربای هویج می‌دادند. به اندازه یک قاشق هویج رنده‌شده بود و بقیه‌اش آب قند. ما هم این شربت هویج را به آب می‌بستیم و ان لواش کوچکی را که به هر نفر یکی می‌رسید، در آن تریت می‌کردیم. شام هم معمولا یک خیار بود و یک تکه پنیر و یا یک تکه سیب‌زمینی، بعضی شب‌ها سوپ می‌دادند که اگر به جای خوردنش راه دیگری داشتیم، باید مستقیم می‌ریختیم در فاضلاب.<ref name=":15" />


== حوادث برجسته زندان اوین ==
== حوادث برجسته زندان اوین ==
خط ۳۶۶: خط ۳۶۵:


سید حسین مرتضوی رنجانی که زمانی مدیر زندان اوین بوده است یکی از اولین خاطرات خود در زندان اوین را این گونه تعریف می‌کند که مأموران زندان شب‌های چهارشنبه «به نیت» افرادی که در جریان بمب‌گذاری حزب جمهوری اسلامی کشته شدند، هواداران سازمان مجاهدین خلق را تیرباران می‌کردند. مرتضوی زنجانی در توصیف تیرباران این زندانیان سیاسی می‌گوید که در ابتدا وقتی صدای تیرباران را شنید تصور کرده بود «رعد و برقی در آسمان» رخ داده، که همین توصیف نشان از گستردگی اعدام‌ها در آن زمان دارد.<ref>[https://www.radiofarda.com/a/32435264.html رادیو فردا- «جلاد خمینی» یا «گل‌فروش زندان»]</ref>
سید حسین مرتضوی رنجانی که زمانی مدیر زندان اوین بوده است یکی از اولین خاطرات خود در زندان اوین را این گونه تعریف می‌کند که مأموران زندان شب‌های چهارشنبه «به نیت» افرادی که در جریان بمب‌گذاری حزب جمهوری اسلامی کشته شدند، هواداران سازمان مجاهدین خلق را تیرباران می‌کردند. مرتضوی زنجانی در توصیف تیرباران این زندانیان سیاسی می‌گوید که در ابتدا وقتی صدای تیرباران را شنید تصور کرده بود «رعد و برقی در آسمان» رخ داده، که همین توصیف نشان از گستردگی اعدام‌ها در آن زمان دارد.<ref>[https://www.radiofarda.com/a/32435264.html رادیو فردا- «جلاد خمینی» یا «گل‌فروش زندان»]</ref>
==== اعدام‌های ۵ مهر ۱۳۶۰ ====
<blockquote>حسن ظریف ناظریان در صفحه ۴۰ کتابش به نقل از یک زندانی دیگر به نام حاج جلیل می‌نویسد: روز ۵ مهر اینجا نبودی ه ببینی توی اوین چه جهنمی براه انداختند. از غروب ۵ مهر، بچه‌ها را در دسته‌های ۳۰نفره، ۴۰نفره، حتی ۵۰نفره پشت سر هم اعدام می‌کردند. پشت همین بندهای ۳۲۵ بود. یکسره تا نیمه‌شب صدای رگبار بود و تک‌تیر». از حاجی پرسیدم آن شب چند نفر را اعدام کردند؟ گفت: خیلی. از هزار تا هم بیشتر بود. هر بیست دقیقه تا نیم‌ساعت یک سری را اعدام می‌کردند و از روی تک‌تیرها خسته شده بودیم. فقط سری‌هایی رو که می‌بردند می‌شمردیم. او شب از هزار تا هم بیشتر اعدام کردند»<ref name=":15" /></blockquote>


==== تجاوز و اعدام کودکان در دهه۶۰ در اوین ====
==== تجاوز و اعدام کودکان در دهه۶۰ در اوین ====
خط ۴۲۱: خط ۴۲۳:


کابل به کف پا به اعتراف شکنجه شده و شکنجه‌گر، مؤثرترین شکنجه‌ی جسمی و روحی است. شلاق به پشت در مقابل کابل به کف پا مثل یک سیلی در مقابل سوختن تمام پا بوسیله آبجوش است. روی پای پانسمان شده کابل می‌زنند. پانسمان در ضربات پنجم وششم پاره می‌شود. گوشت کنده می‌شود، ساولن ومرکورکرم روی پا می‌ریزند کابل را ضدعفونی می‌کنند و روی زخم دوباره کابل می‌زنند و روی پای جراحی شده با تمام قدرت کابل می‌زنند. خمینی‌چی‌ها کابل زدنشان تفاوت‌هایی با ساواکی‌ها دارد. ضربات حسینی، بازجو و شکنجه‌گر پرآوازه ساواک، منظم و با آهنگ زمانی تقریباً یکنواخت بود. اما در شکنجه گاه حزب‌الله (۲۰۹) قضیه به صورت دیگری بود، در آن شب دو نفر با هم کابل می‌زدند به محض آن که ضربه اول نواخته می‌شد ضربه دوم می‌آمد، ... این بی نظمی در کابل خوردن نمی‌توانم بگویم وحشتناک بود اصلاً خفه کننده بود، ‌نفس نمی‌توانستم بکشم. خواستند روی پاهایم درجا بزنم. نزدم شروع کردند به زدن با کابل به ران و باسن و کمر، ومن بی اختیار روی دو پایم جهیدم.<ref name=":10">[https://www.radiozamaneh.com/221272/ رادیو زمانه - تجربه دوباره "اوین" پس از پنج سال - امیرحسین بهبودی]</ref>
کابل به کف پا به اعتراف شکنجه شده و شکنجه‌گر، مؤثرترین شکنجه‌ی جسمی و روحی است. شلاق به پشت در مقابل کابل به کف پا مثل یک سیلی در مقابل سوختن تمام پا بوسیله آبجوش است. روی پای پانسمان شده کابل می‌زنند. پانسمان در ضربات پنجم وششم پاره می‌شود. گوشت کنده می‌شود، ساولن ومرکورکرم روی پا می‌ریزند کابل را ضدعفونی می‌کنند و روی زخم دوباره کابل می‌زنند و روی پای جراحی شده با تمام قدرت کابل می‌زنند. خمینی‌چی‌ها کابل زدنشان تفاوت‌هایی با ساواکی‌ها دارد. ضربات حسینی، بازجو و شکنجه‌گر پرآوازه ساواک، منظم و با آهنگ زمانی تقریباً یکنواخت بود. اما در شکنجه گاه حزب‌الله (۲۰۹) قضیه به صورت دیگری بود، در آن شب دو نفر با هم کابل می‌زدند به محض آن که ضربه اول نواخته می‌شد ضربه دوم می‌آمد، ... این بی نظمی در کابل خوردن نمی‌توانم بگویم وحشتناک بود اصلاً خفه کننده بود، ‌نفس نمی‌توانستم بکشم. خواستند روی پاهایم درجا بزنم. نزدم شروع کردند به زدن با کابل به ران و باسن و کمر، ومن بی اختیار روی دو پایم جهیدم.<ref name=":10">[https://www.radiozamaneh.com/221272/ رادیو زمانه - تجربه دوباره "اوین" پس از پنج سال - امیرحسین بهبودی]</ref>
===== شکنجه طاهر احمدزاده =====
طاهر احمدزاده پدر مسعود احمدزاده چریک فدایی خلق معروف است. او در ابتدای بعد از انقلاب بعنوان استاندار خراسان منصوب شده بود. او در سال ۶۰ به اتهام هواداری از مجاهدین خلق دستگیر شد. او در زیر شکنجه وادار به اعتراف اجباری شد. حسن ظریف در صفحه ۱۳۷ کتابش به نقل از یک زندانی به نام اصغر برفجین در رابطه با شکنجه طاهر احمدزاده می‌نویسد:<blockquote>روزی ۷۰ ضربه کابل برای طاهر بریده بودن، باید اونقدر می‌خورد تا مصاحبه رو قبول کنه. چون دیگه نمی‌تونست راه بره، اون را با فرغون می‌بردن شعبه، می‌زدن و با فرغون برمی‌گشت. تا ۱۶ روز تحمل کرد. اما آخرش زیر فشار کابل، مصاحبه رو قبول کرد. لاجوردی ملعون قسمت‌هایی از سخنرانی او را جدا کرد و گذاشت جلو‌اش که کجا چی بگه و با چه لحنی بگه. هفت بار مصاحبه‌اش تکرار شد تا چیزی که می‌خوان از آب در بیاد.<ref name=":15" /></blockquote>


==== شکنجه قپانی ====
==== شکنجه قپانی ====
خط ۴۴۵: خط ۴۵۰:


سودابه اردوان: «از پنجره کوچکی که نزدیک سقف بود یک ذره نور می‌آمد. این نور هم با تاریک شدن هوا به تدریج قطع می‌شد و ما تقریبا در تاریکی فرو می‌رفتیم. ما مجبور می‌شدیم زود بگیریم بخوابیم، چون کار دیگری در تاریکی نمی‌توانستیم بکنیم و سرمان را که می‌گذاشتیم روی زمین تا با همان یک عدد پتویی که داشتیم خودمان را بپوشانیم و بخوابیم، صداهای فریاد از زیر زمین ۲۰۹ به گوش می‌رسید.»  «زیر زمین‌های ۲۰۹ محله شکنجه زندانی‌ها بود. شب هم که دیروقت می‌شد و کمی اوضاع و احوال آرام‌تر می‌شد، می‌آمدند و اعدامی‌ها را می‌بردند.» زندانی در گوشه‌ای از سلول خیره به دیوار شده، دریچه کوچک سلول باز می‌شود. زندانبان در حالی که تنها چشم‌هایش دیده می‌شود می‌گوید: «چشمبندت را بزن و بیا بیرون.»<ref name=":1" />
سودابه اردوان: «از پنجره کوچکی که نزدیک سقف بود یک ذره نور می‌آمد. این نور هم با تاریک شدن هوا به تدریج قطع می‌شد و ما تقریبا در تاریکی فرو می‌رفتیم. ما مجبور می‌شدیم زود بگیریم بخوابیم، چون کار دیگری در تاریکی نمی‌توانستیم بکنیم و سرمان را که می‌گذاشتیم روی زمین تا با همان یک عدد پتویی که داشتیم خودمان را بپوشانیم و بخوابیم، صداهای فریاد از زیر زمین ۲۰۹ به گوش می‌رسید.»  «زیر زمین‌های ۲۰۹ محله شکنجه زندانی‌ها بود. شب هم که دیروقت می‌شد و کمی اوضاع و احوال آرام‌تر می‌شد، می‌آمدند و اعدامی‌ها را می‌بردند.» زندانی در گوشه‌ای از سلول خیره به دیوار شده، دریچه کوچک سلول باز می‌شود. زندانبان در حالی که تنها چشم‌هایش دیده می‌شود می‌گوید: «چشمبندت را بزن و بیا بیرون.»<ref name=":1" />
==== اتاق مسجد ====
<blockquote>حسن ظریف این اتاق را اینگونه توضیح می‌دهد: اتاق مسجد اسم یکی از اتاق‌های زیر هشت بندهای ۳۲۵ بود. در اصل محل نگهبانان بند بود. این اتاق را برای نگهداری افرادی گذاشته بودند که هنوز زیر بازجویی بودند و یا سخت شکنجه شده بودند. علاوه بر این افرادی را که احتمال اعدام‌شان می‌رفت به اتاق مسجد می‌فرستادند. چه بسیار مجاهدان و مبارزانی که هرگز پای‌شان از اتاق مسجد به سلول‌های عمومی نرسید و نام‌شان را هم کسی نفهمید. هر بار از نفرات مختلف سراغ افرادی را می‌گرفتم به این می رسیدم که مدتی در اتاق مسجد فلان بند دیده شده‌اند.<ref name=":15" /></blockquote>
==== کوکلس‌کلان‌ها ====
حسن ظریف به نقل از یک زندانی به نام محمود این افراد را که با نقاب سفیدی که جای چشم آن سوراخ بود و عده‌ای مرد و عده‌ای زند بر چهره گذاشته و به سلول‌ آنها به همراه پاسداران و لاجوردی سر زده بودند می‌گوید: این‌ها خائنین و بریده‌هایی هستن که دارن با دادستانی همکاری می‌کنن. بازجویی می‌کنن. هر چند وقت یکبار آنها را به بندها برای شناسایی می‌آورند. اسم بعضی از آنها عبارت بود از حمید شیرازی، قاسم اثنی عشری، رضا کیوانزاد، ولی‌الله صفوی (ولی ۵۰۰)، حسین شیخ الحکما، سهراب سهرابی، مسعود اکبری، شعبانعلی اردکانی، محسن منشی، لطیف، زهرا بخارایی و فرهاد نیری و.. . حسن ظریف در پاورقی اضافه می‌کند بعد از برکناری لاجوردی در سال ۶۳ حدود ۲۰۰ نفر از این بریده خائنین را هم پس از خوش‌خدمتی‌ها وهمکاری‌ها اعدام کردند.<ref name=":15" />
== تصمیم انتقال زندان اوین ==
آذر ۱۳۸۰، لایحه تقدیمی دولت هشتم جمهوری اسلامی با عنوان «لایحه انتقال زندان‌ها و مراکز اقدامات تامینی و تربیتی موجود به خارج از شهرها» در جلسه علنی مجلس به تصویب رسید و در همان ماه توسط شورای نگهبان تایید شد.
اردیبهشت ۱۳۹۱، محمدباقر قالیباف؛ شهردار وقت تهران از تبدیل زندان اوین به بوستان و فضای سبز و انتقال بزرگ‌ترین زندان سیاسی کشور خبر داد. تا ۱۴۰۱ و با گذشت ۱۰ سال از این وعده و ۲۱ سال از تصویب این لایحه، بازداشتگاه اوین همچنان پابرجاست و در این سال‌ها هم خبر جدیدی درباره اجرای این تصمیم شنیده و منتشر نشده است.<ref name=":6" /> تا ۱۴۰۲ هم زندان اوین هم‌چنان در محل قبلی خود مشغول به کار است.
یکی از زندانیان اوین در دو نظام در این رابطه می‌گوید: حال با فتوای حکومتی با همدستی شهرداری بر آن شده که اين مکان يادبود از بين برود و پارکی برای تفريح به جايش نهاده شود. آنها نه در تاراج و نابودسازی کشور مرزی می‌شناسند و نه در دروغ و تحريف حقيقت و پاک کردن آثار جنايت‌هاشان. مگر گورستان خاوران را تخريب نکردند؟ ولی آنها هر چقدر هم پرزور باشند، نمی‌توانند با تخريب بنا و ساختمان، تاريخی را که آن مکان شهادت می‌دهد، نابود کنند. بناها به خودی خود چيزی را بازگو نمی‌کنند. اوين چيزی جز ساختمان‌های بتونی نيست. تصور آن در هيبت سياه‌چال‌های قرون وسطائی فريب‌دهنده می‌شود. مردمی که زمان انقلاب برای ديدن اوين به آنجا هجوم آورده بودند، دنبال سرداب و سياه‌چال بودند. آنها کانالی را يافتند که احتملا وسيله‌ای جز سيستم فاضل‌آب نبود و آن را زندان مخفی اوين انگاشتند. اين تصورات کليشه‌ای از زندان و شکنجه‌گاه، که شکنجه را مثلاً در صندلی سراسر ميخ‌دار برای اعتراف‌گيری در مقابل قدرقدرت کليسا، که امروز در موزه‌های اروپا نمونه‌هایی از آن وجود دارد، خلاصه می‌کند، می‌تواند گول زننده باشد. ابزار شکنجه‌ای که من در سال ۶۰ در اوين ديدم، چيزی جز کابل، دستبند و طناب نبود و قدرت مطلق شکنجه‌گر ‌بر تن قربانی خود. شکنجه‌گر جانشين خدا بود و زندانی بنده‌ گناهکار. با همين ابزار "ساده" در خدمت قدرت بی‌مرز، خشن‌ترين شکنجه‌ها را بکار گرفتند. تا حد مرگ زندانی و اگر "شانس" آوردی و زنده ماندی، جراحت زخمی –جسمی و روانی- که هميشه می‌ماند. اينهمه در ساختمان‌های بتونی و مدرن اوين اتفاق افتاد، همان ساختمان‌هائی که امروز برای انجام کارهای اداری مردم به آنجا رجوع می‌کنند. در طبقه بالاتر همان ساختمان‌ها بود که "دادگاه" اسلامی چند دقيقه‌ای هزاران حکم مرگ صادر کرد. در همان باغ مزين به گل و درخت‌های کهنسال بود که انسانها را تيرباران کردند، به دار آويختند. پروانه عليزاده همراه زندانيان ديگر جسد آويخته شده را بر درخت‌های اوين ديده و شهادت داده است.<ref name=":14" />


== روایت جمهوری اسلامی از زندان اوین ==
== روایت جمهوری اسلامی از زندان اوین ==
۱٬۰۶۸

ویرایش

منوی ناوبری